مأخذ جزوهٔ کار و آموزش
۵-۱۱ نوامبر
گنجهایی در کلام خدا | یوحنا ۲۰-۲۱
«آیا به من بیشتر از اینها محبت داری؟»
(یوحنا ۲۱:۱-۳) پس از آن، عیسی بار دیگر خود را در کنار دریای تیبِریه بر شاگردان آشکار ساخت. شرح آشکار شدن او به این ترتیب است: ۲ شَمعونِ پِطرُس، توما (که «دوقلو» خوانده میشد)، نَتَنائیل از قانای جلیل، پسران زِبِدی و دو نفر از شاگردان دیگر عیسی، همگی با هم بودند. ۳ شَمعونِ پِطرُس به آنان گفت: «من به ماهیگیری میروم.» ایشان گفتند: «ما نیز با تو میآییم.» پس بیرون رفتند و سوار قایق شدند، اما طی آن شب هیچ چیز صید نکردند.
(یوحنا ۲۱:۴-۱۴) سپیدهدم، عیسی در ساحل ایستاده بود، اما شاگردان درنیافتند که او عیسی است. ۵ عیسی به آنان گفت: «فرزندان عزیز، آیا چیزی برای خوردن دارید؟» پاسخ دادند: «خیر!» ۶ عیسی گفت: «تور را به طرف راست قایق بیندازید و ماهیهایی خواهید یافت.» پس تور را انداختند. اما به دلیل ماهیهای فراوان در آن تور، قادر نبودند آن را به داخل قایق بکشند. ۷ آنگاه آن شاگردی که عیسی او را دوست میداشت، به پِطرُس گفت: «او سَرور است!» شَمعونِ پِطرُس تا این را شنید، چون بالاپوشی بر تن نداشت، ردایش را به تن کرده، دور خود پیچید و به دریا پرید. ۸ اما شاگردان دیگر با آن قایق کوچک آمدند و چون از ساحل چندان دور نبودند و تنها کمتر از ۱۰۰ متر فاصله داشتند، تور پر از ماهی را با خود کشیدند. ۹ هنگامی که به خشکی پا گذاشتند، آتشی دیدند که با زغال افروخته و ماهیهایی روی آن گذاشته شده بود. آنجا نان هم بود. ۱۰ عیسی به آنان گفت: «تعدادی از ماهیهایی را که اکنون صید کردهاید، بیاورید.» ۱۱ شَمعونِ پِطرُس بر قایق سوار شد و تور را که پر از ماهیهای بزرگ بود، به ساحل کشید. در آن تور ۱۵۳ ماهی بود، اما با وجود تعداد زیاد ماهی تور پاره نشد. ۱۲ عیسی به آنان گفت: «بیایید و صبحانه بخورید.» هیچ یک از شاگردان جرأت نکرد که از او بپرسد: «تو کیستی؟» زیرا میدانستند که سَرور است. ۱۳ عیسی پیش آمده، نان و همین طور ماهیها را گرفت و به آنان داد. ۱۴ این بار سوم بود که عیسی پس از برخاستن از مردگان، بر شاگردان ظاهر میشد.
(یوحنا ۲۱:۱۵-۱۹) پس از خوردن صبحانه، عیسی به شَمعونِ پِطرُس گفت: «شَمعون، پسر یوحنا آیا به من بیشتر از اینها محبت داری؟» پِطرُس پاسخ داد: «بله سَرور، میدانی که دوستت دارم.» عیسی به او گفت: «برّههایم را خوراک بده.» ۱۶ عیسی برای بار دوم پرسید: «شَمعون، پسر یوحنا آیا به من محبت داری؟» پِطرُس پاسخ داد: «بله سَرور، میدانی که دوستت دارم.» عیسی به او گفت: «گوسفندان کوچکم را شبانی کن.» ۱۷ بار سوم عیسی پرسید: «شَمعون، پسر یوحنا آیا مرا دوست داری؟» پِطرُس از این که عیسی برای بار سوم از او پرسید: «آیا مرا دوست داری؟» غمگین شد و پاسخ داد: «سَرور، تو که خود از همه چیز آگاهی و میدانی که دوستت دارم.» عیسی به او گفت: «به گوسفندان کوچکم خوراک بده. ۱۸ حقیقتاً به تو میگویم، وقتی جوانتر بودی، خود لباس به تن میکردی و هر جا که میخواستی میرفتی. اما وقتی سالخورده شوی، دست خود را دراز خواهی کرد و کسی دیگر لباس بر تنت خواهد پوشاند و تو را به جایی که نمیخواهی خواهد برد.» ۱۹ عیسی این را گفت تا به نوع مرگی اشاره کند که پِطرُس خدا را با آن جلال میداد. پس از این سخن به پِطرُس گفت: «پیوسته مرا پیروی کن.»
نکات مطالعهای nwtsty از یو ۲۱:۱۵، ۱۷
عیسی به شَمعونِ پِطرُس گفت: این گفتگو بین عیسی و پِطرُس کمی بعد از آن که پِطرُس عیسی را سه بار انکار کرده بود، رخ داد. عیسی سه بار از پِطرُس مستقیماً پرسید که چه احساسی نسبت به او دارد. پِطرُس از شنیدن آن سؤالات «غمگین شد.» (یو ۲۱:۱۷) در یو ۲۱:۱۵-۱۷ دو فعل یونانی به چشم میخورد: یکی آگاپو که به صورت محبت ترجمه شده و دیگری فیلِئو که به شکل دوست داشتن برگردانده شده است. عیسی دو مرتبه از پِطرُس پرسید: «آیا به من محبت داری؟» پِطرُس نیز دو بار از ته دل پاسخ داد که عیسی را «دوست» دارد. در آخر عیسی پرسید: «آیا مرا دوست داری؟» پِطرُس دوباره تأیید کرد که او را دوست دارد. هر سه بار که پِطرُس این کار را کرد، عیسی تأکید کرد که این محبت باید پِطرُس را بر آن دارد تا شاگردان عیسی را از لحاظ روحانی خوراک دهد و آنان را شبانی کند. عیسی شاگردانش را برّههایش یا «گوسفندان کوچک» خود خواند. (یو ۲۱:۱۶، ۱۷؛ ۱پط ۵:۱-۳) عیسی به پِطرُس فرصت داد تا سه بار تأیید کند که او را دوست دارد و سپس مراقبت از پیروان خود را به او سپرد. بدین شکل، پِطرُس اطمینان یافت که هرچند عیسی را سه مرتبه انکار کرده بود، عیسی او را بخشیده است.
