کتابخانهٔ آنلاین نشریات شاهدان یَهُوَه
کتابخانهٔ آنلاین
نشریات شاهدان یَهُوَه
فارسی
  • کتاب مقدّس
  • نشریات
  • جلسات
  • ب۹۷ ۱/‏۱۲ ص ۴-‏۸
  • جوانان با آینده‌ای مطمئن

ویدیویی برای انتخاب شما موجود نیست.

متأسفانه، پخش ویدیو ممکن نیست.

  • جوانان با آینده‌ای مطمئن
  • برج دیده‌بانی ۱۹۹۷
  • عنوان‌های فرعی
  • مطالب مشابه
  • ‏‹درنده‌خویی›‏
  • زیر حمله
  • جوینده یابنده است
  • آموزش الهی مزایای فراوان دارد
  • زیربنای آینده‌ای مطمئن را برای خود بنا کنید
  • جوانان،‏ در پی اهداف روحانی باشید
    برج دیده‌بانی ۲۰۰۷
  • جوانان —‏ چگونه می‌توانید سعادتمند باشید؟‏
    سعادت—‏چگونه می‌توان آن را یافت؟‏
  • ما در چه دورانی زندگی می‌کنیم؟‏
    آشنایی با تعالیم کتاب مقدّس
  • جوانانی که دل یَهُوَه را شاد می‌کنند
    برج دیده‌بانی ۲۰۰۳
لینک‌های بیشتر
برج دیده‌بانی ۱۹۹۷
ب۹۷ ۱/‏۱۲ ص ۴-‏۸

جوانان با آینده‌ای مطمئن

‏«فجیع و دلخراش چون تمام [پرونده‌های تجاوز جنسی] دیگر»—‏این توصیف را قاضیی ارائه داد که قضاوت این چنین محاکمه‌ای را اخیراً به عهده داشت.‏ دسته‌ای متشکل از هشت جوان بین سنین ۱۴ تا ۱۸ سال،‏ در یکی از محله‌های داخلی شهر لندن راه را بر زن توریستی بستند و او را بدفعات مورد تجاوز جنسی قرار دادند،‏ سپس او را در یکی از کانالهای آب نزدیک آنجا انداختند،‏ در حالی که گفته بود که نمی‌تواند شنا کند.‏ بی‌جهت نبود که مادر یکی از آن جوانان اظهار کرد که وقتی این خبر را از تلویزیون در مورد آنچه پسرش انجام داده بود شنید،‏ تا حد افسردگی بیمار شد.‏

با کمال تأسف باید گفت،‏ این واقعه نشانگر اوضاعی است که امروزه وجود دارد.‏ قساوت و بیرحمی جزء کارهای معمولی شده‌اند،‏ چه در اعمال جنایی،‏ چه در نزاعهای خانوادگی و چه در کشمکش‌های نژادی که در کشورهای شبه‌جزیرهٔ بالکان،‏ آفریقای مرکزی و جاهای دیگر رخ می‌دهد.‏ جوانان یا در قلب این مسائل بزرگ می‌شوند یا اغلب اخبار آنرا می‌شنوند.‏ بی‌دلیل نیست که می‌بینیم بسیاری از آنان خشن،‏ «بی‌عاطفه» و ‹ناپرهیزکار› شده‌اند.‏—‏۲تیموتاؤس ۳:‏۳‏.‏

‏‹درنده‌خویی›‏

زمانی که پولس،‏ رسول مسیحی،‏ نامهٔ دوم خود را به پیر جماعت و همکار خود تیموتاؤس نوشت،‏ روم ابرقدرت جهان بود.‏ در استادیوم‌های روم سنگدلی و وحشیگری بسیار معمول بود.‏ با این حال پولس به ما هشدار داد که در آینده،‏ زمانه‌ای ‏«سخت» پدید خواهد آمد چنان سخت که با دشواری بتوان تحمل کرد.‏ (‏۲تیموتاؤس ۳:‏۱‏)‏ جالب توجه است که کلمهٔ یونانیی که زمانه را «سخت» توصیف می‌کند ‹درنده‌خویی› نیز می‌تواند ترجمه شود.‏ بیش از ۳۰ سال پیش از آن قضیه،‏ اتفاقی که در زمان خدمت زمینی عیسی رخ داد دلیل بعضی وحشیگری‌های زمان او را نشان داد.‏

