کتابخانهٔ آنلاین نشریات شاهدان یَهُوَه
کتابخانهٔ آنلاین
نشریات شاهدان یَهُوَه
فارسی
  • کتاب مقدّس
  • نشریات
  • جلسات
  • مأخذ۱۸ نوامبر ص ۱
  • مأخذ جزوهٔ کار و آموزش

ویدیویی برای انتخاب شما موجود نیست.

متأسفانه، پخش ویدیو ممکن نیست.

  • مأخذ جزوهٔ کار و آموزش
  • مأخذ جزوهٔ کار و آموزش (‏۲۰۱۸)‏
  • عنوان‌های فرعی
  • ۵-‏۱۱ نوامبر
  • ۱۲-‏۱۸ نوامبر
  • ۱۹-‏۲۵ نوامبر
  • ۲۶ نوامبر–‏۲ دسامبر
مأخذ جزوهٔ کار و آموزش (‏۲۰۱۸)‏
مأخذ۱۸ نوامبر ص ۱

مأخذ جزوهٔ کار و آموزش

۵-‏۱۱ نوامبر

گنج‌هایی در کلام خدا | یوحنا ۲۰-‏۲۱

«آیا به من بیشتر از این‌ها محبت داری؟‏»

(‏یوحنا ۲۱:‏​۱-‏۳)‏ پس از آن،‏ عیسی بار دیگر خود را در کنار دریای تیبِریه بر شاگردان آشکار ساخت.‏ شرح آشکار شدن او به این ترتیب است:‏ ۲ شَمعونِ پِطرُس،‏ توما (‏که «دوقلو» خوانده می‌شد)‏،‏ نَتَنائیل از قانای جلیل،‏ پسران زِبِدی و دو نفر از شاگردان دیگر عیسی،‏ همگی با هم بودند.‏ ۳ شَمعونِ پِطرُس به آنان گفت:‏ «من به ماهیگیری می‌روم.‏» ایشان گفتند:‏ «ما نیز با تو می‌آییم.‏» پس بیرون رفتند و سوار قایق شدند،‏ اما طی آن شب هیچ چیز صید نکردند.‏

(‏یوحنا ۲۱:‏​۴-‏۱۴)‏ سپیده‌دم،‏ عیسی در ساحل ایستاده بود،‏ اما شاگردان درنیافتند که او عیسی است.‏ ۵ عیسی به آنان گفت:‏ «فرزندان عزیز،‏ آیا چیزی برای خوردن دارید؟‏» پاسخ دادند:‏ «خیر!‏» ۶ عیسی گفت:‏ «تور را به طرف راست قایق بیندازید و ماهی‌هایی خواهید یافت.‏» پس تور را انداختند.‏ اما به دلیل ماهی‌های فراوان در آن تور،‏ قادر نبودند آن را به داخل قایق بکشند.‏ ۷ آنگاه آن شاگردی که عیسی او را دوست می‌داشت،‏ به پِطرُس گفت:‏ «او سَرور است!‏» شَمعونِ پِطرُس تا این را شنید،‏ چون بالاپوشی بر تن نداشت،‏ ردایش را به تن کرده،‏ دور خود پیچید و به دریا پرید.‏ ۸ اما شاگردان دیگر با آن قایق کوچک آمدند و چون از ساحل چندان دور نبودند و تنها کمتر از ۱۰۰ متر فاصله داشتند،‏ تور پر از ماهی را با خود کشیدند.‏ ۹ هنگامی که به خشکی پا گذاشتند،‏ آتشی دیدند که با زغال افروخته و ماهی‌هایی روی آن گذاشته شده بود.‏ آنجا نان هم بود.‏ ۱۰ عیسی به آنان گفت:‏ «تعدادی از ماهی‌هایی را که اکنون صید کرده‌اید،‏ بیاورید.‏» ۱۱ شَمعونِ پِطرُس بر قایق سوار شد و تور را که پر از ماهی‌های بزرگ بود،‏ به ساحل کشید.‏ در آن تور ۱۵۳ ماهی بود،‏ اما با وجود تعداد زیاد ماهی تور پاره نشد.‏ ۱۲ عیسی به آنان گفت:‏ «بیایید و صبحانه بخورید.‏» هیچ یک از شاگردان جرأت نکرد که از او بپرسد:‏ «تو کیستی؟‏» زیرا می‌دانستند که سَرور است.‏ ۱۳ عیسی پیش آمده،‏ نان و همین طور ماهی‌ها را گرفت و به آنان داد.‏ ۱۴ این بار سوم بود که عیسی پس از برخاستن از مردگان،‏ بر شاگردان ظاهر می‌شد.‏

(‏یوحنا ۲۱:‏​۱۵-‏۱۹)‏ پس از خوردن صبحانه،‏ عیسی به شَمعونِ پِطرُس گفت:‏ «شَمعون،‏ پسر یوحنا آیا به من بیشتر از این‌ها محبت داری؟‏» پِطرُس پاسخ داد:‏ «بله سَرور،‏ می‌دانی که دوستت دارم.‏» عیسی به او گفت:‏ «برّه‌هایم را خوراک بده.‏» ۱۶ عیسی برای بار دوم پرسید:‏ «شَمعون،‏ پسر یوحنا آیا به من محبت داری؟‏» پِطرُس پاسخ داد:‏ «بله سَرور،‏ می‌دانی که دوستت دارم.‏» عیسی به او گفت:‏ «گوسفندان کوچکم را شبانی کن.‏» ۱۷ بار سوم عیسی پرسید:‏ «شَمعون،‏ پسر یوحنا آیا مرا دوست داری؟‏» پِطرُس از این که عیسی برای بار سوم از او پرسید:‏ «آیا مرا دوست داری؟‏» غمگین شد و پاسخ داد:‏ «سَرور،‏ تو که خود از همه چیز آگاهی و می‌دانی که دوستت دارم.‏» عیسی به او گفت:‏ «به گوسفندان کوچکم خوراک بده.‏ ۱۸ حقیقتاً به تو می‌گویم،‏ وقتی جوان‌تر بودی،‏ خود لباس به تن می‌کردی و هر جا که می‌خواستی می‌رفتی.‏ اما وقتی سالخورده شوی،‏ دست خود را دراز خواهی کرد و کسی دیگر لباس بر تنت خواهد پوشاند و تو را به جایی که نمی‌خواهی خواهد برد.‏» ۱۹ عیسی این را گفت تا به نوع مرگی اشاره کند که پِطرُس خدا را با آن جلال می‌داد.‏ پس از این سخن به پِطرُس گفت:‏ «پیوسته مرا پیروی کن.‏»

نکات مطالعه‌ای nwtsty از یو ۲۱:‏​۱۵،‏ ۱۷

عیسی به شَمعونِ پِطرُس گفت:‏ این گفتگو بین عیسی و پِطرُس کمی بعد از آن که پِطرُس عیسی را سه بار انکار کرده بود،‏ رخ داد.‏ عیسی سه بار از پِطرُس مستقیماً پرسید که چه احساسی نسبت به او دارد.‏ پِطرُس از شنیدن آن سؤالات «غمگین شد.‏» (‏یو ۲۱:‏۱۷)‏ در یو ۲۱:‏​۱۵-‏۱۷ دو فعل یونانی به چشم می‌خورد:‏ یکی آگاپو که به صورت محبت ترجمه شده و دیگری فیلِئو که به شکل دوست داشتن برگردانده شده است.‏ عیسی دو مرتبه از پِطرُس پرسید:‏ «آیا به من محبت داری؟‏» پِطرُس نیز دو بار از ته دل پاسخ داد که عیسی را «دوست» دارد.‏ در آخر عیسی پرسید:‏ «آیا مرا دوست داری؟‏» پِطرُس دوباره تأیید کرد که او را دوست دارد.‏ هر سه بار که پِطرُس این کار را کرد،‏ عیسی تأکید کرد که این محبت باید پِطرُس را بر آن دارد تا شاگردان عیسی را از لحاظ روحانی خوراک دهد و آنان را شبانی کند.‏ عیسی شاگردانش را برّه‌هایش یا «گوسفندان کوچک» خود خواند.‏ (‏یو ۲۱:‏​۱۶،‏ ۱۷؛‏ ۱پط‍ ۵:‏​۱-‏۳)‏ عیسی به پِطرُس فرصت داد تا سه بار تأیید کند که او را دوست دارد و سپس مراقبت از پیروان خود را به او سپرد.‏ بدین شکل،‏ پِطرُس اطمینان یافت که هرچند عیسی را سه مرتبه انکار کرده بود،‏ عیسی او را بخشیده است.‏