آیا به من بیشتر از اینها محبت داری؟: از نظر دستوری، عبارت «بیشتر از اینها» میتواند بیش از یک مفهوم داشته باشد. برخی محققان معتقدند که منظور عیسی این بود که «آیا به من بیشتر از شاگردان دیگر محبت داری؟» یا «آیا تو بیشتر از سایر شاگردان به من محبت داری؟» اما به احتمال قوی منظور عیسی این بود که «آیا به من بیشتر از این چیزها محبت داری؟» یعنی بیشتر از ماهیهای صیدشده یا بیشتر از آنچه به شغل ماهیگیری مربوط میشد. به عبارتی عیسی این سؤال را پرسید: «آیا مرا بیشتر از مادیات و ثروت دوست داری؟ اگر چنین است به برّههایم خوراک بده.» با توجه به پیشینهٔ پِطرُس، این پرسش بسیار مناسب بود. با این که پِطرُس یکی از نخستین شاگردان عیسی بود (یو ۱:۳۵-۴۲)، او بلافاصله به صورت تمام وقت پیرو عیسی نشد، بلکه مدتی به ماهیگیری ادامه داد. چند ماه بعد، عیسی به پِطرُس گفت که تجارت خود را ترک کند و «صیاد انسان» شود. (مت ۴:۱۸-۲۰؛ لو ۵:۱-۱۱) پِطرُس کمی پس از مرگ عیسی نیز گفت که میخواهد به ماهیگیری بپردازد و رسولان دیگر او را همراهی کردند. (یو ۲۱:۲، ۳) پس، ظاهراً عیسی در یو ۲۱:۱۵-۱۷میخواست نشان دهد که پِطرُس با تصمیمی جدّی روبروست: آیا او شغل ماهیگیری را در جای اول میگذاشت یا این که به مراقبت برّهها یا پیروان عیسی اولویت میداد؟—یو ۲۱:۴-۸.
بار سوم: پِطرُس سَرور خود را سه بار انکار کرد و عیسی نیز سه بار به او فرصت داد که محبتش به او را بازگو کند. عیسی به پِطرُس گفت که با اولویت دادن به خدمت مقدّسش در عمل نشان دهد که او را قلباً دوست دارد. پِطرُس و دیگر برادران مسئول به پیروان وفادار مسیح خوراک دادند، و آنان را تقویت و شبانی کردند. با این که این پیروان از زمرهٔ مسحشدگان بودند، به خوراک روحانی نیاز داشتند.—لو ۲۲:۳۲.
کندوکاو برای یافتن گوهرهای روحانی
(یوحنا ۲۰:۱۷) عیسی به او گفت: «من هنوز نزد پدر بالا نرفتهام، پس دیگر بر من میاویز، بلکه نزد برادرانم برو و به آنان بگو: ‹من نزد پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما بالا میروم.›»
نکتهٔ مطالعهای nwtsty از یو ۲۰:۱۷
دیگر بر من میاویز: فعل یونانی هَپتُمای میتواند به معنی «لمس کردن» یا «آویختن» یا «چسبیدن» باشد. هرچند برخی مترجمان این آیه را «مرا لمس نکن» ترجمه میکنند، اما منظور عیسی این نبود که مریم مَجْدَلیّه او را لمس نکند، زیرا کتاب مقدّس اشاره میکند که وقتی زنان دیگر او را پس از رستاخیزش دیدند، ‹پاهای او را گرفتند.› (مت ۲۸:۹) از قرار معلوم مریم مَجْدَلیّه چون میدانست به صعود عیسی به آسمان چیزی نمانده بود، دلواپسی داشت. او شدیداً میخواست در کنار سَرور خود بماند و به این دلیل به عیسی چسبیده بود و نمیخواست او را رها کند. عیسی میخواست به او اطمینان بخشد که هنوز وقت صعودش نرسیده است، پس به او گفت که دیگر بر او نیاویزد، بلکه نزد شاگردانش برود و آنان را از رستاخیز او آگاه سازد.
(یوحنا ۲۰:۲۸) توما در مقابل به او گفت: «سَرور من و خدای من!»
نکتهٔ مطالعهای nwtsty از یو ۲۰:۲۸
سَرور من و خدای من!: برخی محققان معتقدند که توما شگفتزده شده بود و با این گفته خدا را مخاطب قرار داد، نه پسرش عیسی را. برخی دیگر ادعا میکنند که بررسی زبان اصلی نشان میدهد که روی سخن توما با عیسی بود. حتی اگر توما سخنان خود را به عیسی گفته باشد، نیّت و منظور او از بیان «سَرور من و خدای من» با تحقیق در کلام الهامی خدا به بهترین شکل ممکن روشن میگردد. قابل توجه است که عیسی کمی قبل از این رویداد به شاگردانش این پیام را داده بود که «من نزد پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما بالا میروم.» پس باور داشتن به این که توما عیسی را خدای قادر مطلق میدانست، بی پایه و اساس است. (به نکتهٔ مطالعهای یو ۲۰:۱۷ مراجعه کنید.) عیسی پیشتر در حضور توما دعا کرده بود و خدا را «پدر» و «تنها خدای حقیقی» خوانده بود. (یو ۱۷:۱-۳) بنابراین توما احتمالاً عیسی را به این دلایل «خدای من» خطاب کرد: از دید او عیسی «یک خدا» بود، البته نه خدای قادر مطلق. (به نکتهٔ مطالعهای یو ۱:۱ رجوع شود.) همچنین ممکن است توما عیسی را به گونهای مخاطب قرار داد که خادمان خدا در متون عهد عتیق فرشتگان را خطاب میکردند. توما بهخوبی میدانست که گاهی کسی در گزارشات کتاب مقدّس یا نویسندهای از آن، طوری با فرشته گفتوشنود میکرد که گویی آن فرشته یَهُوَه خداست. (با پی ۱۶:۷-۱۱، ۱۳؛ ۱۸:۱-۵، ۲۲-۳۳؛ ۳۲:۲۴-۳۰؛ دا ۶:۱۱-۱۵؛ ۱۳:۲۰-۲۲ مقایسه شود.) پس احتمالاً وقتی توما عیسی را خدای خود خطاب کرد، منظور او این بود که عیسی را به عنوان نماینده و سخنگوی خدای حقیقی تصدیق و تأیید میکند.
برخی استدلال میکنند که استفاده از نشانهٔ معرفه در زبان یونانی قبل از واژههای «سَرور» و «خدا» نشان میدهد که منظور توما از بهکارگیری این واژهها همان خدای قادر مطلق است. اما دستورزبان یونانی ایجاب میکند که نشانهٔ معرفه در این مضمون به کار برده شود. مواردی دیگر وجود دارد که اسمی در حالت فاعلی [به همراه نشانهٔ معرفه] به صورت ندایی به کار برده شده است؛ از آن جمله: لو ۱۲:۳۲ («ای گلهٔ کوچک») کو ۳:۱۸–۴:۱ («ای زنان،» «ای شوهران،» «ای فرزندان،» «ای پدران،» «ای غلامان،» «ای اربابان.») مشابهاً در ۱پط ۳:۷ نشانهٔ معرفه قبل از واژهٔ «شوهران» آمده است. پس نمیتوان گفت که استفاده از نشانهٔ معرفه در یو ۲۰:۲۸ موردی استثنایی است که قطعاً نشان بدهد منظور توما چه بود.
