مأخذ جزوهٔ کار و آموزش
© 2026 International Bible Students Association
۴- ۱۰ ژانویه
گنجهایی در کلام خدا حِزْقیال ۱۱-۱۲
‹شاید ببینند›
یَهُوَه در انجام کار موعظه کمکمان میکند
۲ مردم محدودهٔ موعظهٔ حِزْقیال چه نوع اشخاصی بودند؟ یَهُوَه میگوید که آنها اشخاصی «گستاخ،» «سرسخت» و «عصیانگر» بودند؛ مثل خار آسیب میرساندند و مثل عقرب خطرناک بودند. پس جای تعجب نیست که یَهُوَه چندین بار به حِزْقیال گفت: ‹نترس!› (حِزْقیال ۲:۳-۶ خوانده شود.) حِزْقیال توانست خدمت موعظهٔ خود را بهخوبی انجام دهد، چون ۱) یَهُوَه او را فرستاده بود، ۲) روحالقدس به او قدرت میداد و ۳) از کلام خدا نیرو میگرفت. این سه نکته چطور به حِزْقیال کمک کرد و امروزه چطور به ما کمک میکند؟
حِزْقیال فرستادهٔ یَهُوَه بود
۳ یَهُوَه به حِزْقیال گفت: «من تو را میفرستم.» (حز ۲:۳، ۴) چرا این گفتهٔ یَهُوَه به حِزْقیال قوّتقلب داد؟ حتماً یادش آمد که وقتی یَهُوَه به موسی و اِشَعْیای نبی مسئولیت داد، همین جمله را به آنها هم گفته بود. (خرو ۳:۱۰؛ اشع ۶:۸) حِزْقیال همچنین میدانست که یَهُوَه چطور به آن دو نبی کمک کرد تا بر مشکلاتشان غلبه کنند. پس وقتی که یَهُوَه دو بار گفت: ‹من تو را میفرستم،› حِزْقیال دلایل محکمی داشت تا از حمایت و پشتیبانی یَهُوَه مطمئن باشد. به علاوه در کتاب حِزْقیال چندین بار میخوانیم که او گفت: ‹کلام یَهُوَه بر من نازل شد.› (حز ۳:۱۶) همین طور چند بار گفت: ‹کلام یَهُوَه بار دیگر بر من نازل شد.› (حز ۶:۱، دج) حِزْقیال شکی نداشت که از طرف یَهُوَه فرستاده شده است. به علاوه حِزْقیال پسر یک کاهن بود و احتمالاً از پدرش یاد گرفته بود که یَهُوَه چطور در طول تاریخ از انبیایش حمایت کرده است؛ از جمله اسحاق، یعقوب و اِرْمیا که یَهُوَه به آنها گفته بود: ‹من با شما هستم.›—پیدا ۲۶:۲۴؛ ۲۸:۱۵؛ ار ۱:۸.
۴ اسرائیلیان چه واکنشی به موعظهٔ حِزْقیال نشان دادند؟ یَهُوَه گفته بود: «خاندان اسرائیل مایل به شنیدن سخنان تو نخواهند بود، زیرا مایل نیستند سخنان مرا بشنوند.» (حز ۳:۷) در واقع مردم با رد کردن حِزْقیال، یَهُوَه را رد میکردند. این به حِزْقیال اطمینان داد که وقتی مردم پیامش را رد میکنند به این معنی نیست که او به عنوان نبی در انجام مسئولیتش کوتاهی کرده است. یَهُوَه همین طور به حِزْقیال اطمینان داد که وقتی آن پیام داوری به تحقق برسد، مردم میفهمند که «نبیای در میان ایشان بوده است.» (حز ۲:۵؛ ۳۳:۳۳) مطمئناً آن گفتههای دلگرمکننده به حِزْقیال قوّت لازم را داد تا خدمت موعظهٔ خود را انجام دهد.
ک-پرستش-پاک ص ۶۳، پاورقی
«شما به پایان کار رسیدهاید!»
چرا میتوان نتیجه گرفت که حِزْقیال جلوی چشم دیگران این نشانهها را به نمایش گذاشت؟ چون یَهُوَه در رابطه با بعضی از این نمایشها، مثل پختن نان یا حمل بار سفرش، به حِزْقیال گفت که «جلوی چشم همه» این کارها را بکند.—حِزْقیال ۴:۱۲؛ ۱۲:۷.
گوهرهای روحانی
ک-پرستش-پاک ص ۱۰۰ ¶۱۵
‹به آنها دلی یکپارچه خواهم داد›
۱۵ وعدهٔ اول. دیگر کارهای نفرتانگیز و بتپرستی وجود نخواهد داشت. (حِزْقیال ۱۱:۱۸؛ ۱۲:۲۴ را بخوانید.) همان طور که در فصل ۵ این نشریه خواندیم، اورشلیم و معبدش به خاطر بتپرستی و کارهای نفرتانگیز ادیان دروغین، به فساد کشیده شده بود. مردم هم غرق در فساد بودند و دلشان از یَهُوَه فرسنگها دور شده بود. یَهُوَه از طریق حِزْقیال دربارهٔ زمانی پیشگویی کرد که یهودیان تبعیدی بار دیگر پرستش پاک را تجربه میکردند. مهمترین موضوع، برقراری مجدّد پرستش پاک بود و همهٔ برکتهای دیگر بعد از آن سرازیر میشدند.
ک-پرستش-پاک ص ۱۰۵ ¶۲۷
‹به آنها دلی یکپارچه خواهم داد›
۲۷ وعدهٔ اول. دیگر کارهای نفرتانگیز و بتپرستی وجود نخواهد داشت. در پایان قرن ۱۹ و ابتدای قرن ۲۰ میلادی مسیحیان وفادار برای مطالعهٔ کتاب مقدّس دور هم جمع میشدند. آنها متوجه شدند که باید از مراسم دین کاذب دوری کنند. آنها تعالیمی مثل تثلیث، فناناپذیری روح انسان و آتش جهنّم را کنار گذاشتند، چون ریشه در ادیان کاذب و رسوم بتپرستی داشتند. آنها متوجه شدند که استفاده از مجسمه و تصویر در پرستش، بتپرستی محسوب میشود. همچنین بعدها فهمیدند که استفاده از صلیب هم نوعی بتپرستی است.—حِزْقیال ۱۴:۶.
۱۱- ۱۷ ژانویه
گنجهایی در کلام خدا حِزْقیال ۱۳-۱۴
یَهُوَه قدر تلاشهای شما را برای انجام کار درست میداند
از ایمان و اطاعت نوح، دانیال و ایّوب سرمشق گیرید
۱۱ دانیال با چه مشکلاتی روبرو بود؟ دانیال به بابل تبعید شده بود؛ شهری مملو از بتپرستی و سحر و جادو. بهعلاوه، بابلیان با دید حقارت به یهودیان مینگریستند. آنان یهودیان و خدایشان یَهُوَه را مسخره میکردند. (مز ۱۳۷:۱، ۳) اعمال آنان، یهودیان وفاداری همچون دانیال را بسیار میرنجاند. همچنین بسیاری از مردم، دانیال و سه دوستش حَنَنیا، میشائیل و عَزَریا را تحت نظر داشتند، زیرا قرار بود آنان برای کار در دربار پادشاه بابل آموزش ببینند. همچنین آنان باید رژیم غذایی پادشاه را دنبال میکردند. آن رژیم شامل غذاهایی میشد که یَهُوَه خوردن آنها را منع کرده بود. از این رو، «دانیال در دل خود عزم کرد که خود را با طعام پادشاه و شرابی که وی مینوشید، نجس نسازد.»—دان ۱:۵-۸، ۱۴-۱۷.
