کتابخانهٔ آنلاین نشریات شاهدان یَهُوَه
کتابخانهٔ آنلاین
نشریات شاهدان یَهُوَه
فارسی
  • کتاب مقدّس
  • نشریات
  • جلسات
  • اص۰۶ ص ۱۹-‏۲۴
  • کتاب شمارهٔ ۲۰ امثال

ویدیویی برای انتخاب شما موجود نیست.

متأسفانه، پخش ویدیو ممکن نیست.

  • کتاب شمارهٔ ۲۰ امثال
  • ‏«تمامی کتب»—‏اصیل و مفید است (‏۲تواریخ-‏اِشَعْیا)‏
  • عنوان‌های فرعی
  • چرا مفید است
‏«تمامی کتب»—‏اصیل و مفید است (‏۲تواریخ-‏اِشَعْیا)‏
اص۰۶ ص ۱۹-‏۲۴

کتاب شمارهٔ ۲۰ امثال

نگارنده:‏ سلیمان،‏ آگور،‏ لموئیل

محل نگارش:‏ اورشلیم

تاریخ اتمام نگارش:‏ حدود ۷۱۷ ق.‏م.‏

وقتی سلیمان،‏ پسر داود،‏ در سال ۱۰۳۷ ق.‏م.‏ پادشاه اسرائیل شد،‏ به یَهُوَه برای «حکمت و معرفت» دعا کرد تا «این قوم عظیم» را داوری کند.‏ در جواب،‏ یَهُوَه به او ‹معرفت و حکمت و دل فهیم› عطا کرد.‏ (‏۲توا ۱:‏۱۰-‏۱۲؛‏ ۱پاد ۳:‏۱۲؛‏ ۴:‏۳۰،‏ ۳۱‏)‏ در نتیجه سلیمان «سه هزار مثل» گفت.‏ (‏۱پاد ۴:‏۳۲‏)‏ بخشی از این حکمت گفته‌شده در کتاب امثال از کتاب مقدّس ثبت شده است.‏ از آنجایی که «خدا [این حکمت را] در دلش نهاده بود،‏» پس مطالعهٔ کتاب امثال به مفهوم مطالعهٔ حکمت یَهُوَه خدا می‌باشد.‏ (‏۱پاد ۱۰:‏۲۳،‏ ۲۴‏)‏ کتاب امثال حقایق ابدی را به طور خلاصه ارائه می‌دهد.‏ امروزه گفته‌های این کتاب به اندازهٔ همان زمان،‏ کاربرد دارند.‏

۲ دوران سلطنت سلیمان زمان مناسبی برای ذکر این راهنمایی‌های الٰهی بود.‏ گفته می‌شد که سلیمان ‹بر کرسی یَهُوَه می‌نشست.‏› پادشاهی تئوکراتیک اسرائیل در اوج خود بود،‏ و سلیمان با «جلال شاهانهٔ» بی‌نظیری مورد لطف قرار گرفته بود.‏ (‏۱توا ۲۹:‏۲۳،‏ ۲۵‏)‏ دوران حکومت او دوران صلح،‏ فراوانی و امنیت بود.‏ (‏۲پاد ۴:‏۲۰-‏۲۵‏)‏ با این حال،‏ حتی تحت آن حکومت تئوکراتیک نیز،‏ مردم به دلیل ناکاملیت مسائل و مشکلات شخصی داشتند.‏ می‌توان درک کرد که چرا مردم برای رفع مشکلاتشان به پادشاه سلیمان حکیم چشم دوخته بودند.‏ (‏۱پاد ۳:‏۱۶-‏۲۸‏)‏ وی در حینی که داوری می‌کرد،‏ ضرب‌المثل‌هایی گفت که برای شرایط هر روز زندگی مناسب بودند،‏ و کسانی که مشتاق بودند زندگی‌شان را با ارادهٔ خدا هماهنگ بسازند ارزش زیادی برای آن گفته‌ها قائل می‌شدند.‏

۳ کتاب امثال نمی‌گوید که سلیمان آن را نوشت،‏ بلکه بیان می‌کند که او امثال را (‏گفت)‏ و نیز «غوررسی [تفتیش] می‌کرد و مَثَل‌های بسیار تألیف نمود،‏» که این کار نشان می‌دهد او به حفظ امثال بسیار علاقه‌مند بود تا بعدها دیگران بتوانند از آن استفاده کنند.‏ (‏۱پاد ۴:‏۳۲؛‏ جا ۱۲:‏۹‏)‏ در زمان داود و سلیمان،‏ کاتبان دولتی در ردیف مقامات درباری بودند.‏ (‏۲سمو ۲۰:‏۲۵؛‏ ۲پاد ۱۲:‏۱۰‏)‏ اطلاعی در دست نیست که این کاتبان امثال او را نوشتند و گردآوری کردند.‏ اما بیانات هر حاکم همیشه مهم تلقّی می‌شد و معمولاً ثبت می‌گردید.‏ عموماً موافقند که این کتاب مجموعه‌ای است متشکل از مجموعه‌های دیگر.‏

