کتابخانهٔ آنلاین نشریات شاهدان یَهُوَه
کتابخانهٔ آنلاین
نشریات شاهدان یَهُوَه
فارسی
  • کتاب مقدّس
  • نشریات
  • جلسات
  • خدا کیست؟‏
    برج دیده‌بانی ۲۰۰۹ | ۱ آوریل
    • خدا کیست؟‏

      به سؤال بالا چه جوابی می‌دهید؟‏ اکثر مردم به وجود خدا اعتقاد دارند و از او می‌ترسند.‏ اما بسیاری در بارهٔ او چیزی نمی‌دانند.‏ اگر به خدا ایمان دارید چه پاسخی به سؤالات زیر می‌دهید؟‏

      ۱.‏ آیا خدا ماهیتی دارد؟‏

      ۲.‏ آیا خدا نامی دارد؟‏

      ۳.‏ آیا عیسی و خدای متعال یکی هستند؟‏

      ۴.‏ آیا خدا به تک‌تک ما توجه دارد؟‏

      ۵.‏ آیا خدا هر نوع پرستشی را قبول می‌کند؟‏

      اگر این سؤالات را از مردم بپرسید مطمئناً جواب‌های بسیار متفاوتی به شما می‌دهند.‏ جای تعجبی نیست که تخیّلات و عقاید اشتباه در مورد خدا به وجود آمده است.‏

      چرا پاسخ به این سؤالات اهمیت دارد؟‏

      هنگامی که عیسی مسیح بر سر چاهی با زنی مذهبی صحبت می‌کرد بر شناخت حقیقت در مورد خدا تأکید کرد.‏ آن زن سامری پذیرفت که عیسی پیامبر خداست.‏ اما موضوعی آن زن را آزار می‌داد و آن هم این بود که دین عیسی با دین او فرق می‌داشت.‏ وقتی زن سامری به این موضوع اشاره کرد،‏ عیسی گفت:‏ «شما آنچه را که نمی‌دانید می‌پرستید.‏» (‏یوحنّا ۴:‏۱۹-‏۲۲)‏ عیسی با این گفته نشان داد که مذهبی بودن شخص به معنی آن نیست که او واقعاً خدا را می‌شناسد.‏

      آیا گفتهٔ عیسی بدین مفهوم است که هیچ کس نمی‌تواند خدا را بشناسد؟‏ خیر.‏ عیسی در ادامهٔ سخنش به زن سامری چنین گفت:‏ «پرستندگان حقیقی،‏ پدر را با روح و راستی عبادت خواهند کرد،‏ زیرا پدر طالب این گونه پرستندگان می‌باشد.‏» (‏یوحنّا ۴:‏۲۳،‏ مژ)‏ آیا شما جزو کسانی می‌باشید که خدا را «با روح و راستی» عبادت می‌کنند؟‏

      بسیار حیاتی است که از پاسخ به این سؤال مطمئن شوید.‏ به چه دلیل؟‏ عیسی در دعای خود بر اهمیت شناخت خدا چنین تأکید کرد:‏ «حیات جاودانی این است که تو را خدای واحدِ حقیقی و عیسی مسیح را که فرستادی بشناسند.‏» (‏یوحنّا ۱۷:‏۳)‏ بلی،‏ حیات و آیندهٔ ما کاملاً در گرو این است که حقیقت را در مورد خدا بدانیم.‏

      شاید سؤال کنید:‏ آیا می‌توان حقیقت را در بارهٔ خدا دانست؟‏ بلی!‏ اما چگونه؟‏ عیسی در مورد خود گفت:‏ «من راه و راستی و حیات هستم.‏ هیچ کس نزد پدر جز به وسیلهٔ من نمی‌آید.‏» (‏یوحنّا ۱۴:‏۶)‏ او همچنین گفت:‏ ‹هیچ کس نمی‌داند پدر کیست جز پسر،‏ و آنانی که پسر بخواهد او را بر ایشان آشکار می‌سازد.‏› —‏ لوقا ۱۰:‏۲۲،‏ ه‍ن.‏

      پس کلید شناخت خدا را می‌توانیم در تعالیم عیسی مسیح بیابیم.‏ عیسی چنین وعده داد:‏ «اگر مطابق تعالیم من عمل کنید،‏ در واقع پیرو من خواهید بود و حقیقت را خواهید شناخت و حقیقت شما را آزاد خواهد کرد.‏» —‏ یوحنّا ۸:‏۳۱،‏ ۳۲،‏ مژ.‏

      عیسی به پنج سؤال بالا چگونه جواب می‌دهد؟‏

  • آیا خدا ماهیتی دارد؟‏
    برج دیده‌بانی ۲۰۰۹ | ۱ آوریل
    • آیا خدا ماهیتی دارد؟‏

      برخی معتقدند:‏

      ▪ «او در همه جا و در همه چیز است.‏ او مانند باد می‌ماند.‏»

      ▪ «او هوش و قدرتی است بدون هویت و ماهیت.‏»

      عیسی چه گفت؟‏

      ▪ عیسی به شاگردانش گفت:‏ «در خانهٔ پدر من منزل بسیار است.‏» (‏یوحنّا ۱۴:‏۲)‏ عیسی به طور مجازی نشان داد که خدا خانه یا مکانی دارد.‏

