-
خدا کیست؟برج دیدهبانی ۲۰۰۹ | ۱ آوریل
-
-
خدا کیست؟
به سؤال بالا چه جوابی میدهید؟ اکثر مردم به وجود خدا اعتقاد دارند و از او میترسند. اما بسیاری در بارهٔ او چیزی نمیدانند. اگر به خدا ایمان دارید چه پاسخی به سؤالات زیر میدهید؟
۱. آیا خدا ماهیتی دارد؟
۲. آیا خدا نامی دارد؟
۳. آیا عیسی و خدای متعال یکی هستند؟
۴. آیا خدا به تکتک ما توجه دارد؟
۵. آیا خدا هر نوع پرستشی را قبول میکند؟
اگر این سؤالات را از مردم بپرسید مطمئناً جوابهای بسیار متفاوتی به شما میدهند. جای تعجبی نیست که تخیّلات و عقاید اشتباه در مورد خدا به وجود آمده است.
چرا پاسخ به این سؤالات اهمیت دارد؟
هنگامی که عیسی مسیح بر سر چاهی با زنی مذهبی صحبت میکرد بر شناخت حقیقت در مورد خدا تأکید کرد. آن زن سامری پذیرفت که عیسی پیامبر خداست. اما موضوعی آن زن را آزار میداد و آن هم این بود که دین عیسی با دین او فرق میداشت. وقتی زن سامری به این موضوع اشاره کرد، عیسی گفت: «شما آنچه را که نمیدانید میپرستید.» (یوحنّا ۴:۱۹-۲۲) عیسی با این گفته نشان داد که مذهبی بودن شخص به معنی آن نیست که او واقعاً خدا را میشناسد.
آیا گفتهٔ عیسی بدین مفهوم است که هیچ کس نمیتواند خدا را بشناسد؟ خیر. عیسی در ادامهٔ سخنش به زن سامری چنین گفت: «پرستندگان حقیقی، پدر را با روح و راستی عبادت خواهند کرد، زیرا پدر طالب این گونه پرستندگان میباشد.» (یوحنّا ۴:۲۳، مژ) آیا شما جزو کسانی میباشید که خدا را «با روح و راستی» عبادت میکنند؟
بسیار حیاتی است که از پاسخ به این سؤال مطمئن شوید. به چه دلیل؟ عیسی در دعای خود بر اهمیت شناخت خدا چنین تأکید کرد: «حیات جاودانی این است که تو را خدای واحدِ حقیقی و عیسی مسیح را که فرستادی بشناسند.» (یوحنّا ۱۷:۳) بلی، حیات و آیندهٔ ما کاملاً در گرو این است که حقیقت را در مورد خدا بدانیم.
شاید سؤال کنید: آیا میتوان حقیقت را در بارهٔ خدا دانست؟ بلی! اما چگونه؟ عیسی در مورد خود گفت: «من راه و راستی و حیات هستم. هیچ کس نزد پدر جز به وسیلهٔ من نمیآید.» (یوحنّا ۱۴:۶) او همچنین گفت: ‹هیچ کس نمیداند پدر کیست جز پسر، و آنانی که پسر بخواهد او را بر ایشان آشکار میسازد.› — لوقا ۱۰:۲۲، هن.
پس کلید شناخت خدا را میتوانیم در تعالیم عیسی مسیح بیابیم. عیسی چنین وعده داد: «اگر مطابق تعالیم من عمل کنید، در واقع پیرو من خواهید بود و حقیقت را خواهید شناخت و حقیقت شما را آزاد خواهد کرد.» — یوحنّا ۸:۳۱، ۳۲، مژ.
عیسی به پنج سؤال بالا چگونه جواب میدهد؟
-
-
آیا خدا ماهیتی دارد؟برج دیدهبانی ۲۰۰۹ | ۱ آوریل
-
-
آیا خدا ماهیتی دارد؟
برخی معتقدند:
▪ «او در همه جا و در همه چیز است. او مانند باد میماند.»
▪ «او هوش و قدرتی است بدون هویت و ماهیت.»
عیسی چه گفت؟
▪ عیسی به شاگردانش گفت: «در خانهٔ پدر من منزل بسیار است.» (یوحنّا ۱۴:۲) عیسی به طور مجازی نشان داد که خدا خانه یا مکانی دارد.
▪ در جایی دیگر عیسی گفت: «از نزد پدر بیرون آمدم و در جهان وارد شدم، و باز جهان را گذارده، نزد پدر میروم.» (یوحنّا ۱۶:۲۸) عیسی معتقد بود که خدا دارای ماهیت است و در مکانی مشخص سکونت میکند.