۴ کتاب امثال را می‌توان به پنج بخش تقسیم کرد.‏ این بخش‌ها عبارتند از:‏ (‏۱)‏ باب‌های ۱-‏۹ که با کلمات «امثال سلیمان،‏ پسر داود» شروع می‌شوند؛‏ (‏۲)‏ باب‌های ۱۰-‏۲۴‏،‏ به صورت «امثال سلیمان» توصیف شده‌اند؛‏ (‏۳)‏ باب‌های ۲۵-‏۲۹‏،‏ که با عبارت «این‌ها نیز از امثال سلیمان است که مردان حِزْقِیّا پادشاه یهودا آن‌ها را نقل نمودند» شروع می‌شود؛‏ (‏۴)‏ باب۳۰‏،‏ که به صورت «کلمات آگور بن یافه» معرفی می‌شود؛‏ و (‏۵)‏ باب ۳۱‏،‏ که شامل «کلام لموئیل پادشاه،‏ پیغامی که مادرش به او تعلیم داده است» می‌باشد.‏ بدین ترتیب بیشترین امثال این کتاب از سلیمان است.‏ در مورد آگور و لموئیل هیچ چیز مشخصی نمی‌دانیم.‏ نظر بعضی مفسّران این است که شاید لموئیل نام دیگر سلیمان بوده است.‏

۵ کتاب امثال کی نوشته و تدوین شد؟‏ بدون شک بخش اعظم آن طی دوران سلطنت سلیمان (‏۱۰۳۷-‏۹۹۸ ق.‏م.‏)‏ و قبل از انحرافش نوشته شد.‏ به دلیل این که در مورد آگور و لموئیل چیز زیادی نمی‌دانیم،‏ نمی‌توانیم بگوییم که مطالب آنان کی نوشته شدند.‏ از آنجایی که یکی از مجموعه‌ها طی دوران سلطنت حِزْقِیّا (‏۷۴۵-‏۷۱۷ ق.‏م.‏)‏ گردآوری شد،‏ گردآوری نهایی آن نمی‌تواند قبل از دوران سلطنت او انجام شده باشد.‏ آیا دو بخش آخر نیز تحت نظارت حِزْقِیّا گردآوری شدند؟‏ برای پاسخ به این سؤال،‏ در «ترجمهٔ دنیای جدید کتاب مقدّس با مرجع» (‏انگل‍.‏)‏ زیرنویسی برای امثال ۳۱:‏۳۱ وجود دارد که نشان می‌دهد:‏ «بعضی از نسخه‌های متن عبری امضای حِزْقِیّای پادشاه به صورت تریگراماتون با سه حرف،‏ خِط،‏ زِن،‏ قُپ (‏חזק)‏ وجود دارد که برای نسخه‌ای که کاتبان تهیه کرده بودند،‏ به کار می‌رفت تا نشان دهد که کار کاملاً انجام شده بود.‏»‏

۶ در نوشته‌های مقدّس عبری،‏ برای اوّلین بار این کتاب با کلمهٔ آغازین نوشتهٔ خود کتاب یعنی میشله به معنی «امثال» خوانده شد.‏ میشله صورت جمع نام عبری مَشَل است،‏ که عموماً فکر می‌کنند این نام از کلمهٔ «شبیه بودن» یا «قابل مقایسه بودن» ریشه گرفته است.‏ این اصطلاحات به زیبایی مضمون کتاب را توصیف می‌کنند،‏ زیرا گفته‌های امثال پرمعنی هستند و اغلب با استفاده از شباهت‌ها یا مقایسه‌ها طوری نوشته شده‌اند که شنونده را به تفکّر وامی‌دارند.‏ شکل مختصر امثال آن‌ها را جالب و درکشان را آسان می‌سازد،‏ و به این شکل است که مطالب آن را می‌توان به آسانی تعلیم داد،‏ آموخت،‏ و به خاطر سپرد.‏ به این صورت فکر اصلی در ذهن می‌ماند.‏