۱۲ دانیال با مشکل دیگری نیز روبرو بود که در ابتدا چندان جدّی به نظر نمیرسید. از آنجا که او تواناییهای ویژهای داشت، پادشاه مسئولیتهای ویژهای به او داد. (دان ۱:۱۹، ۲۰) اما دانیال خودرأی و مغرور نبود. او همواره فروتن ماند و تمام موفقیتهایش را به یَهُوَه نسبت داد. (دان ۲:۳۰) این خصوصیات دانیال یَهُوَه را بر آن داشت که از او در کنار مردانی همچون نوح و ایّوب بهعنوان نمونههای درستکاری نام ببرد. این در حالی بود که نوح و ایّوب تمام عمر خود را به یَهُوَه خدمت کرده بودند، اما دانیال هنوز در دوران جوانیاش به سر میبرد. بهراستی که یَهُوَه چه اطمینانی به دانیال داشت! دانیال ایمان و اطاعتش را تا پایان زندگی حفظ کرد. زمانی که او نزدیک به ۱۰۰ سال داشت، فرشتهٔ یَهُوَه به او گفت: «ای دانیال، ای مرد بسیار محبوب.»—دان ۱۰:۱۱.
جوانان آیا برای تعمید آمادگی دارید؟
۶ آیا ممکن است کسی در سنین نوجوانی به چنین بلوغ و پختگیای برسد؟ در اینجا بجاست که شرححال دانیال را بررسی کنیم. احتمالاً او در اوایل نوجوانی بود که به اجبار از والدینش جدا شد و در بابِل به اسارت برده شد. دانیال در آنجا یکباره در میان افرادی زندگی میکرد که معیارهایشان از درستی و نادرستی با آنچه او میدانست بسیار تفاوت داشت. دانیال با مشکل دیگری نیز روبرو بود. او موقعیت خاصّی در آنجا داشت، در واقع جزو معدود جوانانی بود که برگزیده شده بودند تا نزد پادشاه حاضر شوند. (دان ۱:۳-۵، ۱۳) ظاهراً برای دانیال فرصتهایی در بابِل پیش آمده بود که هیچ گاه در اسرائیل نداشت.
۷ واکنش دانیال در آن شرایط چگونه بود؟ آیا زرقوبرق بابِل او را اغوا کرد؟ آیا آن محیط جدید باعث شد که هویتش را فراموش کند و ایمانش را در هم شکند؟ در کتاب مقدّس آمده است که او در دل خود عزم کرده بود که خود را نجس نسازد، یعنی از هر آنچه با پرستش کاذب مرتبط بود، دوری کند. (دان ۱:۸) بهراستی دانیال نشان داد که به بلوغ رسیده است!
از ایمان و اطاعت نوح، دانیال و ایّوب سرمشق گیرید
۱۳ دانیال با حمایت یَهُوَه، یکی از مقامات عالیرتبهٔ امپراتوری بابل و سپس امپراتوری ماد و پارس شد. (دان ۱:۲۱؛ ۶:۱، ۲) احتمالاً یَهُوَه ترتیبی داده بود که دانیال به این مقام برسد تا بتواند به قوم خدا کمک کند. درست همان طور که یوسف در مصر و اِستَر و مُردِخای در زمان امپراتوری پارس به قوم خدا کمک کردند. (دان ۲:۴۸) تصوّر کنید که یهودیان تبعیدشده به بابل منجمله حِزْقیال چقدر دلگرم شدند وقتی دیدند که یَهُوَه برای کمک به آنان از دانیال استفاده میکند.
گوهرهای روحانی
ک-بینش «رؤیا» ¶۱۲
رؤیا
رؤیاهای دروغین. قبل از نابودی اورشلیم در سال ۶۰۷ ق.م. رؤیایی که پیامبران دروغین ‹دربارهاش صحبت میکردند، از خیالات دلشان بود.› (اِرْمیا ۲۳:۱۶) از آنجا که آن رؤیاها از طرف یَهُوَه نبودند، ارزشی نداشتند. (مراثی ۲:۹، ۱۴) آنها دروغ میگفتند و رؤیاهای دروغین میدیدند، پس یَهُوَه بر ضدّ آنها بود.—حِزْقیال ۱۳.
۱۸-۲۴ ژانویه
گنجهایی در کلام خدا حِزْقیال ۱۵-۱۶
«دیگر از دست تو دلخور نخواهم بود»
ک-پرستش-پاک ص ۱۶۷ ¶۱۵
«من به فاحشگیات پایان میدهم»
۱۵ یَهُوَه چه کار کرد؟ او به اورشلیم گفت: ‹من همهٔ عاشقانی را که از تو لذّت میبردند، جمع میکنم و تو را به دست عاشقانت تسلیم میکنم.› بله، متحدان قبلی قوم یَهُوَه که بتپرست بودند، اورشلیم را نابود میکردند و زیبایی و داراییهایش را از او میگرفتند. خدا گفت: «تو را سنگسار میکنند و با شمشیرهایشان میکشند.» آیا هدف یَهُوَه از داوریاش این بود که قومش را کاملاً نابود کند؟ نه، او میخواست ‹به فاحشگی قومش پایان بدهد.› خدا در ادامه به قومش گفت: «آن وقت خشمی که نسبت به تو دارم فرو مینشیند و از دست تو خشمگین نخواهم بود؛ خشمم آرام میشود و دیگر از دست تو دلخور نخواهم بود.» همان طور که در فصل ۹ این نشریه دیدیم، هدف نهایی یَهُوَه این بود که قومش را بعد از تبعید به سرزمینشان برگرداند. چرا؟ یَهُوَه گفت: «من عهدی را که در دوران جوانیات با تو بستم، به یاد میآورم و عهدی جاودانی با تو خواهم بست.» (حِزْقیال ۱۶:۳۷-۴۲، ۶۰) به راستی که یَهُوَه برخلاف قومش، در وفاداری بیهمتا است!—مکاشفه ۱۵:۴ را بخوانید.
چرا از بخشش یَهُوَه قدردانیم؟
۸ کفّاره تدارکی است که یَهُوَه از طریق آن، این امکان را فراهم کرد تا انسانهای گناهکار دوباره بتوانند رابطهای خوب با او برقرار کنند. در واقع خدا آنچه را که آدم از دست داده بود، با چیزی که ارزش برابری داشت جایگزین کرد. نوشتههای یونانی به این نکته اشاره میکند که یَهُوَه چطور از طریق «کفّاره،» دوستی با خود را برای ما امکانپذیر کرده است.—روم ۳:۲۵، پاورقی.
۹ یَهُوَه به طور موقت تدارکی دید که گناهان اسرائیلیان بخشیده شود و با او رابطهای خوب داشته باشند. مراسم روز کفّاره در اسرائیل سالی یک بار برگزار میشد. در آن روز کاهن اعظم قربانیهای حیوانی برای قوم تقدیم میکرد. البته قربانیهای حیوانی نمیتوانست کاملاً گناهان شخص را بپوشاند، چون ارزش حیوانات کمتر از انسانهاست. با این حال تا زمانی که اسرائیلیان توبهکار مطابق خواست یَهُوَه قربانیهایی را تقدیم میکردند، یَهُوَه گناهانشان را میبخشید. (عبر ۱۰:۱-۴) قربانیهایی که اسرائیلیان در روز کفّاره و روزهای دیگر تقدیم میکردند، به آنها یادآوری میکرد که گناهکارند و برای بخشش گناهانشان به راهحلی دائمی نیاز دارند.
چطور میتوانیم از بخشش یَهُوَه سرمشق بگیریم؟
۱۰ چطور میتوانید بر احساس رنجش غلبه کنید؟ یک راه این است که به خودمان وقت بدهیم. شخصی که به سختی زخمی شده، بعد از درمان به زمان نیاز دارد تا کاملاً بهبود پیدا کند. به طور مشابه، ما هم به زمان نیاز داریم تا از لحاظ عاطفی تعادل پیدا کنیم و کسی را از دل ببخشیم.—جا ۳:۳؛ ۱پطر ۱:۲۲.
۱۱ در دعا از یَهُوَه بخواهید تا بخشنده باشید. آنا که قبلاً به او اشاره شد، توضیح میدهد که چطور دعا به او کمک کرد. او میگوید: «از یَهُوَه خواستم که من و خانوادهام را به خاطر اشتباهاتمان ببخشد. بعد به پدرم و همسرش نامه نوشتم و گفتم که آنها را بخشیدهام.» برای آنا این کار راحت نبود، اما میگوید: «امیدوارم که تلاشهایم برای سرمشق گرفتن از یَهُوَه و بخشیدن آنها باعث شود که پدرم و همسرش بخواهند بیشتر در مورد یَهُوَه یاد بگیرند.»
