کتابخانهٔ آنلاین نشریات شاهدان یَهُوَه
کتابخانهٔ آنلاین
نشریات شاهدان یَهُوَه
فارسی
  • کتاب مقدّس
  • نشریات
  • جلسات
  • ب۹۵ ۱/‏۹ ص ۳-‏۴
  • چگونه می‌توانید در محله‌ای خطرناک زندگی کنید؟‏

ویدیویی برای انتخاب شما موجود نیست.

متأسفانه، پخش ویدیو ممکن نیست.

  • چگونه می‌توانید در محله‌ای خطرناک زندگی کنید؟‏
  • برج دیده‌بانی ۱۹۹۵
  • عنوان‌های فرعی
  • خوش‌بین بودن
برج دیده‌بانی ۱۹۹۵
ب۹۵ ۱/‏۹ ص ۳-‏۴

چگونه می‌توانید در محله‌ای خطرناک زندگی کنید؟‏

ماریا می‌گوید:‏ «تمام مدت می‌ترسیدم.‏ در آسانسور.‏ در اتومبیلم.‏ در آپارتمانم.‏ همه جا جرم و جنایت بود.‏ دائماً اموال مردم را سرقت می‌کردند.‏» آیا شما نیز احساس این خانم برزیلی را دارید و در محلهٔ خود هراسانید؛‏ بخصوص در تاریکی شب؟‏

خواندن داستانهای پلیسی شاید هیجان‌انگیز باشد،‏ ولی در زندگی واقعی این گونه وقایع اغلب پایان خوشی ندارد.‏ گرهٔ تبهکاریی ممکن است هرگز گشوده نگردد.‏ یا در موارد قتل نفس،‏ شخصی در زندگی،‏ پدر،‏ مادر،‏ پسر،‏ دختر،‏ شوهر یا زن خویش را از دست می‌دهد.‏ آیا جرایم خشونت‌آمیز در منطقهٔ شما در حال افزایشند؟‏ آیا در آرزوی مکانی آرام هستید؛‏ جایی که خانواده‌تان در امنیت بسر ببرد؟‏ اگر ناگزیر به بار آوردن فرزندانتان در محله‌ای مملو از جرم و جنایت هستید،‏ چگونه می‌توانید از عهدهٔ آن برآیید؟‏

صحت دارد که هنوز شهرهایی وجود دارند که در آنها جرایمی اندک گزارش شده است.‏ در بسیاری از سرزمینها،‏ مردم هنوز در دهکده‌های آرام یا در آسودگی روستایی زندگی می‌کنند.‏ اما حتی در مناطقی که سابقاً اماکن مبرا از تبهکاری به حساب می‌آمدند،‏ همه چیز بسرعت در حال عوض شدن است.‏ برای مثال،‏ ۵۰ سال پیش در برزیل،‏ ۷۰ درصد جمعیت در روستاها زندگی می‌کردند.‏ امروز،‏ ۷۰ درصد جمعیت در شهرها زندگی می‌کنند.‏ همراه امکانات شغلی،‏ همچنین افزایشی در مشکلات شهری،‏ مانند تبهکاری و خشونت،‏ به وجود آمده است.‏ چه در منطقه‌های خطرناک زندگی بکنید چه نکنید،‏ باید به سر کار یا به مدرسه بروید و کارهای متعددی را خارج از منزل به انجام برسانید.‏

یک رئیس پلیس در ریو د ژانیرو،‏ در اذعان «علائم وحشت» حاکم،‏ به بی‌عدالتی اجتماعی و تبهکاری سازماندهی‌شده به عنوان عوامل مؤثر،‏ استناد می‌نماید.‏ او همچنین فکر می‌کند که روزنامه‌ها و تلویزیون بر این ترس متداول افزوده و «روحیهٔ سکنه را با اخبار مصیبت‌آمیز تحت تأثیر قرار می‌دهند.‏» اعتیاد به مواد مخدر،‏ از هم پاشیده شدن خانواده‌ها و تعلیمات دینی غلط،‏ همچنین به ازدیاد بی‌قانونی کمک می‌کند.‏ چه آینده‌ای در انتظار ما است؟‏ آیا تغذیهٔ دائمی ذهن با صحنه‌های خشونت‌آمیز که در کتابها و فیلمها تفریح معمولی شده است،‏ موجب می‌شود که مردم عواطف خود را نسبت به دیگران از دست بدهند؟‏ آیا نواحیی که تاکنون جرم به خود ندیده‌اند نیز خطرناک خواهند شد؟‏