۷ سبک بیان این کتاب نیز بسیار جالب است.‏ آن سبک شاعرانهٔ عبری است.‏ ساختار بخش اعظم کتاب موزون است و بدان معنی نیست که پایان خط‌ها یا آیه‌ها قافیه‌دار شوند،‏ یا آوایی شبیه هم داشته باشند.‏ نوشته‌های آن دارای یک وزن کلّی هستند که افکار و ایده‌های یکسانی را القا می‌کنند.‏ زیبایی و قدرت آموزشی آن در این هماهنگی فکری نهفته است.‏ افکار ممکن است مترادف یا متضاد باشند،‏ اما قدرت تشابه است که فکر را بسط،‏ و ایده را توضیح می‌دهد،‏ و از انتقال معنی موجود در فکر اطمینان حاصل می‌نماید.‏ مثال‌هایی از تشابهات مترادف را می‌توان در امثال ۱۱:‏۲۵؛‏ ۱۶:‏۱۸‏؛‏ و ۱۸:‏۱۵‏،‏ یافت.‏ مثال‌های بیشتری از تشابهات متضاد را در امثال ۱۰:‏۷،‏ ۳۰؛‏ ۱۲:‏۲۵؛‏ ۱۳:‏۲۵‏؛‏ و ۱۵:‏۸‏،‏ می‌توان دید.‏ نوع دیگری از ساختار را می‌توان درست در پایان کتاب یافت.‏ (‏امث ۳۱:‏۱۰-‏۳۱‏)‏ این ۲۲ آیه در عبری به صورتی مرتب شده‌اند که هر یک با حرف بعدی الفبای عبری شروع می‌شود،‏ که این همان سبک الفبایی است که در برخی از باب‌های مزامیر نیز از آن استفاده شده است.‏ از لحاظ زیبایی این سبک نوشتاری در نوشته‌های باستانی بی‌نظیر و بی‌مانند بوده است.‏

۸ استفاده وسیع مسیحیان اوّلیه از کتاب امثال برای تعیین اصول رفتاری همچنین صحّت و اعتبار این کتاب را نشان می‌دهد.‏ ظاهراً یعقوب با کتاب امثال بسیار آشنا بود و در نصیحت عالی‌ای که برای رفتار مسیحی داد،‏ از اصول آن استفاده کرد.‏ (‏امثال ۱۴:‏۲۹؛‏ ۱۷:‏۲۷ با یعقوب ۱:‏۱۹،‏ ۲۰؛‏ امثال ۳:‏۳۴ با یعقوب ۴:‏۶‏؛‏ و امثال ۲۷:‏۱ با یعقوب ۴:‏۱۳،‏ ۱۴ مقایسه شود.‏)‏ نقل‌قول‌های مستقیم از امثال را می‌توان در قطعات زیر نیز یافت:‏ رومیان ۱۲:‏۲۰ —‏ امثال ۲۵:‏۲۱،‏ ۲۲؛‏ عبرانیان ۱۲:‏۵،‏ ۶ —‏ امثال ۳:‏۱۱،‏ ۱۲؛‏ ۲پِطْرُس ۲:‏۲۲ —‏ امثال ۲۶:‏۱۱‏.‏

۹ به علاوه،‏ کتاب امثال با بقیهٔ نوشته‌های کتاب مقدّس هماهنگ است،‏ که همین ثابت می‌کند بخشی از ‹تمامی کتب مقدّس› است.‏ وقتی که آن را با شریعت موسی،‏ تعالیم عیسی،‏ و نوشته‌های شاگردان و رسولان عیسی مقایسه کنیم،‏ این کتاب یکپارچگی فکری تکان‌دهنده‌ای را نشان می‌دهد.‏ (‏به امثال ۱۰:‏۱۶ —‏ ۱قُرِنتیان ۱۵:‏۵۸‏،‏ و غَلاطیان ۶:‏۸،‏ ۹؛‏ امثال ۱۲:‏۲۵ —‏ متّیٰ ۶:‏۲۵؛‏ امثال ۲۰:‏۲۰ —‏ خروج ۲۰:‏۱۲ و متّیٰ ۱۵:‏۴ رجوع کنید.‏)‏ حتی وقتی که این کتاب در مورد نکاتی مانند آماده کردن زمین برای سکونت انسان صحبت می‌کند،‏ با سایر نگارندگان کتاب مقدّس یکپارچگی فکری دارد.‏ —‏ امث ۳:‏۱۹،‏ ۲۰؛‏ پیدا ۱:‏۶،‏ ۷؛‏ ایّو ۳۸:‏۴-‏۱۱‏؛‏ مز ۱۰۴:‏۵-‏۹‏.‏

۱۰ همچنین صحّت علمی امثال که شامل اصولی در رابطه با ترکیبات شیمیایی،‏ دارویی یا تندرستی می‌باشد،‏ بر الهامی بودن کتاب از طرف خدا شهادت می‌دهد.‏ امثال ۲۵:‏۲۰ ظاهراً از واکنش اسیدی —‏ قلیایی صحبت می‌کند.‏ امثال ۳۱:‏۴،‏ ۵ با یافته‌های علمی امروز مبنی بر این که الکل فرآیندهای فکری را کند می‌کند مطابقت دارد.‏ بسیاری از پزشکان و متخصصان تغذیه موافقند که عسل غذای سالمی است،‏ که مَثَل «ای پسر من،‏ عسل را بخور،‏ زیرا که خوب است» را به یاد می‌آورد.‏ (‏امث ۲۴:‏۱۳‏)‏ مشاهدات امروزی علم روان‌تنی برای امثال تازگی ندارند.‏ «دل شادمان شفای نیکو می‌بخشد.‏» —‏ ۱۷:‏۲۲‏؛‏ ۱۵:‏۱۷‏.‏

