کتابخانهٔ آنلاین نشریات شاهدان یَهُوَه
کتابخانهٔ آنلاین
نشریات شاهدان یَهُوَه
فارسی
  • کتاب مقدّس
  • نشریات
  • جلسات
  • مأخذ۲۷ ژانویه ص ۱-‏۱۵
  • مأخذ جزوهٔ کار و آموزش

ویدیویی برای انتخاب شما موجود نیست.

متأسفانه، پخش ویدیو ممکن نیست.

  • مأخذ جزوهٔ کار و آموزش
  • مأخذ جزوهٔ کار و آموزش (‏۲۰۲۷)‏
  • عنوان‌های فرعی
  • ۴-‏ ۱۰ ژانویه
  • ۱۱-‏ ۱۷ ژانویه
  • ۱۸-‏۲۴ ژانویه
  • ۲۵-‏۳۱ ژانویه
  • ۱-‏۷ فوریه
  • ۸-‏۱۴ فوریه
  • ۱۵-‏۲۱ فوریه
  • ۲۲-‏۲۸فوریه
مأخذ جزوهٔ کار و آموزش (‏۲۰۲۷)‏
مأخذ۲۷ ژانویه ص ۱-‏۱۵

مأخذ جزوهٔ کار و آموزش

⁦© 2026 International Bible Students Association⁩

۴-‏ ۱۰ ژانویه

گنج‌هایی در کلام خدا حِزْقیال ۱۱-‏۱۲

‹شاید ببینند›

ب۲۲/‏۱۱ ص ۲-‏۳ ¶۲-‏۴

یَهُوَه در انجام کار موعظه کمکمان می‌کند

۲ مردم محدودهٔ موعظهٔ حِزْقیال چه نوع اشخاصی بودند؟‏ یَهُوَه می‌گوید که آن‌ها اشخاصی «گستاخ،‏» «سرسخت» و «عصیانگر» بودند؛‏ مثل خار آسیب می‌رساندند و مثل عقرب خطرناک بودند.‏ پس جای تعجب نیست که یَهُوَه چندین بار به حِزْقیال گفت:‏ ‹نترس!‏› (‏حِزْقیال ۲:‏۳-‏۶ خوانده شود.‏)‏ حِزْقیال توانست خدمت موعظهٔ خود را به‌خوبی انجام دهد،‏ چون ۱)‏ یَهُوَه او را فرستاده بود،‏ ۲)‏ روح‌القدس به او قدرت می‌داد و ۳)‏ از کلام خدا نیرو می‌گرفت.‏ این سه نکته چطور به حِزْقیال کمک کرد و امروزه چطور به ما کمک می‌کند؟‏

حِزْقیال فرستادهٔ یَهُوَه بود

۳ یَهُوَه به حِزْقیال گفت:‏ «من تو را می‌فرستم.‏» (‏حز ۲:‏۳،‏ ۴)‏ چرا این گفتهٔ یَهُوَه به حِزْقیال قوّت‌قلب داد؟‏ حتماً یادش آمد که وقتی یَهُوَه به موسی و اِشَعْیای نبی مسئولیت داد،‏ همین جمله را به آن‌ها هم گفته بود.‏ (‏خرو ۳:‏۱۰؛‏ اشع ۶:‏۸)‏ حِزْقیال همچنین می‌دانست که یَهُوَه چطور به آن دو نبی کمک کرد تا بر مشکلاتشان غلبه کنند.‏ پس وقتی که یَهُوَه دو بار گفت:‏ ‹من تو را می‌فرستم،‏› حِزْقیال دلایل محکمی داشت تا از حمایت و پشتیبانی یَهُوَه مطمئن باشد.‏ به علاوه در کتاب حِزْقیال چندین بار می‌خوانیم که او گفت:‏ ‹کلام یَهُوَه بر من نازل شد.‏› (‏حز ۳:‏۱۶)‏ همین طور چند بار گفت:‏ ‹کلام یَهُوَه بار دیگر بر من نازل شد.‏› (‏حز ۶:‏۱،‏ دج)‏ حِزْقیال شکی نداشت که از طرف یَهُوَه فرستاده شده است.‏ به علاوه حِزْقیال پسر یک کاهن بود و احتمالاً از پدرش یاد گرفته بود که یَهُوَه چطور در طول تاریخ از انبیایش حمایت کرده است؛‏ از جمله اسحاق،‏ یعقوب و اِرْمیا که یَهُوَه به آن‌ها گفته بود:‏ ‹من با شما هستم.‏›—‏پیدا ۲۶:‏۲۴؛‏ ۲۸:‏۱۵؛‏ ار ۱:‏۸.‏

۴ اسرائیلیان چه واکنشی به موعظهٔ حِزْقیال نشان دادند؟‏ یَهُوَه گفته بود:‏ «خاندان اسرائیل مایل به شنیدن سخنان تو نخواهند بود،‏ زیرا مایل نیستند سخنان مرا بشنوند.‏» (‏حز ۳:‏۷)‏ در واقع مردم با رد کردن حِزْقیال،‏ یَهُوَه را رد می‌کردند.‏ این به حِزْقیال اطمینان داد که وقتی مردم پیامش را رد می‌کنند به این معنی نیست که او به عنوان نبی در انجام مسئولیتش کوتاهی کرده است.‏ یَهُوَه همین طور به حِزْقیال اطمینان داد که وقتی آن پیام داوری به تحقق برسد،‏ مردم می‌فهمند که «نبی‌ای در میان ایشان بوده است.‏» (‏حز ۲:‏۵؛‏ ۳۳:‏۳۳)‏ مطمئناً آن گفته‌های دلگرم‌کننده به حِزْقیال قوّت لازم را داد تا خدمت موعظهٔ خود را انجام دهد.‏

ک-‏پرستش-‏پاک ص ۶۳،‏ پاورقی

«شما به پایان کار رسیده‌اید!‏»

چرا می‌توان نتیجه گرفت که حِزْقیال جلوی چشم دیگران این نشانه‌ها را به نمایش گذاشت؟‏ چون یَهُوَه در رابطه با بعضی از این نمایش‌ها،‏ مثل پختن نان یا حمل بار سفرش،‏ به حِزْقیال گفت که «جلوی چشم همه» این کارها را بکند.‏—‏حِزْقیال ۴:‏۱۲؛‏ ۱۲:‏۷.‏

گوهرهای روحانی

ک-‏پرستش-‏پاک ص ۱۰۰ ¶۱۵

‹به آن‌ها دلی یکپارچه خواهم داد›

۱۵ وعدهٔ اول.‏ دیگر کارهای نفرت‌انگیز و بت‌پرستی وجود نخواهد داشت.‏ (‏حِزْقیال ۱۱:‏۱۸؛‏ ۱۲:‏۲۴ را بخوانید.‏)‏ همان طور که در فصل ۵ این نشریه خواندیم،‏ اورشلیم و معبدش به خاطر بت‌پرستی و کارهای نفرت‌انگیز ادیان دروغین،‏ به فساد کشیده شده بود.‏ مردم هم غرق در فساد بودند و دلشان از یَهُوَه فرسنگ‌ها دور شده بود.‏ یَهُوَه از طریق حِزْقیال دربارهٔ زمانی پیشگویی کرد که یهودیان تبعیدی بار دیگر پرستش پاک را تجربه می‌کردند.‏ مهم‌ترین موضوع،‏ برقراری مجدّد پرستش پاک بود و همهٔ برکت‌های دیگر بعد از آن سرازیر می‌شدند.‏

ک-‏پرستش-‏پاک ص ۱۰۵ ¶۲۷

‹به آن‌ها دلی یکپارچه خواهم داد›

۲۷ وعدهٔ اول.‏ دیگر کارهای نفرت‌انگیز و بت‌پرستی وجود نخواهد داشت.‏ در پایان قرن ۱۹ و ابتدای قرن ۲۰ میلادی مسیحیان وفادار برای مطالعهٔ کتاب مقدّس دور هم جمع می‌شدند.‏ آن‌ها متوجه شدند که باید از مراسم دین کاذب دوری کنند.‏ آن‌ها تعالیمی مثل تثلیث،‏ فناناپذیری روح انسان و آتش جهنّم را کنار گذاشتند،‏ چون ریشه در ادیان کاذب و رسوم بت‌پرستی داشتند.‏ آن‌ها متوجه شدند که استفاده از مجسمه و تصویر در پرستش،‏ بت‌پرستی محسوب می‌شود.‏ همچنین بعدها فهمیدند که استفاده از صلیب هم نوعی بت‌پرستی است.‏—‏حِزْقیال ۱۴:‏۶.‏

۱۱-‏ ۱۷ ژانویه

گنج‌هایی در کلام خدا حِزْقیال ۱۳-‏۱۴

یَهُوَه قدر تلاش‌های شما را برای انجام کار درست می‌داند

ب۱۸/‏۲ ص ۵ ¶۱۱-‏۱۲

از ایمان و اطاعت نوح،‏ دانیال و ایّوب سرمشق گیرید

۱۱ دانیال با چه مشکلاتی روبرو بود؟‏ دانیال به بابل تبعید شده بود؛‏ شهری مملو از بت‌پرستی و سحر و جادو.‏ به‌علاوه،‏ بابلیان با دید حقارت به یهودیان می‌نگریستند.‏ آنان یهودیان و خدایشان یَهُوَه را مسخره می‌کردند.‏ (‏مز ۱۳۷:‏۱،‏ ۳)‏ اعمال آنان،‏ یهودیان وفاداری همچون دانیال را بسیار می‌رنجاند.‏ همچنین بسیاری از مردم،‏ دانیال و سه دوستش حَنَنیا،‏ میشائیل و عَزَریا را تحت نظر داشتند،‏ زیرا قرار بود آنان برای کار در دربار پادشاه بابل آموزش ببینند.‏ همچنین آنان باید رژیم غذایی پادشاه را دنبال می‌کردند.‏ آن رژیم شامل غذاهایی می‌شد که یَهُوَه خوردن آن‌ها را منع کرده بود.‏ از این رو،‏ «دانیال در دل خود عزم کرد که خود را با طعام پادشاه و شرابی که وی می‌نوشید،‏ نجس نسازد.‏»—‏دان ۱:‏۵-‏۸،‏ ۱۴-‏۱۷.‏