۱۲ به یَهُوَه تکیه کنید، نه به احساساتتان! (امثال ۳:۵، ۶ خوانده شود.) یَهُوَه بهتر از ما میداند که چه چیزی به نفع ماست و هیچ وقت از ما نمیخواهد کاری را انجام دهیم که به ضررمان است. (اشع ۵۵:۸، ۹) پس مطمئنیم که بخشش دیگران به نفع ماست. (مز ۴۰:۴؛ اشع ۴۸:۱۷، ۱۸) از طرف دیگر، اگر به احساساتمان تکیه کنیم، شاید هیچ وقت نتوانیم طرف مقابل را ببخشیم. (امث ۱۴:۱۲؛ ار ۱۷:۹) نَعومی که قبلاً به او اشاره شد میگوید: «اولش فکر میکردم که این حق من است که شوهرم را به خاطر تماشای پورنوگرافی نبخشم. میترسیدم که دوباره دلم را بشکند و فراموش کند که چقدر مرا ناراحت کرده است. خودم را قانع میکردم که یَهُوَه احساساتم را درک میکند. اما متوجه شدم که این موضوع که یَهُوَه احساساتم را درک میکند، به این معنی نیست که آنها را تأیید میکند. او درک میکند که زمان میبرد تا حالم بهتر شود، ولی همین طور از من میخواهد که بخشنده باشم.»
گوهرهای روحانی
با اطاعت شاهد تحقق وعدههای تضمینشدهٔ خدا باشید
۱۰ پس از رهایی قوم اسرائیل از مصر یَهُوَه سوگندی دیگر برای آنان خورد: «اکنون اگر آواز مرا فیالحقیقه بشنوید، و عهد مرا نگاه دارید، همانا خزانهٔ خاص من از جمیع قومها خواهید بود. زیرا که تمامی جهان، از آن من است. و شما برای من مملکت [یا پادشاهی] کَهَنه و امّت مقدّس خواهید بود.» (خرو ۱۹:۵، ۶) حقیقتاً خدا فرصتی بزرگ را پیش روی قوم اسرائیل قرار داد! یعنی اگر مطیع میماندند، خدا از آنان پادشاهیای تشکیلشده از کاهنان به وجود میآورد که موجب برکت همهٔ انسانها میشد. بعدها یَهُوَه در رابطه با عهدش به اسرائیلیان گفت: «با تو قَسَم خوردم و با تو عهد بستم.»—حز ۱۶:۸.
۲۵-۳۱ ژانویه
گنجهایی در کلام خدا حِزْقیال ۱۷-۱۸
ما به یَهُوَه جوابگو هستیم
سؤالات خوانندگان
مضمون حِزْقِیال باب ۱۸ بر این تأکید دارد که هر فرد باید پاسخگوی اَعمال خود باشد. در آیهٔ ۴ میخوانیم: «هر کسی که گناه ورزد او خواهد مُرد.» اما در مورد شخصی که ‹عادل است و انصاف و عدالت را به عمل میآورد› چطور؟ کتاب مقدّس میگوید: «البته زنده خواهد ماند.» (حز ۱۸:۵، ۹) بنابراین زمانی که فرد به سنی رسیده است که میتواند خود پاسخگوی اَعمالش باشد «موافق رفتارش» داوری میشود.— حز ۱۸:۳۰.
اجازه ندهید چیزی شما را از یَهُوَه دور سازد
۱۸ در این خصوص خود را سرزنش نکنید. یَهُوَه حق انتخاب راه را پیش پای هر انسانی گذاشته است و هر عضو وقفشده و تعمیدیافتهٔ خانواده مسئول است، «بار خود را» حمل کند. (غلا ۶:۵) در نهایت یَهُوَه گناهکار را مسئول اعمالش میداند نه کسی دیگر را. (حز ۱۸:۲۰) همچنین دیگران را مقصر ندانید. ترتیبات یَهُوَه را در رابطه با تأدیب بپذیرید و هماهنگ با آن عمل کنید. با ابلیس مقاومت کنید نه با شبانانی که برای محافظت از جماعت عمل میکنند.—۱پطر ۵:۸، ۹.
«همهٔ طریقهای او انصاف است»
۲۱ هنگام تفکّر در مورد عدالتِ یَهُوَه نباید او را به صورت قاضیای بیاحساس و خشک تصوّر کنیم که فقط منتظر مجازات خلافکاران است. بلکه برعکس باید او را به صورت پدری مهربان اما مصمم، مجسم کنیم که همیشه با فرزندانش به بهترین نحو ممکن رفتار میکند. یَهُوَه پدری باانصاف و عادل است؛ به همین خاطر قاطعیتی که در اجرای عدالت در مورد فرزندانش بر روی زمین اِعمال میکند با همدردی و دلسوزی همراه است زیرا میداند که آنان به کمک و بخشایش او نیازمندند.—مزمور ۱۰۳:۱۰، ۱۳.
۲۲ براستی چقدر سپاسگزاریم که عدالت الٰهی فقط به مجازات خلافکاران محدود نمیشود! یَهُوَه مطابق انصافش به ما امکان داده است تا امید شگرف زندگی کامل و بیپایان در دنیایی را که در آن «فقط عدالت و راستی حکمفرما خواهد بود،» پیش رو داشته باشیم. (۲پِطْرُس ۳:۱۳، تفس.) دلیل آنکه خدایمان با ما به این شکل رفتار میکند آن است که عدالتش را عمدتاً برای نجات به کار میگیرد نه برای محکوم کردن. حقیقتاً میتوان گفت که درک ابعاد عدالت یَهُوَه ما را به او نزدیکتر میسازد! در فصلهای بعد، به این موضوع خواهیم پرداخت که یَهُوَه چگونه این خصوصیت ارزشمند را به کار میگیرد.
آیا به شیوهٔ عمل یَهُوَه اعتماد دارید؟
۳ حین خواندن کتاب مقدّس گاه با مطالبی روبرو میشویم که شاید قضاوت و تصمیم یَهُوَه برایمان سؤالبرانگیز باشد. مثلاً، یَهُوَه خواست مردی که در روز سَبَّت هیزم جمع کرده بود، کشته شود. اما داوود را که مرتکب زنا و قتل شد، بخشید. (اعد ۱۵:۳۲، ۳۵؛ ۲سمو ۱۲:۹، ۱۳) شاید بپرسیم، چرا یَهُوَه چنین تصمیمی گرفت؟ چرا یکی باید برای گناهی کوچک کشته میشد و دیگری با این که گناهی سنگین مرتکب شده بود، بخشیده شد؟ سه نکته را باید همیشه مد نظر داشته باشیم.
۴ کتاب مقدّس همیشه به تمام جزئیات اشاره نمیکند. در مورد داوود در کتاب مقدّس آمده که از صمیم دل پشیمان شد و توبه کرد. (مز ۵۱:۲-۴) اما در مورد مردی که قانون سَبَّت را شکست اطلاعاتی داده نشده. آیا از کردهاش پشیمان بود؟ آیا معیارهای یَهُوَه را در کل رعایت میکرد و هشدارهایش را جدّی میگرفت؟ نمیدانیم. اما یَهُوَه خدا همیشه با دانستن تمامی اطلاعات و در نظر گرفتن تمامی جوانب قضاوت میکند. پس قضاوتش همیشه عادلانه است. (تث ۳۲:۴) ما انسانها گاه تحت تأثیر حرفها، شایعات و پیشداوریها قضاوت میکنیم، اما قضاوت یَهُوَه بر مبنای حقایق محض است. (پیدایش ۱۸:۲۰، ۲۱؛ تَثنیه ۱۰:۱۷ خوانده شود.) اعتماد ما به یَهُوَه با شناخت بیشتر خصوصیات و شخصیت او تقویت میشود. در نتیجه اگر در گزارشی از کتاب مقدّس به دلیلی شیوهٔ عمل یَهُوَه را درک نکنیم، شناختمان از شخصیت او دلیل اعتمادمان به اوست و شک نداریم که یَهُوَه خدا همیشه عادلانه عمل میکند.—مز ۱۴۵:۱۷.
