روح—بخش ۲: روحی که در موجودات زنده است چیست؟
شاید شما هم تاکنون گرفتار درد جانکاه مرگ عزیزی شده باشید. آدمی در چنین حالی گذشته از احساس درد و اندوه، حالتی از عجز و درماندگی در خود حس میکند، و خودبخود این سؤالات در ذهنش نقش میبندند: پس از مرگ چه بر انسان میگذرد؟ آیا در مکانی دیگر هوشیار میباشد؟ آیا امیدی میرود که عزیزان از دست رفتهمان دوباره به حیات بازگردند؟ کتاب مقدس در این خصوص جوابهایی تسلیبخش به ما میدهد.
بر اساس کتاب مقدس مرگ متضاد حیات است. پس از عصیان و نافرمانی آدم، خدا حکم محکومیّت وی را بدینگونه صادر کرد: ‹به خاک راجع خواهی گشت، که از آن گرفته شدی، زیرا که تو خاک هستی و به خاک خواهی برگشت.› ( پیدایش ۳:۱۹) به نظر شما آدم پیش از سرشته شدن از خاک کجا بود؟ او در واقع اصلاً وجود خارجی نداشت. آدم پس از مرگ به همان وضعیت عاری از حیات و غیرهوشیار پیشین خود بازگشت. همانطور که خدا گفته بود آدم مرد؛ پس او نه به قعر دوزخ آتشین انداخته شد و نه به بهشت آسمانی عروج کرد.—پیدایش ۲:۱۷.
کتاب مقدس بروشنی نقل میکند که مردگان در قبر غیرهوشیار و عاری از حیات میباشند. جامعه ۹:۵، ۱۰ در مورد وضعیت مردگان چنین میگوید: «زانرو که زندگان میدانند که باید بمیرند، امّا مردگان هیچ نمیدانند و برای ایشان دیگر اجرت نیست چونکه ذکر ایشان فراموش میشود. هر چه دستت به جهت عمل نمودن بیابد، همان را با توانایی خود به عمل آور چونکه در عالم اموات [عبری شیول، به معنی قبر] که به آن میروی نه کار و نه تدبیر و نه علم و نه حکمت است.»
مفهوم این مطلب آن است که مردگان نه چیزی حس میکنند، نه قادر به انجام کاری هستند. در واقع، قدرت تفکر ایشان از بین میرود. کتاب مقدس در این خصوص میگوید: «بر رؤسا توکّل مکنید و نه بر ابن آدم که نزد او اعانتی نیست. روح او بیرون میرود و او به خاک خود برمیگردد و در همان روز فکرهایش نابود میشود.»—مزمور ۱۴۶:۳، ۴.
توصیف روح در کتاب مقدس
منظور از روح چیست؟ آیا روح جزئی از وجود انسان است که به هنگام مرگ از بدن جدا میشود و به حیات خود ادامه میدهد؟ نخست ببینیم مفهوم روح در کتاب مقدس چیست.
از ایوب ۳۴:۱۴، ۱۵ میآموزیم که هر انسان ( و هر مخلوق هوشیار دیگر بر روی زمین) برای زنده ماندن به دو چیز نیاز دارد: روح و نَفَس. در آن آیات آمده است: «اگر [خدا] روح [عبری روآخ] و نفخهٔ [عبری نِشاماه] خویش را نزد خود بازگیرد، تمامیِ بشر با هم هلاک میشوند و انسان به خاک راجع میگردد.» کتاب مقدس همچنین در مورد یَهُوَه خدا میگوید که «زمین و نتایج آن را گسترانید و نَفَس را به قومی که در آن باشند و روح را به آنانی که در آن ساکنند میدهد.»—اشعیا ۴۲:۵.
میدانیم که خدا نخستین انسان را «از خاک زمین،» یعنی عناصر موجود در خاک سرشت. خدا هنگام خلقت آدم نیروی زندگی را در میلیاردها سلول بدن او قرار داد و سبب زندگی در آنها شد. منظور از این نیروی فعال زندگی همان «روح» ( روآخ ) میباشد. حال، سلولهای بدن آدم برای ادامهٔ حیات به اکسیژن نیاز داشتند که میبایست با عمل تنفس فراهم میشد. از این رو، خدا «در بینی وی روح حیات [نِشاماه] دمید.»—پیدایش ۲:۷.
این موضوع درست همچون تولد بعضی از نوزادان است که گرچه در آنها زندگی یا حیات وجود دارد، لیکن در آغاز قادر به تنفس کردن نیستند. در این هنگام پزشک لازم میبیند که با زدن ضربهای به پشت نوزاد روند تنفس کردن را در او آغاز نماید، چرا که نوزاد بدون آن فوراً تلف میشود. پس از آفرینش آدم، حیات در سلولهای بدن وی نیز به همین گونه با تنفس کردن ادامه یافت تا وی بتواند مانند انسانی زنده به فعالیت بپردازد.
در کتاب مقدس صریحاً آمده است که حیات بشر به روح ( روآخ به زبان عبری، و پْنویْما به زبان یونانی) بستگی دارد. برای نمونه در آیهای چنین میخوانیم: «روح [روآخ] آنها را قبض میکنی، پس میمیرند و به خاک خود برمیگردند.» ( مزمور ۱۰۴:۲۹) کتاب مقدس در جای دیگری نقل میکند: «بدن بدون روح [پْنویْما] مرده است.» ( یعقوب ۲:۲۶) پس آنچه کالبد یا بدن را حیات میدهد و فعال میکند در واقع روح است.