      ▪ در جایی دیگر عیسی گفت:‏ «از نزد پدر بیرون آمدم و در جهان وارد شدم،‏ و باز جهان را گذارده،‏ نزد پدر می‌روم.‏» (‏یوحنّا ۱۶:‏۲۸)‏ عیسی معتقد بود که خدا دارای ماهیت است و در مکانی مشخص سکونت می‌کند.‏

      عیسی هرگز خدا را قدرتی بی‌ماهیت توصیف نکرد.‏ بلکه با صحبت کردن با خدا و دعا کردن به او ماهیت خدا را نشان داد.‏ او اغلب خدا را «پدر» خواند،‏ عبارتی که رابطهٔ نزدیکش را با خدا روشن می‌سازد.‏ —‏ یوحنّا ۸:‏۱۹،‏ ۳۸،‏ ۵۴.‏

      درست است که «خدا را هرگز کسی ندیده است» و «خدا روح است.‏» (‏یوحنّا ۱:‏۱۸؛‏ ۴:‏۲۴)‏ اما این موضوع بدین مفهوم نیست که خدا بدنی ندارد.‏ کتاب مقدّس می‌گوید:‏ «همچنان که بدن جسمانی هست،‏ بدن روحانی نیز وجود دارد.‏» (‏۱قُرِنتیان ۱۵:‏۴۴،‏ مژ)‏ آیا خدا بدن روحانی دارد؟‏

      بلی.‏ وقتی عیسی رستاخیز یافت «به خود آسمان وارد گردید تا در حال حاضر از جانب ما در پیشگاه خدا حضور داشته باشد.‏» (‏عبرانیان ۹:‏۲۴،‏ مژ)‏ این نکته دو موضوع را در مورد خدا به ما نشان می‌دهد.‏ اوّلاً،‏ خدا جایی برای سکونت دارد.‏ ثانیاً،‏ دارای ماهیت است؛‏ نه قدرتی بی‌ماهیت در هر جا.‏

      پس،‏ چگونه تأثیر خدا همه جا وجود دارد؟‏ خدا می‌تواند روح‌القدس یا نیروی فعال خود را به هر نقطه از عالَم هستی بفرستد.‏ او همچون پدری که دست خود را برای دلداری و حمایت فرزندش به سوی او دراز می‌کند روح‌القدس خود را برای انجام مقصودش می‌فرستد.‏ —‏ مزمور ۱۰۴:‏۳۰؛‏ ۱۳۹:‏۷.‏

      از آنجایی که خدا ماهیت دارد همچون شخص دارای هویت و شخصیت است و می‌تواند از کسی یا چیزی خوشش بیاید یا نیایید،‏ و همچنین دارای احساسات است.‏ کتاب مقدّس می‌گوید که خدا قومش را دوست دارد،‏ از اَعمال خود راضی است،‏ از بت‌پرستی نفرت دارد و نسبت به شرارت محزون یا غمگین می‌شود.‏ (‏پیدایش ۶:‏۶؛‏ تثنیه ۱۶:‏۲۲؛‏ ۱پادشاهان ۱۰:‏۹؛‏ مزمور ۱۰۴:‏۳۱)‏ او در اوّل تیموتاؤس ۱:‏۱۱ «خدای متبارک» یا شاد خوانده شده است.‏ به همین دلیل،‏ عیسی گفت که ما قادریم بیاموزیم که چنین خدای شادی را با تمام دل دوست داشته باشیم!‏ —‏ مَرقُس ۱۲:‏۳۰.‏a

      [پاورقی]

      a برای کسب اطلاعات بیشتر به فصل ۱ کتاب آشنایی با تعالیم کتاب مقدّس چاپ شاهدان یَهُوَه رجوع شود.‏

      [نکتهٔ برجسته‌شده در صفحهٔ ۵]

      خدا همچون پدری که دست خود را به سوی فرزندش دراز می‌کند روح‌القدس خود را برای انجام مقصودش می‌فرستد

  • آیا خدا نامی دارد؟‏
    برج دیده‌بانی ۲۰۰۹ | ۱ آوریل
    • آیا خدا نامی دارد؟‏

      برخی معتقدند:‏

      ▪ «خدا،‏ خداست و نامی ندارد.‏»

      ▪ «خدا اسم‌های بسیاری دارد مانند کریم و مجید.‏»

      ▪ «نام خدا اللّه است.‏»

      عیسی چه گفت؟‏

      ▪ عیسی گفت:‏ «پس شما به این طور دعا کنید:‏ ‹ای پدر ما که در آسمانی،‏ نام تو مقدّس باد.‏›» (‏متّیٰ ۶:‏۹)‏ عیسی می‌دانست که خدا نامی دارد.‏

      ▪ عیسی گفت:‏ «اسم تو را به ایشان شناسانیدم و خواهم شناسانید تا آن محبتی که به من نموده‌ای در ایشان باشد و من نیز در ایشان باشم.‏» (‏یوحنّا ۱۷:‏۲۶)‏ عیسی نام خدا را شناساند.‏

      ▪ عیسی با نقل‌قول از مزمور ۱۱۸:‏۲۶a گفت:‏ ‹متبارک باد او که به نام یَهُوَه می‌آید.‏› (‏لوقا ۱۳:‏۳۵)‏ بلی،‏ عیسی در سخنان خود نام خدا را ذکر کرد.‏