۵ عدالتخواهی ما تحت تأثیر ناکاملیمان است. یَهُوَه خدا انسان را شبیه خود آفریده، به این خاطر ما انصاف و عدالت را دوست داریم. (پیدا ۱:۲۶) در عین حال، ما انسانها ناکاملیم و حتی وقتی فکر میکنیم تمامی جوانب موضوعی را در نظر گرفتهایم، باز هم ممکن است در قضاوت خطا کنیم. نمونهٔ آن قضاوت یونس پیامبر در مورد مردم نِینَواست. زمانی که یَهُوَه خدا مردم نِینَوا را بخشید، یونس از این تصمیم یَهُوَه راضی نبود و ناراحت شد. (یون ۳:۱۰–۴:۱) اما تصمیم یَهُوَه باعث نجات بیش از ۱۲۰٬۰۰۰ نفر از مردم توبهکار نِینَوا شد. واضح است که یونس بود که مردم نِینَوا را ناعادلانه قضاوت کرده بود و باید طرز فکرش را عوض میکرد، نه یَهُوَه.
۶ یَهُوَه نباید لزوماً تصمیماتش را برای ما توضیح دهد. درست است که در گذشته یَهُوَه به خادمانش اجازه داده نظرشان را در مورد تصمیمات او بگویند. (پیدا ۱۸:۲۵؛ یون ۴:۲، ۳) گاه توضیحاتی نیز به آنان داده است. (یون ۴:۱۰، ۱۱) اما مسلّم است که یَهُوَه خدای قادر مطلق موظف نیست دلایل تصمیماتش را برای ما توضیح دهد. او در مقام آفریدگار ما، نیازی به مشورت یا تأیید ما ندارد.—اشع ۴۰:۱۳، ۱۴؛ ۵۵:۹.
گوهرهای روحانی
بخشش یَهُوَه برای شما به چه معناست؟
۱۵ عبارت «به یاد آوردن» در کتاب مقدّس همیشه به معنی فکر کردن در مورد چیزی نیست، بلکه معمولاً با عمل همراه است. مجرمی که در کنار عیسی بر تیر شکنجه آویزان بود گفت: «وقتی به پادشاهیات رسیدی، مرا به یاد بیاور!» (لو ۲۳:۴۲، ۴۳) در واقع آن مجرم از عیسی خواست تا برای او کاری انجام دهد. پاسخ عیسی نشان میدهد که او آن مجرم را رستاخیز خواهد داد. وقتی یَهُوَه به ما میگوید که دیگر گناهان ما را به یاد نمیآورد، به این معناست که بر ضدّ ما کاری نمیکند و در آینده ما را به خاطر گناهانی که بخشیده مجازات نمیکند.
۱-۷ فوریه
گنجهایی در کلام خدا حِزْقیال ۱۹-۲۰
«به خاطر اسم خودم» وارد عمل شدم
سؤالات خوانندگان
چرا تأکید میشود که نام یَهُوَه و تقدّس این نام مهمترین موضوع است؟ در ادامه سه دلیل بررسی میشود.
اول، شیطان در باغ عدن نام یَهُوَه را لکهدار کرد و شخصیت او را زیر سؤال برد. سؤال فریبدهندهٔ شیطان از حوّا یَهُوَه را طوری جلوه داد که او خودخواه است و انتظارات بیش از حدّی از پرستندگانش دارد. شیطان گفتههای یَهُوَه را رد کرد و به این صورت خدا را دروغگو جلوه داد. او به یَهُوَه تهمت زد و در نتیجه «ابلیس» نامیده شد که به معنی «تهمتزننده» است. (یو ۸:۴۴) حوّا باور کردن دروغهای شیطان نافرمانی کرد و خدا را به عنوان حاکم خود رد کرد. (پیدا ۳:۱-۶) شیطان تا به امروز به خدا اتهام وارد میکند و در مورد شخصیت او دروغهایی پخش میکند. کسانی که این دروغها را باور میکنند به احتمال زیاد از یَهُوَه اطاعت نمیکنند. خادمان خدا تهمتی را که به نام یَهُوَه وارد شد، بزرگترین بیعدالتی عالم میدانند. کاری که شیطان کرد ریشهٔ همهٔ ظلم و شرارت دنیاست.
دوم، یَهُوَه برای منفعت همهٔ آفریدههایش مصمم است که حقانیت نامش را اثبات و آن را از اتهامات پاک کند. برای یَهُوَه این موضوع خیلی مهم است. به این دلیل او گفت: «من حتماً کاری میکنم که مردم بدانند اسمم مقدّس است.» (حز ۳۶:۲۳) وقتی عیسی گفت: «نام تو مقدّس باد،» به همهٔ خادمان وفادار یَهُوَه تعلیم داد که در دعا به چه موضوعی باید اولویت دهند. (مت ۶:۹) کتاب مقدّس بارها و بارها اهمیت جلال نام یَهُوَه را تأکید میکند. این نمونهها را در نظر بگیرید: «جلالی را به یَهُوَه بدهید که شایستهٔ نام اوست.» (۱توا ۱۶:۲۹؛ مز ۹۶:۸) «اسم پرشکوه او را با سرود ستایش کنید.» (مز ۶۶:۲) «تا ابد نامت را جلال میدهم.» (مز ۸۶:۱۲) یک بار در معبد اورشلیم صدای یَهُوَه از آسمان شنیده شد؛ زمانی که عیسی گفت: «ای پدر نام خود را جلال بده» و یَهُوَه در جواب گفت: «من جلال دادهام و بار دیگر نیز جلال خواهم داد.»—یو ۱۲:۲۸.
سوم، انجام مقصود یَهُوَه با اسم و شهرت او رابطه دارد. بعد از آزمایش نهایی در پایان حکمرانی هزار سالهٔ مسیح چه اتفاقی میافتد؟ آیا در آن زمان بین مخلوقات هوشمند خدا موضوع تقدّس نام او اختلاف به وجود میآورد؟ برای جواب این سؤال به آن دو جنبهٔ اصلی برمیگردیم؛ یعنی وفاداری انسانها و حق حاکمیت خدا. آیا در آن زمان انسانهایی که وفاداری خود را به خدا ثابت کردهاند، دوباره با آزمایش وفاداری روبرو میشوند؟ نه. وفاداری آنها آزموده شده است. آنها به کاملیت رسیدهاند و زندگی ابدی را به دست آوردهاند. همچنین آیا حق حاکمیت یَهُوَه بین مخلوقات هوشمند موضوعی بحثبرانگیز و تفرقهانداز خواهد بود؟ نه. در آن زمان حق حاکمیت یَهُوَه و برتری روش حکمرانی او تا ابد ثابت شده است. در مورد تقدیس نام یَهُوَه چطور؟
«نام تو مقدّس باد»
۱۳ واکنش یَهُوَه در برابر این اتهامات چیست؟ کتاب مقدّس نشان میدهد که او برای پاک ساختن نامش از اتهاماتی که به آن وارد شد، چگونه عمل کرده است. (پیدا ۳:۱۵) در واقع، میتوان پیام اصلی کتاب مقدّس را به این شکل خلاصه کرد: یَهُوَه از طریق حکومتش که پادشاه آن عیسی مسیح است، نام خود را تقدیس میکند و عدالت و صلح را دوباره بر روی زمین برقرار میسازد. با اطلاعاتی که کتاب مقدّس در اختیارمان میگذارد، میتوانیم درک کنیم که یَهُوَه چگونه نامش را تقدیس خواهد کرد.—حِزْقیال ۳۶:۲۳ خوانده شود.
۱۴ شیطان تمام تلاشش را کرده است تا یَهُوَه را از به تحقق رساندن مقصودش باز دارد. اما همواره ناموفق بوده است. کتاب مقدّس اعمال یَهُوَه را برایمان آشکار میسازد و ثابت میکند که او حقیقتاً پدری مهربان و بهترین حکمران است. البته سرکشی شیطان و همدستانش، غم و اندوه زیادی برای یَهُوَه به همراه داشته است. (مز ۷۸:۴۰) با این حال، او با حکمت، صبر و عدالت خود همواره با اتهامات واردشده به نامش، مقابله کرده است. او همچنین قدرت بینظیرش را به طرق مختلفی نشان داده است. مهمتر از همه این که محبت او در تمام اعمالش نمایان است. (۱یو ۴:۸) یَهُوَه هرگز از تقدیس نام خود دست نکشیده است.
