کتابخانهٔ آنلاین نشریات شاهدان یَهُوَه
کتابخانهٔ آنلاین
نشریات شاهدان یَهُوَه
فارسی
  • کتاب مقدّس
  • نشریات
  • جلسات
  • مأخذ۲۱ ژوئیه ص ۱-‏۱۰
  • مأخذ جزوهٔ کار و آموزش

ویدیویی برای انتخاب شما موجود نیست.

متأسفانه، پخش ویدیو ممکن نیست.

  • مأخذ جزوهٔ کار و آموزش
  • مأخذ جزوهٔ کار و آموزش (‏۲۰۲۱)‏
  • عنوان‌های فرعی
  • ۵-‏۱۱ ژوئیه
  • ۱۲-‏۱۸ ژوئیه
  • ۱۹-‏۲۵ ژوئیه
  • ۲۶ ژوئیه–‏۱ اوت
  • ۲-‏۸ اوت
  • ۹-‏۱۵ اوت
  • ۱۶-‏۲۲ اوت
  • ۲۳-‏۲۹ اوت
  • ۳۰ اوت–‏۵ سپتامبر
مأخذ جزوهٔ کار و آموزش (‏۲۰۲۱)‏
مأخذ۲۱ ژوئیه ص ۱-‏۱۰

مأخذ جزوهٔ کار و آموزش

۵-‏۱۱ ژوئیه

گنج‌هایی در کلام خدا | تَثنیه ۱۱-‏۱۲

«پرستش مورد قبول یَهُوَه»

⁦it⁩-‏۲-‏⁦E⁩‏ ص ۱۰۰۷ ¶۴

جان

خدمت کردن «با تمامی جان.‏» کتاب مقدّس ما را ترغیب می‌کند که خدا را دوست داشته باشیم و او را با «تمامی دل و جان» خدمت کنیم.‏ (‏تث‍ ۴:‏۲۹؛‏ ۱۱:‏۱۳،‏ ۱۸)‏ به علاوه تَثنیه ۶:‏۵ می‌گوید که یَهُوَه را با «تمامی قوّت» خود دوست داشته باشیم.‏ همین طور عیسی گفت که باید یَهُوَه را با تمامی جان،‏ تمامی قوّت و همچنین «تمامی ذهن» خود خدمت کنیم.‏ (‏مر ۱۲:‏۳۰؛‏ لو ۱۰:‏۲۷)‏ حال این سؤال مطرح می‌شود که اگر عبارت «تمامی جان» همهٔ موارد بالا را در بر می‌گیرد،‏ پس چرا کتاب مقدّس به آن‌ها اشاره می‌کند؟‏ با یک تشبیه می‌توانیم این را برای خودمان روشن کنیم.‏ اگر شخصی خود را به بردگی بفروشد،‏ از آن به بعد اربابش صاحبش است.‏ با این حال ممکن است که برده با تمام وجود و با خلوص نیّت اربابش را خدمت نکند و نخواهد تمام نیرو و قوّتش را برای نفع اربابش بگذارد.‏ (‏اف‍ ۶:‏۵؛‏ کو ۳:‏۲۲ مقایسه شود.‏)‏ ما باید این نکات را در خدمت به یَهُوَه در نظر داشته باشیم،‏ چون او صاحب ماست و با خون پسرش بهای رهایی ما را پرداخته است.‏ پس خدمت با «تمامی جان» همهٔ جنبه‌های زندگی ما را در بر می‌گیرد.‏—‏با مت‍ ۵:‏۲۸-‏۳۰؛‏ لو ۲۱:‏۳۴-‏۳۶؛‏ اف‍ ۶:‏۶-‏۹؛‏ فی‍ ۳:‏۱۹؛‏ کو ۳:‏۲۳،‏ ۲۴ مقایسه شود.‏

⁦it⁩-‏۱-‏⁦E⁩‏ ص ۸۴ ¶۳

مذبح

یَهُوَه به اسرائیلیان فرمان داده بود که همهٔ مذبح‌ها و ستون‌های مربوط به هر گونه بت‌پرستی را از بین ببرند.‏ (‏خر ۳۴:‏۱۳؛‏ تث‍ ۷:‏۵،‏ ۶؛‏ ۱۲:‏۱-‏۳)‏ پس آن‌ها هرگز نباید چنین پرستشی را پیش می‌گرفتند و همچنین نباید پسران و دخترانشان را مانند کنعانیان قربانی می‌کردند.‏ (‏تث‍ ۱۲:‏۳۰،‏ ۳۱؛‏ ۱۶:‏۲۱)‏ قوم اسرائیل نباید مذبح‌های زیادی را می‌ساختند.‏ آن‌ها باید تنها یک مذبح برای پرستش خدای یکتا در مکانی که یَهُوَه تعیین کرده بود می‌ساختند.‏—‏تث‍ ۱۲:‏۲-‏۶،‏ ۱۳،‏ ۱۴،‏ ۲۷.‏

گوهرهای روحانی

⁦it⁩-‏۱-‏⁦E⁩‏ ص ۹۲۵-‏۹۲۶

کوه جِرِزیم

قوم اسرائیل بعد از پیروزی در عای،‏ هماهنگ با دستورهای موسی و تحت هدایت یوشَع پای کوه‌های جِرِزیم و عیبال جمع شدند.‏ آنجا بود که یوشَع برای قوم اسرائیل گفته‌های یَهُوَه را در مورد برکت و لعنت خواند؛‏ این که اطاعت از یَهُوَه برکت به همراه دارد و سرپیچی از او لعنت.‏ طایفه‌های شَمعون،‏ لاوی،‏ یهودا،‏ یِساکار،‏ یوسِف و بنیامین در مقابل کوه جِرِزیم ایستادند،‏ لاویان که صندوق عهد را با خود داشتند در درّه و آن شش طایفه دیگر هم در مقابل کوه عیبال ایستادند.‏ (‏تث‍ ۱۱:‏۲۹،‏ ۳۰؛‏ ۲۷:‏۱۱-‏۱۳؛‏ یوش‍ ۸:‏۲۸-‏۳۵)‏ ظاهراً طایفه‌هایی که در مقابل کوه جِرِزیم بودند بعد از شنیدن گفته‌های یوشَع در مورد برکات ‹آمین› گفتند و طایفه‌های دیگر هم که در مقابل کوه عیبال بودند بعد از شنیدن لعنت ‹آمین› گفتند.‏ شریعت «در حضور تمام جماعت اسرائیل و زنان و کودکان و غریبانی که در میان ایشان به سر می‌بردند» خوانده شد.‏ (‏یوش‍ ۸:‏۳۵)‏ این جمعیت بزرگ می‌توانستند در هر جایی که بودند همهٔ سخنان یوشَع را بشنوند.‏ این احتمالاً به این دلیل بود که صدا در این منطقه به خوبی انعکاس پیدا می‌کرد.‏

