۱۷ یَسا به پسرش داوود گفت: «لطفاً این کیسهٔ غلّهٔ برشته و ده نان را بردار و فوراً برای برادرانت که در اردوگاه هستند، ببر. ۱۸ این ده قالب پنیر را هم برای رئیس گروهشان ببر؛ در ضمن ببین حال برادرانت چطور است و چیزی بیاور که نشانهای از سلامتی آنها باشد.»