عیسی هرگز خدا را قدرتی بیماهیت توصیف نکرد. بلکه با صحبت کردن با خدا و دعا کردن به او ماهیت خدا را نشان داد. او اغلب خدا را «پدر» خواند، عبارتی که رابطهٔ نزدیکش را با خدا روشن میسازد. — یوحنّا ۸:۱۹، ۳۸، ۵۴.
درست است که «خدا را هرگز کسی ندیده است» و «خدا روح است.» (یوحنّا ۱:۱۸؛ ۴:۲۴) اما این موضوع بدین مفهوم نیست که خدا بدنی ندارد. کتاب مقدّس میگوید: «همچنان که بدن جسمانی هست، بدن روحانی نیز وجود دارد.» (۱قُرِنتیان ۱۵:۴۴، مژ) آیا خدا بدن روحانی دارد؟
بلی. وقتی عیسی رستاخیز یافت «به خود آسمان وارد گردید تا در حال حاضر از جانب ما در پیشگاه خدا حضور داشته باشد.» (عبرانیان ۹:۲۴، مژ) این نکته دو موضوع را در مورد خدا به ما نشان میدهد. اوّلاً، خدا جایی برای سکونت دارد. ثانیاً، دارای ماهیت است؛ نه قدرتی بیماهیت در هر جا.
پس، چگونه تأثیر خدا همه جا وجود دارد؟ خدا میتواند روحالقدس یا نیروی فعال خود را به هر نقطه از عالَم هستی بفرستد. او همچون پدری که دست خود را برای دلداری و حمایت فرزندش به سوی او دراز میکند روحالقدس خود را برای انجام مقصودش میفرستد. — مزمور ۱۰۴:۳۰؛ ۱۳۹:۷.
از آنجایی که خدا ماهیت دارد همچون شخص دارای هویت و شخصیت است و میتواند از کسی یا چیزی خوشش بیاید یا نیایید، و همچنین دارای احساسات است. کتاب مقدّس میگوید که خدا قومش را دوست دارد، از اَعمال خود راضی است، از بتپرستی نفرت دارد و نسبت به شرارت محزون یا غمگین میشود. (پیدایش ۶:۶؛ تثنیه ۱۶:۲۲؛ ۱پادشاهان ۱۰:۹؛ مزمور ۱۰۴:۳۱) او در اوّل تیموتاؤس ۱:۱۱ «خدای متبارک» یا شاد خوانده شده است. به همین دلیل، عیسی گفت که ما قادریم بیاموزیم که چنین خدای شادی را با تمام دل دوست داشته باشیم! — مَرقُس ۱۲:۳۰.a
[پاورقی]
a برای کسب اطلاعات بیشتر به فصل ۱ کتاب آشنایی با تعالیم کتاب مقدّس چاپ شاهدان یَهُوَه رجوع شود.
[نکتهٔ برجستهشده در صفحهٔ ۵]
خدا همچون پدری که دست خود را به سوی فرزندش دراز میکند روحالقدس خود را برای انجام مقصودش میفرستد
-
-
آیا خدا نامی دارد؟برج دیدهبانی ۲۰۰۹ | ۱ آوریل
-
-
آیا خدا نامی دارد؟
برخی معتقدند:
▪ «خدا، خداست و نامی ندارد.»
▪ «خدا اسمهای بسیاری دارد مانند کریم و مجید.»
▪ «نام خدا اللّه است.»
عیسی چه گفت؟
▪ عیسی گفت: «پس شما به این طور دعا کنید: ‹ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدّس باد.›» (متّیٰ ۶:۹) عیسی میدانست که خدا نامی دارد.
▪ عیسی گفت: «اسم تو را به ایشان شناسانیدم و خواهم شناسانید تا آن محبتی که به من نمودهای در ایشان باشد و من نیز در ایشان باشم.» (یوحنّا ۱۷:۲۶) عیسی نام خدا را شناساند.
▪ عیسی با نقلقول از مزمور ۱۱۸:۲۶a گفت: ‹متبارک باد او که به نام یَهُوَه میآید.› (لوقا ۱۳:۳۵) بلی، عیسی در سخنان خود نام خدا را ذکر کرد.
