کتابخانهٔ آنلاین نشریات شاهدان یَهُوَه
کتابخانهٔ آنلاین
نشریات شاهدان یَهُوَه
فارسی
  • کتاب مقدّس
  • نشریات
  • جلسات
  • مأخذ۲۰ فوریه ص ۱-‏۱۱
  • مأخذ جزوهٔ کار و آموزش

ویدیویی برای انتخاب شما موجود نیست.

متأسفانه، پخش ویدیو ممکن نیست.

  • مأخذ جزوهٔ کار و آموزش
  • مأخذ جزوهٔ کار و آموزش (‏۲۰۲۰)‏
  • عنوان‌های فرعی
  • ۳-‏۹ فوریه
  • ۱۰-‏۱۶ فوریه
  • ۱۷-‏۲۳ فوریه
  • ۲۴ فوریه–‏۱ مارس
مأخذ جزوهٔ کار و آموزش (‏۲۰۲۰)‏
مأخذ۲۰ فوریه ص ۱-‏۱۱

مأخذ جزوهٔ کار و آموزش

۳-‏۹ فوریه

گنج‌هایی در کلام خدا | پیدایش ۱۲-‏۱۴

«عهدی که بر شما تأثیر می‌گذارد»

(‏پیدایش ۱۲:‏۱،‏ ۲)‏ خداوند به اَبرام گفته بود:‏ «از سرزمین خویش و از نزد خویشان خود و از خانهٔ پدرت بیرون بیا و به سرزمینی که به تو نشان خواهم داد،‏ برو.‏ ۲ از تو قومی بزرگ پدید خواهم آورد و تو را برکت خواهم داد؛‏ نام تو را بزرگ خواهم ساخت و تو برکت خواهی بود.‏

⁦it⁩-‏۱-‏⁦E⁩ ص ۵۲۲ ¶۴

عهد

عهدی که خدا با ابراهیم بست.‏ این عهد زمانی به اجرا در آمد که اَبرام (‏ابراهیم)‏ در راه کنعان،‏ از رود فُرات عبور کرد.‏ عهد شریعت ۴۳۰ سال پس از آن بسته شد.‏ (‏غلا ۳:‏۱۷)‏ زمانی که ابراهیم در بین‌النهرین در شهر «اورِ کَلدانیان» زندگی می‌کرد،‏ یَهُوَه به او گفت:‏ «به سرزمینی که به تو نشان خواهم داد،‏ برو.‏» (‏اع‍ ۷:‏۲،‏ ۳؛‏ پی‍ ۱۱:‏۳۱؛‏ ۱۲:‏۱-‏۳)‏ در خروج ۱۲:‏۴۰،‏ ۴۱ آمده است که اسرائیلیان پس از ۴۳۰ سال زندگی در مصر و کنعان،‏ «درست در آخرین روز آن،‏» از بردگی در مصر آزاد شدند.‏ روز آزادی‌شان از مصر،‏ ۱۴ نیسان سال ۱۵۱۳ قبل از میلاد،‏ یعنی روز عید پِسَح بود.‏ (‏خر ۱۲:‏۲،‏ ۶،‏ ۷)‏ بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که ابراهیم در ۱۴ نیسان سال ۱۹۴۳ قبل از میلاد،‏ در راه کنعان از رود فُرات عبور کرد.‏ در آن هنگام بود که عهد ابراهیمی به اجرا در آمد.‏ خدا پس از این که ابراهیم به شِکیم در سرزمین کنعان رسید،‏ بار دیگر بر او ظاهر شد و جزئیات بیشتری در مورد عهدی که با او بسته بود،‏ به او داد.‏ او گفت:‏ «به نسل تو این سرزمین را می‌بخشم.‏» از آنجا که خدا به نسل ابراهیم اشاره کرد،‏ ارتباط این عهد با نسل موعودی که در باغ عدن به آن اشاره شده بود،‏ آشکار گردید.‏ به‌علاوه این موضوع که نسل موعود از نوادگان یک انسان خواهد بود نیز مشخص شد.‏ (‏پی‍ ۱۲:‏۴-‏۷)‏ بعدها یَهُوَه جزئیات بیشتری را در مورد نسل موعود،‏ در پیدایش ۱۳:‏۱۴-‏۱۷؛‏ ۱۵:‏۱۸؛‏ ۱۷:‏۲-‏۸،‏ ۱۹؛‏ ۲۲:‏۱۵-‏۱۸ آشکار کرد.‏

(‏پیدایش ۱۲:‏۳)‏ برکت خواهم داد به کسانی که تو را برکت دهند،‏ و لعنت خواهم کرد کسی را که تو را لعنت کند؛‏ و همهٔ طوایف زمین به واسطهٔ تو برکت خواهند یافت.‏»

ب۸۹-‏⁦E⁩ ۱/‏۷ ص ۳ ¶۴

چرا دانستن حقیقت در مورد ابراهیم مهم است؟‏

یَهُوَه حداقل دو بار عهد فوق‌العاده‌ای را که با ابراهیم بسته بود،‏ به او یادآور شد.‏ (‏پیدایش ۱۸:‏۱۸؛‏ ۲۲:‏۱۸)‏ به دلیل وجود این عهد،‏ خدا حتی از خانواده‌هایی که نسلشان از بین رفته است نیز کسانی را رستاخیز خواهد داد.‏ زندگی برای این رستاخیزیافتگان حقیقتاً یک برکت خواهد بود،‏ چرا که اکثر آنان به شرایطی باز خواهند گشت که در بهشتِ از دست‌رفتهٔ انسان‌ها وجود داشت.‏ سپس آنان می‌آموزند که چگونه به زندگی ابدی دست یابند.‏—‏پیدایش ۲:‏۸،‏ ۹،‏ ۱۵-‏۱۷؛‏ ۳:‏۱۷-‏۲۳.‏

(‏پیدایش ۱۳:‏۱۴-‏۱۷)‏ پس از آن که لوط از اَبرام جدا شد،‏ خداوند به اَبرام گفت:‏ «اکنون تو چشمان خویش را برافراز و از جایی که هستی به سوی شمال و جنوب و شرق و غرب بنگر،‏ ۱۵ زیرا سراسر این سرزمین را که می‌بینی تا ابد به تو و نسل تو خواهم بخشید.‏ ۱۶ نسل تو را همچون غبار زمین می‌گردانم،‏ چنانکه اگر کسی بتواند غبار زمین را بشمارد،‏ نسل تو را نیز می‌توان شمرد.‏ ۱۷ برخیز و در طول و عرض زمین بگرد،‏ زیرا آن را به تو خواهم داد.‏»

⁦it⁩-‏۲-‏⁦E⁩ ص ۲۱۳ ¶۳

شریعت

بر اساس شواهد موجود برخی محققان معتقدند که در ایّام باستان،‏ هنگام خرید زمین،‏ آن را به خریدار نشان می‌دادند و مرزهای دقیق آن را تعیین می‌کردند.‏ سپس هنگامی که خریدار می‌گفت «می‌بینم،‏» آن معامله قانونی می‌شد.‏ هنگامی که یَهُوَه به ابراهیم وعده داد که سرزمین کنعان را به او ببخشد،‏ به او گفت که به چهار گوشهٔ آن نگاه کند.‏ احتمالاً دلیل این که در آن موقعیت ابراهیم عبارت «می‌بینم» را به کار نبرد،‏ این بود که خدا گفت سرزمین موعود را به نسل او خواهد بخشید،‏ نه به خودِ او.‏ (‏پی‍ ۱۳:‏۱۴،‏ ۱۵)‏ با فرض درستی گفتهٔ فوق،‏ زمانی که به موسی به عنوان نمایندهٔ قانونی اسرائیل گفته شد که آن سرزمین را ببیند،‏ در واقع انتقال آن سرزمین به اسرائیلیان تحت رهبری یوشَع قانونی شد.‏ (‏تث‍ ۳:‏۲۷،‏ ۲۸؛‏ ۳۴:‏۴؛‏ همچنین پیشنهاد شیطان به عیسی در مت‍ ۴:‏۸ مشاهده شود.‏)‏ عمل مشابهی که خرید زمین را برای خریدار قانونی می‌کرد،‏ قدم زدن در آن یا وارد شدن به آن بود.‏ (‏پی‍ ۱۳:‏۱۷؛‏ ۲۸:‏۱۳)‏ به علاوه،‏ طبق برخی اسناد باستانی هنگام فروش زمین،‏ تعداد درختان موجود در آن نیز در معاملات عنوان می‌شد.‏—‏با پی‍ ۲۳:‏۱۷،‏ ۱۸ مقایسه شود.‏