۱۲-‏۱۸ ژوئیه

گنج‌هایی در کلام خدا | تَثنیه ۱۳-‏۱۵

«شریعت،‏ توجه یَهُوَه را به فقیران نشان می‌داد»

⁦it⁩-‏۲-‏⁦E⁩‏ ص ۱۱۱۰ ¶۳

ده‌یک

به نظر می‌رسد که هر سال «ده‌یک» دیگری هم برای مصارفی به جز حمایت از کهانت کنار گذاشته می‌شد.‏ (‏تث‍ ۱۲:‏۴-‏۷،‏ ۱۱،‏ ۱۷،‏ ۱۸)‏ هر هفت سال،‏ سال سَبَّت برگزار می‌شد.‏ این ده‌یک در پایان سال سوم و سال ششم بجای این که برای مخارج گردهمایی‌های سالانه مصرف شود به لاویان،‏ غریبان،‏ بیوه‌زنان و یتیمان داده می‌شد.‏—‏تث‍ ۱۴:‏۲۸،‏ ۲۹؛‏ ۲۶:‏۱۲.‏

⁦it⁩-‏۲-‏⁦E⁩‏ ص ۸۳۳

سال سَبَّت

سال سَبَّت «سال بخشودگی» نامیده شده است.‏ (‏تث‍ ۱۵:‏۹؛‏ ۳۱:‏۱۰)‏ طی آن سال اسرائیلیان کشت و زرع نمی‌کردند و زمین را کاملاً ‹به حال خود وامی‌گذاشتند.‏› (‏خر ۲۳:‏۱۱)‏ همچنین در آن سال بدهی شخص باید بخشیده می‌شد.‏ این کار ‹بخشودگی یَهُوَه› خوانده می‌شد،‏ چون مطابق خواست او بود.‏ بعضی محققین نظر متفاوتی دارند و بر این باورند که بدهی شخص کاملاً بخشیده نمی‌شد بلکه طلبکار فقط در آن سال به دنبال طلب خود نبود چون می‌دانست که بدهکار محصولی برداشت نکرده است.‏ اما طلبکار می‌توانست از شخصی بیگانه قرض خود را طلب کند.‏—‏تث‍ ۱۵:‏۱-‏۳.‏

⁦it⁩-‏۲-‏⁦E⁩‏ ص ۹۷۸ ¶۶

برده

قوانینی در رابطه با برده و ارباب.‏ وضعیت برده‌های اسرائیلی با برده‌های بیگانه فرق می‌کرد.‏ برده‌های غیراسرائیلی همیشه به اربابشان و خانوادهٔ او تعلّق داشتند.‏ (‏لا ۲۵:‏۴۴-‏۴۶)‏ اما برده‌های اسرائیلی بعد از هفت سال خدمت یا در سال یوبیل آزاد می‌شدند.‏ طی این زمان ارباب باید با بردهٔ اسرائیلی‌اش مثل یک کارگر روزمزد رفتار می‌کرد.‏ (‏خر ۲۱:‏۲؛‏ لا ۲۵:‏۱۰؛‏ تث‍ ۱۵:‏۱۲)‏ وقتی بردهٔ اسرائیلی آزاد می‌شد اربابش نباید او را دست‌خالی روانه می‌کرد بلکه باید برای شروع زندگی‌ای جدیدش کمک می‌کرد.‏—‏تث‍ ۱۵:‏۱۳-‏۱۵.‏

گوهرهای روحانی

ب۰۴ ۱/‏۴ ص ۲۱ ¶۲

نکاتی از کتاب خروج

۲۳:‏۱۹؛‏ ۳۴:‏۲۶—‏چرا پختن بزغاله در شیر مادرش روا نبود و اهمیت این فرمان چه بود؟‏ پختن بزغاله (‏یا هر بچهٔ حیوانی)‏ در شیر مادرش ظاهراً یکی از رسوم مشرکانه بود که برای طلب باران به جا می‌آوردند.‏ علاوه بر آن،‏ شیر مادر برای تغذیهٔ آن بزغاله حیاتی بود.‏ از این رو پختن بزغاله در شیری که در اصل باید برایش حیات‌بخش باشد عملی جز قساوت نمی‌بود.‏ این شریعت به امّت خدا یادآور می‌شد که باید رحمت داشته باشند.‏

۱۹-‏۲۵ ژوئیه

گنج‌هایی در کلام خدا | تَثنیه ۱۶-‏۱۸

«اصولی برای قضاوت منصفانه»

⁦it⁩-‏۱-‏⁦E⁩‏ ص ۳۴۳ ¶۵

کوری و نابینایی

تصمیمات نادرست و ناعادلانه به خاطر فساد در سیستم قضایی به کوری یا بستن چشم به روی واقعیات تشبیه شده است.‏ شریعت در مورد گرفتن رشوه و هدیه و همچنین پیشداوری هشدار جدّی داده است،‏ چون این‌ها می‌تواند چشم قاضی را به روی واقعیات ببندد و باعث قضاوت نامنصفانه شود.‏ در واقع رشوه «چشم بینایان» و «چشمان حکیمان را کور می‌کند.‏» (‏خر ۲۳:‏۸؛‏ تث‍ ۱۶:‏۱۹)‏ یک قاضی هر چقدر که درستکار و صادق باشد،‏ آگاهانه یا ناآگاهانه می‌تواند تحت تأثیر هدایایی قرار بگیرد که به او داده می‌شود.‏ در شریعت همچنین آمده بود که قاضی نباید بر اساس احساساتش قضاوت کند.‏ کتاب مقدّس می‌گوید:‏ «نه جانبِ فقیر را بگیر و نه بزرگ را حرمت دار.‏» (‏لا ۱۹:‏۱۵)‏ پس قاضی نباید از روی احساسات یا برای این که دیگران او را تأیید کنند ضدّ شخصی ثروتمند،‏ صرفاً به این دلیل که ثروتمند است حکم کند.‏—‏خر ۲۳:‏۲،‏ ۳.‏

