۶ پس یوناتان به خادمی که سلاحش را حمل میکرد گفت: «بیا به آن طرف به پایگاه این ختنهنشدهها برویم.+ شاید یَهُوَه به کمک ما بیاید، چون اگر یَهُوَه بخواهد ما را پیروز کند، برایش فرقی نمیکند که تعداد ما کم باشد یا زیاد، هیچ چیز نمیتواند مانع او شود.»+