کندوکاو برای یافتن گوهرهای روحانی

(‏پیدایش ۱۳:‏۸،‏ ۹)‏ پس اَبرام به لوط گفت:‏ «میان من و تو،‏ و میان شبانان من و شبانان تو جدال نباشد،‏ زیرا ما برادریم.‏ ۹ آیا تمامی این سرزمین پیش روی تو نیست؟‏ التماس دارم از من جدا شوی.‏ اگر تو به جانب چپ روی،‏ من به جانب راست خواهم رفت،‏ و اگر تو به جانب راست روی،‏ من به جانب چپ خواهم رفت.‏»

ب۱۶/‏۵ ص ۵ ¶۱۲

با محبت اختلافات را حل کنید

۱۲ گزارش ابراهیم و لوط،‏ برادرزاده‌اش در کتاب مقدّس نمونه‌ای است از این که چگونه خادمان خدا با آرامش مشکلی را که می‌توانست به چنددستگی بینجامد،‏ حل کردند.‏ ابراهیم که مشتاق بود هر گونه تنش و کدورت را از میان بردارد،‏ حق انتخاب نخست را به لوط داد تا او منطقه‌ای را برای اقامت اهل خانه‌اش برگزیند.‏ (‏پیدا ۱۳:‏۱،‏ ۲،‏ ۵-‏۹)‏ ابراهیم نمونه‌ای خوب برای ماست.‏ او در پی صلح بود،‏ نه نفع شخصی.‏ آیا این سخاوت او در نهایت به ضررش بود؟‏ به هیچ وجه.‏ بلافاصله بعد از این ماجرا یَهُوَه به ابراهیم وعدهٔ برکات فراوان را داد.‏ (‏پیدا ۱۳:‏۱۴-‏۱۷)‏ اگر خادمان یَهُوَه خدا با محبت و بر اساس اصول الٰهی اختلافات را حل کنند،‏ حتی اگر متحمّل ضرری شوند،‏ یَهُوَه خدا آنان را برکت می‌دهد.‏

(‏پیدایش ۱۴:‏۱۸-‏۲۰)‏ آنگاه مِلکیصِدِق،‏ پادشاه سالیم،‏ نان و شراب بیرون آورد.‏ او کاهن خدای متعال بود،‏ ۱۹ و اَبرام را برکت داد و گفت:‏ «مبارک باد اَبرام از جانب خدای متعال،‏ مالک آسمان و زمین.‏ ۲۰ و متبارک باد خدای متعال،‏ که دشمنانت را به دستت تسلیم کرد.‏» آنگاه اَبرام از همه چیز،‏ به او ده‌یک داد.‏

(‏عبرانیان ۷:‏۴-‏۱۰)‏ می‌بینید که این مرد چقدر بزرگ بود که ابراهیم،‏ بزرگِ خاندان،‏ یک‌دهم از بهترین غنایم را به او داد.‏ ۵ درست است که مطابق شریعت،‏ پسران لاوی که به مقام کهانت می‌رسند،‏ موظفند از قوم ده‌یک بگیرند،‏ یعنی از برادران خود،‏ هرچند آنان نیز از نسل ابراهیم هستند.‏ ۶ اما این مرد که از نسل لاوی نبود،‏ ده‌یک از ابراهیم گرفت و ابراهیم را که وعده‌ها به او داده شده بود،‏ برکت داد.‏ ۷ بدیهی است که کوچک‌تر از بزرگ‌تر برکت می‌یابد.‏ ۸ لاویان که ده‌یک می‌گیرند،‏ مردانی هستند که می‌میرند،‏ اما آن مرد که ده‌یک گرفت،‏ شهادت داده شده که زنده است.‏ ۹ همچنین می‌توان گفت،‏ حتی خود لاوی که ده‌یک می‌گرفت،‏ از طریق ابراهیم ده‌یک داده است؛‏ ۱۰ زیرا هنگامی که مِلکیصِدِق به استقبال ابراهیم رفت،‏ لاوی به نوعی در وجود جد خود ابراهیم بود.‏

⁦it⁩-‏۲-‏⁦E⁩ ص ۶۸۳ ¶۱

کاهن

مِلکیصِدِق،‏ پادشاه سالیم کاهنی منحصربه‌فرد بود.‏ (‏«کاهن» در زبان عبری کوهِن است.‏)‏ کتاب مقدّس اشاره‌ای به اصل و نسب،‏ تولّد یا مرگ او نمی‌کند.‏ مِلکیصِدِقِ کاهن،‏ جانشینی نداشت و خود نیز جانشین کسی نبود.‏ او هم پادشاه و هم کاهن بود.‏ کهانت او برتر از کهانت لاویان بود،‏ زیرا از آنجا که ابراهیم ده‌یک را به مِلکیصِدِق بخشید و از او برکت یافت،‏ می‌توان گفت به‌نوعی لاوی که از نوادگان ابراهیم است نیز چنین کرد.‏ (‏پی‍ ۱۴:‏۱۸-‏۲۰؛‏ عب‍ ۷:‏۴-‏۱۰)‏ اینچنین مِلکیصِدِق پیش‌نمایی از عیسی مسیح بود،‏ کسی که ‹به شیوهٔ مِلکیصِدِق تا ابد کاهن است.‏›—‏عب‍ ۷:‏۱۷.‏

