مأخذ جزوهٔ کار و آموزش
۵-۱۱ اکتبر
گنجهایی در کلام خدا | خروج ۳۱-۳۲
«از بتپرستی بگریزید»
(خروج ۳۲:۱) چون قوم دیدند فرود آمدن موسی از کوه به درازا کشید، گِرد هارون جمع شده گفتند: «بیا برای ما خدایان بساز تا پیش روی ما بروند. زیرا نمیدانیم بر سر این مرد، موسی، که ما را از سرزمین مصر بیرون آورد، چه آمده است.»
همچنان که به ‹روز یَهُوَه› نزدیک میشویم به سوی بلوغ پیش رویم
۱۱ در شرایط دشوار انسان پی میبرد چندان هم به کار بستن آموختههایش آسان نیست. برای مثال، اندکی پس از آن که یَهُوَه اسرائیلیان را از مصر آزاد کرد، آنان به دلیل نبود آب آشامیدنی ‹با موسی منازعه کردند› و ‹یَهُوَه را امتحان نمودند.› (خرو ۱۷:۱-۴) آنان با خدا عهد بسته بودند که ‹همهٔ سخنانی را که یَهُوَه گفته است به جا آورند.› اما هنوز دو ماه از این عهدشان نگذشته بود که از یکی از سخنان مهم یَهُوَه سرپیچی کردند و پرستششان را به بتپرستی آلوده ساختند. (خرو ۲۴:۳، ۱۲-۱۸؛ ۳۲:۱، ۲، ۷-۹) آیا غیبت طولانی موسی زمانی که برای کسب راهنمایی به کوه حوریب رفته بود در آنان ترس و دلهره به وجود آورده بود؟ آیا میترسیدند که عَمالیقیها بار دیگر به آنان حمله کنند و بدون وجود موسی که نگاه داشتن دستش سبب شکست سپاه عَمالیق شده بود، از آنان شکست خورند؟ (خرو ۱۷:۸-۱۶) به هر دلیلی که بود، آنان ‹نخواستند مطیع شوند› و از حکم صریح خدا نافرمانی کردند. (اعما ۷:۳۹-۴۱) پولُس رسول به مسیحیان تأکید کرد که در اطاعت از یَهُوَه «جد و جهد» نمایند، مبادا مانند اسرائیلیانی که از ورود به سرزمین موعود واهمه داشتند از یَهُوَه «نافرمانی» کنند.—عبر ۴:۳، ۱۱.
(خروج ۳۲:۴-۶) هارون آن را از دست ایشان گرفته، با قلم شکل داد و به صورت گوسالهای ریختهشده درآورد. آنگاه ایشان گفتند: «ای اسرائیل، اینها هستند خدایان تو که تو را از سرزمین مصر بیرون آوردند.» ۵ هارون چون این را دید، مذبحی در برابر آن گوساله بنا کرد و اعلام نمود: «فردا جشنی برای خداوند خواهد بود.» ۶ پس قوم سحرگاهان برخاستند و قربانیهای تمامسوز و قربانیهای رفاقت تقدیم کردند. سپس به خوردن و نوشیدن نشستند و به جهت لَهو و لَعِب به پا خاستند.
با اطاعت شاهد تحقق وعدههای تضمینشدهٔ خدا باشید
۱۲ یَهُوَه بلافاصله مطابق با عهدش با اسرائیل دست به کار شد. او ترتیبی داد تا خیمهای برپا شود و کاهنانی را گماشت تا او را در آن خیمه خدمت کنند. این کاهنان پُلی بودند تا انسانهای گناهکار به خدا نزدیک شوند. ولی قوم اسرائیل خیلی زود فراموش کردند که خود را به خدا وقف کردهاند. در نتیجه «قدوس اسرائیل را آزردند!» (مز ۷۸:۴۱، ترجمهٔ هزارهٔ نو) برای مثال، حینی که موسی بر کوه سینا دستورالعملهایی بیشتر دریافت میکرد، اسرائیلیان بیطاقت شدند و ایمانشان را به خدا از دست دادند. آنان فکر کردند که موسی رهایشان کرده است. بنابراین گوسالهای طلایی ساختند و به قوم گفتند: «ای اسرائیل، این خدای ماست که ما را از زمین مصر بیرون آورد.» (خرو ۳۲:۱، ۴، ترجمهٔ هزارهٔ نو) سپس جشنی گرفتند و آن را «عید یَهُوَه» نامیدند و در برابر بت ساختهشدهٔ دست بشر سجده کردند و قربانی گذراندند. یَهُوَه با مشاهدهٔ این وقایع به موسی گفت: «از آن طریقی که بدیشان امر فرمودهام، [سریع] انحراف» ورزیدهاند. (خرو ۳۲:۵، ۶، ۸) بعد از آن نیز قوم اسرائیل بارها به خدا قول دادند و آن را شکستند.—اعد ۳۰:۲.
(خروج ۳۲:۹، ۱۰) پس خداوند به موسی گفت: «من این قوم را دیدهام که همانا قومی گردنکشند. ۱۰ اکنون مرا واگذار تا خشمم بر آنها شعلهور شده، ایشان را بسوزانم. آنگاه از تو قومی عظیم به وجود خواهم آورد.»
چه کسی طرف یَهُوَه است؟
۱۴ اسرائیلیان میدانستند که از دید یَهُوَه بتپرستی گناهی جدّی محسوب میشود. (خرو ۲۰:۳-۵) با این حال گوسالهٔ طلایی را پرستیدند! آنان در واقع خود را فریب میدادند. زیرا با وجود نافرمانی از یَهُوَه، فکر میکردند که هنوز طرف یَهُوَه را گرفته و به او وفادار بودند. تا حدّی که حتی هارون مراسم پرستش گوسالهٔ طلایی را «عید یَهُوَه» خواند! (خرو ۳۲:۵، ترجمهٔ قدیم) بله، قوم اسرائیل به یَهُوَه خیانت کرد. واکنش یَهُوَه چه بود؟ او به موسی گفت که مردم «فساد کردهاند» و ‹از راهی که بدیشان امر فرمودم انحراف ورزیدند.› یَهُوَه بسیار خشمگین شد و حتی به این فکر کرد که قوم اسرائیل را به کلّی نابود کند.—خرو ۳۲:۵-۱۰.