۱۱ بدون شک،‏ کتاب امثال همهٔ نیازها و وضعیت‌های انسان را چنان کامل در بر می‌گیرد که شخص صاحب‌نظری اظهار داشت:‏ «هیچ رابطه‌ای در زندگی نیست که راهنمایی مناسب خود را نداشته باشد،‏ و نه هیچ تمایل خوب یا بدی بدون انگیزه یا اصلاح مناسب.‏ ضمیر انسان [در همه جای این کتاب] به رابطهٔ نزدیکی با خدا آورده می‌شود،‏ .‏ .‏ .‏ و انسان،‏ مثل این که در حضور سازنده و داور خود باشد،‏ سلوک می‌کند .‏ .‏ .‏ هر نوع انسانیتی در این کتاب قدیمی یافت می‌شود؛‏ و با وجودی که سه هزار سال پیش به رشته تحریر درآمده است،‏ هنوز هم با طبع انسانی سازگار است مثل این که نگارنده این کتاب در زمان حاضر آن را نوشته است.‏» —‏ ۱۸۹۰فرهنگ اسمیت کتاب مقدّس،‏ ۱۹۸۰،‏ جلد ۳،‏ صفحه ۲۶۱۶.‏

چرا مفید است

۱۹ مقصود سودمند یا مفید امثال در آیه‌های آغازین ذکر شده است:‏ «به جهت دانستن حکمت و عدل،‏ و برای فهمیدن کلمات فطانت.‏ به جهت اکتساب ادب معرفت‌آمیز،‏ و عدالت و انصاف و استقامت.‏ تا ساده‌دلان را زیرکی بخشد،‏ و جوانان را معرفت و تمیز.‏» (‏۱:‏۲-‏۴‏)‏ هماهنگ با آن مقصود ذکر شده،‏ کتاب بر معرفت،‏ حکمت،‏ و فهم تأکید می‌کند که هر یک به نوعی مفید هستند.‏

۲۰ (‏۱)‏ «معرفت،‏» نیاز بزرگ انسان است،‏ زیرا خوب نیست انسان در جهل بماند.‏ کسی نمی‌تواند معرفت صحیح را بدون ترس از یَهُوَه کسب کند،‏ زیرا معرفت با آن ترس شروع می‌شود.‏ معرفت را باید بر طلای مرغوب ترجیح داد.‏ چرا؟‏ برای این که به وسیلهٔ معرفت عادلان نجات می‌یابند؛‏ آن ما را از رفتن به سوی گناه باز می‌دارد.‏ ما چقدر نیاز داریم که آن را بطلبیم و کسب کنیم!‏ آن گرانبها است.‏ پس «گوش خود را فرا داشته کلام حکما را بشنو،‏ و دل خود را به تعلیم من مایل گردان.‏» —‏ ۲۲:‏۱۷‏؛‏ ۱:‏۷‏؛‏ ۸:‏۱۰‏؛‏ ۱۱:‏۹‏؛‏ ۱۸:‏۱۵‏؛‏ ۱۹:‏۲‏؛‏ ۲۰:‏۱۵‏.‏

۲۱ (‏۲)‏ «حکمت،‏» توانایی استفاده صحیح از معرفت برای ستایش یَهُوَه می‌باشد که «از همه چیز افضل است.‏» آن را به دست آورید.‏ سرچشمهٔ آن یَهُوَه است.‏ حکمت زندگی‌بخش از شناختن یَهُوَه خدا و ترسیدن از او آغاز می‌شود؛‏ این است سرّ عظیم حکمت.‏ پس از یَهُوَه بترسید،‏ نه از انسان.‏ حکمت،‏ شخصیت یافته،‏ از همه می‌خواهد که طریق‌هایشان را اصلاح کنند.‏ حکمت با صدای بلند در خیابان‌ها ندا می‌کند.‏ یَهُوَه همهٔ افراد بی‌تجربه و کسانی را که به دنبال خواستهٔ دلشان هستند فرا می‌خواند تا برگردند و از غذای حکمت بخورند.‏ در نتیجه،‏ آن‌ها در ترس از یَهُوَه،‏ حتی اگر دارایی کمی داشته باشند خوشحال خواهند بود.‏ برکات حکمت بسیارند و اثرات آن بسیار مفید.‏ حکمت و معرفت،‏ اصول مقدّماتی توانایی فکری هستند،‏ از آن نوعی که ما را محافظت خواهند کرد.‏ حکمت هم مثل عسل،‏ مفید و خوشایند است،‏ ارزش آن از طلا بیشتر است؛‏ آن درخت حیات است.‏ مردم،‏ بدون حکمت هلاک می‌شوند،‏ زیرا حکمت زندگی را حفظ می‌کند؛‏ آن به معنی زندگی است.‏ —‏ ۴:‏۷‏؛‏ ۱:‏۷‏،‏ ۲۰-‏۲۳‏؛‏ ۲:‏۶،‏ ۷‏،‏ ۱۰،‏ ۱۱‏؛‏ ۳:‏۱۳-‏۱۸‏،‏ ۲۱-‏۲۶‏؛‏ ۸:‏۱-‏۳۶‏؛‏ ۹:‏۱-‏۶‏،‏ ۱۰‏؛‏ ۱۰:‏۸‏؛‏ ۱۳:‏۱۴‏؛‏ ۱۵:‏۱۶‏،‏ ۲۴‏؛‏ ۱۶:‏۱۶‏،‏ ۲۰-‏۲۴‏؛‏ ۲۴:‏۱۳،‏ ۱۴‏.‏

