مأخذ جزوهٔ کار و آموزش
© 2025 Watch Tower Bible and Tract Society of Pennsylvania
۳-۹ نوامبر
گنجهایی در کلام خدا غزل غزلهای سلیمان ۱-۲
داستان یک عشق واقعی
آیا عشق پایدار امکانپذیر است؟
۹ ازدواج را نباید عهد و پیمانی خشک و عاری از عشق و عطوفت قلمداد کرد. در واقع در میان مسیحیان، محبت و عشق از مهمترین ویژگیهای زندگی مشترک است. اما منظور از محبت چه نوع محبتی است؟ آیا منظور محبتی بر پایهٔ اصول کتاب مقدّس است؟ (۱یو ۴:۸) آیا محبتی است که به صورت طبیعی در میان اعضای خانواده وجود دارد؟ آیا آن گونه محبتی است که میان دوستان حقیقی دیده میشود؟ (یو ۱۱:۳) یا منظور رابطهٔ عاشقانه است؟ (امث ۵:۱۵-۲۰) در واقع میتوان گفت که در میان یک زوج، محبت واقعی و پایدار همهٔ اینها را در بر میگیرد. البته باید توجه داشت که هر دو طرف این محبت را باید در زندگی مشترکشان حس کنند. پس چقدر مهم است که زن و شوهر اجازه ندهند که فعالیتهای روزانه مانع ابراز عشق و محبتشان به یکدیگر شود! این ابراز محبتها عاملی مهم در ایجاد امنیت و سعادت در زندگی مشترک است. در فرهنگهایی که بزرگترها برای دختر یا پسری در خانواده، همسر تعیین میکنند، دختر و پسر پیش از ازدواجشان شناخت چندانی از یکدیگر ندارند. از این رو، سخنان محبتآمیز و عاشقانه بهویژه در زندگی مشترک آنان اهمیت دارد. چنین ابراز علاقهای، عشق و محبت میان دو طرف را افزایش میدهد و به روابطشان گرمی میبخشد!
۱۰ ابراز عشق و علاقه میان زوجها از جهت دیگری نیز مفید است. سلیمان پادشاه به دختر شولمّیت پیشنهاد کرد که برای او «زنجیرهای طلا با حبّههای نقره» بسازد. او آن دختر را غرق سخنان تحسینآمیز کرد. سلیمان به او گفت که به زیبایی ماه و پاکی نور آفتاب است. (غز ۱:۹-۱۱؛ ۶:۱۰) با این حال، دختر جوان به چوپان محبوبش وفادار ماند. چه چیز در غیاب مردِ محبوبش به او قدرت و تسلّی میداد؟ (غزلهای سلیمان ۱:۲، ۳ خوانده شود.) در واقع به یاد آوردن «محبت» که در اینجا به معنی سخنان عاشقانهٔ محبوبش است، به او قدرت میداد. این سخنان برای او از «شراب» که دل انسان را شادمان میسازد، «نیکوتر» بود و نام مرد محبوبش به دلنشینی روغن معطری بود که سر را با آن تدهین میکردند. (مز ۲۳:۵؛ ۱۰۴:۱۵) آری، خاطرهٔ خوشی که از ابراز عشق و محبت در ذهن به جا میماند، پیوند محبت را بادوامتر میکند. چقدر مهم است که زوجها مرتباً عشق و محبتشان را به یکدیگر ابراز کنند!
گوهرهای روحانی
آیا عشق پایدار امکانپذیر است؟
۱۱ غزل سلیمان همچنین درسهایی برای مسیحیان مجرّد در بر دارد، بهخصوص آنانی که در پی یافتن شریک زندگیاند. دختر جوان در دل، عشقی به سلیمان نداشت. او با قسم دادن دختران اورشلیم، به آنان گفت که عشق و «محبت را تا خودش نخواهد» در او بیدار نکنند و برنینگیزانند. (غز ۲:۷؛ ۳:۵، ترجمهٔ دری) چرا؟ زیرا بجا نیست که شخص دلباختهٔ هر که از راه رسد، شود. مسیحیای که قصد ازدواج دارد، باید برای انتخاب شریک زندگی صبر و تحمّل داشته باشد تا کسی را بیابد که بتواند واقعاً به او عشق ورزد.
۱۰-۱۶ نوامبر
گنجهایی در کلام خدا غزل غزلهای سلیمان ۳-۵
اهمیت شخصیت زیبا
آیا عشق پایدار امکانپذیر است؟
۸ البته سخنان عاشقانه در این غزل تنها به زیبایی ظاهر اشاره ندارد. توجه کنید که چوپان جوان در مورد سخن گفتن دختر جوان چه میگوید. (غزلهای سلیمان ۴:۷، ۱۱ خوانده شود.) او میگوید: «ای عروس من، لبهای تو عسل را میچکاند. زیر زبان تو عسل و شیر است.» در نظر چوپان جوان سخنان آن دختر همچون شیر و عسل، شیرین و دلنشین است. واضح است که وقتی چوپان جوان به دختر محبوبش میگوید: «تمامی تو زیبا میباشد. در تو عیبی نیست،» منظور او صرفاً زیبایی ظاهری نیست.
دیدگاه یَهُوَه در خصوص پاکی
۱۷ سومین کسی که میتوان از لحاظ حفظ کمال اخلاقی به عنوان شخصی نمونه از وی نام برد، دختری بود اهل شولمّیت. آن دختر جوان و زیبا هم نظر چوپانی ساده را جلب کرده بود و هم نظر پادشاه ثروتمند اسرائیل، سلیمان را. در غزلهای بسیار زیبای سلیمان، صحبت از پاکدامنی اوست و اینکه نجابتش زبانزد همگان بود. با اینکه او به سلیمان علاقهای نشان نداد، سلیمان با الهام الهی بر آن شد تا داستان وی را به تحریر در آورد. چوپان عاشق نیز مجذوب پاکدامنی آن دختر شده، احترام بسیاری برای وی قائل میشد. آن چوپان جوان وی را به «باغی بستهشده» تشبیه کرد. (غزلهای سلیمان ۴:۱۲) در اسرائیل باستان در چنین باغهایی سبزیجات دلپذیر، گلهای زیبا، و درختانی باشکوه پرورش داده میشد و معمولاً دارای حصار بود و تنها مدخل آن دری بود که بسته نگاه داشته میشد. (اِشَعْیا ۵:۵) در نظر چوپان جوان، دختر شولمّیت در پاکی و زیبایی به آن باغها شبیه بود. عفیف و پاکدامن بود و عشق خود را تنها به شوهر آیندهاش ابراز میکرد.
بیدا۰۴ ۲۲/۱۲ ص ۹ ¶۲-۵
زیباییای مهمتر از ظاهر
آیا داشتن شخصیت زیبا میتواند شخص را جذاب و گیرا کند؟ جورجینا که نزدیک ۱۰ سال است ازدواج کرده، میگوید: «طی سالهایی که من و شوهرم با هم زندگی میکنیم، صداقت و صمیمیتش مرا جذب او کرده. مهمترین چیز برای شوهرم این است که در زندگی خدا را خوشنود کند، به همین دلیل او آدمی مهربان و باملاحظه است. او در همهٔ تصمیماتش مرا در نظر میگیرد و نشان میدهد که برایم ارزش قائل است. من میدانم که او مرا دوست دارد.»
دانیِل که در سال ۱۹۸۷ ازدواج کرده میگوید: «زن من خیلی زیباست، ولی نه فقط از لحاظ ظاهری. شخصیت زیبای او به خصوص باعث شده که خیلی دوستش داشته باشم. او همیشه به فکر دیگران است و به دیگران توجه میکند تا بتواند تشویقشان کند. او خصوصیات خیلی قشنگی دارد و به همین خاطر خیلی از بودن با او لذّت میبرم.»