کندوکاو برای یافتن گوهرهای روحانی
(خروج ۳۱:۱۷) این روز تا به ابد میان من و بنیاسرائیل نشانهای خواهد بود، زیرا که خداوند در شش روز آسمان و زمین را ساخت، ولی در روز هفتم فراغت جسته، بیاسود.“»
زمانی برای کار و زمانی برای استراحت
۴ آیا الگویی که یَهُوَه و عیسی در سختکوشی از خود بجا گذاشتند، بدین معنی است که ما هرگز نباید استراحت کنیم؟ از آنجایی که یَهُوَه هرگز خسته نمیشود، نیازی به استراحت ندارد. در کتاب مقدّس آمده است که او پس از آفرینش آسمانها و زمین ‹استراحت کرد.› (خرو ۳۱:۱۷؛ ترجمهٔ تفسیری) در واقع، مفهوم این آیه این است که یَهُوَه به آفرینش پایان داد و از آنچه آفریده بود لذّت برد. عیسی نیز با این که طی زندگی زمینیاش سخت کار میکرد، زمانی را به استراحت و صرف غذا در کنار دوستانش اختصاص میداد.—مت ۱۴:۱۳؛ لو ۷:۳۴.
(خروج ۳۲:۳۲، ۳۳) حال اگر ممکن باشد گناه ایشان را ببخشا، وگرنه مرا از دفتری که نگاشتهای محو ساز.» ۳۳ خداوند در جواب موسی گفت: «هر که را که به من گناه ورزیده است از دفتر خود محو خواهم ساخت.
ما به یَهُوَه تعلّق داریم
۸ وقتی نام ما در «کتاب یادبود» یَهُوَه نوشته میشود، مسئولیتهایی نیز به ما واگذار میشود. مَلاکی در کتابش تأکید میکند که ما باید خداترس باشیم و بر نام یَهُوَه تعمّق کنیم. اگر هر چیز یا هر کس دیگری را به جز یَهُوَه بپرستیم، ناممان از کتاب یادبود او پاک میشود.—خرو ۳۲:۳۳؛ مز۶۹:۲۸.
۹ وقف ما به یَهُوَه بسیار فراتر از این است که وعده دهیم خواست او را انجام بدهیم و تعمید بگیریم. پرستش یَهُوَه امری دائمی است و ما باید با روش زندگیمان نشان دهیم که او را میپرستیم. ما تا زمانی که زندهایم، باید هر روزه با اعمالمان نشان دهیم که مطیع یَهُوَه هستیم.—۱پطر ۴:۱، ۲.
خواندن کتاب مقدّس
(خروج ۳۲:۱۵-۳۵) آنگاه موسی برگشت و در حالی که دو لوح شهادت را در دست داشت، از کوه به زیر آمد. بر هر دو طرف لوحها، یعنی پشت و روی آنها، نوشته شده بود. ۱۶ لوحها کارِ دست خدا بود و نوشته، نوشتهٔ خدا بود که بر لوحها حک شده بود. ۱۷ چون یوشَع آواز قوم را شنید که فریاد برمیآوردند، به موسی گفت: «آواز جنگ از اردوگاه به گوش میرسد.» ۱۸ موسی گفت: «این نه آواز پیروزی است نه آواز شکست؛ بلکه آواز سرایندگان است که به گوش من میرسد.» ۱۹ چون موسی به اردوگاه نزدیک شد و آن گوساله و رقص مردم را دید، خشمش شعلهور گشت و لوحها را از دستان خود به زیر افکنده، آنها را پای کوه شکست. ۲۰ او گوسالهای را که ایشان ساخته بودند گرفته، در آتش سوزانید و آن را خرد کرده به صورت گَرد درآورد و بر آب پاشید و به بنیاسرائیل نوشانید. ۲۱ موسی رو به هارون کرد و گفت: «این قوم به تو چه کرده بودند که چنین گناه عظیمی بر ایشان آوردی؟» ۲۲ هارون در پاسخ گفت: «سرور من، خشمگین مباش. تو خود این قوم را میشناسی و میدانی که به بدی گرایش دارند. ۲۳ آنها به من گفتند: ”برای ما خدایان بساز تا پیش روی ما بروند، زیرا نمیدانیم بر سر این مرد، موسی، که ما را از سرزمین مصر بیرون آورد، چه آمده است.“ ۲۴ پس بدیشان گفتم: ”هر کس زیوری از طلا دارد، به در آورد.“ پس ایشان طلای خود را به من دادند و من آن را در آتش انداختم، و این گوساله بیرون آمد!» ۲۵ چون موسی دید که قوم افسارگسیخته شدهاند زیرا هارون آنها را واگذاشته بود تا افسار بگسلند و مضحکه دشمنان شوند، ۲۶ پس در مدخل اردوگاه ایستاد و گفت: «هر که طرف خداوند است نزد من آید.» پس تمام لاویان نزد او گرد آمدند. ۲۷ آنگاه موسی خطاب بدیشان گفت: «یهوه خدای اسرائیل چنین میفرماید: ”هر کس شمشیرش را به پهلوی خود ببندد و در میان اردوگاه از یک سر تا سر دیگر حرکت کند و هر کس برادر، دوست و همسایهٔ خود را بکشد.“» ۲۸ لاویان طبق گفتهٔ موسی عمل کردند، و در آن روز نزدیک سه هزار تن از قوم کشته شدند. ۲۹ آنگاه موسی گفت: «امروز خویشتن را وقف خداوند کنید تا او امروز شما را برکت دهد، زیرا هر یک از شما بر ضد پسر و برادر خود به پا خاستید.» ۳۰ روز بعد موسی خطاب به قوم گفت: «شما مرتکب گناهی عظیم شدهاید. اما اکنون من نزد خداوند برمیآیم، شاید بتوانم گناهتان را کفّاره کنم.» ۳۱ پس موسی نزد خداوند بازگشت و گفت: «آه که این مردمان چه گناه عظیمی کردهاند! آنان خدایانی از طلا برای خود ساختهاند. ۳۲ حال اگر ممکن باشد گناه ایشان را ببخشا، وگرنه مرا از دفتری که نگاشتهای محو ساز.» ۳۳ خداوند در جواب موسی گفت: «هر که را که به من گناه ورزیده است از دفتر خود محو خواهم ساخت. ۳۴ حال برو و قوم را به مکانی که گفتم هدایت کن، و فرشتهٔ من پیش روی تو خواهد رفت. اما زمانی که برای مجازاتشان بیایم، ایشان را به سبب گناهشان جزا خواهم داد.» ۳۵ و خداوند به سبب گوسالهای که قوم به دست هارون ساخته بودند، بلایی بر آنان فرستاد.
