-
«تمامئ تکلیف انسان»برج دیدهبانی ۱۹۹۷ | ۱ مارس
-
-
۱۳. الف) جامعه ۹:۴، ۵ چگونه میتواند برای آنکه دیدگاه درستی در مورد شهرتطلبی و قدرتطلبی داشته باشیم ما را یاری کند؟ ب) اگر زندگی همین باشد، چه حقایقی پیش روی ما قرار دارند؟ (به پاورقی مراجعه شود.)
۱۳ چنین اهمیت و قدرتی به کجا میانجامد؟ همانطور که نسلها در پی هم میگذرند، افراد بانفود یا قدرتمند نیز از صحنه خارج و فراموش میشوند. معماران، موسیقیدانان و دیگر هنرمندان، اصلاحطلبان اجتماعی و افرادی از این قبیل نیز رفته و فراموش میشوند، درست مانند اغلب سیاستمداران و سران نظامی. مثلاً از بین کسانی که به این کارها اشتغال داشتند چند نفر را میشناسی که در قرن هجدهم میزیستهاند؟ سلیمان موضوع را بخوبی ارزیابی کرده، میگوید: «سگ زنده از شیر مرده بهتر است. زانرو که زندگان میدانند که باید بمیرند امّا مردگان هیچ نمیدانند . . . [و] ذکر ایشان فراموش میشود.» (جامعه ۹:۴، ۵) اگر زندگی فقط همین باشد، پس در پی شهرت یا قدرت بودن حقیقتاً پوچ و باطل است.a
-
-
«تمامئ تکلیف انسان»برج دیدهبانی ۱۹۹۷ | ۱ مارس
-
-
a تفسیر خردمندانهای را که در یکی از شمارههای مجلهٔ برج دیدهبانی آمده بود در اینجا میخوانیم: «نباید این زندگی را به بیهودگی و بطالت بگذرانیم . . . اگر زندگی فقط همین باشد، پس هیچ چیز اهمیت ندارد. این زندگی مانند توپی است که به هوا پرتاب شده و چیزی نمیگذرد که دوباره بر زمین میافتد. همچون سایهای گذراست، گلی در شرف پژمردگی، ساقهٔ علفی که بزودی چیده و خشک میشود. . . . در برابر ابدیت، عمر ما همچون ذرهای ناچیز است و در نهر زمان قطرهای بیش نیست. بیتردید حق با [سلیمان] است که بسیاری از امور و کارهای آدمی را مرور کرده و باطل خوانده است. آنقدر زود از میان میرویم که گویی بهتر بود اصلاً پا به جهان ننهاده بودیم، همانند میلیاردها انسان که میآیند و میروند، جز افراد اندکی کیست که حتی از وجود ما باخبر باشد؟ آیا این نگرشی بدبینانه و تاریک یا مالیخولیایی و مخوف است؟ اگر زندگی فقط همین باشد، پس این نگرشی واقع بنیانه و حقیقت و واقعیتی است که باید با آن روبرو شد.»—۱ اوت ۱۹۵۷، صفحهٔ ۴۷۲.
-