مأخذ جزوهٔ کار و آموزش
۵-۱۱ ژوئیه
گنجهایی در کلام خدا | تَثنیه ۱۱-۱۲
«پرستش مورد قبول یَهُوَه»
it-۲-E ص ۱۰۰۷ ¶۴
جان
خدمت کردن «با تمامی جان.» کتاب مقدّس ما را ترغیب میکند که خدا را دوست داشته باشیم و او را با «تمامی دل و جان» خدمت کنیم. (تث ۴:۲۹؛ ۱۱:۱۳، ۱۸) به علاوه تَثنیه ۶:۵ میگوید که یَهُوَه را با «تمامی قوّت» خود دوست داشته باشیم. همین طور عیسی گفت که باید یَهُوَه را با تمامی جان، تمامی قوّت و همچنین «تمامی ذهن» خود خدمت کنیم. (مر ۱۲:۳۰؛ لو ۱۰:۲۷) حال این سؤال مطرح میشود که اگر عبارت «تمامی جان» همهٔ موارد بالا را در بر میگیرد، پس چرا کتاب مقدّس به آنها اشاره میکند؟ با یک تشبیه میتوانیم این را برای خودمان روشن کنیم. اگر شخصی خود را به بردگی بفروشد، از آن به بعد اربابش صاحبش است. با این حال ممکن است که برده با تمام وجود و با خلوص نیّت اربابش را خدمت نکند و نخواهد تمام نیرو و قوّتش را برای نفع اربابش بگذارد. (اف ۶:۵؛ کو ۳:۲۲ مقایسه شود.) ما باید این نکات را در خدمت به یَهُوَه در نظر داشته باشیم، چون او صاحب ماست و با خون پسرش بهای رهایی ما را پرداخته است. پس خدمت با «تمامی جان» همهٔ جنبههای زندگی ما را در بر میگیرد.—با مت ۵:۲۸-۳۰؛ لو ۲۱:۳۴-۳۶؛ اف ۶:۶-۹؛ فی ۳:۱۹؛ کو ۳:۲۳، ۲۴ مقایسه شود.
it-۱-E ص ۸۴ ¶۳
مذبح
یَهُوَه به اسرائیلیان فرمان داده بود که همهٔ مذبحها و ستونهای مربوط به هر گونه بتپرستی را از بین ببرند. (خر ۳۴:۱۳؛ تث ۷:۵، ۶؛ ۱۲:۱-۳) پس آنها هرگز نباید چنین پرستشی را پیش میگرفتند و همچنین نباید پسران و دخترانشان را مانند کنعانیان قربانی میکردند. (تث ۱۲:۳۰، ۳۱؛ ۱۶:۲۱) قوم اسرائیل نباید مذبحهای زیادی را میساختند. آنها باید تنها یک مذبح برای پرستش خدای یکتا در مکانی که یَهُوَه تعیین کرده بود میساختند.—تث ۱۲:۲-۶، ۱۳، ۱۴، ۲۷.
گوهرهای روحانی
it-۱-E ص ۹۲۵-۹۲۶
کوه جِرِزیم
قوم اسرائیل بعد از پیروزی در عای، هماهنگ با دستورهای موسی و تحت هدایت یوشَع پای کوههای جِرِزیم و عیبال جمع شدند. آنجا بود که یوشَع برای قوم اسرائیل گفتههای یَهُوَه را در مورد برکت و لعنت خواند؛ این که اطاعت از یَهُوَه برکت به همراه دارد و سرپیچی از او لعنت. طایفههای شَمعون، لاوی، یهودا، یِساکار، یوسِف و بنیامین در مقابل کوه جِرِزیم ایستادند، لاویان که صندوق عهد را با خود داشتند در درّه و آن شش طایفه دیگر هم در مقابل کوه عیبال ایستادند. (تث ۱۱:۲۹، ۳۰؛ ۲۷:۱۱-۱۳؛ یوش ۸:۲۸-۳۵) ظاهراً طایفههایی که در مقابل کوه جِرِزیم بودند بعد از شنیدن گفتههای یوشَع در مورد برکات ‹آمین› گفتند و طایفههای دیگر هم که در مقابل کوه عیبال بودند بعد از شنیدن لعنت ‹آمین› گفتند. شریعت «در حضور تمام جماعت اسرائیل و زنان و کودکان و غریبانی که در میان ایشان به سر میبردند» خوانده شد. (یوش ۸:۳۵) این جمعیت بزرگ میتوانستند در هر جایی که بودند همهٔ سخنان یوشَع را بشنوند. این احتمالاً به این دلیل بود که صدا در این منطقه به خوبی انعکاس پیدا میکرد.