۱۲ دانیال با مشکل دیگری نیز روبرو بود که در ابتدا چندان جدّی به نظر نمی‌رسید.‏ از آنجا که او توانایی‌های ویژه‌ای داشت،‏ پادشاه مسئولیت‌های ویژه‌ای به او داد.‏ (‏دان ۱:‏۱۹،‏ ۲۰)‏ اما دانیال خودرأی و مغرور نبود.‏ او همواره فروتن ماند و تمام موفقیت‌هایش را به یَهُوَه نسبت داد.‏ (‏دان ۲:‏۳۰)‏ این خصوصیات دانیال یَهُوَه را بر آن داشت که از او در کنار مردانی همچون نوح و ایّوب به‌عنوان نمونه‌های درستکاری نام ببرد.‏ این در حالی بود که نوح و ایّوب تمام عمر خود را به یَهُوَه خدمت کرده بودند،‏ اما دانیال هنوز در دوران جوانی‌اش به سر می‌برد.‏ به‌راستی که یَهُوَه چه اطمینانی به دانیال داشت!‏ دانیال ایمان و اطاعتش را تا پایان زندگی حفظ کرد.‏ زمانی که او نزدیک به ۱۰۰ سال داشت،‏ فرشتهٔ یَهُوَه به او گفت:‏ «ای دانیال،‏ ای مرد بسیار محبوب.‏»—‏دان ۱۰:‏۱۱.‏

ب۱۶/‏۳ ص ۵ ¶۶-‏۷

جوانان آیا برای تعمید آمادگی دارید؟‏

۶ آیا ممکن است کسی در سنین نوجوانی به چنین بلوغ و پختگی‌ای برسد؟‏ در اینجا بجاست که شرح‌حال دانیال را بررسی کنیم.‏ احتمالاً او در اوایل نوجوانی بود که به اجبار از والدینش جدا شد و در بابِل به اسارت برده شد.‏ دانیال در آنجا یکباره در میان افرادی زندگی می‌کرد که معیارهایشان از درستی و نادرستی با آنچه او می‌دانست بسیار تفاوت داشت.‏ دانیال با مشکل دیگری نیز روبرو بود.‏ او موقعیت خاصّی در آنجا داشت،‏ در واقع جزو معدود جوانانی بود که برگزیده شده بودند تا نزد پادشاه حاضر شوند.‏ (‏دان ۱:‏۳-‏۵،‏ ۱۳)‏ ظاهراً برای دانیال فرصت‌هایی در بابِل پیش آمده بود که هیچ گاه در اسرائیل نداشت.‏

۷ واکنش دانیال در آن شرایط چگونه بود؟‏ آیا زرق‌وبرق بابِل او را اغوا کرد؟‏ آیا آن محیط جدید باعث شد که هویتش را فراموش کند و ایمانش را در هم شکند؟‏ در کتاب مقدّس آمده است که او در دل خود عزم کرده بود که خود را نجس نسازد،‏ یعنی از هر آنچه با پرستش کاذب مرتبط بود،‏ دوری کند.‏ (‏دان ۱:‏۸)‏ به‌راستی دانیال نشان داد که به بلوغ رسیده است!‏

ب۱۸/‏۲ ص ۵¶۱۳

از ایمان و اطاعت نوح،‏ دانیال و ایّوب سرمشق گیرید

۱۳ دانیال با حمایت یَهُوَه،‏ یکی از مقامات عالی‌رتبهٔ امپراتوری بابل و سپس امپراتوری ماد و پارس شد.‏ (‏دان ۱:‏۲۱؛‏ ۶:‏۱،‏ ۲)‏ احتمالاً یَهُوَه ترتیبی داده بود که دانیال به این مقام برسد تا بتواند به قوم خدا کمک کند.‏ درست همان طور که یوسف در مصر و اِستَر و مُردِخای در زمان امپراتوری پارس به قوم خدا کمک کردند.‏ (‏دان ۲:‏۴۸)‏ تصوّر کنید که یهودیان تبعیدشده به بابل منجمله حِزْقیال چقدر دلگرم شدند وقتی دیدند که یَهُوَه برای کمک به آنان از دانیال استفاده می‌کند.‏

گوهرهای روحانی

ک-‏بینش «رؤیا» ¶۱۲

رؤیا

رؤیاهای دروغین.‏ قبل از نابودی اورشلیم در سال ۶۰۷ ق.‏م.‏ رؤیایی که پیامبران دروغین ‹درباره‌اش صحبت می‌کردند،‏ از خیالات دلشان بود.‏› (‏اِرْمیا ۲۳:‏۱۶)‏ از آنجا که آن رؤیاها از طرف یَهُوَه نبودند،‏ ارزشی نداشتند.‏ (‏مراثی ۲:‏۹،‏ ۱۴)‏ آن‌ها دروغ می‌گفتند و رؤیاهای دروغین می‌دیدند،‏ پس یَهُوَه بر ضدّ آن‌ها بود.‏—‏حِزْقیال ۱۳.‏

۱۸-‏۲۴ ژانویه

گنج‌هایی در کلام خدا حِزْقیال ۱۵-‏۱۶

«دیگر از دست تو دلخور نخواهم بود»

ک-‏پرستش-‏پاک ص ۱۶۷ ¶۱۵

«من به فاحشگی‌ات پایان می‌دهم»

۱۵ یَهُوَه چه کار کرد؟‏ او به اورشلیم گفت:‏ ‹من همهٔ عاشقانی را که از تو لذّت می‌بردند،‏ جمع می‌کنم و تو را به دست عاشقانت تسلیم می‌کنم.‏› بله،‏ متحدان قبلی قوم یَهُوَه که بت‌پرست بودند،‏ اورشلیم را نابود می‌کردند و زیبایی و دارایی‌هایش را از او می‌گرفتند.‏ خدا گفت:‏ «تو را سنگسار می‌کنند و با شمشیرهایشان می‌کشند.‏» آیا هدف یَهُوَه از داوری‌اش این بود که قومش را کاملاً نابود کند؟‏ نه،‏ او می‌خواست ‹به فاحشگی قومش پایان بدهد.‏› خدا در ادامه به قومش گفت:‏ «آن وقت خشمی که نسبت به تو دارم فرو می‌نشیند و از دست تو خشمگین نخواهم بود؛‏ خشمم آرام می‌شود و دیگر از دست تو دلخور نخواهم بود.‏» همان طور که در فصل ۹ این نشریه دیدیم،‏ هدف نهایی یَهُوَه این بود که قومش را بعد از تبعید به سرزمینشان برگرداند.‏ چرا؟‏ یَهُوَه گفت:‏ «من عهدی را که در دوران جوانی‌ات با تو بستم،‏ به یاد می‌آورم و عهدی جاودانی با تو خواهم بست.‏» (‏حِزْقیال ۱۶:‏۳۷-‏۴۲،‏ ۶۰)‏ به راستی که یَهُوَه برخلاف قومش،‏ در وفاداری بی‌همتا است!‏—‏مکاشفه ۱۵:‏۴ را بخوانید.‏

ب۲۵/‏۲ ص ۴ ¶۸-‏۹

چرا از بخشش یَهُوَه قدردانیم؟‏

۸ کفّاره تدارکی است که یَهُوَه از طریق آن،‏ این امکان را فراهم کرد تا انسان‌های گناهکار دوباره بتوانند رابطه‌ای خوب با او برقرار کنند.‏ در واقع خدا آنچه را که آدم از دست داده بود،‏ با چیزی که ارزش برابری داشت جایگزین کرد.‏ نوشته‌های یونانی به این نکته اشاره می‌کند که یَهُوَه چطور از طریق «کفّاره،‏» دوستی با خود را برای ما امکان‌پذیر کرده است.‏—‏روم ۳:‏۲۵،‏ پاورقی.‏

۹ یَهُوَه به طور موقت تدارکی دید که گناهان اسرائیلیان بخشیده شود و با او رابطه‌ای خوب داشته باشند.‏ مراسم روز کفّاره در اسرائیل سالی یک بار برگزار می‌شد.‏ در آن روز کاهن اعظم قربانی‌های حیوانی برای قوم تقدیم می‌کرد.‏ البته قربانی‌های حیوانی نمی‌توانست کاملاً گناهان شخص را بپوشاند،‏ چون ارزش حیوانات کمتر از انسان‌هاست.‏ با این حال تا زمانی که اسرائیلیان توبه‌کار مطابق خواست یَهُوَه قربانی‌هایی را تقدیم می‌کردند،‏ یَهُوَه گناهانشان را می‌بخشید.‏ (‏عبر ۱۰:‏۱-‏۴)‏ قربانی‌هایی که اسرائیلیان در روز کفّاره و روزهای دیگر تقدیم می‌کردند،‏ به آن‌ها یادآوری می‌کرد که گناهکارند و برای بخشش گناهانشان به راه‌حلی دائمی نیاز دارند.‏

ب۲۵/‏۲ ص ۱۶-‏۱۷ ¶۱۰-‏۱۲

چطور می‌توانیم از بخشش یَهُوَه سرمشق بگیریم؟‏

۱۰ چطور می‌توانید بر احساس رنجش غلبه کنید؟‏ یک راه این است که به خودمان وقت بدهیم.‏ شخصی که به سختی زخمی شده،‏ بعد از درمان به زمان نیاز دارد تا کاملاً بهبود پیدا کند.‏ به طور مشابه،‏ ما هم به زمان نیاز داریم تا از لحاظ عاطفی تعادل پیدا کنیم و کسی را از دل ببخشیم.‏—‏جا ۳:‏۳؛‏ ۱پطر ۱:‏۲۲.‏