      خدا خود نامش را برای ما بیان کرده است.‏ او در کتاب مقدّس می‌گوید:‏ «من یَهُوَه هستم و اسم من همین است.‏»b (‏اِشَعْیا ۴۲:‏۸)‏ نام «یَهُوَه» مدت‌هاست که در زبان فارسی به کار می‌رود.‏ این نام عبری است که خدا بر خود گذاشته است.‏ قابل شگفتی است که این نام عبری هزاران بار در متن باستانی کتاب مقدّس به کار رفته است.‏ در واقع،‏ این نام از هر نامی دیگر در کتاب مقدّس بیشتر ذکر شده است.‏

      برخی ممکن است به سؤال «نام خدا چیست؟‏» چنین جواب دهند:‏ «خدا اسم‌های بسیاری دارد مانند کریم و مجید.‏» البته این‌ها عباراتی هستند برازندهٔ صفات خدا ولی هیچ کدام نام وی نیستند.‏ بعضی دیگر ممکن است بگویند:‏ «نام خدا اللّه است.‏» اما،‏ «اللّه» کوتاه‌شدهٔ واژهٔ «خدا» به زبان عربی است.‏ این عبارات نمی‌توانند جواب سؤال «نام خدا چیست؟‏» باشند زیرا که آن‌ها نام نیستند.‏

      چرا خدا نام خود را برای ما بیان کرده است؟‏ زیرا مایل است او را بهتر بشناسیم.‏ برای مثال،‏ یک نفر بر حسب موقعیت می‌تواند با عناوینی همچون آقا،‏ رئیس،‏ پدر یا پدربزرگ خوانده شود.‏ این عناوین برخی از مشخصات شخص را برایمان روشن می‌سازد.‏ ولی نام شخص همهٔ مشخصات وی را برایمان آشکار می‌کند.‏ به همین دلیل،‏ عناوینی،‏ همچون خداوند،‏ قادر متعال،‏ پدر و آفریدگار توجهٔ ما را به برخی از ویژگی‌های خدا جلب می‌کند.‏ اما فقط نام خدا یعنی یَهُوَه تمام مشخصات او را در بر می‌گیرد.‏ چگونه می‌توان خدا را بدون دانستن نامش شناخت؟‏

      ضروری است که نه تنها نام خدا را بدانیم بلکه او را به این نام بخوانیم.‏ چرا؟‏ زیرا در کتاب مقدّس آمده است:‏ ‹هر که نام یَهُوَه را بخواند نجات یابد.‏› —‏ یوئیل ۲:‏۳۲؛‏ رومیان ۱۰:‏۱۳.‏

      [پاورقی‌ها]

      a واژهٔ «خداوند» در این آیه ایرانیک (‏کج)‏ نوشته شده است چرا که این واژه به جای نام «یَهُوَه» آورده شده است و بر آن تأکید دارد.‏

      b برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد مفهوم نام خدا و این که چرا برخی از کتاب مقدّس‌ها این نام را به کار نمی‌برند به صفحات ۱۹۵-‏۱۹۷ کتاب آشنایی با تعالیم کتاب مقدّس چاپ شاهدان یَهُوَه رجوع کنید.‏

      [نکتهٔ برجسته‌شده صفحهٔ ۶]

      یک نفر بر حسب موقعیت می‌تواند با عناوینی همچون آقا،‏ رئیس،‏ پدر یا پدربزرگ خوانده شود،‏ اما نام خدا یعنی یَهُوَه تمام مشخصات او را در بر می‌گیرد

  • آیا عیسی و خدای متعال یکی هستند؟‏
    برج دیده‌بانی ۲۰۰۹ | ۱ آوریل
    • آیا عیسی و خدای متعال یکی هستند؟‏

      برخی معتقدند:‏

      ▪ «عیسی و خدای متعالی یکی می‌باشند.‏»

      ▪ «عیسی ظهور خدا در جسم بود.‏»

      عیسی چه گفت؟‏

      ▪ عیسی به شاگردانش گفت:‏ «اگر مرا دوست می‌داشتید از شنیدن این که من پیش پدر می‌روم شاد می‌شدید زیرا پدر از من بزرگ‌تر است.‏» (‏یوحنّا ۱۴:‏۲۸،‏ مژ)‏ او صریحاً بیان کرد که با پدرش خدا برابر نیست.‏

      ▪ عیسی در جایی دیگر گفت:‏ «نزد پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما می‌روم.‏» (‏یوحنّا ۲۰:‏۱۷)‏ او هرگز در مورد خود طوری صحبت نکرد که دیگران فکر کنند خداست.‏ بر عکس خود را از خدا متمایز دانست.‏

      ▪ عیسی گفت:‏ «من از خود سخن نمی‌گویم بلکه پدری که مرا فرستاده است به من فرمان داد که چه بگویم و چگونه صحبت کنم.‏» (‏یوحنّا ۱۲:‏۴۹)‏ تعالیم عیسی از خودش نبود بلکه از پدرش.‏

      عیسی هرگز ادعا نکرد که خدای متعال است،‏ بلکه پسر خداست.‏ اگر عیسی خدا بود او خود به چه کسی دعا می‌کرد؟‏ (‏متّیٰ ۱۴:‏۲۳؛‏ ۲۶:‏۲۶-‏۲۹)‏ مطمئناً تظاهر نمی‌کرد که با کسی دیگر صحبت می‌کند!‏