⁦it⁩-‏۲-‏⁦E⁩‏ ص ۵۱۱ ¶۷

عدد

دو.‏ عدد دو در موارد حقوقی و قضایی بسیار دیده می‌شد.‏ وجود دو شاهد،‏ به یک مورد قضایی اعتبار می‌بخشید.‏ دو شاهد یا حتی سه شاهد برای اثبات یک موضوع در برابر قاضی یا داور لازم بود.‏ حتی امروزه هم این اصل در جماعت مسیحی به کار می‌رود.‏ (‏تث‍ ۱۷:‏۶؛‏ ۱۹:‏۱۵؛‏ مت‍ ۱۸:‏۱۶؛‏ ۲قر ۱۳:‏۱؛‏ ۱تی‍ ۵:‏۱۹؛‏ عب‍ ۱۰:‏۲۸)‏ خدا هم هنگامی که پسرش را برای نجات انسان‌ها فرستاد به این اصل پای‌بند بود.‏ عیسی گفت:‏ «همچنین در شریعت خودتان نوشته شده است:‏ ‹اگر دو تن بر امری شهادت دهند،‏ شهادتشان معتبر است.‏› در مورد من نیز دو تن شهادت می‌دهند؛‏ یکی خودم،‏ دیگری پدری که مرا فرستاد.‏»—‏یو ۸:‏۱۷،‏ ۱۸.‏

⁦it⁩-‏۲-‏⁦E⁩‏ ص ۶۸۵ ¶۶

کاهن

کاهنان مسئولیت داشتند که شریعت خدا را به مردم توضیح بدهند و در سیستم قضایی نقش مهمی داشتند.‏ گاهی کاهنان در دادگاه‌های محلّی به داوران در موارد سخت کمک می‌کردند تا به درستی حکم کنند.‏ (‏تث‍ ۱۷:‏۸،‏ ۹)‏ هنگامی که قتلی اتفاق می‌افتاد و معلوم نبود که قاتل چه کسی است،‏ کاهنان و مشایخ شهر باید به موضوع رسیدگی می‌کردند.‏ (‏تث‍ ۲۱:‏۱،‏ ۲،‏ ۵)‏ وقتی که شوهری زن خود را به خیانت متهم می‌کرد،‏ باید او را به خیمهٔ عبادت می‌برد.‏ کاهن مطابق دستورالعمل‌های یَهُوَه عمل می‌کرد تا یَهُوَه به وضوح مشخص کند که آیا آن زن واقعاً گناهکار است یا نه.‏ (‏اعد ۵:‏۱۱-‏۳۱)‏ کسانی که به حکم کاهنان یا داوران احترام نمی‌گذاشتند،‏ به مرگ محکوم می‌شدند.‏—‏اعد ۱۵:‏۳۰؛‏ تث‍ ۱۷:‏۱۰-‏۱۳.‏

گوهرهای روحانی

⁦it⁩-‏۱-‏⁦E⁩‏ ص ۷۸۷

اخراج از میان قوم خدا

طبق شریعت،‏ با شهادت حداقل دو نفر حکم مرگ می‌توانست صادر شود.‏ (‏تث‍ ۱۹:‏۱۵)‏ این شاهدان اولین کسانی بودند که گناهکار را سنگسار می‌کردند.‏ (‏تث‍ ۱۷:‏۷)‏ این موضوع غیرت آن شاهدان را برای شریعت خدا و برای پاک ماندن قوم اسرائیل نشان می‌داد.‏ همچنین این قانون،‏ شاهدان را از این که به دروغ،‏ عجولانه یا از روی بی‌فکری شهادت دهند،‏ باز می‌داشت.‏

در خدمت موعظه بکوشید

⁦it⁩-‏۲-‏⁦E⁩‏ص ۵۱۹ ¶۴

امور قضایی

در جماعت مسیحی.‏ هر چند که جماعت مثل دادگاه عمل نمی‌کند،‏ ولی در صورت لزوم می‌تواند کسی را توبیخ کند یا حتی از جماعت اخراج کند.‏ به همین دلیل پولُس رسول خطاب به جماعت،‏ یعنی کسانی که سرپرستی آن را بر عهده دارند گفت که آن‌ها باید ‹اعضای جماعت را قضاوت کنند.‏› (‏۱قر ۵:‏۱۲،‏ ۱۳)‏ پولُس و پِطرُس هر دو در نامه‌های خود به جماعت‌ها و سرپرستان آن‌ها گفتند که پیران جماعت باید مراقب وضعیت روحانی هم‌ایمانانشان باشند و به آن‌هایی که در راه خطا هستند کمک کنند و هشدار بدهند.‏ (‏۲تی‍ ۴:‏۲؛‏ ۱پط‍ ۵:‏۱،‏ ۲؛‏ غلا ۶:‏۱)‏ به این منظور،‏ به کسانی که در جماعت باعث تفرقه می‌شوند،‏ باید حداقل دو بار تذکر داده شود.‏ (‏تی‍ ۳:‏۱۰،‏ ۱۱)‏ اما اگر کسی عمداً یا به طور مرتب خطا کند باید از جماعت اخراج شود.‏ این تأدیب به گناهکار نشان می‌دهد که اعمال نادرستش جایی در جماعت ندارد.‏ (‏۱تی‍ ۱:‏۲۰)‏ پولُس به سرپرستان جماعت گفت که آن‌ها مسئول رسیدگی به این خطاها هستند و باید افراد خطاکار را قضاوت کنند.‏ (‏۱قر ۵:‏۱-‏۵؛‏ ۶:‏۱-‏۵)‏ این سرپرستان با وجود دو یا سه شاهد و بدون پیشداوری و طرفداری از کسی،‏ تصمیم‌گیری می‌کنند.‏—‏۱تی‍ ۵:‏۱۹،‏ ۲۱.‏

۲۶ ژوئیه–‏۱ اوت

گنج‌هایی در کلام خدا | تَثنیه ۱۹-‏۲۱

«زندگی انسان‌ها برای یَهُوَه ارزشمند است»

ب۱۷/‏۱۱ ص ۱۴ ¶۴

عدالت و رحمت یَهُوَه را سرمشق قرار دهید

۴ شش شهر پناهگاه در مکان‌هایی قرار داشتند که به‌راحتی بتوان به آنجا پناه برد.‏ یَهُوَه به اسرائیلیان فرمان داده بود که آن شش شهر را طوری انتخاب کنند که به طور مساوی در دو طرف رود اردن تقسیم شوند.‏ هدف یَهُوَه این بود که هر شخص فراری بتواند به‌راحتی و به‌سرعت به آن شهرها پناه برد.‏ (‏اعد ۳۵:‏۱۱-‏۱۴)‏ شاهراه‌هایی که به شهرهای پناهگاه می‌رفت،‏ به طور مرتب تعمیر می‌شد.‏ (‏تث ۱۹:‏۳)‏ مطابق با رسوم یهودی تابلوهایی در طول راه نصب می‌شد که اشخاص فراری را به شهرهای پناهگاه هدایت کند.‏ شخصی که مرتکب قتل غیرعمد شده بود می‌توانست به این شهرها پناه ببرد و لزومی نداشت که به سرزمینی بیگانه فرار کند،‏ جایی که ممکن بود به پرستش خدایان کاذب وسوسه شود.‏

