سرود ۱۶۴
پناه من
(مزمور ۱۱۵:۱۱)
۱. زندگیم بی تو، یَهُوَه
عطر و بویی نداشت
در کنارِ تو، میتوان
بیپروا گام برداشت
زندگی، نیست عاری
از درد و سختی
امیدم ای پدر تو هستی
صخرهٔ من، قلعهٔ من
بر تو باشد توکّلم
سپر من، یاور من
از ته دل دوستت دارم
در هرجومرج عالم
هستی حافظ جانم، پناه من
۲. باز و بیپرده، کنم من
راز و نیاز با تو
وقتی میدهی جوابم
نیرویم شود نو
گرچه شود دنیا
غرق در تاریکی
در آغوشت ندارم ترسی
صخرهٔ من، قلعهٔ من
بر تو باشد توکّلم
سپر من، یاور من
از ته دل دوستت دارم
در هرجومرج عالم
هستی حافظ جانم، پناه من
صخرهٔ من، قلعهٔ من
بر تو باشد توکّلم
سپر من، یاور من
از ته دل دوستت دارم
در هرجومرج عالم
هستی حافظ جانم، پناه من
پناه من