آیا به من بیشتر از این‌ها محبت داری؟‏:‏ از نظر دستوری،‏ عبارت «بیشتر از این‌ها» می‌تواند بیش از یک مفهوم داشته باشد.‏ برخی محققان معتقدند که منظور عیسی این بود که «آیا به من بیشتر از شاگردان دیگر محبت داری؟‏» یا «آیا تو بیشتر از سایر شاگردان به من محبت داری؟‏» اما به احتمال قوی منظور عیسی این بود که «آیا به من بیشتر از این چیزها محبت داری؟‏» یعنی بیشتر از ماهی‌های صیدشده یا بیشتر از آنچه به شغل ماهیگیری مربوط می‌شد.‏ به عبارتی عیسی این سؤال را پرسید:‏ «آیا مرا بیشتر از مادیات و ثروت دوست داری؟‏ اگر چنین است به برّه‌هایم خوراک بده.‏» با توجه به پیشینهٔ پِطرُس،‏ این پرسش بسیار مناسب بود.‏ با این که پِطرُس یکی از نخستین شاگردان عیسی بود (‏یو ۱:‏​۳۵-‏۴۲)‏،‏ او بلافاصله به صورت تمام وقت پیرو عیسی نشد،‏ بلکه مدتی به ماهیگیری ادامه داد.‏ چند ماه بعد،‏ عیسی به پِطرُس گفت که تجارت خود را ترک کند و «صیاد انسان» شود.‏ (‏مت‍ ۴:‏​۱۸-‏۲۰؛‏ لو ۵:‏​۱-‏۱۱)‏ پِطرُس کمی پس از مرگ عیسی نیز گفت که می‌خواهد به ماهیگیری بپردازد و رسولان دیگر او را همراهی کردند.‏ (‏یو ۲۱:‏​۲،‏ ۳)‏ پس،‏ ظاهراً عیسی در یو ۲۱:‏​۱۵-‏۱۷می‌خواست نشان دهد که پِطرُس با تصمیمی جدّی روبروست:‏ آیا او شغل ماهیگیری را در جای اول می‌گذاشت یا این که به مراقبت برّه‌ها یا پیروان عیسی اولویت می‌داد؟‏​—‏⁠یو ۲۱:‏​۴-‏۸.‏

بار سوم:‏ پِطرُس سَرور خود را سه بار انکار کرد و عیسی نیز سه بار به او فرصت داد که محبتش به او را بازگو کند.‏ عیسی به پِطرُس گفت که با اولویت دادن به خدمت مقدّسش در عمل نشان دهد که او را قلباً دوست دارد.‏ پِطرُس و دیگر برادران مسئول به پیروان وفادار مسیح خوراک دادند،‏ و آنان را تقویت و شبانی کردند.‏ با این که این پیروان از زمرهٔ مسح‌شدگان بودند،‏ به خوراک روحانی نیاز داشتند.‏​—‏⁠لو ۲۲:‏⁠۳۲.‏

کندوکاو برای یافتن گوهرهای روحانی

(‏یوحنا ۲۰:‏۱۷)‏ عیسی به او گفت:‏ «من هنوز نزد پدر بالا نرفته‌ام،‏ پس دیگر بر من میاویز،‏ بلکه نزد برادرانم برو و به آنان بگو:‏ ‹من نزد پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما بالا می‌روم.‏›»

نکتهٔ مطالعه‌ای nwtsty از یو ۲۰:‏⁠۱۷

دیگر بر من میاویز:‏ فعل یونانی هَپتُمای می‌تواند به معنی «لمس کردن» یا «آویختن» یا «چسبیدن» باشد.‏ هرچند برخی مترجمان این آیه را «مرا لمس نکن» ترجمه می‌کنند،‏ اما منظور عیسی این نبود که مریم مَجْدَلیّه او را لمس نکند،‏ زیرا کتاب مقدّس اشاره می‌کند که وقتی زنان دیگر او را پس از رستاخیزش دیدند،‏ ‹پاهای او را گرفتند.‏› (‏مت‍ ۲۸:‏⁠۹)‏ از قرار معلوم مریم مَجْدَلیّه چون می‌دانست به صعود عیسی به آسمان چیزی نمانده بود،‏ دلواپسی داشت.‏ او شدیداً می‌خواست در کنار سَرور خود بماند و به این دلیل به عیسی چسبیده بود و نمی‌خواست او را رها کند.‏ عیسی می‌خواست به او اطمینان بخشد که هنوز وقت صعودش نرسیده است،‏ پس به او گفت که دیگر بر او نیاویزد،‏ بلکه نزد شاگردانش برود و آنان را از رستاخیز او آگاه سازد.‏

(‏یوحنا ۲۰:‏۲۸)‏ توما در مقابل به او گفت:‏ «سَرور من و خدای من!‏»

نکتهٔ مطالعه‌ای nwtsty از یو ۲۰:‏⁠۲۸

سَرور من و خدای من!‏:‏ برخی محققان معتقدند که توما شگفت‌زده شده بود و با این گفته خدا را مخاطب قرار داد،‏ نه پسرش عیسی را.‏ برخی دیگر ادعا می‌کنند که بررسی زبان اصلی نشان می‌دهد که روی سخن توما با عیسی بود.‏ حتی اگر توما سخنان خود را به عیسی گفته باشد،‏ نیّت و منظور او از بیان «سَرور من و خدای من» با تحقیق در کلام الهامی خدا به بهترین شکل ممکن روشن می‌گردد.‏ قابل توجه است که عیسی کمی قبل از این رویداد به شاگردانش این پیام را داده بود که «من نزد پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما بالا می‌روم.‏» پس باور داشتن به این که توما عیسی را خدای قادر مطلق می‌دانست،‏ بی پایه و اساس است.‏ (‏به نکتهٔ مطالعه‌ای یو ۲۰:‏۱۷ مراجعه کنید.‏)‏ عیسی پیش‌تر در حضور توما دعا کرده بود و خدا را «پدر» و «تنها خدای حقیقی» خوانده بود.‏ (‏یو ۱۷:‏​۱-‏۳)‏ بنابراین توما احتمالاً عیسی را به این دلایل «خدای من» خطاب کرد:‏ از دید او عیسی «یک خدا» بود،‏ البته نه خدای قادر مطلق.‏ (‏به نکتهٔ مطالعه‌ای یو ۱:‏۱ رجوع شود.‏)‏ همچنین ممکن است توما عیسی را به گونه‌ای مخاطب قرار داد که خادمان خدا در متون عهد عتیق فرشتگان را خطاب می‌کردند.‏ توما به‌خوبی می‌دانست که گاهی کسی در گزارشات کتاب مقدّس یا نویسنده‌ای از آن،‏ طوری با فرشته گفت‌وشنود می‌کرد که گویی آن فرشته یَهُوَه خداست.‏ (‏با پی‍ ۱۶:‏​۷-‏۱۱،‏ ۱۳؛‏ ۱۸:‏​۱-‏۵،‏ ۲۲-‏۳۳؛‏ ۳۲:‏​۲۴-‏۳۰؛‏ دا ۶:‏​۱۱-‏۱۵؛‏ ۱۳:‏​۲۰-‏۲۲ مقایسه شود.‏)‏ پس احتمالاً وقتی توما عیسی را خدای خود خطاب کرد،‏ منظور او این بود که عیسی را به عنوان نماینده و سخنگوی خدای حقیقی تصدیق و تأیید می‌کند.‏