امروزه در دنیایی که همه ظاهربین هستند، ما باید دید متفاوتی داشته باشیم. ما باید بدانیم که به دست آوردن ظاهری که دنیا ایدهآل جلوه میدهد، اغلب سخت و حتی غیرممکن است و ارزش چندانی ندارد. اما به دست آوردن خصوصیتهای زیبا، برای همه ممکن است و این خصوصیتها باعث زیبایی واقعی میشوند. کتاب مقدّس میگوید: «جذابیت، فریبنده است و زیبایی زودگذر، اما زنی که برای یَهُوَه احترامی عمیق قائل است، تحسین و تمجید میشود.» کتاب مقدّس همین طور هشدار میدهد: «زن زیبایی که کمعقل است، مثل حلقهٔ طلا در بینی خوک است.»—امثال ۱۱:۲۲؛ ۳۱:۳۰.
خدا در کلامش به ما کمک میکند که دید درستی داشته باشیم و میگوید: «زیباییتان باید در شخصیت باطنی شما باشد، یعنی در روحیهٔ آرام و ملایم شما که یک زیبایی ماندگار است. چنین روحیهای از دید خدا خیلی باارزش است.» (۱پِطرُس ۳:۴) واقعاً که شخصیت و خصوصیتهایمان خیلی باارزشتر از زیبایی ظاهری است. همه میتوانند به این زیبایی دست پیدا کنند.
گوهرهای روحانی
نکاتی از کتاب غزل غزلهای سلیمان
۲:۷؛ ۳:۵— چرا شولمّیت بانوان دربار را ‹به غزالها و آهوهای صحرا قَسَم میدهد›؟ غزال و آهو حیواناتی نحیف و زیبایند. با قسم دادن آنها به چنین حیوانات ظریف دختر جوان میخواهد بانوان دربار را به اسم آنچه مظهر و نماد طراوت و زیبایی است سوگند دهد تا مبادا عشق و عواطف او را بیموقع تحریک کنند.
۱۷-۲۳ نوامبر
گنجهایی در کلام خدا غزل غزلهای سلیمان ۶-۸
پاکدامن بمانید و با وسوسه مقابله کنید
it «غزل غزلهای سلیمان» ¶۱۱
غزل غزلهای سلیمان
از قرار معلوم سلیمان به دختر شولَمّی اجازه داد که به خانهاش برگردد. وقتی برادرانش دیدند که او به خانه نزدیک میشود، از همدیگر پرسیدند: «این کیست که به دلدادهاش تکیه داده، و از صحرا میآید؟» (غز ۸:۵الف) برادران دختر شولَمّی قبل از این متوجه نشده بودند که چقدر خواهرشان به عشقش وفادار است. سالها قبل یکی از برادرانش گفته بود: «ما خواهر کوچکی داریم، که سینههایش هنوز درنیامده است. اگر کسی روزی به خواستگاریاش بیاید، چه کار باید بکنیم؟» (۸:۸) برادر دیگرش جواب داده بود: «اگر خواهرمان یک دیوار باشد، روی آن برجی از نقره بنا میکنیم، ولی اگر یک در باشد، آن را با تختههایی از چوب سِدر میپوشانیم.» (۸:۹) دختر شولَمّی در برابر همهٔ وسوسهها ایستاده بود و از «باغ انگور» خودش راضی بود و به عشقش وفادار مانده بود. (۸:۶، ۷، ۱۱، ۱۲) برای همین او میتوانست بگوید: «من یک دیوارم، و سینههایم مثل برجهاست. پس وقتی دلدادهام به من نگاه میکند، میبیند که آرامش را پیدا کردهام.»—۸:۱۰.
در مورد رابطهٔ جنسی پیش از ازدواج چطور؟
لهذا رعایت عفّت و یا حفظ نجابت، علاوه بر اینکه به جوان کمک میکند تا از عواقب مخوف رابطهٔ جنسی مصون بماند، مزایای دیگری هم در بر دارد. کتاب مقدس از دختر جوانی حکایت میکند که با وجود محبت فراوانی که به معشوق خود داشت، عفیف و پاکدامن باقی ماند. نتیجتاً آن دختر میتوانست با افتخار بگوید: «من دیوار هستم و پستانهایم مثل برجها است.» او ‹دروازهای› نبود که وقتی تحت فشار غیراخلاقی قرار گیرد به آسانی ‹باز شود.› آن دختر از لحاظ اخلاقی همچون دیوارهای بسیار بلند قلعهای که دسترسی به برجهای آن امکانناپذیر میباشد، ایستادگی میکرد! او شایستهٔ آن بود که «طاهر» نامیده شود و میتوانست در مورد شوهر آیندهٔ خود بگوید که «در نظر او از جملهٔ یابندگان سلامتی [صلح] شدهام.» سلامتی خاطر یا صلح درونی آن دختر، سهم بسزایی در ایجاد رضایت متقابل در اذهان آن زوج داشت.— غزلهای سلیمان ۶:۹، ۱۰ د ج؛ ۸:۹، ۱۰.
پج۲ ص ۳۳
نمونهٔ عالی دختر شولَمّی
دختر شولَمّی میدانست که دربارهٔ موضوعات رومانتیک باید منطقی فکر کند و احساساتی نشود. او به دوستهایش گفت: «شما را قسم میدهم که سعی نکنید عشق را تا وقتی خودش شعلهور نشده، در من بیدار کنید.» او میدانست اگر احساساتش را کنترل نکند، نمیتواند با منطق تصمیم بگیرد. برای مثال، میدانست که دوستانش میتوانند او را تحت فشار بگذارند تا به کسی دل ببندد که مناسبش نیست. همین طور میدانست که باید مراقب دل خودش هم باشد تا احساساتی نشود. برای همین او توانست مثل «یک دیوار» محکم بماند.—غزل غزلها ۸:۴، ۱۰.
آیا تو هم مثل دختر شولَمّی با دید منطقی به موضوعات رومانتیک نگاه میکنی؟ آیا میتوانی به جای این که به دلت گوش کنی، با عقلت تصمیم بگیری؟ (امثال ۲:۱۰، ۱۱) ممکن است قبل از این که آمادگی ازدواج داشته باشی، دیگران تو را تحت فشار قرار دهند تا دوستدختر یا دوستپسر داشته باشی. یا شاید وقتی میبینی که یک پسر و یک دختر دست هم را گرفتهاند، تو هم بدجوری دلت بخواهد چنین احساسی را تجربه کنی. آیا حاضری با کسی که همایمان تو نیست وارد رابطه بشوی؟ دختر شولَمّی در رابطه با موضوعهای رومانتیک عاقلانه تصمیم گرفت. تو هم میتوانی!
گوهرهای روحانی
آیا عشق پایدار امکانپذیر است؟
۳ غزلهای سلیمان ۸:۶ خوانده شود. سلیمان با استفاده از عبارت «لهیب [یا شعلهٔ] یَهُوَه» در توصیف عشق حقیقی، مفهوم عمیقی به آن میدهد و در واقع خاطرنشان میکند که منشأ این عشق یَهُوَه است. آری، یَهُوَه انسان را به صورت خود و با توانایی عشق ورزیدن آفرید. (پیدا ۱:۲۶، ۲۷) هنگامی که خدا حوّا را نزد آدم آورد، آدم احساس خود را با کلامی شاعرانه ابراز کرد. شکی نیست حوّا نیز که یَهُوَه او را «از آدم گرفته بود،» خود را به شوهرش نزدیک حس کرد. (پیدا ۲:۲۱-۲۳) از آنجا که یَهُوَه به انسان توانایی ابراز محبت را بخشیده است، میتوان اطمینان داشت که عشق پایدار و استوار میان زن و مرد امکانپذیر است.