۱۱ در دعا از یَهُوَه بخواهید تا بخشنده باشید.‏ آنا که قبلاً به او اشاره شد،‏ توضیح می‌دهد که چطور دعا به او کمک کرد.‏ او می‌گوید:‏ «از یَهُوَه خواستم که من و خانواده‌ام را به خاطر اشتباهاتمان ببخشد.‏ بعد به پدرم و همسرش نامه نوشتم و گفتم که آن‌ها را بخشیده‌ام.‏» برای آنا این کار راحت نبود،‏ اما می‌گوید:‏ «امیدوارم که تلاش‌هایم برای سرمشق گرفتن از یَهُوَه و بخشیدن آن‌ها باعث شود که پدرم و همسرش بخواهند بیشتر در مورد یَهُوَه یاد بگیرند.‏»

۱۲ به یَهُوَه تکیه کنید،‏ نه به احساساتتان!‏ (‏امثال ۳:‏۵،‏ ۶ خوانده شود.‏)‏ یَهُوَه بهتر از ما می‌داند که چه چیزی به نفع ماست و هیچ وقت از ما نمی‌خواهد کاری را انجام دهیم که به ضررمان است. (‏اشع ۵۵:‏۸،‏ ۹)‏ پس مطمئنیم که بخشش دیگران به نفع ماست.‏ (‏مز ۴۰:‏۴؛‏ اشع ۴۸:‏۱۷،‏ ۱۸)‏ از طرف دیگر،‏ اگر به احساساتمان تکیه کنیم،‏ شاید هیچ وقت نتوانیم طرف مقابل را ببخشیم.‏ (‏امث ۱۴:‏۱۲؛‏ ار ۱۷:‏۹)‏ نَعومی که قبلاً به او اشاره شد می‌گوید:‏ «اولش فکر می‌کردم که این حق من است که شوهرم را به خاطر تماشای پورنوگرافی نبخشم.‏ می‌ترسیدم که دوباره دلم را بشکند و فراموش کند که چقدر مرا ناراحت کرده است.‏ خودم را قانع می‌کردم که یَهُوَه احساساتم را درک می‌کند.‏ اما متوجه شدم که این موضوع که یَهُوَه احساساتم را درک می‌کند،‏ به این معنی نیست که آن‌ها را تأیید می‌کند.‏ او درک می‌کند که زمان می‌برد تا حالم بهتر شود،‏ ولی همین طور از من می‌خواهد که بخشنده باشم.‏»

گوهرهای روحانی

ب۱۲ ۱۵/‏۱۰ ص ۲۵ ¶۱۰

با اطاعت شاهد تحقق وعده‌های تضمین‌شدهٔ خدا باشید

۱۰ پس از رهایی قوم اسرائیل از مصر یَهُوَه سوگندی دیگر برای آنان خورد:‏ «اکنون اگر آواز مرا فی‌الحقیقه بشنوید،‏ و عهد مرا نگاه دارید،‏ همانا خزانهٔ خاص من از جمیع قوم‌ها خواهید بود.‏ زیرا که تمامی جهان،‏ از آن من است.‏ و شما برای من مملکت [یا پادشاهی] کَهَنه و امّت مقدّس خواهید بود.‏» (‏خرو ۱۹:‏۵،‏ ۶)‏ حقیقتاً خدا فرصتی بزرگ را پیش روی قوم اسرائیل قرار داد!‏ یعنی اگر مطیع می‌ماندند،‏ خدا از آنان پادشاهی‌ای تشکیل‌شده از کاهنان به وجود می‌آورد که موجب برکت همهٔ انسان‌ها می‌شد.‏ بعدها یَهُوَه در رابطه با عهدش به اسرائیلیان گفت:‏ «با تو قَسَم خوردم و با تو عهد بستم.‏»—‏حز ۱۶:‏۸.‏

۲۵-‏۳۱ ژانویه

گنج‌هایی در کلام خدا حِزْقیال ۱۷-‏۱۸

ما به یَهُوَه جوابگو هستیم

ب۱۰ ۱۵/‏۳ ص ۲۸ ¶۲

سؤالات خوانندگان

مضمون حِزْقِیال باب ۱۸ بر این تأکید دارد که هر فرد باید پاسخگوی اَعمال خود باشد.‏ در آیهٔ ۴ می‌خوانیم:‏ «هر کسی که گناه ورزد او خواهد مُرد.‏» اما در مورد شخصی که ‹عادل است و انصاف و عدالت را به عمل می‌آورد› چطور؟‏ کتاب مقدّس می‌گوید:‏ «البته زنده خواهد ماند.‏» (‏حز ۱۸:‏۵،‏ ۹)‏ بنابراین زمانی که فرد به سنی رسیده است که می‌تواند خود پاسخگوی اَعمالش باشد «موافق رفتارش» داوری می‌شود.‏—‏ حز ۱۸:‏۳۰.‏

ب۱۳ ۱۵/‏۱ ص ۱۵ ¶۱۸

اجازه ندهید چیزی شما را از یَهُوَه دور سازد

۱۸ در این خصوص خود را سرزنش نکنید.‏ یَهُوَه حق انتخاب راه را پیش پای هر انسانی گذاشته است و هر عضو وقف‌شده و تعمیدیافتهٔ خانواده مسئول است،‏ «بار خود را» حمل کند.‏ (‏غلا ۶:‏۵)‏ در نهایت یَهُوَه گناهکار را مسئول اعمالش می‌داند نه کسی دیگر را.‏ (‏حز ۱۸:‏۲۰)‏ همچنین دیگران را مقصر ندانید.‏ ترتیبات یَهُوَه را در رابطه با تأدیب بپذیرید و هماهنگ با آن عمل کنید.‏ با ابلیس مقاومت کنید نه با شبانانی که برای محافظت از جماعت عمل می‌کنند.‏—‏۱پطر ۵:‏۸،‏ ۹.‏

ک-‏نزدیک ص ۱۱۷ ¶۲۱-‏۲۲

«همهٔ طریق‌های او انصاف است»

۲۱ هنگام تفکّر در مورد عدالتِ یَهُوَه نباید او را به صورت قاضی‌ای بی‌احساس و خشک تصوّر کنیم که فقط منتظر مجازات خلافکاران است.‏ بلکه برعکس باید او را به صورت پدری مهربان اما مصمم،‏ مجسم کنیم که همیشه با فرزندانش به بهترین نحو ممکن رفتار می‌کند.‏ یَهُوَه پدری باانصاف و عادل است؛‏ به همین خاطر قاطعیتی که در اجرای عدالت در مورد فرزندانش بر روی زمین اِعمال می‌کند با همدردی و دلسوزی همراه است زیرا می‌داند که آنان به کمک و بخشایش او نیازمندند.‏—‏مزمور ۱۰۳:‏۱۰،‏ ۱۳.‏

۲۲ براستی چقدر سپاسگزاریم که عدالت الٰهی فقط به مجازات خلافکاران محدود نمی‌شود!‏ یَهُوَه مطابق انصافش به ما امکان داده است تا امید شگرف زندگی کامل و بی‌پایان در دنیایی را که در آن «فقط عدالت و راستی حکمفرما خواهد بود،‏» پیش رو داشته باشیم.‏ (‏۲پِطْرُس ۳:‏۱۳،‏ تفس‍.‏)‏ دلیل آنکه خدایمان با ما به این شکل رفتار می‌کند آن است که عدالتش را عمدتاً برای نجات به کار می‌گیرد نه برای محکوم کردن.‏ حقیقتاً می‌توان گفت که درک ابعاد عدالت یَهُوَه ما را به او نزدیک‌تر می‌سازد!‏ در فصل‌های بعد،‏ به این موضوع خواهیم پرداخت که یَهُوَه چگونه این خصوصیت ارزشمند را به کار می‌گیرد.‏

ب۲۲/‏۲ ص ۲-‏۴ ¶۳-‏۶

آیا به شیوهٔ عمل یَهُوَه اعتماد دارید؟‏

۳ حین خواندن کتاب مقدّس گاه با مطالبی روبرو می‌شویم که شاید قضاوت و تصمیم یَهُوَه برایمان سؤال‌برانگیز باشد.‏ مثلاً،‏ یَهُوَه خواست مردی که در روز سَبَّت هیزم جمع کرده بود،‏ کشته شود.‏ اما داوود را که مرتکب زنا و قتل شد،‏ بخشید.‏ (‏اعد ۱۵:‏۳۲،‏ ۳۵؛‏ ۲سمو ۱۲:‏۹،‏ ۱۳)‏ شاید بپرسیم،‏ چرا یَهُوَه چنین تصمیمی گرفت؟‏ چرا یکی باید برای گناهی کوچک کشته می‌شد و دیگری با این که گناهی سنگین مرتکب شده بود،‏ بخشیده شد؟‏ سه نکته را باید همیشه مد نظر داشته باشیم.‏

۴ کتاب مقدّس همیشه به تمام جزئیات اشاره نمی‌کند.‏ در مورد داوود در کتاب مقدّس آمده که از صمیم دل پشیمان شد و توبه کرد.‏ (‏مز ۵۱:‏۲-‏۴)‏ اما در مورد مردی که قانون سَبَّت را شکست اطلاعاتی داده نشده.‏ آیا از کرده‌اش پشیمان بود؟‏ آیا معیارهای یَهُوَه را در کل رعایت می‌کرد و هشدارهایش را جدّی می‌گرفت؟‏ نمی‌دانیم.‏ اما یَهُوَه خدا همیشه با دانستن تمامی اطلاعات و در نظر گرفتن تمامی جوانب قضاوت می‌کند.‏ پس قضاوتش همیشه عادلانه است.‏ (‏تث ۳۲:‏۴)‏ ما انسان‌ها گاه تحت تأثیر حرف‌ها،‏ شایعات و پیشداوری‌ها قضاوت می‌کنیم،‏ اما قضاوت یَهُوَه بر مبنای حقایق محض است.‏ (‏پیدایش ۱۸:‏۲۰،‏ ۲۱؛‏ تَثنیه ۱۰:‏۱۷ خوانده شود.‏)‏ اعتماد ما به یَهُوَه با شناخت بیشتر خصوصیات و شخصیت او تقویت می‌شود.‏ در نتیجه اگر در گزارشی از کتاب مقدّس به دلیلی شیوهٔ عمل یَهُوَه را درک نکنیم،‏ شناختمان از شخصیت او دلیل اعتمادمان به اوست و شک نداریم که یَهُوَه خدا همیشه عادلانه عمل می‌کند.‏—‏مز ۱۴۵:‏۱۷.‏