برخی استدلال می‌کنند که استفاده از نشانهٔ معرفه در زبان یونانی قبل از واژه‌های «سَرور» و «خدا» نشان می‌دهد که منظور توما از به‌کارگیری این واژه‌ها همان خدای قادر مطلق است.‏ اما دستورزبان یونانی ایجاب می‌کند که نشانهٔ معرفه در این مضمون به کار برده شود.‏ مواردی دیگر وجود دارد که اسمی در حالت فاعلی [به همراه نشانهٔ معرفه] به صورت ندایی به کار برده شده است؛‏ از آن جمله:‏ لو ۱۲:‏۳۲ (‏«ای گلهٔ کوچک»)‏ کو ۳:‏۱۸–‏۴:‏۱ (‏«ای زنان،‏» «ای شوهران،‏» «ای فرزندان،‏» «ای پدران،‏» «ای غلامان،‏» «ای اربابان.‏»)‏ مشابهاً در ۱پط‍ ۳:‏۷ نشانهٔ معرفه قبل از واژهٔ «شوهران» آمده است.‏ پس نمی‌توان گفت که استفاده از نشانهٔ معرفه در یو ۲۰:‏۲۸ موردی استثنایی است که قطعاً نشان بدهد منظور توما چه بود.‏

خواندن کتاب مقدّس

(‏یوحنا ۲۰:‏​۱-‏۱۸)‏ در نخستین روز هفته،‏ صبح زود،‏ هنگامی که هوا هنوز تاریک بود،‏ مریم مَجدَلیّه بر سر مقبره رفت.‏ در آنجا دید که سنگ از دهانهٔ مقبره برداشته شده است.‏ ۲ پس دوان‌دوان نزد شَمعونِ پِطرُس و آن شاگرد دیگر که عیسی او را دوست می‌داشت،‏ رفت و به ایشان گفت:‏ «سَرور را از مقبره برده‌اند و نمی‌دانیم او را کجا نهاده‌اند.‏» ۳ آنگاه پِطرُس و آن شاگرد دیگر به طرف مقبره به راه افتادند.‏ ۴ هر دو شروع به دویدن کردند،‏ اما آن شاگرد سریع‌تر از پِطرُس دوید و اول به مقبره رسید.‏ ۵ او خم شد و داخل مقبره را نگاه کرد و کفن را دید که آنجا افتاده است.‏ اما داخل نرفت.‏ ۶ شَمعونِ پِطرُس نیز پس از او به آنجا رسید.‏ پِطرُس داخل مقبره رفت و کفن را دید که آنجا افتاده است.‏ ۷ پارچه‌ای که بر سر عیسی بسته بودند،‏ کنار کفن نبود،‏ بلکه پیچیده و در جایی دیگر گذاشته شده بود.‏ ۸ پس آن شاگرد که اول به مقبره رسیده بود نیز داخل شد و آنجا را دید.‏ آنگاه آنچه شنیده بود،‏ باور کرد.‏ ۹ اما آنان هنوز نوشته‌های مقدّس را در مورد این که او باید از مردگان برخیزد،‏ درک نکرده بودند.‏ ۱۰ سپس آن دو شاگرد به خانه‌های خود بازگشتند.‏۱۱ اما مریم همچنان بیرون،‏ نزدیک مقبره ایستاده بود و می‌گریست.‏ در حالی که گریه می‌کرد،‏ خم شد تا درون مقبره را ببیند.‏ ۱۲ در آنجا دو فرشتهٔ سفیدپوش را دید که در مکانی که پیش از آن جسد عیسی نهاده شده بود،‏ نشسته بودند؛‏ یکی در جایی که سر او بود و دیگری در جایی که پاهای او قرار داشت.‏ ۱۳ آنان به او گفتند:‏ «ای زن،‏ چرا گریه می‌کنی؟‏» او گفت:‏ «سَرورم را برده‌اند و نمی‌دانم که او را کجا نهاده‌اند.‏» ۱۴ مریم پس از گفتن این سخنان برگشت و شخصی را در آنجا ایستاده دید.‏ او عیسی بود،‏ اما مریم وی را نشناخت.‏ ۱۵ عیسی به او گفت:‏ «ای زن،‏ چرا گریه می‌کنی؟‏ دنبال چه کسی می‌گردی؟‏» مریم به گمان این که او باغبان است،‏ پاسخ داد:‏ «آقا،‏ اگر او را از اینجا برده‌ای،‏ به من بگو کجا نهاده‌ای تا من او را ببرم.‏» ۱۶ عیسی گفت:‏ «مریم!‏» مریم برگشت و به عبری به عیسی گفت:‏ «رَبّونی!‏» (‏یعنی «استاد!‏»)‏ ۱۷ عیسی به او گفت:‏ «من هنوز نزد پدر بالا نرفته‌ام،‏ پس دیگر بر من میاویز،‏ بلکه نزد برادرانم برو و به آنان بگو:‏ ‹من نزد پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما بالا می‌روم.‏›» ۱۸ مریم مَجدَلیّه رفت و خبر را به شاگردان رساند و گفت:‏ «من سَرور را دیدم!‏» همچنین سخنان او را برای آنان بازگو کرد.‏

۱۲-‏۱۸ نوامبر

گنج‌هایی در کلام خدا | اعمال ۱-‏۳

«روح‌القدس نصیب جماعت مسیحی شد»

(‏اعمال ۲:‏​۱-‏۸)‏ در روز پِنتیکاست،‏ شاگردان همگی در یک خانه گرد هم آمده بودند.‏ ۲ ناگاه صدایی همچون صدای وزش باد شدید از آسمان آمد و تمام خانه‌ای را که در آن نشسته بودند،‏ پر کرد.‏ ۳ سپس زبانه‌هایی شبیه زبانه‌های آتش بر آنان نمایان شد.‏ آن زبانه‌ها تقسیم شد و بر هر یک از ایشان قرار گرفت.‏ ۴ آنگاه همگی از روح‌القدس پر شدند و آن گونه که روح به هر یک از آنان قدرت تکلّم بخشید،‏ به زبان‌های مختلف شروع به صحبت کردند.‏ ۵ در آن زمان یهودیان خداترس از همهٔ قوم‌های سراسر زمین در اورشلیم به سر می‌بردند.‏ ۶ هنگامی که این صدا برخاست،‏ عده‌ای بسیار جمع شدند و حیرت کردند؛‏ زیرا هر یک زبان خود را از دهان شاگردان می‌شنید.‏ ۷ پس غرق در حیرت به یکدیگر گفتند:‏ «ببینید!‏ مگر اینان که صحبت می‌کنند،‏ همگی جلیلی نیستند؟‏ ۸ چگونه است که هر یک از ما پیام آنان را به زبان مادری خودمان می‌شنویم؟‏

(‏اعمال ۲:‏۱۴)‏ اما پِطرُس با آن ۱۱ رسول برخاست و با صدای بلند به آنان چنین گفت:‏ «ای اهالی یهودیه و ای تمامی ساکنان اورشلیم،‏ این را بدانید و به‌دقت به سخنان من گوش دهید.‏

(‏اعمال ۲:‏​۳۷،‏ ۳۸)‏ با شنیدن این سخن،‏ گویی خنجری بر دل آنان فرو رفت و به پِطرُس و دیگر رسولان گفتند:‏ «ای مردان،‏ ای برادران،‏ ما چه باید بکنیم؟‏» ۳۸پِطرُس به آنان گفت:‏ «توبه کنید و هر یک از شما به نام عیسی مسیح برای بخشش گناهان خود تعمید بگیرد و نعمت روح‌القدس را خواهد یافت؛‏

(‏اعمال ۲:‏۴۱)‏ در نتیجه کسانی که کلام او را با خوشحالی پذیرفتند،‏ تعمید گرفتند و در آن روز حدود ۳۰۰۰ نفر به شمار شاگردان افزوده شد.‏

(‏اعمال ۲:‏​۴۲-‏۴۷)‏ آنان همچنان از رسولان تعلیم می‌گرفتند،‏ با یکدیگر معاشرت می‌کردند،‏ گرد هم غذا می‌خوردند و دعا می‌کردند و خود را وقف این اعمال کرده بودند.‏ ۴۳ به سبب معجزات و نشانه‌های بسیاری که به دست رسولان به ظهور می‌رسید،‏ در همگان ترس الٰهی به وجود آمد.‏ ۴۴ همهٔ آنان که ایمان می‌آوردند،‏ گرد هم می‌آمدند و در همه چیز با هم شریک می‌شدند،‏ ۴۵ دارایی و املاک خود را می‌فروختند و بهای آن را بین همه،‏ مطابق نیاز هر یک تقسیم می‌کردند.‏ ۴۶ هر روز به یکدل در معبد جمع می‌شدند،‏ به خانه‌های یکدیگر می‌رفتند و با هم با شادی بسیار و خلوص نیّت غذا می‌خوردند،‏ ۴۷ خدا را حمد می‌گفتند و نزد همهٔ مردم محبوبیت می‌یافتند.‏ در همان زمان،‏ یَهُوَه نیز هر روزه نجات‌یافتگانی را بر آنان می‌افزود.‏