۲۴-۳۰ نوامبر
گنجهایی در کلام خدا اِشَعْیا ۱-۲
امید برای کسانی که ‹زیر بار گناه خم شدهاند›
اش-۱ ص ۱۴ ¶۸
پدر و پسران سرکشش
۸ اِشَعْیا در ادامهٔ پیامش با لحنی محکم خطاب به اهالی یهودا میگوید: «وای بر امّت خطاکار و قومی که زیر بار گناه میباشند و بر ذریّت شریران و پسران مفسد. خداوند را ترک کردند و قدّوس اسرائیل را اهانت نمودند و بسوی عقب منحرف شدند.» (اِشَعْیا ۱:۴) اعمال شریرانه ممکن است به حدی روی هم انباشته شوند که به صورت باری کمرشکن درآیند. یَهُوَه در روزگار ابراهیم، گناهان سُدُوم و غَمورَه را «بسیار گران» توصیف کرد. (پیدایش ۱۸:۲۰) چیزی مشابه آن را حال میتوان در اهالی یهودا مشاهده کرد، زیرا اِشَعْیا میگوید که آنها «زیر بار گناه» هستند. علاوه بر این آنها را «ذریّت شریران و پسران مفسد» میخواند. آری اهالی یهودا مانند فرزندان خلافکار میباشند. آنان ‹بسوی عقب منحرف شدهاند› یا همانطور که در ترجمهٔ تفسیری آمده است، پدرشان را ‹ترک گفتهاند.›
اش-۱ ص ۲۸-۲۹ ¶۱۵-۱۷
‹بیایید تا با همدیگر امور را مرتب کنیم›
۱۵ حال یَهُوَه با لحنی گرمتر و دلسوزانهتر اضافه میکند: «خداوند میگوید بیایید تا با همدیگر [«امور را مرتب نماییم،» د ج]. اگر گناهان شما مثل ارغوان باشد مانند برف سفید خواهد شد و اگر مثل قرمز سرخ باشد، مانند پشم خواهد شد.» (اِشَعْیا ۱:۱۸) دعوتی که در آغاز این آیهٔ زیبا آمده اغلب سوءتعبیر شده است. به عنوان مثال، در کتاب «مجموعهٔ توراه و هفطارا» به این شکل نقل شده است: «خدا میفرماید: ‹حال بیائید با هم مذاکره کنیم.›» به هیچ عنوان چنین نیست! به یَهُوَه به هیچ وجه نمیتوان خرده گرفت، بخصوص در مورد رفتارش با این قوم سرکش و ریاکار. (تثنیه ۳۲:۴، ۵) منظور از این آیه، یک بحث دوجانبه بین دو جناح برابر نیست، بلکه مقصود محکمهای است که در آن عدالت تثبیت میشود. در اینجا گویی یَهُوَه اسرائیل را به دادگاه فرا میخواند.
۱۶ چنین فراخوانی شاید به نظر هولناک بیاید، اما یَهُوَه رحیمترین و دلسوزترین قاضیها و از لحاظ بخشندگی بیمانند است. (مزمور ۸۶:۵) فقط اوست که میتواند گناهان اسرائیل را که «مثل ارغوان» میباشد پاک سازد و «مانند برف سفید» نماید. نه تلاشهای بشری، نه کلیشههای مذهبی، نه قربانی گذاردنها، و نه دعاها هیچیک نمیتواند لکهٔ گناه را پاک سازد. فقط بخشندگی یَهُوَه قادر به شستن گناه است و بس، و آن هم بر طبق شرایطی که خود تعیین میکند و در مقابل توبهٔ واقعی و از صمیم قلب.
۱۷ این حقیقت به قدری اهمیت دارد که یَهُوَه دوباره آن را تکرار میکند و این بار در قالبی شاعرانه میگوید که گناهان «قرمز سرخ» همچون پشم تازهٔ رنگنشده، سفید خواهند گشت. یَهُوَه میخواهد ما بدانیم که حقیقتاً بخشندهٔ گناهان است، حتی گناهان بزرگ، البته تا وقتی که ببیند صادقانه توبه کردهایم. برای آن دسته از افرادی که نمیتوانند این موضوع را در مورد خود باور کنند، میتوان نمونههایی همچون مَنَسّی را مطرح کرد. او سالهای متمادی مرتکب گناهان هولناک شد. با این حال توبه کرد و بخشیده شد. (۲تواریخ ۳۳:۹-۱۶) یَهُوَه میخواهد همهٔ ما منجمله کسانی که مرتکب گناهان سنگین شدهاند، بدانیم که هیچگاه برای ‹مرتب نمودن امور› دیر نیست.
گوهرهای روحانی
اش-۱ ص ۳۹ ¶۹
خانهٔ یَهُوَه افراشته میشود
۹ امروزه امّت خدا دیگر بر روی یک کوه حقیقی با معبدی سنگی گرد نمیآیند. معبد یَهُوَه در اورشلیم در سال ۷۰ د.م. به دست سپاهیان روم ویران گشت. در ضمن، پولس رسول روشن ساخت که معبد اورشلیم و خیمهای که پیش از آن برپا بود همگی حالت تجسمی داشتند. آنها نمایندهٔ یک واقعیت روحانی یعنی ‹آن خیمهٔ حقیقی بودند که خداوند آن را برپا نمود نه انسان.› (عبرانیان ۸:۲) این خیمهٔ روحانی ترتیبی است برای نزدیک شدن به یَهُوَه در پرستش او که بر مبنای قربانی فدیهٔ عیسی مسیح است. (عبرانیان ۹:۲-۱۰، ۲۳) مطابق این امر «کوه خانهٔ خداوند» که در اِشَعْیا ۲:۲ آمده است مظهر پرستش پاک یَهُوَه در زمان ماست. کسانی که پرستش پاک را میپذیرند در هیچ نقطهٔ جغرافیایی بخصوص گرد نمیآیند، بلکه در حقیقت وحدتی که در پرستش دارند آنها را گرد هم میآورد.
۱-۷ دسامبر
گنجهایی در کلام خدا اِشَعْیا ۳-۵
انتظار یَهُوَه از قومش منصفانه بود
اش-۱ ص ۷۳-۷۴ ¶۳-۵
وای بر تاکستان بیایمان!
۳ نمیدانیم که آیا واقعاً اِشَعْیا این تمثیل را برای شنوندگانش به شکل سرود میخواند یا نه؛ در هر حال امر مسلم آن است که مورد توجه آنان قرار میگیرد. اغلب آنها احتمالاً با کار کشت تاکستان آشنایی دارند، و توصیفات اِشَعْیا برایشان حالت زنده و واقعی دارد. صاحب تاکستان، همچون زارعان امروزی انگور، به جای دانه، ‹بهترین مو› یعنی قلمه یا شاخهای را که از یک موی دیگر بریده شده در خاک میکارد و تاکستان را در محلی مناسب یعنی بر «تلّی [یا تپهای] بسیار بارور،» جایی که محصولی خوب میآورد، میکارد.
۴ پرورش میوهٔ تاکستان کار طاقتفرسایی است. اِشَعْیا شرح میدهد که صاحب تاکستان زمین را ‹کنده از سنگها پاک میکند›—این کاری است سخت و خستهکننده! او به احتمال زیاد از سنگهای بزرگ برای ‹بنای برج› استفاده میکند. در روزگار کهن این برجها جایگاه نگهبانانی بود که از محصول در مقابل دزدها و حیوانات حفاظت میکردند. صاحب تاکستان اطراف زمینهای پلکانی آن دیوار سنگی میسازد. (اِشَعْیا ۵:۵) دلیل ساختن این دیوارها آن بود که از فرسایش خاک زراعی پرارزش جلوگیری شود.
۵ صاحب تاکستان پس از این همه کار طاقتفرسا طبعاً انتظار دارد که زمینش محصول دهد. به همین خاطر چَرْخُشتی میتراشد. ولی آیا محصولی را که انتظار دارد برداشت میکند؟ خیر، تاکستان انگور بد بار میآورد.
اش-۱ ص ۷۶ ¶۸-۹
وای بر تاکستان بیایمان!