۱۲-۱۸ اکتبر
گنجهایی در کلام خدا | خروج ۳۳-۳۴
«خصوصیات زیبای یَهُوَه»
(خروج ۳۴:۵) آنگاه خداوند در ابر فرود آمد و آنجا با موسی ایستاد، و نام یهوه را ندا کرد.
it-۲-E ص ۴۶۶-۴۶۷
نام
آفرینش جهان هستی گواهی بر وجود خداست، اما نام شخصی و خاص او را بر ما آشکار نمیسازد. (مز ۱۹:۱؛ رو ۱:۲۰) آشنایی با نام خدا فقط به معنی دانستن کلمهٔ یَهُوَه نیست، (۲تو ۶:۳۳) بلکه باید با شخصیت او نیز آشنا شویم؛ شخصیتی که شامل مقاصد، اعمال و صفات اوست. (با ۱پا ۸:۴۱-۴۳؛ ۹:۳، ۷؛ نح ۹:۱۰ مقایسه شود.) برای مثال، به موسی فکر کنید؛ خدا ‹او را به نام میشناخت› یعنی او را بهخوبی میشناخت. (خر ۳۳:۱۲) این افتخار نصیب موسی شد که جلال یَهُوَه را ببیند و نام یَهُوَه را بشنود. (خر ۳۴:۵) اعلام نام یَهُوَه صرفاً تکرار کردن نامش نبود، بلکه اعلام صفات و اعمال او نیز بود؛ «یهوه، یهوه، خدای رحیم و فیّاض، دیر خشم، و آکنده از محبت و وفا، پایدار در محبت برای هزار پشت، و آمرزندهٔ تقصیر و نافرمانی و گناه. اما تقصیرکار را هرگز بیسزا نمیگذارد، بلکه جزای تقصیرات پدران را به فرزندان و فرزندانِ فرزندان تا پشت سوّم و چهارم میرساند.» (خر ۳۴:۶، ۷) به طور مشابه، وقتی موسی در سرودی «نام خداوند را ندا کرد› به طرز برخورد یَهُوَه با قوم اسرائیل و شخصیت او نیز اشاره کرد.—تث ۳۲:۳-۴۴.
(خروج ۳۴:۶) خداوند از برابر موسی گذشت و چنین ندا کرد: «یهوه، یهوه، خدای رحیم و فیّاض، دیر خشم، و آکنده از محبت و وفا،
دلسوزی یَهُوَه خدا را سرمشق قرار دهید
یک بار یَهُوَه خدا برای معرفی خود به موسی، نام و خصوصیاتش را به او اعلام کرد. اولین خصوصیاتی که او به آن اشاره کرد، رحمت و دلسوزیاش بود. (خروج ۳۴:۵-۷ خوانده شود.) یَهُوَه میتوانست قدرت و حکمت خود را برجسته سازد، اما چنین نکرد. یَهُوَه میدانست که موسی میخواهد از حمایت او اطمینان خاطر یابد. بنابراین به خصوصیاتی اشاره کرد که نشانهٔ تمایل او برای کمک به خادمانش بود. (خرو ۳۳:۱۳) آیا دلگرمکننده نیست که یَهُوَه قبل از هر چیز دیگری به آن خصوصیات دلنشین و جذاب اشاره کرد؟ در این مقاله خصوصیت دلسوزی را بررسی خواهیم کرد. این خصوصیت سبب میشود که شخص حس همدردی کند و تمایل داشته باشد که به دیگران در رنج و مصیبتشان یاری رساند.
(خروج ۳۴:۷) پایدار در محبت برای هزار پشت، و آمرزندهٔ تقصیر و نافرمانی و گناه. اما تقصیرکار را هرگز بیسزا نمیگذارد، بلکه جزای تقصیرات پدران را به فرزندان و فرزندانِ فرزندان تا پشت سوّم و چهارم میرساند.»
«همهٔ طریقهای او انصاف است»
۱۸ یَهُوَه رحمت فراوانی نسبت به کسانی که با خلوص نیّت به سوی او میآیند نشان میدهد، اما وضعیتی را که موجب خدشهدار شدن نام مقدّسش شده است تا ابد تحمّل نخواهد کرد. (مزمور ۷۴:۱۰، ۲۲، ۲۳) خدای عادل را نمیتوان استهزا کرد؛ او کسانی را که عمداً دست به گناه میزنند به سزای اَعمالشان میرساند. یَهُوَه ‹خدای رحیم و مهربان، خدای دیرخشم و پراحسان؛ خدای امین . . . ولی گناه را هرگز بیسزا نمیگذارد.› (خروج ۳۴:۶، ۷) یَهُوَه مطابق این سخنان، در برخی موارد لازم دیده است کسانی را که به عمد قوانین عادلانهاش را زیر پا مینهند مجازات کند.
۱۹ برای مثال، طرز رفتار خدا با اسرائیل باستان را در نظر بگیرید. اسرائیلیان حتی پس از استقرار در سرزمین موعود بارها عهدشکنی کردند. با اینکه رفتار فاسدشان موجب رنجش یَهُوَه میشد، او آنان را بلافاصله طرد نکرد. (مزمور ۷۸:۳۸-۴۱) بلکه با رحمت تمام به آنان فرصت داد تا رفتار خویش را تغییر دهند و به آنان گفت: «من از مردن شخصِ شریر خوشنود نمیشوم، بلکه از این خوشنود میشوم که شخص شرور از راههای بد خود بازگشت کند و زنده بماند.» و سپس از آنها درخواست کرد: «ای اسرائیل بازگشت کنید! از راههای بد خود بازگشت کنید! چرا بمیرید!» (حِزْقِیال ۳۳:۱۱، تفس.) یَهُوَه برای زندگی ارزش بسیار قائل است. از این رو، بارها انبیایی برای اسرائیلیان فرستاد تا بلکه دست از کارهای شریرانهشان بردارند. اما اکثر افراد آن قومِ سختدل به سخنان انبیا گوش فرا ندادند و از توبه سر باز زدند. سرانجام، یَهُوَه به خاطر نام مقدّسش و هر آنچه این نام مظهر آن است، آنان را به دست دشمنانشان تسلیم نمود.—نَحَمِیا ۹:۲۶-۳۰.
