کتابخانهٔ آنلاین نشریات شاهدان یَهُوَه
کتابخانهٔ آنلاین
نشریات شاهدان یَهُوَه
فارسی
  • کتاب مقدّس
  • نشریات
  • جلسات
  • ب۰۷ ۱/‏۱۲ ص ۱۲-‏۱۴
  • تکه‌های سفالی گواهی بر صحّت کتاب مقدّس

ویدیویی برای انتخاب شما موجود نیست.

متأسفانه، پخش ویدیو ممکن نیست.

  • تکه‌های سفالی گواهی بر صحّت کتاب مقدّس
  • برج دیده‌بانی ۲۰۰۷
  • عنوان‌های فرعی
  • مطالب مشابه
  • تکه‌های سفالی سامره
  • تکه‌های سفالی عَراد
  • تکه‌های سفالی لاخیش
  • وجه مشترک
  • شواهدی باستانی تأییدی بر محل استقرار یکی از طایفه‌های اسرائیلی
    موضوعات دیگر
برج دیده‌بانی ۲۰۰۷
ب۰۷ ۱/‏۱۲ ص ۱۲-‏۱۴

تکه‌های سفالی گواهی بر صحّت کتاب مقدّس

کتاب مقدّس کلام الهامی خداست.‏ (‏ ۲تیموتاؤس ۳:‏۱۶‏)‏ اطلاعاتی که در آن در مورد اقوام،‏ اماکن و مناطق جغرافیایی،‏ جوّ رایج دینی و شرایط سیاسی و کشوری دوران باستان آمده است دقیق و معتبر است.‏ حفاری‌ها و اکتشافات باستان‌شناسی دوران اخیر دانسته‌های ما را از کتاب مقدّس تأیید و درک ما را از گزارشات آن بیشتر و عمیق‌تر ساخته‌اند.‏ با وجود این،‏ اصالت و اعتبار کتاب مقدّس مستقل از شواهد و مدارک حاصل شده است.‏

در اکثر حفاری‌ها،‏ پاره‌های شکستهٔ ظروف سفالی بخش عمدهٔ یافته‌های باستان‌شناسان را تشکیل می‌دهد.‏ در دوران باستان،‏ در خاورمیانه،‏ به خصوص در مصر و تمدن‌های بین‌النهرین،‏ این پاره‌ها یا تکه‌های سفالی نوشت‌افزار ارزان‌قیمتی بودند.‏ مثلاً قراردادهای تجاری،‏ حسابداری،‏ معاملات و غیره را روی این تکه‌های سفالی می‌نوشتند،‏ درست مثل دفترچه‌هایی که امروزه در دسترس همگان است.‏ معمولاً مندرجات را با مرکّب روی این تکه‌های سفالی می‌نوشتند.‏ بر بعضی‌ها فقط یک یا دو کلمه دیده می‌شود بر بعضی دیگر چندین سطر یا چندین ستون نوشته دیده می‌شود.‏

از حفاری‌هایی که در خاک اسرائیل کنونی صورت گرفته است مقادیر زیادی تکه‌های سفالی از دوران مختلف کتاب مقدّس به دست آمده است.‏ از میان قطعات بی‌شماری که امروزه در اختیار داریم سه مجموعه از کشفیات آن که مربوط به قرن‌های هفتم و هشتم ق.‏م.‏ می‌شوند برای ما بسیار حائز اهمیتند زیرا جزئیات متعددی از وقایع ذکرشده در کتاب مقدّس را تأیید می‌کنند.‏ این سه مجموعه عبارتند از تکه‌های سفالی سامره،‏ تکه‌های سفالی عَراد و تکه‌های سفالی لاخیش.‏ در ادامه مجموعه‌های نامبرده را یک به یک بررسی می‌کنیم.‏

تکه‌های سفالی سامره

سامره تا زمان سقوطش به دست آشوریان در سال ۷۴۰ ق.‏م.‏ پایتخت ده سِبط شمالی اسرائیل بود.‏ در اوّل پادشاهان ۱۶:‏۲۳،‏ ۲۴ در مورد آغاز و بنیاد شهر سامره می‌خوانیم:‏ «در سال سی‌ویکم آسا،‏ پادشاه یهودا [۹۴۷ ق.‏م.‏]،‏ عُمْری بر اسرائیل پادشاه شد .‏ .‏ .‏ پس کوه سامره را از سامَر به دو وزنهٔ نقره خرید و در آن کوه بنایی ساخت و شهری را که بنا کرد .‏ .‏ .‏ سامره نامید.‏» شهر سامره در زمان رومی‌ها هنوز پابرجا بود ولی رومیان نام آن را از سامره به سِباسْت تغییر دادند و سرانجام در قرن ششم م.‏ تبدیل به متروکه شد.‏