۸ اِشَعْیا، صاحب تاکستان یعنی یَهُوَه را «محبوب خود» میخواند. (اِشَعْیا ۵:۱) دلیل اینکه او میتواند با چنین لحن صمیمانهای در مورد خدا سخن بگوید آن است که با خدا رابطهای نزدیک دارد. (با ایّوب ۲۹:۴؛ مزمور ۲۵:۱۴ مقایسه شود.) با وجود این علاقهٔ اِشَعْیای نبی به خدا در مقابل علاقهای که خدا به ‹تاکستانش› یعنی قومی که «غرس نمود،» نشان داده است، جلوهای ندارد.—با خروج ۱۵:۱۷؛ مزمور ۸۰:۸، ۹ مقایسه شود.
۹ یَهُوَه قومش را در سرزمین کنعان «غرس نمود» یا به عبارت دیگر کاشت و قوانین و مقرراتی برایشان وضع کرد که همچون دیوار از آنها حفاظت میکرد و مانع از آن میشد که توسط ملتهای دیگر به فساد کشیده شوند. (خروج ۱۹:۵، ۶؛ مزمور ۱۴۷:۱۹، ۲۰؛ اَفَسُسیان ۲:۱۴) از آن گذشته، برایشان داور، کاهن، و نبی قرار داد تا ایشان را تعلیم دهند. (۲پادشاهان ۱۷:۱۳؛ مَلاکی ۲:۷؛ اعمال ۱۳:۲۰) هنگامی که خطر تهاجم نظامی قوم اسرائیل را تهدید میکرد، برایشان رهانندهای میفرستاد. (عبرانیان ۱۱:۳۲، ۳۳) بیجهت نیست که یَهُوَه میپرسد: «برای تاکستان من دیگر چه توان کرد که در آن نکردم؟
«از این مَوْ تفقّد نما»!
اِشَعْیای نبی «خاندان اسرائیل» را به تاکستانی تشبیه کرد که محصولش رفتهرفته خراب شد و سرانجام فقط «انگور بد» یا انگور جنگلی میآورد. (اِشَعْیا ۵:۲، ۷) انگور جنگلی یا انگور بری، انگور خوبی محسوب نمیشود. این نوع انگور از انگور مَوْ تاکستانها خیلی کوچکتر و دانههایش تقریباً از هسته تشکیل شده است و گوشت بسیار کمی دارد. انگور بری برای مصرف معمولی یا ساختن شراب اصلاً مناسب نیست. این کاستی و نقص انگور بری مثال خوبی برای امّت مرتد بود چونکه ثمرش فقط بیعدالتی و بیقانونی بود نه عدالت و راستکاری. البته تقصیر باغبان نبود که مَوْ میوهٔ بد و بیفایده آورده بود. یَهُوَه، باغبان آن امّت، هر کاری که از دستش بر آمد برای آنها کرد به این امید که روزی پربار شود. از این رو پرسید: «برای تاکستان من دیگر چه توان کرد که در آن نکردم؟»—اِشَعْیا ۵:۴
«از این مَوْ تفقّد نما»!
از آنجا که مَوْ اسرائیل دیگر ثمر خوب نمیآورد، یَهُوَه به قومش اخطار داد که اگر توبه نکنند دیوار محافظ را که دور آنها ساخته بود میشکند. دیگر شاخه و برگهای زائدش را نمیزد. خاک آن را شخم و بیل نمیزد. دیگر از بارانهای بهاری که آنها را آبیاری میکردند خبری نمیشد. تاکستان را به حال خود رها میکرد تا خار و خس و علوف هرز همه را بپوشاند و خفه کند.— اِشَعْیا ۵:۵، ۶.
گوهرهای روحانی
اش-۱ ص ۸۰ ¶۱۸-۱۹
وای بر تاکستان بیایمان!
۱۸ در اسرائیل باستان همهٔ املاک در نهایت به یَهُوَه تعلق داشت. هر خانواده دارای میراثی خداداد بود که میتوانست آن را اجاره کند یا اجاره دهد ولی هیچگاه نمیتوانست آن را تا ‹ابد› بفروشد. ( لاویان ۲۵:۲۳) این قانون از سوءاستفادههایی همچون انحصاری کردن معاملات املاک جلوگیری میکرد، و ضمناً سبب میشد که خانوادهها به ورطهٔ فقر شدید نلغزند. با وجود این، برخی در یهودا، از روی طمع، قوانین خدا را در مورد املاک زیر پا میگذاشتند. میکاه در این مورد نوشت: «بر زمینها طمع میورزند و آنها را غصب مینمایند و بر خانهها نیز و آنها را میگیرند و بر مرد و خانهاش و شخص و میراثش ظلم مینمایند.» (میکاه ۲:۲) ولی در امثال ۲۰:۲۱ هشدار داده میشود: «اموالی که اوّلاً به [«طمع،» دج] حاصل میشود، عاقبتش مبارک نخواهد شد.»
۱۹ یَهُوَه وعده میدهد که سودی را که چنین طمعکارانی به دست آوردهاند از چنگشان بیرون خواهد کشید. خانههایی را که با زور به دست آوردهاند ‹غیرمسکون خواهد گردانید.› خاک سرزمینی که چشم طمع به آن دارند فقط ذرهای از توانایی باروریاش را ظاهر خواهد ساخت. زمان دقیق و چگونگی تحقق این نفرین مشخص نشده است. به احتمال زیاد، این وضعیت حداقل تا حدی، مربوط به زمانی است که یهودیان تبعید میشوند.—اِشَعْیا ۲۷:۱۰
۸-۱۴ دسامبر
گنجهایی در کلام خدا اِشَعْیا ۶-۸
«من حاضرم بروم! مرا بفرست!»
اش-۱ ص ۹۴-۹۵ ¶۱۳-۱۴
یَهُوَه خدا در معبد مقدس خویش
۱۳ حال به سخنان اِشَعْیا گوش فرا دهیم. «آنگاه آواز خداوند را شنیدم که میگفت: ‹که را بفرستم و کیست که برای ما برود؟› گفتم: ‹لبّیک مرا بفرست.›» (اِشَعْیا ۶:۸) پرسشی که یَهُوَه مطرح میسازد بیتردید برای آن است که اِشَعْیا به آن پاسخ گوید، زیرا هیچ نبی انسانی دیگری در این رؤیا ظاهر نشده است. با اطمینان میتوان گفت که در اینجا از اِشَعْیا دعوت میشود که پیامآور یَهُوَه شود. ولی چرا یَهُوَه میپرسد که «کیست که برای ما برود؟» یَهُوَه ابتدا از فعل «بفرستم،» اول شخص مفرد، استفاده میکند ولی بعد ضمیر فاعلی جمع «ما» را به کار میگیرد، پس میتوان گفت که در اینجا سخنان او حداقل یک نفر دیگر را نیز شامل میشود. چه کسی را؟ آیا این شخص همان یگانه پسر مولود او نیست که بعدها به صورت انسان یعنی عیسی مسیح درآمد؟ خدا خطاب به همین پسر بود که گفت: «آدم را بصورت ما . . . بسازیم.» (پیدایش ۱:۲۶؛ امثال ۸:۳۰،۳۱) آری، یَهُوَه یگانه پسر مولود خود را در بارگاه آسمانیاش در کنار خویش دارد.—یوحنا ۱:۱۴
۱۴ ااِشَعْیا لحظهای درنگ نمیکند! بدون توجه به محتوای پیام بلافاصله پاسخ میگوید: «لبّیک مرا بفرست.» او نمیپرسد که از این مأموریت چه چیزی عایدش خواهد شد. رغبت و اشتیاقی که از خود نشان میدهد سرمشق خوبی است برای همهٔ خادمان کنونی خدا، که مأموریت موعظهٔ «بشارتِ ملکوت در تمام عالم» را بر عهده دارند. (متّیٰ ۲۴:۱۴) آنها نیز همچون اِشَعْیا، با وفاداری به وظایف خود عمل میکنند و علی رغم بیعلاقگی گستردهٔ مردم ‹بر جمیع امّتها شهادت میدهند،› و با اطمینان به پیش میروند، همانطور که اِشَعْیا عمل کرد، زیرا میدانند وظیفهای که به آنان واگذار شده از جانب بالاترین مرجع عالم است.