ک-پرستش پاک ص ۱۰۱ ¶۱۷
‹به آنها دلی یکپارچه خواهم داد›
۱۷ وعدهٔ سوم. تقدیم قربانی بر مذبح یَهُوَه از سر گرفته خواهد شد. همان طور که در فصل ۲ این نشریه دیدیم، تقدیم قربانی در شریعت، بخش اصلی پرستش پاک محسوب میشد. قربانیهای یهودیانی که از تبعید به سرزمینشان برگشتند، تا زمانی که آنها مطیع و از لحاظ روحانی پاک میماندند، مورد قبول یَهُوَه بود. با تقدیم قربانیها و هدیهها، گناهان قوم بخشیده میشد و آنها میتوانستند به یَهُوَه نزدیک بمانند. یَهُوَه وعده داد: ‹ای قوم اسرائیل، همهٔ شما مرا پرستش خواهید کرد. شما در آنجا باعث شادی من میشوید و از شما میخواهم که همهٔ اعانهها و نوبر هدیههایتان را که هدیههایی مقدّس هستند در آنجا تقدیم کنید.› (حِزْقیال ۲۰:۴۰) بنابراین روزی پرستش پاک به معنای واقعی برقرار میشد و قوم خدا دوباره از برکات فراوان برخوردار میشدند.
ک-پرستش پاک ص ۱۰۶ ¶۲۹
‹به آنها دلی یکپارچه خواهم داد›
۲۹ وعدهٔ سوم. تقدیم قربانی بر مذبح یَهُوَه از سر گرفته خواهد شد. در قرن اول میلادی، به مسیحیان تعلیم داده شد که قربانیهایشان به خدا، به جای حیوانات باید «ثمرهٔ لبهایشان» باشد. آنها باید با ستایش یَهُوَه و موعظه کردن در مورد او این کار را انجام میدادند. (عبرانیان ۱۳:۱۵) طی اسارت در بابِل بزرگ، برای قرنها هیچ فعالیت سازمانیافتهای برای تقدیم این قربانی وجود نداشت. با این حال، قوم خدا در پایان این اسارت، چنین قربانیهایی تقدیم میکردند. آنها در کار موعظه مشغول بودند و در جلساتشان با شادی خدا را ستایش میکردند. از سال ۱۹۱۹ «غلام امین و دانا» تأکید بیشتری روی کار موعظه داشته و آن را به شکل گستردهای سازماندهی کرده است. (مَتّی ۲۴:۴۵-۴۷) امروزه به شکل بیسابقهای مبشّران اسم مقدّس یَهُوَه را ستایش میکنند و به عبارتی روی مذبح یَهُوَه به او قربانی تقدیم میکنند.
گوهرهای روحانی
«پادشاه شمال» در حال حاضر
۷ در دانیال ۱۱:۴۱ آمده است که پادشاه شمال وارد «سرزمین زیبا» خواهد شد. منظور از «سرزمین زیبا» چیست؟ در زمان باستان، سرزمین اسرائیل ‹پرشکوهترین سرزمین› بود. (حز ۲۰:۶) اما عاملی که آن سرزمین را به شکل بهخصوصی پرشکوه میساخت، پرستش یَهُوَه بود. پس از پِنتیکاست سال ۳۳ میلادی، این «سرزمین زیبا» دیگر به مکان خاصّی بر روی زمین محدود نمیشد؛ چرا که خادمان یَهُوَه از آن زمان تا به امروز در سراسر جهان پخش شدهاند. امروزه، این «سرزمین زیبا» به طور سمبولیک مظهر بخش زمینی سازمان یَهُوَه است که تمام فعالیتهای روحانی در آن صورت میگیرد؛ این فعالیتها شامل گرد هم آمدن در جلسات و موعظهٔ خبر خوش میشود.
۸-۱۴ فوریه
گنجهایی در کلام خدا حِزْقیال ۲۱-۲۲
حفظ پاکی اخلاقی در دنیایی فاسد و ناپاک
ک-پرستش-پاک ص ۵۹ ¶۱۹
‹ببین چه کارهای نفرتانگیز و شریرانهای انجام میدهند!›
۱۹ حِزْقیال ۲۲:۳-۱۲ را بخوانید. کل قوم اسرائیل، از رهبران گرفته تا مردم عادی غرق فساد اخلاقی شده بودند. تمام بزرگان اسرائیل از قدرتشان سوءاستفاده میکردند تا خون بیگناهان را بریزند. مردم عادی هم با حمایت از رهبرانشان، قوانین خدا را نادیده میگرفتند. بچهها به پدر و مادرشان احترام نمیگذاشتند. حتی رابطهٔ جنسی بین اعضای خانواده رواج داشت. آن اسرائیلیان سرکش از بیگانگان کلاهبرداری و به یتیمان و زنان بیوه ظلم میکردند. بعضی از آنها با زن همسایهشان به کارهای زشت و زننده دست میزدند. آنها رشوه میگرفتند، برای سودجویی پول قرض میدادند و از همنوعان خود اخاذی میکردند. یَهُوَه حتماً با دیدن قومش که شریعت را زیر پا گذاشتند، ناراحت شد. آنها نفهمیدند که یَهُوَه از روی محبت شریعت را به آنها داده بود. میتوان گفت که فساد اخلاقی قوم اسرائیل دل یَهُوَه را به درد آورد. یَهُوَه دربارهٔ قوم عهدشکنش گفت: «همهٔ آنها مرا کاملاً فراموش کردهاند.»
ک-پرستش-پاک ص ۶۰ ¶۲۰
‹ببین چه کارهای نفرتانگیز و شریرانهای انجام میدهند!›
۲۰ چرا بررسی گزارش حِزْقیال دربارهٔ فساد اخلاقی مردم یهودا برای ما اهمیت دارد؟ فساد اخلاقی آنها یادآور سقوط معیارهای اخلاقی در جامعهٔ امروز است. رهبران سیاسی با سوءاستفاده از قدرتشان، به مردم ظلم میکنند. رهبران مذهبی، به خصوص رهبران کلیساها با حمایت از جنگها باعث مرگ میلیونها انسان شدهاند. آنها همچنین استانداردهای پاک و روشن کتاب مقدّس را در مورد امور اخلاقی بیاهمیت جلوه دادهاند. در نتیجه معیارهای اخلاقی جامعه روزبهروز کمرنگتر شده است. حتماً یَهُوَه دربارهٔ جهان مسیحیت هم میگوید: «همهٔ آنها مرا کاملاً فراموش کردهاند.»
به یَهُوَه جلال دهید
۱۳ مزمور ۹۶:۹ خوانده شود. ما با رفتارمان میتوانیم یَهُوَه را جلال دهیم. کاهنانی که در معبد یَهُوَه خدمت میکردند، باید از لحاظ فیزیکی پاک میبودند. (خرو ۴۰:۳۰-۳۲) ما نه فقط از لحاظ فیزیکی، بلکه از لحاظ اخلاقی هم باید پاک باشیم. (مز ۲۴:۳، ۴؛ ۱پطر ۱:۱۵، ۱۶) ما باید سخت تلاش کنیم تا ‹شخصیت کهنهمان› یعنی طرز فکر و کارهای ناپاک را از خود دور کنیم و «شخصیت نو» را به تن کنیم، یعنی در طرز فکر و رفتارمان از خصوصیات زیبای یَهُوَه سرمشق بگیریم. (کول ۳:۹، ۱۰) حتی خشنترین و بیبندوبارترین افراد با کمک یَهُوَه قابل تغییر هستند و میتوانند شخصیت نو را به تن کنند.