۱۲-۱۸ ژوئیه
گنجهایی در کلام خدا | تَثنیه ۱۳-۱۵
«شریعت، توجه یَهُوَه را به فقیران نشان میداد»
it-۲-E ص ۱۱۱۰ ¶۳
دهیک
به نظر میرسد که هر سال «دهیک» دیگری هم برای مصارفی به جز حمایت از کهانت کنار گذاشته میشد. (تث ۱۲:۴-۷، ۱۱، ۱۷، ۱۸) هر هفت سال، سال سَبَّت برگزار میشد. این دهیک در پایان سال سوم و سال ششم بجای این که برای مخارج گردهماییهای سالانه مصرف شود به لاویان، غریبان، بیوهزنان و یتیمان داده میشد.—تث ۱۴:۲۸، ۲۹؛ ۲۶:۱۲.
it-۲-E ص ۸۳۳
سال سَبَّت
سال سَبَّت «سال بخشودگی» نامیده شده است. (تث ۱۵:۹؛ ۳۱:۱۰) طی آن سال اسرائیلیان کشت و زرع نمیکردند و زمین را کاملاً ‹به حال خود وامیگذاشتند.› (خر ۲۳:۱۱) همچنین در آن سال بدهی شخص باید بخشیده میشد. این کار ‹بخشودگی یَهُوَه› خوانده میشد، چون مطابق خواست او بود. بعضی محققین نظر متفاوتی دارند و بر این باورند که بدهی شخص کاملاً بخشیده نمیشد بلکه طلبکار فقط در آن سال به دنبال طلب خود نبود چون میدانست که بدهکار محصولی برداشت نکرده است. اما طلبکار میتوانست از شخصی بیگانه قرض خود را طلب کند.—تث ۱۵:۱-۳.
it-۲-E ص ۹۷۸ ¶۶
برده
قوانینی در رابطه با برده و ارباب. وضعیت بردههای اسرائیلی با بردههای بیگانه فرق میکرد. بردههای غیراسرائیلی همیشه به اربابشان و خانوادهٔ او تعلّق داشتند. (لا ۲۵:۴۴-۴۶) اما بردههای اسرائیلی بعد از هفت سال خدمت یا در سال یوبیل آزاد میشدند. طی این زمان ارباب باید با بردهٔ اسرائیلیاش مثل یک کارگر روزمزد رفتار میکرد. (خر ۲۱:۲؛ لا ۲۵:۱۰؛ تث ۱۵:۱۲) وقتی بردهٔ اسرائیلی آزاد میشد اربابش نباید او را دستخالی روانه میکرد بلکه باید برای شروع زندگیای جدیدش کمک میکرد.—تث ۱۵:۱۳-۱۵.
گوهرهای روحانی
نکاتی از کتاب خروج
۲۳:۱۹؛ ۳۴:۲۶—چرا پختن بزغاله در شیر مادرش روا نبود و اهمیت این فرمان چه بود؟ پختن بزغاله (یا هر بچهٔ حیوانی) در شیر مادرش ظاهراً یکی از رسوم مشرکانه بود که برای طلب باران به جا میآوردند. علاوه بر آن، شیر مادر برای تغذیهٔ آن بزغاله حیاتی بود. از این رو پختن بزغاله در شیری که در اصل باید برایش حیاتبخش باشد عملی جز قساوت نمیبود. این شریعت به امّت خدا یادآور میشد که باید رحمت داشته باشند.
۱۹-۲۵ ژوئیه
گنجهایی در کلام خدا | تَثنیه ۱۶-۱۸
«اصولی برای قضاوت منصفانه»
it-۱-E ص ۳۴۳ ¶۵
کوری و نابینایی
تصمیمات نادرست و ناعادلانه به خاطر فساد در سیستم قضایی به کوری یا بستن چشم به روی واقعیات تشبیه شده است. شریعت در مورد گرفتن رشوه و هدیه و همچنین پیشداوری هشدار جدّی داده است، چون اینها میتواند چشم قاضی را به روی واقعیات ببندد و باعث قضاوت نامنصفانه شود. در واقع رشوه «چشم بینایان» و «چشمان حکیمان را کور میکند.» (خر ۲۳:۸؛ تث ۱۶:۱۹) یک قاضی هر چقدر که درستکار و صادق باشد، آگاهانه یا ناآگاهانه میتواند تحت تأثیر هدایایی قرار بگیرد که به او داده میشود. در شریعت همچنین آمده بود که قاضی نباید بر اساس احساساتش قضاوت کند. کتاب مقدّس میگوید: «نه جانبِ فقیر را بگیر و نه بزرگ را حرمت دار.» (لا ۱۹:۱۵) پس قاضی نباید از روی احساسات یا برای این که دیگران او را تأیید کنند ضدّ شخصی ثروتمند، صرفاً به این دلیل که ثروتمند است حکم کند.—خر ۲۳:۲، ۳.
it-۲-E ص ۵۱۱ ¶۷
عدد
دو. عدد دو در موارد حقوقی و قضایی بسیار دیده میشد. وجود دو شاهد، به یک مورد قضایی اعتبار میبخشید. دو شاهد یا حتی سه شاهد برای اثبات یک موضوع در برابر قاضی یا داور لازم بود. حتی امروزه هم این اصل در جماعت مسیحی به کار میرود. (تث ۱۷:۶؛ ۱۹:۱۵؛ مت ۱۸:۱۶؛ ۲قر ۱۳:۱؛ ۱تی ۵:۱۹؛ عب ۱۰:۲۸) خدا هم هنگامی که پسرش را برای نجات انسانها فرستاد به این اصل پایبند بود. عیسی گفت: «همچنین در شریعت خودتان نوشته شده است: ‹اگر دو تن بر امری شهادت دهند، شهادتشان معتبر است.› در مورد من نیز دو تن شهادت میدهند؛ یکی خودم، دیگری پدری که مرا فرستاد.»—یو ۸:۱۷، ۱۸.