کندوکاو برای یافتن گوهرهای روحانی
(خروج ۳۳:۱۱) خداوند با موسی رو در رو سخن میگفت، چنانکه کسی با دوست خود سخن بگوید. سپس موسی به اردوگاه بازمیگشت، ولی خادم جوانش یوشَع، پسر نون، خیمه را ترک نمیکرد.
(خروج ۳۳:۲۰) و گفت: «اما روی مرا نمیتوانی دید، زیرا انسان نمیتواند مرا ببیند و زنده بماند.»
نکاتی از کتاب خروج
۳۳:۱۱، ۲۰—چگونه بود که «خداوند با موسی روبرو سخن میگفت»؟ از این نکته آشکار میشود که آن دو با هم گفتگو داشتند. موسی با نمایندهٔ خدا صحبت میکرد و فرامین یَهُوَه را از طریق آن نماینده میشنید. اما موسی خدا را ندید، زیرا ‹انسان نمیتواند روی خدا را ببیند و زنده بماند.› در اصل یَهُوَه شخصاً با موسی صحبت نکرد. غَلاطیان ۳:۱۹ میگوید که «شریعت به وسیلهٔ فرشتگان و به دست واسطهای مقرّر گردید.»
(خروج ۳۴:۲۳، ۲۴) همهٔ مردان قوم تو باید سالی سه بار در پیشگاه خداوندگارْ یهوه، خدای اسرائیل حاضر شوند. ۲۴ قومها را از برابر تو خواهم راند و قلمرو تو را وسیع خواهم گردانید، و هنگامی که سه مرتبه در سال میروی تا در پیشگاه یهوه خدایت حاضر شوی، هیچکس به سرزمین تو دستاندازی نخواهد کرد.
ب۹۸-E ۱/۹ ص ۲۰ ¶۵
به امور مهمتر اولویت دهید!
مردان اسرائیلی و مردان دیگری که به دین یهود گرویده بودند، میبایست هر سال سه مرتبه به معبد یَهُوَه در اورشلیم میرفتند. بسیاری از این مردان میدانستند که اگر کل خانوادهشان آنها را همراهی بکنند، از لحاظ روحانی فایده میبرند. با این حال، آیا نگران این بودند که در غیبتشان دار و ندارشان به دست دشمن بیفتد؟ به هیچ وجه! چون یَهُوَه چنین وعده داده بود: «هنگامی که سه مرتبه در سال میروی تا در پیشگاه یهوه خدایت حاضر شوی، هیچکس به سرزمین تو دستاندازی نخواهد کرد.» (خروج ۳۴:۲۴) بهراستی اسرائیلیان ایمانی قوی داشتند و شک نداشتند که اگر به امور روحانی اولویت دهند از نظر مادی ضربه نخواهند خورد.
خواندن کتاب مقدّس
(خروج ۳۳:۱-۱۶) آنگاه خداوند به موسی گفت: «این مکان را ترک کن، تو و این قوم که از سرزمین مصر برآوردی، و به سرزمینی برآ که برای ابراهیم، اسحاق و یعقوب سوگند یاد کردم و گفتم: ”آن را به نسل تو خواهم بخشید.“ ۲ من فرشتهای پیش روی تو خواهم فرستاد و کنعانیان، اَموریان، حیتّیان، فِرِزّیان، حِویان و یِبوسیان را بیرون خواهم راند. ۳ به سرزمینی برآ که شیر و شهد در آن جاری است. اما من در میان تو نخواهم آمد، زیرا قومی گردنکشی، مبادا تو را در بین راه هلاک سازم.» ۴ چون قوم این سخنان مصیبتبار را شنیدند، ماتم گرفتند و هیچکس بر خود زیور نیاویخت. ۵ زیرا خداوند به موسی گفته بود: «به بنیاسرائیل بگو: ”شما قومی گردنکشید. اگر حتی لحظهای در میان تو آیم، ممکن است نابودت کنم. حال زیور خود را به در آر تا ببینم با تو چه کنم.“» ۶ پس بنیاسرائیل زیورهای خود را از کوه حوریب از خود به در کردند. ۷ باری، موسی را عادت بر این بود که خیمهای برگیرد و آن را بیرون از اردوگاه، کمی دور از آن، بر پا کند. او این خیمه را خیمهٔ ملاقات میخواند. هر که طالب خداوند بود به آن خیمه که بیرون از اردوگاه بود، میرفت. ۸ هرگاه موسی به سوی آن خیمه بیرون میرفت، قوم جملگی برخاسته، هر یک به در خیمهٔ خود میایستادند، و موسی را تا هنگامی که داخل آن خیمه میشد، نظاره میکردند. ۹ وقتی موسی به خیمه داخل میشد، ستون ابر فرود میآمد و به دَرِ خیمه میایستاد و خدا با موسی سخن میگفت. ۱۰ هنگامی که همهٔ قوم ستون ابر را ایستاده به در خیمه میدیدند، همگی برخاسته، هر یک به در خیمهٔ خود پرستش میکردند. ۱۱ خداوند با موسی رو در رو سخن میگفت، چنانکه کسی با دوست خود سخن بگوید. سپس موسی به اردوگاه بازمیگشت، ولی خادم جوانش یوشَع، پسر نون، خیمه را ترک نمیکرد. ۱۲ موسی به خداوند گفت: «تو به من میگویی: ”این قوم را بِبَر،“ ولی نمیگویی چه کسی را همراه من میفرستی. میگویی: ”تو را به نام میشناسم و در نظرم فیض یافتهای.“ ۱۳ اگر در نظرت فیض یافتهام، تمنا دارم راههای خود را به من بیاموزی تا تو را بشناسم و همچنان در نظرت فیض یابم. و در نظر داشته باش که این مردم قوم تواَند.» ۱۴ خداوند پاسخ داد: «روی من خواهد آمد، و تو را آرامی خواهم بخشید.» ۱۵ آنگاه موسی به خداوند گفت: «اگر روی تو با ما نیاید، ما را از اینجا مبر. ۱۶ زیرا از کجا معلوم میشود که من و قوم تو در نظرت فیض یافتهایم، اگر نه از آمدن تو با ما؟ چه چیز دیگر من و قوم تو را از همهٔ اقوام دیگرِ روی زمین متمایز میسازد؟»
۱۹-۲۵ اکتبر
گنجهایی در کلام خدا | خروج ۳۵-۳۶
«مجهز شدن برای خدمت به یَهُوَه»
(خروج ۳۵:۲۵، ۲۶) زنانِ صنعتگر نیز به دست خود ریسندگی کردند و آنچه را که رشته بودند، از نخهای آبی، ارغوانی و قرمز یا کتان ریزبافت، با خود آوردند. ۲۶ همهٔ زنانی که مایل بودند مهارتشان را به کار برند، پشم بز رشتند.
