کتابخانهٔ آنلاین نشریات شاهدان یَهُوَه
کتابخانهٔ آنلاین
نشریات شاهدان یَهُوَه
فارسی
  • کتاب مقدّس
  • نشریات
  • جلسات
  • ب۹۸ ۱/‏۷ ص ۳-‏۵
  • آیا سرنوشتی شوم در انتظار زمین است؟‏

ویدیویی برای انتخاب شما موجود نیست.

متأسفانه، پخش ویدیو ممکن نیست.

  • آیا سرنوشتی شوم در انتظار زمین است؟‏
  • برج دیده‌بانی ۱۹۹۸
  • عنوان‌های فرعی
  • مطالب مشابه
  • توصیفی زنده از «نابودی زمین»‏
  • سوءمدیریتهای بشر جهت معکوس را می‌پیماید
  • شدنی است
  • آیا بشر زمین را به‌کلّی به نابودی خواهد کشید؟‏
    برج دیده‌بانی ۲۰۱۴
  • آیا کرهٔ زمین نابود خواهد شد؟‏
    پاسخ کتاب مقدّس به پرسش‌هایی مهم
  • آیا زمین در مسیر نابودی است؟‏
    برج دیده‌بانی ۲۰۰۸
  • چه کسی زمین را از ویرانی حفظ خواهد کرد؟‏
    موضوعات دیگر
لینک‌های بیشتر
برج دیده‌بانی ۱۹۹۸
ب۹۸ ۱/‏۷ ص ۳-‏۵

آیا سرنوشتی شوم در انتظار زمین است؟‏

پایان قرن بیستم و آغاز قرن بیست و یکم نزدیک است.‏ با توجه به این موضوع بسیاری از مردم که شاید اعتنائی به پیشگوئیهای آخر زمان نمی‌کردند،‏ حال این ابهام برایشان بوجود آمده است که هیچ بعید نیست رویدادی در شرف وقوع باشد و به زیر و رو شدن دنیا بینجامند.‏

بی‌تردید شما نیز در روزنامه‌ها و مجلات مقالاتی در این زمینه مشاهده کرده‌اید—‏شاید دیده باشید که حتی کل یک کتاب به این مسئله اختصاص داده شده باشد.‏ به هر حال،‏ آینده مشخص خواهد کرد که آغاز قرن بیست و یکم چه تحولاتی را به همراه خواهد داشت.‏ بعضی عقیده دارند که تحویل سال ۲۰۰۰ مثل تحویل هر سال دیگری است،‏ (‏ به گفتهٔ دیگر،‏ از سال ۲۰۰۰ تا سال ۲۰۰۱ تفاوتش تنها یک دقیقه است)‏ و نمی‌توان تحول چندانی انتظار داشت.‏ اما چیزی که بخصوص افراد بسیاری را نگران می‌کند دگرگونیهای درازمدت کرهٔ زمین است.‏

از پیشگوییهایی که بیش از همه زبانزد مردم می‌باشد این است که زمانی —‏ در آیندهٔ دور یا نزدیک —‏ کرهٔ زمین محکوم به نابودی کامل است.‏ می‌خواهیم در اینجا به بعضی از این اخبار اندوهبار نظری بیندازیم.‏

جان لِسلی مؤلف کتابی با عنوان پایان عالم—‏علم و جنبه‌های اخلاقی اضمحلال بشر (‏انگل‍.‏)‏،‏ که در سال ۱۹۹۶ منتشر ساخت،‏ سه امکان نابودی زندگی بر روی کرهٔ خاکی را چنین ذکر می‌کند.‏ او نخستین امکان را با این سؤال مطرح می‌کند:‏ «آیا جنگ هسته‌ای نسل بشر را منقرض خواهد ساخت؟‏» او در بیان امکان دوم به سخنانش چنین ادامه می‌دهد:‏ «محتملتر از آن .‏ .‏ .‏ نابودی در اثر تشعشعات است:‏ اثراتی همچون سرطان،‏ حملات بی‌امان امراض عفونی بر اثر تضعیف سیستم دفاعی بدن،‏ و یا تعداد زیاد متولدان ناقص‌العضو.‏ حتی ممکن است نابودی موجودات میکروسکپی سلامت محیط زیست را به خطر بیندازد.‏» احتمال سومی که آقای لِسلی در نظر می‌گیرد برخورد دنباله‌دارها و یا شهاب‌سنگها با زمین است:‏ «حدود دوهزار از دنباله‌دارها و شهاب‌سنگهایی که در مداری قرار دارند که ممکن است روزی به زمین برخورد کنند،‏ قطری بین یک تا ده کیلومتر دارند.‏ البته غیر از اینها،‏ تعداد اندکی نیز هستند که اندازه‌هایی بزرگتر دارند،‏ ‏(‏ تخمین شمار دقیق آنها امکان‌پذیر نیست)‏ و شمار کثیری نیز با اندازه‌های کوچکتر یافت می‌شوند.‏»‏