ب۸۶-‏⁦E⁩‏ ۱/‏۱۲ ص ۲۹ ¶۴-‏۵،‏ ۷

اعاناتی که دل را شاد می‌سازد

در نخستین روزی که جماعت مسیحی در سال ۳۳ میلادی تأسیس شد،‏ ۳۰۰۰ نفری که در آن روز تعمید گرفتند،‏ «با یکدیگر معاشرت می‌کردند،‏ گرد هم غذا می‌خوردند و دعا می‌کردند.‏» چرا؟‏ آنان می‌خواستند «همچنان از رسولان تعلیم» گیرند تا ایمان تازه‌یافتهٔ خود را تقویت کنند.‏​—‏⁠اعمال ۲:‏​۴۱،‏ ۴۲.‏

یهودیان و نوکیشان یهودی که به اورشلیم آمده بودند،‏ تنها می‌خواستند در ایّام عید پِنتیکاست در آنجا باشند.‏ اما عده‌ای از آنان که مسیحی شدند تصمیم گرفتند که مدتی طولانی‌تر در اورشلیم بمانند تا با یادگیری بیشتر ایمانشان را تقویت کنند.‏ این تصمیم باعث شد که بسیاری نیاز مبرم به مواد غذایی و خوابگاه داشته باشند.‏ برخی از آنان پول کافی با خود نیاورده بودند در حالی که برخی پول اضافه نیز داشتند.‏ پس آنان برای رسیدگی به نیازها همه چیز را با هم شریک می‌شدند.‏​—‏⁠اعمال ۲:‏​۴۳-‏۴۷.‏

فروش املاک و تقسیم دارایی کار کاملاً داوطلبانه‌ای بود.‏ هیچ کس مجبور به فروش دارایی خود یا اهدای اعانه نبود.‏ همچنین هدف این نبود که زندگی‌ای فقیرانه ترویج داده شود.‏ این گزارش نشان نمی‌دهد که ثروتمندان تمام دارایی خود را فروختند و در نتیجه فقیر شدند،‏ بلکه از روی دلسوزی به هم‌ایمانان دارایی خود را به فروش گذاشتند و مبلغ آن را جهت پیشبرد منافع پادشاهی خدا اعانه کردند.‏​—‏⁠با ۲قُرِنتیان ۸:‏​۱۲-‏۱۵ مقایسه شود.‏

کندوکاو برای یافتن گوهرهای روحانی

(‏اعمال ۳:‏۱۵)‏ و در عوض،‏ آن پیشوای حیات را به قتل رساندید.‏ اما خدا او را از مردگان برخیزانید که ما نیز بر آن شاهد هستیم.‏

⁦it⁩-‏۲-‏⁦E⁩‏ ص ۶۱ ¶۱

عیسی مسیح

«پیشوای [ارشد] حیات.‏» عیسی مسیح زندگی کامل انسانی خود را در راه بشر فدا کرد،‏ عملی که نشانهٔ لطف بی‌کران خداست.‏ قربانی عیسی راه را برای پیروان برگزیدهٔ او گشود تا کنار او در آسمان بر تابعان زمینی‌اش حکمرانی کنند.‏ (‏مت‍ ۶:‏۱۰؛‏ یو ۳:‏۱۶؛‏ اف‍ ۱:‏۷؛‏ عب‍ ۲:‏۵؛‏ موضوع «بهای رهایی» ملاحظه شود.‏)‏ او با فدا کردن جان خود،‏ بشر را به سوی حیات ابدی هدایت کرده است،‏ همان طور که یک پیشوا پیروان خود را به سوی چیزی هدایت می‌کند.‏ (‏اع‍ ۳:‏۱۵)‏ واژهٔ «حاکم» که در زبان یونانی همخانوادهٔ کلمهٔ پیشواست،‏ برای موسی به عنوان پیشوای قوم اسرائیل نیز به کار رفته است.‏​—‏⁠اع‍ ۷:‏​۲۷،‏ ۳۵.‏

(‏اعمال ۳:‏۱۹)‏ «پس توبه کنید و بازگردید تا گناهان شما پاک شود و ایّام تجدید قوا از جانب یَهُوَه برسد

نز ص ۲۶۵ ¶۱۴

یَهُوَه،‏ خدای بخشنده

۱۴ بخشندگی یَهُوَه را در اَعمال ۳:‏۱۹ نیز می‌توان مشاهده کرد.‏ در این آیه آمده است:‏ «توبه و بازگشت کنید تا گناهان شما محو گردد.‏» عبارت «محو گردد» ترجمهٔ یک فعل یونانی است که می‌تواند به معنای «پاک کردن و یا .‏ .‏ .‏ باطل یا نابود کردن» باشد.‏ به نقل از برخی محققان،‏ این عبارت کنایه از پاک کردن مطلبی دست‌نوشته بوده است.‏ آیا چنین کاری ممکن بود؟‏ در آن زمان عموماً از جوهری استفاده می‌شد حاوی دوده،‏ صمغ و آب.‏ اندکی پس از استفاده از این جوهر،‏ شخص می‌توانست با کمک اسفنجی نمدار نوشته را پاک کند.‏ در اینجا تصویری زیبا از رحمت یَهُوَه ارائه شده است.‏ وقتی او گناهان ما را می‌بخشد،‏ گویی اسفنجی برمی‌دارد و آن‌ها را پاک و محو می‌کند.‏

خواندن کتاب مقدّس

(‏اعمال ۲:‏​۱-‏۲۱)‏ در روز پِنتیکاست،‏ شاگردان همگی در یک خانه گرد هم آمده بودند.‏ ۲ ناگاه صدایی همچون صدای وزش باد شدید از آسمان آمد و تمام خانه‌ای را که در آن نشسته بودند،‏ پر کرد.‏ ۳ سپس زبانه‌هایی شبیه زبانه‌های آتش بر آنان نمایان شد.‏ آن زبانه‌ها تقسیم شد و بر هر یک از ایشان قرار گرفت.‏ ۴ آنگاه همگی از روح‌القدس پر شدند و آن گونه که روح به هر یک از آنان قدرت تکلّم بخشید،‏ به زبان‌های مختلف شروع به صحبت کردند.‏ ۵ در آن زمان یهودیان خداترس از همهٔ قوم‌های سراسر زمین در اورشلیم به سر می‌بردند.‏ ۶ هنگامی که این صدا برخاست،‏ عده‌ای بسیار جمع شدند و حیرت کردند؛‏ زیرا هر یک زبان خود را از دهان شاگردان می‌شنید.‏ ۷ پس غرق در حیرت به یکدیگر گفتند:‏ «ببینید!‏ مگر اینان که صحبت می‌کنند،‏ همگی جلیلی نیستند؟‏ ۸ چگونه است که هر یک از ما پیام آنان را به زبان مادری خودمان می‌شنویم؟‏ ۹ ما پارت‌ها،‏ مادها،‏ ایلامی‌ها،‏ اهالی بین‌النهرین،‏ یهودیه،‏ کاپادوکیه،‏ پونتوس،‏ ایالت آسیا،‏ ۱۰ همین طور اهالی فِریجیه،‏ پامفیلیه،‏ مصر،‏ مناطقی از لیبی نزدیک قِیرَوان،‏ همچنین زائران رومی،‏ چه یهودی و چه آنان که به دین یهود گرویده‌اند،‏ ۱۱ اهالی کِرِت و عربستان،‏ می‌شنویم که به زبان ما در مورد اعمال عظیم خدا سخن می‌گویند.‏» ۱۲ آری،‏ همگی متحیّر و مبهوت شده بودند و به یکدیگر می‌گفتند:‏ «این واقعه به چه معنی است؟‏» ۱۳ عده‌ای دیگر نیز تمسخرکنان می‌گفتند:‏ «اینان از شرابِ تازه مست شده‌اند.‏» ۱۴ اما پِطرُس با آن ۱۱ رسول برخاست و با صدای بلند به آنان چنین گفت:‏ «ای اهالی یهودیه و ای تمامی ساکنان اورشلیم،‏ این را بدانید و به‌دقت به سخنان من گوش دهید.‏ ۱۵ در واقع این افراد مست نیستند،‏ چنان که شما تصوّر می‌کنید؛‏ زیرا اکنون ساعت سوم روز است.‏ ۱۶ بلکه این همان گفتهٔ یوئیل نبی است که پیشگویی کرده بود:‏ ۱۷ ‹خدا می‌گوید:‏ «در روزهای آخر از روح خود بر همه گونه افراد خواهم ریخت و پسران و دختران شما نبوّت خواهند کرد و جوانان شما رؤیاها و پیران شما خواب‌ها خواهند دید؛‏ ۱۸ در آن روزها حتی بر غلامان و کنیزان خود از روح خود خواهم ریخت و آنان نبوّت خواهند کرد.‏ ۱۹ بالا در آسمان،‏ عجایبی و پایین بر زمین،‏ نشانه‌هایی از خون،‏ آتش و توده‌های دود ظاهر خواهم ساخت؛‏ ۲۰ خورشید به تاریکی و ماه به خون مبدّل خواهد شد.‏ این وقایع پیش از آمدن روز عظیم و پرشکوه یَهُوَه روی خواهد داد ۲۱ و هر که نام یَهُوَه را بخواند،‏ نجات خواهد یافت.‏›»