یَهُوَه به هر که ‹دلی راغب› دارد برکت فراوان میدهد
آنچه یَهُوَه را از همه بیشتر خشنود ساخت، هدایای مادی نبود، بلکه «دل راغب» آنان بود که با میل و رغبت از پرستش پاک پشتیبانی کردند. آنان همچنین بر آن شدند که وقت و انرژی را خود نیز در این راه صرف کنند. در کتاب مقدّس در مورد این گزارش آمده است: «همهٔ زنان دانادل به دستهای خود میرشتند؛» آری «همهٔ زنانی که دل ایشان به حکمت مایل بود» یا دلشان آنان را برانگیخته بود، پشمها را میریستند. همچنین یَهُوَه به بَصَلْئیل «حکمت و فطانت و علم و هر هنری» بخشید تا در هر صنعتی مهارت داشته باشد. در واقع خدا به بَصَلْئیل و اُهُولیاب برای انجام کاری که به آنان محوّل شده بود، مهارت لازم را بخشید.—خرو ۳۵:۲۵، ۲۶، ۳۰-۳۵.
(خروج ۳۵:۳۰-۳۵) آنگاه موسی به بنیاسرائیل گفت: «بنگرید که خداوند بِصَلئیل پسر اوری نوهٔ حور از قبیلهٔ یهودا را برگزیده است، ۳۱ و او را با روح خدا پر کرده، بدو مهارت، فهم و دانش در انواع صنایع بخشیده است، ۳۲ تا از طلا و نقره و برنج نقشهای هنری بریزد، ۳۳ سنگ ببُرد و بتراشد، صنایع چوبی بسازد و در انواع هنرها مشغول کار شود. ۳۴ نیز به او و اُهولیاب پسر اَخیسامَک از قبیلهٔ دان، این توانایی را بخشیده که به دیگران تعلیم دهند. ۳۵ خدا به ایشان مهارت بخشیده است تا هر نوع کاری را که حکاکان، طراحان و گلدوزان با نخهای آبی و ارغوانی و قرمز بر کتان ریزبافت میکنند، یعنی کارهایی را که هر نوع صنعتگر یا طراح ماهر انجام میدهد، خود انجام دهند.
خادمان وفادار باستان با روح خدا هدایت شدند
۶ روحالقدس در دوران موسی در بَصَلْئیل نیز عمل کرد. بررسی این گزارش نحوهٔ عملکرد روحالقدس را به ما نشان میدهد. (خروج ۳۵:۳۰-۳۵ خوانده شود.) بَصَلْئیل منصوب شد تا مسئولیت ساختن اشیای لازم خیمهٔ مقدّس را به عهده گیرد. آیا او علم و مهارت لازم را برای این پروژهٔ عظیم داشت؟ شاید. ولی به احتمال زیاد حرفهٔ قبلی او ساختن آجر در مصر بود. (خرو ۱:۱۳، ۱۴) پس بَصَلْئیل چگونه توانست این وظیفهٔ مهم را به انجام رساند؟ یَهُوَه «او را به روح خدا از حکمت و فطانت و علم و هر هنری پر ساخته، و برای اختراع مخترعات . . . تا هر صنعت هنری را بکند.» استعداد و توانایی بَصَلْئیل با روحالقدس افزایش یافت. این موضوع در مورد اُهُولیاب نیز صدق میکند. روحالقدس به خوبی بَصَلْئیل و اُهُولیاب را آموزش داد، چرا که نه تنها وظایف خود را انجام بلکه نحوهٔ کار را به دیگران نیز تعلیم دادند. بلی، خدا در دل آنان قرار داد که به دیگران تعلیم دهند.
(خروج ۳۶:۱، ۲) «بِصَلئیل، اُهولیاب و همهٔ افراد ماهری که خداوند بدیشان مهارت و فهم بخشیده است تا بدانند چگونه باید کارهای مربوط به بنای قُدس را انجام دهند، باید درست مطابق آنچه خداوند فرمان داده است این کار را به انجام رسانند.» ۲ آنگاه موسی، بِصَلئیل و اُهولیاب و همهٔ افراد ماهری را که خداوند بدیشان مهارت بخشیده بود فرا خواند، هر که را که دلش راغب بود بیاید و این کار را انجام دهد.
خادمان وفادار باستان با روح خدا هدایت شدند
۷ مدرک دیگری که ثابت میکند بَصَلْئیل و اُهُولیاب وظایف خود را به هدایت روح خدا انجام دادند دوام بینظیر اشیایی بود که ساختند. صنایع آنان ۵۰۰ سال بعد نیز مورد استفاده قرار گرفت. (۲توا ۱:۲-۶) برخلاف سازندگان امروزی، بَصَلْئیل و اُهُولیاب علاقهای نداشتند که نام یا علامت تجاری خود را بر روی صنایعشان حک کنند. دستآوردهای آن دو یَهُوَه را مورد تمجید و تحسین قرار داد.—خرو ۳۶:۱، ۲.
کندوکاو برای یافتن گوهرهای روحانی
(خروج ۳۵:۱-۳) موسی همهٔ جماعت بنیاسرائیل را گرد آورد و بدیشان گفت: «این است آنچه خداوند شما را به انجام آن فرمان داده است: ۲ شش روز کار میباید کرد، اما روز هفتم روز مقدس برای شما باشد، شَبّاتِ فراغت برای خداوند. هر که در این روز کاری کند باید کشته شود. ۳ در روز شَبّات در هیچیک از منازل خویش آتشی نیفروزید.»