اش-۱ ص ۹۵-۹۶ ¶۱۵-۱۶
یَهُوَه خدا در معبد مقدس خویش
۱۵ یَهُوَه حال به طور کلی نشان میدهد که اِشَعْیا باید در مورد چه چیزی صحبت کند و انتظار چه واکنشی را از جانب مردم داشته باشد: «برو و به این قوم بگو البتّه [«به طور مکرر،» د ج] خواهید شنید، امّا نخواهید فهمید و هر آینه [«به طور مکرر،» د ج] خواهید نگریست امّا درک نخواهید کرد. دل این قوم را فربه ساز و گوشهای ایشان را سنگین نما و چشمان ایشان را ببند، مبادا با چشمان خود ببینند و با گوشهای خود بشنوند و با دل خود بفهمند و بازگشت نموده، شفا یابند.» (اِشَعْیا ۶:۹،۱۰) آیا این سخنان بدان معناست که اِشَعْیا باید بیتوجه و نسنجیده سخن بگوید و یهودیان را بیزار ساخته و آنان را همچنان مخالف یَهُوَه نگاه دارد؟ به هیچ وجه! اینها افراد قوم اِشَعْیا هستند و اِشَعْیا به آنها دلبستگی دارد. سخنان یَهُوَه نشانگر آن است که هر قدر اِشَعْیا با وفاداری انجام وظیفه کند باز هم قوم در مقابل پیام یَهُوَه چنین واکنشی از خود نشان خواهند داد.
۱۶ تقصیر از قوم است. اِشَعْیا «به طور مکرر» با آنها سخن خواهد گفت، اما آنها پیام را نه میپذیرند، نه درک میکنند. اکثر آنها با یکدندگی و بیعلاقگی پاسخ خواهند گفت، طوری که گویی بکلی نابینا و ناشنوا هستند. اِشَعْیا به طور مکرر نزد «این قوم» رفته و بدین ترتیب نشان خواهد داد که آنها خود نمیخواهند بفهمند. آنها ثابت خواهند کرد که درهای ذهن و دل خود را بر روی پیام اِشَعْیا یعنی در واقع پیام خدا بستهاند. چقدر این موضوع در مورد مردمان امروز صادق است! بسیاری از آنها نیز مایل نیستند به موعظهٔ شاهدان یَهُوَه در مورد بشارت ملکوت آیندهٔ خدا گوش فرا دهند.
اش-۱ ص ۹۹ ¶۲۳
یَهُوَه خدا در معبد مقدّس خویش
۲۳ عیسی با نقل قول از اِشَعْیا، نشان داد که آن نبوت در روزگار او نیز به تحقق میپیوندد. دل آن مردم به طور کلی همچون دل یهودیان روزگار اِشَعْیا بود. آنان هم در مقابل پیام وی چشمها و گوشهایشان را بستند و در آخر به هلاکت رسیدند. (متّیٰ ۲۳:۳۵-۳۸؛ ۲۴:۱،۲) این واقعه هنگامی رخ داد که نیروهای رومی به فرماندهی ژنرال تیتوس در سال ۷۰ د.م. به اورشلیم هجوم آوردند و شهر و معبدش را با خاک یکسان ساختند. اما، برخی به سخنان عیسی گوش فرا داده و به شاگردی او درآمده بودند. عیسی گفت «خوشابحال» آنها. (متّیٰ ۱۳:۱۶-۲۳،۵۱) او به آنها خبر داده بود که هر گاه دیدند «اورشلیم به لشکرها محاصره شده است» باید ‹به کوهستان فرار کنند.› (لوقا ۲۱:۲۰-۲۲) بدین ترتیب «ذریّت مقدس» که ایمان آورده بود و به صورت قومی روحانی یا به عبارت دیگر «اسرائیل خدا» درآمده بود، نجات یافت.—غَلاطیان ۶:۱۶.
گوهرهای روحانی
نکاتی از کتاب اِشَعْیا— بخش یک
۷:۳، ۴—چرا یَهُوَه پادشاهی به شریری آحاز را نجات میدهد؟ پادشاهان اَرام و اسرائیل تصمیم داشتند آحاز پادشاه یهودا را از تخت سلطنت عزل کنند و دستنشاندهٔ خود را یعنی پسر طَبْئیل که از خاندان و نسل داود نبود بر تخت پادشاهی بنشانند. این نقشهٔ شیطانی عملاً عهد ملکوت با داود را نسخ میکرد. یَهُوَه آحاز پادشاه را از دست آنها نجات میدهد چون که میخواهد نسل ملوکانهٔ داود را حفظ کند تا «سَروَر سلامتی» موعود بر تخت داود بنشیند.— اِشَعْیا ۹:۶.
۱۵-۲۱ دسامبر
گنجهایی در کلام خدا اِشَعْیا ۹-۱۰
پیشگویی یک ‹نور عظیم›
اش-۱ ص ۱۲۶-۱۲۸ ¶۱۶-۱۷
وعدهٔ سرورِ صلح
۱۶ آری «زمان دیرتر» که اِشَعْیا پیشگویی میکند، دوران خدمت روحانی مسیح بر روی زمین است. عیسی بیشتر عمر خود را بر روی زمین در منطقهٔ جلیل سپری کرد. در منطقهٔ جلیل بود که او خدمت خود را آغاز کرد و شروع به اعلام این سخنان کرد: «ملکوت آسمان نزدیک است.» (متّیٰ ۴:۱۷) در جلیل بود که موعظهٔ معروف بالای کوه را ایراد کرد، رسولان خویش را برگزید، نخستین معجزهٔ خود را انجام داد، و پس از رستاخیزش بر حدود ۵۰۰ نفر از پیروانش ظاهر گشت. (متّیٰ ۵:۱–۷:۲۷؛ ۲۸:۱۶-۲۰؛ مَرقُس ۳:۱۳،۱۴؛ یوحنّا ۲:۸-۱۱؛ ۱قُرِنتیان ۱۵:۶) بدین ترتیب عیسی با محترم گردانیدن «زمین زبولون و زمین نفتالی،» نبوت اِشَعْیا را به انجام رساند. البته عیسی خدمت روحانی خویش را به ساکنان جلیل محدود نساخت، بلکه با موعظهٔ بشارت در سراسر آن سرزمین، تمامی ملت اسرائیل منجمله یهودا را ‹محترم گردانید.›
۱۷ در مورد اینکه متّیٰ به «نور عظیمی» در جلیل اشاره میکند چه میتوان گفت؟ این گفتهٔ او نیز نقلقول از نبوت اِشَعْیا بود. اِشَعْیا نوشت: «قومی که در تاریکی سالک میبودند، نور عظیمی خواهند دید و بر ساکنان زمین سایهٔ موت نور ساطع خواهد شد.» (اِشَعْیا ۹:۲) تا قرن اول د.م.، دروغهای بتپرستانه، نور حقیقت را پنهان ساخته بودند. رهبران مذهبی یهودی با پایبندی به سنتهای مذهبی خود، ‹حکم خدا را باطل نموده› به وخامت اوضاع افزوده بودند. (متّیٰ ۱۵:۶) فروتنان ستم میدیدند و با سردرگمی به دنبال «راهنمایان کور» به راه افتاده بودند. (متّیٰ ۲۳:۲-۴،۱۶) هنگامی که عیسی مسیح ظهور کرد، چشمان بسیاری از مظلومان را به نحوی حیرتآور گشود. (یوحنّا ۱:۹،۱۲) فعالیت عیسی بر روی زمین و برکاتی که به یمن قربانی شدن وی حاصل گشت در نبوت اِشَعْیا به شایستگی به ‹نوری عظیم› تشبیه شده است.—یوحنّا ۸:۱۲.