در خدمت موعظه بکوشید

⁦it⁩-‏۱-‏⁦E⁩‏ ص ۱۲۹ ¶۲-‏۳

چه کسی به عنوان دوازدهمین رسول جایگزین یهودای اِسخَریوطی شد؟‏

پس از مرگ یهودای اِسخَریوطی خیانتکار،‏ فقط ۱۱ رسول باقی ماند.‏ عیسی طی ۴۰ روز یعنی از زمان رستاخیز تا صعودش به آسمان جایگزینی برای او تعیین نکرد.‏ از زمان صعود عیسی تا روز پِنتیکاست،‏ یعنی در طی این ده روز صلاح دیده شد که جایگزینی برای یهودا گماشته شود.‏ این تصمیم صرفاً به سبب مرگ یهودا نبود،‏ بلکه به سبب خیانت شریرانهٔ او بود،‏ چنانکه پِطرُس با نقل‌قول از آیات نشان داد.‏ (‏اع‍ ۱:‏​۱۵-‏۲۲؛‏ مز ۶۹:‏۲۵؛‏ ۱۰۹:‏۸؛‏ با مک‍ ۳:‏۱۱ مقایسه شود.‏)‏ اما وقتی یعقوب،‏ رسول وفادار به قتل رسید،‏ در کتاب مقدّس ثبت نشده است که کسی حتی به فکر تعیین جایگزین او افتاده باشد.‏​—‏⁠اع‍ ۲:‏۱۲.‏

بررسی گفته‌های پِطرُس نشان می‌دهد که شرایط انتصاب کسی به عنوان رسول عیسی شامل آشنایی کامل با او،‏ و مشاهدهٔ اعمال،‏ معجزات و به‌ویژه رستاخیز او بود.‏ با توجه به این موضوع،‏ می‌توان گفت که رفته‌رفته انتصاب جایگزین رسولان غیرممکن می‌شد،‏ مگر آن که خدا جایگزینی را واجد شرایط می‌ساخت.‏ اما در زمان عید پِنتیکاست،‏ مردانی بودند که شرایط لازم را داشتند و دو نفر به عنوان جایگزین یهودای خیانتکار پیشنهاد شدند.‏ قطعاً با نظر به امثال ۱۶:‏۳۳ با انداختن قرعه،‏ مَتیاس به عنوان جایگزین یهودا انتخاب شد و «همچون آن ۱۱ نفر،‏ رسول شمرده شد.‏» (‏اع‍ ۱:‏​۲۳-‏۲۶)‏ او در میان «آن دوازده نفر» بود که به مشکل شاگردان یونانی‌زبان رسیدگی کردند (‏اع‍ ۶:‏​۱،‏ ۲)‏،‏ و از قرار معلوم پولُس در اشاره به ظهور عیسای رستاخیزیافته در ۱قُرِنتیان ۱۵:‏​۴-‏۸،‏ او را یکی از «آن دوازده نفر» به شمار آورد.‏ بنابراین،‏ وقتی عید پِنتیکاست فرارسید،‏ ۱۲ رسول می‌توانستند پایه و اساس اسرائیل روحانی باشند.‏

۱۹-‏۲۵ نوامبر

گنج‌هایی در کلام خدا | اعمال ۴-‏۵

«همواره کلام خدا را با شهامت بیان می‌کردند»

(‏اعمال ۴:‏​۵-‏۱۳)‏ روز بعد،‏ بزرگان قوم،‏ ریش‌سفیدان و علمای دین در اورشلیم گرد هم آمدند.‏ ۶ حَنّاس یکی از سران کاهنان،‏ قیافا،‏ یوحنا،‏ اسکندر و همهٔ بستگان حَنّاس نیز در میانشان بودند.‏ ۷ آنان پِطرُس و یوحنا را مجبور کردند که در میانشان بایستند.‏ آنگاه از ایشان پرسیدند:‏ «به چه قدرتی یا به نام چه کسی این عمل را انجام دادید؟‏» ۸ سپس پِطرُس که از روح‌القدس پر شده بود،‏ گفت:‏ «ای بزرگان قوم و ای ریش‌سفیدان،‏ ۹ اگر ما امروز به خاطر عملی خیر برای مردی معلول،‏ بازخواست می‌شویم و شما می‌خواهید بدانید چه کسی او را شفا بخشیده است،‏ ۱۰ پس باشد که همهٔ شما و همهٔ قوم اسرائیل بدانید که به نام عیسی مسیح ناصری،‏ این مرد اینجا سالم در مقابل شما ایستاده است؛‏ آری،‏ به نام وی که شما او را بر تیر اعدام کردید و خدا او را از مردگان برخیزانید.‏ ۱۱ اوست ‹آن سنگی که شما بنّایان به حساب نیاوردید و سنگِ سرِ زاویه شده است.‏› ۱۲ به علاوه،‏ نجات از طریق هیچ کس دیگری میسر نیست؛‏ زیرا هیچ نام دیگری زیر آسمان به انسان‌ها داده نشده است که از طریق آن نجات یابیم.‏» ۱۳ وقتی آنان دیدند که پِطرُس و یوحنا با چه صراحتی سخن می‌گویند و دریافتند که مردانی درس‌نخوانده و عامی هستند،‏ تعجب کردند و پی بردند که از همراهان عیسی بوده‌اند

ب۰۸-‏⁦E⁩‏ ۱/‏۹ ص ۱۵،‏ کادر

از کلام شفاهی تا متون مقدّس​—‏⁠کار نگارش و مسیحیان قرن اول

آیا رسولان بی‌سواد بودند؟‏

وقتی صاحب‌منصبان و ریش‌سفیدان در اورشلیم «دیدند که پِطرُس و یوحنا با چه صراحتی سخن می‌گویند و دریافتند که مردانی درس‌نخوانده و عامی هستند،‏ تعجب کردند.‏» (‏اعمال ۴:‏۱۳)‏ پس آیا می‌توان گفت که رسولان سواد خواندن و نوشتن را نداشتند؟‏ کتابی مرجع به نام «نیو اینترپرترز بایبل» در مورد این موضوع می‌گوید:‏ «منظور از درس‌نخوانده و عامی بدین معنی نیست که پِطرُس و یوحنا کاملاً تحصیل‌نکرده بودند و سواد خواندن و نوشتن را نداشتند.‏ در واقع،‏ استفاده از این عبارت تفاوت فاحش طبقهٔ اجتماعی رسولان و افرادی را که بر مسند داروی آنان نشسته بودند،‏ نشان می‌دهد.‏»