it-۲-E ص ۶۸۵ ¶۶
کاهن
کاهنان مسئولیت داشتند که شریعت خدا را به مردم توضیح بدهند و در سیستم قضایی نقش مهمی داشتند. گاهی کاهنان در دادگاههای محلّی به داوران در موارد سخت کمک میکردند تا به درستی حکم کنند. (تث ۱۷:۸، ۹) هنگامی که قتلی اتفاق میافتاد و معلوم نبود که قاتل چه کسی است، کاهنان و مشایخ شهر باید به موضوع رسیدگی میکردند. (تث ۲۱:۱، ۲، ۵) وقتی که شوهری زن خود را به خیانت متهم میکرد، باید او را به خیمهٔ عبادت میبرد. کاهن مطابق دستورالعملهای یَهُوَه عمل میکرد تا یَهُوَه به وضوح مشخص کند که آیا آن زن واقعاً گناهکار است یا نه. (اعد ۵:۱۱-۳۱) کسانی که به حکم کاهنان یا داوران احترام نمیگذاشتند، به مرگ محکوم میشدند.—اعد ۱۵:۳۰؛ تث ۱۷:۱۰-۱۳.
گوهرهای روحانی
it-۱-E ص ۷۸۷
اخراج از میان قوم خدا
طبق شریعت، با شهادت حداقل دو نفر حکم مرگ میتوانست صادر شود. (تث ۱۹:۱۵) این شاهدان اولین کسانی بودند که گناهکار را سنگسار میکردند. (تث ۱۷:۷) این موضوع غیرت آن شاهدان را برای شریعت خدا و برای پاک ماندن قوم اسرائیل نشان میداد. همچنین این قانون، شاهدان را از این که به دروغ، عجولانه یا از روی بیفکری شهادت دهند، باز میداشت.
در خدمت موعظه بکوشید
it-۲-Eص ۵۱۹ ¶۴
امور قضایی
در جماعت مسیحی. هر چند که جماعت مثل دادگاه عمل نمیکند، ولی در صورت لزوم میتواند کسی را توبیخ کند یا حتی از جماعت اخراج کند. به همین دلیل پولُس رسول خطاب به جماعت، یعنی کسانی که سرپرستی آن را بر عهده دارند گفت که آنها باید ‹اعضای جماعت را قضاوت کنند.› (۱قر ۵:۱۲، ۱۳) پولُس و پِطرُس هر دو در نامههای خود به جماعتها و سرپرستان آنها گفتند که پیران جماعت باید مراقب وضعیت روحانی همایمانانشان باشند و به آنهایی که در راه خطا هستند کمک کنند و هشدار بدهند. (۲تی ۴:۲؛ ۱پط ۵:۱، ۲؛ غلا ۶:۱) به این منظور، به کسانی که در جماعت باعث تفرقه میشوند، باید حداقل دو بار تذکر داده شود. (تی ۳:۱۰، ۱۱) اما اگر کسی عمداً یا به طور مرتب خطا کند باید از جماعت اخراج شود. این تأدیب به گناهکار نشان میدهد که اعمال نادرستش جایی در جماعت ندارد. (۱تی ۱:۲۰) پولُس به سرپرستان جماعت گفت که آنها مسئول رسیدگی به این خطاها هستند و باید افراد خطاکار را قضاوت کنند. (۱قر ۵:۱-۵؛ ۶:۱-۵) این سرپرستان با وجود دو یا سه شاهد و بدون پیشداوری و طرفداری از کسی، تصمیمگیری میکنند.—۱تی ۵:۱۹، ۲۱.
۲۶ ژوئیه–۱ اوت
گنجهایی در کلام خدا | تَثنیه ۱۹-۲۱
«زندگی انسانها برای یَهُوَه ارزشمند است»
عدالت و رحمت یَهُوَه را سرمشق قرار دهید
۴ شش شهر پناهگاه در مکانهایی قرار داشتند که بهراحتی بتوان به آنجا پناه برد. یَهُوَه به اسرائیلیان فرمان داده بود که آن شش شهر را طوری انتخاب کنند که به طور مساوی در دو طرف رود اردن تقسیم شوند. هدف یَهُوَه این بود که هر شخص فراری بتواند بهراحتی و بهسرعت به آن شهرها پناه برد. (اعد ۳۵:۱۱-۱۴) شاهراههایی که به شهرهای پناهگاه میرفت، به طور مرتب تعمیر میشد. (تث ۱۹:۳) مطابق با رسوم یهودی تابلوهایی در طول راه نصب میشد که اشخاص فراری را به شهرهای پناهگاه هدایت کند. شخصی که مرتکب قتل غیرعمد شده بود میتوانست به این شهرها پناه ببرد و لزومی نداشت که به سرزمینی بیگانه فرار کند، جایی که ممکن بود به پرستش خدایان کاذب وسوسه شود.
