-
۱سموئیل ۲۴:۸کتاب مقدّس—ترجمهٔ دنیای جدید
-
-
۸ بعد داوود از غار بیرون رفت و شائول را صدا کرد و گفت: «سَرورم، پادشاه!»+ وقتی شائول پشت سرش را نگاه کرد، داوود به خاک افتاد و پیشانیاش را بر زمین گذاشت.
-
-
۱سموئیل ۲۴:۱۶کتاب مقدّس—ترجمهٔ دنیای جدید
-
-
۱۶ وقتی حرفهای داوود تمام شد، شائول پرسید: «داوود، تویی پسرم؟ این صدای توست؟»+ بعد با صدای بلند گریه کرد.
-