۵ عدالت‌خواهی ما تحت تأثیر ناکاملی‌مان است.‏ یَهُوَه خدا انسان را شبیه خود آفریده،‏ به این خاطر ما انصاف و عدالت را دوست داریم.‏ (‏پیدا ۱:‏۲۶)‏ در عین حال،‏ ما انسان‌ها ناکاملیم و حتی وقتی فکر می‌کنیم تمامی جوانب موضوعی را در نظر گرفته‌ایم،‏ باز هم ممکن است در قضاوت خطا کنیم.‏ نمونهٔ آن قضاوت یونس پیامبر در مورد مردم نِینَواست.‏ زمانی که یَهُوَه خدا مردم نِینَوا را بخشید،‏ یونس از این تصمیم یَهُوَه راضی نبود و ناراحت شد.‏ (‏یون ۳:‏۱۰–‏۴:‏۱)‏ اما تصمیم یَهُوَه باعث نجات بیش از ۱۲۰٬۰۰۰ نفر از مردم توبه‌کار نِینَوا شد.‏ واضح است که یونس بود که مردم نِینَوا را ناعادلانه قضاوت کرده بود و باید طرز فکرش را عوض می‌کرد،‏ نه یَهُوَه.‏

۶ یَهُوَه نباید لزوماً تصمیماتش را برای ما توضیح دهد.‏ درست است که در گذشته یَهُوَه به خادمانش اجازه داده نظرشان را در مورد تصمیمات او بگویند.‏ (‏پیدا ۱۸:‏۲۵؛‏ یون ۴:‏۲،‏ ۳)‏ گاه توضیحاتی نیز به آنان داده است.‏ (‏یون ۴:‏۱۰،‏ ۱۱)‏ اما مسلّم است که یَهُوَه خدای قادر مطلق موظف نیست دلایل تصمیماتش را برای ما توضیح دهد.‏ او در مقام آفریدگار ما،‏ نیازی به مشورت یا تأیید ما ندارد.‏—‏اشع ۴۰:‏۱۳،‏ ۱۴؛‏ ۵۵:‏۹.‏

گوهرهای روحانی

ب۲۵/‏۲ ص ۸ ¶۱۵

بخشش یَهُوَه برای شما به چه معناست؟‏

۱۵ عبارت «به یاد آوردن» در کتاب مقدّس همیشه به معنی فکر کردن در مورد چیزی نیست،‏ بلکه معمولاً با عمل همراه است.‏ مجرمی که در کنار عیسی بر تیر شکنجه آویزان بود گفت:‏ «وقتی به پادشاهی‌ات رسیدی،‏ مرا به یاد بیاور!‏» (‏لو ۲۳:‏۴۲،‏ ۴۳)‏ در واقع آن مجرم از عیسی خواست تا برای او کاری انجام دهد.‏ پاسخ عیسی نشان می‌دهد که او آن مجرم را رستاخیز خواهد داد.‏ وقتی یَهُوَه به ما می‌گوید که دیگر گناهان ما را به یاد نمی‌آورد،‏ به این معناست که بر ضدّ ما کاری نمی‌کند و در آینده ما را به خاطر گناهانی که بخشیده مجازات نمی‌کند.‏

۱-‏۷ فوریه

گنج‌هایی در کلام خدا حِزْقیال ۱۹-‏۲۰

«به خاطر اسم خودم» وارد عمل شدم

ب۲۳/‏۸ ص ۱۸ ¶۲-‏۵

سؤالات خوانندگان

چرا تأکید می‌شود که نام یَهُوَه و تقدّس این نام مهم‌ترین موضوع است؟‏ در ادامه سه دلیل بررسی می‌شود.‏

اول،‏ شیطان در باغ عدن نام یَهُوَه را لکه‌دار کرد و شخصیت او را زیر سؤال برد.‏ سؤال فریب‌دهندهٔ شیطان از حوّا یَهُوَه را طوری جلوه داد که او خودخواه است و انتظارات بیش از حدّی از پرستندگانش دارد.‏ شیطان گفته‌های یَهُوَه را رد کرد و به این صورت خدا را دروغگو جلوه داد.‏ او به یَهُوَه تهمت زد و در نتیجه «ابلیس» نامیده شد که به معنی «تهمت‌زننده» است.‏ (‏یو ۸:‏۴۴)‏ حوّا باور کردن دروغ‌های شیطان نافرمانی کرد و خدا را به عنوان حاکم خود رد کرد.‏ (‏پیدا ۳:‏۱-‏۶)‏ شیطان تا به امروز به خدا اتهام وارد می‌کند و در مورد شخصیت او دروغ‌هایی پخش می‌کند.‏ کسانی که این دروغ‌ها را باور می‌کنند به احتمال زیاد از یَهُوَه اطاعت نمی‌کنند.‏ خادمان خدا تهمتی را که به نام یَهُوَه وارد شد،‏ بزرگ‌ترین بی‌عدالتی عالم می‌دانند.‏ کاری که شیطان کرد ریشهٔ همهٔ ظلم و شرارت دنیاست.‏

دوم،‏ یَهُوَه برای منفعت همهٔ آفریده‌هایش مصمم است که حقانیت نامش را اثبات و آن را از اتهامات پاک کند.‏ برای یَهُوَه این موضوع خیلی مهم است.‏ به این دلیل او گفت:‏ «من حتماً کاری می‌کنم که مردم بدانند اسمم مقدّس است.‏» (‏حز ۳۶:‏۲۳)‏ وقتی عیسی گفت:‏ «نام تو مقدّس باد،‏» به همهٔ خادمان وفادار یَهُوَه تعلیم داد که در دعا به چه موضوعی باید اولویت دهند.‏ (‏مت ۶:‏۹)‏ کتاب مقدّس بارها و بارها اهمیت جلال نام یَهُوَه را تأکید می‌کند.‏ این نمونه‌ها را در نظر بگیرید:‏ «جلالی را به یَهُوَه بدهید که شایستهٔ نام اوست.‏» (‏۱توا ۱۶:‏۲۹؛‏ مز ۹۶:‏۸)‏ «اسم پرشکوه او را با سرود ستایش کنید.‏» (‏مز ۶۶:‏۲)‏ «تا ابد نامت را جلال می‌دهم.‏» (‏مز ۸۶:‏۱۲)‏ یک بار در معبد اورشلیم صدای یَهُوَه از آسمان شنیده شد؛‏ زمانی که عیسی گفت:‏ «ای پدر نام خود را جلال بده» و یَهُوَه در جواب گفت:‏ «من جلال داده‌ام و بار دیگر نیز جلال خواهم داد.‏»—‏یو ۱۲:‏۲۸.‏

سوم،‏ انجام مقصود یَهُوَه با اسم و شهرت او رابطه دارد.‏ بعد از آزمایش نهایی در پایان حکمرانی هزار سالهٔ مسیح چه اتفاقی می‌افتد؟‏ آیا در آن زمان بین مخلوقات هوشمند خدا موضوع تقدّس نام او اختلاف به وجود می‌آورد؟‏ برای جواب این سؤال به آن دو جنبهٔ اصلی برمی‌گردیم؛‏ یعنی وفاداری انسان‌ها و حق حاکمیت خدا.‏ آیا در آن زمان انسان‌هایی که وفاداری خود را به خدا ثابت کرده‌اند،‏ دوباره با آزمایش وفاداری روبرو می‌شوند؟‏ نه.‏ وفاداری آن‌ها آزموده شده است.‏ آن‌ها به کاملیت رسیده‌اند و زندگی ابدی را به دست آورده‌اند.‏ همچنین آیا حق حاکمیت یَهُوَه بین مخلوقات هوشمند موضوعی بحث‌برانگیز و تفرقه‌انداز خواهد بود؟‏ نه.‏ در آن زمان حق حاکمیت یَهُوَه و برتری روش حکمرانی او تا ابد ثابت شده است.‏ در مورد تقدیس نام یَهُوَه چطور؟‏

ب۲۰/‏۶ ص ۵ ¶۱۳-‏۱۴

«نام تو مقدّس باد»

۱۳ واکنش یَهُوَه در برابر این اتهامات چیست؟‏ کتاب مقدّس نشان می‌دهد که او برای پاک ساختن نامش از اتهاماتی که به آن وارد شد،‏ چگونه عمل کرده است.‏ (‏پیدا ۳:‏۱۵)‏ در واقع،‏ می‌توان پیام اصلی کتاب مقدّس را به این شکل خلاصه کرد:‏ یَهُوَه از طریق حکومتش که پادشاه آن عیسی مسیح است،‏ نام خود را تقدیس می‌کند و عدالت و صلح را دوباره بر روی زمین برقرار می‌سازد.‏ با اطلاعاتی که کتاب مقدّس در اختیارمان می‌گذارد،‏ می‌توانیم درک کنیم که یَهُوَه چگونه نامش را تقدیس خواهد کرد.‏—‏حِزْقیال ۳۶:‏۲۳ خوانده شود.‏