خدا خود نامش را برای ما بیان کرده است. او در کتاب مقدّس میگوید: «من یَهُوَه هستم و اسم من همین است.»b (اِشَعْیا ۴۲:۸) نام «یَهُوَه» مدتهاست که در زبان فارسی به کار میرود. این نام عبری است که خدا بر خود گذاشته است. قابل شگفتی است که این نام عبری هزاران بار در متن باستانی کتاب مقدّس به کار رفته است. در واقع، این نام از هر نامی دیگر در کتاب مقدّس بیشتر ذکر شده است.
برخی ممکن است به سؤال «نام خدا چیست؟» چنین جواب دهند: «خدا اسمهای بسیاری دارد مانند کریم و مجید.» البته اینها عباراتی هستند برازندهٔ صفات خدا ولی هیچ کدام نام وی نیستند. بعضی دیگر ممکن است بگویند: «نام خدا اللّه است.» اما، «اللّه» کوتاهشدهٔ واژهٔ «خدا» به زبان عربی است. این عبارات نمیتوانند جواب سؤال «نام خدا چیست؟» باشند زیرا که آنها نام نیستند.
چرا خدا نام خود را برای ما بیان کرده است؟ زیرا مایل است او را بهتر بشناسیم. برای مثال، یک نفر بر حسب موقعیت میتواند با عناوینی همچون آقا، رئیس، پدر یا پدربزرگ خوانده شود. این عناوین برخی از مشخصات شخص را برایمان روشن میسازد. ولی نام شخص همهٔ مشخصات وی را برایمان آشکار میکند. به همین دلیل، عناوینی، همچون خداوند، قادر متعال، پدر و آفریدگار توجهٔ ما را به برخی از ویژگیهای خدا جلب میکند. اما فقط نام خدا یعنی یَهُوَه تمام مشخصات او را در بر میگیرد. چگونه میتوان خدا را بدون دانستن نامش شناخت؟
ضروری است که نه تنها نام خدا را بدانیم بلکه او را به این نام بخوانیم. چرا؟ زیرا در کتاب مقدّس آمده است: ‹هر که نام یَهُوَه را بخواند نجات یابد.› — یوئیل ۲:۳۲؛ رومیان ۱۰:۱۳.
[پاورقیها]
a واژهٔ «خداوند» در این آیه ایرانیک (کج) نوشته شده است چرا که این واژه به جای نام «یَهُوَه» آورده شده است و بر آن تأکید دارد.
b برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد مفهوم نام خدا و این که چرا برخی از کتاب مقدّسها این نام را به کار نمیبرند به صفحات ۱۹۵-۱۹۷ کتاب آشنایی با تعالیم کتاب مقدّس چاپ شاهدان یَهُوَه رجوع کنید.
[نکتهٔ برجستهشده صفحهٔ ۶]
یک نفر بر حسب موقعیت میتواند با عناوینی همچون آقا، رئیس، پدر یا پدربزرگ خوانده شود، اما نام خدا یعنی یَهُوَه تمام مشخصات او را در بر میگیرد
-
-
آیا عیسی و خدای متعال یکی هستند؟برج دیدهبانی ۲۰۰۹ | ۱ آوریل
-
-
آیا عیسی و خدای متعال یکی هستند؟
برخی معتقدند:
▪ «عیسی و خدای متعالی یکی میباشند.»
▪ «عیسی ظهور خدا در جسم بود.»
عیسی چه گفت؟
▪ عیسی به شاگردانش گفت: «اگر مرا دوست میداشتید از شنیدن این که من پیش پدر میروم شاد میشدید زیرا پدر از من بزرگتر است.» (یوحنّا ۱۴:۲۸، مژ) او صریحاً بیان کرد که با پدرش خدا برابر نیست.
▪ عیسی در جایی دیگر گفت: «نزد پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما میروم.» (یوحنّا ۲۰:۱۷) او هرگز در مورد خود طوری صحبت نکرد که دیگران فکر کنند خداست. بر عکس خود را از خدا متمایز دانست.
▪ عیسی گفت: «من از خود سخن نمیگویم بلکه پدری که مرا فرستاده است به من فرمان داد که چه بگویم و چگونه صحبت کنم.» (یوحنّا ۱۲:۴۹) تعالیم عیسی از خودش نبود بلکه از پدرش.
عیسی هرگز ادعا نکرد که خدای متعال است، بلکه پسر خداست. اگر عیسی خدا بود او خود به چه کسی دعا میکرد؟ (متّیٰ ۱۴:۲۳؛ ۲۶:۲۶-۲۹) مطمئناً تظاهر نمیکرد که با کسی دیگر صحبت میکند!