عدالت و رحمت یَهُوَه را سرمشق قرار دهید
۹ یکی از ویژگیهای شهرهای پناهگاه این بود که باعث میشد خون کسی بر گردن اسرائیلیان نباشد. (تث ۱۹:۱۰) یَهُوَه خدا برای زندگی ارزش قائل است و از «دستانی که خون بیگناه را میریزد» نفرت دارد. (امث ۶:۱۶، ۱۷) او خدایی عادل و مقدّس است که نمیتواند قتل غیرعمد را نادیده بگیرد. شخصی که به طور غیرعمد کسی را میکشت مورد رحمت قرار میگرفت. با این حال میبایست ماجرا را برای پیران بیان میکرد. اگر پیران تشخیص میدادند که قتل به طور تصادفی اتفاق افتاده است، شخص متهم میبایست تا مرگ کاهن اعظم در شهر پناهگاه میماند. شاید حتی او مجبور میشد که تا آخر عمرش در شهر پناهگاه باقی بماند. این تدارک به اسرائیلیان نشان میداد که جان انسانها مقدّس و باارزش است. آنان باید از هر عملی که جان انسانها را به خطر میانداخت دوری میکردند و به کسی که به آنان زندگی بخشیده بود، احترام میگذاشتند.
it-۱-E ص ۳۴۴
خون
انسانها حق دارند از زندگیای که خدا به آنها بخشیده، لذّت ببرند. هر کس جان همنوع خود را بگیرد به خدا جوابگوست. کتاب مقدّس این امر را در مورد قائن به وضوح نشان میدهد. وقتی او برادرش را کشت خدا به او گفت: «خون برادرت از زمین نزد من فریاد برمیآورد.» (پی ۴:۱۰) اگر شخصی از همایمانش متنفر باشد و آرزوی مرگش را بکند یا به او تهمت و افترایی بزند یا در مورد او شهادت دروغی بدهد که باعث به خطر انداختن جانش شود، خون او میتواند به گردنش بیفتد.—لا ۱۹:۱۶؛ تث ۱۹:۱۸-۲۱؛ ۱یو ۳:۱۵.
گوهرهای روحانی
it-۱-E ص ۵۱۸ ¶۱
دادگاه و دادرسی
دادگاه محلّی در دروازهٔ شهر قرار داشت. (تث ۱۶:۱۸؛ ۲۱:۱۹؛ ۲۲:۱۵، ۲۴؛ ۲۵:۷؛ روت ۴:۱) این دادگاه در فضای باز پشت دروازهٔ شهر بر پا میشد. شریعت در دروازهٔ شهر برای جمعی از مردم خوانده میشد و فرامین اعلام میگشت. (نح ۸:۱-۳) دروازهٔ شهر محلّ پر رفتوآمد و جای خوبی بود برای یافتن شاهدانی تا در مورد مسائل شهروندان مثل خرید و فروش املاک شهادت دهند. همچنین حضور جمع در نزدیکی دروازه تأثیر خوبی روی داوران و قضات داشت تا درست و عادلانه حکم کنند. ظاهراً در نزدیکی دروازه جایی برای قاضی در نظر گرفته شده بود که بتواند به راحتی از آنجا قضاوت کند. (ایّوب ۲۹:۷) سموئیل به شهرهای بِیتئیل، جِلجال و مِصفَه میرفت و «در تمامی این جاها بر اسرائیل داوری میکرد.» او در شهر خودش رامَه نیز چنین میکرد.—۱سم ۷:۱۶، ۱۷.
۲-۸ اوت
گنجهایی در کلام خدا | تَثنیه ۲۲-۲۳
«شریعت، توجه یَهُوَه را نسبت به حیوانات نشان میداد»
it-۱-E ص ۳۷۵-۳۷۶
بار
در زمان باستان اغلب از حیوانات برای حمل بار استفاده میشد. خدا به اسرائیلیان گفته بود: «اگر دیدی الاغ کسی که از تو نفرت دارد زیر بار افتاده است، آن را به حال خود وامگذار» و حتماً به او کمک کن تا حیوانش را نجات دهد.—خر ۲۳:۵.
it-۱-E ص ۶۲۱ ¶۱
تَثنیه
در کتاب تَثنیه به رفتار درست با حیوانات اشاره شده است. اسرائیلیان نباید پرندهای را که داخل آشیانه بود برمیداشتند، چون از جوجهها یا تخمهایش مراقبت میکرد. آنها باید مادر را رها میکردند ولی میتوانستند جوجهها را بردارند. در این صورت آن پرنده میتوانست دوباره تخم بگذارد. (تث ۲۲:۶، ۷) کشاورز نباید گاو و الاغ را برای شخمزنی به هم میبست. در نتیجه به حیوان ضعیفتر فشار نمیآمد. (۲۲:۱۰) همینطور آنها نباید دهان گاو را موقع خرمنکوبی میبستند. این طور گاو میتوانست غذای لازم را برای ادامهٔ کار بخورد.—۲۵:۴.
ب۰۳-E ۱۵/۱۰ ص ۳۲ ¶۱-۲
«زیر یوغ نامتوازن با بیایمانان مروید»
بستن گاو و شتر زیر یک یوغ روی هر دو فشار میآورد، چون یوغ برای دو حیوان با اندازه و قدرت یکسان ساخته میشد. خدا با توجه به این موضوع به اسرائیلیان گفت: «گاو و الاغ را با هم برای شخمزنی به کار مگیر.» (تَثنیه ۲۲:۱۰) این اصل در مورد گاو و شتر هم صدق میکند.