در سال ۱۹۱۰ در حفاری‌های شهر سامرهٔ باستانی گروهی از باستان‌شناسان تعدادی تکهٔ سفالی یافتند که به تخمین محققان قدمت آن‌ها به قرن هشتم ق.‏م.‏ بازمی‌گشت.‏ تکه‌های یافت‌شده از جمله اسناد و مدارک مربوط به دادوستد روغن و شراب بین سامره و شهرها و آبادی‌های مجاور محسوب می‌شد.‏ مرجعی به نام کتیبه‌های باستانی —‏ آوای تمدن‌های کتاب مقدّس می‌گوید:‏ «با جرأت می‌توان گفت که ۶۳ تکه‌ای که در سال ۱۹۱۰ کشف شد مهم‌ترین نوشته‌هایی است که از اسرائیل باستان به جای مانده است.‏ اهمیت این قطعه‌ها به دلیل محتوای این نوشته‌ها نیست بلکه به دلیل فهرست بلندبالایی از اسامی اشخاص،‏ قبایل و مکان‌های جغرافیایی آن دوره است.‏» حال،‏ ذکر این اسامی چگونه جزئیاتی را در کتاب مقدّس تأیید می‌کند؟‏

وقتی اسرائیلیان سرزمین موعود را به تصرّف خود درآوردند و آن را بین اَسباط دوازده‌گانهٔ خود تقسیم نمودند،‏ محلّی که شهر آتی سامره در آن بنا می‌شد در زمینی که به سِبط مَنَسَّی تعلّق گرفت قرار داشت.‏ بنا بر یوشَع ۱۷:‏۱-‏۶ ده قبیله یا خانواری که سِبط مَنَسَّی را از طریق نوه‌اش جِلْعاد تشکیل می‌دادند این قطعه زمین را به قرعه تصاحب کردند.‏ این‌ها اَبیعَزَر،‏ حالَق،‏ اَسْرِئیل،‏ شَکیم و شَمیداع بودند.‏ ششمین پسر یعنی حافَر نوهٔ پسر نداشت بلکه پنج نوهٔ دختر به نام‌های مَحْلَه،‏ نُوْعَه،‏ حُجْلَه،‏ مِلْکه و تِرْصَه.‏ هر یک از آنان قطعهٔ زمینی به ارث بردند.‏ —‏ اعداد ۲۷:‏۱-‏۷‏.‏

تکه‌های سفالی سامره از هفت قبیله یعنی از همهٔ پنج پسر جِلْعاد و از دو نوهٔ دختر از حافَر یعنی حُجْلَه و نُوْعَه نام برده‌اند.‏ فرهنگ ان‌آی‌وی از باستان‌شناسی کتاب مقدّس می‌نویسد:‏ «نام قبایلی که در تکه‌های مکتوب سفالی سامره به چشم می‌خورد مدرکی مستقل است دال بر سکنیٰ گرفتن قبایل سِبط مَنَسَّی در محلّی که کتاب مقدّس مشخص کرده است.‏» بدین ترتیب این قسمت از تاریخ اوّلیهٔ قوم اسرائیل در کتاب مقدّس تأیید می‌شود.‏

از قرار معلوم تکه‌های سفالی سامره گزارش کتاب مقدّس را در مورد وضعیت و جوّ مذهبی اسرائیلیان تأیید می‌کند.‏ وقتی تکه‌های سفالی سامره در جریان و مورد استفادهٔ روزمره قرار داشت عبادت اسرائیلیان مخلوطی از پرستش یَهُوَه و بَعْل خدای کنعانیان بود.‏ به پیشگویی هوشَع نبی که او نیز در قرن هشتم ق.‏م.‏ نبوّت می‌کرد،‏ زمانی می‌رسید که اسرائیل توبه نموده،‏ یَهُوَه را «ایشی (‏ یعنی شوهر من)‏ خواهد خواند» و دیگر او را «بَعْلی» (‏ یعنی بَعْل من)‏ نخواهد گفت.‏ (‏ هوشَع ۲:‏۱۶،‏ ۱۷‏؛‏ پاورقی ترجمهٔ دنیای جدید )‏ بعضی از نام‌هایی که بر این تکه‌های سفالی سامره به چشم می‌خورد مفهوم «بَعْل پدرم است،‏» «بَعْل آواز می‌خواند،‏» «بَعْل زورآور است،‏» «بَعْل به یاد می‌آورد» و دیگر القابی از این نظیر را می‌دهند.‏ در کنار هر ۱۱ باری که نام یَهُوَه به شکل‌های گوناگون آمده است،‏ ۷ مرتبه «بَعْل» با ترکیب‌های گوناگون اشاره شده است.‏