۲۲ (‏۳)‏ علاوه بر معرفت و حکمت،‏ «فهم» نیز حیاتی است؛‏ پس «به هر آنچه تحصیل نموده باشی،‏ فهم را تحصیل کن.‏» فهم توانایی دیدن یک چیز به صورت اجزای مرتبط است؛‏ آن به معنی بصیرت و همیشه در نظر داشتن خدا است،‏ زیرا انسان نمی‌تواند بر فهم خود تکیه کند.‏ چقدر غیر ممکن است کسی که بر ضدّ یَهُوَه کار می‌کند فهم یا بصیرت داشته باشد!‏ برای این که آن را به دست آوریم،‏ باید فهم را همچون خزانه‌های مخفی عمیقاً جستجو کنیم.‏ برای فهمیدن باید معرفت داشته باشیم.‏ جستجویی که شخص فهیم برای معرفت انجام می‌دهد،‏ پاداش به همراه دارد،‏ و حکمت در حضور او است.‏ او از دام‌های بی‌شمار این جهان محافظت می‌شود،‏ مثلاً از مردم بد بی‌شماری که ممکن است سعی کنند وی را به دام بیندازند تا در طریق تاریکی با آن‌ها همقدم شود.‏ سپاس یَهُوَه خدا را که سرچشمهٔ معرفت زندگی‌بخش،‏ حکمت و فهم است!‏ —‏ ۴:‏۷‏؛‏ ۲:‏۳،‏ ۴‏؛‏ ۳:‏۵‏؛‏ ۱۵:‏۱۴‏؛‏ ۱۷:‏۲۴‏؛‏ ۱۹:‏۸‏؛‏ ۲۱:‏۳۰‏.‏

۲۳ هماهنگ با هدف سودمند یا مفید امثال،‏ این کتاب مشورت‌های الهام‌شده و حکیمانهٔ بسیاری ارائه می‌دهد تا فهم را به دست آوریم و از دل خود محافظت کنیم،‏ «زیرا که مخرج‌های حیات از آن است.‏» (‏۴:‏۲۳‏)‏ در ادامه برگزیده‌ای از مشورت‌های حکیمانه که در کتاب بر آن‌ها تأکید شده،‏ آمده است.‏

۲۴ شریران و عادلان متضادند:‏ شریر در راه‌های کج خود گرفتار خواهد شد،‏ و خزاین او وی را در روز غضب نجات نخواهد داد.‏ عادل حیات را خواهد یافت و یَهُوَه به او پاداش خواهد داد.‏ —‏ ۲:‏۲۱،‏ ۲۲‏؛‏ ۱۰:‏۶،‏ ۷‏،‏ ۹‏،‏ ۲۴،‏ ۲۵‏،‏ ۲۷-‏۳۲‏؛‏ ۱۱:‏۳-‏۷‏،‏ ۱۸-‏۲۱‏،‏ ۲۳‏،‏ ۳۰،‏ ۳۱‏؛‏ ۱۲:‏۲،‏ ۳‏،‏ ۷‏،‏ ۲۸‏؛‏ ۱۳:‏۶‏،‏ ۹‏؛‏ ۱۴:‏۲‏،‏ ۱۱‏؛‏ ۱۵:‏۳‏،‏ ۸‏،‏ ۲۹‏؛‏ ۲۹:‏۱۶‏.‏

۲۵ لزوم پاکی اخلاقی:‏ سلیمان دائماً علیه غیراخلاقیات اخطار می‌دهد.‏ اشخاص زناکار بلا و همچنین بی‌احترامی خواهند یافت و ننگ آنان پاک نخواهد شد.‏ شاید «آب‌های دزدیده شده» برای یک جوان شیرین باشد،‏ اما فاحشه به موت فرو می‌رود و قربانیان بی‌تجربه خود را با خودش می‌برد.‏ کسانی که به چاه عمیق غیراخلاقیات می‌افتند از طرف یَهُوَه محکوم می‌شوند.‏ —‏ ۲:‏۱۶-‏۱۹‏؛‏ ۵:‏۱-‏۲۳‏؛‏ ۶:‏۲۰-‏۳۵‏؛‏ ۷:‏۴-‏۲۷‏؛‏ ۹:‏۱۳-‏۱۸‏؛‏ ۲۲:‏۱۴‏؛‏ ۲۳:‏۲۷،‏ ۲۸‏.‏