۱۴ شیطان تمام تلاشش را کرده است تا یَهُوَه را از به تحقق رساندن مقصودش باز دارد.‏ اما همواره ناموفق بوده است.‏ کتاب مقدّس اعمال یَهُوَه را برایمان آشکار می‌سازد و ثابت می‌کند که او حقیقتاً پدری مهربان و بهترین حکمران است.‏ البته سرکشی شیطان و همدستانش،‏ غم و اندوه زیادی برای یَهُوَه به همراه داشته است.‏ (‏مز ۷۸:‏۴۰)‏ با این حال،‏ او با حکمت،‏ صبر و عدالت خود همواره با اتهامات واردشده به نامش،‏ مقابله کرده است.‏ او همچنین قدرت بی‌نظیرش را به طرق مختلفی نشان داده است.‏ مهم‌تر از همه این که محبت او در تمام اعمالش نمایان است.‏ (‏۱یو ۴:‏۸)‏ یَهُوَه هرگز از تقدیس نام خود دست نکشیده است.‏

ک-‏پرستش پاک ص ۱۰۱ ¶۱۷

‹به آن‌ها دلی یکپارچه خواهم داد›

۱۷ وعدهٔ سوم.‏ تقدیم قربانی بر مذبح یَهُوَه از سر گرفته خواهد شد.‏ همان طور که در فصل ۲ این نشریه دیدیم،‏ تقدیم قربانی در شریعت،‏ بخش اصلی پرستش پاک محسوب می‌شد.‏ قربانی‌های یهودیانی که از تبعید به سرزمینشان برگشتند،‏ تا زمانی که آن‌ها مطیع و از لحاظ روحانی پاک می‌ماندند،‏ مورد قبول یَهُوَه بود.‏ با تقدیم قربانی‌ها و هدیه‌ها،‏ گناهان قوم بخشیده می‌شد و آن‌ها می‌توانستند به یَهُوَه نزدیک بمانند.‏ یَهُوَه وعده داد:‏ ‹ای قوم اسرائیل،‏ همهٔ شما مرا پرستش خواهید کرد.‏ شما در آنجا باعث شادی من می‌شوید و از شما می‌خواهم که همهٔ اعانه‌ها و نوبر هدیه‌هایتان را که هدیه‌هایی مقدّس هستند در آنجا تقدیم کنید.‏› (‏حِزْقیال ۲۰:‏۴۰)‏ بنابراین روزی پرستش پاک به معنای واقعی برقرار می‌شد و قوم خدا دوباره از برکات فراوان برخوردار می‌شدند.‏

ک-‏پرستش پاک ص ۱۰۶ ¶۲۹

‹به آن‌ها دلی یکپارچه خواهم داد›

۲۹ وعدهٔ سوم.‏ تقدیم قربانی بر مذبح یَهُوَه از سر گرفته خواهد شد.‏ در قرن اول میلادی،‏ به مسیحیان تعلیم داده شد که قربانی‌هایشان به خدا،‏ به جای حیوانات باید «ثمرهٔ لب‌هایشان» باشد.‏ آن‌ها باید با ستایش یَهُوَه و موعظه کردن در مورد او این کار را انجام می‌دادند.‏ (‏عبرانیان ۱۳:‏۱۵)‏ طی اسارت در بابِل بزرگ،‏ برای قرن‌ها هیچ فعالیت سازمان‌یافته‌ای برای تقدیم این قربانی وجود نداشت.‏ با این حال،‏ قوم خدا در پایان این اسارت،‏ چنین قربانی‌هایی تقدیم می‌کردند.‏ آن‌ها در کار موعظه مشغول بودند و در جلساتشان با شادی خدا را ستایش می‌کردند.‏ از سال ۱۹۱۹ «غلام امین و دانا» تأکید بیشتری روی کار موعظه داشته و آن را به شکل گسترده‌ای سازماندهی کرده است.‏ (‏مَتّی ۲۴:‏۴۵-‏۴۷)‏ امروزه به شکل بی‌سابقه‌ای مبشّران اسم مقدّس یَهُوَه را ستایش می‌کنند و به عبارتی روی مذبح یَهُوَه به او قربانی تقدیم می‌کنند.‏

گوهرهای روحانی

ب۲۰/‏۵ ص ۱۳ ¶۷

«پادشاه شمال» در حال حاضر

۷ در دانیال ۱۱:‏۴۱ آمده است که پادشاه شمال وارد «سرزمین زیبا» خواهد شد.‏ منظور از «سرزمین زیبا» چیست؟‏ در زمان باستان،‏ سرزمین اسرائیل ‹پرشکوه‌ترین سرزمین› بود.‏ (‏حز ۲۰:‏۶)‏ اما عاملی که آن سرزمین را به شکل به‌خصوصی پرشکوه می‌ساخت،‏ پرستش یَهُوَه بود.‏ پس از پِنتیکاست سال ۳۳ میلادی،‏ این «سرزمین زیبا» دیگر به مکان خاصّی بر روی زمین محدود نمی‌شد؛‏ چرا که خادمان یَهُوَه از آن زمان تا به امروز در سراسر جهان پخش شده‌اند.‏ امروزه،‏ این «سرزمین زیبا» به طور سمبولیک مظهر بخش زمینی سازمان یَهُوَه است که تمام فعالیت‌های روحانی در آن صورت می‌گیرد؛‏ این فعالیت‌ها شامل گرد هم آمدن در جلسات و موعظهٔ خبر خوش می‌شود.‏

۸-‏۱۴ فوریه

گنج‌هایی در کلام خدا حِزْقیال ۲۱-‏۲۲

حفظ پاکی اخلاقی در دنیایی فاسد و ناپاک

ک-‏پرستش-‏پاک ص ۵۹ ¶۱۹

‹ببین چه کارهای نفرت‌انگیز و شریرانه‌ای انجام می‌دهند!‏›

۱۹ حِزْقیال ۲۲:‏۳-‏۱۲ را بخوانید.‏ کل قوم اسرائیل،‏ از رهبران گرفته تا مردم عادی غرق فساد اخلاقی شده بودند.‏ تمام بزرگان اسرائیل از قدرتشان سوءاستفاده می‌کردند تا خون بی‌گناهان را بریزند.‏ مردم عادی هم با حمایت از رهبرانشان،‏ قوانین خدا را نادیده می‌گرفتند.‏ بچه‌ها به پدر و مادرشان احترام نمی‌گذاشتند.‏ حتی رابطهٔ جنسی بین اعضای خانواده رواج داشت.‏ آن اسرائیلیان سرکش از بیگانگان کلاهبرداری و به یتیمان و زنان بیوه ظلم می‌کردند.‏ بعضی از آن‌ها با زن همسایه‌شان به کارهای زشت و زننده دست می‌زدند.‏ آن‌ها رشوه می‌گرفتند،‏ برای سودجویی پول قرض می‌دادند و از همنوعان خود اخاذی می‌کردند.‏ یَهُوَه حتماً با دیدن قومش که شریعت را زیر پا گذاشتند،‏ ناراحت شد.‏ آن‌ها نفهمیدند که یَهُوَه از روی محبت شریعت را به آن‌ها داده بود.‏ می‌توان گفت که فساد اخلاقی قوم اسرائیل دل یَهُوَه را به درد آورد.‏ یَهُوَه دربارهٔ قوم عهدشکنش گفت:‏ «همهٔ آن‌ها مرا کاملاً فراموش کرده‌اند.‏»

ک-‏پرستش-‏پاک ص ۶۰ ¶۲۰

‹ببین چه کارهای نفرت‌انگیز و شریرانه‌ای انجام می‌دهند!‏›

۲۰ چرا بررسی گزارش حِزْقیال دربارهٔ فساد اخلاقی مردم یهودا برای ما اهمیت دارد؟‏ فساد اخلاقی آن‌ها یادآور سقوط معیارهای اخلاقی در جامعهٔ امروز است.‏ رهبران سیاسی با سوءاستفاده از قدرتشان،‏ به مردم ظلم می‌کنند.‏ رهبران مذهبی،‏ به خصوص رهبران کلیساها با حمایت از جنگ‌ها باعث مرگ میلیون‌ها انسان شده‌اند.‏ آن‌ها همچنین استانداردهای پاک و روشن کتاب مقدّس را در مورد امور اخلاقی بی‌اهمیت جلوه داده‌اند.‏ در نتیجه معیارهای اخلاقی جامعه روزبه‌روز کم‌رنگ‌تر شده است.‏ حتماً یَهُوَه دربارهٔ جهان مسیحیت هم می‌گوید:‏ «همهٔ آن‌ها مرا کاملاً فراموش کرده‌اند.‏»

ب۲۵/‏۱ ص ۶ ¶۱۳-‏۱۴

به یَهُوَه جلال دهید

۱۳ مزمور ۹۶:‏۹ خوانده شود.‏ ما با رفتارمان می‌توانیم یَهُوَه را جلال دهیم.‏ کاهنانی که در معبد یَهُوَه خدمت می‌کردند،‏ باید از لحاظ فیزیکی پاک می‌بودند.‏ (‏خرو ۴۰:‏۳۰-‏۳۲)‏ ما نه فقط از لحاظ فیزیکی،‏ بلکه از لحاظ اخلاقی هم باید پاک باشیم.‏ (‏مز ۲۴:‏۳،‏ ۴؛‏ ۱پطر ۱:‏۱۵،‏ ۱۶)‏ ما باید سخت تلاش کنیم تا ‹شخصیت کهنه‌مان› یعنی طرز فکر و کارهای ناپاک را از خود دور کنیم و «شخصیت نو» را به تن کنیم،‏ یعنی در طرز فکر و رفتارمان از خصوصیات زیبای یَهُوَه سرمشق بگیریم.‏ (‏کول ۳:‏۹،‏ ۱۰)‏ حتی خشن‌ترین و بی‌بندوبارترین افراد با کمک یَهُوَه قابل تغییر هستند و می‌توانند شخصیت نو را به تن کنند.‏

