-
۱پادشاهان ۱:۵، ۶کتاب مقدّس—ترجمهٔ دنیای جدید
-
-
۵ در همان زمان، اَدونیا،+ پسر حَجّیت که دنبال قدرت و مقام بود، گفت: «من پادشاه خواهم شد!» پس ارابهای برای خود تهیه کرد، همچنین اسبسوارانی که او را همراهی کنند و ۵۰ مرد که جلوی او بدوند.+ ۶ اما پدرش هیچ وقت از او بازخواست نمیکرد* و نمیگفت: «چرا این کار را میکنی؟» اَدونیا مردی بسیار خوشقیافه بود و مادرش او را بعد از اَبشالوم به دنیا آورده بود.
-