خواندن کتاب مقدّس
(یوحنا ۲۰:۱-۱۸) در نخستین روز هفته، صبح زود، هنگامی که هوا هنوز تاریک بود، مریم مَجدَلیّه بر سر مقبره رفت. در آنجا دید که سنگ از دهانهٔ مقبره برداشته شده است. ۲ پس دواندوان نزد شَمعونِ پِطرُس و آن شاگرد دیگر که عیسی او را دوست میداشت، رفت و به ایشان گفت: «سَرور را از مقبره بردهاند و نمیدانیم او را کجا نهادهاند.» ۳ آنگاه پِطرُس و آن شاگرد دیگر به طرف مقبره به راه افتادند. ۴ هر دو شروع به دویدن کردند، اما آن شاگرد سریعتر از پِطرُس دوید و اول به مقبره رسید. ۵ او خم شد و داخل مقبره را نگاه کرد و کفن را دید که آنجا افتاده است. اما داخل نرفت. ۶ شَمعونِ پِطرُس نیز پس از او به آنجا رسید. پِطرُس داخل مقبره رفت و کفن را دید که آنجا افتاده است. ۷ پارچهای که بر سر عیسی بسته بودند، کنار کفن نبود، بلکه پیچیده و در جایی دیگر گذاشته شده بود. ۸ پس آن شاگرد که اول به مقبره رسیده بود نیز داخل شد و آنجا را دید. آنگاه آنچه شنیده بود، باور کرد. ۹ اما آنان هنوز نوشتههای مقدّس را در مورد این که او باید از مردگان برخیزد، درک نکرده بودند. ۱۰ سپس آن دو شاگرد به خانههای خود بازگشتند.۱۱ اما مریم همچنان بیرون، نزدیک مقبره ایستاده بود و میگریست. در حالی که گریه میکرد، خم شد تا درون مقبره را ببیند. ۱۲ در آنجا دو فرشتهٔ سفیدپوش را دید که در مکانی که پیش از آن جسد عیسی نهاده شده بود، نشسته بودند؛ یکی در جایی که سر او بود و دیگری در جایی که پاهای او قرار داشت. ۱۳ آنان به او گفتند: «ای زن، چرا گریه میکنی؟» او گفت: «سَرورم را بردهاند و نمیدانم که او را کجا نهادهاند.» ۱۴ مریم پس از گفتن این سخنان برگشت و شخصی را در آنجا ایستاده دید. او عیسی بود، اما مریم وی را نشناخت. ۱۵ عیسی به او گفت: «ای زن، چرا گریه میکنی؟ دنبال چه کسی میگردی؟» مریم به گمان این که او باغبان است، پاسخ داد: «آقا، اگر او را از اینجا بردهای، به من بگو کجا نهادهای تا من او را ببرم.» ۱۶ عیسی گفت: «مریم!» مریم برگشت و به عبری به عیسی گفت: «رَبّونی!» (یعنی «استاد!») ۱۷ عیسی به او گفت: «من هنوز نزد پدر بالا نرفتهام، پس دیگر بر من میاویز، بلکه نزد برادرانم برو و به آنان بگو: ‹من نزد پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما بالا میروم.›» ۱۸ مریم مَجدَلیّه رفت و خبر را به شاگردان رساند و گفت: «من سَرور را دیدم!» همچنین سخنان او را برای آنان بازگو کرد.
۱۲-۱۸ نوامبر
گنجهایی در کلام خدا | اعمال ۱-۳
«روحالقدس نصیب جماعت مسیحی شد»
(اعمال ۲:۱-۸) در روز پِنتیکاست، شاگردان همگی در یک خانه گرد هم آمده بودند. ۲ ناگاه صدایی همچون صدای وزش باد شدید از آسمان آمد و تمام خانهای را که در آن نشسته بودند، پر کرد. ۳ سپس زبانههایی شبیه زبانههای آتش بر آنان نمایان شد. آن زبانهها تقسیم شد و بر هر یک از ایشان قرار گرفت. ۴ آنگاه همگی از روحالقدس پر شدند و آن گونه که روح به هر یک از آنان قدرت تکلّم بخشید، به زبانهای مختلف شروع به صحبت کردند. ۵ در آن زمان یهودیان خداترس از همهٔ قومهای سراسر زمین در اورشلیم به سر میبردند. ۶ هنگامی که این صدا برخاست، عدهای بسیار جمع شدند و حیرت کردند؛ زیرا هر یک زبان خود را از دهان شاگردان میشنید. ۷ پس غرق در حیرت به یکدیگر گفتند: «ببینید! مگر اینان که صحبت میکنند، همگی جلیلی نیستند؟ ۸ چگونه است که هر یک از ما پیام آنان را به زبان مادری خودمان میشنویم؟
(اعمال ۲:۱۴) اما پِطرُس با آن ۱۱ رسول برخاست و با صدای بلند به آنان چنین گفت: «ای اهالی یهودیه و ای تمامی ساکنان اورشلیم، این را بدانید و بهدقت به سخنان من گوش دهید.
(اعمال ۲:۳۷، ۳۸) با شنیدن این سخن، گویی خنجری بر دل آنان فرو رفت و به پِطرُس و دیگر رسولان گفتند: «ای مردان، ای برادران، ما چه باید بکنیم؟» ۳۸پِطرُس به آنان گفت: «توبه کنید و هر یک از شما به نام عیسی مسیح برای بخشش گناهان خود تعمید بگیرد و نعمت روحالقدس را خواهد یافت؛
(اعمال ۲:۴۱) در نتیجه کسانی که کلام او را با خوشحالی پذیرفتند، تعمید گرفتند و در آن روز حدود ۳۰۰۰ نفر به شمار شاگردان افزوده شد.
(اعمال ۲:۴۲-۴۷) آنان همچنان از رسولان تعلیم میگرفتند، با یکدیگر معاشرت میکردند، گرد هم غذا میخوردند و دعا میکردند و خود را وقف این اعمال کرده بودند. ۴۳ به سبب معجزات و نشانههای بسیاری که به دست رسولان به ظهور میرسید، در همگان ترس الٰهی به وجود آمد. ۴۴ همهٔ آنان که ایمان میآوردند، گرد هم میآمدند و در همه چیز با هم شریک میشدند، ۴۵ دارایی و املاک خود را میفروختند و بهای آن را بین همه، مطابق نیاز هر یک تقسیم میکردند. ۴۶ هر روز به یکدل در معبد جمع میشدند، به خانههای یکدیگر میرفتند و با هم با شادی بسیار و خلوص نیّت غذا میخوردند، ۴۷ خدا را حمد میگفتند و نزد همهٔ مردم محبوبیت مییافتند. در همان زمان، یَهُوَه نیز هر روزه نجاتیافتگانی را بر آنان میافزود.