      وقتی دو نفر از شاگردان عیسی از او درخواست مقامی والا در حکومتش کردند به آن‌ها گفت:‏ «انتخاب کسانی که باید در دست راست و دست چپ من بنشینند با من نیست،‏ زیرا کسانی در دست راست یا چپ من خواهند نشست که پدر من قبلاً برایشان آماده کرده است.‏» (‏متّیٰ ۲۰:‏۲۳،‏ مژ)‏ آیا وقتی عیسی گفت که چنین اختیاری به او داده نشده است دروغ می‌گفت؟‏ مسلّماً خیر!‏ بلکه با فروتنی نشان داد که حق چنین انتخابی فقط با خداست.‏ عیسی حتی گفت اموری است که نه او می‌داند و نه فرشتگان می‌دانند،‏ بلکه فقط پدر از آن‌ها مطلع است.‏ —‏ مَرقُس ۱۳:‏۳۲.‏

      آیا عیسی فقط زمانی که بر زمین می‌زیست از خدا کمتر بود؟‏ خیر.‏ کتاب مقدّس توصیف می‌کند که عیسی بعد از مرگ و رستاخیز نیز مطیع خدا بود و می‌باشد.‏ پولُس رسول به ما یادآوری می‌کند که «خدا بر مسیح متعال است.‏» (‏۱قُرِنتیان ۱۱:‏۳،‏ تودِیز انگلیش ورژن)‏ کتاب مقدّس در مورد آینده می‌گوید:‏ «وقتی که همه چیز تحت فرمان مسیح قرار بگیرد،‏ مسیح نیز که پسر خدا است خود را در اختیار خدا که همه چیز را به فرمان او گذاشت قرار خواهد داد تا خدا بر کلّ کائنات حاکم گردد.‏» —‏ ۱قُرِنتیان ۱۵:‏۲۸،‏ مژ.‏

      به روشنی می‌توان دید که عیسی خدای متعال نیست.‏ به همین دلیل پدرش را «خدای من» خواند.‏ —‏ مکاشفه ۳:‏۱۲؛‏ ۲قُرِنتیان ۱:‏۳،‏ ۴.‏a

      [پاورقی]

      a برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه به صفحهٔ ۲۰۲-‏۲۰۴ کتاب آشنایی با تعالیم کتاب مقدّس چاپ شاهدان یَهُوَه رجوع شود.‏

      [نکتهٔ برجسته‌شده صفحهٔ ٧]

      عیسی گفت اموری است که نه او می‌داند و نه فرشتگان می‌دانند،‏ بلکه فقط پدرش از آن‌ها مطلع است

  • آیا خدا به تک‌تک ما توجه دارد؟‏
    برج دیده‌بانی ۲۰۰۹ | ۱ آوریل
    • آیا خدا به تک‌تک ما توجه دارد؟‏

      برخی معتقدند:‏

      ▪ «خدا والا مقام‌تر از آن است که بخواهد به ما انسان‌ها توجه داشته باشد.‏»

      ▪ «فکر نمی‌کنم که ما انسان‌ها برایش اهمیت داشته باشیم.‏»

      عیسی چه گفت؟‏

      ▪ او گفت:‏ «مگر پنج گنجشک به قیمتی ارزان خرید و فروش نمی‌شوند؟‏ با وجود این،‏ خدا حتی یکی از آن‌ها را فراموش نمی‌کند!‏ او حتی حساب موهای سر شما را نیز دارد!‏ پس هرگز نترسید!‏ چون در نظر خدا،‏ شما بسیار عزیزتر از گنجشکان هستید.‏» (‏لوقا ۱۲:‏۶،‏ ۷،‏ تفس)‏ عیسی با مطرح کردن این موضوع نشان می‌دهد که خدا به ما توجه دارد.‏

      ▪ عیسی گفت:‏ «پس نگران نباشید و نگویید:‏ ‹چه بخوریم؟‏ چه بنوشیم؟‏ و یا چه بپوشیم؟‏› تمام ملل جهان برای به دست آوردن این چیزها تلاش می‌کنند،‏ اما پدر آسمانی شما می‌داند که شما به همهٔ این چیزها احتیاج دارید.‏» (‏متّیٰ ۶:‏۳۱،‏ ۳۲،‏ مژ)‏ عیسی می‌دانست که خدا به نیازهای ما اهمیت می‌دهد.‏

      در کتاب مقدّس آمده است که خدا به ما توجه دارد.‏ (‏مزمور ۵۵:‏۲۲؛‏ ۱پِطْرُس ۵:‏۷)‏ اگر خدا به ما توجه دارد چرا دنیا پر از مصیبت است؟‏ اگر خدا مهربان و قادر متعال است،‏ چرا به مصیبت‌ها پایان نمی‌دهد؟‏

      جواب این سؤالات در واقعیتی نهفته است که بسیاری از آن بی‌خبرند؛‏ این واقعیت که شیطان ابلیس بر جهان حکومت می‌کند.‏ وقتی شیطان در پی اغوا کردن عیسی بود،‏ تمام حکومت‌های جهان را به او پیشکش کرد و چنین گفت:‏ «تمامی اختیارات این قلمرو و همهٔ شکوه و جلال آن را به تو خواهم بخشید زیرا در اختیار من است و من می‌توانم آن را به هر که بخواهم ببخشم.‏» —‏ لوقا ۴:‏۵-‏۷،‏ مژ.‏