۲۶ لزوم خویشتنداری:‏ مستی و پرخوری محکوم شده‌اند.‏ همهٔ کسانی که مایلند تأیید خدا را کسب کنند باید در خوردن و نوشیدن اعتدال را حفظ نمایند.‏ (‏۲۰:‏۱‏؛‏ ۲۱:‏۱۷‏؛‏ ۲۳:‏۲۱‏،‏ ۲۹-‏۳۵‏؛‏ ۲۵:‏۱۶‏؛‏ ۳۱:‏۴،‏ ۵‏)‏ کسانی که دیرخشم هستند،‏ کثیرالفهم و بزرگ‌تر از مردی قوی هستند که شهری را تسخیر می‌کند.‏ (‏۱۴:‏۱۷‏،‏ ۲۹‏؛‏ ۱۵:‏۱‏،‏ ۱۸‏؛‏ ۱۶:‏۳۲‏؛‏ ۱۹:‏۱۱‏؛‏ ۲۵:‏۱۵‏،‏ ۲۸‏؛‏ ۲۹:‏۱۱،‏ ۲۲‏)‏ همچنین برای اجتناب از حسادت که پوسیدگی استخوان‌هاست،‏ خویشتنداری لازم است.‏ —‏ ۱۴:‏۳۰؛‏ ۲۴:‏۱؛‏ ۲۷:‏۴؛‏ ۲۸:‏۲۲‏.‏

۲۷ عاقلانه و احمقانه سخن گفتن:‏ سخن کج،‏ تهمت‌زننده،‏ شاهد دروغ و تحریف‌کننده رسوا خواهند شد،‏ زیرا برای یَهُوَه مکروهند.‏ (‏۴:‏۲۴؛‏ ۶:‏۱۶-‏۱۹؛‏ ۱۱:‏۱۳؛‏ ۱۲:‏۱۷،‏ ۲۲؛‏ ۱۴:‏۵،‏ ۲۵؛‏ ۱۷:‏۴؛‏ ۱۹:‏۵،‏ ۹؛‏ ۲۰:‏۱۷؛‏ ۲۴:‏۲۸؛‏ ۲۵:‏۱۸‏)‏ اگر دهان کسی چیزهای خوب بگوید،‏ منبع حیات است؛‏ اما دهان احمق هلاکت او را تسریع می‌کند.‏ «موت و حیات در قدرت زبان است،‏ و آنانی که آن را دوست می‌دارند میوه‌اش را خواهند خورد.‏» (‏۱۸:‏۲۱‏)‏ تهمت،‏ سخنان فریب‌آمیز،‏ چاپلوسی،‏ و سخنان عجولانه محکوم شده‌اند.‏ گفتن حقیقت،‏ و احترام گذاشتن به خدا طریق حکمت است.‏ —‏ ۱۰:‏۱۱،‏ ۱۳،‏ ۱۴؛‏ ۱۲:‏۱۳،‏ ۱۴،‏ ۱۸،‏ ۱۹؛‏ ۱۳:‏۳؛‏ ۱۴:‏۳؛‏ ۱۶:‏۲۷-‏۳۰؛‏ ۱۷:‏۲۷،‏ ۲۸؛‏ ۱۸:‏۶-‏۸،‏ ۲۰؛‏ ۲۶:‏۲۸؛‏ ۲۹:‏۲۰؛‏ ۳۱:‏۲۶‏.‏

۲۸ غرور احمقانه است و فروتنی لازم:‏ شخص مغرور خود را تا مقامی که در واقع ندارد،‏ بالا می‌برد و در نتیجه سقوط می‌کند.‏ کسانی که دل مغرور دارند نزد یَهُوَه مکروهند،‏ اما او به فروتنان حکمت،‏ جلال،‏ ثروت و زندگی می‌بخشد.‏ —‏ ۳:‏۷؛‏ ۱۱:‏۲؛‏ ۱۲:‏۹؛‏ ۱۳:‏۱۰؛‏ ۱۵:‏۳۳؛‏ ۱۶:‏۵،‏ ۱۸،‏ ۱۹؛‏ ۱۸:‏۱۲؛‏ ۲۱:‏۴؛‏ ۲۲:‏۴؛‏ ۲۶:‏۱۲؛‏ ۲۸:‏۲۵،‏ ۲۶؛‏ ۲۹:‏۲۳‏.‏

۲۹ سخت‌کوشی،‏ نه تنبلی:‏ توصیف‌های فرد تنبل بسیارند.‏ او باید برای درس گرفتن نزد مورچه برود و حکیم شود.‏ اما فرد سخت‌کوش موفق خواهد شد!‏ —‏ ۱:‏۳۲؛‏ ۶:‏۶-‏۱۱؛‏ ۱۰:‏۴،‏ ۵،‏ ۲۶؛‏ ۱۲:‏۲۴؛‏ ۱۳:‏۴؛‏ ۱۵:‏۱۹؛‏ ۱۸:‏۹؛‏ ۱۹:‏۱۵،‏ ۲۴؛‏ ۲۰:‏۴،‏ ۱۳؛‏ ۲۱:‏۲۵،‏ ۲۶؛‏ ۲۲:‏۱۳؛‏ ۲۴:‏۳۰-‏۳۴؛‏ ۲۶:‏۱۳-‏۱۶؛‏ ۳۱:‏۲۴،‏ ۲۵‏.‏