خواندن کتاب مقدّس

(‏پیدایش ۱۲:‏۱-‏۲۰)‏ خداوند به اَبرام گفته بود:‏ «از سرزمین خویش و از نزد خویشان خود و از خانهٔ پدرت بیرون بیا و به سرزمینی که به تو نشان خواهم داد،‏ برو.‏ ۲ از تو قومی بزرگ پدید خواهم آورد و تو را برکت خواهم داد؛‏ نام تو را بزرگ خواهم ساخت و تو برکت خواهی بود.‏ ۳ برکت خواهم داد به کسانی که تو را برکت دهند،‏ و لعنت خواهم کرد کسی را که تو را لعنت کند؛‏ و همهٔ طوایف زمین به واسطهٔ تو برکت خواهند یافت.‏» ۴ پس اَبرام،‏ چنانکه خداوند بدو فرموده بود،‏ روانه شد؛‏ و لوط نیز همراه او رفت.‏ اَبرام هفتاد و پنج ساله بود که از حَران بیرون آمد.‏ ۵ او همسر خود سارای،‏ برادرزادهٔ خود لوط،‏ و همهٔ اموالِ اندوختهٔ خویش را با اشخاصی که در حَران به دست آورده بودند،‏ برگرفت و به مقصد سرزمین کنعان به‌راه افتاد،‏ و به کنعان رسید.‏ ۶ اَبرام در آن سرزمین تا محل بلوطِ مورِه،‏ در شِکیم،‏ پیش رفت.‏ در آن زمان،‏ کنعانیان در آن سرزمین بودند.‏ ۷ آنگاه خداوند بر اَبرام ظاهر شد و فرمود:‏ «به نسل تو این سرزمین را می‌بخشم.‏» پس در آنجا برای خداوند،‏ که بر او ظاهر شده بود،‏ مذبحی ساخت.‏ ۸ سپس از آنجا به ناحیهٔ کوهستانی که در شرق بِیت‌ئیل است کوچ کرد و خیمهٔ خویش را بر پا داشت،‏ به گونه‌ای که بِیت‌ئیل به جانب غرب و عای به جانب شرق آن بود.‏ او در آنجا مذبحی برای خداوند ساخت و نام خداوند را خواند.‏ ۹ سپس اَبرام از محلی به محل دیگر کوچ کرده،‏ به سوی نِگِب پیش رفت.‏ ۱۰ و اما در آن سرزمین قحطی شد،‏ و اَبرام به مصر رفت تا مدتی در آنجا به سر بَرد،‏ چراکه قحطی شدید بود.‏ ۱۱ نزدیک ورود به مصر،‏ اَبرام به همسر خویش سارای گفت:‏ «می‌دانم که تو زنی زیباروی هستی.‏ ۱۲ مصریان چون تو را بینند،‏ خواهند گفت:‏ ”‏این زن اوست.‏“‏ آنگاه مرا خواهند کشت ولی تو را زنده نگاه خواهند داشت.‏ ۱۳ پس بگو خواهر من هستی،‏ تا به‌خاطر تو برای من نیکو شود،‏ و جانم به سبب تو زنده بماند.‏» ۱۴ چون اَبرام به مصر درآمد،‏ مصریان آن زن را دیدند که بسیار زیبا بود.‏ ۱۵ و چون امیرانِ فرعون سارای را دیدند،‏ وی را نزد فرعون ستودند.‏ پس آن زن را به خانهٔ فرعون بردند.‏ ۱۶ فرعون به‌خاطر او به اَبرام احسان کرد،‏ و اَبرام صاحب گله‌ها و رمه‌ها،‏ الاغهای نر و ماده،‏ غلامان و کنیزان،‏ و شتران شد.‏ ۱۷ اما خداوند،‏ به‌خاطر سارای همسر اَبرام،‏ فرعون و اهل خانه‌اش را به بلایای سخت مبتلا کرد.‏ ۱۸ پس فرعون اَبرام را فرا خواند و گفت:‏ «این چه کاری است که در حق من کردی؟‏ چرا به من نگفتی که او همسر توست؟‏ ۱۹ چرا گفتی:‏ ”‏خواهر من است،‏“‏ که او را به زنی گرفتم؟‏ اینک،‏ این همسرت.‏ او را برگیر و برو!‏» ۲۰ آنگاه فرعون دربارهٔ اَبرام فرمانهایی به افراد خود داد،‏ و آنها او را با همسر و هرآنچه داشت روانه کردند.‏

۱۰-‏۱۶ فوریه

گنج‌هایی در کلام خدا | پیدایش ۱۵-‏۱۷

«چرا یَهُوَه به اَبرام و سارای نامی دیگر داد؟‏»

(‏پیدایش ۱۷:‏۱)‏ چون اَبرام نود و نه ساله بود،‏ خداوند بر او ظاهر شد و فرمود:‏ «من هستم خدای قادر مطلق؛‏ پیش روی من گام بردار و کامل باش.‏

ب۰۲ ۱/‏۶ ص ۲۴ ¶۱۵

از عدالت یَهُوَه مسرور شو

عادل محسوب شدن نه فقط به انجام دادن خواسته‌های الٰهی بلکه تا حدّ زیادی به محتوای دل انسان نیز بستگی دارد؛‏ اینکه آیا شخص واقعاً به یَهُوَه و وعده‌های او ایمان و دلبستگی دارد؟‏ و آیا خدا را از این بابت شکر می‌کند؟‏ کتاب مقدّس می‌گوید که ابراهیم «به خداوند ایمان آورد،‏ و او،‏ این را برای وی عدالت محسوب کرد.‏» (‏پیدایش ۱۵:‏۶)‏ ابراهیم،‏ هم به وجود خدا و هم به وعده‌های او در خصوص «ذریّت» ایمان داشت.‏ (‏پیدایش ۳:‏۱۵؛‏ ۱۲:‏۲؛‏ ۱۵:‏۵؛‏ ۲۲:‏۱۸)‏ یَهُوَه با انسان‌های وفاداری همچون ابراهیم با وجود ناکاملی‌شان،‏ بر پایهٔ ایمان و اَعمالی که متناسب با آن انجام می‌دهند،‏ رابطه‌ای صمیمی برقرار می‌کند و برکتشان می‌دهد.‏—‏مزمور ۳۶:‏۱۰؛‏ رومیان ۴:‏۲۰-‏۲۲.‏

(‏پیدایش ۱۷:‏۳-‏۵)‏ آنگاه اَبرام به روی درافتاد و خدا به او فرمود:‏ ۴ «و اما من!‏ این است عهد من با تو:‏ تو پدر قومهای بسیار خواهی بود.‏ ۵ نام تو از این پس دیگر اَبرام خوانده نخواهد شد،‏ بلکه نام تو ابراهیم خواهد بود،‏ زیرا که تو را پدر قومهای بسیار گردانیده‌ام.‏

⁦it⁩-‏۱-‏⁦E⁩ ص ۳۱ ¶۱

ابراهیم

ابراهیم و سارا نزدیک ده سال در کنعان زندگی کردند.‏ از آنجا که سارا نازا بود،‏ پیشنهاد کرد که کنیز مصری‌اش هاجر را به ابراهیم به زنی بدهد تا برای او فرزندی به دنیا آورد.‏ ابراهیم موافقت کرد.‏ بنابراین در سال ۱۹۳۲ قبل از میلاد زمانی که ابراهیم ۸۶ سالش بود،‏ اسماعیل به دنیا آمد.‏ (‏پی‍ ۱۶:‏۳،‏ ۱۵،‏ ۱۶)‏ در سال ۱۹۱۹ قبل از میلاد،‏ یَهُوَه به ابراهیم که ۹۹ سال داشت فرمان داد تا برای تأیید عهد میان او و ابراهیم،‏ تمام مردان و پسران اهل خانه‌اش را ختنه کند.‏ همچنین یَهُوَه نام اَبرام را به ابراهیم تغییر داد،‏ زیرا به او گفت که «تو را پدر قومهای بسیار گردانیده‌ام.‏» (‏پی‍ ۱۷:‏۵،‏ ۹-‏۲۷؛‏ رو ۴:‏۱۱)‏ اندکی پس از آن،‏ ابراهیم از سه فرشته‌ای که از طرف یَهُوَه بودند و بدنی انسانی گرفته بودند،‏ پذیرایی کرد.‏ آنان به ابراهیم وعده دادند که سارا در کمتر از یک سال برای او پسری به دنیا خواهد آورد.‏—‏پی‍ ۱۸:‏۱-‏۱۵.‏

(‏پیدایش ۱۷:‏۱۵،‏ ۱۶)‏ و نیز خدا به ابراهیم فرمود:‏ «و اما همسرت سارای!‏ دیگر نام او را سارای مخوان؛‏ بلکه نام او سارا خواهد بود.‏ ۱۶ من او را برکت خواهم داد،‏ و نیز پسری از او به تو خواهم بخشید.‏ من او را برکت خواهم داد و از او قومها به وجود خواهم آورد؛‏ پادشاهان قومها از او پدید خواهند آمد.‏»