      چگونه شیطان حاکم جهان شد؟‏ وقتی اوّلین والدین ما آدم و حوّا از شیطان اطاعت و از امر خدا نافرمانی کردند در واقع شیطان را به عنوان حاکم خود برگزیدند.‏ از همان زمان،‏ یَهُوَه خدا صبورانه اجازه داده است تا ثابت شود که حکمرانی شیطان باعث فلاکت و مصیبت بشر است.‏ یَهُوَه انسان‌ها را مجبور نساخته است که مطیع او باشند بلکه راه برگشت را به روی آن‌ها باز گذاشته است.‏ —‏ رومیان ۵:‏۱۰.‏

      از آنجایی که خدا عمیقاً به ما توجه دارد ترتیبی داده است تا عیسی ما را از حکومت شیطان نجات دهد.‏ عیسی در آیندهٔ بسیار نزدیک «ابلیس را که بر مرگ قدرت دارد نابود می‌سازد.‏» (‏عبرانیان ۲:‏۱۴،‏ مژ)‏ او بدین شکل ‹اَعمال ابلیس را باطل می‌سازد.‏› —‏ ۱یوحنّا ۳:‏۸.‏

      سپس بهشت بر روی زمین بازسازی خواهد شد.‏ در آن زمان خدا ‹هر اشکی را از چشمان انسان‌ها پاک خواهد کرد.‏ دیگر از مرگ و غم و گریه و درد و رنج خبری نخواهد بود،‏ زیرا چیزهای کهنه در گذشته است.‏› —‏ مکاشفه ۲۱:‏۴،‏ ۵،‏ مژ.‏a

      [پاورقی]

      a برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد این که چرا خدا اجازه داده است درد و رنج وجود داشته باشد به فصل ۱۱ کتاب آشنایی با تعالیم کتاب مقدّس چاپ شاهدان یَهُوَه رجوع شود.‏

      [نکتهٔ برجسته‌شده صفحهٔ ٨]

      بهشت بر روی زمین بازسازی خواهد شد

  • آیا هر پرستشی مورد قبول خداست؟‏
    برج دیده‌بانی ۲۰۰۹ | ۱ آوریل
    • آیا هر پرستشی مورد قبول خداست؟‏

      برخی معتقدند:‏

      ▪ «هر دینی راهی است به سوی خدا.‏»

      ▪ «مهم نیست که به چه دینی ایمان دارید،‏ مهم این است که از دل باشد.‏»

      عیسی چه گفت؟‏

      ▪ او گفت:‏ «از در تنگ وارد شوید زیرا دری که بزرگ و راهی که وسیع است به هلاکت منتهی می‌شود و کسانی که این راه را می‌پیمایند بسیارند.‏ اما دری که به حیات منتهی می‌شود تنگ و راهش دشوار است و یابندگان آن هم کم هستند.‏» (‏متّیٰ ۷:‏۱۳،‏ ۱۴)‏ عیسی معتقد نبود که هر راهی به سوی خدا می‌انجامد.‏

      ▪ او همچنین گفت:‏ «در آن روز بسیاری مرا خواهند گفت:‏ ‹سَرور ما،‏ سَرور ما،‏ آیا به نام تو نبوّت نکردیم؟‏ آیا به نام تو دیوها را بیرون نراندیم؟‏ آیا به نام تو معجزات بسیار انجام ندادیم؟‏› اما به آن‌ها به صراحت خواهم گفت،‏ ‹هرگز شما را نشناخته‌ام.‏ از من دور شوید،‏ ای بدکاران!‏›» (‏متّیٰ ۷:‏۲۲،‏ ۲۳،‏ ه‍ن)‏ عیسی هر کسی را که ادعای پیروی از او کند قبول نخواهد کرد.‏

      بسیاری از انسان‌های مذهبی به رسوم و عقاید خود وابسته‌اند.‏ اما چه اتفاقی خواهد افتاد هنگامی که این رسوم و عقاید با کلام خدا یعنی کتاب مقدّس هماهنگ نباشد؟‏ عیسی خطر پیروی از رسوم انسانی را توضیح داد.‏ او به رهبران دینی روزگار خود چنین گفت:‏ ‹شما قانون خدا را به خاطر آداب و رسوم خود نادیده گرفته‌اید.‏› سپس از کلام خدا نقل‌قول کرده،‏ گفت:‏ «این قوم با زبان خود،‏ به من احترام می‌گذارند،‏ اما دل‌هایشان از من دور است.‏ عبادت آن‌ها بیهوده است زیرا اوامر انسانی را به جای احکام الٰهی تعلیم می‌دهند.‏» —‏ متّیٰ ۱۵:‏۱-‏۹،‏ مژ؛‏ اِشَعْیا ۲۹:‏۱۳.‏