وقتی دو نفر از شاگردان عیسی از او درخواست مقامی والا در حکومتش کردند به آنها گفت: «انتخاب کسانی که باید در دست راست و دست چپ من بنشینند با من نیست، زیرا کسانی در دست راست یا چپ من خواهند نشست که پدر من قبلاً برایشان آماده کرده است.» (متّیٰ ۲۰:۲۳، مژ) آیا وقتی عیسی گفت که چنین اختیاری به او داده نشده است دروغ میگفت؟ مسلّماً خیر! بلکه با فروتنی نشان داد که حق چنین انتخابی فقط با خداست. عیسی حتی گفت اموری است که نه او میداند و نه فرشتگان میدانند، بلکه فقط پدر از آنها مطلع است. — مَرقُس ۱۳:۳۲.
آیا عیسی فقط زمانی که بر زمین میزیست از خدا کمتر بود؟ خیر. کتاب مقدّس توصیف میکند که عیسی بعد از مرگ و رستاخیز نیز مطیع خدا بود و میباشد. پولُس رسول به ما یادآوری میکند که «خدا بر مسیح متعال است.» (۱قُرِنتیان ۱۱:۳، تودِیز انگلیش ورژن) کتاب مقدّس در مورد آینده میگوید: «وقتی که همه چیز تحت فرمان مسیح قرار بگیرد، مسیح نیز که پسر خدا است خود را در اختیار خدا که همه چیز را به فرمان او گذاشت قرار خواهد داد تا خدا بر کلّ کائنات حاکم گردد.» — ۱قُرِنتیان ۱۵:۲۸، مژ.
به روشنی میتوان دید که عیسی خدای متعال نیست. به همین دلیل پدرش را «خدای من» خواند. — مکاشفه ۳:۱۲؛ ۲قُرِنتیان ۱:۳، ۴.a
[پاورقی]
a برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه به صفحهٔ ۲۰۲-۲۰۴ کتاب آشنایی با تعالیم کتاب مقدّس چاپ شاهدان یَهُوَه رجوع شود.
[نکتهٔ برجستهشده صفحهٔ ٧]
عیسی گفت اموری است که نه او میداند و نه فرشتگان میدانند، بلکه فقط پدرش از آنها مطلع است
-
-
آیا خدا به تکتک ما توجه دارد؟برج دیدهبانی ۲۰۰۹ | ۱ آوریل
-
-
آیا خدا به تکتک ما توجه دارد؟
برخی معتقدند:
▪ «خدا والا مقامتر از آن است که بخواهد به ما انسانها توجه داشته باشد.»
▪ «فکر نمیکنم که ما انسانها برایش اهمیت داشته باشیم.»
عیسی چه گفت؟
▪ او گفت: «مگر پنج گنجشک به قیمتی ارزان خرید و فروش نمیشوند؟ با وجود این، خدا حتی یکی از آنها را فراموش نمیکند! او حتی حساب موهای سر شما را نیز دارد! پس هرگز نترسید! چون در نظر خدا، شما بسیار عزیزتر از گنجشکان هستید.» (لوقا ۱۲:۶، ۷، تفس) عیسی با مطرح کردن این موضوع نشان میدهد که خدا به ما توجه دارد.
▪ عیسی گفت: «پس نگران نباشید و نگویید: ‹چه بخوریم؟ چه بنوشیم؟ و یا چه بپوشیم؟› تمام ملل جهان برای به دست آوردن این چیزها تلاش میکنند، اما پدر آسمانی شما میداند که شما به همهٔ این چیزها احتیاج دارید.» (متّیٰ ۶:۳۱، ۳۲، مژ) عیسی میدانست که خدا به نیازهای ما اهمیت میدهد.
در کتاب مقدّس آمده است که خدا به ما توجه دارد. (مزمور ۵۵:۲۲؛ ۱پِطْرُس ۵:۷) اگر خدا به ما توجه دارد چرا دنیا پر از مصیبت است؟ اگر خدا مهربان و قادر متعال است، چرا به مصیبتها پایان نمیدهد؟
جواب این سؤالات در واقعیتی نهفته است که بسیاری از آن بیخبرند؛ این واقعیت که شیطان ابلیس بر جهان حکومت میکند. وقتی شیطان در پی اغوا کردن عیسی بود، تمام حکومتهای جهان را به او پیشکش کرد و چنین گفت: «تمامی اختیارات این قلمرو و همهٔ شکوه و جلال آن را به تو خواهم بخشید زیرا در اختیار من است و من میتوانم آن را به هر که بخواهم ببخشم.» — لوقا ۴:۵-۷، مژ.