اش-۱ ص ۱۲۸ ¶۱۸-۱۹
وعدهٔ سرورِ صلح
۱۸ کسانی که این نور را پذیرفتند به شادی فراوان دست یافتند. اِشَعْیا در ادامه گفت: «تو قوم را بسیار ساخته، شادی ایشان را زیاد گردانیدی. به حضور تو شادی خواهند کرد مثل شادمانی وقت درو و مانند کسانی که در تقسیم نمودن غنیمت وجد مینمایند.» (اِشَعْیا ۹:۳) در نتیجهٔ موعظهٔ عیسی و پیروانش، کسانی که قلب پاک داشتند، قدم جلو نهاده، نشان دادند که مایلند یَهُوَه را با روح و راستی بپرستند. (یوحنّا ۴:۲۴) در کمتر از چهار سال، تعداد کثیری به مسیحیت گرویدند. در روز پَنطیکاست سال ۳۳ د.م.، سه هزار نفر تعمید یافتند. اندکی بعد «عدد ایشان قریب به پنج هزار رسید.» (اعمال ۲:۴۱؛ ۴:۴) شاگردان غیورانه به انعکاس این نور پرداختند و بدین ترتیب «عدد شاگردان در اورشلیم بغایت میافزود و گروهی عظیم از کَهَنَه مطیع ایمان شدند.»—اعمال ۶:۷.
۱۹ پیروان عیسی، بمانند کسانی که از درو محصول فراوان یا از تقسیم غنایم باارزش شادی میکنند، از افزایش تعداد شاگردان خوشحال میشدند. (اعمال ۲:۴۶،۴۷) یَهُوَه در زمان مناسب سبب شد که نور در میان ملتهای غیریهودی نیز بدرخشد. (اعمال ۱۴:۲۷) از اینرو، افرادی از همهٔ نژادها، از اینکه راه تقرب به یَهُوَه به رویشان باز شده بود، خوشحال و شاد شدند.—اعمال ۱۳:۴۸
اش-۱ ص ۱۲۹ ¶۲۰-۲۱
وعدهٔ سرورِ صلح
۲۰ تأثیر فعالیت مسیح دایمی است، همانطور که از سخنان بعدی اِشَعْیا برمیآید: «زیرا که یوغ بار او را و عصای گردنش یعنی عصای جفاکنندهٔ وی را شکستی چنانکه در روز مِدیان کردی.» (اِشَعْیا ۹:۴) قرنها پیش از روزگار اِشَعْیا، مِدیان با موآبیان تبانی کردند تا اسرائیلیان را به گناه وادارند. (اعداد ۲۵:۱-۹،۱۴-۱۸؛ ۳۱:۱۵،۱۶) بعدها، مِدیان با غارت و چپاول دهکدهها و کشتزارهای اسرائیلیان به مدت هفت سال آنان را مرعوب ساختند. (داوران ۶:۱-۶) اما یَهُوَه از طریق خادمش جِدعُون سپاه مِدیان را درهم شکست. گواهی در دست نیست که پس از آن «روزِ مِدیان،» دوباره آنان به قوم خدا صدمهای زده باشند. (داوران ۶:۷-۱۶؛ ۸:۲۸) در آیندهٔ نزدیک، عیسی مسیح، یعنی جِدعُون اعظم، دشمنان کنونی قوم خدا را از پای درخواهد آورد. (مکاشفه ۱۷:۱۴؛ ۱۹:۱۱-۲۱) سپس، «چنانکه در روز مِدیان» پیش آمد، پیروزیی کامل و دیرپای حاصل خواهد شد، پیروزیی که نتیجهٔ توانایی بشر نیست بلکه نتیجهٔ قدرت یَهُوَه میباشد. (داوران ۷:۲-۲۲) قوم خدا دیگر هیچگاه زیر یوغ ستمگران نخواهد رفت!
۲۱ تجلی قدرت الهی به هیچ وجه به منظور تجلیل از جنگ نیست. عیسای رستاخیزیافته سرور صلح است، و با از میان برداشتن دشمنانش، صلح جاودانی را به ارمغان خواهد آورد. اِشَعْیا حال از ساز و برگهای جنگی سخن میگوید که به کام آتش فرو رفته بکلی از میان میروند: «همهٔ [«چکمههای پاکوبندگان،» دج] در غوغا است و رُخُوت ایشان به خون آغشته است امّا برای سوختن و هیزم آتش خواهند بود.» (اِشَعْیا ۹:۵) غوغایی که از کوبیدن چکمههای سربازان در هنگام قدمرو برمیخیزد دیگر هرگز شنیده نخواهد شد. یونیفُرم خونآلود جنگجویان سنگدل دیگر دیده نخواهد شد. جنگ از میان خواهد رفت!—مزمور ۴۶:۹.
گوهرهای روحانی
اش-۱ ص ۱۳۰ ¶۲۳-۲۴
وعدهٔ سرورِ صلح
۲۳ مشیر به معنای مشورتکننده و پنددهنده است. عیسی مسیح در طی زندگی خود بر روی زمین پندهای نیکویی داد. در کتاب مقدس میخوانیم که مردم ‹از تعلیم او در حیرت میافتادند.› (متّیٰ ۷:۲۸) او مشیری است حکیم و دلسوز، با درکی فوقالعاده از طبع بشری. پندهای او فقط به توبیخ یا تأدیب محدود نمیشود، بلکه در اغلب موارد به صورت دستورالعمل یا نصیحتی مهرآمیز عنوان میشوند. فوقالعاده بودن پندهای عیسی در آن است که حکیمانه، کامل و بری از اشتباه میباشند. اگر از آنها پیروی شود به زندگی جاودانی میانجامد.—یوحنّا ۶:۶۸.
۲۴ پندهای عیسی زاییدهٔ ذهن درخشان وی نیستند، بلکه خود میگوید: «تعلیم من از من نیست، بلکه از فرستندهٔ من.» (یوحنّا ۷:۱۶) سرچشمهٔ حکمت عیسی نیز همچون حکمت سلیمان، یَهُوَه خداست. (۱پادشاهان ۳:۷-۱۴؛ متّیٰ ۱۲:۴۲) معلمان و توصیهدهندگان جماعت مسیحی باید عیسی را سرمشق خود قرار داده و همیشه دستورالعملهای خود را بر مبنای کلام خدا استوار سازند.—امثال ۲۱:۳۰.
۲۲-۲۸ دسامبر
گنجهایی در کلام خدا اِشَعْیا ۱۱-۱۳
پیشگوییهایی دربارهٔ مسیح
اش-۱ ص ۱۵۹ ¶۴-۵
نجات و شادی زیر سایهٔ سلطنت مسیح
۴ قرنها پیش از روزگار اِشَعْیا، تعدادی از نویسندگان عبرانی کتاب مقدس به آمدن مسیح، یعنی رهبر حقیقیی که یَهُوَه برای اسرائیل خواهد فرستاد، اشاره کرده بودند. (پیدایش ۴۹:۱۰؛ تثنیه ۱۸:۱۸؛ مزمور ۱۱۸:۲۶،۲۲) یَهُوَه در روزگار اِشَعْیا جزییات بیشتری از طریق وی در این مورد ارائه میدهد. اِشَعْیا مینویسد: «نهالی از تنهٔ یَسِّی بیرون آمده، شاخهای از ریشههایش خواهد شکفت.» (اِشَعْیا ۱۱:۱؛ با مزمور ۱۳۲:۱۱ مقایسه شود.) ‹نهال› و ‹شاخه› هر دو نشانگر آن هستند که مسیح از اخلاف یَسِّی [یَسّا] و از دودمان پسرش داود که به عنوان پادشاه اسرائیل با روغن مسح شده بود، خواهد بود. (۱سموئیل ۱۶:۱۳؛ اِرْمیا ۲۳:۵؛ مکاشفه ۲۲:۱۶) هنگامی که مسیح حقیقی بیاید، این ‹شاخه› از خاندان داود، میوهٔ خوب بار خواهد آورد.