ب۱۷/‏۱۱ ص ۱۵ ¶۹

عدالت و رحمت یَهُوَه را سرمشق قرار دهید

۹ یکی از ویژگی‌های شهرهای پناهگاه این بود که باعث می‌شد خون کسی بر گردن اسرائیلیان نباشد.‏ (‏تث ۱۹:‏۱۰)‏ یَهُوَه خدا برای زندگی ارزش قائل است و از «دستانی که خون بی‌گناه را می‌ریزد» نفرت دارد.‏ (‏امث ۶:‏۱۶،‏ ۱۷)‏ او خدایی عادل و مقدّس است که نمی‌تواند قتل غیرعمد را نادیده بگیرد.‏ شخصی که به طور غیرعمد کسی را می‌کشت مورد رحمت قرار می‌گرفت.‏ با این حال می‌بایست ماجرا را برای پیران بیان می‌کرد.‏ اگر پیران تشخیص می‌دادند که قتل به طور تصادفی اتفاق افتاده است،‏ شخص متهم می‌بایست تا مرگ کاهن اعظم در شهر پناهگاه می‌ماند.‏ شاید حتی او مجبور می‌شد که تا آخر عمرش در شهر پناهگاه باقی بماند.‏ این تدارک به اسرائیلیان نشان می‌داد که جان انسان‌ها مقدّس و باارزش است.‏ آنان باید از هر عملی که جان انسان‌ها را به خطر می‌انداخت دوری می‌کردند و به کسی که به آنان زندگی بخشیده بود،‏ احترام می‌گذاشتند.‏

⁦it⁩-‏۱-‏⁦E⁩‏ ص ۳۴۴

خون

انسان‌ها حق دارند از زندگی‌ای که خدا به آن‌ها بخشیده،‏ لذّت ببرند.‏ هر کس جان همنوع خود را بگیرد به خدا جوابگوست.‏ کتاب مقدّس این امر را در مورد قائن به وضوح نشان می‌دهد.‏ وقتی او برادرش را کشت خدا به او گفت:‏ «خون برادرت از زمین نزد من فریاد برمی‌آورد.‏» (‏پی‍ ۴:‏۱۰)‏ اگر شخصی از هم‌ایمانش متنفر باشد و آرزوی مرگش را بکند یا به او تهمت و افترایی بزند یا در مورد او شهادت دروغی بدهد که باعث به خطر انداختن جانش شود،‏ خون او می‌تواند به گردنش بیفتد.‏—‏لا ۱۹:‏۱۶؛‏ تث‍ ۱۹:‏۱۸-‏۲۱؛‏ ۱یو ۳:‏۱۵.‏

گوهرهای روحانی

⁦it⁩-‏۱-‏⁦E⁩‏ ص ۵۱۸ ¶۱

دادگاه و دادرسی

دادگاه محلّی در دروازهٔ شهر قرار داشت.‏ (‏تث‍ ۱۶:‏۱۸؛‏ ۲۱:‏۱۹؛‏ ۲۲:‏۱۵،‏ ۲۴؛‏ ۲۵:‏۷؛‏ روت ۴:‏۱)‏ این دادگاه در فضای باز پشت دروازهٔ شهر بر پا می‌شد.‏ شریعت در دروازهٔ شهر برای جمعی از مردم خوانده می‌شد و فرامین اعلام می‌گشت.‏ (‏نح‍ ۸:‏۱-‏۳)‏ دروازهٔ شهر محلّ پر رفت‌وآمد و جای خوبی بود برای یافتن شاهدانی تا در مورد مسائل شهروندان مثل خرید و فروش املاک شهادت دهند.‏ همچنین حضور جمع در نزدیکی دروازه تأثیر خوبی روی داوران و قضات داشت تا درست و عادلانه حکم کنند.‏ ظاهراً در نزدیکی دروازه جایی برای قاضی در نظر گرفته شده بود که بتواند به راحتی از آنجا قضاوت کند.‏ (‏ایّوب ۲۹:‏۷)‏ سموئیل به شهرهای بِیت‌ئیل،‏ جِلجال و مِصفَه می‌رفت و «در تمامی این جاها بر اسرائیل داوری می‌کرد.‏» او در شهر خودش رامَه نیز چنین می‌کرد.‏—‏۱سم‍ ۷:‏۱۶،‏ ۱۷.‏

۲-‏۸ اوت

گنج‌هایی در کلام خدا | تَثنیه ۲۲-‏۲۳

«شریعت،‏ توجه یَهُوَه را نسبت به حیوانات نشان می‌داد»

⁦it⁩-‏۱-‏⁦E⁩‏ ص ۳۷۵-‏۳۷۶

بار

در زمان باستان اغلب از حیوانات برای حمل بار استفاده می‌شد.‏ خدا به اسرائیلیان گفته بود:‏ «اگر دیدی الاغ کسی که از تو نفرت دارد زیر بار افتاده است،‏ آن را به حال خود وامگذار» و حتماً به او کمک کن تا حیوانش را نجات دهد.‏—‏خر ۲۳:‏۵.‏

⁦it⁩-‏۱-‏⁦E⁩‏ ص ۶۲۱ ¶۱

تَثنیه

در کتاب تَثنیه به رفتار درست با حیوانات اشاره شده است.‏ اسرائیلیان نباید پرنده‌ای را که داخل آشیانه بود برمی‌داشتند،‏ چون از جوجه‌ها یا تخم‌هایش مراقبت می‌کرد.‏ آن‌ها باید مادر را رها می‌کردند ولی می‌توانستند جوجه‌ها را بردارند.‏ در این صورت آن پرنده می‌توانست دوباره تخم بگذارد.‏ (‏تث‍ ۲۲:‏۶،‏ ۷)‏ کشاورز نباید گاو و الاغ را برای شخم‌زنی به هم می‌بست.‏ در نتیجه به حیوان ضعیف‌تر فشار نمی‌آمد.‏ (‏۲۲:‏۱۰)‏ همین‌طور آن‌ها نباید دهان گاو را موقع خرمن‌کوبی می‌بستند.‏ این طور گاو می‌توانست غذای لازم را برای ادامهٔ کار بخورد.‏—‏۲۵:‏۴.‏