ب۰۹-‏⁦E⁩ ۲/‏۱ ص ۱۳

اهمیت یک نام در چیست؟‏

در ایّام باستان خدا نام‌های برخی از خادمانش را تغییر داد و نام‌هایی با مفهوم نبوی به آنان بخشید.‏ برای مثال،‏ نام اَبرام یعنی «پدری سربلند» را به ابراهیم که به معنی «پدر اقوام بسیار» است تغییر داد.‏ بعدها ابراهیم مطابق با مفهوم نام خود،‏ پدر اقوام بسیار شد.‏ (‏پیدایش ۱۷:‏۵،‏ ۶)‏ همچنین همسر ابراهیم را در نظر گیرید.‏ نام او سابقاً سارای بود که احتمالاً به معنی «ستیزه‌جو» است.‏ قطعاً باعث خوشحالی سارای شد که خدا او را «سارا» یعنی «شاهزاده» نامید.‏ او نیز مطابق مفهوم نام خود مادر سلسلهٔ پادشاهان گردید.‏—‏پیدایش ۱۷:‏۱۵،‏ ۱۶.‏

کندوکاو برای یافتن گوهرهای روحانی

(‏پیدایش ۱۵:‏۱۳،‏ ۱۴)‏ آنگاه خداوند به او فرمود:‏ «یقین بدان که نسل تو در سرزمینی که از آنِ ایشان نیست،‏ غریب خواهند بود و در آنجا ایشان را بندگی خواهند کرد و آنها چهارصد سال بر ایشان ستم خواهند کرد.‏ ۱۴ اما من بر آن قوم که ایشان بندگی آنها را خواهند کرد،‏ مکافات خواهم رسانید،‏ و ایشان پس از آن با اموال فراوان بیرون خواهند آمد.‏

⁦it⁩-‏۱-‏⁦E⁩ ص ۴۶۰-‏۴۶۱

گاه‌شماری

یَهُوَه پیش از تولّد اسحاق یعنی وارثی که دربارهٔ او وعده داده شده بود،‏ به اَبرام (‏ابراهیم)‏ گفت:‏ «یقین بدان که نسل تو در سرزمینی که از آنِ ایشان نیست،‏ غریب خواهند بود و در آنجا ایشان را بندگی خواهند کرد و آنها چهارصد سال بر ایشان ستم خواهند کرد.‏» (‏پی‍ ۱۵:‏۱۳؛‏ به اع‍ ۷:‏۶،‏ ۷ نیز مراجعه کنید.‏)‏ در سال ۱۹۳۲ قبل از میلاد ابراهیم و هاجر صاحب پسری به نام اسماعیل شدند و در سال ۱۹۱۸ قبل از میلاد سارا اسحاق را به دنیا آورد.‏ (‏پی‍ ۱۶:‏۱۶؛‏ ۲۱:‏۵)‏ اگر ۴۰۰ سال از زمان خروج اسرائیلیان از مصر یعنی پایان دوران «ستم» به عقب برگردیم،‏ به سال ۱۹۱۳ قبل از میلاد می‌رسیم (‏پی‍ ۱۵:‏۱۴)‏ که در آن زمان اسحاق تقریباً ۵ سال داشت.‏ از قرار معلوم اسحاق از شیر گرفته شده بود و همچون یک غریب در سرزمینی که به او تعلّق نداشت،‏ زندگی می‌کرد.‏ پس زمانی که اسماعیل ۱۹ ساله به تمسخر او پرداخت،‏ می‌توان گفت که اسحاق طعم تلخ آغاز دوران «ستم» را چشید.‏ (‏پی‍ ۲۱:‏۸،‏ ۹)‏ شاید از دید مردم امروز تمسخر کردن وارث ابراهیم یعنی اسحاق توسط اسماعیل مسئلهٔ چندان جدّی‌ای به نظر نیاید اما در آن زمان چنین نبود.‏ برای اثبات این موضوع می‌توان به واکنش سارا توجه کرد که اصرار کرد هاجر و اسماعیل از خانه بیرون رانده شوند.‏ خدا نیز از این واکنش سارا حمایت کرد.‏ (‏پی‍ ۲۱:‏۱۰-‏۱۳)‏ از آنجا که این واقعه با جزئیات در کتاب مقدّس شرح داده شده است نشان می‌دهد که همان واقعه نقطهٔ شروع دوران ۴۰۰ سالهٔ ستمی بود که تا زمان خروج اسرائیلیان از بردگی در مصر پایان نمی‌یافت.‏—‏غلا ۴:‏۲۹.‏

(‏پیدایش ۱۵:‏۱۶)‏ سپس در پشت چهارم به اینجا باز خواهند گشت،‏ زیرا تقصیرات اَموریان هنوز به کمال نرسیده است.‏»

⁦it⁩-‏۱-‏⁦E⁩ ص ۷۷۸ ¶۴

خروج

عبارت «پشت [یا نسل] چهارم» به چه معناست؟‏ یَهُوَه به ابراهیم گفته بود که چهارمین نسل نوادگان او به سرزمین کنعان باز خواهند گشت.‏ (‏پی‍ ۱۵:‏۱۶)‏ اما از زمان به اجرا درآمدن عهد ابراهیمی تا زمان خروج اسرائیلیان از مصر ۴۳۰ سال طول کشید و برآورد می‌شود که ابراهیم در طول این مدت پدر بیشتر از چهار نسل شد.‏ حتی اگر عمر نسبتاً طولانی مردمان آن زمان را در نظر بگیریم،‏ باز هم نمی‌توان گفت که چهارمین نسل نوادگان ابراهیم به سرزمین کنعان بازگشتند.‏ با این حال،‏ باید توجه کنیم که اسرائیلیان فقط به مدت ۲۱۵ سال در سرزمین مصر به سر می‌بردند.‏ پس منظور از ‹پشت چهارم،‏› چهارمین نسل نوادگان ابراهیم پس از ورودشان به سرزمین مصر است.‏ پس با توجه به این موضوع می‌توانیم با اشاره به شجره‌نامهٔ یکی از طوایف اسرائیل یعنی طایفهٔ لاوی این چهار نسل را محاسبه کنیم:‏ لاوی (‏نسل اول از زمان ورود به سرزمین مصر)‏،‏ قُهات (‏نسل دوم)‏،‏ عَمرام (‏نسل سوم)‏ و موسی (‏نسل چهارم)‏ که اسرائیلیان را از مصر بیرون آورد.‏—‏خر ۶:‏۱۶،‏ ۱۸،‏ ۲۰.‏