۱۴ به تجربهٔ جک که مردی خشن و خطرناک بود و به او لقب جک اهریمنی را داده بودند،‏ توجه کنید.‏ او به خاطر جنایاتی که کرده بود به اعدام محکوم شده بود.‏ او زمانی که منتظر اجرای حکمش بود،‏ مطالعۀ کتاب مقدّس را با برادری که از زندانیان بازدید می‌کرد شروع کرد.‏ جک با وجود گذشته‌اش،‏ شخصیت کهنه‌اش را از تن بیرون آورد و به مرور زمان برای تعمید واجد شرایط شد.‏ او آنقدر تغییر کرد که در روز اجرای حکمش،‏ بعضی از نگهبانان هنگام خداحافظی از او،‏ اشک در چشمانشان جمع شد.‏ مأموری که در زندان کار می‌کرد،‏ گفت:‏ «جک یکی از بدترین زندانیان بود.‏ اما حالا یکی از بهترین‌ها است.‏» هفتهٔ بعد از اعدام جک،‏ برادرانی که برای برگزاری جلسهٔ هفتگی به زندان برگشتند،‏ با یک زندانی ملاقات کردند که برای اولین بار در جلسه شرکت می‌کرد.‏ او تحت تأثیر تغییر رفتار جک قرار گرفته بود و می‌خواست بداند که برای پرستش یَهُوَه باید چه کار کند.‏ واضح است که رفتار ما می‌تواند باعث جلال پدر آسمانی‌مان شود.‏—‏۱پطر ۲:‏۱۲.‏

ب۲۵/‏۵ ص ۶-‏۷ ¶۱۳-‏۱۵

از فرشتگان وفادار سرمشق بگیرید

۱۳ در روزهای آخر یَهُوَه وظیفهٔ خاصّی را به فرشتگان سپرده است.‏ (‏مَتّی ۱۳:‏۴۷-‏۴۹ خوانده شود.‏)‏ میلیون‌ها نفر از همه جای دنیا به خبر خوش علاقه نشان می‌دهند.‏ تعدادی از آن‌ها تصمیم می‌گیرند تا خادم یَهُوَه شوند،‏ اما عده‌ای دیگر حقیقت را نمی‌پذیرند.‏ فرشتگان برای حفظ پاکی جماعت،‏ مسئولیت دارند تا ‹بدکاران را از درستکاران جدا کنند.‏› البته منظور این نیست که اگر کسی از جماعت دور شده،‏ دیگر راه برگشتی ندارد یا کلاً دیگر در جماعت هیچ مشکلی به وجود نمی‌آید.‏ با این وجود ما مطمئنیم که فرشتگان برای حفظ پاکی جماعت سخت تلاش می‌کنند.‏

۱۴ چطور می‌توانیم از تلاش‌های فرشتگان برای حفظ پاکی جماعت الگو بگیریم؟‏ ما باید در حفظ پاکی اخلاقی و روحانی جماعت نقش داشته باشیم.‏ در درجهٔ اول باید دل خودمان را پاک نگه داریم.‏ به این منظور مراقبیم کاری نکنیم که ما را از یَهُوَه دور می‌کند.‏ همین طور دوستانی را انتخاب می‌کنیم که یَهُوَه را دوست دارند.‏ (‏مز ۱۰۱:‏۳)‏ علاوه بر این می‌خواهیم به هم‌ایمانانمان کمک کنیم تا به یَهُوَه وفادار بمانند.‏ مثلاً اگر متوجه شویم که برادر یا خواهری مرتکب گناهی جدی شده است،‏ چه کار باید بکنیم؟‏ از روی محبت او را ترغیب می‌کنیم تا در این باره با پیران جماعت صحبت کند.‏ اگر او این کار را نکرد،‏ ما باید پیران را از این موضوع باخبر کنیم.‏ هدف ما این است تا به هم‌ایمانی که از لحاظ روحانی ضعیف شده سریع کمک شود.‏—‏یعقو ۵:‏۱۴،‏ ۱۵.‏

۱۵ متأسفانه بعضی‌ها به خاطر گناهان جدی اجازه ندارند جزو جماعت بمانند.‏ ما برای حفظ پاکی جماعت ‹دیگر با آن‌ها معاشرت نمی‌کنیم.‏› (‏۱قر ۵:‏۹-‏۱۳)‏ در واقع با معاشرت نکردن با این اشخاص،‏ محبتمان را به آن‌ها نشان می‌دهیم.‏ اگر به معیار یَهُوَه در این مورد پای‌بند بمانیم،‏ ممکن است آن‌ها به سمت یَهُوَه برگردند.‏ در این صورت ما همراه یَهُوَه و فرشتگان شادی خواهیم کرد.‏—‏لو ۱۵:‏۷.‏

گوهرهای روحانی

ک-‏پرستش-‏پاک ص ۸۸-‏۸۹ ¶۱۳-‏۱۴

‹من شبانی تعیین خواهم کرد›

۱۳ آنچه پیشگویی شد.‏ (‏حِزْقیال ۲۱:‏۲۵-‏۲۷ را بخوانید.‏)‏ یَهُوَه از طریق حِزْقیال،‏ به طور صریح به «حاکم شریر اسرائیل» گفت که وقت مجازاتش رسیده و به زودی «عمامه» و ‹تاجش› که نشانهٔ قدرت سلطنتی‌اش بود،‏ از او گرفته می‌شد.‏ بعد،‏ حکومت‌هایی که به اصطلاح «حقیر» بودند،‏ سربلند می‌شدند و حکومت‌هایی که «سربلند» بودند،‏ حقیر می‌شدند.‏ اما حکومت‌هایی که سربلند می‌شدند فقط تا زمان آمدن شخصی که «قانوناً حق حکمرانی دارد» می‌توانستند حکمرانی کنند.‏ آن موقع بود که یَهُوَه تخت پادشاهی را به آن شخص می‌داد.‏

۱۴ طوری که پیشگویی به تحقق رسید.‏ در سال ۶۰۷ ق.‏م.‏ وقتی که اورشلیم نابود شد،‏ حکومت به اصطلاح «سربلند» یهودا در اورشلیم «حقیر» شد،‏ چون بابِلیان شهر را نابود کردند و صِدِقیای پادشاه را به اسارت بردند.‏ بنابراین وقتی دیگر کسی از نسل داوود در اورشلیم پادشاهی نمی‌کرد،‏ غیریهودیان «حقیر» به اصطلاح سربلند شدند،‏ چون برای زمان محدودی حکمرانی کل دنیا را در دست گرفتند.‏ «دوران تعیین‌شده برای ملت‌ها» یا همان غیریهودیان در سال ۱۹۱۴ م.‏ به پایان رسید؛‏ یعنی سالی که یَهُوَه عیسی مسیح را بر تخت پادشاهی نشاند.‏ (‏لوقا ۲۱:‏۲۴)‏ عیسی چون از نسل داوود بود،‏ قانوناً حق حکمرانی به عنوان حاکم پادشاهی خدا را داشت.‏ (‏پیدایش ۴۹:‏۱۰)‏ به این شکل،‏ یَهُوَه به عهدش با داوود وفا کرد،‏ چون تخت پادشاهی او را به عیسی بخشید و وعده داد که سلطنتش هیچ وقت به پایان نخواهد رسید.‏—‏لوقا ۱:‏۳۲،‏ ۳۳.‏

۱۵-‏۲۱ فوریه

گنج‌هایی در کلام خدا حِزْقیال ۲۳-‏۲۴

از حکایت اُهوله و اُهولیبه چه می‌آموزیم؟‏

ک-‏پرستش-‏پاک ص ۱۶۶،‏ نکتهٔ آموزشی ۱۵الف ¶۱-‏۲

دو خواهر فاحشه

در باب ۲۳ کتاب حِزْقیال،‏ خدا به شدّت قومش را به خاطر بی‌وفایی‌شان محکوم می‌کند.‏ این باب از جنبه‌های زیادی به باب ۱۶ شباهت دارد.‏ در هر دو باب از تشبیه فاحشه استفاده می‌شود.‏ در باب ۲۳ اورشلیم به عنوان خواهر کوچک‌تر و سامره به عنوان خواهر بزرگ‌تر معرفی می‌شوند.‏ هر دو باب نشان می‌دهند که چطور خواهر کوچک‌تر راه خواهر بزرگ‌تر را ادامه می‌دهد،‏ به فاحشگی روی می‌آورد و حتی از لحاظ شرارت و فساد اخلاقی از او پیشی می‌گیرد.‏ در باب ۲۳ یَهُوَه برای این دو خواهر نام‌هایی انتخاب می‌کند:‏ نام خواهر بزرگ‌تر اُهوله است؛‏ یعنی سامره،‏ پایتخت پادشاهی ده طایفه‌ای اسرائیل و نام خواهر کوچک‌تر اُهولیبه است؛‏ یعنی اورشلیم پایتخت یهودا.‏—‏حِزْقیال ۲۳:‏۱-‏۴.‏

از میان شباهت‌های زیادی که این دو باب با هم دارند،‏ شاید مهم‌ترین شباهت این است که هر دو فاحشه در ابتدا رابطهٔ نزدیکی با یَهُوَه داشتند،‏ اما بعدها به او خیانت کردند.‏ همچنین در هر دو باب نشانه‌ای از امید وجود دارد.‏ هر چند در باب ۲۳ به اندازهٔ باب ۱۶ به صراحت از امید نجات چیزی نمی‌گوید،‏ اما پیام مشابهی دارد.‏ در آنجا یَهُوَه می‌گوید:‏ ‹من به کارهای زشت و زننده و فاحشگی‌هایت پایان خواهم داد.‏›—‏حِزْقیال ۱۶:‏۱۶،‏ ۲۰،‏ ۲۱،‏ ۳۷،‏ ۳۸،‏ ۴۱،‏ ۴۲؛‏ ۲۳:‏۴،‏ ۱۱،‏ ۲۲،‏ ۲۳،‏ ۲۷،‏ ۳۷.‏