طریقهای یَهُوَه را بیاموزیم
۱۴ به امور مربوط به پرستش یَهُوَه اولویت دهیم. اسرائیلیان نباید اجازه میدادند که کارهای روزمرهٔ زندگیشان، امور مربوط به پرستش یَهُوَه را تحتالشعاع قرار دهد. آنان نباید فقط به فکر امرار معاش خود میبودند. یَهُوَه برای آنان روزی را طی هفته معین کرده بود که به عبادت بپردازند. (خروج ۳۵:۱-۳؛ اعداد ۱۵:۳۲-۳۶) آنان هر ساله گردهماییهایی نیز داشتند که آنها را «محفلهای مقدّس» میخواندند. (لاویان ۲۳:۴-۴۴) در این گردهماییها در مورد کارهای بزرگ و طریقهای یَهُوَه صحبت میکردند، و قدردانی خود را به او نشان میدادند. همچنین محبت به خدا و ترسی سالم از پروردگار را میآموختند تا بتوانند در طریق او گام بردارند. (تثنیه ۱۰:۱۲، ۱۳) اصول پایهای آن احکام امروزه نیز برای خادمان یَهُوَه بسیار مفید میباشند.—عبرانیان ۱۰:۲۴، ۲۵.
(خروج ۳۵:۲۱) و هر که رغبت داشت و در قلبش بود، پیش آمد و برای کار خیمهٔ ملاقات، تمامی خدمات مربوط به آن و نیز جهت جامههای مقدس، هدیه به خداوند تقدیم کرد.
ب۰۰-E ۱/۱۱ ص ۲۹ ¶۱
سخاوتمندی شادی میآورد
اسرائیلیان سالیان سال برده بودند و زیر ظلم و ستم مصریان به سر میبردند، اما سرانجام آزاد شده و از نظر مادی ثروتمند شدند. آن موقع از آنان خواسته شد که بخشی از دارایی خود را برای حمایت از پرستش پاک اهدا کنند. واکنششان چه بود؟ شاید فکر میکردند که ‹ما برای به دست آوردن این همه ثروت و دارایی زحمت کشیدهایم و داشتن آنها حق ماست!› اما آنان این طور فکر نمیکردند، بلکه با میل و رغبت و با دستودلبازی از ثروت و دارایی خودشان برای حمایت از پرستش پاک استفاده کردند. آنها واقف بودند که یَهُوَه آن ثروت و دارایی را به آنها بخشیده بود. بنابراین از نقره، طلا و گلههای خود هدیهای به یَهُوَه تقدیم کردند. طبق کتاب مقدّس، دل اسرائیلیان به این کار «مایل» بود و «رغبت» لازم را داشتند. آنان «داوطلبانه برای انجام کاری که خداوند به واسطهٔ موسی فرمان داده بود، هدیه آوردند.»—خروج ۲۵:۱-۹؛ ۳۵:۴-۹، ۲۰-۲۹؛ ۳۶:۳-۷.
خواندن کتاب مقدّس
(خروج ۳۵:۱-۲۴) موسی همهٔ جماعت بنیاسرائیل را گرد آورد و بدیشان گفت: «این است آنچه خداوند شما را به انجام آن فرمان داده است: ۲ شش روز کار میباید کرد، اما روز هفتم روز مقدس برای شما باشد، شَبّاتِ فراغت برای خداوند. هر که در این روز کاری کند باید کشته شود. ۳ در روز شَبّات در هیچیک از منازل خویش آتشی نیفروزید.» ۴ موسی به همهٔ جماعت بنیاسرائیل گفت: «این است آنچه خداوند فرمان داده است: ۵ از آنچه دارید، هدیهای به خداوند تقدیم کنید. هر که از دل مایل به این کار باشد هدیهای از اینها برای خداوند بیاورد: طلا، نقره و برنج؛ ۶ نخ آبی، ارغوانی و قرمز و کتان ریزبافت؛ پشم بز؛ ۷ پوست قوچ که به رنگ سرخ رنگ شده باشد؛ چرم نازک؛ چوب اقاقیا؛ ۸ روغن برای چراغها؛ ادویه برای روغن مسح و بخور خوشبو؛ ۹ سنگهای عقیق و سنگهای گرانبهای دیگر جهت نشاندن بر ایفود و پیشسینه. ۱۰ «در میان شما هر کس مهارتی دارد، بیاید و آنچه را خداوند فرمان داده است بسازد: ۱۱ مسکن با چادر و پوشش آن، گیرهها، تختهها، تیرهای افقی، ستونها و پایههای آن، ۱۲ صندوق و تیرکهایش، جایگاه کفّاره و حجاب حائلِ آن، ۱۳ میز و تیرکهایش با تمامی وسایل آن، نان حضور، ۱۴ چراغدان برای روشنایی با لوازم آن، چراغهایش و روغن برای روشنایی؛ ۱۵ مذبح بخور با تیرکهایش، روغن مسح و بخور خوشبو؛ پرده برای درگاهِ مدخلِ مسکن؛ ۱۶ مذبح قربانی تمامسوز با شبکهٔ برنجی آن، تیرکهایش و تمامی وسایل مربوط به آن؛ تشت برنجی با پایهاش؛ ۱۷ پردههای صحن با ستونها و پایههایش، و نیز پردهٔ ورودی صحن؛ ۱۸ میخهای مسکن و میخهای صحن و طنابهای آن؛ ۱۹ جامههای بافتهشده برای خدمت در قُدس، یعنی جامههای مقدس هارونِ کاهن و جامههای پسرانش برای کهانت.» ۲۰ آنگاه تمامی جماعت بنیاسرائیل از حضور موسی بیرون رفتند، ۲۱ و هر که رغبت داشت و در قلبش بود، پیش آمد و برای کار خیمهٔ ملاقات، تمامی خدمات مربوط به آن و نیز جهت جامههای مقدس، هدیه به خداوند تقدیم کرد. ۲۲ همهٔ کسانی که از دل مایل بودند، از زن و مرد، آمدند و همه نوع زیورهای طلا از سنجاق سینه، گوشواره، حلقه و زینتها به همراه آوردند. آنان همگی هدایای طلای خود را به خداوند تقدیم کردند. ۲۳ تمام کسانی که نخهای آبی، ارغوانی یا قرمز، کتان ریزبافت، پشم بز، پوست به رنگ سرخ شدهٔ قوچ یا چرم نازک داشتند، آنها را آوردند. ۲۴ هر که هدیهای نقرهای یا برنجین داشت نیز آن را به خداوند تقدیم کرد. هر که چوب اقاقیا برای هر قسمت از کار داشت، آن را آورد.