۱۴ به تجربهٔ جک که مردی خشن و خطرناک بود و به او لقب جک اهریمنی را داده بودند، توجه کنید. او به خاطر جنایاتی که کرده بود به اعدام محکوم شده بود. او زمانی که منتظر اجرای حکمش بود، مطالعۀ کتاب مقدّس را با برادری که از زندانیان بازدید میکرد شروع کرد. جک با وجود گذشتهاش، شخصیت کهنهاش را از تن بیرون آورد و به مرور زمان برای تعمید واجد شرایط شد. او آنقدر تغییر کرد که در روز اجرای حکمش، بعضی از نگهبانان هنگام خداحافظی از او، اشک در چشمانشان جمع شد. مأموری که در زندان کار میکرد، گفت: «جک یکی از بدترین زندانیان بود. اما حالا یکی از بهترینها است.» هفتهٔ بعد از اعدام جک، برادرانی که برای برگزاری جلسهٔ هفتگی به زندان برگشتند، با یک زندانی ملاقات کردند که برای اولین بار در جلسه شرکت میکرد. او تحت تأثیر تغییر رفتار جک قرار گرفته بود و میخواست بداند که برای پرستش یَهُوَه باید چه کار کند. واضح است که رفتار ما میتواند باعث جلال پدر آسمانیمان شود.—۱پطر ۲:۱۲.
از فرشتگان وفادار سرمشق بگیرید
۱۳ در روزهای آخر یَهُوَه وظیفهٔ خاصّی را به فرشتگان سپرده است. (مَتّی ۱۳:۴۷-۴۹ خوانده شود.) میلیونها نفر از همه جای دنیا به خبر خوش علاقه نشان میدهند. تعدادی از آنها تصمیم میگیرند تا خادم یَهُوَه شوند، اما عدهای دیگر حقیقت را نمیپذیرند. فرشتگان برای حفظ پاکی جماعت، مسئولیت دارند تا ‹بدکاران را از درستکاران جدا کنند.› البته منظور این نیست که اگر کسی از جماعت دور شده، دیگر راه برگشتی ندارد یا کلاً دیگر در جماعت هیچ مشکلی به وجود نمیآید. با این وجود ما مطمئنیم که فرشتگان برای حفظ پاکی جماعت سخت تلاش میکنند.
۱۴ چطور میتوانیم از تلاشهای فرشتگان برای حفظ پاکی جماعت الگو بگیریم؟ ما باید در حفظ پاکی اخلاقی و روحانی جماعت نقش داشته باشیم. در درجهٔ اول باید دل خودمان را پاک نگه داریم. به این منظور مراقبیم کاری نکنیم که ما را از یَهُوَه دور میکند. همین طور دوستانی را انتخاب میکنیم که یَهُوَه را دوست دارند. (مز ۱۰۱:۳) علاوه بر این میخواهیم به همایمانانمان کمک کنیم تا به یَهُوَه وفادار بمانند. مثلاً اگر متوجه شویم که برادر یا خواهری مرتکب گناهی جدی شده است، چه کار باید بکنیم؟ از روی محبت او را ترغیب میکنیم تا در این باره با پیران جماعت صحبت کند. اگر او این کار را نکرد، ما باید پیران را از این موضوع باخبر کنیم. هدف ما این است تا به همایمانی که از لحاظ روحانی ضعیف شده سریع کمک شود.—یعقو ۵:۱۴، ۱۵.
۱۵ متأسفانه بعضیها به خاطر گناهان جدی اجازه ندارند جزو جماعت بمانند. ما برای حفظ پاکی جماعت ‹دیگر با آنها معاشرت نمیکنیم.› (۱قر ۵:۹-۱۳) در واقع با معاشرت نکردن با این اشخاص، محبتمان را به آنها نشان میدهیم. اگر به معیار یَهُوَه در این مورد پایبند بمانیم، ممکن است آنها به سمت یَهُوَه برگردند. در این صورت ما همراه یَهُوَه و فرشتگان شادی خواهیم کرد.—لو ۱۵:۷.
گوهرهای روحانی
ک-پرستش-پاک ص ۸۸-۸۹ ¶۱۳-۱۴
‹من شبانی تعیین خواهم کرد›
۱۳ آنچه پیشگویی شد. (حِزْقیال ۲۱:۲۵-۲۷ را بخوانید.) یَهُوَه از طریق حِزْقیال، به طور صریح به «حاکم شریر اسرائیل» گفت که وقت مجازاتش رسیده و به زودی «عمامه» و ‹تاجش› که نشانهٔ قدرت سلطنتیاش بود، از او گرفته میشد. بعد، حکومتهایی که به اصطلاح «حقیر» بودند، سربلند میشدند و حکومتهایی که «سربلند» بودند، حقیر میشدند. اما حکومتهایی که سربلند میشدند فقط تا زمان آمدن شخصی که «قانوناً حق حکمرانی دارد» میتوانستند حکمرانی کنند. آن موقع بود که یَهُوَه تخت پادشاهی را به آن شخص میداد.
۱۴ طوری که پیشگویی به تحقق رسید. در سال ۶۰۷ ق.م. وقتی که اورشلیم نابود شد، حکومت به اصطلاح «سربلند» یهودا در اورشلیم «حقیر» شد، چون بابِلیان شهر را نابود کردند و صِدِقیای پادشاه را به اسارت بردند. بنابراین وقتی دیگر کسی از نسل داوود در اورشلیم پادشاهی نمیکرد، غیریهودیان «حقیر» به اصطلاح سربلند شدند، چون برای زمان محدودی حکمرانی کل دنیا را در دست گرفتند. «دوران تعیینشده برای ملتها» یا همان غیریهودیان در سال ۱۹۱۴ م. به پایان رسید؛ یعنی سالی که یَهُوَه عیسی مسیح را بر تخت پادشاهی نشاند. (لوقا ۲۱:۲۴) عیسی چون از نسل داوود بود، قانوناً حق حکمرانی به عنوان حاکم پادشاهی خدا را داشت. (پیدایش ۴۹:۱۰) به این شکل، یَهُوَه به عهدش با داوود وفا کرد، چون تخت پادشاهی او را به عیسی بخشید و وعده داد که سلطنتش هیچ وقت به پایان نخواهد رسید.—لوقا ۱:۳۲، ۳۳.
۱۵-۲۱ فوریه
گنجهایی در کلام خدا حِزْقیال ۲۳-۲۴
از حکایت اُهوله و اُهولیبه چه میآموزیم؟
ک-پرستش-پاک ص ۱۶۶، نکتهٔ آموزشی ۱۵الف ¶۱-۲
دو خواهر فاحشه
در باب ۲۳ کتاب حِزْقیال، خدا به شدّت قومش را به خاطر بیوفاییشان محکوم میکند. این باب از جنبههای زیادی به باب ۱۶ شباهت دارد. در هر دو باب از تشبیه فاحشه استفاده میشود. در باب ۲۳ اورشلیم به عنوان خواهر کوچکتر و سامره به عنوان خواهر بزرگتر معرفی میشوند. هر دو باب نشان میدهند که چطور خواهر کوچکتر راه خواهر بزرگتر را ادامه میدهد، به فاحشگی روی میآورد و حتی از لحاظ شرارت و فساد اخلاقی از او پیشی میگیرد. در باب ۲۳ یَهُوَه برای این دو خواهر نامهایی انتخاب میکند: نام خواهر بزرگتر اُهوله است؛ یعنی سامره، پایتخت پادشاهی ده طایفهای اسرائیل و نام خواهر کوچکتر اُهولیبه است؛ یعنی اورشلیم پایتخت یهودا.—حِزْقیال ۲۳:۱-۴.
از میان شباهتهای زیادی که این دو باب با هم دارند، شاید مهمترین شباهت این است که هر دو فاحشه در ابتدا رابطهٔ نزدیکی با یَهُوَه داشتند، اما بعدها به او خیانت کردند. همچنین در هر دو باب نشانهای از امید وجود دارد. هر چند در باب ۲۳ به اندازهٔ باب ۱۶ به صراحت از امید نجات چیزی نمیگوید، اما پیام مشابهی دارد. در آنجا یَهُوَه میگوید: ‹من به کارهای زشت و زننده و فاحشگیهایت پایان خواهم داد.›—حِزْقیال ۱۶:۱۶، ۲۰، ۲۱، ۳۷، ۳۸، ۴۱، ۴۲؛ ۲۳:۴، ۱۱، ۲۲، ۲۳، ۲۷، ۳۷.