چگونه شیطان حاکم جهان شد؟ وقتی اوّلین والدین ما آدم و حوّا از شیطان اطاعت و از امر خدا نافرمانی کردند در واقع شیطان را به عنوان حاکم خود برگزیدند. از همان زمان، یَهُوَه خدا صبورانه اجازه داده است تا ثابت شود که حکمرانی شیطان باعث فلاکت و مصیبت بشر است. یَهُوَه انسانها را مجبور نساخته است که مطیع او باشند بلکه راه برگشت را به روی آنها باز گذاشته است. — رومیان ۵:۱۰.
از آنجایی که خدا عمیقاً به ما توجه دارد ترتیبی داده است تا عیسی ما را از حکومت شیطان نجات دهد. عیسی در آیندهٔ بسیار نزدیک «ابلیس را که بر مرگ قدرت دارد نابود میسازد.» (عبرانیان ۲:۱۴، مژ) او بدین شکل ‹اَعمال ابلیس را باطل میسازد.› — ۱یوحنّا ۳:۸.
سپس بهشت بر روی زمین بازسازی خواهد شد. در آن زمان خدا ‹هر اشکی را از چشمان انسانها پاک خواهد کرد. دیگر از مرگ و غم و گریه و درد و رنج خبری نخواهد بود، زیرا چیزهای کهنه در گذشته است.› — مکاشفه ۲۱:۴، ۵، مژ.a
[پاورقی]
a برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد این که چرا خدا اجازه داده است درد و رنج وجود داشته باشد به فصل ۱۱ کتاب آشنایی با تعالیم کتاب مقدّس چاپ شاهدان یَهُوَه رجوع شود.
[نکتهٔ برجستهشده صفحهٔ ٨]
بهشت بر روی زمین بازسازی خواهد شد
-
-
آیا هر پرستشی مورد قبول خداست؟برج دیدهبانی ۲۰۰۹ | ۱ آوریل
-
-
آیا هر پرستشی مورد قبول خداست؟
برخی معتقدند:
▪ «هر دینی راهی است به سوی خدا.»
▪ «مهم نیست که به چه دینی ایمان دارید، مهم این است که از دل باشد.»
عیسی چه گفت؟
▪ او گفت: «از در تنگ وارد شوید زیرا دری که بزرگ و راهی که وسیع است به هلاکت منتهی میشود و کسانی که این راه را میپیمایند بسیارند. اما دری که به حیات منتهی میشود تنگ و راهش دشوار است و یابندگان آن هم کم هستند.» (متّیٰ ۷:۱۳، ۱۴) عیسی معتقد نبود که هر راهی به سوی خدا میانجامد.
▪ او همچنین گفت: «در آن روز بسیاری مرا خواهند گفت: ‹سَرور ما، سَرور ما، آیا به نام تو نبوّت نکردیم؟ آیا به نام تو دیوها را بیرون نراندیم؟ آیا به نام تو معجزات بسیار انجام ندادیم؟› اما به آنها به صراحت خواهم گفت، ‹هرگز شما را نشناختهام. از من دور شوید، ای بدکاران!›» (متّیٰ ۷:۲۲، ۲۳، هن) عیسی هر کسی را که ادعای پیروی از او کند قبول نخواهد کرد.
بسیاری از انسانهای مذهبی به رسوم و عقاید خود وابستهاند. اما چه اتفاقی خواهد افتاد هنگامی که این رسوم و عقاید با کلام خدا یعنی کتاب مقدّس هماهنگ نباشد؟ عیسی خطر پیروی از رسوم انسانی را توضیح داد. او به رهبران دینی روزگار خود چنین گفت: ‹شما قانون خدا را به خاطر آداب و رسوم خود نادیده گرفتهاید.› سپس از کلام خدا نقلقول کرده، گفت: «این قوم با زبان خود، به من احترام میگذارند، اما دلهایشان از من دور است. عبادت آنها بیهوده است زیرا اوامر انسانی را به جای احکام الٰهی تعلیم میدهند.» — متّیٰ ۱۵:۱-۹، مژ؛ اِشَعْیا ۲۹:۱۳.
رفتار شخص نیز باید با اعتقاداتش هماهنگ باشد. کتاب مقدّس در بارهٔ کسانی صحبت میکند که ادعا میکنند پرستندگان خدا میباشند اما «اَعمالشان این ادعا را تکذیب میکند.» (تیطُس ۱:۱۶، مژ) کتاب مقدّس در مورد مردم روزگار ما میگوید: «عیاشی را بیش از خدا دوست خواهند داشت. ظاهراً خداپرستند، ولی واقعیت آن را انکار مینمایند. از این اشخاص دوری کن.» — ۲تیموتاؤس ۳:۴، ۵، مژ.