      رفتار شخص نیز باید با اعتقاداتش هماهنگ باشد.‏ کتاب مقدّس در بارهٔ کسانی صحبت می‌کند که ادعا می‌کنند پرستندگان خدا می‌باشند اما «اَعمالشان این ادعا را تکذیب می‌کند.‏» (‏تیطُس ۱:‏۱۶،‏ مژ)‏ کتاب مقدّس در مورد مردم روزگار ما می‌گوید:‏ «عیاشی را بیش از خدا دوست خواهند داشت.‏ ظاهراً خداپرستند،‏ ولی واقعیت آن را انکار می‌نمایند.‏ از این اشخاص دوری کن.‏» —‏ ۲تیموتاؤس ۳:‏۴،‏ ۵،‏ مژ.‏

      در پرستش خدا صداقت لازم است ولی به این محدود نمی‌شود.‏ چرا؟‏ زیرا شخص صادق ممکن است در راه اشتباهی قرار داشته باشد.‏ پس معرفت یعنی شناخت صحیح خدا بسیار ضروری است.‏ (‏رومیان ۱۰:‏۲،‏ ۳)‏ کسب معرفت خدایی و عمل کردن به آنچه کتاب مقدّس می‌گوید ما را قادر می‌سازد تا خدا را از خود خوشنود سازیم.‏ (‏متّیٰ ۷:‏۲۱)‏ پس دین حقیقی شامل انگیزهٔ درست،‏ اعتقاد درست و عمل درست می‌شود.‏ و عمل درست یعنی انجام دادن خواست خدا در هر روزه زندگی!‏ —‏ ۱یوحنّا ۲:‏۱۷.‏

      اگر مایلید در بارهٔ خدا اطلاعات بیشتری از کتاب مقدّس کسب کنید با یکی از شاهدان یَهُوَه تماس بگیرید.‏

      [نکتهٔ برجسته‌شده صفحهٔ ٩]

      دین حقیقی شامل انگیزهٔ درست،‏ اعتقاد درست و عمل درست می‌شود

  • «خدای جمیع تسلّیات»
    برج دیده‌بانی ۲۰۰۹ | ۱ آوریل
    • بیایید به خدا نزدیک شویم

      «خدای جمیع تسلّیات»

      ۲قُرِنتیان ۱:‏۳،‏ ۴

      در زندگی عوامل بسیاری همچون مصیبت،‏ سرخوردگی و تنهایی باعث غم،‏ افسردگی و حتی ناامیدی می‌شود.‏ در چنین مواقعی شاید انسان از خود بپرسد:‏ «چه کسی می‌تواند به داد ما برسد؟‏» یکی از رسولان عیسی به نام پولُس در رسالهٔ دوّم خود به قُرِنتیان به سرچشمه‌ای بی‌پایان از تسلّی و دلگرمی اشاره می‌کند که یَهُوَه خداست.‏ —‏ ۲قُرِنتیان ۱:‏۳،‏ ۴.‏

      در آیهٔ ۳ این باب یَهُوَه «پدر رحمت‌ها» خوانده شده است.‏ مفهوم این عبارت چیست؟‏ یکی از مفاهیم واژهٔ یونانیِ «رحمت» احساس دلسوزی نسبت به کسانی است که رنج و مصیبت دیده‌اند.‏a مرجعی از کتاب مقدّس می‌گوید که این عبارت به مفهوم «احساس ترحّم» و «مراقبت کامل» است.‏ آری،‏ «رحمت» خدا با عمل همراه است.‏ آیا این موضوع ما را برنمی‌انگیزد که به خدا نزدیک شویم؟‏

      پولُس،‏ یَهُوَه را «خدای جمیع تسلّیات» نیز می‌خواند.‏ واژه‌ای که پولُس در اینجا استفاده کرده،‏ به مفهوم «تسلّی و دلداری شخص مصیبت‌دیده و یاری وی است.‏» در «کتاب مقدّس مفسّر نوین» (‏انگل‍.‏)‏ چنین آمده است:‏ «شخص مصیبت‌زده را هنگامی تسکین داده‌ایم که بتواند دردش را تحمّل کند.‏»

      شاید سؤال کنید که خدا چگونه به ما دلداری و دلگرمی می‌دهد تا دردمان را تحمّل کنیم؟‏ خدا عمدتاً از طریق کلامش یعنی کتاب مقدّس و دعا به ما کمک می‌کند.‏ پولُس رسول به ما می‌گوید که خدای مهربان کلامش را در دسترس ما قرار داده است که «به صبر و تسلّی کتاب امیدوار باشیم.‏» علاوه بر آن با دعاهایی که از دلمان برمی‌آید از ‹سلامتی یا آرامش خدا که فوق از تمامی عقل است› برخوردار می‌شویم.‏ —‏ رومیان ۱۵:‏۴؛‏ فیلیپیان ۴:‏۷.‏

      آیا خدا برای تسلّی و دلگرمی ما حد و مرزی قائل است؟‏ پولُس رسول می‌گوید.‏ «ما را در هر تنگی ما تسلّی می‌دهد.‏» (‏۲قُرِنتیان ۱:‏۴)‏ خدا می‌تواند به ما قدرت و شجاعت لازم را بدهد تا هر نوع فشار و اضطراب یا رنجی را تحمّل کنیم.‏ آیا این باعث تسلّی‌خاطر نیست؟‏

      پولُس رسول به این نکتهٔ مهم اشاره می‌کند که خدا ما را تسلّی و دلگرمی می‌دهد تا ‹ما نیز بتوانیم دیگران را در هر مصیبتی که باشد تسلّی بنماییم،‏ به آن تسلّی که خود از خدا یافته‌ایم.‏› پس با یافتن تسلّی قادر خواهیم بود با نیازمندان دلسوزی کرده،‏ آنان را یاری دهیم.‏