توصیفی زنده از «نابودی زمین»‏

همچنین می‌خواهیم نظریهٔ دانشمند دیگری را به نام پُل دِیویس،‏ پرفسور دانشگاه آدِلِید استرالیا،‏ در نظر بگیریم.‏ واشینگتون تایمز وی را «بهترین نویسندهٔ کتابهای علمی در سطح بین‌المللی» معرفی می‌کند.‏ در سال ۱۹۹۴ او کتابی منتشر ساخت با نام سه دقیقهٔ آخر،‏ این کتاب «نمونهٔ آرمانی تمام کتابهای دیگر در مورد نابودی جهان» است.‏ فصل اول این کتاب با عنوان «نابودی جهان،‏» توصیفی است از برخورد یک دنباله‌دار با سیارهٔ زمین.‏ بخشی از توصیفات وی را که عرق سرد به تن می‌نشاند،‏ در اینجا ملاحظه کنید:‏

‏«تکانی برابر با ده‌هزار زلزله در زمین بوجود آمد.‏ حال،‏ هوای جابجاشده در اثر این ضربه با قدرتی عظیم عرض سیاره را می‌پیماید،‏ و در راه تمام شهرها را با خاک یکسان می‌کند و همه چیز را در هم می‌کوبد.‏ در اطراف محل برخورد این جرم،‏ حلقه‌ای از مواد گدازه به ارتفاع چندین کیلومتر بالا آمده است،‏ و دل زمین را به پهنای صد و پنجاه کیلومتر دریده است.‏ .‏ .‏ .‏ ستونی عظیم از غبار و سنگ چنان در جو پراکنده گشته،‏ که زمین را کاملاً از نور خورشید محروم کرده است.‏ اکنون پدیده‌ای مخرب جای نور خورشید را گرفته است،‏ به دلیل میلیاردها خورده‌سنگی که به جو زمین باز می‌گردند،‏ در آسمان اخگرهایی گداخته و نورانی دیده می‌شود که سطح زمین را هنگام برخورد خود به آتش می‌کشند.‏»‏

پرفسور دِیویس این تصویر خیالی را پیشگوییی می‌داند از برخورد دنباله‌دار سوئیفت تاتِل با زمین.‏ وی هشدار می‌دهد که اگرچه چنین واقعه‌ای در آیندهٔ نزدیک رخ نخواهد داد،‏ اما به عقیدهٔ او «سرانجام سوئیفت تاتِل یا جرمی از این نوع با زمین برخورد خواهد کرد.‏»‏ نتیجه‌گیری او بر اساس گزارشی است که احتمال می‌دهد ۰۰۰‏,‏۱۰ جرم سماوی به قطرهای ۵۰۰ متر و بیشتر مرتباً مدار زمین را قطع می‌کنند.‏

آیا شما نیز تصور می‌کنید که رویدادی اینچنین مخوف به وقوع خواهد پیوست؟‏ به هر حال،‏ این باور عدهٔ کثیری از مردم است.‏ اما اینها با این تصور که این واقعه در زمان حیات ایشان بوقوع نخواهد پیوست زیاد فکر خود را به آن مشغول نمی‌سازند.‏ ولی،‏ چرا باید تصور کرد که ممکن است حالا یا چند هزار سال دیگر سیارهٔ زمین نابود شود؟‏ مسلماً زمین بتنهایی مقصر مشکلات ساکنان آن،‏ یعنی انسانها و حیوانات،‏ نیست.‏ آیا خود انسانها مسئول اکثر مشکلات قرن بیستم،‏ منجمله احتمال ‹نابودی و تباه کردن زمین› نمی‌باشند؟‏—‏مکاشفه ۱۱:‏۱۸ انجیل شریف.‏