در پرستش خدا صداقت لازم است ولی به این محدود نمیشود. چرا؟ زیرا شخص صادق ممکن است در راه اشتباهی قرار داشته باشد. پس معرفت یعنی شناخت صحیح خدا بسیار ضروری است. (رومیان ۱۰:۲، ۳) کسب معرفت خدایی و عمل کردن به آنچه کتاب مقدّس میگوید ما را قادر میسازد تا خدا را از خود خوشنود سازیم. (متّیٰ ۷:۲۱) پس دین حقیقی شامل انگیزهٔ درست، اعتقاد درست و عمل درست میشود. و عمل درست یعنی انجام دادن خواست خدا در هر روزه زندگی! — ۱یوحنّا ۲:۱۷.
اگر مایلید در بارهٔ خدا اطلاعات بیشتری از کتاب مقدّس کسب کنید با یکی از شاهدان یَهُوَه تماس بگیرید.
[نکتهٔ برجستهشده صفحهٔ ٩]
دین حقیقی شامل انگیزهٔ درست، اعتقاد درست و عمل درست میشود
-
-
«خدای جمیع تسلّیات»برج دیدهبانی ۲۰۰۹ | ۱ آوریل
-
-
بیایید به خدا نزدیک شویم
«خدای جمیع تسلّیات»
در زندگی عوامل بسیاری همچون مصیبت، سرخوردگی و تنهایی باعث غم، افسردگی و حتی ناامیدی میشود. در چنین مواقعی شاید انسان از خود بپرسد: «چه کسی میتواند به داد ما برسد؟» یکی از رسولان عیسی به نام پولُس در رسالهٔ دوّم خود به قُرِنتیان به سرچشمهای بیپایان از تسلّی و دلگرمی اشاره میکند که یَهُوَه خداست. — ۲قُرِنتیان ۱:۳، ۴.
در آیهٔ ۳ این باب یَهُوَه «پدر رحمتها» خوانده شده است. مفهوم این عبارت چیست؟ یکی از مفاهیم واژهٔ یونانیِ «رحمت» احساس دلسوزی نسبت به کسانی است که رنج و مصیبت دیدهاند.a مرجعی از کتاب مقدّس میگوید که این عبارت به مفهوم «احساس ترحّم» و «مراقبت کامل» است. آری، «رحمت» خدا با عمل همراه است. آیا این موضوع ما را برنمیانگیزد که به خدا نزدیک شویم؟
پولُس، یَهُوَه را «خدای جمیع تسلّیات» نیز میخواند. واژهای که پولُس در اینجا استفاده کرده، به مفهوم «تسلّی و دلداری شخص مصیبتدیده و یاری وی است.» در «کتاب مقدّس مفسّر نوین» (انگل.) چنین آمده است: «شخص مصیبتزده را هنگامی تسکین دادهایم که بتواند دردش را تحمّل کند.»
شاید سؤال کنید که خدا چگونه به ما دلداری و دلگرمی میدهد تا دردمان را تحمّل کنیم؟ خدا عمدتاً از طریق کلامش یعنی کتاب مقدّس و دعا به ما کمک میکند. پولُس رسول به ما میگوید که خدای مهربان کلامش را در دسترس ما قرار داده است که «به صبر و تسلّی کتاب امیدوار باشیم.» علاوه بر آن با دعاهایی که از دلمان برمیآید از ‹سلامتی یا آرامش خدا که فوق از تمامی عقل است› برخوردار میشویم. — رومیان ۱۵:۴؛ فیلیپیان ۴:۷.
آیا خدا برای تسلّی و دلگرمی ما حد و مرزی قائل است؟ پولُس رسول میگوید. «ما را در هر تنگی ما تسلّی میدهد.» (۲قُرِنتیان ۱:۴) خدا میتواند به ما قدرت و شجاعت لازم را بدهد تا هر نوع فشار و اضطراب یا رنجی را تحمّل کنیم. آیا این باعث تسلّیخاطر نیست؟
پولُس رسول به این نکتهٔ مهم اشاره میکند که خدا ما را تسلّی و دلگرمی میدهد تا ‹ما نیز بتوانیم دیگران را در هر مصیبتی که باشد تسلّی بنماییم، به آن تسلّی که خود از خدا یافتهایم.› پس با یافتن تسلّی قادر خواهیم بود با نیازمندان دلسوزی کرده، آنان را یاری دهیم.