ب۸۶-E ۱/۱۲ ص ۲۹ ¶۴-۵، ۷
اعاناتی که دل را شاد میسازد
در نخستین روزی که جماعت مسیحی در سال ۳۳ میلادی تأسیس شد، ۳۰۰۰ نفری که در آن روز تعمید گرفتند، «با یکدیگر معاشرت میکردند، گرد هم غذا میخوردند و دعا میکردند.» چرا؟ آنان میخواستند «همچنان از رسولان تعلیم» گیرند تا ایمان تازهیافتهٔ خود را تقویت کنند.—اعمال ۲:۴۱، ۴۲.
یهودیان و نوکیشان یهودی که به اورشلیم آمده بودند، تنها میخواستند در ایّام عید پِنتیکاست در آنجا باشند. اما عدهای از آنان که مسیحی شدند تصمیم گرفتند که مدتی طولانیتر در اورشلیم بمانند تا با یادگیری بیشتر ایمانشان را تقویت کنند. این تصمیم باعث شد که بسیاری نیاز مبرم به مواد غذایی و خوابگاه داشته باشند. برخی از آنان پول کافی با خود نیاورده بودند در حالی که برخی پول اضافه نیز داشتند. پس آنان برای رسیدگی به نیازها همه چیز را با هم شریک میشدند.—اعمال ۲:۴۳-۴۷.
فروش املاک و تقسیم دارایی کار کاملاً داوطلبانهای بود. هیچ کس مجبور به فروش دارایی خود یا اهدای اعانه نبود. همچنین هدف این نبود که زندگیای فقیرانه ترویج داده شود. این گزارش نشان نمیدهد که ثروتمندان تمام دارایی خود را فروختند و در نتیجه فقیر شدند، بلکه از روی دلسوزی به همایمانان دارایی خود را به فروش گذاشتند و مبلغ آن را جهت پیشبرد منافع پادشاهی خدا اعانه کردند.—با ۲قُرِنتیان ۸:۱۲-۱۵ مقایسه شود.
کندوکاو برای یافتن گوهرهای روحانی
(اعمال ۳:۱۵) و در عوض، آن پیشوای حیات را به قتل رساندید. اما خدا او را از مردگان برخیزانید که ما نیز بر آن شاهد هستیم.
it-۲-E ص ۶۱ ¶۱
عیسی مسیح
«پیشوای [ارشد] حیات.» عیسی مسیح زندگی کامل انسانی خود را در راه بشر فدا کرد، عملی که نشانهٔ لطف بیکران خداست. قربانی عیسی راه را برای پیروان برگزیدهٔ او گشود تا کنار او در آسمان بر تابعان زمینیاش حکمرانی کنند. (مت ۶:۱۰؛ یو ۳:۱۶؛ اف ۱:۷؛ عب ۲:۵؛ موضوع «بهای رهایی» ملاحظه شود.) او با فدا کردن جان خود، بشر را به سوی حیات ابدی هدایت کرده است، همان طور که یک پیشوا پیروان خود را به سوی چیزی هدایت میکند. (اع ۳:۱۵) واژهٔ «حاکم» که در زبان یونانی همخانوادهٔ کلمهٔ پیشواست، برای موسی به عنوان پیشوای قوم اسرائیل نیز به کار رفته است.—اع ۷:۲۷، ۳۵.
(اعمال ۳:۱۹) «پس توبه کنید و بازگردید تا گناهان شما پاک شود و ایّام تجدید قوا از جانب یَهُوَه برسد
یَهُوَه، خدای بخشنده
۱۴ بخشندگی یَهُوَه را در اَعمال ۳:۱۹ نیز میتوان مشاهده کرد. در این آیه آمده است: «توبه و بازگشت کنید تا گناهان شما محو گردد.» عبارت «محو گردد» ترجمهٔ یک فعل یونانی است که میتواند به معنای «پاک کردن و یا . . . باطل یا نابود کردن» باشد. به نقل از برخی محققان، این عبارت کنایه از پاک کردن مطلبی دستنوشته بوده است. آیا چنین کاری ممکن بود؟ در آن زمان عموماً از جوهری استفاده میشد حاوی دوده، صمغ و آب. اندکی پس از استفاده از این جوهر، شخص میتوانست با کمک اسفنجی نمدار نوشته را پاک کند. در اینجا تصویری زیبا از رحمت یَهُوَه ارائه شده است. وقتی او گناهان ما را میبخشد، گویی اسفنجی برمیدارد و آنها را پاک و محو میکند.
خواندن کتاب مقدّس
(اعمال ۲:۱-۲۱) در روز پِنتیکاست، شاگردان همگی در یک خانه گرد هم آمده بودند. ۲ ناگاه صدایی همچون صدای وزش باد شدید از آسمان آمد و تمام خانهای را که در آن نشسته بودند، پر کرد. ۳ سپس زبانههایی شبیه زبانههای آتش بر آنان نمایان شد. آن زبانهها تقسیم شد و بر هر یک از ایشان قرار گرفت. ۴ آنگاه همگی از روحالقدس پر شدند و آن گونه که روح به هر یک از آنان قدرت تکلّم بخشید، به زبانهای مختلف شروع به صحبت کردند. ۵ در آن زمان یهودیان خداترس از همهٔ قومهای سراسر زمین در اورشلیم به سر میبردند. ۶ هنگامی که این صدا برخاست، عدهای بسیار جمع شدند و حیرت کردند؛ زیرا هر یک زبان خود را از دهان شاگردان میشنید. ۷ پس غرق در حیرت به یکدیگر گفتند: «ببینید! مگر اینان که صحبت میکنند، همگی جلیلی نیستند؟ ۸ چگونه است که هر یک از ما پیام آنان را به زبان مادری خودمان میشنویم؟ ۹ ما پارتها، مادها، ایلامیها، اهالی بینالنهرین، یهودیه، کاپادوکیه، پونتوس، ایالت آسیا، ۱۰ همین طور اهالی فِریجیه، پامفیلیه، مصر، مناطقی از لیبی نزدیک قِیرَوان، همچنین زائران رومی، چه یهودی و چه آنان که به دین یهود گرویدهاند، ۱۱ اهالی کِرِت و عربستان، میشنویم که به زبان ما در مورد اعمال عظیم خدا سخن میگویند.» ۱۲ آری، همگی متحیّر و مبهوت شده بودند و به یکدیگر میگفتند: «این واقعه به چه معنی است؟» ۱۳ عدهای دیگر نیز تمسخرکنان میگفتند: «اینان از شرابِ تازه مست شدهاند.» ۱۴ اما پِطرُس با آن ۱۱ رسول برخاست و با صدای بلند به آنان چنین گفت: «ای اهالی یهودیه و ای تمامی ساکنان اورشلیم، این را بدانید و بهدقت به سخنان من گوش دهید. ۱۵ در واقع این افراد مست نیستند، چنان که شما تصوّر میکنید؛ زیرا اکنون ساعت سوم روز است. ۱۶ بلکه این همان گفتهٔ یوئیل نبی است که پیشگویی کرده بود: ۱۷ ‹خدا میگوید: «در روزهای آخر از روح خود بر همه گونه افراد خواهم ریخت و پسران و دختران شما نبوّت خواهند کرد و جوانان شما رؤیاها و پیران شما خوابها خواهند دید؛ ۱۸ در آن روزها حتی بر غلامان و کنیزان خود از روح خود خواهم ریخت و آنان نبوّت خواهند کرد. ۱۹ بالا در آسمان، عجایبی و پایین بر زمین، نشانههایی از خون، آتش و تودههای دود ظاهر خواهم ساخت؛ ۲۰ خورشید به تاریکی و ماه به خون مبدّل خواهد شد. این وقایع پیش از آمدن روز عظیم و پرشکوه یَهُوَه روی خواهد داد ۲۱ و هر که نام یَهُوَه را بخواند، نجات خواهد یافت.›»
در خدمت موعظه بکوشید
it-۱-E ص ۱۲۹ ¶۲-۳
چه کسی به عنوان دوازدهمین رسول جایگزین یهودای اِسخَریوطی شد؟
پس از مرگ یهودای اِسخَریوطی خیانتکار، فقط ۱۱ رسول باقی ماند. عیسی طی ۴۰ روز یعنی از زمان رستاخیز تا صعودش به آسمان جایگزینی برای او تعیین نکرد. از زمان صعود عیسی تا روز پِنتیکاست، یعنی در طی این ده روز صلاح دیده شد که جایگزینی برای یهودا گماشته شود. این تصمیم صرفاً به سبب مرگ یهودا نبود، بلکه به سبب خیانت شریرانهٔ او بود، چنانکه پِطرُس با نقلقول از آیات نشان داد. (اع ۱:۱۵-۲۲؛ مز ۶۹:۲۵؛ ۱۰۹:۸؛ با مک ۳:۱۱ مقایسه شود.) اما وقتی یعقوب، رسول وفادار به قتل رسید، در کتاب مقدّس ثبت نشده است که کسی حتی به فکر تعیین جایگزین او افتاده باشد.—اع ۲:۱۲.
بررسی گفتههای پِطرُس نشان میدهد که شرایط انتصاب کسی به عنوان رسول عیسی شامل آشنایی کامل با او، و مشاهدهٔ اعمال، معجزات و بهویژه رستاخیز او بود. با توجه به این موضوع، میتوان گفت که رفتهرفته انتصاب جایگزین رسولان غیرممکن میشد، مگر آن که خدا جایگزینی را واجد شرایط میساخت. اما در زمان عید پِنتیکاست، مردانی بودند که شرایط لازم را داشتند و دو نفر به عنوان جایگزین یهودای خیانتکار پیشنهاد شدند. قطعاً با نظر به امثال ۱۶:۳۳ با انداختن قرعه، مَتیاس به عنوان جایگزین یهودا انتخاب شد و «همچون آن ۱۱ نفر، رسول شمرده شد.» (اع ۱:۲۳-۲۶) او در میان «آن دوازده نفر» بود که به مشکل شاگردان یونانیزبان رسیدگی کردند (اع ۶:۱، ۲)، و از قرار معلوم پولُس در اشاره به ظهور عیسای رستاخیزیافته در ۱قُرِنتیان ۱۵:۴-۸، او را یکی از «آن دوازده نفر» به شمار آورد. بنابراین، وقتی عید پِنتیکاست فرارسید، ۱۲ رسول میتوانستند پایه و اساس اسرائیل روحانی باشند.
۱۹-۲۵ نوامبر
گنجهایی در کلام خدا | اعمال ۴-۵
«همواره کلام خدا را با شهامت بیان میکردند»
(اعمال ۴:۵-۱۳) روز بعد، بزرگان قوم، ریشسفیدان و علمای دین در اورشلیم گرد هم آمدند. ۶ حَنّاس یکی از سران کاهنان، قیافا، یوحنا، اسکندر و همهٔ بستگان حَنّاس نیز در میانشان بودند. ۷ آنان پِطرُس و یوحنا را مجبور کردند که در میانشان بایستند. آنگاه از ایشان پرسیدند: «به چه قدرتی یا به نام چه کسی این عمل را انجام دادید؟» ۸ سپس پِطرُس که از روحالقدس پر شده بود، گفت: «ای بزرگان قوم و ای ریشسفیدان، ۹ اگر ما امروز به خاطر عملی خیر برای مردی معلول، بازخواست میشویم و شما میخواهید بدانید چه کسی او را شفا بخشیده است، ۱۰ پس باشد که همهٔ شما و همهٔ قوم اسرائیل بدانید که به نام عیسی مسیح ناصری، این مرد اینجا سالم در مقابل شما ایستاده است؛ آری، به نام وی که شما او را بر تیر اعدام کردید و خدا او را از مردگان برخیزانید. ۱۱ اوست ‹آن سنگی که شما بنّایان به حساب نیاوردید و سنگِ سرِ زاویه شده است.› ۱۲ به علاوه، نجات از طریق هیچ کس دیگری میسر نیست؛ زیرا هیچ نام دیگری زیر آسمان به انسانها داده نشده است که از طریق آن نجات یابیم.» ۱۳ وقتی آنان دیدند که پِطرُس و یوحنا با چه صراحتی سخن میگویند و دریافتند که مردانی درسنخوانده و عامی هستند، تعجب کردند و پی بردند که از همراهان عیسی بودهاند
ب۰۸-E ۱/۹ ص ۱۵، کادر
از کلام شفاهی تا متون مقدّس—کار نگارش و مسیحیان قرن اول
آیا رسولان بیسواد بودند؟
وقتی صاحبمنصبان و ریشسفیدان در اورشلیم «دیدند که پِطرُس و یوحنا با چه صراحتی سخن میگویند و دریافتند که مردانی درسنخوانده و عامی هستند، تعجب کردند.» (اعمال ۴:۱۳) پس آیا میتوان گفت که رسولان سواد خواندن و نوشتن را نداشتند؟ کتابی مرجع به نام «نیو اینترپرترز بایبل» در مورد این موضوع میگوید: «منظور از درسنخوانده و عامی بدین معنی نیست که پِطرُس و یوحنا کاملاً تحصیلنکرده بودند و سواد خواندن و نوشتن را نداشتند. در واقع، استفاده از این عبارت تفاوت فاحش طبقهٔ اجتماعی رسولان و افرادی را که بر مسند داروی آنان نشسته بودند، نشان میدهد.»