یک کشاورز معمولاً دو حیوان متفاوت را زیر یک یوغ نمیبست، چون تفاوت اندازه و وزن، باعث میشد که حیوان ضعیفتر نتواند به سرعت حیوان قویتر جلو برود و فشار بیشتری روی حیوان قویتر میافتاد.
گوهرهای روحانی
it-۱-E ص ۶۰۰
بدهی یا قرض
در اسرائیل باستان، ممکن بود شخصی موقع معاملات مالی زیر بار قرض برود. یک اسرائیلی در صورت بدهکار شدن بندهٔ طلبکار خود میشد. (ام ۲۲:۷) به قوم خدا فرمان داده شده بود که نسبت به اسرائیلیان نیازمند سخاوتمند باشند و از آنها بهره نگیرند. (خر ۲۲:۲۵؛ تث ۱۵:۷، ۸؛ مز ۳۷:۲۶؛ ۱۱۲:۵) اما از غریبان میتوانستند بهره بگیرند. (تث ۲۳:۲۰) مفسّران بر این باورند که گرفتن بهره تنها در امور تجاری مجاز بود و نباید از اشخاص نیازمند بهره گرفته میشد. به علاوه، غریبان در اسرائیل معمولاً تاجر بودند و به طور موقت در آنجا میماندند، پس منطقی بود که از آنها بهره گرفته شود؛ به خصوص که خودشان هم از دیگران بهره میگرفتند.
۹-۱۵ اوت
گنجهایی در کلام خدا | تَثنیه ۲۴-۲۶
«شریعت، توجه یَهُوَه را نسبت به زنان نشان میداد»
it-۲-E ص ۱۱۹۶ ¶۴
زنان
قوانین سربازی به نفع زن و شوهر در سال اول ازدواجشان بود، چون شوهر از رفتن به سربازی معاف میشد. در نتیجه آنها فرصت داشتند که بچهدار شوند. بچهدار شدن به زن کمک میکرد که دوران سربازی شوهرش را راحتتر تحمّل کند و در صورت کشته شدن شوهرش وجود بچه برایش تسلّیبخش میشد.—تث ۲۰:۷؛ ۲۴:۵.
it-۱-E ص ۹۶۳ ¶۲
خوشهچینی
واضح است که این ترتیبات، قوم را تشویق میکرد تا سخاوتمند و ازخودگذشته باشند و به یَهُوَه توکل کنند. در عین حال تنبلی را هم رواج نمیداد. این موضوع، درستی حرفهای داوود را نشان میدهد که گفت: «ندیدهام که انسان نیکوکار را خداوند ترک گفته باشد و فرزندانش گرسنه و محتاج نان باشند!» (مز ۳۷:۲۵، ترجمهٔ تفسیری) بنابراین حتی فقیران میتوانستند با سختکوشی برای خود و فرزندانشان غذایی را فراهم کنند.
ب۱۱-E ۱/۳ ص ۲۳
آیا میدانستید که . . .
در اسرائیل باستان وقتی مردی بدون داشتن فرزند پسر میمرد، از برادر او انتظار میرفت که با بیوهاش ازدواج کند تا نسلش از بین نرود. (پیدایش ۳۸:۸) این ترتیبات که بعدها در شریعت هم آمد، به «وظیفهٔ برادرشوهری» معروف شد. (تَثنیه ۲۵:۵، ۶) در کتاب روت، بوعَز با انجام «وظیفهٔ برادرشوهری» نشان داد که اگر شخص مرده برادر تنی نداشته باشد، یکی دیگر از مردان خانواده باید این وظیفه را بر عهده بگیرد.—روت ۱:۳، ۴؛ ۲:۱۹، ۲۰؛ ۴:۱-۶.
این قانون در روزگار عیسی هم وجود داشت. در مَرقُس ۱۲:۲۰-۲۲ صَدّوقیان به این نوع ازدواج اشاره کردند. به علاوه، یوسفوس تاریخنگار قرن اول گفت که این ازدواج نه فقط نام خانوادگی بلکه دارایی خانواده را هم حفظ میکرد. این طور نیازهای مالی بیوهزن فراهم میشد. در آن زمان داراییهای شوهر به زن او تعلّق نمیگرفت. اما اگر فرزندی از ‹ازدواج برادرشوهری› به دنیا میآمد، دارایی خانواده متعلّق به آن بچه میشد.