ب۰۸ ۱/‏۵ ص ۳۰ ¶۶

نکاتی از کتاب اعمال

۴:‏۱۳​—‏⁠آیا پِطْرُس و یوحنّا بی‌سواد یا کم‌سواد بودند؟‏ خیر،‏ آنان «بی‌علم و اُمّی» خوانده شده‌اند چون در مدرسه‌ای که پیشوایان یهودی تعلیم می‌گرفتند،‏ تحصیل نکرده بودند.‏

(‏اعمال ۴:‏​۱۸-‏۲۰)‏ آنگاه آن دو را فراخواندند و به آنان حکم کردند که هرگز به نام عیسی سخنی نگویند یا تعلیمی ندهند.‏ ۱۹ اما پِطرُس و یوحنا پاسخ دادند:‏ «خود قضاوت کنید؛‏ در چشم خدا کدام درست است،‏ اطاعت از شما یا اطاعت از خدا؟‏ ۲۰ چون ما نمی‌توانیم از سخن گفتن در مورد آنچه دیده و شنیده‌ایم،‏ دست بکشیم.‏»

(‏اعمال ۴:‏​۲۳-‏۳۱)‏ پِطرُس و یوحنا پس از این که آزاد شدند،‏ نزد شاگردان دیگر رفتند و آنچه سران کاهنان و ریش‌سفیدان به ایشان گفته بودند،‏ نقل کردند.‏ ۲۴ آنان با شنیدن این سخنان،‏ یکصدا لب به دعا گشودند و گفتند:‏ «ای خداوند متعال،‏ تو آفریدگاری،‏ آفریدگار آسمان،‏ زمین،‏ دریا و هر چه در آن‌هاست ۲۵ و تو از طریق روح‌القدس،‏ از زبان جد ما،‏ خادمت داوود گفتی:‏ ‹چرا قوم‌ها آشفته شده‌اند و ملت‌ها بر چیزهای باطل می‌اندیشند؟‏ ۲۶پادشاهان زمین بر ضدّ یَهُوَه و بر ضدّ مسح‌شدهٔ او قد علم کردند و فرمانروایان بر ضدّ آنان گرد هم آمدند.‏› ۲۷ به‌راستی که در این شهر،‏ هیرودیس و پُنتیوس پیلاتُس با غیریهودیان و قوم اسرائیل بر ضدّ خادم مقدّس تو عیسی که او را مسح کردی،‏ همدست شدند ۲۸ تا آنچه را که به دست خویش و خواست خود از پیش مقرّر کرده بودی،‏ به تحقق رسانند.‏ ۲۹ حال ای یَهُوَه،‏ تهدیدهای آنان را بشنو و غلامان خود را یاری فرما تا با شهامتِ تمام پیوسته کلام تو را بیان کنند ۳۰ و دست شفابخش خود را دراز کن و از طریق نام خادم مقدّست عیسی،‏ نشانه‌ها و معجزات به ظهور رسان.‏» ۳۱ پس از دعای التماس‌آمیزِ آنان،‏ مکانی که در آن گرد هم آمده بودند،‏ به لرزه در آمد و همگی از روح‌القدس پر شده،‏ کلام خدا را با شهامت بیان می‌کردند.‏

⁦it⁩-‏۱-‏⁦E⁩‏ ص ۱۲۸ ¶۳

رسول

فعالیت رسولان در جماعت مسیحی.‏ وقتی روح‌القدس در عید پِنتیکاست نصیب رسولان شد،‏ آنان بسیار تقویت شدند.‏ پنج باب اول کتاب اعمال نشان می‌دهد که رسولان نترس بودند و با شهامت تمام خبر خوش را موعظه می‌کردند؛‏ آنان با وجود زندانی شدن،‏ شلاق خوردن و خطر کشته شدن توسط حکمرانانِ وقت همواره رستاخیز عیسی را اعلام می‌کردند.‏ پس از عید پِنتیکاست،‏ جماعت مسیحی تحت هدایت رسولان پرتکاپو که روح‌القدس نصیب آنان شده بود،‏ به نحوی چشمگیر توسعه یافت.‏ (‏اع‍ ۲:‏۴۱؛‏ ۴:‏⁠۴)‏ ابتدا دامنهٔ فعالیت موعظهٔ آنان به اورشلیم محدود بود اما بعد به سامره گسترش یافت و به مرور،‏ به چهارگوشهٔ زمین رسید.‏​—‏⁠اع‍ ۵:‏۴۲؛‏ ۶:‏۷؛‏ ۸:‏​۵-‏۱۷،‏ ۲۵؛‏ ۱:‏⁠۸.‏

کندوکاو برای یافتن گوهرهای روحانی

(‏اعمال ۴:‏۱۱)‏ اوست ‹آن سنگی که شما بنّایان به حساب نیاوردید و سنگِ سرِ زاویه شده است.‏›

⁦it⁩-‏۱-‏⁦E⁩‏ ص ۵۱۴ ¶۴

سنگِ سرِ زاویه

مزمور ۱۱۸:‏۲۲ نشان می‌دهد سنگی که معماران رد کردند،‏ «سنگِ سرِ زاویه» شده است.‏ عیسی این پیشگویی را به خود نسبت داد و خود را «سنگِ سرِ زاویه» خواند.‏ (‏مت‍ ۲۱:‏۴۲؛‏ مر ۱۲:‏​۱۰،‏ ۱۱؛‏ لو ۲۰:‏۱۷)‏ همان طور که بالاترین سنگِ بنا به چشم می‌آید،‏ عیسی مسیح به‌اصطلاح بالاترین و مهم‌ترین سنگ معبد روحانی است که مظهر مسح‌شدگان است.‏ پِطرُس نیز مزمور ۱۱۸:‏۲۲ را به عیسی نسبت داده،‏ نشان داد که او همان سنگی است که هرچند خدا او را برگزید تا همان «سنگِ سرِ زاویه» باشد،‏ اما انسان‌ها وی را رد کردند.‏​—‏⁠اع‍ ۴:‏​۸-‏۱۲؛‏ ۱پط‍ ۲:‏​۴-‏۷.‏

(‏اعمال ۵:‏⁠۱)‏ مردی به نام حَنانیا به همراه همسرش سَفیره مِلکی فروخت.‏

ب۱۳ ۱/‏۷ ص ۱۵ ¶۴

از دروغ پِطرُس و حَنانیا چه درسی می‌گیریم؟‏

حَنانیا و سَفیره،‏ زمین خود را فروختند تا با پول آن به کسانی که تعمید گرفته بودند،‏ کمک کنند.‏ وقتی حَنانیا پول را به رسولان عیسی داد،‏ به آنان گفت که این تمام پولی است که دریافت کرده است.‏ اما این طور نبود.‏ او کمی از پول را برای خود نگه داشته بود.‏ خدا،‏ پِطرُس را از این موضوع با خبر کرد.‏ پس،‏ پِطرُس به حَنانیا گفت:‏ «تو نه به انسان،‏ بلکه به خدا دروغ گفتی!‏» همان موقع،‏ حَنانیا به زمین افتاد و مُرد.‏ در حدود سه ساعت بعد از آن،‏ زنش به خانه آمد.‏ او نمی‌دانست که چه اتفاقی برای شوهرش افتاده است.‏ او نیز دروغ گفت و به زمین افتاد و مُرد.‏