ک-‏پرستش-‏پاک ص ۱۶۶،‏ نکتهٔ آموزشی ۱۵الف ¶۳-‏۴

دو خواهر فاحشه

در گذشته در نشریات ما گفته شده بود که حکایت آن دو خواهر یعنی اُهوله و اُهولیبه،‏ در واقع یک پیشگویی است و آن‌ها نمادی از جهان مسیحیت هستند که به دو شاخهٔ اصلی کاتولیک و پروتستان تقسیم شده است.‏ اما بعد از تحقیق و بررسی بیشتر همراه با دعا و تعمّق،‏ پرسش‌های مهمی در این زمینه مطرح شد.‏ آیا می‌توان گفت که جهان مسیحیت هیچ وقت رابطهٔ نزدیکی با یَهُوَه داشته است،‏ مثل زن و شوهری که رابطهٔ نزدیکی با هم دارند؟‏ آیا هرگز با یَهُوَه عهد و پیمانی داشته است؟‏ واضح است که نه.‏ جهان مسیحیت زمانی که «عهد جدید» با اسرائیل روحانی بسته شد،‏ وجود نداشت و هرگز بخشی از مسیحیان مسح‌شده نبوده است.‏ (‏اِرْمیا ۳۱:‏۳۱؛‏ لوقا ۲۲:‏۲۰)‏ جهان مسیحیت مدت‌ها بعد از مرگ رسولان،‏ در قرن چهارم میلادی به وجود آمد.‏ این سازمان مرتد و فاسد از علف‌های هرز یعنی همان مسیحیان دروغین تشکیل شده بود و در واقع عیسی در مَثَل گندم و علف‌های هرز دربارهٔ آن‌ها پیشگویی کرده بود.‏—‏مَتّی ۱۳:‏۲۴-‏۳۰.‏

نکتهٔ مهم دیگر این است که یَهُوَه به اورشلیم و سامره با وجود بی‌وفایی‌شان امید داد که روزی می‌توانند دوباره رابطهٔ نزدیکی با او داشته باشند.‏ (‏حِزْقیال ۱۶:‏۴۱،‏ ۴۲،‏ ۵۳-‏۵۵)‏ اما چنین امیدی در کتاب مقدّس برای جهان مسیحیت وجود ندارد.‏ آن‌ها هم مانند سایر ادیانی که بخشی از بابِل بزرگ هستند،‏ هیچ امیدی ندارند.‏

ک-‏پرستش-‏پاک ص ۱۶۶،‏ نکتهٔ آموزشی ۱۵الف ¶۵

دو خواهر فاحشه

پس اُهوله و اُهولیبه نمادی از جهان مسیحیت نیستند.‏ اما این موضوع به ما کمک می‌کند تا درک کنیم یَهُوَه نسبت به کسانی که نام مقدّسش را بی‌حرمت می‌کنند و معیارهای او برای پرستش پاک را تحریف می‌کنند،‏ چه احساسی دارد.‏ جهان مسیحیت از این نظر گناه زیادی بر دوش دارد،‏ چون خیلی از کلیساها ادعا می‌کنند که نمایندهٔ همان خدایی هستند که کتاب مقدّس او را معرفی می‌کند.‏ همچنین عیسی مسیح،‏ پسر محبوب یَهُوَه را رهبر خود می‌دانند،‏ اما کارهایشان چیز دیگری را نشان می‌دهد؛‏ چون آن‌ها عیسی را بخشی از تثلیث می‌دانند و از فرمان روشن او که گفت ‹بخشی از این دنیا نباشید› اطاعت نمی‌کنند.‏ (‏یوحنا ۱۵:‏۱۹)‏ جهان مسیحیت با بت‌پرستی و دخالت در مسائل سیاسی نشان داده که بخشی از «فاحشهٔ بزرگ» است.‏ (‏مکاشفه ۱۷:‏۱)‏ بدون شک همان عاقبتی در انتظارش است که امپراتوری ادیان دروغین خواهند داشت!‏

ک-‏پرستش-‏پاک ص ۱۶۸ ¶۱۶

«من به فاحشگی‌ات پایان می‌دهم»

۱۶ از سخنان تأثیرگذار یَهُوَه در باب ۱۶ کتاب حِزْقیال،‏ در مورد معیارهای عادلانه،‏ حس عدالتخواهی و عمق رحمتش یاد می‌گیریم.‏ این موضوع در مورد باب ۲۳ کتاب حِزْقیال هم صدق می‌کند.‏ امروزه مسیحیان حقیقی،‏ حرف‌های صریح و روشن یَهُوَه در مورد فاحشگی قومش را جدی می‌گیرند.‏ ما هیچ وقت نمی‌خواهیم مثل یهودا و اورشلیم دل یَهُوَه را بشکنیم.‏ پس مصمم هستیم از هر نوع بت‌پرستی از جمله طمع و مادیگرایی دوری کنیم.‏ (‏مَتّی ۶:‏۲۴؛‏ کولُسیان ۳:‏۵)‏ ما خیلی خوشحالیم که یَهُوَه با رحمت خود پرستش پاک را در این روزهای آخر دوباره برقرار کرده؛‏ پرستشی که دیگر هرگز به فساد کشیده نخواهد شد.‏ یَهُوَه با اسرائیل روحانی «عهدی جاودانی» بسته است.‏ اسرائیل روحانی هیچ وقت به یَهُوَه خیانت نمی‌کنند و عهدشان را نمی‌شکنند.‏ (‏حِزْقیال ۱۶:‏۶۰)‏ امروزه این افتخار را داریم که در میان قوم پاک خدا باشیم.‏ به راستی که قدردان این افتخار هستیم!‏

گوهرهای روحانی

ک-‏بینش «حِزْقیال» ¶۸

حِزْقیال

مرگ همسر.‏ در پنجمین سال تبعید یِهویاکین پادشاه (‏در سال ۶۱۳ ق.‏م.‏)‏ در کنار رودخانهٔ کِبار به حِزْقیال مأموریتی داده شد.‏ او حدوداً تا سال ۵۹۱ ق.‏م.‏ حداقل به مدت ۲۲ سال پیشگویی کرد.‏ آخرین پیشگویی او در بیست و هفتمین سال تبعید قوم بود.‏ (‏حِزْقیال ۲۹:‏۱۷)‏ از قرار معلوم حِزْقیال ازدواج شادی داشت.‏ بعد یَهُوَه به او گفت:‏ «ای پسر انسان،‏ من به‌زودی با یک ضربه،‏ جان همسر عزیزت را می‌گیرم!‏» (‏حِزْقیال ۲۴:‏۱۶)‏ دلیل مرگ آن زن معلوم نیست.‏ اما او احتمالاً به حِزْقیال یا یَهُوَه خیانت کرده بود.‏ با این وجود،‏ یَهُوَه به حِزْقیال فرمان داد که نباید برایش اشک بریزد و طبق رسم و رسوم سوگواری کند،‏ بلکه در سکوت آه و ناله کند.‏ همینطور او باید عمامه‌اش را به سر می‌کرد.‏ مفهوم این کارهای حِزْقیال در واقع برای اسرائیلیان تبعیدی نشانگر این بود که روزی یَهُوَه معبدی را که به آن افتخار می‌کردند و برایشان عزیز بود،‏ به دست دشمنان واگذار خواهد کرد و برخلاف امیدی که داشتند،‏ اورشلیم نابود خواهد شد.‏—‏حِزْقیال ۲۴:‏۱۷-‏۲۷.‏

۲۲-‏۲۸فوریه

گنج‌هایی در کلام خدا حِزْقیال ۲۵-‏۲۶

از رفتار اسرائیلیان با ملت‌های دیگر چه می‌آموزیم؟‏

ک-‏پرستش-‏پاک ص ۷۲-‏۷۴ ¶۵-‏۸

ملت‌ها ‹خواهند فهمید که من یَهُوَه هستم›

۵ عَمّونیان،‏ موآبیان و اَدومیان در واقع خویشاوندان اسرائیلیان بودند.‏ آن‌ها با اسرائیلیان فامیل بودند و گذشتهٔ مشترکی داشتند.‏ با این وجود،‏ مدت‌ها بود که آن‌ها دشمن اسرائیلیان بودند و رفتار تمسخرآمیزی با آن‌ها داشتند.‏—‏حِزْقیال ۲۵:‏۶.‏

۶ عَمّونیان را در نظر بگیرید.‏ این قوم از دختر کوچک‌تر لوط،‏ برادرزادهٔ ابراهیم به وجود آمدند.‏ (‏پیدایش ۱۹:‏۳۸)‏ زبان آن‌ها خیلی شبیه عبری بود،‏ برای همین اسرائیلیان احتمالاً آن زبان را می‌فهمیدند.‏ یَهُوَه از اسرائیلیان خواسته بود با عَمّونیان وارد جنگ نشوند چون آن‌ها با هم خویشاوند بودند.‏ (‏تَثنیه ۲:‏۱۹)‏ اما در دوران داوران،‏ عَمّونیان با عِجلون که پادشاه موآب بود متحد شدند تا به اسرائیلیان حمله کنند.‏ (‏داوران ۳:‏۱۲-‏۱۵،‏ ۲۷-‏۳۰)‏ آن‌ها بعدها هم که شائول پادشاه بود،‏ با قوم اسرائیل وارد جنگ شدند.‏ (‏۱سموئیل ۱۱:‏۱-‏۴)‏ همچنین مدتی بعد،‏ عَمّونیان همراه موآبیان به سرزمین موعود آمدند تا با یِهوشافاط،‏ پادشاه اسرائیل بجنگند.‏—‏۲تواریخ ۲۰:‏۱،‏ ۲.‏