      یَهُوَه «خدای جمیع تسلّیات» لزوماً مشکلات یا درد و رنج ما را از بین نمی‌برد.‏ اما چنانچه به او نزدیک شویم تسلّی و آرامش را به ما عطا خواهد کرد.‏ یَهُوَه قدرت تحمّل هر گونه غم و مشکل را به ما می‌دهد.‏ حقیقتاً که خدایی چنین دلسوز شایستهٔ ستایش و پرستش است!‏

      [پاورقی]

      a خدا «پدر [یا منشأ] رحمت‌ها» خوانده شده است زیرا همدردی و دلسوزی در ذات اوست.‏

  • اگر آدم کامل بود چرا گناه کرد؟‏
    برج دیده‌بانی ۲۰۰۹ | ۱ آوریل
    • پاسخ به سؤالات خوانندگان

      اگر آدم کامل بود چرا گناه کرد؟‏

      از آنجایی که آدم مختار آفریده شده بود می‌توانست مرتکب گناه شود.‏ مختار بودن وی به هیچ وجه در تضاد با کاملیتش نبود.‏ کاملیت در هر کس یا هر چیز نسبی است.‏ برای مثال،‏ چاقو برای بریدن گوشت وسیله‌ای کامل است ولی نمی‌توان از آن برای خوردن سوپ استفاده کرد.‏ در واقع،‏ هر چیزی در رابطه با مقصودی که ساخته شده است کامل است.‏ اما خدا به طور مطلق کامل می‌باشد.‏ —‏ تثنیه ۳۲:‏۳،‏ ۴؛‏ مزمور ۱۸:‏۳۰؛‏ مَرقُس ۱۰:‏۱۸.‏

      با این تفاصیل،‏ خدا آدم را برای چه مقصودی آفریده بود؟‏ قصد خدا این بود که از طریق آدم انسان‌هایی باهوش و مختار تولید شوند؛‏ انسان‌هایی که عشق و محبت به خدا و معیارهایش را در خود رشد می‌دادند و از قوانینش اطاعت می‌کردند.‏ بنابراین،‏ اطاعت می‌بایست از دل ابراز می‌شد زیرا که در ذهن انسان‌ها برنامه‌ریزی نشده بود.‏ (‏تثنیه ۱۰:‏۱۲،‏ ۱۳؛‏ ۳۰:‏۱۹،‏ ۲۰)‏ پس،‏ اگر در امر اطاعت کردن،‏ به آدم حق انتخاب داده نمی‌شد،‏ انسانی کامل نمی‌بود.‏ بلکه،‏ او ناکامل می‌بود چرا که اختیار عمل از او گرفته شده بود.‏ کتاب مقدّس نشان می‌دهد که آدم در رابطه با «درخت معرفت نیک و بد» به اختیار خود از زنش اطاعت کرد نه از خدا.‏ —‏ پیدایش ۲:‏۱۷؛‏ ۳:‏۱-‏۶.‏

      پس آیا خدا آدم را طوری آفریده بود که قادر به تصمیم‌گیری صحیح نمی‌بود یا نمی‌توانست در برابر وسوسه مقاومت کند؟‏ قبل از نافرمانی آدم،‏ یَهُوَه خدا تمامی آفرینش زمینی‌اش،‏ منجمله آدم را آزمایش کرده و دیده بود که همه چیز «بسیار نیکو» است.‏ (‏پیدایش ۱:‏۳۱)‏ وقتی آدم گناه کرد،‏ آفریننده در پی یافتن ایرادی در آفرینش آدم برنیامد زیرا که او را کامل آفریده بود.‏ یَهُوَه آدم را بحق مقصر دانست.‏ (‏پیدایش ۳:‏۱۷-‏۱۹)‏ آدم در دوست داشتن خدا و معیارهای کامل او قصور کرد؛‏ معیارهایی که او را برمی‌انگیخت خدا را بیشتر از هر چیز و هر کس اطاعت کند.‏

      عیسی همچون آدم مردی کامل بود.‏ برخلاف نسل ناکامل آدم،‏ نطفهٔ عیسی به وسیلهٔ روح‌القدس بسته شده و هیچ نقصی را که باعث شود در مقابل وسوسه مقاومت نکند به ارث نبرده بود.‏ (‏لوقا ۱:‏۳۰،‏ ۳۱؛‏ ۲:‏۲۱؛‏ ۳:‏۲۳،‏ ۳۸)‏ گرچه عیسی تحت فشار بزرگی قرار گرفت به اختیار خود به خدا وفادار ماند.‏ اما آدم به اختیار خود در اطاعت از فرامین یَهُوَه کوتاهی کرد.‏

      چرا آدم تصمیم به نافرمانی گرفت؟‏ آیا فکر می‌کرد که با این کار به وضعیت بهتری دست می‌یابد؟‏ خیر.‏ پولُس رسول نوشت:‏ «آدم فریب نخورد.‏» (‏۱تیموتاؤس ۲:‏۱۴)‏ آدم تصمیم گرفت به خواست همسرش که از میوهٔ درخت ممنوعه خورده بود عمل کند.‏ او بیشتر تمایل داشت زن خود را خوشنود سازد تا آفریننده خویش را.‏ آدم با در نظر گرفتن اطلاعاتی که در مورد میوهٔ ممنوعه داشت،‏ می‌بایست به عاقبت نافرمانی از خدا و رابطه‌اش با وی فکر می‌کرد.‏ کمبود عشق و محبت عمیق به خدا،‏ آدم را در مقابل فشار منجمله از جانب همسرش آسیب‌پذیر ساخت.‏