خواندن کتاب مقدّس

(‏پیدایش ۱۵:‏۱-‏۲۱)‏ پس از این وقایع،‏ کلام خداوند در رؤیا به اَبرام در رسیده،‏ گفت:‏ «ای اَبرام،‏ مترس!‏ من سپر تو هستم و تو را پاداشی بس عظیم خواهد بود.‏» ۲ ولی اَبرام گفت:‏ «ای خداوندگارْ یهوه،‏ مرا چه خواهی داد،‏ زیرا که من بی‌فرزند مانده‌ام و وارث خانه‌ام اِلعازار دمشقی است؟‏» ۳ و اَبرام گفت:‏ «اینک مرا نسلی ندادی؛‏ پس خانه‌زادم وارث من خواهد بود.‏» ۴ در ساعت،‏ کلام خداوند به او در رسیده گفت:‏ «این مرد وارث تو نخواهد بود،‏ بلکه کسی که از صُلب تو درآید وارث تو خواهد بود.‏» ۵ و اَبرام را بیرون برده،‏ گفت:‏ «به سوی آسمان بنگر و ستارگان را بشمار،‏ اگر بتوانی آنها را بشماری!‏» آنگاه به اَبرام فرمود:‏ «نسل تو نیز چنین خواهد بود.‏» ۶ اَبرام به خداوند ایمان آورد،‏ و او این را برای وی پارسایی به شمار آورد.‏ ۷ و خداوند وی را گفت:‏ «مَنَم آن خداوند که تو را از اورِ کَلدانیان بیرون آوردم تا این سرزمین را به ملکیت به تو بخشم.‏» ۸ اما اَبرام گفت:‏ «ای خداوندگارْ یهوه،‏ از کجا بدانم که مالک آن خواهم شد؟‏» ۹ وی را گفت:‏ «گوسالهٔ ماده‌ای سه ساله و بز ماده‌ای سه ساله و قوچی سه ساله،‏ و قمری و جوجه کبوتری برایم بیاور.‏» ۱۰ اَبرام این همه را نزد وی آورد و آنها را از میان دو پاره کرد و نیمه‌ها را در برابر یکدیگر نهاد؛‏ ولی مرغان را پاره نکرد.‏ ۱۱ و چون لاشخورها بر لاشه‌ها فرود آمدند،‏ اَبرام آنها را راند.‏ ۱۲ هنگامی که خورشید غروب می‌کرد،‏ اَبرام به خوابی عمیق فرو رفت،‏ و اینک تاریکی سخت و ترسناکی او را فرو گرفت.‏ ۱۳ آنگاه خداوند به او فرمود:‏ «یقین بدان که نسل تو در سرزمینی که از آنِ ایشان نیست،‏ غریب خواهند بود و در آنجا ایشان را بندگی خواهند کرد و آنها چهارصد سال بر ایشان ستم خواهند کرد.‏ ۱۴ اما من بر آن قوم که ایشان بندگی آنها را خواهند کرد،‏ مکافات خواهم رسانید،‏ و ایشان پس از آن با اموال فراوان بیرون خواهند آمد.‏ ۱۵ ولی تو به سلامت نزد پدران خویش خواهی رفت و در کهنسالگیِ نیکو به خاک سپرده خواهی شد.‏ ۱۶ سپس در پشت چهارم به اینجا باز خواهند گشت،‏ زیرا تقصیرات اَموریان هنوز به کمال نرسیده است.‏» ۱۷ چون خورشید غروب کرد و هوا تاریک شد،‏ هان آتشدانی پردود و مشعلی سوزان از میان آن پاره‌ها عبور کرد.‏ ۱۸ در آن روز خداوند با اَبرام عهد بست و فرمود:‏ «این سرزمین را به نسل تو می‌بخشم،‏ از رود مصر تا رود بزرگ فُرات،‏ ۱۹ یعنی سرزمین قینیان و قِنِزّیان و قَدمونیان و ۲۰ حیتّیان و فِرِزّیان و رِفائیان،‏ و ۲۱ اَموریان و کنعانیان و جِرجاشیان و یِبوسیان را.‏»

۱۷-‏۲۳ فوریه

گنج‌هایی در کلام خدا | پیدایش ۱۸-‏۱۹

«‹داور تمامی جهان› سُدوم و غَمورَه را نابود کرد»

(‏پیدایش ۱۸:‏۲۳-‏۲۵)‏ آنگاه ابراهیم نزدیک آمد و گفت:‏ «آیا پارسا را با شریر هلاک خواهی کرد؟‏ ۲۴ اگر پنجاه پارسا در شهر باشند،‏ چه؟‏ آیا براستی شهر را نابود خواهی کرد و آن را به‌خاطر پنجاه پارسا که در آنند،‏ نخواهی رهانید؟‏ ۲۵ حاشا از تو که چنین کنی؛‏ که پارسا را با شریر به مرگ بسپاری،‏ به گونه‌ای که پارسا و شریر مساوی باشند.‏ حاشا از تو!‏ آیا داور تمامی جهان عدالت را به جا نخواهد آورد؟‏»

ب۱۷/‏۴ ص ۱۸ ¶۱

«داور تمامی جهان» همواره عادلانه عمل می‌کند

«آیا داور تمامی جهان عدالت را به جا نخواهد آورد؟‏» (‏پیدا ۱۸:‏۲۵)‏ ابراهیم با این پرسش اعتماد خود را به این امر نشان داد که یَهُوَه خدا کاملاً عادلانه سُدوم و غَمورَه را داوری خواهد کرد.‏ ابراهیم اطمینان داشت که یَهُوَه خدا هیچ گاه انصاف را زیر پا نخواهد گذاشت و «پارسا را با شریر» نابود نخواهد کرد.‏ برای ابراهیم چنین عملی از طرف یَهُوَه خدا غیر قابل تصوّر بود.‏ حدود ۴۰۰ سال بعد یَهُوَه در مورد خود چنین گفت:‏ «اوست صخره و کارهایش به کمال،‏ راههایش،‏ جملگی انصاف.‏ او خدای امین و برکنار از بیداد،‏ عادل است او و هم درستکار.‏»—‏تث ۳۱:‏۱۹؛‏ ۳۲:‏۴.‏

(‏پیدایش ۱۸:‏۳۲)‏ گفت:‏ «تمنا اینکه خشم خداوندگار افروخته نشود تا تنها این یک بار سخن بگویم.‏ اگر تنها ده تن در آنجا یافت شوند،‏ چه؟‏» پاسخ داد:‏ «به‌خاطر ده تن،‏ آن را نابود نخواهم کرد.‏»

ب۱۸/‏۸ ص ۳۰ ¶۴

بردباری تحمّل مشکلات و حفظ امیدمان

یَهُوَه خدا والاترین الگوی بردباری برای ماست.‏ (‏۲پطر ۳:‏۱۵)‏ در کتاب مقدّس گزارشات بسیاری وجود دارد که بردباری یَهُوَه را به تصویر می‌کشد.‏ (‏نح ۹:‏۳۰؛‏ اشع ۳۰:‏۱۸)‏ برای مثال،‏ زمانی که یَهُوَه قصد نابودی سُدوم را داشت،‏ ابراهیم در این مورد از او سؤالاتی کرد.‏ یَهُوَه در ابتدا بدون این که صحبت‌های ابراهیم را قطع کند،‏ به سؤالات و نگرانی‌های او صبورانه گوش داد.‏ سپس یَهُوَه نگرانی‌های ابراهیم را بازگو کرد و به این شکل نشان داد که به سخنان او گوش داده است.‏ یَهُوَه همچنین به ابراهیم اطمینان بخشید که حتی اگر فقط ۱۰ فرد درستکار در شهر سُدوم باشند،‏ آن شهر را نابود نخواهد کرد.‏ (‏پیدا ۱۸:‏۲۲-‏۳۳)‏ بله،‏ یَهُوَه همواره با بردباری به سخنان ما گوش می‌دهد و هرگز واکنش تندی نشان نمی‌دهد!‏

(‏پیدایش ۱۹:‏۲۴،‏ ۲۵)‏ آنگاه خداوند بر سُدوم و عَمورَه گوگرد و آتش از جانب خداوند از آسمان بارانید،‏ ۲۵ و آن شهرها و تمام وادی و همهٔ ساکنان شهرها و همهٔ گیاهان زمین را واژگون کرد.‏

ب۱۰ ۱۵/‏۱۱ ص ۲۶ ¶۱۲

یَهُوَه خدای ما،‏ سلطان عالَم!‏

۱۲ ما اطمینان داریم که یَهُوَه به زودی قدرت خود را اِعمال می‌کند چرا که تا ابد شرارت را تحمّل نخواهد کرد.‏ همچنین می‌دانیم که در روزهای آخر دنیای شیطان به سر می‌بریم.‏ یَهُوَه در دوران نوح شریران را نابود کرد.‏ او همچنین شهرهای سُدُوم و عَمُورَه را با آتش هلاک و فرعون و لشکرش را در دریا غرق ساخت.‏ سیسرا با لشکرش و سَنْخاریب آشوری با لشکرش نتوانستند با قادر مطلق مقابله کنند و از بین رفتند.‏ (‏پیدا ۷:‏۱،‏ ۲۳؛‏ ۱۹:‏۲۴،‏ ۲۵؛‏ خرو ۱۴:‏۳۰،‏ ۳۱؛‏ داو ۴:‏۱۵،‏ ۱۶؛‏ ۲پاد ۱۹:‏۳۵،‏ ۳۶)‏ بنابراین می‌توانیم مطمئن باشیم که یَهُوَه خدا اجازه نخواهد داد تا ابد به نامش بی‌حرمتی و با شاهدانش بدرفتاری شود.‏ به علاوه،‏ امروزه نشان حضور عیسی را می‌بینیم که نمایانگر نابودی غریب‌الوقوع دنیای شیطان است.‏—‏مت ۲۴:‏۳.‏