تکه‌های سفالی عَراد

عَراد شهری باستانی در منطقهٔ جنوبی و نیمه‌خشک سرزمین یهودا به نام نه‌گِب بود که در فاصلهٔ قابل ملاحظه‌ای از اورشلیم واقع شده بود.‏ در حفاری‌های عَراد شش دژ از دوران مختلف یعنی از زمان پادشاهی سلیمان (‏ ۱۰۳۷ الی ۹۹۸ ق.‏م.‏)‏ تا زمان نابودی اورشلیم به دست بابلیان در سال ۶۰۷ ق.‏م.‏ کشف شد.‏ باستان‌شناسان بزرگ‌ترین مجموعهٔ تکه‌های سفالی مکتوب و مربوط به دوران کتاب مقدّس را در این حفاری‌ها به دست آوردند.‏ با کشف این آثار بیش از ۲۰۰ عدد تکهٔ سفالی مکتوب به زبان‌های عبری،‏ اَرامی و زبان‌های دیگر به مجموعهٔ نوشته‌های سفالی افزوده شد.‏

در برخی از تکه‌های عَراد اسامی طوایفی به چشم می‌خورد که با فهرست طوایف خاندان کهانت در کتاب مقدّس همخوانی دارند.‏ یک نمونهٔ برجسته از این طوایف اشاره به «پسران قُورَح» است که در خروج ۶:‏۲۴ و اعداد ۲۶:‏۱۱ نیز از آن‌ها نام برده شده است.‏ به تأیید این نکته می‌توان به عناوین مزامیر ۴۲،‏ ۴۴-‏۴۹،‏ ۸۴،‏ ۸۵،‏ ۸۷ و ۸۸ ارجاع کرد که نگارش آن‌ها را به «بنی قُورَح» نسبت می‌دهند.‏ تکه‌های عَراد به دو طایفهٔ دیگر از کاهنان نیز اشاره می‌کند که عبارتند از فَشْحُور و مَریمُوت.‏ —‏ ۱تواریخ ۹:‏۱۲؛‏ عَزْرا ۸:‏۳۳‏.‏

به یک مدرک دیگر دال بر صحّت و دقت کتاب مقدّس توجه کنید.‏ باستان‌شناسان در خرابه‌های دژی که قدمت آن به اندکی قبل از نابودی اورشلیم به دست بابلیان برمی‌گردد نامه‌ای سفالی یافتند که خطاب به فرماندهٔ پادگان نوشته شده بود.‏ به نقل از مرجعی معتبر بخشی از متن آن از این قرار است:‏ «ای آقایم اَلْیاشیب،‏ یَهُوَه تو را سلامت بخشد.‏ .‏ .‏ .‏ در خصوص آنچه مرا امر کردی:‏ تماماً انجام شده است.‏ اکنون او در هیکل یَهُوَه سکنیٰ گزیده است.‏» به گفته بسیاری از محققان هیکل نامبرده همان معبد اوّل است که سلیمان ساخته بود.‏

تکه‌های سفالی لاخیش

شهر و استحکامات لاکیش یا لاخیش در ۴۳ کیلومتری جنوب غربی اورشلیم واقع بود.‏ طی حفاری‌های دههٔ ۱۹۳۰ حداقل ۱۲ نامهٔ سفالی کشف شد که به توصیف محققان «حاوی مهم‌ترین مدارک مربوط به آن زمان است زیرا تصویری واضح از وضعیت سیاسی و نابسامانی سرزمین یهودا درست قبل از محاصره و نابودی شهر به وسیلهٔ نیروهای نَبُوکَدْنَصَّر به دست می‌دهد.‏»‏

مهم‌ترین این نامه‌ها حاوی چندین پیام است که بین سرداری بی‌نام و یاؤش،‏ احتمالاً فرماندهٔ نظامی شهر لاکیش،‏ رد و بدل شده بود.‏ سبک نگارش این نامه‌ها شباهت بسیاری به سبک نوشتار اِرْمیای نبی دارد که خدمت او نیز به همین دوران مربوط می‌شود.‏ توجه کنید که چطور محتوای دو نمونه از این نامه‌ها بر تشریح کتاب مقدّس از اوضاع بحرانی آن زمان صحه می‌گذارد.‏