۷ موآبیان هم از نوادگان لوط و از نسل دختر بزرگ او بودند.‏ (‏پیدایش ۱۹:‏۳۶،‏ ۳۷)‏ یَهُوَه به اسرائیلیان گفت که با موآبیان وارد جنگ نشوند.‏ (‏تَثنیه ۲:‏۹)‏ اما موآبیان خوبی آن‌ها را با بدی جواب دادند.‏ آن‌ها به جای کمک به خویشاوندشان که از اسارت مصر فرار کرده بودند،‏ مانع ورودشان به سرزمین موعود شدند.‏ بالاق،‏ پادشاه موآبیان بَلعام را اجیر کرد تا اسرائیلیان را نفرین کند.‏ بَلعام همین طور به بالاق یاد داد که چطور مردان اسرائیلی را به کارهای غیراخلاقی و بت‌پرستی بکشاند.‏ (‏اعداد ۲۲:‏۱-‏۸؛‏ ۲۵:‏۱-‏۹؛‏ مکاشفه ۲:‏۱۴)‏ موآبیان تا دوران حِزْقیال،‏ قرن‌ها به خویشاوندان خود یعنی اسرائیلیان ظلم و ستم کردند.‏—‏۲پادشاهان ۲۴:‏۱،‏ ۲.‏

۸ اَدومیان از نسل برادر دوقلوی یعقوب،‏ یعنی عیسو بودند.‏ رابطهٔ بین آن‌ها و اسرائیلیان آنقدر نزدیک بود که یَهُوَه آن‌ها را برادر خواند.‏ (‏تَثنیه ۲:‏۱-‏۵؛‏ ۲۳:‏۷،‏ ۸)‏ با این حال،‏ اَدومیان از زمان آزادی اسرائیلیان از مصر تا زمان نابودی اورشلیم در سال ۶۰۷ ق.‏م.‏ با اسرائیلیان دشمنی کردند.‏ (‏اعداد ۲۰:‏۱۴،‏ ۱۸؛‏ حِزْقیال ۲۵:‏۱۲)‏ در آن زمان،‏ چون اَدومیان از رنج کشیدن اسرائیلیان خوشحال می‌شدند،‏ بابِلیان را تشویق کردند تا اورشلیم را با خاک یکسان کنند.‏ اَدومیان حتی مانع فرار اسرائیلیان شدند و آن‌ها را به دست دشمن سپردند.‏—‏مزمور ۱۳۷:‏۷؛‏ عوبَدیا ۱۱،‏ ۱۴.‏

ک-‏پرستش-‏پاک ص ۷۴ ¶۱۰

ملت‌ها ‹خواهند فهمید که من یَهُوَه هستم›

۱۰ با این حال،‏ در میان آن ملت‌ها افرادی بودند که با قوم خدا دشمنی نکردند.‏ مثلاً،‏ صِلِق اهل عَمّون و یِتمه اهل موآب در میان جنگجویان قوی و دلاور داوود پادشاه بودند.‏ (‏۱تواریخ ۱۱:‏۲۶،‏ ۳۹،‏ ۴۶؛‏ ۱۲:‏۱)‏ همین طور روت موآبی پرستندهٔ وفادار یَهُوَه شد.‏—‏روت ۱:‏۴،‏ ۱۶،‏ ۱۷.‏

ک-‏پرستش-‏پاک ص ۷۴-‏۷۵ ¶۱۱-‏۱۳

ملت‌ها ‹خواهند فهمید که من یَهُوَه هستم›

۱۱ از برخورد اسرائیلیان با ملت‌های اطراف چه درس‌هایی یاد می‌گیریم؟‏ اول این که وقتی اسرائیلیان اجازه دادند خویشاوندانشان روی آن‌ها تأثیر بگذارند،‏ به پرستش خدایان کاذبی مثل بَعَلِ فِعور (‏خدای موآبیان)‏ و مولِک (‏خدای عَمّونیان)‏ روی آوردند.‏ (‏اعداد ۲۵:‏۱-‏۳؛‏ ۱پادشاهان ۱۱:‏۷)‏ این می‌تواند برای ما هم اتفاق بیفتد.‏ ممکن است خویشاوندانمان که یَهُوَه را خدمت نمی‌کنند،‏ روی ما تأثیر بگذارند.‏ مثلاً شاید درک نکنند چرا در بعضی مراسم مثل عید پاک که ریشه در ادیان کاذب دارد شرکت نمی‌کنیم یا چرا موقع کریسمس به هم هدیه نمی‌دهیم.‏ آن‌ها شاید با نیّت خوب از ما بخواهند که در موارد جزئی سازش کنیم و بعضی از اصول کتاب مقدّس را زیر پا بگذاریم.‏ خیلی مهم است که هیچ وقت تسلیم چنین فشارهایی نشویم!‏ سرگذشت اسرائیلیان نشان می‌دهد که حتی کمی سازش،‏ می‌تواند مثل یک قدم اشتباه در لبهٔ پرتگاه،‏ گران تمام شود.‏

۱۲ ما می‌توانیم از رفتار اسرائیلیان با عَمّونیان،‏ موآبیان و اَدومیان درس دیگری هم بگیریم.‏ شاید اعضای خانواده‌مان به‌شدّت با ما مخالفت کنند.‏ عیسی هشدار داد پیامی که موعظه می‌کنیم،‏ ممکن است ‹بین پسر و پدرش و بین دختر و مادرش جدایی و اختلاف بیندازد.‏› (‏مَتّی ۱۰:‏۳۵،‏ ۳۶)‏ یَهُوَه به اسرائیلیان فرمان داد که با خویشاوندانشان وارد جنگ نشوند.‏ ما هم نمی‌خواهیم با اعضای خانوادهٔ خود که یَهُوَه را نمی‌پرستند درگیر شویم.‏ ولی در عین حال از مخالفت‌های آن‌ها تعجب نمی‌کنیم.‏—‏۲تیموتائوس ۳:‏۱۲.‏

۱۳ حتی اگر خویشاوندانمان مستقیماً با ما مخالفت نکنند،‏ نباید اجازه بدهیم که بیشتر از یَهُوَه روی ما تأثیر بگذارند.‏ چرا؟‏ چون یَهُوَه شایسته است که جایگاه اول را در قلب ما داشته باشد.‏ (‏مَتّی ۱۰:‏۳۷ را بخوانید.‏)‏ به علاوه اگر به یَهُوَه وفادار بمانیم،‏ شاید بعضی از آن‌ها مثل صِلِق،‏ یِتمه و روت جذب پرستش پاک شوند.‏ (‏۱تیموتائوس ۴:‏۱۶)‏ به این شکل،‏ آن‌ها هم شادی خدمت به تنها خدای حقیقی را به دست می‌آورند و از محبت و حمایت او برخوردار می‌شوند.‏

گوهرهای روحانی

ک-‏پرستش-‏پاک ص ۷۷-‏۷۸ ¶۲۱-‏۲۲

ملت‌ها ‹خواهند فهمید که من یَهُوَه هستم›

۲۱ یَهُوَه از طریق حِزْقیال به آن مخالفان گفت:‏ «ای صور،‏ من به ضدّ تو هستم و همان طور که دریا موج‌هایش را بلند می‌کند،‏ ملت‌های زیادی را علیه تو برمی‌انگیزم.‏ آن‌ها دیوارهای تو را ای صور خراب می‌کنند و برج‌هایت را فرو می‌ریزند.‏ من خاک تو را برمی‌دارم تا چیزی جز یک صخرهٔ خشک و خالی باقی نماند.‏» (‏حِزْقیال ۲۶:‏۱-‏۵)‏ اهالی شهر صور فکر می‌کردند ثروتشان از آن‌ها محافظت خواهد کرد،‏ همان طور که دیوارهای ۴۶ متری اطراف جزیرهٔ صور به آن‌ها حس امنیت می‌داد.‏ آن‌ها باید به هشدار سلیمان توجه می‌کردند که گفت:‏ «ثروت شخص ثروتمند برایش مثل شهری با دیوارهای بلند است؛‏ آن دیوارها در خیالش از او محافظت می‌کند.‏»—‏امثال ۱۸:‏۱۱.‏

۲۲ وقتی بابِلیان و بعد یونانیان پیشگویی حِزْقیال را به تحقق رساندند،‏ ساکنان صور متوجه شدند که ثروت و دیوارهای شهر فقط در خیالشان از آن‌ها محافظت می‌کرد.‏ بعد از نابودی اورشلیم،‏ بابِلیان به مدت ۱۳ سال با صور جنگیدند.‏ (‏حِزْقیال ۲۹:‏۱۷،‏ ۱۸)‏ بعدها اسکندر کبیر در سال ۳۳۲ ق.‏م.‏ جنبهٔ مهمی از پیشگویی‌های حِزْقیال را به تحقق رساند.‏ لشکر او بخش ساحلی شهر صور را ویران کرد و سنگ‌ها،‏ چوب‌ها و خاکش را به دریا ریخت تا مسیری به سمت بخش دیگر شهر که در یک جزیره بود بسازد.‏ (‏حِزْقیال ۲۶:‏۴،‏ ۱۲)‏ اسکندر دیوارهای آن را خراب کرد،‏ ثروتش را غارت کرد،‏ هزاران نظامی و غیرنظامی را کشت و ده‌ها هزار نفر را به بردگی فروخت.‏ ساکنان صور بعد از این تجربهٔ سخت،‏ به ناچار فهمیدند که یَهُوَه کیست و ثروت نمی‌تواند امنیتشان را تضمین کند.‏—‏حِزْقیال ۲۷:‏۳۳،‏ ۳۴.‏

    نشریات فارسی (‏۱۹۹۳-‏۲۰۲۷)‏
    خروج
    ورود
    • فارسی
    • هم‌رسانی
    • تنظیم سایت
    • Copyright © 2026 Watch Tower Bible and Tract Society of Pennsylvania
    • شرایط استفاده
    • حفظ اطلاعات شخصی
    • تنظیمات مربوط به حریم شخصی
    • JW.ORG
    • ورود
    هم‌رسانی