تجربه
پاداش ایمان و توکّل به یَهُوَه
اِما سه روز در هفته، روزی نه ساعت در یک هتل کار میکرد. او از رئیسش تقاضای یک روز مرخصی کرد تا بتواند در کنگره شرکت کند. ولی رئیسش با تقاضای او موافقت نکرد و حتی برنامهٔ کاریاش را به پنج روز در هفته تغییر داد و به او گفت که اگر برنامهٔ جدید را نپذیرد باید استعفا دهد. اِما به یَهُوَه توکّل کرد و تصمیم گرفت که از کارش استعفا دهد و در کنگره شرکت کند.
وقتی اِما برای تحویل دادن نامهٔ استعفا پیش رئیسش رفت، مدیرکل هتل به طور اتفاقی آنجا بود. وقتی از موضوع باخبر شد، قول داد که آن را پیگیری کند. با این حال دو هفته بعد، به اِما اطلاع دادند که اخراج شده است. مدتی بعد او دوباره با مدیرکل هتل روبرو شد. مدیرکل از نادیده گرفته شدن دستورهایش ناراحت بود. او به موضوع رسیدگی کرد و به اِما برنامهٔ کاری جدیدی پیشنهاد شد؛ پنج روز در هفته، روزی چهار ساعت. این برنامه حتی از برنامهٔ قبلی هم برای اِما بهتر بود، چون وقت بیشتری برای موعظه و خدمت به یَهُوَه داشت! یَهُوَه طوری به نیازهای اِما رسیدگی کرد که او حتی تصوّرش را هم نمیکرد.