-
۲سموئیل ۹:۳کتاب مقدّس—ترجمهٔ دنیای جدید
-
-
۳ پادشاه گفت: «آیا از خانوادهٔ شائول کسی باقی مانده که من بتوانم محبت پایدار خدا را به او نشان بدهم؟» صیبا در جواب پادشاه گفت: «یکی از پسران یوناتان هنوز زنده است و هر دو پایش لنگ است.»+
-
-
۲سموئیل ۹:۶، ۷کتاب مقدّس—ترجمهٔ دنیای جدید
-
-
۶ وقتی مِفیبوشِت پسر یوناتان، پسر شائول پیش داوود آمد، بلافاصله به خاک افتاد و پیشانیاش را روی زمین گذاشت. داوود گفت: «مِفیبوشِت!» مِفیبوشِت جواب داد: «بله، غلامت در خدمتت است.» ۷ داوود به او گفت: «نترس! من به خاطر پدرت یوناتان به تو محبت پایدار نشان میدهم + و زمین پدربزرگت شائول را به تو برمیگردانم. تو از این به بعد همیشه سر سفرهٔ من غذا* میخوری.»+
-