کندوکاو برای یافتن گوهرهای روحانی

(‏پیدایش ۱۸:‏۱)‏ روزی خداوند در بلوطستان مَمری بر ابراهیم ظاهر شد،‏ آنگاه که او در گرمای روز به دَرِ خیمهٔ خویش نشسته بود.‏

(‏پیدایش ۱۸:‏۲۲)‏ پس آن مردان از آنجا روی گردانیده،‏ به جانب سُدوم رفتند،‏ اما ابراهیم همچنان در حضور خداوند ایستاده بود.‏

ب۸۸-‏⁦E⁩ ۱۵/‏۵ ص ۲۳ ¶۴-‏۵

آیا کسی تا به حال خدا را دیده است؟‏

چرا ابراهیم فرشتهٔ خدا را که به صورت انسان ظاهر شده بود،‏ طوری خطاب کرد که گویی با خود یَهُوَه صحبت می‌کند؟‏ از آنجا که این فرشته نمایندهٔ یَهُوَه بود و دقیقاً پیام او را به ابراهیم رساند،‏ در کتاب مقدّس آمده است که ‹یَهُوَه بر ابراهیم ظاهر شد.‏›—‏پیدایش ۱۸:‏۱.‏

به خاطر داشته باشید که فرشتگان خدا قادرند پیام‌های او را همان گونه که تلفن یا رادیو صدای ما را به گوش دیگران می‌رسانند،‏ به گوش خادمانش برسانند.‏ بنابراین،‏ درک می‌کنیم که چرا ابراهیم،‏ موسی و مانوح هنگام گفتگو با فرشتگان،‏ یَهُوَه را مخاطب قرار دادند.‏ هرچند آنان توانستند فرشتگان و جلال یَهُوَه را که از خود بازتاب می‌کردند ببینند،‏ اما قادر نبودند خود یَهُوَه را ببینند.‏ پس این گزارشات با گفتهٔ یوحنای رسول هیچ تناقضی ندارد که گفت:‏ «هیچ انسانی هرگز خدا را ندیده است.‏» (‏یوحنا ۱:‏۱۸)‏ آنچه این خادمان خدا دیدند،‏ فرشتگان یَهُوَه بودند،‏ نه خود او.‏

(‏پیدایش ۱۹:‏۲۶)‏ اما زن لوط به پشت سر نگریست،‏ و ستونی از نمک گردید.‏

ب۱۹/‏۶ ص ۲۰ ¶۳

کمک به افراد مضطرب و نگران

۳ لوط تصمیم گرفت به شهر سُدوم که مملو از غیراخلاقیات بود نقل‌مکان کند.‏ به راستی که تصمیم او اشتباه بود!‏ (‏۲پِطرُس ۲:‏۷،‏ ۸ خوانده شود.‏)‏ با این که آنجا منطقه‌ای سرسبز و مرفه بود،‏ لوط با مشکلات زیادی روبرو شد.‏ (‏پیدا ۱۳:‏۸-‏۱۳؛‏ ۱۴:‏۱۲)‏ ظاهراً همسر لوط به‌قدری به آن شهر یا برخی ساکنانش وابسته شده بود که حتی از یَهُوَه نافرمانی کرد و زمانی که یَهُوَه آتش و گوگرد بر آن شهر بارانید،‏ زندگی‌اش را از دست داد.‏ نامزدهای دختران لوط نیز در شهر سُدوم مردند.‏ لوط خانه و دارایی و از همه بدتر همسرش را از دست داد.‏ (‏پیدا ۱۹:‏۱۲-‏۱۴،‏ ۱۷،‏ ۲۶)‏ آیا یَهُوَه در این شرایط،‏ همچنان با لوط صبورانه برخورد کرد؟‏

خواندن کتاب مقدّس

(‏پیدایش ۱۸:‏۱-‏۱۹)‏ روزی خداوند در بلوطستان مَمری بر ابراهیم ظاهر شد،‏ آنگاه که او در گرمای روز به دَرِ خیمهٔ خویش نشسته بود.‏ ۲ ابراهیم سر بلند کرد و دید که اینک سه مرد مقابل او ایستاده‌اند.‏ چون آنان را دید،‏ از دَرِ خیمه به پیشواز ایشان شتافت،‏ و روی بر زمین نهاد،‏ ۳ و گفت:‏ «سرورم،‏ اگر بر من نظر لطف داری،‏ از نزد بندهٔ خود مگذر.‏ ۴ بگذار اندک آبی برای شستن پایهایتان بیاورند،‏ و زیر درخت بیارامید،‏ ۵ و لقمه نانی بیاورم تا بخورید و نیرو بگیرید و پس از آن رهسپار شوید،‏ چراکه شما را بر بندهٔ خود گذر افتاده است.‏» پاسخ دادند:‏ «آنچه گفتی بکن.‏» ۶ پس ابراهیم به خیمه نزد سارا شتافت و گفت:‏ «بشتاب!‏ سه پیمانه آرد مرغوب برگرفته،‏ خمیر کن و گِرده‌نانها بپز.‏» ۷ آنگاه به سوی رمه دوید و گوساله‌ای جوان و خوب برگزید و آن را به غلامی سپرد تا زود آماده کند.‏ ۸ سپس خامه و شیر و گوساله‌ای را که آماده کرده بود،‏ آورد و پیش روی ایشان نهاد.‏ و خود زیر درخت نزد ایشان ایستاد تا خوردند.‏ ۹ به وی گفتند:‏ «همسرت سارا کجاست؟‏» گفت:‏ «در خیمه است.‏» ۱۰ آنگاه یکی از آنها گفت:‏ «به‌یقین،‏ سال بعد،‏ همین وقت نزد تو باز خواهم گشت،‏ و همسرت سارا را پسری خواهد بود.‏» و سارا به در خیمه که پشت سر او بود،‏ می‌شنید.‏ ۱۱ ابراهیم و سارا پیر و سالخورده بودند،‏ و عادت زنان از سارا منقطع شده بود.‏ ۱۲ پس سارا در دل خود خندید و گفت:‏ «آیا پس از آنکه فرسوده‌گشته‌ام و سرورم نیز پیر شده است،‏ مرا لذت خواهد بود؟‏» ۱۳ آنگاه خداوند به ابراهیم گفت:‏ «سارا چرا خندید و گفت:‏ ”‏آیا اکنون که پیر شده‌ام،‏ براستی فرزندی خواهم زاد؟‏“‏ ۱۴ آیا هیچ کاری هست که برای خداوند دشوار باشد؟‏ در موعد مقرر،‏ سال بعد،‏ همین وقت نزد تو باز خواهم گشت و سارا را پسری خواهد بود.‏» ۱۵ اما سارا انکار کرد و گفت:‏ «نخندیدم،‏» زیرا ترسیده بود.‏ اما او گفت:‏ «نه،‏ بلکه خندیدی.‏» ۱۶ آنگاه آن مردان از آنجا روانه شده،‏ روی به جانب سُدوم نهادند.‏ و ابراهیم با آنان رفت تا ایشان را بدرقه کند.‏ ۱۷ آنگاه خداوند گفت:‏ «آیا آنچه می‌کنم،‏ از ابراهیم پنهان دارم؟‏ ۱۸ حال آنکه از ابراهیم بی‌گمان قومی بزرگ و نیرومند پدید خواهد آمد و همهٔ قومهای زمین به واسطهٔ او برکت خواهند یافت.‏ ۱۹ زیرا او را برگزیده‌ام تا فرزندان و اهل خانهٔ خویش را پس از خود،‏ امر فرماید که با به جا آوردن پارسایی و عدالت،‏ طریق خداوند را نگاه دارند،‏ تا خداوند آنچه را که به ابراهیم وعده داده است،‏ نصیب او گرداند.‏»