خواندن کتاب مقدّس

(‏اعمال ۵:‏​۲۷-‏۴۲)‏ پس رسولان را آوردند و در مقابل سَنهِدرین حاضر ساختند.‏ آنگاه کاهن اعظم آنان را بازخواست کرد ۲۸ و گفت:‏ «ما صریحاً به شما فرمان دادیم که دیگر به این نام تعلیم ندهید.‏ با این حال شما اورشلیم را با تعالیمتان پر کرده‌اید و می‌خواهید خون این مرد را به گردن ما بیندازید.‏» ۲۹پِطرُس و دیگر رسولان در جواب گفتند:‏ «ما باید نخست از خدا اطاعت کنیم،‏ نه از انسان.‏ ۳۰ خدای پدران ما عیسی را برخیزانید؛‏ کسی که شما او را بر دار آویختید و به قتل رساندید.‏ ۳۱ خدا او را سرافراز کرد و به دست راست خود نشاند و او را پیشوای ارشد و نجات‌دهنده ساخت تا فرصت توبه و بخشایش گناهان را به اسرائیل بدهد.‏ ۳۲ ما شاهدان این امور هستیم،‏ چنان که روح‌القدس نیز شاهد است؛‏ همان روحی که خدا به کسانی داده است که او را حاکم خود می‌شمارند و از او اطاعت می‌کنند.‏» ۳۳ وقتی این را شنیدند،‏ برآشفتند و خواستند رسولان را بکشند.‏ ۳۴ اما یکی از فَریسیان به نام گامالائیل که معلّم شریعت و مورد احترام همهٔ مردم بود،‏ در سَنهِدرین برخاست و دستور داد که رسولان را مدتی بیرون ببرند.‏ ۳۵ او به حضار گفت:‏ «ای مردان اسرائیل،‏ مواظب باشید که چه تصمیمی برای این افراد می‌گیرید.‏ ۳۶ برای مثال،‏ چندی پیش مردی به نام تِئوداس برخاست که ادعا می‌کرد کسی است و حدود ۴۰۰ نفر نیز به او پیوستند.‏ اما او کشته شد و تمام هوادارانش از هم پاشیده شدند و کارهایشان به جایی نرسید.‏ ۳۷ بعد از او در ایّام سرشماری،‏ یهودای جلیلی برخاست و مردم را به دنبال خود کشید.‏ اما او نیز هلاک شد و تمام حامیانش پراکنده شدند.‏ ۳۸ پس در خصوص این مسئله به شما می‌گویم،‏ با این مردان کاری نداشته باشید و آنان را به حال خود بگذارید.‏ در واقع اگر این نقشه یا عمل از انسان باشد،‏ خودبه‌خود برخواهد افتاد،‏ ۳۹ اما اگر از خدا باشد،‏ نمی‌توانید آن را براندازید؛‏ زیرا اگر با آنان درافتید،‏ چه بسا معلوم شود که با خودِ خدا می‌جنگید.‏» ۴۰ پس آنان توصیهٔ او را به گوش گرفتند.‏ رسولان را احضار کردند،‏ شلاق زدند و فرمان دادند که دیگر به نام عیسی سخن نگویند.‏ سپس رهایشان کردند.‏۴۱ رسولان چون لایق شمرده شده بودند که به خاطر نام او بی‌احترامی ببینند،‏ شادی‌کنان از حضور سَنهِدرین بیرون رفتند.‏ ۴۲ آنان هر روز در معبد و همچنین خانه به خانه تعلیم و بشارت می‌دادند که عیسی همان مسیح است و از این کار باز نمی‌ایستادند.‏

۲۶ نوامبر–‏۲ دسامبر

گنج‌هایی در کلام خدا | اعمال ۶-‏۸

«جماعت مسیحی ابداع‌شده در بوتهٔ آزمایش قرار گرفت»

(‏اعمال ۶:‏⁠۱)‏ در آن روزها،‏ زمانی که بر شمار شاگردان افزوده می‌شد،‏ یهودیان یونانی‌زبان از یهودیان عبری‌زبان شکایت کردند؛‏ زیرا بیوه‌زنانشان در تقسیم جیرهٔ روزانه نادیده گرفته می‌شدند.‏

⁦bt⁩-‏⁦E⁩‏ ص ۴۱ ¶۱۷

«ما باید نخست از خدا اطاعت کنیم»

۱۷ جماعت مسیحی ابداع‌شده با خطری نه چندان مشخص روبرو بودند که از داخل جماعت،‏ آنان را تهدید می‌کرد.‏ آن خطر چه بود؟‏ بسیاری از کسانی که تعمید می‌گرفتند،‏ ساکنان دائم اورشلیم نبودند و می‌خواستند قبل از بازگشت به خانه‌شان اطلاعاتی بیشتر در مورد مسیح کسب کنند.‏ شاگردان مقیم اورشلیم با میل و رغبت اعانه اهدا کردند تا مخارج خوراک و لوازم آنان تأمین شود.‏ (‏اعما ۲:‏​۴۴-‏۴۶؛‏ ۴:‏​۳۴-‏۳۷)‏ اینجا بود که موقعیتی حساس پیش آمد،‏ چرا که «یهودیان یونانی‌زبان از یهودیان عبری‌زبان شکایت کردند؛‏ زیرا بیوه‌زنانشان در تقسیم جیرهٔ روزانه نادیده گرفته می‌شدند.‏» (‏اعما ۶:‏⁠۱)‏ اما کسی بیوه‌زنان عبری‌زبان را نادیده نمی‌گرفت.‏ پس مشکل در واقع تبعیض قائل شدن بود؛‏ امری که به طور حتم به تفرقه و جدایی می‌انجامید.‏

(‏اعمال ۶:‏​۲-‏۷)‏ پس آن دوازده نفر،‏ همهٔ شاگردان را فراخواندند و گفتند:‏ «برای ما درست نیست که به تقسیم غذا بین مردم مشغول باشیم و از تعلیم کلام خدا غافل بمانیم.‏ ۳ پس ای برادران،‏ از میان خود هفت مرد نیکنام و پر از روح و حکمت برگزینید،‏ تا ایشان را بر این امر ضروری بگماریم ۴ و اما ما خود را وقف دعا و خدمت کلام خواهیم کرد.‏» ۵ این گفته مورد رضایت همه واقع شد و آنان این افراد را برگزیدند:‏ استیفان که مردی پر از ایمان و روح‌القدس بود،‏ فیلیپُس،‏ پِروخُرُس،‏ نیکانور،‏ تیمون،‏ پَرمیناس و نیکولائوس اهل اَنطاکیه که به دین یهود گرویده بود.‏ ۶ آنگاه ایشان را نزد رسولان آوردند و رسولان نیز دعا کردند و سپس دست بر آنان گذاشتند.‏ ۷ پس کلام خدا همچنان گسترش می‌یافت و در اورشلیم بر شمار شاگردان همواره افزوده می‌شد و گروهی کثیر از کاهنان نیز ایمان آوردند.‏

⁦bt⁩-‏⁦E⁩ ص ۴۲ ¶۱۸

«ما باید نخست از خدا اطاعت کنیم»

۱۸ رسولان که هیئت اداره‌کنندهٔ جماعت روبه‌رشد مسیحی را تشکیل می‌دادند،‏ گفتند:‏ «برای ما درست نیست که به تقسیم غذا بین مردم مشغول باشیم و از تعلیم کلام خدا غافل بمانیم.‏» (‏اعما ۶:‏⁠۲)‏ آنان برای حل مشکل به شاگردان گفتند:‏ «هفت مرد نیکنام و پر از روح و حکمت برگزینید،‏ تا ایشان را بر این امر ضروری بگماریم.‏» (‏اعما ۶:‏⁠۳)‏ پس نیاز به افرادی باصلاحیت وجود داشت،‏ زیرا این کار صرفاً به تقسیم مواد غذایی محدود نمی‌شد بلکه نگهداشتن پول،‏ خرید لوازم و برنامه‌ریزی دقیق را نیز شامل می‌شد.‏ اسم مردانی که برگزیده شدند،‏ نشان می‌دهد که یونانی‌زبان بودند.‏ پس بیوه‌زنانِ دلخور احتمالاً آنان را راحت‌تر پذیرفتند.‏ رسولان پس از دعا آن هفت مرد را گماشتند تا به «این امر ضروری» رسیدگی شود.‏

(‏اعمال ۷:‏۵۸–‏۸:‏⁠۱)‏ سپس او را از شهر بیرون انداختند و سنگسارش کردند.‏ شاهدان،‏ رداهای خود را پیش پاهای مردی جوان به نام سولُس گذاشتند.‏ ۵۹ در حالی که استیفان را سنگسار می‌کردند،‏ او چنین درخواست کرد:‏ «ای عیسای سَرور،‏ روح مرا بپذیر.‏» ۶۰ سپس زانو زد و با صدای بلند چنین فریاد برآورد:‏ «ای یَهُوَه،‏ این گناه را به پای اینان مگذار.‏» این را گفت و به خواب مرگ فرو رفت.‏