عیسی تازه با قایق به ساحل شرقی دریای جلیل رسیده بود.‏ همینکه پا بر ساحل می‌گذارد با دو مرد روبرو می‌شود.‏ از ظاهر آشفته و نعره‌هایشان پیدا بود که وضعشان بشدت وخیم است.‏ آنان به طور غیرعادیی «تندخوی» بودند،‏ در واقع دیوها بر آنان تسلط داشتند.‏a سخنانی که با فریاد بر زبان می‌راندند از دهان ارواح شریری بیرون می‌آمدند که رفتار وحشیانهٔ آنان را کنترل می‌کردند.‏ آن مردان با فریاد می‌گفتند:‏ «ای پسر خدا،‏ با ما چه کار داری؟‏ آیا به این جا آمده‌ای تا ما را قبل از وقت عذاب دهی؟‏» ارواح شریری که این دو را تسخیر کرده بودند،‏ از این موضوع بخوبی اطلاع داشتند که خدا زمانی را برای اجرای داوری علیه دیوها مقرر کرده است.‏ این داوری به معنی نابودی ابدی آنان خواهد بود.‏ لکن تا آن زمان،‏ آنان از نیروهای فوق‌بشری خود استفاده خواهند کرد تا باعث خشونت و درنده‌خویی شوند.‏ تنها قدرت اعجازآمیز عیسی توانست آن دو مرد را از چنگال دیوها خارج سازد.‏—‏متی ۸:‏۲۸-‏۳۲ (‏انجیل شریف )‏؛‏ یهودا ۶‏.‏

امروزه وقتی افراد،‏ منجمله جوانان،‏ به عملی دیوانه‌وار دست می‌زنند خوب است که آن واقعه را به یاد بیاوریم.‏ چرا؟‏ زیرا در این قرن بیستم،‏ ما با خطر مشابهی روبرو هستیم،‏ همانطور که مکاشفه آخرین کتاب در کتاب مقدس توضیح می‌دهد:‏ «وای بر زمین و دریا زیرا که ابلیس بنزد شما فرود شده است با خشم عظیم چون میداند که زمانی قلیل دارد.‏» (‏مکاشفه ۱۲:‏۱۲‏)‏ لطفاً به این نکته توجه کنید،‏ که در این جریان شیطان سرشکسته شد و به همراه آن ‹خشمی عظیم› او را فرا گرفت زیرا زمانی کوتاه دارد.‏

زیر حمله

همانطور که کراراً در شماره‌های مختلف این مجله ذکر شده است،‏ سال ۱۹۱۴ سال بر مسند پادشاهی نشستن عیسی مسیح در آسمان می‌باشد.‏ عیسی بلافاصله علیه شیطان،‏ دشمن اصلی خدا اقدام کرد.‏ بدین ترتیب ابلیس و دیوهایش از آسمان اخراج شدند و حالا تمام توجه خود را بر زمین متمرکز کرده‌اند.‏ (‏مکاشفه ۱۲:‏۷-‏۹‏)‏ حال که نفوذ شیطان تنها به این کرهٔ خاکی محدود شده است،‏ او «مانند شیر غرّان گردش میکند و کسیرا میطلبد تا ببَلْعَدْ.‏» (‏۱پطرس ۵:‏۸‏)‏ آسان‌ترین طمعه‌ها برای او چه افرادی هستند؟‏ طبیعتاً افرادی که در زندگی و روابط انسانی بی‌تجربه می‌باشند.‏ بنابراین امروزه جوانان هدف شیطان قرار گرفته‌اند.‏ جوانان از طریق انواع گوناگون موسیقی‌ها و تفریحاتشان خود را چون خمیری در دست این نیرنگ‌باز فریب‌کار که از نظرها ناپیداست،‏ قرار داده‌اند.‏—‏افسسیان ۶:‏۱۱،‏ ۱۲‏.‏