باید توجه داشته باشیم که نِشاماه ( نَفَس) و روآخ ( روح؛ نیروی فعال؛ نیروی حیات) دو چیز متفاوت میباشند. به چه دلیل؟ زیرا حیات بدن حتی مدت کوتاهی پس از آنکه نَفَس شخص متوقف میشود ادامه مییابد. دو گواه بر این ادعا یکی به هوش آوردن شخص با عمل تنفس مصنوعی است، و دیگری میسر بودن پیوند اعضا. با این حال، این کارها باید خیلی بسرعت انجام شوند زیرا اگر نیروی حیات از سلولهای بدن بیرون رود، سعی در دادن حیاتِ دوباره به شخص بیهوده است. تمام اکسیژن دنیا نمیتواند حتی یک سلول بدن شخص را دوباره به زندگی بازگرداند. با نظر به این موضوع، «روح» حقیقتاً نیروی نامرئی زندگی است که در سلولهای بدن انسان فعال میباشد.
کتاب مقدس نیز گهگاه دو واژهٔ روح و نَفَس را در معنا به صورت موازی استفاده میکند. برای نمونه گاهی واژهٔ «روح» یعنی روآخ را طوری بکار میبرد که گویی صحبت از تنفس ( نِشاماه) میکند، و دلیل آن ظاهراً این است که تنفس شخص تنها گواه عینی وجود نیروی فعال یا روح در بدن وی میباشد.—ایوب ۹:۱۸؛ ۱۹:۱۷؛ ۲۷:۳.
این نیروی فعال هنگام عمل لقاح از والدین به فرزندان انتقال پیدا میکند. از آنجایی که یَهُوَه برای انسانها سرچشمهٔ این نیروی حیات بوده، و بوجود آورندهٔ فرآیند تولید مثل میباشد، میتوان گفت که حیات را از او داریم، زیرا یَهُوَه آن را به طور غیرمستقیم از طریق والدین به ما داده است.—با ایوب ۱۰:۹-۱۲؛ مزمور ۱۳۹:۱۳-۱۶؛ جامعه ۱۱:۵ مقایسه شود.
حیوانات چطور؟
آیا این نیروی حیات فقط در انسان فعال میباشد؟ آیات کتاب مقدس ما را در این خصوص به نتیجهای منطقی هدایت میکنند. کتاب مقدس در مورد نابودی حیات انسانها و حیوانات در طوفان جهانی ایام نوح نقل میکند: «هر که دم [نِشاماه] روح [روآخ] حیات در بینی او بود، از هر که در خشکی بود، مرد.» ( پیدایش ۷:۲۲) در جامعه ۳:۱۹ نیز در مورد مردگان همین نکته ذکر شده است: «زیرا که وقایع بنی آدم مثل وقایع بهایم است برای ایشان یک واقعه است؛ چنانکه این میمیرد به همانطور آن نیز میمیرد و برای همه یک نَفَس [عبری روآخ] است و انسان بر بهایم برتری ندارد.» همان روحی که انسان را حیات میبخشد موجب حیات در حیوانات نیز میشود، و از این بابت انسان بر حیوان برتری ندارد. روح یا نیروی حیات نامرئی در هر دو، یعنی انسان و حیوان، وجود دارد.
نیروی حیات یا روح انسان و حیوان را میتوان به جریان الکترونها یا الکتریسیتهای تشبیه کرد که در دستگاه یا ابزاری برقی جریان پیدا میکند. جریان نامرئی الکترونها، بسته به نوع دستگاه یا ابزاری که به کار میاندازد، میتواند کارهای متفاوتی انجام دهد. الکتریسیته میتواند اجاقی را گرم کند، پنکهای را به چرخش درآورد، کامپیوتری را قادر به محاسبه کند، و تلویزیونی را برای تولید تصویر و صدا به کار اندازد. همان نیروی نامرئی که در یک دستگاه صدا تولید میکند در دستگاهی دیگر موجب تولید گرما میشود و در کامپیوتر مسائل ریاضی را حل میکند. امّا آیا الکتریسیته ماهیّت پیچیدهٔ دستگاهی را که به کار میاندازد به خود میگیرد؟ خیر، الکتریسیته به تنهایی قادر به انجام این کارها نیست و تنها نیرو یا نوعی انرژی است.
به همین شکل، برای انسان و حیوان ‹یک روح [یا نیروی فعال] است.› روح یا نیروی حیاتی که انسان را قادر میسازد به فعالیتهای زندگی بپردازد همان روحی است که حیوانات را قادر به انجام این کار میکند. روح خصوصیات سلولهای مردهٔ بدن را حفظ نمینماید؛ مثلاً اطلاعات موجود در سلولهای مغز را حفظ نمیکند و به روند تفکر جدا از این سلولها ادامه نمیدهد. کتاب مقدس میگوید: «روح [روآخ] او بیرون میرود و او به خاک خود برمیگردد؛ و در همان روز فکرهایش نابود میشود.»—مزمور ۱۴۶:۴.
پس بدین ترتیب برگشتن روآخ یا روح به خدا به معنی آن نیست که روح به حیات هوشیار خود ادامه میدهد. روح پس از مرگِ شخص قادر به تداوم توان ذهنی وی نمیباشد. روح، تنها نیروی حیات است و نمیتواند خارج از بدن از موجودیتی هوشیار برخوردار باشد.
امّا اینکه به هنگام مرگ چه بر سر روح میآید در شمارهٔ ژوئن برج دیدهبانی توضیح داده خواهد شد.