گوهرهای روحانی
محبت و انصاف در دوران باستان
۶ یَهُوَه کاملاً آگاه است که زوجها چه رفتاری با یکدیگر دارند. او از شوهران خواسته بود که با همسرشان رفتاری شایسته داشته باشند. شوهری که مطیع قوانین شریعت بود، همسرش را دوست میداشت و در پی بهانهای برای طلاق او نبود. (تث ۲۴:۱-۴؛ مت ۱۹:۳، ۸) اما اگر به دلیل مشکلی جدّی او را طلاق میداد باید طلاقنامهای به او میداد. این طلاقنامه زن را از اتهامات غیراخلاقی محفوظ نگاه میداشت. به علاوه، پیش از این که شوهر طلاقنامه را به زنش بدهد باید با مشایخ شهر در این باره مشورت میکرد. این خود فرصتی بود تا مشایخ بتوانند به آن زوج کمک کنند تا زندگی مشترکشان را حفظ نمایند. اما اگر مردی اسرائیلی از روی خودخواهی تصمیم میگرفت همسرش را طلاق دهد، یَهُوَه از طریق مشایخ یا انبیا مانع تصمیم او نمیشد. با این حال، یَهُوَه شاهد نالهها و اشکهای همسر او بود و احساساتش را درک میکرد.—ملا ۲:۱۳-۱۶.
۱۶-۲۲ اوت
گنجهایی در کلام خدا | تَثنیه ۲۷-۲۸
«تمامی این برکات بر شما خواهد آمد و از شما پیشی خواهد گرفت»
از طریق پادشاه هدایتشده به روحالقدس برکات را به دست آورید!
۱۸ شنیدن مطمئناً شامل این میشود که به کلام خدا و غذای روحانی به دقت توجه کنیم. (مت ۲۴:۴۵) همچنین به مفهوم اطاعت از خدا و پسرش است. عیسی گفت: «نه هر که مرا ٬٬سرورم، سرورم،، خطاب کند به پادشاهی آسمان راه یابد، بلکه تنها آن که ارادهٔ پدر مرا که در آسمان است، به جا آوَرَد.» (مت ۷:۲۱) همچنین به خدا گوش کردن به این مفهوم است که راغبانه مطیع ترتیبات او یعنی جماعت و پیران منصوب که «عطایای انسانی» هستند شویم.—افس ۴:۸، دج.
آیا برکات یَهُوَه نصیب تو خواهد شد؟
۲ فعلی که در تثنیه ۲۸:۲ «بشنوی» ترجمه شده است در متن عبری حالت استمراری دارد. بنا بر این توصیف، امّت یَهُوَه میباید مستمراً اوامر الٰهی را به گوش گیرند و همچون طریق زندگی در آن سلوک نمایند؛ پس میتوان گفت مستمراً باید اطاعت کرد نه گهگاه. تنها به این طریق است که برکات یَهُوَه بر آنان سرازیر میگردد. فعل عبریای که «خواهد دریافت» ترجمه شده است اصطلاحی است که در شکار به کار برده میشود و اغلب به معنی «گرفتن» یا «رسیدن» میباشد.
صادقانه برکات یَهُوَه را بجویید
۴ اسرائیلیان میباید چه دیدی نسبت به مطیع بودن میداشتند؟ در شریعت خدا آمده بود که اگر قوم با «شادمانی و خوشی دل» او را خدمت نکنند مقبول یَهُوَه نمیشوند. (تثنیه ۲۸:۴۵-۴۷ خوانده شود.) حتی حیوانات و دیوها نیز به اجبار اطاعت میکنند، بنابراین یَهُوَه خدا استحقاق اطاعتی فراتر از اطاعت اجباری دارد. (مرق ۱:۲۷؛ یعقو ۳:۳) محبت به خدا شخص را وامیدارد تا از دل او را اطاعت کند. چنین اطاعتی با شادی همراه است که منشأ آن ایمان است. برای شخصی که ایمان دارد احکام خدا باری سنگین نیست. به علاوه چنین شخصی ایمان دارد که خدا «جویندگانِ [صادق، دج] خود را پاداش میدهد.»—عبر ۱۱:۶؛ ۱یو ۵:۳.
گوهرهای روحانی
it-۱-E ص ۳۶۰
حدّ و مرز
شریعت یَهُوَه تغییر در حدّ و مرز زمینها را منع کرده بود. (تث ۱۹:۱۴؛ ام ۲۲:۲۸) در واقع گفته شده بود که «ملعون باد آن که مرز میان زمین خود و زمین همسایه را تغییر دهد.» (تث ۲۷:۱۷) از آنجا که هر خانواده از محصول زمین خود خوراکش را تهیه میکرد، اگر کسی مرز زمینها را تغییر میداد باعث میشد که آن خانواده محصول کمتری داشته باشد. در نتیجه جابهجا کردن مرزها برابر با دزدی بود. (ای ۲۴:۲) با این وجود، کسانی مرتکب این گناه میشدند و در زمان هوشَع امیران یهودا مانند کسانی شده بودند که مرزها را جابهجا میکردند.—هو ۵:۱۰.
۲۳-۲۹ اوت
گنجهایی در کلام خدا | تَثنیه ۲۹-۳۰
«خدمت به یَهُوَه خارج از تواناییهای ما نیست»
ب۰۹-E ۱/۱۱ ص ۳۱ ¶۲
یَهُوَه به ما ارادهٔ آزاد داده است
آیا دانستن و انجام دادن خواست خدا برای ما دشوار است؟ موسی گفت: «زیرا این فرمان که من امروز به شما امر میفرمایم، برای شما مشکل نیست.» (تث ۳۰:۱۱) یَهُوَه کارهای غیرممکن از ما نمیخواهد. انتظاراتش معقول و در توان ماست. ما بهراحتی میتوانیم بفهمیم که او از ما چه انتظاری دارد و لازم نیست برای درک آن به «آسمان» یا «آن سوی دریاها» برویم. (تث ۳۰:۱۲، ۱۳) کتاب مقدّس به وضوح نشان میدهد که چطور باید زندگی کنیم.—میکاه ۶:۸.