ب۰۳-‏⁦E⁩‏ ۱۵/‏۱۰ ص ۳۲ ¶۱-‏۲

«زیر یوغ نامتوازن با بی‌ایمانان مروید»

بستن گاو و شتر زیر یک یوغ روی هر دو فشار می‌آورد،‏ چون یوغ برای دو حیوان با اندازه و قدرت یکسان ساخته می‌شد.‏ خدا با توجه به این موضوع به اسرائیلیان گفت:‏ «گاو و الاغ را با هم برای شخم‌زنی به کار مگیر.‏» (‏تَثنیه ۲۲:‏۱۰)‏ این اصل در مورد گاو و شتر هم صدق می‌کند.‏

یک کشاورز معمولاً دو حیوان متفاوت را زیر یک یوغ نمی‌بست،‏ چون تفاوت اندازه و وزن،‏ باعث می‌شد که حیوان ضعیف‌تر نتواند به سرعت حیوان قوی‌تر جلو برود و فشار بیشتری روی حیوان قوی‌تر می‌افتاد.‏

گوهرهای روحانی

⁦it⁩-‏۱-‏⁦E⁩‏ ص ۶۰۰

بدهی یا قرض

در اسرائیل باستان،‏ ممکن بود شخصی موقع معاملات مالی زیر بار قرض برود.‏ یک اسرائیلی در صورت بدهکار شدن بندهٔ طلبکار خود می‌شد.‏ (‏ام‍ ۲۲:‏۷)‏ به قوم خدا فرمان داده شده بود که نسبت به اسرائیلیان نیازمند سخاوتمند باشند و از آن‌ها بهره نگیرند.‏ (‏خر ۲۲:‏۲۵؛‏ تث‍ ۱۵:‏۷،‏ ۸؛‏ مز ۳۷:‏۲۶؛‏ ۱۱۲:‏۵)‏ اما از غریبان می‌توانستند بهره بگیرند.‏ (‏تث‍ ۲۳:‏۲۰)‏ مفسّران بر این باورند که گرفتن بهره تنها در امور تجاری مجاز بود و نباید از اشخاص نیازمند بهره گرفته می‌شد.‏ به علاوه،‏ غریبان در اسرائیل معمولاً تاجر بودند و به طور موقت در آنجا می‌ماندند،‏ پس منطقی بود که از آن‌ها بهره گرفته شود؛‏ به خصوص که خودشان هم از دیگران بهره می‌گرفتند.‏

۹-‏۱۵ اوت

گنج‌هایی در کلام خدا | تَثنیه ۲۴-‏۲۶

«شریعت،‏ توجه یَهُوَه را نسبت به زنان نشان می‌داد»

⁦it⁩-‏۲-‏⁦E⁩‏ ص ۱۱۹۶ ¶۴

زنان

قوانین سربازی به نفع زن و شوهر در سال اول ازدواجشان بود،‏ چون شوهر از رفتن به سربازی معاف می‌شد.‏ در نتیجه آن‌ها فرصت داشتند که بچه‌دار شوند.‏ بچه‌دار شدن به زن کمک می‌کرد که دوران سربازی شوهرش را راحت‌تر تحمّل کند و در صورت کشته شدن شوهرش وجود بچه برایش تسلّی‌بخش می‌شد.‏—‏تث‍ ۲۰:‏۷؛‏ ۲۴:‏۵.‏

⁦it⁩-‏۱-‏⁦E⁩‏ ص ۹۶۳ ¶۲

خوشه‌چینی

واضح است که این ترتیبات،‏ قوم را تشویق می‌کرد تا سخاوتمند و ازخودگذشته باشند و به یَهُوَه توکل کنند.‏ در عین حال تنبلی را هم رواج نمی‌داد.‏ این موضوع،‏ درستی حرف‌های داوود را نشان می‌دهد که گفت:‏ «ندیده‌ام که انسان نیکوکار را خداوند ترک گفته باشد و فرزندانش گرسنه و محتاج نان باشند!‏» (‏مز ۳۷:‏۲۵،‏ ترجمهٔ تفسیری)‏ بنابراین حتی فقیران می‌توانستند با سخت‌کوشی برای خود و فرزندانشان غذایی را فراهم کنند.‏

ب۱۱-‏⁦E⁩‏ ۱/‏۳ ص ۲۳

آیا می‌دانستید که .‏ .‏ .‏

در اسرائیل باستان وقتی مردی بدون داشتن فرزند پسر می‌مرد،‏ از برادر او انتظار می‌رفت که با بیوه‌اش ازدواج کند تا نسلش از بین نرود.‏ (‏پیدایش ۳۸:‏۸)‏ این ترتیبات که بعدها در شریعت هم آمد،‏ به «وظیفهٔ برادرشوهری» معروف شد.‏ (‏تَثنیه ۲۵:‏۵،‏ ۶)‏ در کتاب روت،‏ بوعَز با انجام «وظیفهٔ برادرشوهری» نشان داد که اگر شخص مرده برادر تنی نداشته باشد،‏ یکی دیگر از مردان خانواده باید این وظیفه را بر عهده بگیرد.‏—‏روت ۱:‏۳،‏ ۴؛‏ ۲:‏۱۹،‏ ۲۰؛‏ ۴:‏۱-‏۶.‏

این قانون در روزگار عیسی هم وجود داشت.‏ در مَرقُس ۱۲:‏۲۰-‏۲۲ صَدّوقیان به این نوع ازدواج اشاره کردند.‏ به علاوه،‏ یوسفوس تاریخ‌نگار قرن اول گفت که این ازدواج نه فقط نام خانوادگی بلکه دارایی خانواده را هم حفظ می‌کرد.‏ این طور نیازهای مالی بیوه‌زن فراهم می‌شد.‏ در آن زمان دارایی‌های شوهر به زن او تعلّق نمی‌گرفت.‏ اما اگر فرزندی از ‹ازدواج برادرشوهری› به دنیا می‌آمد،‏ دارایی خانواده متعلّق به آن بچه می‌شد.‏