در اِرْمیا ۳۴:‏۷ می‌خوانیم:‏ «لشکر پادشاه بابل با اورشلیم و با همهٔ شهرهای باقی یهودا یعنی با لاکیش و عَزِیقَه جنگ می‌نمودند.‏ زیرا که این دو شهر از شهرهای حصاردار یهودا فقط باقی مانده بود.‏» ظاهراً نویسندهٔ یکی از نامه‌های لاکیش نیز به همین واقعه اشاره کرده،‏ می‌گوید:‏ «ما منتظریم علامت آتش لاکیش را .‏ .‏ .‏ ببینیم اما عَزِیقَه را نمی‌بینیم.‏» به گفتهٔ بسیاری از صاحب‌نظران در این مقطع از زمان عَزِیقَه می‌بایست سقوط کرده،‏ به دست بابلیان افتاده باشد.‏ به این دلیل علامتی از آن شهر دیده نمی‌شد.‏ چندی بعد لاکیش نیز سقوط کرد.‏ جالب این که اِرْمیا ۶:‏۱ نیز به برافروختن «علامتی» در شهر اشاره می‌کند و کنایه از «علامت آتش» دارد که برای تماس بصری با شهرهای مجاور برافروخته می‌شد.‏

اِرْمیا و حِزْقِیال هر دو به تلاش‌های پادشاه یهودا برای به دست آوردن حمایت نظامی مصر اشاره می‌کنند و یکی دیگر از نامه‌های لاکیش نیز صحّت این اقدامات را تأیید می‌کند و می‌گوید که پادشاه یهودا برای برانداختن یوغ بابلیان به مصر روی آورده بود.‏ (‏ اِرْمیا ۳۷:‏۵-‏۸؛‏ ۴۶:‏۲۵،‏ ۲۶؛‏ حِزْقِیال ۱۷:‏۱۵-‏۱۷‏)‏ در قسمتی دیگر از نامهٔ مورد نظر می‌خوانیم:‏ «بنده‌ات اطلاع یافته است که سردار کُنیاهو بن اَلْناتان به سوی جنوب روانه شده است تا به مصر فرود آید.‏» محققان این اطلاعات را جزو اقداماتی برای جلب کمک‌های نظامی مصر می‌بینند.‏

در تکه‌های سفالی لاکیش فهرستی از اسامی دیده می‌شود که در کتاب اِرْمیا نیز به آن‌ها اشاره شده است.‏ این نام‌ها عبارتند از:‏ نیریّا،‏ یازَنْیا،‏ جَمَریا،‏ اَلْناتان و هُوشَعْیا.‏ (‏ اِرْمیا ۳۲:‏۱۲؛‏ ۳۵:‏۳؛‏ ۳۶:‏۱۰،‏ ۱۲؛‏ ۴۲:‏۱‏)‏ مشکل بتوان گفت که همخوانی این اسامی تصادفی است یا هر دو مأخذ به یک سری افراد خاص اشاره می‌کنند.‏ اما با توجه به این که اِرْمیای نبی در همان دوران و طی همان وقایع نبوّت می‌کرد احتمال این که به همان افراد اشاره می‌کرد بیشتر است.‏

وجه مشترک

همان طور که دیدیم تکه‌های سفالی مکتوب سامره،‏ عَراد و لاکیش جزئیاتی را که در بعضی از نوشته‌های کتاب مقدّس می‌بینیم تأیید می‌کنند.‏ اطلاعات به دست آمده شامل نام طوایف،‏ اماکن جغرافیایی و اوضاع مذهبی و سیاسی آن دوران می‌شود که یکی از ویژگی‌های مشترک بین این مدارک است.‏

در این نامه‌ها به دفعات به عباراتی نظیر «یَهُوَه تو را آسایش بخشد» برمی‌خوریم.‏ در هفت تکه از سفال‌های لاکیش نام یَهُوَه مجموعاً ۱۱ بار به چشم می‌خورد.‏ و در هر سه مجموعه اسامی عبری متعددی آمده است که به شکل کوتاه‌شدهٔ نام یَهُوَه (‏ یعنی «یاه» یا «یا»)‏ ختم می‌شوند.‏ با نظر به اشارات متعدد به نام یَهُوَه نتیجه می‌گیریم که آوردن اسم خدا در میان اسرائیلیان آن زمان کاملاً رایج بوده است.‏

‏[تصویر در صفحهٔ ۱۳]‏

تکه‌ای سفالی و مکتوب که خطاب به شخصی به اسم اِلْیاشیب نوشته شده است

‏[سطر اعتبار]‏

Photograph © Israel Museum, Jerusalem; courtesy of Israel Antiquities Authority

‏[تصویر در صفحهٔ ۱۴]‏

یک نامه از مجموعهٔ تکه‌های سفالی لاکیش که اسم خدا را نشان می‌دهد

‏[سطر اعتبار]‏

Photograph taken by courtesy of the British Museum

    نشریات فارسی (۱۹۹۳-‏۲۰۲۶)‏
    خروج
    ورود
    • فارسی
    • هم‌رسانی
    • تنظیم سایت
    • Copyright © 2026 Watch Tower Bible and Tract Society of Pennsylvania
    • شرایط استفاده
    • حفظ اطلاعات شخصی
    • تنظیمات مربوط به حریم شخصی
    • JW.ORG
    • ورود
    هم‌رسانی