ب۰۹-E ۱/۱۱ ص ۳۱ ¶۱
یَهُوَه به ما ارادهٔ آزاد داده است
خواهری که دوران کودکی سختی داشته است میگوید: «بعضی وقتها بیدلیل ترس از این دارم که به یَهُوَه وفادار نمانم.» بسیاری چنین احساسی دارند. اما ما به خاطر گذشتهمان محکوم به شکست نیستیم. یَهُوَه خدا به ما ارادهٔ آزاد داده است و ما باید تصمیم بگیریم که چه نوع زندگیای داشته باشیم. یَهُوَه با کلامش به ما کمک میکند تا تصمیم درست بگیریم.
ب۰۹-E ۱/۱۱ ص ۳۱ ¶۴
یَهُوَه به ما ارادهٔ آزاد داده است
برای یَهُوَه مهم است که چه راهی را انتخاب میکنیم. موسی به الهام خدا نوشت: «زندگی را برگزینید.» (تث ۳۰:۱۹) او همینطور توضیح داد که چطور این کار را انجام دهیم: «یهوه خدای خود را دوست بدارید، از صدای او اطاعت کنید و به او بچسبید.» (تث ۳۰:۲۰) اگر یَهُوَه را دوست داشته باشیم، از او اطاعت میکنیم و تحت هیچ شرایطی از او دور نمیشویم. با این کار ‹زندگی را برمیگزینیم؛› به این معنی که از بهترین روش زندگی در حال حاضر و زندگی ابدی در دنیای جدید در آینده برخوردار میشویم.—۲پِطرُس ۳:۱۱-۱۳؛ ۱یوحنا ۵:۳.
گوهرهای روحانی
it-۱-E ص ۶۶۵ ¶۳
گوش
یَهُوَه در مورد اسرائیلیان سرکش گفت که «گوشهایشان ختنهناشده است.» (ار ۶:۱۰؛ اع ۷:۵۱) انگار گوشهایشان با چیزی بسته شده بود. یَهُوَه به کسانی که به دنبال شناخت او بودند، گوشی شنوا و دلی مطیع بخشیده بود، اما گوشهای سرکشان را به امور روحانی بیحس کرده بود. (تث ۲۹:۴؛ رو ۱۱:۸) پولُس رسول در مورد زمانی پیشگویی کرد که عدهای از مسیحیان به جای این که بخواهند حقیقت کلام خدا را بشنوند، «برای شنیدن سخنان گوشنواز، معلّمانی بر حسب امیالشان دور خود جمع خواهند کرد.» آنها در واقع ترجیح میدادند به تعالیم نادرست گوش بدهند.—۲تی ۴:۳، ۴؛ ۱تی ۴:۱.
۳۰ اوت–۵ سپتامبر
گنجهایی در کلام خدا | تَثنیه ۳۱-۳۲
«از تشبیهات آمده در این سرود الهامشده درس گیرید»
‹دل مرا کامل گردان تا از نام تو ترسان باشم›
۸ درست قبل از ورود اسرائیلیان به سرزمین موعود، یَهُوَه سرودی به موسی الهام کرد. (تث ۳۱:۱۹) موسی نیز باید آن سرود را به قوم اسرائیل یاد میداد. (تَثنیه ۳۲:۲، ۳ خوانده شود.) ما با تعمّق بر آیات ۲ و ۳ درمییابیم که خواست یَهُوَه این نیست که نامش مخفی بماند. او نمیخواهد مردم فکر کنند که چون نامش مقدّس است، نباید آن را به کار گیرند. بلکه میخواهد همهٔ انسانها نامش را بشنوند! به راستی که شناخت یَهُوَه و نام باشکوهش، افتخاری بزرگ برای اسرائیلیان بود. تعالیم موسی، ایمان اسرائیلیان را تقویت کرد و به آنان نیرویی تازه بخشید؛ همچون نم نم باران که به گیاهان طراوت میبخشد. ما چگونه میتوانیم به طور مشابه، به دیگران تعلیم دهیم؟
۹ ما میتوانیم در موعظهٔ خانهبهخانه یا موعظه در اماکن عمومی، نام شخصی خدا را در کتاب مقدّس به دیگران نشان دهیم. همچنین میتوانیم با عرضهٔ نشریات، ویدیوها و مطالب موجود در وبسایتمان، نام یَهُوَه را جلال دهیم. به علاوه، شاید بتوانیم در محل کار، مدرسه یا طی سفر، راجع به خدای پرمحبتمان و خصوصیاتش با دیگران صحبت کنیم. وقتی ما دربارهٔ مقصود شگفتانگیز یَهُوَه برای انسانها و زمین با دیگران صحبت کنیم، شاید آنان برای اولین بار پی ببرند که یَهُوَه چقدر انسانها را دوست دارد. همچنین با شناساندن پدر پرمهرمان به دیگران، در تقدیس نام او نقش خواهیم داشت. به علاوه، برخی اتهامات و دروغهایی را که در مورد یَهُوَه به دیگران تعلیم داده شده است، برملا میسازیم. به راستی که انسانها به هیچ طریق دیگری نمیتوانند تعالیمی اینچنین امیدبخش دریافت کنند.—اشع ۶۵:۱۳، ۱۴.