۲۶ اکتبر–۱ نوامبر
گنجهایی در کلام خدا | خروج ۳۷-۳۸
«مذبحها در خیمهٔ عبادت و نقش آنها در پرستش حقیقی»
(خروج ۳۷:۲۵) مذبح بخور را از چوب اقاقیا ساخت. مذبح مربع بود، به درازای یک ذِراع، پهنای یک ذِراع، و بلندای دو ذِراع، و شاخهایش با مذبح یکپارچه بود.
it-۱-E ص ۸۲ ¶۳
مذبح
مذبح بخور. مذبح بخور که «مذبح طلا» نیز خوانده میشد (خر ۳۹:۳۸) از چوب اقاقیا ساخته شده بود. آن را با روکشی از طلا پوشانده بودند و قابی از طلا دورتادور آن را میگرفت. این مذبح مربعشکل بود و هر ضلع آن ۴۴٬۵ سانتیمتر و بلندی آن ۸۹ سانتیمتر بود. در چهار گوشهٔ آن چهار شاخ از طلا وجود داشت. در دو طرف مذبح، زیر قاب طلایی، دو حلقه از طلا قرار داشت. (خر ۳۰:۱-۵؛ ۳۷:۲۵-۲۸) هر روز دو بار، یعنی یک بار صبح و یک بار شب، بخوری مخصوص بر این مذبح سوزانده میشد. (خر ۳۰:۷-۹، ۳۴-۳۸) برای سوزاندن بخور از آتشدان استفاده میکردند. (لا ۱۶:۱۲، ۱۳؛ عب ۹:۴؛ مک ۸:۵؛ با ۲تو ۲۶:۱۶، ۱۹ مقایسه شود.) مذبح بخور در خیمهٔ عبادت جلوی پردهٔ قدسالاقداس قرار داشت، از این رو میتوان گفت که «جلوی صندوق شهادت» قرار گرفته بود.—خر ۳۰:۱، ۶؛ ۴۰:۵، ۲۶، ۲۷.
(خروج ۳۷:۲۹) همچنین روغن مقدسِ مسح و بخور خالصِ خوشبو را با مهارت عطّاران تهیه کرد.
it-۱-E ص ۱۱۹۵
بخور
بخور مقدّسی که در خیمهٔ عبادت استفاده میشد، از مواد خوشبو و گرانبهایی که قوم اسرائیل هدیه داده بودند، درست شده بود. (خر ۲۵:۱، ۲، ۶؛ ۳۵:۴، ۵، ۸، ۲۷-۲۹) یَهُوَه ترکیبات بخور را این طور بیان کرد: «از ادویهٔ خوشبو، یعنی صَمْغِ کاج، اَظفار، قِنّه و کندر خالص به مقدار مساوی فراهم آور و به مهارت عطّاران، از آمیختن آنها بخوری خوشبو بساز. این بخور باید نمکین، خالص و مقدس باشد. مقداری از آن را بکوب و به شکل گَرد درآور، و در خیمهٔ ملاقات، جایی که با تو ملاقات میکنم، مقابل شهادت قرار بده. این بخور باید برای شما بسیار مقدس باشد. بخور دیگری با این ترکیب برای خود مسازید؛ آن را برای خداوند مقدس بشمارید.» سپس یَهُوَه بر مقدّس بودن آن بخور تأکید کرد و اینچنین فرمان داد: «هر که شبیه این بخور را برای بوییدن بسازد، از میان قوم خود منقطع شود.»—خر ۳۰:۳۴-۳۸؛ ۳۷:۲۹.
(خروج ۳۸:۱) مذبح قربانی تمامسوز را از چوب اقاقیا ساختند، به بلندای سه ذِراع. مذبح مربع بود، به درازای پنج ذِراع و پهنای پنج ذِراع.
it-۱-E ص ۸۲ ¶۱
مذبح
مذبحهای خیمهٔ عبادت. هنگام بر پا کردن خیمهٔ عبادت، دو مذبح مطابق با طرحی که خدا به موسی داد، ساخته شد. مذبح اول، مذبح قربانی تمامسوز بود که «مذبح برنجین» نیز نامیده میشد. (خر ۳۹:۳۹) این مذبح مربع شکل بود، به طول ۲٬۲ متر و پهنای ۲٬۲ متر و بلندی ۱٬۳ متر. طبق کتاب مقدّس «بر هر یک از چهار گوشهٔ مذبح شاخی ساختند، به گونهای که شاخها با مذبح یکپارچه بود. روی مذبح را با روکشی از برنج پوشاندند. تمامی اسباب مذبح را از برنج ساختند، از لگنها و خاکاندازها گرفته تا پیالهها، چنگالهای گوشت و آتشدانها را. برای مذبح، شبکهای از برنج ساختند و آن را زیر لبهٔ مذبح گذاشتند، به گونهای که در نیمهٔ بلندیِ مذبح قرار گرفت. چهار حلقه برای چهار گوشهٔ شبکهٔ برنجین ریختند تا تیرکها را نگاه دارند. تیرکها را از چوب اقاقیا ساختند و آنها را با روکشی از برنج پوشاندند. تیرکها را از حلقهها گذراندند تا برای حمل مذبح در دو پهلوی آن قرار گیرد.»—خر ۲۷:۱-۸؛ ۳۸:۱-۷، ۳۰؛ اعد ۴:۱۴.
کندوکاو برای یافتن گوهرهای روحانی
(خروج ۳۷:۱) بِصَلئیل صندوق را از چوب اقاقیا ساخت، به درازای دو و نیم ذِراع، پهنای یک و نیم ذِراع و بلندای یک و نیم ذِراع.
(خروج ۳۷:۱۰) او میز را از چوب اقاقیا ساخت، به درازای دو ذِراع، پهنای یک ذِراع و بلندای یک و نیم ذِراع.