یَهُوَه «خدای جمیع تسلّیات» لزوماً مشکلات یا درد و رنج ما را از بین نمیبرد. اما چنانچه به او نزدیک شویم تسلّی و آرامش را به ما عطا خواهد کرد. یَهُوَه قدرت تحمّل هر گونه غم و مشکل را به ما میدهد. حقیقتاً که خدایی چنین دلسوز شایستهٔ ستایش و پرستش است!
[پاورقی]
a خدا «پدر [یا منشأ] رحمتها» خوانده شده است زیرا همدردی و دلسوزی در ذات اوست.
-
-
اگر آدم کامل بود چرا گناه کرد؟برج دیدهبانی ۲۰۰۹ | ۱ آوریل
-
-
پاسخ به سؤالات خوانندگان
اگر آدم کامل بود چرا گناه کرد؟
از آنجایی که آدم مختار آفریده شده بود میتوانست مرتکب گناه شود. مختار بودن وی به هیچ وجه در تضاد با کاملیتش نبود. کاملیت در هر کس یا هر چیز نسبی است. برای مثال، چاقو برای بریدن گوشت وسیلهای کامل است ولی نمیتوان از آن برای خوردن سوپ استفاده کرد. در واقع، هر چیزی در رابطه با مقصودی که ساخته شده است کامل است. اما خدا به طور مطلق کامل میباشد. — تثنیه ۳۲:۳، ۴؛ مزمور ۱۸:۳۰؛ مَرقُس ۱۰:۱۸.
با این تفاصیل، خدا آدم را برای چه مقصودی آفریده بود؟ قصد خدا این بود که از طریق آدم انسانهایی باهوش و مختار تولید شوند؛ انسانهایی که عشق و محبت به خدا و معیارهایش را در خود رشد میدادند و از قوانینش اطاعت میکردند. بنابراین، اطاعت میبایست از دل ابراز میشد زیرا که در ذهن انسانها برنامهریزی نشده بود. (تثنیه ۱۰:۱۲، ۱۳؛ ۳۰:۱۹، ۲۰) پس، اگر در امر اطاعت کردن، به آدم حق انتخاب داده نمیشد، انسانی کامل نمیبود. بلکه، او ناکامل میبود چرا که اختیار عمل از او گرفته شده بود. کتاب مقدّس نشان میدهد که آدم در رابطه با «درخت معرفت نیک و بد» به اختیار خود از زنش اطاعت کرد نه از خدا. — پیدایش ۲:۱۷؛ ۳:۱-۶.
پس آیا خدا آدم را طوری آفریده بود که قادر به تصمیمگیری صحیح نمیبود یا نمیتوانست در برابر وسوسه مقاومت کند؟ قبل از نافرمانی آدم، یَهُوَه خدا تمامی آفرینش زمینیاش، منجمله آدم را آزمایش کرده و دیده بود که همه چیز «بسیار نیکو» است. (پیدایش ۱:۳۱) وقتی آدم گناه کرد، آفریننده در پی یافتن ایرادی در آفرینش آدم برنیامد زیرا که او را کامل آفریده بود. یَهُوَه آدم را بحق مقصر دانست. (پیدایش ۳:۱۷-۱۹) آدم در دوست داشتن خدا و معیارهای کامل او قصور کرد؛ معیارهایی که او را برمیانگیخت خدا را بیشتر از هر چیز و هر کس اطاعت کند.
عیسی همچون آدم مردی کامل بود. برخلاف نسل ناکامل آدم، نطفهٔ عیسی به وسیلهٔ روحالقدس بسته شده و هیچ نقصی را که باعث شود در مقابل وسوسه مقاومت نکند به ارث نبرده بود. (لوقا ۱:۳۰، ۳۱؛ ۲:۲۱؛ ۳:۲۳، ۳۸) گرچه عیسی تحت فشار بزرگی قرار گرفت به اختیار خود به خدا وفادار ماند. اما آدم به اختیار خود در اطاعت از فرامین یَهُوَه کوتاهی کرد.