گوهرهای روحانی

ب۱۹/‏۲ ص ۲۱ ¶۶

محبت و انصاف در دوران باستان

۶ یَهُوَه کاملاً آگاه است که زوج‌ها چه رفتاری با یکدیگر دارند.‏ او از شوهران خواسته بود که با همسرشان رفتاری شایسته داشته باشند.‏ شوهری که مطیع قوانین شریعت بود،‏ همسرش را دوست می‌داشت و در پی بهانه‌ای برای طلاق او نبود.‏ (‏تث ۲۴:‏۱-‏۴؛‏ مت ۱۹:‏۳،‏ ۸)‏ اما اگر به دلیل مشکلی جدّی او را طلاق می‌داد باید طلاقنامه‌ای به او می‌داد.‏ این طلاقنامه زن را از اتهامات غیراخلاقی محفوظ نگاه می‌داشت.‏ به علاوه،‏ پیش از این که شوهر طلاقنامه را به زنش بدهد باید با مشایخ شهر در این باره مشورت می‌کرد.‏ این خود فرصتی بود تا مشایخ بتوانند به آن زوج کمک کنند تا زندگی مشترکشان را حفظ نمایند.‏ اما اگر مردی اسرائیلی از روی خودخواهی تصمیم می‌گرفت همسرش را طلاق دهد،‏ یَهُوَه از طریق مشایخ یا انبیا مانع تصمیم او نمی‌شد.‏ با این حال،‏ یَهُوَه شاهد ناله‌ها و اشک‌های همسر او بود و احساساتش را درک می‌کرد.‏—‏ملا ۲:‏۱۳-‏۱۶.‏

۱۶-‏۲۲ اوت

گنج‌هایی در کلام خدا | تَثنیه ۲۷-‏۲۸

«تمامی این برکات بر شما خواهد آمد و از شما پیشی خواهد گرفت»

ب۱۰ ۱۵/‏۱۲ ص ۲۰ ¶۱۸

از طریق پادشاه هدایت‌شده به روح‌القدس برکات را به دست آورید!‏

۱۸ شنیدن مطمئناً شامل این می‌شود که به کلام خدا و غذای روحانی به دقت توجه کنیم.‏ (‏مت ۲۴:‏۴۵)‏ همچنین به مفهوم اطاعت از خدا و پسرش است.‏ عیسی گفت:‏ «نه هر که مرا ٬٬سرورم،‏ سرورم،‏،‏ خطاب کند به پادشاهی آسمان راه یابد،‏ بلکه تنها آن که ارادهٔ پدر مرا که در آسمان است،‏ به جا آوَرَد.‏» (‏مت ۷:‏۲۱)‏ همچنین به خدا گوش کردن به این مفهوم است که راغبانه مطیع ترتیبات او یعنی جماعت و پیران منصوب که «عطایای انسانی» هستند شویم.‏—‏افس ۴:‏۸،‏ دج.‏

ب۰۱ ۱/‏۱۰ ص ۸ ¶۲

آیا برکات یَهُوَه نصیب تو خواهد شد؟‏

۲ فعلی که در تثنیه ۲۸:‏۲ «بشنوی» ترجمه شده است در متن عبری حالت استمراری دارد.‏ بنا بر این توصیف،‏ امّت یَهُوَه می‌باید مستمراً اوامر الٰهی را به گوش گیرند و همچون طریق زندگی در آن سلوک نمایند؛‏ پس می‌توان گفت مستمراً باید اطاعت کرد نه گهگاه.‏ تنها به این طریق است که برکات یَهُوَه بر آنان سرازیر می‌گردد.‏ فعل عبری‌ای که «خواهد دریافت» ترجمه شده است اصطلاحی است که در شکار به کار برده می‌شود و اغلب به معنی «گرفتن» یا «رسیدن» می‌باشد.‏

ب۱۰ ۱۵/‏۹ ص ۸ ¶۴

صادقانه برکات یَهُوَه را بجویید

۴ اسرائیلیان می‌باید چه دیدی نسبت به مطیع بودن می‌داشتند؟‏ در شریعت خدا آمده بود که اگر قوم با «شادمانی و خوشی دل» او را خدمت نکنند مقبول یَهُوَه نمی‌شوند.‏ (‏تثنیه ۲۸:‏۴۵-‏۴۷ خوانده شود.‏)‏ حتی حیوانات و دیوها نیز به اجبار اطاعت می‌کنند،‏ بنابراین یَهُوَه خدا استحقاق اطاعتی فراتر از اطاعت اجباری دارد.‏ (‏مرق ۱:‏۲۷؛‏ یعقو ۳:‏۳)‏ محبت به خدا شخص را وامی‌دارد تا از دل او را اطاعت کند.‏ چنین اطاعتی با شادی همراه است که منشأ آن ایمان است.‏ برای شخصی که ایمان دارد احکام خدا باری سنگین نیست.‏ به علاوه چنین شخصی ایمان دارد که خدا «جویندگانِ [صادق،‏ دج] خود را پاداش می‌دهد.‏»—‏عبر ۱۱:‏۶؛‏ ۱یو ۵:‏۳.‏

گوهرهای روحانی

⁦it⁩-‏۱-‏⁦E⁩‏ ص ۳۶۰

حدّ و مرز

شریعت یَهُوَه تغییر در حدّ و مرز زمین‌ها را منع کرده بود.‏ (‏تث‍ ۱۹:‏۱۴؛‏ ام‍ ۲۲:‏۲۸)‏ در واقع گفته شده بود که «ملعون باد آن که مرز میان زمین خود و زمین همسایه را تغییر دهد.‏» (‏تث‍ ۲۷:‏۱۷)‏ از آنجا که هر خانواده از محصول زمین خود خوراکش را تهیه می‌کرد،‏ اگر کسی مرز زمین‌ها را تغییر می‌داد باعث می‌شد که آن خانواده محصول کمتری داشته باشد.‏ در نتیجه جابه‌جا کردن مرزها برابر با دزدی بود.‏ (‏ای‍ ۲۴:‏۲)‏ با این وجود،‏ کسانی مرتکب این گناه می‌شدند و در زمان هوشَع امیران یهودا مانند کسانی شده بودند که مرزها را جابه‌جا می‌کردند.‏—‏هو ۵:‏۱۰.‏

۲۳-‏۲۹ اوت

گنج‌هایی در کلام خدا | تَثنیه ۲۹-‏۳۰

«خدمت به یَهُوَه خارج از توانایی‌های ما نیست»