۳۰ معاشرت درست:‏ معاشرت با کسانی که از یَهُوَه نمی‌ترسند،‏ با شریران یا نادانان،‏ با مردم تندخو،‏ با سخن‌چینان،‏ یا با شکم‌پرستان،‏ حماقت است.‏ در عوض،‏ با افراد حکیم معاشرت کنید که حکیم‌تر خواهید شد.‏ —‏ ۱:‏۱۰-‏۱۹؛‏ ۴:‏۱۴-‏۱۹؛‏ ۱۳:‏۲۰؛‏ ۱۴:‏۷؛‏ ۲۰:‏۱۹؛‏ ۲۲:‏۲۴،‏ ۲۵؛‏ ۲۸:‏۷‏.‏

۳۱ لزوم توبیخ و اصلاح:‏ «[یَهُوَه] خداوند هر که را دوست دارد تأدیب می‌نماید.‏» و کسانی که از این تأدیب پیروی می‌کنند یا به آن گوش می‌دهند در راه جلال و زندگی هستند.‏ کسی که تأدیب را خوار می‌شمارد خوار خوانده خواهد شد.‏ —‏ ۳:‏۱۱،‏ ۱۲؛‏ ۱۰:‏۱۷؛‏ ۱۲:‏۱؛‏ ۱۳:‏۱۸؛‏ ۱۵:‏۵،‏ ۳۱-‏۳۳؛‏ ۱۷:‏۱۰؛‏ ۱۹:‏۲۵؛‏ ۲۹:‏۱‏.‏

۳۲ نصیحت برای زنِ خوب بودن:‏ کتاب امثال مکرّراً در مورد ستیزه‌جو بودن و رفتار شرم‌آور یک زن اخطار می‌دهد.‏ زن خداترس و عاقل و لایق،‏ شریعت مهربانی محبت‌آمیز را بر زبانش دارد؛‏ هر که چنین زنی یابد رضایت یَهُوَه را تحصیل کرده است.‏ —‏ ۱۲:‏۴؛‏ ۱۸:‏۲۲؛‏ ۱۹:‏۱۳،‏ ۱۴؛‏ ۲۱:‏۹،‏ ۱۹؛‏ ۲۷:‏۱۵،‏ ۱۶؛‏ ۳۱:‏۱۰-‏۳۱‏.‏

۳۳ تربیت کردن فرزندان:‏ فرامین خدا را مرتباً به آن‌ها آموزش دهید تا آن‌ها را ‹فراموش نکنند.‏› آن‌ها را از کودکی با راهنمایی‌های یَهُوَه بزرگ کنید.‏ وقتی که لازم است،‏ چوب را باز ندارید؛‏ چوب و توبیخ،‏ به عنوان اظهاری از محبت،‏ به یک پسر حکمت می‌بخشند.‏ پدر و مادری که بچه‌هایشان را به طریق خدا بزرگ می‌کنند بچه‌های حکیمی خواهند داشت که برایشان شادی و خوشحالی زیادی خواهند آورد.‏ —‏ ۴:‏۱-‏۹؛‏ ۱۳:‏۲۴؛‏ ۱۷:‏۲۱؛‏ ۲۲:‏۶،‏ ۱۵؛‏ ۲۳:‏۱۳،‏ ۱۴،‏ ۲۲،‏ ۲۴،‏ ۲۵؛‏ ۲۹:‏۱۵،‏ ۱۷‏.‏

۳۴ مسئولیت کمک به دیگران:‏ اغلب بر این موضوع در امثال تأکید می‌شود.‏ شخص حکیم باید برای فایدهٔ دیگران حکمت را انتشار دهد.‏ همچنین یک فرد باید در لطف کردن به مستمندان سخاوتمند باشد،‏ و با انجام این کار،‏ او در واقع به یَهُوَه قرض می‌دهد،‏ که بازپرداخت را تضمین می‌کند.‏ —‏ ۱۱:‏۲۴-‏۲۶؛‏ ۱۵:‏۷؛‏ ۱۹:‏۱۷؛‏ ۲۴:‏۱۱،‏ ۱۲؛‏ ۲۸:‏۲۷‏.‏

۳۵ توکّل کردن بر یَهُوَه:‏ امثال با این مشورت که به خدا اعتماد کامل داشته باشیم،‏ به عمق مشکلات ما می‌رسد.‏ ما باید در همه راه‌هایمان به یَهُوَه توجه کنیم.‏ یک مرد می‌تواند طریقش را برنامه‌ریزی کند،‏ اما یَهُوَه باید قدم‌های او را هدایت کند.‏ نام یَهُوَه برج مستحکمی است که شخص عادل در آن می‌دود و ایمن می‌باشد.‏ به یَهُوَه امید داشته باشیم و برای راهنمایی به کلامش رجوع کنیم.‏ —‏ ۳:‏۱،‏ ۵،‏ ۶؛‏ ۱۶:‏۱-‏۹؛‏ ۱۸:‏۱۰؛‏ ۲۰:‏۲۲؛‏ ۲۸:‏۲۵،‏ ۲۶؛‏ ۳۰:‏۵،‏ ۶‏.‏

