۱سموئیل ۱۴:۲۷ کتاب مقدّس—ترجمهٔ دنیای جدید ۲۷ اما یوناتان که نشنیده بود پدرش سربازان را قسم داده است،+ چوبی را که در دست داشت بلند کرد و نوک آن را در کندوی عسل فرو برد. وقتی عسل را در دهانش گذاشت، چشمانش برق زد.
۲۷ اما یوناتان که نشنیده بود پدرش سربازان را قسم داده است،+ چوبی را که در دست داشت بلند کرد و نوک آن را در کندوی عسل فرو برد. وقتی عسل را در دهانش گذاشت، چشمانش برق زد.