۲۴ فوریه–‏۱ مارس

گنج‌هایی در کلام خدا | پیدایش ۲۰-‏۲۱

«یَهُوَه همیشه به قول خود عمل می‌کند»

(‏پیدایش ۲۱:‏۱-‏۳)‏ و اما خداوند چنانکه گفته بود،‏ به یاری سارا آمد؛‏ و خداوند آنچه را که وعده داده بود،‏ برای سارا به جا آورد.‏ ۲ پس سارا باردار شد و برای ابراهیم در پیریِ او پسری به دنیا آورد،‏ در همان زمان که خدا به او وعده داده بود.‏ ۳ ابراهیم پسر خود را که سارا برایش زاده بود،‏ اسحاق نامید؛‏

ب‌ع۱۷/‏۵ ص ۱۴-‏۱۵

خدا او را «شاهزاده» خواند

آیا خندهٔ سارا نشانهٔ ضعف ایمان بود؟‏ به هیچ وجه.‏ کتاب مقدّس می‌گوید:‏ «با ایمان بود که سارا هرچند از سن بارداری گذشته بود،‏ توانایی یافت تا نطفهٔ فرزندی در او بسته شود،‏ چون وعده‌دهنده را امین شمرد.‏» (‏عبرانیان ۱۱:‏۱۱)‏ سارا یَهُوَه را می‌شناخت و به‌خوبی می‌دانست که او به تمام وعده‌هایش جامهٔ عمل می‌پوشاند.‏ همهٔ ما می‌توانیم با کسب شناخت بیشتر در مورد یَهُوَه چنین ایمانی را در خود پرورش دهیم.‏ همچنین با کسب چنین شناختی خواهیم دید که چرا سارا تا این حد به یَهُوَه ایمان داشت.‏ یَهُوَه،‏ خدایی وفادار است که همواره به وعده‌هایش عمل می‌کند.‏ او گاهی اوقات طوری به وعده‌هایش عمل می‌کند که شاید ما انتظارش را نداشته باشیم و به‌قدری شگفت‌زده شویم که خنده بر لب آوریم!‏

«سخن سارا را .‏ .‏ .‏ بشنو»

سرانجام سارا در سن ۹۰ سالگی طعم لحظه‌ای را چشید که در تمام زندگی انتظارش را می‌کشید.‏ او و همسر عزیزش ابراهیم صاحب پسری شده بودند.‏ ابراهیم در آن زمان ۱۰۰ سال داشت!‏ او مطابق فرمان خدا،‏ فرزندشان را اسحاق نام نهاد.‏ سارا را تصوّر کنید که با وجود خستگی،‏ لبخندی بر لب داشت و گفت:‏ «خدا خنده برایم ساخت،‏ و هر که بشنود،‏ با من خواهد خندید.‏» (‏پیدایش ۲۱:‏۶)‏ یَهُوَه با دادن این هدیهٔ شگفت‌انگیز به مابقی زندگی سارا شادی و لذّت بسیاری بخشید.‏ با این حال،‏ تولّد اسحاق مسئولیت‌های بزرگی را نیز برای سارا به همراه داشت.‏

اسحاق ۵ ساله بود که او را از شیر گرفتند و خانواده‌اش به همین مناسبت جشنی برگزار کردند.‏ اما پس از آن،‏ اتفاقات ناخوشایندی رخ داد.‏ در کتاب مقدّس آمده است که سارا متوجه رفتاری ناخوشایند بود.‏ در آن زمان اسماعیل،‏ فرزند هاجر ۱۹ سال داشت و مرتباً اسحاق را که کودکی بیش نبود،‏ مسخره می‌کرد.‏ برای سارا کاملاً واضح بود که این رفتار تنها شیطنت‌هایی کودکانه نیست و می‌توانست آسیب‌هایی جدّی برای فرزندش در پی داشته باشد.‏ پولُس رسول نیز بعدها تحت الهام خدا رفتار اسماعیل را نوعی اذیت و آزار خواند.‏ سارا به‌خوبی می‌دانست که اسحاق علاوه بر این که فرزندش است،‏ نقشی اساسی در تحقق وعدهٔ یَهُوَه نیز دارد.‏ از این رو،‏ نزد ابراهیم رفت تا صریحاً با او صحبت کند.‏ او از ابراهیم خواست که هاجر و اسماعیل را از خانه بیرون کند.‏—‏پیدایش ۲۱:‏۸-‏۱۰؛‏ غَلاطیان ۴:‏۲۲،‏ ۲۳،‏ ۲۹.‏

واکنش ابراهیم چه بود؟‏ کتاب مقدّس می‌گوید:‏ «این امر در نظر ابراهیم به‌خاطر پسرش بس ناپسند آمد.‏» او اسماعیل را دوست داشت و احساسات پدرانه‌اش اجازه نمی‌داد که منطقی به این موضوع نگاه کند.‏ اما یَهُوَه که شاهد ماجرا بود به ابراهیم گفت:‏ «به‌خاطر پسر و کنیزت ناخشنود مباش.‏ سخن سارا را در هرآنچه به تو می‌گوید بشنو،‏ زیرا نسل تو از اسحاق خوانده خواهد شد.‏» به علاوه،‏ یَهُوَه به ابراهیم اطمینان داد که به نیازهای هاجر و اسماعیل رسیدگی خواهد کرد.‏ ابراهیم نیز از یَهُوَه اطاعت کرد.‏—‏پیدایش ۲۱:‏۱۱-‏۱۴.‏

(‏پیدایش ۲۱:‏۵-‏۷)‏ ابراهیم صد ساله بود که پسرش اسحاق برای او زاده شد.‏ ۶ و سارا گفت:‏ «خدا خنده برایم ساخت،‏ و هر که بشنود،‏ با من خواهد خندید.‏» ۷ و نیز گفت:‏ «چه کسی می‌توانست به ابراهیم بگوید که سارا فرزندان را شیر خواهد داد؟‏ با این حال،‏ در سن پیری او پسری برایش زادم.‏»

(‏پیدایش ۲۱:‏۱۰-‏۱۲)‏ پس به ابراهیم گفت:‏ «این کنیز را با پسرش بیرون کن،‏ زیرا پسر این کنیز با پسر من اسحاق میراث نخواهد برد.‏» ۱۱ اما این امر در نظر ابراهیم به‌خاطر پسرش بس ناپسند آمد.‏ ۱۲ ولی خدا به ابراهیم فرمود:‏ «به‌خاطر پسر و کنیزت ناخشنود مباش.‏ سخن سارا را در هرآنچه به تو می‌گوید بشنو،‏ زیرا نسل تو از اسحاق خوانده خواهد شد.‏

(‏پیدایش ۲۱:‏۱۴)‏ پس ابراهیم صبح زود برخاست،‏ و نان و مَشکی آب برگرفت و به هاجَر داد.‏ او آنها را بر دوش هاجَر نهاد و سپس او را با پسر روانه کرد.‏ هاجَر رفته،‏ در بیابان بِئِرشِبَع می‌گشت.‏

کندوکاو برای یافتن گوهرهای روحانی

(‏پیدایش ۲۰:‏۱۲)‏ وانگهی،‏ او براستی خواهر من و دختر پدرم است،‏ ولی نه دختر مادرم؛‏ و همسر من گشت.‏

ب‌ع۱۷/‏۳ ص ۱۲،‏ پاورقی

«تو زنی زیباروی هستی»