حتی وقتی جوانان سعی می‌کنند زندگی خود را سر و سامان بدهند،‏ موانع گوناگونی سد راهشان می‌شود.‏ از پایان جنگ جهانی دوم به این طرف،‏ مردم بسیاری از کشورهایی که سابقاً درگیر جنگ بودند،‏ برای جبران گذشته تمام سعی‌شان بر این بوده است که برای خانوادهٔ خود زندگی مرفهی دست و پا کنند.‏ دارایی مالی،‏ افراط در اوقات فراغت و تفریحات اهداف اصلی آنان شدند.‏ در نتیجه بسیاری متحمل مصیبت و رنج گردیدند.‏ پولس به تیموتاؤس اخطار داد:‏ «آنانیکه میخواهند دولتمند شوند گرفتار میشوند در تجربه و دام و انواع شهوات بی‌فهم و مضرّ که مردم را به تباهی .‏ .‏ .‏ غرق میسازند.‏ زیرا که طمع ریشهٔ همهٔ بدیها است که بعضی چون در پی آن میکوشیدند .‏ .‏ .‏ خود را به اقسام دردها سفتند.‏» (‏۱تیموتاؤس ۶:‏۹،‏ ۱۰‏)‏ در کل که بنگریم،‏ مردم جوامع مادی‌گرای امروز،‏ خود را با دردهای اقتصادی،‏ مالی و عاطفی سفته و مجروح می‌سازند.‏ جوانان بسیاری نیز در این میان قربانی همین حقهٔ دشمن اصلی خدا شده‌اند.‏

با کمال خوشوقتی باید گفت که خبر خوشی نیز وجود دارد.‏ این خبر نیز در مورد جوانان است،‏ جوانانی که در مقابل خود آینده‌ای مطمئن می‌بینند.‏ چطور چنین چیزی ممکن است؟‏

جوینده یابنده است

خیلی از جوانان آرمان‌های والایی دارند.‏ اینان معیارهای رو به وخامت بزرگسالان را نمی‌پذیرند.‏ این جوانان از بی‌عدالتی و رفتار بی‌رحمانهٔ سیاستمداران و تاجران تشنهٔ قدرت دوری می‌کنند.‏ اگر شما جوان هستید شاید شما نیز همینطور فکر می‌کنید.‏

از میان نمونه‌های بسیاری که وجود دارد سِدریک را در نظر می‌گیریم که نزدیک به بیست سال دارد.‏b وقتی هنوز کودکی بیش نبود،‏ ترس و وحشت زیادی از مرگ و چیزهای دیگر داشت.‏ او نیز از خود می‌پرسید:‏ مقصود از این زندگی چیست؟‏ از آنجایی که جوابی برای آن نیافت،‏ در سن پانزده سالگی به همراه دیگر جوانان ایده‌آل‌گرا به تعمق و تأمل در مفهوم زندگی پرداخت.‏ او این خاطره را چنین بیاد می‌آورد:‏ «دور هم جمع می‌شدیم،‏ مواد مخدر می‌کشیدیم و ساعت‌ها صحبت می‌کردیم.‏ احساساتمان در مورد مسائل دقیقاً یکی بود ولی هیچکدام راه‌حلی نداشتیم.‏»‏

سِدریک مانند جوانان دیگر تشنهٔ شور و هیجان بود.‏ از آنجایی که مواد مخدر او را به اندازهٔ کافی ارضا نمی‌کرد،‏ اندکی بعد به دزدی و قاچاق مواد مخدر پرداخت.‏ ولی هنوز به دنبال چیزهای پرهیجان‌تر می‌گشت.‏ او شروع به دزدی اجناسی کرد که به او سفارش می‌کردند.‏ او اذعان می‌کند:‏ «لذت خاصی از این کار می‌بردم.‏ اما هیچوقت چیزی از مردم عادی بلند نمی‌کردم.‏ اگر ماشینی می‌دزدیدم،‏ آنرا درب و داغان نمی‌کردم.‏ فقط به مغازه‌هایی دستبرد می‌زدم که می‌دانستم بیمه هستند.‏ همین چیزها کمکم می‌کرد کارهایم را توجیه کنم.‏» همانطور که می‌توان انتظار داشت،‏ سِدریک از زندان سر درآورد.‏

او به خاطر می‌آورد:‏ «مارک،‏ یکی از هم‌زندانیانم نشست و با من صحبت کرد.‏ او متوجه صلیب بزرگی که بالای بازویم خالکوبی کرده بودم شد و از من پرسید که چرا این صلیب را خالکوبی کرده‌ام.‏ فکر کرده بود از لحاظ مذهبی برایم اهمیت دارد.‏» چند هفته بعد مارک به او کتاب شما می‌توانید تا ابد در بهشت روی زمین زندگی کنید را داد.‏c « ‹تا ابد زندگی کنید›—‏همین چند کلمه فوراً به دلم نشست.‏ این دقیقاً همان چیزی بود که ما همیشه در موردش صحبت می‌کردیم،‏ ولی هیچوقت نتوانستیم تا ته قضیه برویم.‏» بعد از گفتگو و بحث‌های بسیار با یکی از شاهدان یَهُوَه که برای ملاقات زندانی‌ها می‌آمد،‏ سِدریک متوجه شد که امید و آرمان او تحقق‌پذیر است—‏البته فقط به روش خدا.‏