(خروج ۳۷:۲۵) مذبح بخور را از چوب اقاقیا ساخت. مذبح مربع بود، به درازای یک ذِراع، پهنای یک ذِراع، و بلندای دو ذِراع، و شاخهایش با مذبح یکپارچه بود.
it-۱-E ص ۳۶
چوب اقاقیا
درخت اقاقیا دارای خارهای بلندی روی شاخههای خود است. این شاخهها اغلب به شاخههای درختان اقاقیای اطراف میپیچند؛ از این رو کلمهای که در کتاب مقدّس «اقاقیا» ترجمه شده است اغلب به صورت جمع دیده میشود. بلندی این درخت به طور متوسط بین ۶ تا ۸ متر است و ظاهر آن اغلب مانند بوته است. برگهای این گیاه، لطیف و شکوفههای آن زردرنگ میباشد. چوب آن بسیار پردوام و سخت است و حتی در برابر حملات حشرات مقاوم میباشد. از این رو، برای ساخت خیمهٔ عبادت و اسباب آن گزینهٔ بسیار مناسبی بود. برای مثال، از چوب اقاقیا برای ساخت اینها استفاده شد: صندوق عهد (خر ۲۵:۱۰؛ ۳۷:۱)، میز نان تقدیمی (خر ۲۵:۲۳؛ ۳۷:۱۰)، مذبحها (خر ۲۷:۱؛ ۳۷:۲۵؛ ۳۸:۱)، تیرکهای حمل آن وسایل (خر ۲۵:۱۳، ۲۸؛ ۲۷:۶؛ ۳۰:۵؛ ۳۷:۴، ۱۵، ۲۸؛ ۳۸:۶)، ستونهای پردههای خیمه (خر ۲۶:۳۲، ۳۷؛ ۳۶:۳۶)، تختهها (خر ۲۶:۱۵؛ ۳۶:۲۰) و پشتبندهای تختهها (خر ۲۶:۲۶؛ ۳۶:۳۱).
(خروج ۳۸:۸) حوض برنجین را با پایههای برنجین آن از آینههای بانوانی ساختند که به دَرِ خیمهٔ ملاقات خدمت میکردند.
ب۱۵-E ۱/۴ ص ۱۵ ¶۴
آیا میدانستید که . . .
برخلاف آینههایی که امروز وجود دارند، آینههای ایّام باستان اغلب از فلزی که برق انداخته شده بود، ساخته میشدند. معمولاً برای این کار، از برنز استفاده میشد، اما گاهی فلزی همچون مس، نقره یا طلا نیز به کار گرفته میشد. اولین مرتبهای که کتاب مقدّس به آینه اشاره میکند، در رابطه با ساخت خیمهٔ عبادت یعنی پرستشگاه اصلی قوم اسرائیل میباشد. برای ساخت حوضی برنجین و پایهاش از آینههای زنان اسرائیلی استفاده شد. (خروج ۳۸:۸) بدون شک، این آینهها را اول ذوب کردند و بعد به شکل حوض درآوردند.
خواندن کتاب مقدّس
(خروج ۳۷:۱-۲۴) بِصَلئیل صندوق را از چوب اقاقیا ساخت، به درازای دو و نیم ذِراع، پهنای یک و نیم ذِراع و بلندای یک و نیم ذِراع. ۲ صندوق را از درون و بیرون با طلای ناب پوشاند و قابی از طلا نیز گِرد آن ساخت. ۳ برای صندوق چهار حلقه از طلا ریخت و آنها را به چهار پایهٔ صندوق متصل کرد، دو حلقه در یک جانب و دو حلقه در جانب دیگر. ۴ آنگاه تیرکهایی از چوب اقاقیا ساخت و آنها را زراندود کرد. ۵ تیرکها را جهت حمل صندوق از حلقههای پهلوی صندوق گذراند. ۶ جایگاه کفّاره را از طلای ناب ساخت، به درازای دو و نیم ذِراع و پهنای یک و نیم ذِراع. ۷ آنگاه بر دو سر جایگاه کفّاره، دو کروبی زرکوب ساخت، ۸ یک کروبی بر یک سر و کروبی دیگر بر سر دیگرِ آن؛ جایگاه کفّاره و کروبیانِ دو سر آن را یکپارچه ساخت. ۹ کروبیان با بالهایی گشاده، از بالا بر جایگاه کفّاره سایهگستر بودند؛ رویهایشان به سوی یکدیگر و نگاهشان به جانب جایگاه کفّاره بود. ۱۰ او میز را از چوب اقاقیا ساخت، به درازای دو ذِراع، پهنای یک ذِراع و بلندای یک و نیم ذِراع. ۱۱ آن را با روکشی از طلای ناب پوشاند و قابی از طلا گِرد آن ساخت. ۱۲ گِرد میز لبهای به پهنای یک کف دست ساخت و گرد آن نیز قابی از طلا. ۱۳ همچنین چهار حلقهٔ طلا برای میز ریخت و آنها را به چهار گوشهٔ میز در محل چهار پایه متصل کرد. ۱۴ حلقهها را نزدیک لبه قرار داد تا تیرکهای حمل میز را نگه دارند. ۱۵ تیرکهای حمل میز را از چوب اقاقیا ساخت و آنها را زراندود کرد. ۱۶ اسباب میز یعنی بشقابها و ظروف، کاسهها و پارچهای مخصوصِ ریختنِ هدایای ریختنی را از طلای ناب ساخت. ۱۷ چراغدان را از طلای ناب ساخت و پایه و بدنهٔ آن را چکشکاری کرد؛ پیالههای گلمانند و جوانهها و غنچههایش با آن یکپارچه بود. ۱۸ شش شاخه از دو طرف چراغدان بیرون میآمد: سه شاخه از یک طرف و سه شاخه از طرف دیگر. ۱۹ سه پیاله به شکل گلهای بادام با جوانهها و غنچههایش بر یک شاخه قرار داشت، سه پیالهٔ دیگر بر شاخهٔ بعدی، و هر شش شاخه که از چراغدان بیرون میآمد به همین شکل بود. ۲۰ بر چراغدان چهار پیاله بود به شکل گلهای بادام با جوانهها و غنچههایش. ۲۱ یک جوانه زیر اوّلین جفت شاخه بود که از چراغدان بیرون میآمد، جوانهٔ دوّم زیر دوّمین جفت شاخه، و جوانهٔ سوّم زیر سوّمین جفت شاخه؛ یعنی در مورد هر شش شاخه به همینگونه بود. ۲۲ جوانهها و شاخهها همگی با چراغدان یکپارچه بودند و از طلای ناب چکشکاری شده ساخته شده بودند. ۲۳ هفت چراغِ آن با گُلگیرها و سینیهایش را از طلای ناب ساخت. ۲۴ برای ساختن چراغدان و تمامی لوازم آن، یک وزنه طلای ناب به کار برد.