۵ مسیح موعود، عیسی میباشد. متّای انجیلنگار هنگامی که گفت عیسی که «ناصری» خوانده میشود کلام انبیا را به تحقق رساند، تلویحاً به کلمات اِشَعْیا ۱۱:۱ اشاره کرد. عیسی به دلیل آنکه در شهر ناصره پرورش یافته بود، ناصری خوانده میشد؛ نامی که ظاهراً به واژهٔ عبری که در اِشَعْیا ۱۱:۱ برای ‹شاخه› استفاده شده است مربوط میشود.—متّیٰ ۲:۲۲؛ لوقا ۲:۳۹،۴۰.
اش-۱ ص ۱۵۹ ¶۶
نجات و شادی زیر سایهٔ سلطنت مسیح
۶ مسیح چه نوع حاکمی خواهد بود؟ آیا همانند آشوریان که پادشاهیِ شمالیِ اسباط دهگانهٔ اسرائیل را نابود میسازند، بیرحم و خودسر خواهد بود؟ به هیچ وجه. اِشَعْیا دربارهٔ مسیح میگوید: «روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت، یعنی روح حکمت و فهم و روح مشورت و قوّت و روح معرفت و ترس خداوند. و خوشی او در ترس خداوند خواهد بود.» (اِشَعْیا ۱۱:۲،۳الف) مسیح با روغن مسح نشده است بلکه با روحالقدس خدا. او در هنگام تعمید خود مسح میشود، یعنی وقتی که یحیای تعمیددهنده روحالقدس خدا را میبیند که به شکل کبوتری بر عیسی فرو میآید. (لوقا ۳:۲۲) روح یَهُوَه ‹بر عیسی قرار میگیرد› و تجلی آن را میتوان در اعمال او که حاکی از حکمت و همدردی، قدرت و معرفت و پند است مشاهده کرد. براستی که اینها همه محاسنی است عالی و برازندهٔ یک حکمران!
اش-۱ ص ۱۶۰ ¶۸
نجات و شادی زیر سایهٔ سلطنت مسیح
۸ ترسی که مسیح از یَهُوَه دارد، چه نوع ترسی است؟ بیشک عیسی از خدا وحشت ندارد و از اینکه مورد نکوهش او قرار گیرد هراسناک نیست. بلکه، از خدا ترسی توأم با احترام دارد به عبارت دیگر برای او حرمتی مهرآمیز قائل است. شخص خداترس همیشه آرزو دارد ‹کارهای پسندیدهٔ خدا را› به جا آورد همانطور که عیسی چنین میکند. (یوحنّا ۸:۲۹) عیسی با سخنان خود و سرمشقی که از خود به جای گذاشته است به ما میآموزد که هیچ شادیی والاتر از آن نیست که شخص هر روز زندگی خویش را با ترسی سالم از یَهُوَه سپری کند.
اش-۱ ص ۱۶۱ ¶۹
نجات و شادی زیر سایهٔ سلطنت مسیح
۹ اِشَعْیا سپس خصوصیات دیگر مسیح را پیشگویی میکند و میگوید: «موافق رؤیت چشم خود داوری نخواهد کرد و بر وفق سمع گوشهای خویش تنبیه نخواهد نمود.» (اِشَعْیا ۱۱:۳ب) اگر مجبور باشیم در مقابل یک دادگاه قضایی حاضر شویم، آیا مایل نیستیم که چنین داوری قضاوت دربارهٔ ما را بر عهده بگیرد؟ مسیح در مقام داورِ همهٔ انسانها تحت تأثیر شواهد دروغ، ترفندهای ماهرانهٔ قضایی، شایعات، یا ظواهر امر همچون ثروت افراد قرار نمیگیرد. او هر گونه تقلبی را تشخیص میدهد و ظاهر نامطلوب افراد تأثیری بر روش داوریاش ندارد بلکه «انسانیّتِ باطنیِ قلبی» یا «شخص پنهان» را میبیند. (۱پِطْرُس ۳:۴، پاورقی دج) الگوی ممتازی که عیسی به جای گذاشت نمونهایست برای همهٔ کسانی که داوری در مورد مسائل جماعت مسیحی به آنها واگذار میشود.—۱قُرِنتیان ۶:۱-۴.
اش-۱ ص ۱۶۱ ¶۱۱
نجات و شادی زیر سایهٔ سلطنت مسیح
۱۱ عیسی در صورت احتیاج پیروانش را به سودمندترین وجهی اصلاح و تأدیب میکند. او نمونهٔ عالیی است برای پیران جماعت مسیحی. از سوی دیگر، شریران را بشدت مجازات میکند. هنگامی که خدا سیستم کنونی را به محاکمه کشد، مسیح زمین را با آوای مقتدر خویش ‹خواهد زد› و همهٔ شریران را به نابودی محکوم خواهد کرد. (مزمور ۲:۹؛ با مکاشفه ۱۹:۱۵ مقایسه شود.) در آخر، دیگر هیچ فرد شریری باقی نخواهد ماند تا آرامش انسانها را بر هم زند. (مزمور ۳۷:۱۰،۱۱) عیسی، قدرت انجام این کار را دارد و بر رانهای خویش عدالت و امانت را بسته است.—مزمور ۴۵:۳-۷.
گوهرهای روحانی
اش-۱ ص ۱۶۵-۱۶۶ ¶۱۶-۱۸
نجات و شادی زیر سایهٔ سلطنت مسیح
۱۶ نخستین حملهای که به پرستش پاک وارد شد، هنگامی بود که شیطان موفق شد در باغ عدن آدم و حوّا را به نافرمانی از یَهُوَه وادارد. شیطان تا امروز از هدف خود که منحرف کردن تعداد هر چه بیشتر انسانها از خداست، دست برنداشته است. اما یَهُوَه هرگز اجازه نخواهد داد که پرستش پاک بر روی زمین نابود شود. این موضوع با نام او مربوط است. علاوه بر این او به خادمان خود اهمیت میدهد. از اینرو، از طریق اِشَعْیا وعدهای شگرف داده، میگوید: «در آن روز واقع خواهد شد که ریشهٔ یَسِّی به جهت عَلَمِ قومها برپا خواهد شد و امّتها آن را خواهند طلبید و [«استراحتگاه،» دج] او با جلال خواهد بود.» (اِشَعْیا ۱۱:۱۰) پیش از آن، در سال ۵۳۷ ق.د.م.، اورشلیم، یعنی شهری که داود پایتخت ملی ساخت، همچون عَلَمی بود که باقیماندگان وفاداری را که در بین ملت از هم گسیختهٔ یهود وجود داشتند به آن شهر فراخواند تا معبد را بازسازی کنند.
۱۷ اما، این نبوت به اینجا محدود نمیشود. همانطور که دیدیم، این نبوت به حکمرانی مسیح یعنی تنها رهبر حقیقی برای افراد همهٔ ملتها، اشاره میکند. پولس رسول از اِشَعْیا ۱۱:۱۰ نقل قول کرد تا نشان دهد که در روزگار او افراد ملتها در جماعت مسیحی جایی برای خود خواهند داشت. او در حالی که از ترجمهٔ سپتواجینت (سبعینی) این آیه نقل قول میکرد، نوشت: «اِشَعْیا نیز میگوید که ‹ریشهٔ [یَسِّی] خواهد بود و آنکه برای حکمرانی امّتها مبعوث شود، امید امّتها بر وی خواهد بود.›» (رومیان ۱۵:۱۲) به علاوه، این نبوت حتی دوران ما را نیز در بر میگیرد که در طی آن ملتها با حمایت از برادران مسحشدهٔ مسیح، محبت خود را به یَهُوَه ابراز میکنند.—اِشَعْیا ۶۱:۵-۹؛ متّیٰ ۲۵:۳۱-۴۰.