      آدم قبل از آن که صاحب فرزندی شود گناه کرد.‏ در نتیجه نسل او ناکامل متولّد می‌شد.‏ با این حال،‏ ما نیز همچون آدم مختار هستیم.‏ باشد که در اَعمال نیک یَهُوَه تعمّق کرده،‏ محبت به او را عمیقاً در خود پرورش دهیم.‏ شایسته است که یَهُوَه را از دل اطاعت و پرستش کنیم.‏ —‏ مزمور ۶۳:‏۶؛‏ متّیٰ ۲۲:‏۳۶،‏ ۳۷.‏

  • به کمک ایمانم مصایب را تحمّل کردم
    برج دیده‌بانی ۲۰۰۹ | ۱ آوریل
    • به کمک ایمانم مصایب را تحمّل کردم

      از زبانِ سولِداد کاستیّو

      احساس تنهایی بارها می‌توانست مرا از پای بیندازد،‏ اما چنین نشد.‏ وقتی که سی‌وچهار ساله بودم شوهرم فوت کرد.‏ شش سال بعد پدرم را از دست دادم.‏ هشت ماه پس از مرگ پدرم،‏ خبردار شدم که تنها فرزندم به بیماریی ناعلاج دچار شده است.‏

      نام من سولِداد به مفهوم «تنهایی» است.‏ اما برعکس نامم هرگز احساس تنهایی نکردم.‏ وقتی دچار مصیبت شدم مطمئن بودم که یَهُوَه خدا با من است و ‹دست راست مرا گرفته،‏ به من کمک می‌کند که نترسم.‏› (‏اِشَعْیا ۴۱:‏۱۳)‏ مایلم داستان زندگی‌ام را برایتان تعریف کنم و بگویم که چطور توانستم مصایب را تحمّل کرده،‏ به یَهُوَه نزدیک‌تر شوم.‏

      زندگی‌ای شیرین با مشکلاتی اندک

      در سوّمین روز سوّم مه سال ۱۹۶۱ در شهر بارسلون واقع در اسپانیا به دنیا آمدم.‏ من تنها فرزند پدر و مادرم خوزه و سولِداد بودم.‏ مادرم همیشه در جستجوی پاسخ به سؤالات دینی بود.‏ اما کلیسا جوابی قانع‌کننده به مادرم نداده بود.‏ وقتی نه ساله بودم،‏ روزی دو شاهد یَهُوَه به ملاقات مادرم آمدند و جواب تمام سؤالاتش را از روی کتاب مقدّس دادند.‏ به این دلیل،‏ مادرم بلافاصله آموزش کتاب مقدّس را پذیرفت و با حقایق کلام خدا آشنا شد.‏

      طولی نکشید که مادرم تعمید یافت و چند سال بعد از آن پدرم نیز به ایمان مادرم پیوست.‏ اِلیانا،‏ خواهری که کتاب مقدّس را با مادرم تدریس می‌کرد خیلی زود متوجهٔ علاقهٔ من به کتاب مقدّس شد.‏ با این که دختربچه‌ای بیش نبودم،‏ اِلیانا پیشنهاد کرد که کتاب مقدّس را به من نیز تعلیم دهد.‏ به کمک الیانا و مادرم در سن سیزده سالگی تعمید گرفتم.‏

      از نوجوانی رابطهٔ خوبی با یَهُوَه داشتم و در هر موردی به او دعا می‌کردم،‏ به خصوص در مورد تصمیمات مهم زندگی.‏ از آنجایی که دوستان بسیاری در میان اعضای شاهدان یَهُوَه داشتم و با والدین خود هم دوست بودم،‏ در دوران بلوغ با مشکلات زیادی روبرو نبودم.‏ در سال ۱۹۸۲ با شاهد یَهُوَه‌ای به نام فیلیپ که بسیار فعال بود ازدواج کردم.‏

      تربیت فرزندمان در راه یَهُوَه

      پنج سال پس از ازدواجمان پسربچه‌ای به دنیا آوردم که نامش را ساؤل گذاشتیم.‏ من و فیلیپ از این بابت خیلی خوشحال بودیم.‏ امید داشتیم که وقتی ساؤل بزرگ شد پسری سالم،‏ عاقل و خدادوست باشد.‏ من و شوهرم ساعات بسیاری صرف تربیت ساؤل کردیم.‏ با پسرمان در بارهٔ یَهُوَه صحبت می‌کردیم،‏ با هم غذا می‌خوریم،‏ به پارک

نشریات فارسی (‏۱۹۹۳-‏۲۰۲۷)‏
خروج
ورود
  • فارسی
  • هم‌رسانی
  • تنظیم سایت
  • Copyright © 2026 Watch Tower Bible and Tract Society of Pennsylvania
  • شرایط استفاده
  • حفظ اطلاعات شخصی
  • تنظیمات مربوط به حریم شخصی
  • JW.ORG
  • ورود
هم‌رسانی