ک-پرستش-پاک ص ۱۶۶، نکتهٔ آموزشی ۱۵الف ¶۳-۴
دو خواهر فاحشه
در گذشته در نشریات ما گفته شده بود که حکایت آن دو خواهر یعنی اُهوله و اُهولیبه، در واقع یک پیشگویی است و آنها نمادی از جهان مسیحیت هستند که به دو شاخهٔ اصلی کاتولیک و پروتستان تقسیم شده است. اما بعد از تحقیق و بررسی بیشتر همراه با دعا و تعمّق، پرسشهای مهمی در این زمینه مطرح شد. آیا میتوان گفت که جهان مسیحیت هیچ وقت رابطهٔ نزدیکی با یَهُوَه داشته است، مثل زن و شوهری که رابطهٔ نزدیکی با هم دارند؟ آیا هرگز با یَهُوَه عهد و پیمانی داشته است؟ واضح است که نه. جهان مسیحیت زمانی که «عهد جدید» با اسرائیل روحانی بسته شد، وجود نداشت و هرگز بخشی از مسیحیان مسحشده نبوده است. (اِرْمیا ۳۱:۳۱؛ لوقا ۲۲:۲۰) جهان مسیحیت مدتها بعد از مرگ رسولان، در قرن چهارم میلادی به وجود آمد. این سازمان مرتد و فاسد از علفهای هرز یعنی همان مسیحیان دروغین تشکیل شده بود و در واقع عیسی در مَثَل گندم و علفهای هرز دربارهٔ آنها پیشگویی کرده بود.—مَتّی ۱۳:۲۴-۳۰.
نکتهٔ مهم دیگر این است که یَهُوَه به اورشلیم و سامره با وجود بیوفاییشان امید داد که روزی میتوانند دوباره رابطهٔ نزدیکی با او داشته باشند. (حِزْقیال ۱۶:۴۱، ۴۲، ۵۳-۵۵) اما چنین امیدی در کتاب مقدّس برای جهان مسیحیت وجود ندارد. آنها هم مانند سایر ادیانی که بخشی از بابِل بزرگ هستند، هیچ امیدی ندارند.
ک-پرستش-پاک ص ۱۶۶، نکتهٔ آموزشی ۱۵الف ¶۵
دو خواهر فاحشه
پس اُهوله و اُهولیبه نمادی از جهان مسیحیت نیستند. اما این موضوع به ما کمک میکند تا درک کنیم یَهُوَه نسبت به کسانی که نام مقدّسش را بیحرمت میکنند و معیارهای او برای پرستش پاک را تحریف میکنند، چه احساسی دارد. جهان مسیحیت از این نظر گناه زیادی بر دوش دارد، چون خیلی از کلیساها ادعا میکنند که نمایندهٔ همان خدایی هستند که کتاب مقدّس او را معرفی میکند. همچنین عیسی مسیح، پسر محبوب یَهُوَه را رهبر خود میدانند، اما کارهایشان چیز دیگری را نشان میدهد؛ چون آنها عیسی را بخشی از تثلیث میدانند و از فرمان روشن او که گفت ‹بخشی از این دنیا نباشید› اطاعت نمیکنند. (یوحنا ۱۵:۱۹) جهان مسیحیت با بتپرستی و دخالت در مسائل سیاسی نشان داده که بخشی از «فاحشهٔ بزرگ» است. (مکاشفه ۱۷:۱) بدون شک همان عاقبتی در انتظارش است که امپراتوری ادیان دروغین خواهند داشت!
ک-پرستش-پاک ص ۱۶۸ ¶۱۶
«من به فاحشگیات پایان میدهم»
۱۶ از سخنان تأثیرگذار یَهُوَه در باب ۱۶ کتاب حِزْقیال، در مورد معیارهای عادلانه، حس عدالتخواهی و عمق رحمتش یاد میگیریم. این موضوع در مورد باب ۲۳ کتاب حِزْقیال هم صدق میکند. امروزه مسیحیان حقیقی، حرفهای صریح و روشن یَهُوَه در مورد فاحشگی قومش را جدی میگیرند. ما هیچ وقت نمیخواهیم مثل یهودا و اورشلیم دل یَهُوَه را بشکنیم. پس مصمم هستیم از هر نوع بتپرستی از جمله طمع و مادیگرایی دوری کنیم. (مَتّی ۶:۲۴؛ کولُسیان ۳:۵) ما خیلی خوشحالیم که یَهُوَه با رحمت خود پرستش پاک را در این روزهای آخر دوباره برقرار کرده؛ پرستشی که دیگر هرگز به فساد کشیده نخواهد شد. یَهُوَه با اسرائیل روحانی «عهدی جاودانی» بسته است. اسرائیل روحانی هیچ وقت به یَهُوَه خیانت نمیکنند و عهدشان را نمیشکنند. (حِزْقیال ۱۶:۶۰) امروزه این افتخار را داریم که در میان قوم پاک خدا باشیم. به راستی که قدردان این افتخار هستیم!
گوهرهای روحانی
ک-بینش «حِزْقیال» ¶۸
حِزْقیال
مرگ همسر. در پنجمین سال تبعید یِهویاکین پادشاه (در سال ۶۱۳ ق.م.) در کنار رودخانهٔ کِبار به حِزْقیال مأموریتی داده شد. او حدوداً تا سال ۵۹۱ ق.م. حداقل به مدت ۲۲ سال پیشگویی کرد. آخرین پیشگویی او در بیست و هفتمین سال تبعید قوم بود. (حِزْقیال ۲۹:۱۷) از قرار معلوم حِزْقیال ازدواج شادی داشت. بعد یَهُوَه به او گفت: «ای پسر انسان، من بهزودی با یک ضربه، جان همسر عزیزت را میگیرم!» (حِزْقیال ۲۴:۱۶) دلیل مرگ آن زن معلوم نیست. اما او احتمالاً به حِزْقیال یا یَهُوَه خیانت کرده بود. با این وجود، یَهُوَه به حِزْقیال فرمان داد که نباید برایش اشک بریزد و طبق رسم و رسوم سوگواری کند، بلکه در سکوت آه و ناله کند. همینطور او باید عمامهاش را به سر میکرد. مفهوم این کارهای حِزْقیال در واقع برای اسرائیلیان تبعیدی نشانگر این بود که روزی یَهُوَه معبدی را که به آن افتخار میکردند و برایشان عزیز بود، به دست دشمنان واگذار خواهد کرد و برخلاف امیدی که داشتند، اورشلیم نابود خواهد شد.—حِزْقیال ۲۴:۱۷-۲۷.
۲۲-۲۸فوریه
گنجهایی در کلام خدا حِزْقیال ۲۵-۲۶
از رفتار اسرائیلیان با ملتهای دیگر چه میآموزیم؟
ک-پرستش-پاک ص ۷۲-۷۴ ¶۵-۸
ملتها ‹خواهند فهمید که من یَهُوَه هستم›
۵ عَمّونیان، موآبیان و اَدومیان در واقع خویشاوندان اسرائیلیان بودند. آنها با اسرائیلیان فامیل بودند و گذشتهٔ مشترکی داشتند. با این وجود، مدتها بود که آنها دشمن اسرائیلیان بودند و رفتار تمسخرآمیزی با آنها داشتند.—حِزْقیال ۲۵:۶.
۶ عَمّونیان را در نظر بگیرید. این قوم از دختر کوچکتر لوط، برادرزادهٔ ابراهیم به وجود آمدند. (پیدایش ۱۹:۳۸) زبان آنها خیلی شبیه عبری بود، برای همین اسرائیلیان احتمالاً آن زبان را میفهمیدند. یَهُوَه از اسرائیلیان خواسته بود با عَمّونیان وارد جنگ نشوند چون آنها با هم خویشاوند بودند. (تَثنیه ۲:۱۹) اما در دوران داوران، عَمّونیان با عِجلون که پادشاه موآب بود متحد شدند تا به اسرائیلیان حمله کنند. (داوران ۳:۱۲-۱۵، ۲۷-۳۰) آنها بعدها هم که شائول پادشاه بود، با قوم اسرائیل وارد جنگ شدند. (۱سموئیل ۱۱:۱-۴) همچنین مدتی بعد، عَمّونیان همراه موآبیان به سرزمین موعود آمدند تا با یِهوشافاط، پادشاه اسرائیل بجنگند.—۲تواریخ ۲۰:۱، ۲.