سِدریک می‌گوید:‏ «همینکه رابطه‌ام را با دوستان قدیمی‌ام قطع کردم،‏ پیشرفتم سریع شد.‏» برای او پیشرفت در بدست آوردن قدرت استنباط همچنین درک خوشبختیِ واقعی کار آسانی نبود.‏ او می‌گوید:‏ «هنوز دارم روی آن کار می‌کنم.‏ باید در مورد طرزفکرم بسیار محتاط باشم.‏» بله،‏ حال سِدریک می‌فهمد که آرمان‌گرایی‌اش وی را به سوی یکی از دامهای شیطان کشانده بود،‏ او تصور می‌کرد که تنها اگر فعالیت‌های خود را روی کارهای پرهیجان متمرکز کند اهدافش جامهٔ عمل خواهند پوشید.‏

خوشبختانه،‏ حالا مدتهاست که سِدریک از زندان آزاد شده است،‏ و به طور مرتب با افرادی رفت و آمد می‌کند که آنان نیز شخصاً آنچه را که در جستجویش بوده‌اند،‏ یافته‌اند.‏ او هم‌اکنون یکی از شاهدان یَهُوَه است و مانند آنها امید زندگی در بهشت روی زمین را دارد.‏ همچنین،‏ او بی‌صبرانه انتظار پایان نفوذ شیطان را می‌کشد،‏ حال این نفوذ به هر شکلی که باشد.‏

مسلماً،‏ فقط جوانانی مانند سِدریک نیستند که از آینده‌ای مطمئن برخوردارند؛‏ جوانانی هم هستند که به وسیلهٔ والدینی خداشناس پرورش یافته‌اند که به فرزندان خود محبت به حقیقت کتاب مقدس را یاد داده‌اند.‏

آموزش الهی مزایای فراوان دارد

در زمان قدیم پادشاه خردمند،‏ سلیمان،‏ چنین نوشت:‏ «طفلرا در راهیکه باید برود تربیت نما.‏ و چون پیر هم شود از آن انحراف نخواهد ورزید.‏» (‏امثال ۲۲:‏۶‏)‏ زندگی جوانانی که با تمام دل و جان معیارهای کتاب مقدس را برگزیدند،‏ گواهی بر صحت این موضوع می‌باشد.‏

شیلا،‏ گُردُن و سِرا از جملهٔ این افرادند.‏ اینان بخوبی به خاطر می‌آورند که والدینشان اهمیت بسزایی به اطاعت از این فرمان مسیح می‌دادند که می‌گوید با دادن بشارت ملکوت «همهٔ امّتها را شاگرد سازید.‏» (‏متی ۲۴:‏۱۴؛‏ ۲۸:‏۱۹،‏ ۲۰‏)‏ شیلا می‌گوید:‏ «هر تصمیمی که قرار بود بگیریم،‏ اول من و مادرم از هم سؤال می‌کردیم ‹چه تأثیری بر کار موعظه‌مان دارد؟‏› با این منطق،‏ از فکر انجام خیلی از برنامه‌هایمان بیرون می‌آمدیم،‏» با این حال اضافه می‌کند:‏ «چه نعمتی بود!‏» حتی پس از گذراندن روزی طولانی که صرف ملاقات افراد مختلف در خانه‌ها و بشارت دادن به آنان می‌کردند،‏ شیلا و مادرش با قدمهایی سنگین ولی آوازخوانان راهی خانه می‌شدند.‏ شیلا می‌گوید:‏ «خوشی من تمام و کمال بود،‏ هنوز خاطره‌اش در ذهنم است.‏»‏

گُردُن خاطرات زیادی از شنبه‌شب‌های خود دارد.‏ او اینطور به خاطر می‌آورد:‏ «من به خانهٔ پیران جماعت دعوت می‌شدم و در آنجا با همدیگر سؤال و جواب و گفتگوی بسیار سودمندی می‌کردیم.‏ ما می‌بایست آیه‌ای از کتاب مقدس را از حفظ می‌کردیم،‏ آزادانه در مورد موضوع‌های کتاب مقدس حرف می‌زدیم و اتفاقی را در خدمت موعظه تعریف می‌کردیم و همچنین یاد می‌گرفتیم چگونه کار ملکوت در حال گسترش است.‏ تمام اینها به من کمک کرد تا زیربنای خوبی برای خودم بسازم و همچنین محبت به یَهُوَه خدا را در خودم بپرورانم.‏»‏