ب۰۹-‏⁦E⁩‏ ۱/‏۱۱ ص ۳۱ ¶۲

یَهُوَه به ما ارادهٔ آزاد داده است

آیا دانستن و انجام دادن خواست خدا برای ما دشوار است؟‏ موسی گفت:‏ «زیرا این فرمان که من امروز به شما امر می‌فرمایم،‏ برای شما مشکل نیست.‏» (‏تث‍ ۳۰:‏۱۱)‏ یَهُوَه کارهای غیرممکن از ما نمی‌خواهد.‏ انتظاراتش معقول و در توان ماست.‏ ما به‌راحتی می‌توانیم بفهمیم که او از ما چه انتظاری دارد و لازم نیست برای درک آن به «آسمان» یا «آن سوی دریاها» برویم.‏ (‏تث‍ ۳۰:‏۱۲،‏ ۱۳)‏ کتاب مقدّس به وضوح نشان می‌دهد که چطور باید زندگی کنیم.‏—‏میکاه ۶:‏۸.‏

ب۰۹-‏⁦E⁩‏ ۱/‏۱۱ ص ۳۱ ¶۱

یَهُوَه به ما ارادهٔ آزاد داده است

خواهری که دوران کودکی سختی داشته است می‌گوید:‏ «بعضی وقت‌ها بی‌دلیل ترس از این دارم که به یَهُوَه وفادار نمانم.‏» بسیاری چنین احساسی دارند.‏ اما ما به خاطر گذشته‌مان محکوم به شکست نیستیم.‏ یَهُوَه خدا به ما ارادهٔ آزاد داده است و ما باید تصمیم بگیریم که چه نوع زندگی‌ای داشته باشیم.‏ یَهُوَه با کلامش به ما کمک می‌کند تا تصمیم درست بگیریم.‏

ب۰۹-‏⁦E⁩‏ ۱/‏۱۱ ص ۳۱ ¶۴

یَهُوَه به ما ارادهٔ آزاد داده است

برای یَهُوَه مهم است که چه راهی را انتخاب می‌کنیم.‏ موسی به الهام خدا نوشت:‏ «زندگی را برگزینید.‏» (‏تث‍ ۳۰:‏۱۹)‏ او همین‌طور توضیح داد که چطور این کار را انجام دهیم:‏ «یهوه خدای خود را دوست بدارید،‏ از صدای او اطاعت کنید و به او بچسبید.‏» (‏تث‍ ۳۰:‏۲۰)‏ اگر یَهُوَه را دوست داشته باشیم،‏ از او اطاعت می‌کنیم و تحت هیچ شرایطی از او دور نمی‌شویم.‏ با این کار ‹زندگی را برمی‌گزینیم؛‏› به این معنی که از بهترین روش زندگی در حال حاضر و زندگی ابدی در دنیای جدید در آینده برخوردار می‌شویم.‏—‏۲پِطرُس ۳:‏۱۱-‏۱۳؛‏ ۱یوحنا ۵:‏۳.‏

گوهرهای روحانی

⁦it⁩-‏۱-‏⁦E⁩‏ ص ۶۶۵ ¶۳

گوش

یَهُوَه در مورد اسرائیلیان سرکش گفت که «گوشهایشان ختنه‌ناشده است.‏» (‏ار ۶:‏۱۰؛‏ اع‍ ۷:‏۵۱)‏ انگار گوش‌هایشان با چیزی بسته شده بود.‏ یَهُوَه به کسانی که به دنبال شناخت او بودند،‏ گوشی شنوا و دلی مطیع بخشیده بود،‏ اما گوش‌های سرکشان را به امور روحانی بی‌حس کرده بود.‏ (‏تث‍ ۲۹:‏۴؛‏ رو ۱۱:‏۸)‏ پولُس رسول در مورد زمانی پیشگویی کرد که عده‌ای از مسیحیان به جای این که بخواهند حقیقت کلام خدا را بشنوند،‏ «برای شنیدن سخنان گوشنواز،‏ معلّمانی بر حسب امیالشان دور خود جمع خواهند کرد.‏» آن‌ها در واقع ترجیح می‌دادند به تعالیم نادرست گوش بدهند.‏—‏۲تی‍ ۴:‏۳،‏ ۴؛‏ ۱تی‍ ۴:‏۱.‏

۳۰ اوت–‏۵ سپتامبر

گنج‌هایی در کلام خدا | تَثنیه ۳۱-‏۳۲

«از تشبیهات آمده در این سرود الهام‌شده درس گیرید»

ب۲۰/‏۶ ص ۱۰ ¶۸-‏۹

‹دل مرا کامل گردان تا از نام تو ترسان باشم›

۸ درست قبل از ورود اسرائیلیان به سرزمین موعود،‏ یَهُوَه سرودی به موسی الهام کرد.‏ (‏تث ۳۱:‏۱۹)‏ موسی نیز باید آن سرود را به قوم اسرائیل یاد می‌داد.‏ (‏تَثنیه ۳۲:‏۲،‏ ۳ خوانده شود.‏)‏ ما با تعمّق بر آیات ۲ و ۳ درمی‌یابیم که خواست یَهُوَه این نیست که نامش مخفی بماند.‏ او نمی‌خواهد مردم فکر کنند که چون نامش مقدّس است،‏ نباید آن را به کار گیرند.‏ بلکه می‌خواهد همهٔ انسان‌ها نامش را بشنوند!‏ به راستی که شناخت یَهُوَه و نام باشکوهش،‏ افتخاری بزرگ برای اسرائیلیان بود.‏ تعالیم موسی،‏ ایمان اسرائیلیان را تقویت کرد و به آنان نیرویی تازه بخشید؛‏ همچون نم نم باران که به گیاهان طراوت می‌بخشد.‏ ما چگونه می‌توانیم به طور مشابه،‏ به دیگران تعلیم دهیم؟‏

۹ ما می‌توانیم در موعظهٔ خانه‌به‌خانه یا موعظه در اماکن عمومی،‏ نام شخصی خدا را در کتاب مقدّس به دیگران نشان دهیم.‏ همچنین می‌توانیم با عرضهٔ نشریات،‏ ویدیوها و مطالب موجود در وب‌سایتمان،‏ نام یَهُوَه را جلال دهیم.‏ به علاوه،‏ شاید بتوانیم در محل کار،‏ مدرسه یا طی سفر،‏ راجع به خدای پرمحبتمان و خصوصیاتش با دیگران صحبت کنیم.‏ وقتی ما دربارهٔ مقصود شگفت‌انگیز یَهُوَه برای انسان‌ها و زمین با دیگران صحبت کنیم،‏ شاید آنان برای اولین بار پی ببرند که یَهُوَه چقدر انسان‌ها را دوست دارد.‏ همچنین با شناساندن پدر پرمهرمان به دیگران،‏ در تقدیس نام او نقش خواهیم داشت.‏ به علاوه،‏ برخی اتهامات و دروغ‌هایی را که در مورد یَهُوَه به دیگران تعلیم داده شده است،‏ برملا می‌سازیم.‏ به راستی که انسان‌ها به هیچ طریق دیگری نمی‌توانند تعالیمی اینچنین امیدبخش دریافت کنند.‏—‏اشع ۶۵:‏۱۳،‏ ۱۴.‏