۳۶ واقعاً که کتاب امثال چقدر برای تأدیب خود و دیگران مفید است!‏ به نظر نمی‌رسد که در این کتاب مرحله‌ای از روابط انسانی نادیده گرفته شده باشد.‏ آیا کسی هست که خود را از پرستندگان خدا جدا سازد؟‏ (‏۱۸:‏۱‏)‏ آیا کسی در مقام بالا قبل از شنیدن اظهارات طرفین دعوا نتیجه‌گیری می‌کند؟‏ (‏۱۸:‏۱۷‏)‏ آیا کسی هست که عملاً شوخی‌های خطرناک بکند؟‏ (‏۲۶:‏۱۸،‏ ۱۹‏)‏ آیا کسی متمایل به تبعیض است؟‏ (‏۲۸:‏۲۱‏)‏ کاسب در دکانش،‏ کشاورز در مزرعه‌اش،‏ شوهر و زن و بچه،‏ همه راهنمایی‌های مفیدی می‌یابند.‏ به والدین کمک می‌شود تا دام‌های بسیاری را که در سر راه جوانان در کمین هستند شناسایی کنند.‏ حکیمان می‌توانند به افراد بی‌تجربه تعلیم دهند.‏ هر کجا که زندگی کنیم گفته‌های کتاب امثال عملی هستند؛‏ راهنمایی‌ها و نصایح این کتاب هرگز کهنه نخواهند شد؛‏ ویلیام لیون فِلپس،‏ معلّم آمریکایی گفت:‏ «کتاب امثال از روزنامه امروز صبح روزآمدتر است.‏» .‏a کتاب امثال برای تعلیم روزآمد،‏ عملی،‏ و مفید است،‏ زیرا از الهام خدا است.‏

۳۷ کتاب امثال،‏ که به جهت اصلاح مفید است و اکثراً توسط سلیمان گفته شده است،‏ مردم را به سوی خدای قادر مطلق برمی‌گرداند.‏ عیسی مسیح که در متّیٰ ۱۲:‏۴۲ به «شخصی بزرگ‌تر از سلیمان» خوانده شد،‏ همین کار را کرد.‏

۳۸ ما چقدر می‌توانیم شکرگزار باشیم که یَهُوَه این فرد بسیار حکیم را به عنوان ذریّت ملکوت انتخاب کرده است!‏ تخت او تختی است که برای سلطنت صلح‌آمیز بسیار باشکوه‌تر از سلطنت سلیمان است،‏ و «در عدالت پایدار» خواهد ماند.‏ در مورد این حکومت گفته خواهد شد،‏ «رحمت و راستی پادشاه را محافظت می‌کند و کرسی او به رحمت پایدار خواهد ماند.‏» برای بشر حکومتی عادل و ابدی خواهد بود که در مورد آن امثال نیز می‌گوید:‏ «پادشاهی که مسکینان را به راستی داوری نماید،‏ کرسی وی تا به ابد پایدار خواهد ماند.‏» بنابراین،‏ ما با شادی تشخیص می‌دهیم که امثال نه تنها راه ما را به سوی معرفت،‏ حکمت،‏ و فهم،‏ و همچنین زندگی ابدی روشن می‌سازد،‏ بلکه مهم‌تر آن که یَهُوَه را به عنوان سرچشمه حکمت حقیقی جلال می‌دهد حکمتی که توسط عیسی،‏ وارث ملکوت،‏ همه جا را پر می‌کند.‏ کتاب امثال به قدردانی ما از ملکوت خدا و اصول عادلی که او [خدا] اکنون به واسطه آن‌ها حکومت می‌کند بسیار می‌افزاید.‏ —‏ امث ۲۵:‏۵؛‏ ۱۶:‏۱۲؛‏ ۲۰:‏۲۸؛‏ ۲۹:‏۱۴‏.‏

‏[پاورقی]‏

a ‏«گنجینه‌ای از ایمان مسیحی» (‏انگل‍.‏)‏ ۱۹۴۹،‏ گردآورنده اِستابر و کلارک،‏ ص ۴۸.‏

    نشریات فارسی (‏۱۹۹۳-‏۲۰۲۶)‏
    خروج
    ورود
    • فارسی
    • هم‌رسانی
    • تنظیم سایت
    • Copyright © 2026 Watch Tower Bible and Tract Society of Pennsylvania
    • شرایط استفاده
    • حفظ اطلاعات شخصی
    • تنظیمات مربوط به حریم شخصی
    • JW.ORG
    • ورود
    هم‌رسانی