سِرا نیز خاطرات خوش فراوانی از شبهایی که با مهمانان شاهد یَهُوَه گذرانده بود به یاد دارد.‏ «با هم غذا می‌خوردیم.‏ سپس در پایان روز پیانو می‌زدیم و سرودهایی در مورد ملکوت خدا می‌خواندیم.‏ موسیقی بخصوص در طی سالهای تحصیلمان خیلی کمک‌مان کرد زیرا باعث می‌شد کارهایی را با خانواده به طور جمعی انجام دهیم.‏»‏

البته تمام جوانانی هم که در پی خرسندی یَهُوَه می‌باشند از موقعیت ایده‌آل خانوادگی برخوردار نیستند.‏ با این حال،‏ رابطهٔ نزدیک آنها با دیگر خانواده‌های شاهدان یَهُوَه در جماعت به آنان حس اعتماد و تعلق می‌دهد.‏

زیربنای آینده‌ای مطمئن را برای خود بنا کنید

امروزه جوانان حق انتخاب دارند.‏ آنان می‌توانند به دنبال این دنیای شریر بروند که با سرعت تمام به سوی نابودی در «مصیبت عظیمی» که عیسی نبوت کرد به پیش می‌تازد.‏ همچنین می‌توانند همانطور که سرودهٔ آساف،‏ مزمورنویس الهام‌شده،‏ وصف می‌کند «بخدا توکّل نمایند و .‏ .‏ .‏ احکام او را نگاه دارند.‏» اطاعت از فرامین خدا باعث می‌شود تا «نسلی گردن‌کش و فتنه‌انگیز نشوند.‏ نسلی که دل خود را راست نساختند و روح ایشان بسوی خدا امین نبود.‏»—‏متی ۲۴:‏۲۱؛‏ مزمور ۷۸:‏۶-‏۸‏.‏

شما می‌توانید در تمام دنیا در بیش از ۰۰۰‏,‏۸۰ جماعت شاهدان یَهُوَه،‏ جوانان بسیاری را بیابید که قابل تحسین و تمجید هستند.‏ اینان پند پولس به تیموتاؤس جوان را آویزهٔ گوش خود کرده‌اند که گفت:‏ جوانان باید «خیرخواه و در اعمال نیک غنی بوده و باسخاوت و بخشنده باشند.‏ به این طریق گنجی برای خود ذخیره خواهند کرد که اساس محکمی برای آینده آنها» می‌باشد.‏ در نتیجه حتی همین حالا،‏ آنان ‹آن حیاتی را که حیات واقعی است به دست می‌آورند.‏› (‏۱تیموتاؤس ۶:‏۱۸،‏ ۱۹‏،‏ ا ش )‏ با شرکت در جلسات شاهدان یَهُوَه می‌توانید این مسیحیان واقعی را بهتر بشناسید.‏ به این ترتیب در خود شما نیز امید به آینده‌ای مطمئن بوجود خواهد آمد.‏

‏[پاورقی‌ها]‏

a در متی ۸:‏۲۸ و ۲تیموتاؤس ۳:‏۱ از یک کلمهٔ یونانی استفاده شده است که معنی آن ‹درنده‌خویی› است.‏

b اسامی تغییر داده شده‌اند.‏

c چاپ انجمن برج دیده‌بانی.‏

‏[تصویر در صفحهٔ ۷]‏

ارواح شریر باعث و بانی ‹درنده‌خویی› غیرعادی مردانی بودند که عیسی شفا بخشید

‏[تصویر در صفحهٔ ۸]‏

پدید آوردن «اساس محکمی برای آینده»‏

    نشریات فارسی (۱۹۹۳-‏۲۰۲۶)‏
    خروج
    ورود
    • فارسی
    • هم‌رسانی
    • تنظیم سایت
    • Copyright © 2026 Watch Tower Bible and Tract Society of Pennsylvania
    • شرایط استفاده
    • حفظ اطلاعات شخصی
    • تنظیمات مربوط به حریم شخصی
    • JW.ORG
    • ورود
    هم‌رسانی