۸ سولُس با قتل استیفان موافق بود.‏ در آن روز،‏ بر جماعت اورشلیم آزاری شدید آغاز شد و غیر از رسولان،‏ همهٔ شاگردان در سراسر یهودیه و سامره پراکنده شدند.‏

کندوکاو برای یافتن گوهرهای روحانی

(‏اعمال ۶:‏۱۵)‏ در این میان،‏ تمام حاضرانِ سَنهِدرین به استیفان خیره شده بودند و دیدند که چهره‌اش مانند چهرهٔ فرشته است.‏

⁦bt⁩-‏⁦E⁩‏ ص ۴۵ ¶۲

استیفان،‏ مردی «پر از لطف و قدرت الٰهی»

۲ در این لحظه چهرهٔ استیفان حالتی چشمگیر به خود گرفت.‏ قاضیان بر او خیره شده بودند و دیدند که چهره‌اش «مانند چهرهٔ فرشته است.‏» (‏اعما ۶:‏۱۵)‏ فرشتگانی که پیام‌آوران یَهُوَه خدا هستند،‏ شخصیتشان بازتابی از شجاعت،‏ آرامش و متانت می‌باشد.‏ این خصوصیات در استیفان نیز برای دیگران آشکار بود،‏ حتی برای آن قاضیان سراپا نفرت!‏ استیفان چگونه آرامش خود را حفظ کرد؟‏

(‏اعمال ۸:‏​۲۶-‏۳۰)‏ اما فرشتهٔ یَهُوَه به فیلیپُس گفت:‏ «برخیز و به سمت جنوب به راهی که از اورشلیم به غَزَه می‌رود برو.‏» (‏این راه،‏ راهی بیابانی است.‏)‏ ۲۷ آنگاه فیلیپُس برخاست و به راه افتاد.‏ او در راه به خواجه‌سرایی حبشی برخورد.‏ این شخص که یکی از صاحب‌منصبان و زیر فرمان کَنداکِه،‏ ملکهٔ حبشه و خزانه‌دار او بود،‏ برای پرستش به اورشلیم رفته بود.‏ ۲۸ او در راهِ بازگشت در ارابهٔ خود نشسته بود و با صدای بلند نوشته‌های اِشَعْیای نبی را می‌خواند.‏ ۲۹ آنگاه روح به فیلیپُس گفت:‏ «نزدیک برو و آن ارابه را همراهی کن.‏» ۳۰ فیلیپُس در کنار ارابه دوید و شنید که خواجه‌سرا کلام اِشَعْیای نبی را با صدای بلند می‌خواند.‏ فیلیپُس به او گفت:‏ «آیا مفهوم آنچه را می‌خوانی می‌دانی؟‏»

⁦bt⁩-‏⁦E⁩‏ ص ۵۸ ¶۱۶

اعلام بشارت در مورد عیسی

۱۶ امروزه مسیحیان مانند فیلیپُس افتخار شرکت در چه کاری را دارند؟‏ آنان می‌توانند به طور غیررسمی پیام کتاب مقدّس را به دیگران برسانند،‏ برای مثال هنگام سفر کردن.‏ در بسیاری از موارد،‏ نتیجهٔ خوب موعظهٔ غیررسمی به افراد صادق نشان می‌دهد که فرشتگان آنان را هدایت کرده‌اند.‏ ما از این موضوع تعجب نمی‌کنیم،‏ زیرا طبق کلام خدا،‏ فرشتگان فعالیت موعظه را هدایت می‌کنند تا خبر خوش به گوش مردمی «از هر ملت و طایفه و زبان و قوم» برسد.‏ (‏مکا ۱۴:‏⁠۶)‏ عیسی مسیح پیشگویی کرد که فرشتگان کار موعظه را هدایت می‌کنند.‏ او در مَثَل گندم و علف هرز گفت که در موسم درو یعنی هنگام دوران پایانی نظام حاضر «دروگران،‏ فرشتگانند .‏ .‏ .‏ و همهٔ قانون‌شکنان را از پادشاهی او جمع خواهند کرد.‏» (‏مت ۱۳:‏​۳۷-‏۴۱)‏ همچنین فرشتگان کسانی را جمع خواهند کرد که در آسمان حکمرانی می‌کنند و پس از آن،‏ جماعتی عظیم از گوسفندان دیگر را که یَهُوَه می‌خواهد به سوی سازمانش جذب کند،‏ گرد هم خواهند آورد.‏​—‏⁠مکا ۷:‏۹؛‏ یو ۶:‏​۴۴،‏ ۶۵؛‏ ۱۰:‏⁠۱۶.‏

خواندن کتاب مقدّس

(‏اعمال ۶:‏​۱-‏۱۵)‏ در آن روزها،‏ زمانی که بر شمار شاگردان افزوده می‌شد،‏ یهودیان یونانی‌زبان از یهودیان عبری‌زبان شکایت کردند؛‏ زیرا بیوه‌زنانشان در تقسیم جیرهٔ روزانه نادیده گرفته می‌شدند.‏ ۲ پس آن دوازده نفر،‏ همهٔ شاگردان را فراخواندند و گفتند:‏ «برای ما درست نیست که به تقسیم غذا بین مردم مشغول باشیم و از تعلیم کلام خدا غافل بمانیم.‏ ۳ پس ای برادران،‏ از میان خود هفت مرد نیکنام و پر از روح و حکمت برگزینید،‏ تا ایشان را بر این امر ضروری بگماریم ۴ و اما ما خود را وقف دعا و خدمت کلام خواهیم کرد.‏» ۵ این گفته مورد رضایت همه واقع شد و آنان این افراد را برگزیدند:‏ استیفان که مردی پر از ایمان و روح‌القدس بود،‏ فیلیپُس،‏ پِروخُرُس،‏ نیکانور،‏ تیمون،‏ پَرمیناس و نیکولائوس اهل اَنطاکیه که به دین یهود گرویده بود.‏ ۶ آنگاه ایشان را نزد رسولان آوردند و رسولان نیز دعا کردند و سپس دست بر آنان گذاشتند.‏ ۷ پس کلام خدا همچنان گسترش می‌یافت و در اورشلیم بر شمار شاگردان همواره افزوده می‌شد و گروهی کثیر از کاهنان نیز ایمان آوردند.‏ ۸ استیفان که پر از لطف و قدرت الٰهی بود،‏ معجزات و نشانه‌هایی عظیم در میان مردم به ظهور می‌رساند.‏ ۹ اما عده‌ای از کنیسه‌ای موسوم به «کنیسهٔ آزادشدگان» همراه شماری از اهالی قِیرَوان و اسکندریه و شماری نیز از کیلیکیه و آسیا آمدند تا با استیفان مباحثه کنند.‏ ۱۰ اما نتوانستند با حکمت او و روحی که او را در سخن گفتن هدایت می‌کرد،‏ مقابله کنند.‏ ۱۱ پس مخفیانه عده‌ای را بر آن داشتند تا بگویند:‏ «ما شنیدیم که این مرد در مورد موسی و خدا سخنان کفرآمیز می‌گفت.‏» ۱۲ آنگاه مردم و ریش‌سفیدان و علمای دین را شوراندند و ناگاه بر سر او ریختند و او را به‌زور گرفته به سَنهِدرین بردند.‏ ۱۳ همچنین شاهدان دروغین آوردند و آنان گفتند:‏ «این مرد از سخن گفتن بر ضدّ این مکان مقدّس و شریعت دست نمی‌کشد.‏ ۱۴ برای مثال،‏ شنیدیم که می‌گفت این عیسای ناصری،‏ این مکان را ویران خواهد کرد و رسومی را که موسی به ما سپرده است،‏ تغییر خواهد داد.‏» ۱۵ در این میان،‏ تمام حاضرانِ سَنهِدرین به استیفان خیره شده بودند و دیدند که چهره‌اش مانند چهرهٔ فرشته است.‏

    نشریات فارسی (‏۱۹۹۳-‏۲۰۲۷)‏
    خروج
    ورود
    • فارسی
    • هم‌رسانی
    • تنظیم سایت
    • Copyright © 2026 Watch Tower Bible and Tract Society of Pennsylvania
    • شرایط استفاده
    • حفظ اطلاعات شخصی
    • تنظیمات مربوط به حریم شخصی
    • JW.ORG
    • ورود
    هم‌رسانی