-
۱سموئیل ۲۱:۱، ۲کتاب مقدّس—ترجمهٔ دنیای جدید
-
-
۲۱ داوود به نوب، پیش اَخیمِلِک کاهن رفت.+ وقتی اَخیمِلِک داوود را دید ترسید و به او گفت: «چرا تنها آمدهای و کسی با تو نیست؟»+ ۲ داوود در جواب اَخیمِلِک کاهن گفت: «پادشاه مرا برای کاری فرستاده و به من گفته است: ‹هیچ کس نباید از این مأموریت و کاری که گفتم انجام بدهی، باخبر شود.› من با مردانم قرار گذاشتهام که کجا همدیگر را ببینیم.
-