اِشَعْیا ۵۰:۶ کتاب مقدّس—ترجمهٔ دنیای جدید ۶ من گذاشتم که به پشتم شلاق بزنند،و ریشم را بکنند. گذاشتم که به من توهین کنند و به صورتم تف بیندازند.+ اِشَعْیا ۵۳:۳ کتاب مقدّس—ترجمهٔ دنیای جدید ۳ مردم او را خوار و حقیر شمردند و از او دوری کردند.+او با درد و رنج آشنا بود* و مریضی را خوب میشناخت. او مثل کسی بود که مردم رویشان را از او برمیگردانند. او خوار و حقیر شمرده شد و ما او را به حساب نیاوردیم.+ مَتّی ۲۶:۶۷، ۶۸ کتاب مقدّس—ترجمهٔ دنیای جدید ۶۷ بعد به صورتش تف انداختند + و با مشت او را زدند.+ بعضیها هم به او سیلی میزدند،+ ۶۸ و با حالت تمسخر به او میگفتند: «ای مسیح، اگر واقعاً پیامبر هستی بگو چه کسی تو را زد!»
۶ من گذاشتم که به پشتم شلاق بزنند،و ریشم را بکنند. گذاشتم که به من توهین کنند و به صورتم تف بیندازند.+
۳ مردم او را خوار و حقیر شمردند و از او دوری کردند.+او با درد و رنج آشنا بود* و مریضی را خوب میشناخت. او مثل کسی بود که مردم رویشان را از او برمیگردانند. او خوار و حقیر شمرده شد و ما او را به حساب نیاوردیم.+
۶۷ بعد به صورتش تف انداختند + و با مشت او را زدند.+ بعضیها هم به او سیلی میزدند،+ ۶۸ و با حالت تمسخر به او میگفتند: «ای مسیح، اگر واقعاً پیامبر هستی بگو چه کسی تو را زد!»