نکاتی از کتاب اعمال
۴:۱۳—آیا پِطْرُس و یوحنّا بیسواد یا کمسواد بودند؟ خیر، آنان «بیعلم و اُمّی» خوانده شدهاند چون در مدرسهای که پیشوایان یهودی تعلیم میگرفتند، تحصیل نکرده بودند.
(اعمال ۴:۱۸-۲۰) آنگاه آن دو را فراخواندند و به آنان حکم کردند که هرگز به نام عیسی سخنی نگویند یا تعلیمی ندهند. ۱۹ اما پِطرُس و یوحنا پاسخ دادند: «خود قضاوت کنید؛ در چشم خدا کدام درست است، اطاعت از شما یا اطاعت از خدا؟ ۲۰ چون ما نمیتوانیم از سخن گفتن در مورد آنچه دیده و شنیدهایم، دست بکشیم.»
(اعمال ۴:۲۳-۳۱) پِطرُس و یوحنا پس از این که آزاد شدند، نزد شاگردان دیگر رفتند و آنچه سران کاهنان و ریشسفیدان به ایشان گفته بودند، نقل کردند. ۲۴ آنان با شنیدن این سخنان، یکصدا لب به دعا گشودند و گفتند: «ای خداوند متعال، تو آفریدگاری، آفریدگار آسمان، زمین، دریا و هر چه در آنهاست ۲۵ و تو از طریق روحالقدس، از زبان جد ما، خادمت داوود گفتی: ‹چرا قومها آشفته شدهاند و ملتها بر چیزهای باطل میاندیشند؟ ۲۶پادشاهان زمین بر ضدّ یَهُوَه و بر ضدّ مسحشدهٔ او قد علم کردند و فرمانروایان بر ضدّ آنان گرد هم آمدند.› ۲۷ بهراستی که در این شهر، هیرودیس و پُنتیوس پیلاتُس با غیریهودیان و قوم اسرائیل بر ضدّ خادم مقدّس تو عیسی که او را مسح کردی، همدست شدند ۲۸ تا آنچه را که به دست خویش و خواست خود از پیش مقرّر کرده بودی، به تحقق رسانند. ۲۹ حال ای یَهُوَه، تهدیدهای آنان را بشنو و غلامان خود را یاری فرما تا با شهامتِ تمام پیوسته کلام تو را بیان کنند ۳۰ و دست شفابخش خود را دراز کن و از طریق نام خادم مقدّست عیسی، نشانهها و معجزات به ظهور رسان.» ۳۱ پس از دعای التماسآمیزِ آنان، مکانی که در آن گرد هم آمده بودند، به لرزه در آمد و همگی از روحالقدس پر شده، کلام خدا را با شهامت بیان میکردند.
it-۱-E ص ۱۲۸ ¶۳
رسول
فعالیت رسولان در جماعت مسیحی. وقتی روحالقدس در عید پِنتیکاست نصیب رسولان شد، آنان بسیار تقویت شدند. پنج باب اول کتاب اعمال نشان میدهد که رسولان نترس بودند و با شهامت تمام خبر خوش را موعظه میکردند؛ آنان با وجود زندانی شدن، شلاق خوردن و خطر کشته شدن توسط حکمرانانِ وقت همواره رستاخیز عیسی را اعلام میکردند. پس از عید پِنتیکاست، جماعت مسیحی تحت هدایت رسولان پرتکاپو که روحالقدس نصیب آنان شده بود، به نحوی چشمگیر توسعه یافت. (اع ۲:۴۱؛ ۴:۴) ابتدا دامنهٔ فعالیت موعظهٔ آنان به اورشلیم محدود بود اما بعد به سامره گسترش یافت و به مرور، به چهارگوشهٔ زمین رسید.—اع ۵:۴۲؛ ۶:۷؛ ۸:۵-۱۷، ۲۵؛ ۱:۸.
کندوکاو برای یافتن گوهرهای روحانی
(اعمال ۴:۱۱) اوست ‹آن سنگی که شما بنّایان به حساب نیاوردید و سنگِ سرِ زاویه شده است.›
it-۱-E ص ۵۱۴ ¶۴
سنگِ سرِ زاویه
مزمور ۱۱۸:۲۲ نشان میدهد سنگی که معماران رد کردند، «سنگِ سرِ زاویه» شده است. عیسی این پیشگویی را به خود نسبت داد و خود را «سنگِ سرِ زاویه» خواند. (مت ۲۱:۴۲؛ مر ۱۲:۱۰، ۱۱؛ لو ۲۰:۱۷) همان طور که بالاترین سنگِ بنا به چشم میآید، عیسی مسیح بهاصطلاح بالاترین و مهمترین سنگ معبد روحانی است که مظهر مسحشدگان است. پِطرُس نیز مزمور ۱۱۸:۲۲ را به عیسی نسبت داده، نشان داد که او همان سنگی است که هرچند خدا او را برگزید تا همان «سنگِ سرِ زاویه» باشد، اما انسانها وی را رد کردند.—اع ۴:۸-۱۲؛ ۱پط ۲:۴-۷.
(اعمال ۵:۱) مردی به نام حَنانیا به همراه همسرش سَفیره مِلکی فروخت.
از دروغ پِطرُس و حَنانیا چه درسی میگیریم؟
حَنانیا و سَفیره، زمین خود را فروختند تا با پول آن به کسانی که تعمید گرفته بودند، کمک کنند. وقتی حَنانیا پول را به رسولان عیسی داد، به آنان گفت که این تمام پولی است که دریافت کرده است. اما این طور نبود. او کمی از پول را برای خود نگه داشته بود. خدا، پِطرُس را از این موضوع با خبر کرد. پس، پِطرُس به حَنانیا گفت: «تو نه به انسان، بلکه به خدا دروغ گفتی!» همان موقع، حَنانیا به زمین افتاد و مُرد. در حدود سه ساعت بعد از آن، زنش به خانه آمد. او نمیدانست که چه اتفاقی برای شوهرش افتاده است. او نیز دروغ گفت و به زمین افتاد و مُرد.