استعارهها در کتاب مقدّس
کتاب مقدّس گاهی یَهُوَه را به چیزهای بیجان تشبیه میکند. برای مثال، او «صخرهٔ اسرائیل» و «دژ» توصیف شده است. (۲سموئیل ۲۳:۳؛ مزمور ۱۸:۲؛ تَثنیه ۳۲:۴) چرا یَهُوَه چنین توصیف شده است؟ یَهُوَه مانند یک صخره محکم و ثابت است، پس میتوانیم در کنار او احساس امنیت داشته باشیم.
برای تربیّت فرزندانمان از یَهُوَه سرمشق بگیریم
۷ برای مثال میتوان محبّتی را که یَهُوَه نسبت به اسرائیلیان نشان داد در نظر گرفت. موسی هنگام توصیف محبّت یَهُوَه نسبت به قوم نوخاستهٔ اسرائیل از تشبیهی زیبا استفاده کرده، گفت: «مثل عقابی که آشیانهٔ خود را حرکت دهد و بچههای خود را فرو گیرد و بالهای خود را پهن کرده، آنها را بردارد و آنها را بر پرهای خود ببرد. همچنین خداوند تنها [یعقوب] را رهبری نمود.» (تثنیه ۹:۳۲، ۱۱، ۱۲) عقاب مادر با ‹حرکت دادن آشیانهٔ خود› یعنی با به هم زدن بالهای خود به جوجههایش درس پرواز داده، آنها را تشویق به پر زدن میکند. هنگامی که یکی از جوجهها بالاخره از آشیانه که معمولاً بر فراز صخرهای بلند قرار دارد، بیرون میپرد، مادر بالای سر او پرواز میکند. اگر امکان سقوط جوجه وجود داشته باشد مادر بسرعت پایین پریده او را «بر پرهای خود» حمل میکند. به همین شکل یَهُوَه نیز با مهر و محبّت از ملّت نوخاستهٔ اسرائیل مراقبت کرد. او شریعت موسی را در اختیار آنان گذارد. (مزمور ۷۸:۵-۷) سپس با دقت تمام از قومش نگهبانی کرد و همیشه آماده بود تا در وقت تنگی به نجات آنها برخیزد.
گوهرهای روحانی
نکاتی از کتاب تثنیه
۳۱:۱۲. همه چه بزرگسال چه کودک باید در جلسات جماعت شرکت کنند و آموزش بگیرند.
در خدمت موعظه بکوشید
ب۰۷-E ۱۵/۵ ص ۱۵-۱۶
چگونه بهترین تحصیلات را برای فرزندانمان فراهم کنیم؟
ما چطور میتوانیم به فرزندانمان کمک کنیم تا یَهُوَه را دوست داشته باشند؟ در شریعت یَهُوَه که به اسرائیلیان داده شده بود پاسخ این سؤال را پیدا میکنیم. موسی خطاب به والدین گفت: «یهوه خدای خود را با تمامی دل و با تمامی جان و با تمامی قوّت خود محبت کن. و این سخنان که من امروز تو را امر میفرمایم، بر دل تو باشد. آنها را بهدقّت به فرزندانت بیاموز، و حین نشستن در خانه و رفتن به راه، و هنگام خوابیدن و برخاستن، از آنها گفتگو کن.»—تث ۶:۵-۷
این آیات درسهای مهمی به والدین میآموزد. اول این که والدین باید برای فرزندانشان نمونهٔ خوبی باشند. اگر بخواهیم فرزندانمان یَهُوَه را دوست داشته باشند، اول ما باید او را دوست داشته باشیم و سخنانش ‹بر دل ما› باشد. چرا این موضوع اهمیت دارد؟ چون والدین معلّم فرزندانشان هستند. در واقع هیچ چیز مانند نمونهٔ والدین روی فرزندان تأثیر نمیگذارد.
آرزوها، معیارها و علایق ما نه فقط در گفتار بلکه در رفتارمان هم دیده میشود. (رو ۲:۲۱، ۲۲) فرزندان از زمان کودکی با دقت والدینشان را مشاهده میکنند و میبینند که چه چیزهایی برای آنها اهمیت دارد. در نتیجه با مرور زمان فرزندان هم به چیزهای مشابه اهمیت میدهند. اگر ما عمیقاً یَهُوَه را دوست داشته باشیم، فرزندانمان آن را تشخیص میدهند. برای مثال اگر آنها ببینند مطالعهٔ کتاب مقدّس برای ما مهم است، متوجه میشوند که خدمت به خدا در زندگیمان اولویت دارد. (مت ۶:۳۳) همینطور حضور مرتب در جلسات و شرکت در خدمت موعظه به فرزندانمان نشان میدهد که پرستش یَهُوَه محور زندگی ماست.—مت ۲۸:۱۹، ۲۰؛ عب ۱۰:۲۴، ۲۵.