ب۰۹ ۱/‏۱۰ ص ۱۴ ¶۴

استعاره‌ها در کتاب مقدّس

کتاب مقدّس گاهی یَهُوَه را به چیزهای بی‌جان تشبیه می‌کند.‏ برای مثال،‏ او «صخرهٔ اسرائیل» و «دژ» توصیف شده است.‏ (‏۲سموئیل ۲۳:‏۳؛‏ مزمور ۱۸:‏۲؛‏ تَثنیه ۳۲:‏۴)‏ چرا یَهُوَه چنین توصیف شده است؟‏ یَهُوَه مانند یک صخره محکم و ثابت است،‏ پس می‌توانیم در کنار او احساس امنیت داشته باشیم.‏

ب۰۱ ۱/‏۱۰ ص ۱۹ ¶۷

برای تربیّت فرزندانمان از یَهُوَه سرمشق بگیریم

۷ برای مثال می‌توان محبّتی را که یَهُوَه نسبت به اسرائیلیان نشان داد در نظر گرفت.‏ موسی هنگام توصیف محبّت یَهُوَه نسبت به قوم نوخاستهٔ اسرائیل از تشبیهی زیبا استفاده کرده،‏ گفت:‏ «مثل عقابی که آشیانهٔ خود را حرکت دهد و بچه‌های خود را فرو گیرد و بالهای خود را پهن کرده،‏ آنها را بردارد و آنها را بر پرهای خود ببرد.‏ همچنین خداوند تنها [یعقوب] را رهبری نمود.‏» (‏تثنیه ۹:‏۳۲،‏ ۱۱،‏ ۱۲)‏ عقاب مادر با ‹حرکت دادن آشیانهٔ خود› یعنی با به هم زدن بال‌های خود به جوجه‌هایش درس پرواز داده،‏ آنها را تشویق به پر زدن می‌کند.‏ هنگامی که یکی از جوجه‌ها بالاخره از آشیانه که معمولاً بر فراز صخره‌ای بلند قرار دارد،‏ بیرون می‌پرد،‏ مادر بالای سر او پرواز می‌کند.‏ اگر امکان سقوط جوجه وجود داشته باشد مادر بسرعت پایین پریده او را «بر پرهای خود» حمل می‌کند.‏ به همین شکل یَهُوَه نیز با مهر و محبّت از ملّت نوخاستهٔ اسرائیل مراقبت کرد.‏ او شریعت موسی را در اختیار آنان گذارد.‏ (‏مزمور ۷۸:‏۵-‏۷)‏ سپس با دقت تمام از قومش نگهبانی کرد و همیشه آماده بود تا در وقت تنگی به نجات آنها برخیزد.‏

گوهرهای روحانی

ب۰۴ ۱/‏۱۰ ص ۳۲ ¶۱۲

نکاتی از کتاب تثنیه

۳۱:‏۱۲.‏ همه چه بزرگسال چه کودک باید در جلسات جماعت شرکت کنند و آموزش بگیرند.‏

در خدمت موعظه بکوشید

ب۰۷-‏⁦E⁩‏ ۱۵/‏۵ ص ۱۵-‏۱۶

چگونه بهترین تحصیلات را برای فرزندانمان فراهم کنیم؟‏

ما چطور می‌توانیم به فرزندانمان کمک کنیم تا یَهُوَه را دوست داشته باشند؟‏ در شریعت یَهُوَه که به اسرائیلیان داده شده بود پاسخ این سؤال را پیدا می‌کنیم.‏ موسی خطاب به والدین گفت:‏ «یهوه خدای خود را با تمامی دل و با تمامی جان و با تمامی قوّت خود محبت کن.‏ و این سخنان که من امروز تو را امر می‌فرمایم،‏ بر دل تو باشد.‏ آنها را به‌دقّت به فرزندانت بیاموز،‏ و حین نشستن در خانه و رفتن به راه،‏ و هنگام خوابیدن و برخاستن،‏ از آنها گفتگو کن.‏»—‏تث‍ ۶:‏۵-‏۷

این آیات درس‌های مهمی به والدین می‌آموزد.‏ اول این که والدین باید برای فرزندانشان نمونهٔ خوبی باشند.‏ اگر بخواهیم فرزندانمان یَهُوَه را دوست داشته باشند،‏ اول ما باید او را دوست داشته باشیم و سخنانش ‹بر دل ما› باشد.‏ چرا این موضوع اهمیت دارد؟‏ چون والدین معلّم فرزندانشان هستند.‏ در واقع هیچ چیز مانند نمونهٔ والدین روی فرزندان تأثیر نمی‌گذارد.‏

آرزوها،‏ معیارها و علایق ما نه فقط در گفتار بلکه در رفتارمان هم دیده می‌شود.‏ (‏رو ۲:‏۲۱،‏ ۲۲)‏ فرزندان از زمان کودکی با دقت والدینشان را مشاهده می‌کنند و می‌بینند که چه چیزهایی برای آن‌ها اهمیت دارد.‏ در نتیجه با مرور زمان فرزندان هم به چیزهای مشابه اهمیت می‌دهند.‏ اگر ما عمیقاً یَهُوَه را دوست داشته باشیم،‏ فرزندانمان آن را تشخیص می‌دهند.‏ برای مثال اگر آن‌ها ببینند مطالعهٔ کتاب مقدّس برای ما مهم است،‏ متوجه می‌شوند که خدمت به خدا در زندگی‌مان اولویت دارد.‏ (‏مت‍ ۶:‏۳۳)‏ همین‌طور حضور مرتب در جلسات و شرکت در خدمت موعظه به فرزندانمان نشان می‌دهد که پرستش یَهُوَه محور زندگی ماست.‏—‏مت‍ ۲۸:‏۱۹،‏ ۲۰؛‏ عب‍ ۱۰:‏۲۴،‏ ۲۵.‏

    نشریات فارسی (‏۱۹۹۳-‏۲۰۲۷)‏
    خروج
    ورود
    • فارسی
    • هم‌رسانی
    • تنظیم سایت
    • Copyright © 2026 Watch Tower Bible and Tract Society of Pennsylvania
    • شرایط استفاده
    • حفظ اطلاعات شخصی
    • تنظیمات مربوط به حریم شخصی
    • JW.ORG
    • ورود
    هم‌رسانی