چرا آدم تصمیم به نافرمانی گرفت؟ آیا فکر میکرد که با این کار به وضعیت بهتری دست مییابد؟ خیر. پولُس رسول نوشت: «آدم فریب نخورد.» (۱تیموتاؤس ۲:۱۴) آدم تصمیم گرفت به خواست همسرش که از میوهٔ درخت ممنوعه خورده بود عمل کند. او بیشتر تمایل داشت زن خود را خوشنود سازد تا آفریننده خویش را. آدم با در نظر گرفتن اطلاعاتی که در مورد میوهٔ ممنوعه داشت، میبایست به عاقبت نافرمانی از خدا و رابطهاش با وی فکر میکرد. کمبود عشق و محبت عمیق به خدا، آدم را در مقابل فشار منجمله از جانب همسرش آسیبپذیر ساخت.
آدم قبل از آن که صاحب فرزندی شود گناه کرد. در نتیجه نسل او ناکامل متولّد میشد. با این حال، ما نیز همچون آدم مختار هستیم. باشد که در اَعمال نیک یَهُوَه تعمّق کرده، محبت به او را عمیقاً در خود پرورش دهیم. شایسته است که یَهُوَه را از دل اطاعت و پرستش کنیم. — مزمور ۶۳:۶؛ متّیٰ ۲۲:۳۶، ۳۷.
-
-
به کمک ایمانم مصایب را تحمّل کردمبرج دیدهبانی ۲۰۰۹ | ۱ آوریل
-
-
به کمک ایمانم مصایب را تحمّل کردم
از زبانِ سولِداد کاستیّو
احساس تنهایی بارها میتوانست مرا از پای بیندازد، اما چنین نشد. وقتی که سیوچهار ساله بودم شوهرم فوت کرد. شش سال بعد پدرم را از دست دادم. هشت ماه پس از مرگ پدرم، خبردار شدم که تنها فرزندم به بیماریی ناعلاج دچار شده است.
نام من سولِداد به مفهوم «تنهایی» است. اما برعکس نامم هرگز احساس تنهایی نکردم. وقتی دچار مصیبت شدم مطمئن بودم که یَهُوَه خدا با من است و ‹دست راست مرا گرفته، به من کمک میکند که نترسم.› (اِشَعْیا ۴۱:۱۳) مایلم داستان زندگیام را برایتان تعریف کنم و بگویم که چطور توانستم مصایب را تحمّل کرده، به یَهُوَه نزدیکتر شوم.
زندگیای شیرین با مشکلاتی اندک
در سوّمین روز سوّم مه سال ۱۹۶۱ در شهر بارسلون واقع در اسپانیا به دنیا آمدم. من تنها فرزند پدر و مادرم خوزه و سولِداد بودم. مادرم همیشه در جستجوی پاسخ به سؤالات دینی بود. اما کلیسا جوابی قانعکننده به مادرم نداده بود. وقتی نه ساله بودم، روزی دو شاهد یَهُوَه به ملاقات مادرم آمدند و جواب تمام سؤالاتش را از روی کتاب مقدّس دادند. به این دلیل، مادرم بلافاصله آموزش کتاب مقدّس را پذیرفت و با حقایق کلام خدا آشنا شد.
طولی نکشید که مادرم تعمید یافت و چند سال بعد از آن پدرم نیز به ایمان مادرم پیوست. اِلیانا، خواهری که کتاب مقدّس را با مادرم تدریس میکرد خیلی زود متوجهٔ علاقهٔ من به کتاب مقدّس شد. با این که دختربچهای بیش نبودم، اِلیانا پیشنهاد کرد که کتاب مقدّس را به من نیز تعلیم دهد. به کمک الیانا و مادرم در سن سیزده سالگی تعمید گرفتم.
از نوجوانی رابطهٔ خوبی با یَهُوَه داشتم و در هر موردی به او دعا میکردم، به خصوص در مورد تصمیمات مهم زندگی. از آنجایی که دوستان بسیاری در میان اعضای شاهدان یَهُوَه داشتم و با والدین خود هم دوست بودم، در دوران بلوغ با مشکلات زیادی روبرو نبودم. در سال ۱۹۸۲ با شاهد یَهُوَهای به نام فیلیپ که بسیار فعال بود ازدواج کردم.
تربیت فرزندمان در راه یَهُوَه
پنج سال پس از ازدواجمان پسربچهای به دنیا آوردم که نامش را ساؤل گذاشتیم. من و فیلیپ از این بابت خیلی خوشحال بودیم. امید داشتیم که وقتی ساؤل بزرگ شد پسری سالم، عاقل و خدادوست باشد. من و شوهرم ساعات بسیاری صرف تربیت ساؤل کردیم. با پسرمان در بارهٔ یَهُوَه صحبت میکردیم، با هم غذا میخوریم، به پارک
-