-
پیدایش ۳۷:۳۱-۳۴کتاب مقدّس—ترجمهٔ دنیای جدید
-
-
۳۱ پس آنها بز نری را کشتند و لباس زیبای یوسِف را به خون آن بز آغشته کردند. ۳۲ بعد آن لباس را برای پدرشان فرستادند و گفتند: «ما این لباس را پیدا کردیم. لطفاً ببین که آیا لباس پسرت است یا نه!»+ ۳۳ یعقوب به آن لباس نگاه کرد و فریاد زد: «چرا! این لباس پسرم است! حتماً یک حیوان وحشی یوسِف را خورده! حتماً او را تکهتکه کرده!» ۳۴ بعد یعقوب لباسش را چاک زد و پَلاس* به کمر بست و روزهای زیادی برای پسرش عزاداری کرد.
-