۱۸ آن روزی› که اِشَعْیا به آن اشاره میکند، در تحقق امروزی این نبوت، زمانی آغاز میشود که مسیح در سال ۱۹۱۴ بر تخت پادشاهی مینشیند. (لوقا ۲۱:۱۰؛ ۲تیموتاؤس ۳:۱-۵؛ مکاشفه ۱۲:۱۰) از آن زمان تاکنون، عیسی مسیح برای اسرائیل روحانی و افراد همهٔ ملتها که چشمانتظار حکومتی عادل هستند، همچون عَلَم یا محل تجمعی مشخص بوده است. همانطور که عیسی پیشگویی کرد، به راهنمایی مسیح، بشارت ملکوت به همهٔ ملتها رسانیده میشود. (متّیٰ ۲۴:۱۴، مَرقُس ۱۳:۱۰) این بشارت تأثیری بسزا دارد. «گروهی عظیم که هیچکس ایشان را نتواند شمرد، از هر امّت» با پیوستن به باقیماندهٔ مسحشدگان در پرستش پاک، از مسیح فرمانبرداری میکنند. (مکاشفه ۷:۹) تعداد کثیری که در «خانهٔ عبادت» روحانی یَهُوَه در حال پیوستن به باقیماندگان هستند، به جلالِ «استراحتگاه» مسیح یعنی معبد عظیم روحانی خدا میافزایند.—اِشَعْیا ۵۶:۷؛ حَجِّی ۲:۷.
۲۹ دسامبر–۴ ژانویه
گنجهایی در کلام خدا اِشَعْیا ۱۴-۱۶
دشمنان یَهُوَه نمیتوانند از مجازات فرار کنند
اش-۱ ص ۱۸۰ ¶۱۶
یَهُوَه شهری خودپسند را حقیر میسازد
۱۶ درست است که نابودی کامل این شهر بلافاصله در سال ۵۳۹ ق.د.م. صورت نگرفت، اما، امروزه کاملاً واضح است که همهٔ گفتههای اِشَعْیا در مورد بابل به حقیقت پیوستهاند. به نقل از یکی از مفسران کتاب مقدس، بابل «در حال حاضر و در حقیقت قرنهاست که خرابهای وسیع و تلی ویرانه بیش نیست.» سپس اضافه میکند: «غیرممکن است که چنین صحنهای را ببینیم و به یاد نیاوریم که پیشگوییهای اِشَعْیا و اِرْمیا با چه دقتی تحقق یافتهاند.» به طور قطع، هیچ انسانی در روزگار اِشَعْیا نمیتوانست سقوط و نابودی نهایی بابل را پیشگویی کند. چرا که بابل حدود ۲۰۰ سال پس از آنکه اِشَعْیا کتابش را به رشتهٔ تحریر درآورد به دست مادها و پارسها سقوط کرد و نابودی نهایی آن قرنها بعد اتفاق افتاد! آیا این موضوع ایمان ما را به کتاب مقدس به عنوان کلام الهامشدهٔ خدا تقویت نمیکند؟ ( ۲تیموتاؤس ۳:۱۶) از آن گذشته، از آنجایی که یَهُوَه در دوران گذشته نبوتهایی را به تحقق رسانده است، میتوانیم اطمینان کامل داشته باشیم که نبوتهای کتاب مقدس که هنوز تحقق نیافتهاند نیز در زمانی که خدا معین کرده است جامهٔ عمل خواهند پوشید.
اش-۱ ص ۱۸۴ ¶۲۴
یَهُوَه شهری خودپسند را حقیر میسازد
۲۴ در کتاب مقدس، پادشاهان دودمان داود به ستارگان تشبیه شدهاند. (اعداد ۲۴:۱۷) از روزگار داود آن «ستارگان» بودند که از کوه صهیون فرمان میراندند. پس از آنکه سلیمان معبد را در اورشلیم بنا کرد، نام صهیون به کل آن شهر اطلاق شد. بر طبق عهد شریعت، همهٔ افراد مذکر اسرائیلی باید سه بار در سال به صهیون سفر میکردند. از اینرو، به صورت «کوه اجتماع» درآمد. نَبُوکَدْنَصَّر مصمم است که ابتدا پادشاهان یهودا را تحت انقیاد خود درآورد و سپس آنها را از آن کوه براند و با این کار در واقع اعلام میکند که قصد دارد خود را بالاتر از آن «ستارگان» قرار دهد. او افتخار این پیروزی را به یَهُوَه نسبت نمیدهد بلکه در عوض با تکبر، خود را در مقام یَهُوَه قرار میدهد.
اش-۱ ص ۱۸۹ ¶۱
تقدیر یَهُوَه بر ضد ملتها
یَهُوَه میتواند قومش را به دلیل شرارتشان توسط ملتها تنبیه کند. اما اگر این ملتها از خود بیرحمی بیش از حد و غرور نشان دهند و یا با پرستش حقیقی دشمنی کنند، اعمالشان بیکیفر نخواهد ماند. از اینرو، او پیشاپیش به اِشَعْیا «وحی دربارهٔ بابل» را نازل میکند. (اِشَعْیا ۱۳:۱) اما بابل خطری است که در آینده آنها را تهدید خواهد کرد. در روزگار اِشَعْیا، آشور است که به قوم عهد خدا ستم میکند. آشور پادشاهی شمالی اسرائیل را نابود میسازد و بخش اعظم یهودا را ویران میکند. اما پیروزی آشور محدود است، زیرا اِشَعْیا مینویسد: «یَهُوَه صبایوت قَسَم خورده، میگوید: ‹یقیناً بطوری که قصد نمودهام همچنان واقع خواهد شد . . . آشور را در زمین خودم خواهم شکست و او را بر کوههای خویش پایمال خواهم کرد. و یوغ او از ایشان رفع شده، بار وی از گردن ایشان برداشته خواهد شد.›» (اِشَعْیا ۱۴:۲۴، ۲۵) کمی پس از آنکه اِشَعْیا این نبوت را بیان میکند، خطر آشور از سر یهودا برطرف میشود.—۲پادشاهان ۱۹:۳۵-۳۷.
اش-۱ ص ۱۹۴ ¶۱۲
تقدیر یَهُوَه بر ضد ملتها
۱۲ نبوت فوق چه زمانی تحقق خواهد یافت؟ خیلی زود. «این است کلامی که خداوند دربارهٔ موآب از زمان قدیم گفته است. امّا الآن خداوند تکلّم نموده، میگوید که بعد از سه سال مثل سالهای مزدور جلال موآب با تمامی جماعت کثیر او محقّر خواهد شد و بقیّهٔ آن بسیار کم و بیقوّت خواهند گردید.» (اِشَعْیا ۱۶:۱۳،۱۴) شواهد باستانشناسی این نبوت را تأیید کرده، نشان میدهند که در طی قرن هشتم ق.د.م.، موآب بشدت آسیب دید و بسیاری از مناطق آن خالی از سکنه شد. تِغْلَتْ فَلاسَر (تیگلات پیلسر) سوم، نام سالامانو اهل موآب را در میان حکامی آورده است که به او باج و خراج میپرداختند. سَنْخاریب از کاموسونادبی، پادشاه موآب خراج میگرفت. اَسَرْحَدُّون و آشوربانیپال پادشاهان آشور، موسوری و کاماشالتو، پادشاهان موآب را تابعان خود میخواندند. قرنها پیش، ملت موآب از صحنهٔ تاریخ محو شد. به جز بقایای چند شهر که تصور میشود متعلق به موآبیان بودهاند شواهد باستانشناسی دیگری از این مردم که روزگاری یکی از دشمنان قدرتمند اسرائیل بودند به دست نیامده است.
گوهرهای روحانی
نکاتی از کتاب اِشَعْیا— بخش یک
۱۴:۱، ۲— قوم یَهُوَه چگونه ‹اسیرکنندگان خود را اسیر میکردند› و ‹بر ستمکاران خویش حکمرانی مینمودند›؟ این نبوّت در مورد اسیرانی مانند دانیال که طی حکمرانی مادها و پارسها در بابل به رتبهای بالا دست یافت و اِسْتَر که ملکهٔ پارس شد و مُرْدِخای که منصب وزارت را طی حکمرانی امپراتوری پارس به دست آورد، صدق میکند.