۷ موآبیان هم از نوادگان لوط و از نسل دختر بزرگ او بودند. (پیدایش ۱۹:۳۶، ۳۷) یَهُوَه به اسرائیلیان گفت که با موآبیان وارد جنگ نشوند. (تَثنیه ۲:۹) اما موآبیان خوبی آنها را با بدی جواب دادند. آنها به جای کمک به خویشاوندشان که از اسارت مصر فرار کرده بودند، مانع ورودشان به سرزمین موعود شدند. بالاق، پادشاه موآبیان بَلعام را اجیر کرد تا اسرائیلیان را نفرین کند. بَلعام همین طور به بالاق یاد داد که چطور مردان اسرائیلی را به کارهای غیراخلاقی و بتپرستی بکشاند. (اعداد ۲۲:۱-۸؛ ۲۵:۱-۹؛ مکاشفه ۲:۱۴) موآبیان تا دوران حِزْقیال، قرنها به خویشاوندان خود یعنی اسرائیلیان ظلم و ستم کردند.—۲پادشاهان ۲۴:۱، ۲.
۸ اَدومیان از نسل برادر دوقلوی یعقوب، یعنی عیسو بودند. رابطهٔ بین آنها و اسرائیلیان آنقدر نزدیک بود که یَهُوَه آنها را برادر خواند. (تَثنیه ۲:۱-۵؛ ۲۳:۷، ۸) با این حال، اَدومیان از زمان آزادی اسرائیلیان از مصر تا زمان نابودی اورشلیم در سال ۶۰۷ ق.م. با اسرائیلیان دشمنی کردند. (اعداد ۲۰:۱۴، ۱۸؛ حِزْقیال ۲۵:۱۲) در آن زمان، چون اَدومیان از رنج کشیدن اسرائیلیان خوشحال میشدند، بابِلیان را تشویق کردند تا اورشلیم را با خاک یکسان کنند. اَدومیان حتی مانع فرار اسرائیلیان شدند و آنها را به دست دشمن سپردند.—مزمور ۱۳۷:۷؛ عوبَدیا ۱۱، ۱۴.
ک-پرستش-پاک ص ۷۴ ¶۱۰
ملتها ‹خواهند فهمید که من یَهُوَه هستم›
۱۰ با این حال، در میان آن ملتها افرادی بودند که با قوم خدا دشمنی نکردند. مثلاً، صِلِق اهل عَمّون و یِتمه اهل موآب در میان جنگجویان قوی و دلاور داوود پادشاه بودند. (۱تواریخ ۱۱:۲۶، ۳۹، ۴۶؛ ۱۲:۱) همین طور روت موآبی پرستندهٔ وفادار یَهُوَه شد.—روت ۱:۴، ۱۶، ۱۷.
ک-پرستش-پاک ص ۷۴-۷۵ ¶۱۱-۱۳
ملتها ‹خواهند فهمید که من یَهُوَه هستم›
۱۱ از برخورد اسرائیلیان با ملتهای اطراف چه درسهایی یاد میگیریم؟ اول این که وقتی اسرائیلیان اجازه دادند خویشاوندانشان روی آنها تأثیر بگذارند، به پرستش خدایان کاذبی مثل بَعَلِ فِعور (خدای موآبیان) و مولِک (خدای عَمّونیان) روی آوردند. (اعداد ۲۵:۱-۳؛ ۱پادشاهان ۱۱:۷) این میتواند برای ما هم اتفاق بیفتد. ممکن است خویشاوندانمان که یَهُوَه را خدمت نمیکنند، روی ما تأثیر بگذارند. مثلاً شاید درک نکنند چرا در بعضی مراسم مثل عید پاک که ریشه در ادیان کاذب دارد شرکت نمیکنیم یا چرا موقع کریسمس به هم هدیه نمیدهیم. آنها شاید با نیّت خوب از ما بخواهند که در موارد جزئی سازش کنیم و بعضی از اصول کتاب مقدّس را زیر پا بگذاریم. خیلی مهم است که هیچ وقت تسلیم چنین فشارهایی نشویم! سرگذشت اسرائیلیان نشان میدهد که حتی کمی سازش، میتواند مثل یک قدم اشتباه در لبهٔ پرتگاه، گران تمام شود.
۱۲ ما میتوانیم از رفتار اسرائیلیان با عَمّونیان، موآبیان و اَدومیان درس دیگری هم بگیریم. شاید اعضای خانوادهمان بهشدّت با ما مخالفت کنند. عیسی هشدار داد پیامی که موعظه میکنیم، ممکن است ‹بین پسر و پدرش و بین دختر و مادرش جدایی و اختلاف بیندازد.› (مَتّی ۱۰:۳۵، ۳۶) یَهُوَه به اسرائیلیان فرمان داد که با خویشاوندانشان وارد جنگ نشوند. ما هم نمیخواهیم با اعضای خانوادهٔ خود که یَهُوَه را نمیپرستند درگیر شویم. ولی در عین حال از مخالفتهای آنها تعجب نمیکنیم.—۲تیموتائوس ۳:۱۲.
۱۳ حتی اگر خویشاوندانمان مستقیماً با ما مخالفت نکنند، نباید اجازه بدهیم که بیشتر از یَهُوَه روی ما تأثیر بگذارند. چرا؟ چون یَهُوَه شایسته است که جایگاه اول را در قلب ما داشته باشد. (مَتّی ۱۰:۳۷ را بخوانید.) به علاوه اگر به یَهُوَه وفادار بمانیم، شاید بعضی از آنها مثل صِلِق، یِتمه و روت جذب پرستش پاک شوند. (۱تیموتائوس ۴:۱۶) به این شکل، آنها هم شادی خدمت به تنها خدای حقیقی را به دست میآورند و از محبت و حمایت او برخوردار میشوند.
گوهرهای روحانی
ک-پرستش-پاک ص ۷۷-۷۸ ¶۲۱-۲۲
ملتها ‹خواهند فهمید که من یَهُوَه هستم›
۲۱ یَهُوَه از طریق حِزْقیال به آن مخالفان گفت: «ای صور، من به ضدّ تو هستم و همان طور که دریا موجهایش را بلند میکند، ملتهای زیادی را علیه تو برمیانگیزم. آنها دیوارهای تو را ای صور خراب میکنند و برجهایت را فرو میریزند. من خاک تو را برمیدارم تا چیزی جز یک صخرهٔ خشک و خالی باقی نماند.» (حِزْقیال ۲۶:۱-۵) اهالی شهر صور فکر میکردند ثروتشان از آنها محافظت خواهد کرد، همان طور که دیوارهای ۴۶ متری اطراف جزیرهٔ صور به آنها حس امنیت میداد. آنها باید به هشدار سلیمان توجه میکردند که گفت: «ثروت شخص ثروتمند برایش مثل شهری با دیوارهای بلند است؛ آن دیوارها در خیالش از او محافظت میکند.»—امثال ۱۸:۱۱.
۲۲ وقتی بابِلیان و بعد یونانیان پیشگویی حِزْقیال را به تحقق رساندند، ساکنان صور متوجه شدند که ثروت و دیوارهای شهر فقط در خیالشان از آنها محافظت میکرد. بعد از نابودی اورشلیم، بابِلیان به مدت ۱۳ سال با صور جنگیدند. (حِزْقیال ۲۹:۱۷، ۱۸) بعدها اسکندر کبیر در سال ۳۳۲ ق.م. جنبهٔ مهمی از پیشگوییهای حِزْقیال را به تحقق رساند. لشکر او بخش ساحلی شهر صور را ویران کرد و سنگها، چوبها و خاکش را به دریا ریخت تا مسیری به سمت بخش دیگر شهر که در یک جزیره بود بسازد. (حِزْقیال ۲۶:۴، ۱۲) اسکندر دیوارهای آن را خراب کرد، ثروتش را غارت کرد، هزاران نظامی و غیرنظامی را کشت و دهها هزار نفر را به بردگی فروخت. ساکنان صور بعد از این تجربهٔ سخت، به ناچار فهمیدند که یَهُوَه کیست و ثروت نمیتواند امنیتشان را تضمین کند.—حِزْقیال ۲۷:۳۳، ۳۴.