سوءمدیریتهای بشر جهت معکوس را می‌پیماید

حالا بیاییم سناریوی محتملتر را در نظر بگیریم،‏ یعنی نابودی و تباهی زمین بدست بشر طماع و بی‌کفایت در ادارهٔ امور زمین.‏ بوضوح دیده می‌شود که بخشی از زمین از طریق از بین بردن جنگلها،‏ آلودگی غیرقابل‌کنترل اتمسفر،‏ و آلودگی آبراهها تا حد زیادی به نابودی کشیده شده است.‏ حدود ۲۵ سال پیش باربارا وارْد و رُنه دوبو در کتابشان با عنوان تنها یک زمین (‏انگل‍.‏)‏ این مشکلات را بخوبی شرح دادند،‏ در این کتاب آمده است:‏ «سه بخش عمدهٔ آلودگیها که می‌باید مورد بررسی قرار گیرند،‏ یعنی هوا،‏ آب و خاک،‏ در واقع سه عنصر اصلی زندگی در این سیاره می‌باشند.‏» آیا به نظر شما از آن زمان تاکنون تغییری فاحش و اساسی در اوضاع بوجود آمده است؟‏

با نگاه به روشها و ندانم‌کاریهای بشر در نابودی زمین،‏ جای بسی دلگرمی است که می‌بینیم سیارهٔ زمین چنین قدرت شگفت‌آوری در جبران خسارات و التیام بخشیدن خود دارد.‏ رُنه دوبو در کتابی دیگر به نام برگشت‌پذیری اکوسیستم در شرح این توانایی اعجاب‌آور زمین سخن دلگرم‌کننده‌ای می‌گوید:‏

‏«بسیاری بر این تصورند که خیلی دیر به اوضاع وخیم اکوسیستم پی برده‌ایم،‏ چرا که اغلب خسارات وارده بر آن دیگر غیر قابل جبران می‌باشند.‏ به نظر من،‏ این بدبینی بی‌اساس است،‏ زیرا اکوسیستم قدرت اعجاب‌آوری در ترمیم آزمایشات مخرب دارد.‏

‏«اکوسیستم برای درمان خود دارای چند مکانیسم است.‏ .‏ .‏ .‏ اینها اکوسیستم را قادر می‌سازند تا بتدریج به توازن اولیهٔ خود برسد.‏»‏

شدنی است

پاکسازی تدریجی رودخانهٔ مشهور تایمز در لندن نمونهٔ بارز این واقعیت در سالهای اخیر است.‏ کتاب دگرگونی رودخانهٔ تایمز (‏انگل‍.‏)‏،‏ نوشتهٔ جِفری هَریسون و پیتر گرانت،‏ گزارشی از این موفقیت فوق‌العاده است،‏ و نشان می‌دهد که هرگاه انسانها متفقاً کمر به انجام کاری خیر بسته‌اند،‏ خیلی کارها شدنی بوده است.‏ در مقدمهٔ این کتاب دوک اِدینبورگِ انگلستان نوشته است:‏ «سرانجام،‏ این را می‌توان کاری موفقیت‌آمیز در سطحی جامع دانست،‏ و حقیقتاً در خور انتشار است،‏ به این امید که شاید این دلگرمی را در فکر معدودی بوجود آورد که مشکلات حفاظت محیط زیست به آن وخامتی که به آنان تلقین شده است نمی‌باشند.‏ .‏ .‏ .‏ نتیجهٔ دستاوردهای رودخانه تایمز می‌تواند به آنان قوت قلب دهد.‏ نویدی که می‌توان داد آن است که چنین کارهایی شدنی هستند،‏ و حتی طرحهای ایشان نیز می‌توانند موفقیت‌آمیز باشند.‏»‏