سارا خواهر ناتنی ابراهیم بود.‏ تارَح پدر آنان بود و آنان از مادر جدا بودند.‏ (‏پیدایش ۲۰:‏۱۲)‏ البته امروزه چنین ازدواجی صحیح نیست.‏ باید در نظر داشته باشیم که در آن زمان وضعیت کاملاً متفاوت بود.‏ انسان‌ها به کاملیت نزدیک‌تر بودند یعنی به وضعیت جسمی‌ای بدون عیب و نقص که آدم و حوّا از آن برخوردار بودند و از دست دادند.‏ ظاهراً در آن وضعیت جسمی،‏ ازدواج با خویشاوند نزدیک،‏ از نظر ژنتیک خطری برای فرزندان نداشت.‏ اما ۴۰۰ سال بعد از آن طول عمر انسان‌ها همچون امروز بود و در شریعت موسی هر گونه رابطهٔ جنسی با خویشاوندان نزدیک منع شد.‏—‏لاویان ۱۸:‏۶.‏

(‏پیدایش ۲۱:‏۳۳)‏ ابراهیم در بِئِرشِبَع درختچهٔ گزی کاشت،‏ و در آنجا نام خداوند،‏ خدای سرمدی،‏ را خواند.‏

ب۸۹-‏⁦E⁩ ۱/‏۷ ص ۲۰ ¶۹

ابراهیم برای همهٔ کسانی که خواهان دوستی با خدا هستند نمونه‌ای بارز از خود به جا گذاشت

۹ ابراهیم از روی ایمان وارد عمل شد و ‹برای یَهُوَه مذبحی ساخت.‏› (‏پیدایش ۱۲:‏۷)‏ از آنجا که واژهٔ «مذبح» در زبان عبری به معنی «مکان ذبح» است،‏ ابراهیم به احتمال قوی حیوانی بر آن مذبح قربانی کرد.‏ بعدها ابراهیم با ساخت مذبح‌هایی دیگر در نقاط مختلف آن سرزمین ایمانش را در عمل نشان داد.‏ به علاوه،‏ او ‹نام خداوند را خواند.‏› (‏پیدایش ۱۲:‏۸؛‏ ۱۳:‏۱۸؛‏ ۲۱:‏۳۳)‏ عبارت ‹خواندن نام خداوند› در زبان عبری مفهوم ‹اعلام نام خداوند به دیگران› را در بر دارد.‏ پس اهل خانهٔ ابراهیم و ساکنان سرزمین کنعان به حتم می‌شنیدند که ابراهیم شجاعانه نام خدای خود یعنی یَهُوَه را اعلام می‌کرد.‏ (‏پیدایش ۱۴:‏۲۲-‏۲۴)‏ مشابهاً امروزه همهٔ کسانی که خواهان دوستی با خدا هستند،‏ باید از روی ایمانشان نام خدا را ‹بخوانند.‏› ‹خواندن نام خداوند› شامل اعلام نام او در موعظه هم می‌شود،‏ زیرا با شرکت در این فعالیت می‌توانیم «همواره قربانی حمد و ستایش را به خدا تقدیم کنیم؛‏ یعنی ثمرهٔ لب‌هایمان را که با آن‌ها نام او را به همگان اعلام می‌کنیم.‏»—‏عبرانیان ۱۳:‏۱۵؛‏ رومیان ۱۰:‏۱۰.‏

خواندن کتاب مقدّس

(‏پیدایش ۲۰:‏۱-‏۱۸)‏ باری،‏ ابراهیم از آنجا به سوی منطقهٔ نِگِب کوچ کرد و میان قادِش و شور ساکن شد و مدتی در جِرار غربت پذیرفت.‏ ۲ او دربارهٔ همسرش سارا گفت که «او خواهر من است.‏» و اَبیمِلِک پادشاه جِرار فرستاده،‏ سارا را گرفت.‏ ۳ اما شبی خدا در خواب به اَبیمِلِک ظاهر گشت و به او گفت:‏ «اینک به سبب زنی که گرفته‌ای می‌میری،‏ چراکه او زنی شوهردار است.‏» ۴ و اَبیمِلِک هنوز به سارا نزدیک نشده بود؛‏ پس گفت:‏ «خداوندگارا،‏ آیا قومی بی‌گناه را هلاک خواهی کرد؟‏ ۵ مگر ابراهیم به من نگفت:‏ ”‏او خواهر من است“‏؟‏ و مگر سارا نیز نگفت:‏ ”‏او برادر من است“‏؟‏ من این کار را با راست‌دلی و پاک‌دستی کردم.‏» ۶ آنگاه خدا در خواب به او گفت:‏ «آری،‏ می‌دانم که این کار را با راست‌دلی کردی،‏ و من بودم که تو را بازداشتم تا به من گناه نورزی.‏ از همین روست که نگذاشتم او را لمس کنی.‏ ۷ پس اکنون همسر آن مرد را به او بازگردان،‏ زیرا او نبی است،‏ و برایت دعا خواهد کرد و زنده خواهی ماند.‏ اما اگر همسرش را بازنگردانی،‏ بدان که تو و هر که از آنِ تو باشد،‏ به‌یقین خواهید مرد.‏» ۸ بامدادان،‏ اَبیمِلِک زود برخاست و همهٔ خادمان خویش را فرا خواند،‏ و همهٔ این امور را بدیشان بازگفت.‏ آنان بسیار ترسیدند.‏ ۹ آنگاه اَبیمِلِک ابراهیم را فرا خواند و به او گفت:‏ «این چیست که به ما کردی؟‏ چه گناهی به تو ورزیده بودم که من و مملکتم را به تقصیری بزرگ آلوده ساختی و کارهای ناکردنی با من کردی؟‏» ۱۰ و اَبیمِلِک از ابراهیم پرسید:‏ «چه دیدی که این کار را کردی؟‏» ۱۱ ابراهیم پاسخ داد:‏ «با خود گفتم:‏ ”‏در این مکان هیچ ترسی از خدا نیست،‏ و مرا به سبب همسرم خواهند کشت.‏“‏ ۱۲ وانگهی،‏ او براستی خواهر من و دختر پدرم است،‏ ولی نه دختر مادرم؛‏ و همسر من گشت.‏ ۱۳ و هنگامی که خدا مرا از خانهٔ پدرم آواره کرد،‏ به همسرم گفتم:‏ ”‏محبتی که باید در حق من بکنی این است که هر جا برویم،‏ دربارهٔ من بگویی:‏ او برادر من است.‏“‏» ۱۴ پس اَبیمِلِک گوسفندان و گاوان و غلامان و کنیزان گرفته،‏ به ابراهیم بخشید،‏ و همسرش سارا را به وی بازگردانید.‏ ۱۵ و اَبیمِلِک گفت:‏ «اینک سرزمین من پیش روی توست؛‏ هر جا که می‌پسندی،‏ ساکن شو.‏» ۱۶ و به سارا گفت:‏ «به برادرت هزار پاره نقره دادم.‏ این نشان بی‌گناهی توست در برابر چشمان همهٔ کسانی که با تو هستند؛‏ تو نزد همگان مبرا هستی.‏» ۱۷ آنگاه ابراهیم نزد خدا دعا کرد،‏ و خدا اَبیمِلِک و همسرش و همهٔ کنیزانش را شفا بخشید تا باز صاحب فرزندان شدند،‏ ۱۸ زیرا خداوند به‌خاطر سارا همسر ابراهیم،‏ رَحِم همهٔ اهل خانهٔ اَبیمِلِک را بسته بود.‏

    نشریات فارسی (‏۱۹۹۳-‏۲۰۲۷)‏
    خروج
    ورود
    • فارسی
    • هم‌رسانی
    • تنظیم سایت
    • Copyright © 2026 Watch Tower Bible and Tract Society of Pennsylvania
    • شرایط استفاده
    • حفظ اطلاعات شخصی
    • تنظیمات مربوط به حریم شخصی
    • JW.ORG
    • ورود
    هم‌رسانی