از آنجایی که خشونت برای شخص قربانی خوشایند نیست،‏ ما جملگی علاقهٔ وافری به امنیت داریم.‏ بنابراین،‏ جای تعجبی نیست که شهرنشینان دلواپس و نگران،‏ درخواست می‌کنند که تعداد مأمورین پلیس بیشتر شود و محکومیت زندان طولانی‌تر یا حتی مجازات اعدام وجود داشته باشد!‏ علی‌رغم خطر،‏ عده‌ای به منظور دفاع شخصی اسلحه تهیه می‌کنند.‏ عده‌ای دیگر تقاضا دارند که مقامات،‏ فروش سلاح گرم را محدود کنند.‏ ولی با وجود خبرهای بد در مورد ازدیاد تبهکاری،‏ نباید مأیوس شد.‏ در واقع،‏ اموال تعداد زیادی از ساکنین چنین شهرهای بزرگی مانند یوهانسبورگ،‏ مکزیکوسیتی،‏ نیویورک،‏ ریو د ژانیرو و سائوپولو هرگز سرقت نشده است.‏ اجازه بدهید به بررسی اینکه چگونه مردم می‌توانند از عهدهٔ زندگی در منطقه‌ای خطرناک برآیند،‏ بپردازیم.‏

خوش‌بین بودن

نویسنده‌ای،‏ نظر به منطقه‌ای مملو از تبهکاری،‏ از «خلاقیت و پشتکار هزاران برزیلی که توانسته‌اند علی‌رغم شرایط هنوزسخت زندگی،‏ تا حدی با عزت و آراستگی زندگی کنند،‏» سخن می‌گوید.‏ ژارژِ،‏ پس از ۳۸ سال زندگی در ریو د ژانیرو می‌گوید:‏ «من از خیابانها و محله‌های بخصوصی دوری می‌کنم و هیچ کنجکاویی از خودم نشان نمی‌دهم.‏ همچنین از تا دیروقت ماندن در خیابانها اجتناب می‌کنم و از خود،‏ ترس زیاده از حد هم بروز نمی‌دهم.‏ هر چند بااحتیاط هستم،‏ ولی نظرم نسبت به مردم این است که انگاری صادق هستند و با آنها با عزت و احترام رفتار می‌کنم.‏»‏

بلی،‏ از دردسر غیرضروری امتناع کنید.‏ سرتان به کار خودتان باشد.‏ هرگز این واقعیت را دست کم نگیرید که ترس مضمحل‌کننده و توان‌کاه می‌تواند اعصاب را خرد نموده و حتی باعث شود،‏ اشخاص خوش‌رفتار دست به عمل نامعقول بزنند.‏ اُدَر،‏ دربارهٔ شغل خود در نواحی خطرناک،‏ اظهار می‌کند:‏ «من سعی می‌کنم خوش‌بین باشم و از چیزهای بدی که ممکن است اتفاق بیفتد،‏ ترس به دلم راه ندهم،‏ چونکه باعث می‌شود بی‌جهت بترسم و معذب بشوم.‏ سعی می‌کنم به همهٔ مردم احترام بگذارم.‏» او علاوه بر هشیار بودن و دوری کردن از اشخاص مظنون،‏ کمک دیگری را به منظور تسلط بر احساسات،‏ ذکر می‌کند:‏ «از همه بیشتر،‏ اطمینان به یَهُوَه خدا را در خودم پرورش می‌دهم و به خاطر دارم که هیچ چیز از نظرش پنهان نمی‌ماند و هر چیزی که اتفاق بیفتد با اجازهٔ او است.‏»‏

با این حال،‏ هیچ کس دوست ندارد در بیم و وحشت دائمی زندگی کند.‏ در ضمن،‏ کیست که ضرر ترس مفرط و فشار روحی را برای سلامت جسمی و عاطفی،‏ انکار کند؟‏ با این تفاصیل،‏ چه امیدی برای کسانی که بیم دارند هر لحظه مورد حمله قرار بگیرند،‏ وجود دارد؟‏ از آنجایی که بسیاری ترس این را دارند که در آینده شرایط تبهکاری بدتر شود،‏ آیا هرگز پایان خشونت را خواهیم دید؟‏ شما را دعوت به خواندن مقالهٔ بعدی می‌نماییم،‏ «چه وقت ترس خاتمه می‌یابد؟‏»‏

    نشریات فارسی (۱۹۹۳-‏۲۰۲۶)‏
    خروج
    ورود
    • فارسی
    • هم‌رسانی
    • تنظیم سایت
    • Copyright © 2026 Watch Tower Bible and Tract Society of Pennsylvania
    • شرایط استفاده
    • حفظ اطلاعات شخصی
    • تنظیمات مربوط به حریم شخصی
    • JW.ORG
    • ورود
    هم‌رسانی