هَریسون و گرانت در این کتاب در بخش «پاکسازی عظیم» در خصوص دستاوردهایشان در پنجاه سال اخیر با هیجان بسیار می‌نویسند:‏ «برای اولین بار در جهان،‏ رودخانه‌ای بسیار آلوده و صنعتی چنان احیا شد که اکنون تعداد زیادی پرندگان آبزی و ماهیها به آن بازگشته‌اند.‏ این دگرگونی در اوضاع،‏ که در آغاز بسیار مأیوس‌کننده بود،‏ آنچنان بسرعت انجام پذیرفت که حتی باعث دلگرمی بدبینترین طرفداران محیط وحش بود.‏»‏

آن دو چنین به شرح این دگرگونی می‌پردازند:‏ «جنگ جهانی دوّم با خراب یا نابود کردن سیستم فاضلاب شهر و کانالهای آن تیر خلاص را به این رودخانه شلیک کرد.‏ طی دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ رودخانهٔ تایمز از لحاظ سلامتی در بحرانیترین دوران خود بسر می‌بُرد.‏ حتی می‌توان گفت شباهت زیادی به فاضلاب سرباز داشت؛‏ رنگ آن به سیاهی می‌زد و در آن اکسیژنی وجود نداشت،‏ در ماههای تابستان بوی تعفن آن حتی از فواصل دور به مشام می‌رسید.‏ .‏ .‏ .‏ به غیر از تعدادی مارماهی که به سبب تواناییشان در تنفس از سطح آب از این مهلکه جان سالم بدر برده بودند،‏ این رودخانه که زمانی مملو از ماهی بود،‏ حال از ماهی تهی شده بود.‏ در بخش مستقیم و پرساختمان رودخانه،‏ یعنی بین مرکز شهر لندن تا منطقهٔ وولیچ،‏ شمار پرندگان به تعداد اندکی اردک وحشی و قو تقلیل یافته بود،‏ و اینها به جای غذای طبیعی زندگی خود را مدیون دانه‌هایی بودند که از گیاهان اطراف رودخانه به آب می‌افتادند.‏ .‏ .‏ .‏ چه کسی باور می‌کرد که چنین پدیدهٔ معکوسی رخ دهد؟‏ در طی ده سال همان بخش خالی از پرندهٔ رودخانه به پناهگاه انواع پرندگان آبزی مبدل شد،‏ از جمله ۰۰۰‏,‏۱۰ پرندهٔ وحشی و ۰۰۰‏,‏۱۲ مرغ درازپا.‏»‏

البته،‏ این تحول فقط در بخشی کوچک از جهان اتفاق افتاد.‏ با این حال درسی نیکو می‌توانیم از آن بیاموزیم.‏ این مثال نشان می‌دهد که نباید کرهٔ زمین را به دلیل سوءمدیریت،‏ طمع،‏ و بی‌فکریهای انسانها محکوم به نابودی دانست.‏ آموزشهایی صحیح و تلاشی همه جانبه جهت منافع عموم،‏ به زمین کمک خواهد کرد تا حتی خسارات سنگینی را که به اکولوژی،‏ محیط زیست،‏ و خاک وارد شده است،‏ جبران کند.‏ اما در مورد عوامل خارجیی همچون دنباله‌دارها و یا شهاب‌سنگهای سرگردان چطور؟‏

مقالهٔ بعدی به اصلی می‌پردازد که در واقع جوابی قانع‌کننده به این سؤال بغرنج است.‏

‏[نکتهٔ برجسته‌شده در صفحهٔ ۵]‏

آموزش و تلاشی همه جانبه به زمین کمک خواهد کرد که حتی خسارات سنگین را جبران کند

    نشریات فارسی (۱۹۹۳-‏۲۰۲۶)‏
    خروج
    ورود
    • فارسی
    • هم‌رسانی
    • تنظیم سایت
    • Copyright © 2026 Watch Tower Bible and Tract Society of Pennsylvania
    • شرایط استفاده
    • حفظ اطلاعات شخصی
    • تنظیمات مربوط به حریم شخصی
    • JW.ORG
    • ورود
    هم‌رسانی