خواندن کتاب مقدّس
(اعمال ۵:۲۷-۴۲) پس رسولان را آوردند و در مقابل سَنهِدرین حاضر ساختند. آنگاه کاهن اعظم آنان را بازخواست کرد ۲۸ و گفت: «ما صریحاً به شما فرمان دادیم که دیگر به این نام تعلیم ندهید. با این حال شما اورشلیم را با تعالیمتان پر کردهاید و میخواهید خون این مرد را به گردن ما بیندازید.» ۲۹پِطرُس و دیگر رسولان در جواب گفتند: «ما باید نخست از خدا اطاعت کنیم، نه از انسان. ۳۰ خدای پدران ما عیسی را برخیزانید؛ کسی که شما او را بر دار آویختید و به قتل رساندید. ۳۱ خدا او را سرافراز کرد و به دست راست خود نشاند و او را پیشوای ارشد و نجاتدهنده ساخت تا فرصت توبه و بخشایش گناهان را به اسرائیل بدهد. ۳۲ ما شاهدان این امور هستیم، چنان که روحالقدس نیز شاهد است؛ همان روحی که خدا به کسانی داده است که او را حاکم خود میشمارند و از او اطاعت میکنند.» ۳۳ وقتی این را شنیدند، برآشفتند و خواستند رسولان را بکشند. ۳۴ اما یکی از فَریسیان به نام گامالائیل که معلّم شریعت و مورد احترام همهٔ مردم بود، در سَنهِدرین برخاست و دستور داد که رسولان را مدتی بیرون ببرند. ۳۵ او به حضار گفت: «ای مردان اسرائیل، مواظب باشید که چه تصمیمی برای این افراد میگیرید. ۳۶ برای مثال، چندی پیش مردی به نام تِئوداس برخاست که ادعا میکرد کسی است و حدود ۴۰۰ نفر نیز به او پیوستند. اما او کشته شد و تمام هوادارانش از هم پاشیده شدند و کارهایشان به جایی نرسید. ۳۷ بعد از او در ایّام سرشماری، یهودای جلیلی برخاست و مردم را به دنبال خود کشید. اما او نیز هلاک شد و تمام حامیانش پراکنده شدند. ۳۸ پس در خصوص این مسئله به شما میگویم، با این مردان کاری نداشته باشید و آنان را به حال خود بگذارید. در واقع اگر این نقشه یا عمل از انسان باشد، خودبهخود برخواهد افتاد، ۳۹ اما اگر از خدا باشد، نمیتوانید آن را براندازید؛ زیرا اگر با آنان درافتید، چه بسا معلوم شود که با خودِ خدا میجنگید.» ۴۰ پس آنان توصیهٔ او را به گوش گرفتند. رسولان را احضار کردند، شلاق زدند و فرمان دادند که دیگر به نام عیسی سخن نگویند. سپس رهایشان کردند.۴۱ رسولان چون لایق شمرده شده بودند که به خاطر نام او بیاحترامی ببینند، شادیکنان از حضور سَنهِدرین بیرون رفتند. ۴۲ آنان هر روز در معبد و همچنین خانه به خانه تعلیم و بشارت میدادند که عیسی همان مسیح است و از این کار باز نمیایستادند.
۲۶ نوامبر–۲ دسامبر
گنجهایی در کلام خدا | اعمال ۶-۸
«جماعت مسیحی ابداعشده در بوتهٔ آزمایش قرار گرفت»
(اعمال ۶:۱) در آن روزها، زمانی که بر شمار شاگردان افزوده میشد، یهودیان یونانیزبان از یهودیان عبریزبان شکایت کردند؛ زیرا بیوهزنانشان در تقسیم جیرهٔ روزانه نادیده گرفته میشدند.
bt-E ص ۴۱ ¶۱۷
«ما باید نخست از خدا اطاعت کنیم»
۱۷ جماعت مسیحی ابداعشده با خطری نه چندان مشخص روبرو بودند که از داخل جماعت، آنان را تهدید میکرد. آن خطر چه بود؟ بسیاری از کسانی که تعمید میگرفتند، ساکنان دائم اورشلیم نبودند و میخواستند قبل از بازگشت به خانهشان اطلاعاتی بیشتر در مورد مسیح کسب کنند. شاگردان مقیم اورشلیم با میل و رغبت اعانه اهدا کردند تا مخارج خوراک و لوازم آنان تأمین شود. (اعما ۲:۴۴-۴۶؛ ۴:۳۴-۳۷) اینجا بود که موقعیتی حساس پیش آمد، چرا که «یهودیان یونانیزبان از یهودیان عبریزبان شکایت کردند؛ زیرا بیوهزنانشان در تقسیم جیرهٔ روزانه نادیده گرفته میشدند.» (اعما ۶:۱) اما کسی بیوهزنان عبریزبان را نادیده نمیگرفت. پس مشکل در واقع تبعیض قائل شدن بود؛ امری که به طور حتم به تفرقه و جدایی میانجامید.
(اعمال ۶:۲-۷) پس آن دوازده نفر، همهٔ شاگردان را فراخواندند و گفتند: «برای ما درست نیست که به تقسیم غذا بین مردم مشغول باشیم و از تعلیم کلام خدا غافل بمانیم. ۳ پس ای برادران، از میان خود هفت مرد نیکنام و پر از روح و حکمت برگزینید، تا ایشان را بر این امر ضروری بگماریم ۴ و اما ما خود را وقف دعا و خدمت کلام خواهیم کرد.» ۵ این گفته مورد رضایت همه واقع شد و آنان این افراد را برگزیدند: استیفان که مردی پر از ایمان و روحالقدس بود، فیلیپُس، پِروخُرُس، نیکانور، تیمون، پَرمیناس و نیکولائوس اهل اَنطاکیه که به دین یهود گرویده بود. ۶ آنگاه ایشان را نزد رسولان آوردند و رسولان نیز دعا کردند و سپس دست بر آنان گذاشتند. ۷ پس کلام خدا همچنان گسترش مییافت و در اورشلیم بر شمار شاگردان همواره افزوده میشد و گروهی کثیر از کاهنان نیز ایمان آوردند.
bt-E ص ۴۲ ¶۱۸
«ما باید نخست از خدا اطاعت کنیم»
۱۸ رسولان که هیئت ادارهکنندهٔ جماعت روبهرشد مسیحی را تشکیل میدادند، گفتند: «برای ما درست نیست که به تقسیم غذا بین مردم مشغول باشیم و از تعلیم کلام خدا غافل بمانیم.» (اعما ۶:۲) آنان برای حل مشکل به شاگردان گفتند: «هفت مرد نیکنام و پر از روح و حکمت برگزینید، تا ایشان را بر این امر ضروری بگماریم.» (اعما ۶:۳) پس نیاز به افرادی باصلاحیت وجود داشت، زیرا این کار صرفاً به تقسیم مواد غذایی محدود نمیشد بلکه نگهداشتن پول، خرید لوازم و برنامهریزی دقیق را نیز شامل میشد. اسم مردانی که برگزیده شدند، نشان میدهد که یونانیزبان بودند. پس بیوهزنانِ دلخور احتمالاً آنان را راحتتر پذیرفتند. رسولان پس از دعا آن هفت مرد را گماشتند تا به «این امر ضروری» رسیدگی شود.
(اعمال ۷:۵۸–۸:۱) سپس او را از شهر بیرون انداختند و سنگسارش کردند. شاهدان، رداهای خود را پیش پاهای مردی جوان به نام سولُس گذاشتند. ۵۹ در حالی که استیفان را سنگسار میکردند، او چنین درخواست کرد: «ای عیسای سَرور، روح مرا بپذیر.» ۶۰ سپس زانو زد و با صدای بلند چنین فریاد برآورد: «ای یَهُوَه، این گناه را به پای اینان مگذار.» این را گفت و به خواب مرگ فرو رفت.
۸ سولُس با قتل استیفان موافق بود. در آن روز، بر جماعت اورشلیم آزاری شدید آغاز شد و غیر از رسولان، همهٔ شاگردان در سراسر یهودیه و سامره پراکنده شدند.
کندوکاو برای یافتن گوهرهای روحانی
(اعمال ۶:۱۵) در این میان، تمام حاضرانِ سَنهِدرین به استیفان خیره شده بودند و دیدند که چهرهاش مانند چهرهٔ فرشته است.
bt-E ص ۴۵ ¶۲
استیفان، مردی «پر از لطف و قدرت الٰهی»
۲ در این لحظه چهرهٔ استیفان حالتی چشمگیر به خود گرفت. قاضیان بر او خیره شده بودند و دیدند که چهرهاش «مانند چهرهٔ فرشته است.» (اعما ۶:۱۵) فرشتگانی که پیامآوران یَهُوَه خدا هستند، شخصیتشان بازتابی از شجاعت، آرامش و متانت میباشد. این خصوصیات در استیفان نیز برای دیگران آشکار بود، حتی برای آن قاضیان سراپا نفرت! استیفان چگونه آرامش خود را حفظ کرد؟
(اعمال ۸:۲۶-۳۰) اما فرشتهٔ یَهُوَه به فیلیپُس گفت: «برخیز و به سمت جنوب به راهی که از اورشلیم به غَزَه میرود برو.» (این راه، راهی بیابانی است.) ۲۷ آنگاه فیلیپُس برخاست و به راه افتاد. او در راه به خواجهسرایی حبشی برخورد. این شخص که یکی از صاحبمنصبان و زیر فرمان کَنداکِه، ملکهٔ حبشه و خزانهدار او بود، برای پرستش به اورشلیم رفته بود. ۲۸ او در راهِ بازگشت در ارابهٔ خود نشسته بود و با صدای بلند نوشتههای اِشَعْیای نبی را میخواند. ۲۹ آنگاه روح به فیلیپُس گفت: «نزدیک برو و آن ارابه را همراهی کن.» ۳۰ فیلیپُس در کنار ارابه دوید و شنید که خواجهسرا کلام اِشَعْیای نبی را با صدای بلند میخواند. فیلیپُس به او گفت: «آیا مفهوم آنچه را میخوانی میدانی؟»
bt-E ص ۵۸ ¶۱۶
اعلام بشارت در مورد عیسی
۱۶ امروزه مسیحیان مانند فیلیپُس افتخار شرکت در چه کاری را دارند؟ آنان میتوانند به طور غیررسمی پیام کتاب مقدّس را به دیگران برسانند، برای مثال هنگام سفر کردن. در بسیاری از موارد، نتیجهٔ خوب موعظهٔ غیررسمی به افراد صادق نشان میدهد که فرشتگان آنان را هدایت کردهاند. ما از این موضوع تعجب نمیکنیم، زیرا طبق کلام خدا، فرشتگان فعالیت موعظه را هدایت میکنند تا خبر خوش به گوش مردمی «از هر ملت و طایفه و زبان و قوم» برسد. (مکا ۱۴:۶) عیسی مسیح پیشگویی کرد که فرشتگان کار موعظه را هدایت میکنند. او در مَثَل گندم و علف هرز گفت که در موسم درو یعنی هنگام دوران پایانی نظام حاضر «دروگران، فرشتگانند . . . و همهٔ قانونشکنان را از پادشاهی او جمع خواهند کرد.» (مت ۱۳:۳۷-۴۱) همچنین فرشتگان کسانی را جمع خواهند کرد که در آسمان حکمرانی میکنند و پس از آن، جماعتی عظیم از گوسفندان دیگر را که یَهُوَه میخواهد به سوی سازمانش جذب کند، گرد هم خواهند آورد.—مکا ۷:۹؛ یو ۶:۴۴، ۶۵؛ ۱۰:۱۶.
خواندن کتاب مقدّس
(اعمال ۶:۱-۱۵) در آن روزها، زمانی که بر شمار شاگردان افزوده میشد، یهودیان یونانیزبان از یهودیان عبریزبان شکایت کردند؛ زیرا بیوهزنانشان در تقسیم جیرهٔ روزانه نادیده گرفته میشدند. ۲ پس آن دوازده نفر، همهٔ شاگردان را فراخواندند و گفتند: «برای ما درست نیست که به تقسیم غذا بین مردم مشغول باشیم و از تعلیم کلام خدا غافل بمانیم. ۳ پس ای برادران، از میان خود هفت مرد نیکنام و پر از روح و حکمت برگزینید، تا ایشان را بر این امر ضروری بگماریم ۴ و اما ما خود را وقف دعا و خدمت کلام خواهیم کرد.» ۵ این گفته مورد رضایت همه واقع شد و آنان این افراد را برگزیدند: استیفان که مردی پر از ایمان و روحالقدس بود، فیلیپُس، پِروخُرُس، نیکانور، تیمون، پَرمیناس و نیکولائوس اهل اَنطاکیه که به دین یهود گرویده بود. ۶ آنگاه ایشان را نزد رسولان آوردند و رسولان نیز دعا کردند و سپس دست بر آنان گذاشتند. ۷ پس کلام خدا همچنان گسترش مییافت و در اورشلیم بر شمار شاگردان همواره افزوده میشد و گروهی کثیر از کاهنان نیز ایمان آوردند. ۸ استیفان که پر از لطف و قدرت الٰهی بود، معجزات و نشانههایی عظیم در میان مردم به ظهور میرساند. ۹ اما عدهای از کنیسهای موسوم به «کنیسهٔ آزادشدگان» همراه شماری از اهالی قِیرَوان و اسکندریه و شماری نیز از کیلیکیه و آسیا آمدند تا با استیفان مباحثه کنند. ۱۰ اما نتوانستند با حکمت او و روحی که او را در سخن گفتن هدایت میکرد، مقابله کنند. ۱۱ پس مخفیانه عدهای را بر آن داشتند تا بگویند: «ما شنیدیم که این مرد در مورد موسی و خدا سخنان کفرآمیز میگفت.» ۱۲ آنگاه مردم و ریشسفیدان و علمای دین را شوراندند و ناگاه بر سر او ریختند و او را بهزور گرفته به سَنهِدرین بردند. ۱۳ همچنین شاهدان دروغین آوردند و آنان گفتند: «این مرد از سخن گفتن بر ضدّ این مکان مقدّس و شریعت دست نمیکشد. ۱۴ برای مثال، شنیدیم که میگفت این عیسای ناصری، این مکان را ویران خواهد کرد و رسومی را که موسی به ما سپرده است، تغییر خواهد داد.» ۱۵ در این میان، تمام حاضرانِ سَنهِدرین به استیفان خیره شده بودند و دیدند که چهرهاش مانند چهرهٔ فرشته است.