۱۵-۲۱ مارس ۲۰۲۷
سرود ۱۵۰ نجات خویش را از یَهُوَه بطلب
همیشه به یَهُوَه توکّل کنید
آیهٔ سال ۲۰۲۷: «به یَهُوَه توکّل کنید.»—مزمور ۱۱۵:۱۱.
موضوع اصلی
چطور میتوانیم توکّلمان را به یَهُوَه بیشتر کنیم و همیشه مطمئن باشیم که او به بهترین شکل از ما محافظت میکند؟
۱. یک دوست قابل اعتماد چطور کمکمان میکند؟
ما معمولاً به کسانی که خوب میشناسیم، راحتتر اعتماد میکنیم. مثلاً وقتی با مشکل بزرگی روبرو میشویم، فوراً از یک دوست قابل اعتماد راهنمایی و کمک میگیریم. چنین دوستی مثل یک جلیقهٔ نجات است و در طوفان مشکلات از ما محافظت میکند.—جامعه ۴:۹، ۱۰.
۲-۳. الف) مزمور ۱۱۵ ما را به چه کاری ترغیب میکند؟ ب) در این مقاله چه سؤالاتی را بررسی میکنیم؟
۲ یَهُوَه نزدیکترین و قابل اعتمادترین دوست ماست. با هر مشکلی که روبرو شویم، میتوانیم روی کمک و راهنمایی او حساب کنیم. نویسندهٔ مزمور ۱۱۵، قوم یَهُوَه را سه بار ترغیب میکند که ‹به او توکّل کنند.› چرا؟ چون او «یاور و سپر» ماست. (مزمور ۱۱۵:۹-۱۱) البته خودمان هم باید حاضر باشیم که کمک او را قبول کنیم.
۳ در این مقاله به سه سؤال جواب میدهیم: در چه مواقعی باید بیشتر به یَهُوَه توکّل کنیم؟ یَهُوَه چطور به کسانی که به او توکّل میکنند، کمک میکند؟ در شرایط سخت، چطور میتوانیم نشان دهیم که به یَهُوَه توکّل داریم؟
مواقعی که باید بیشتر به یَهُوَه توکّل کنیم
۴. در چه موقعیتهایی باید بیشتر به یَهُوَه توکّل کنیم؟
۴ وقتی با مشکلات جدی و پیچیده روبرو میشویم، باید بیشتر به یَهُوَه توکّل کنیم. در چنین مواقعی شاید یَهُوَه طوری به ما کمک کند که انتظارش را نداریم. وقتی دست او را در زندگیمان میبینیم، اعتمادمان به او بیشتر میشود. (اِفِسُسیان ۳:۲۰) بیایید گزارشی را در این مورد بررسی کنیم.
۵-۶. از گزارش یایروس چه یاد میگیرید؟
۵ در زمان عیسی، برای یکی از مسئولان کنیسه به اسم یایروس، اتفاق تلخ و دردناکی افتاد. دختر ۱۲ سالهاش از شدّت مریضی در حال مرگ بود و همه فکر میکردند که هیچ امیدی به زنده ماندنش نیست. یایروس احتمالاً شنیده بود که خدا به عیسی قدرت معجزه کردن داده است. او دنبال عیسی گشت، چون مطمئن بود که او میتواند دخترش را شفا دهد. (مَرقُس ۵:۲۱-۲۳) وقتی عیسی را پیدا کرد، از او خواست به خانهاش برود. اما در راه، زنی که ‹بیماری عذابآوری› داشت، به عیسی نزدیک شد و لباسش را لمس کرد تا شفا پیدا کند. عیسی دلش برای آن زن سوخت و ایستاد و به او گفت: «دخترم، ایمانت تو را شفا داده! برو و خیالت راحت باشد، چون از بیماری عذابآورت شفا پیدا کردهای.» (مَرقُس ۵:۲۴-۳۴) در این میان، دختر یایروس مرد. دوستان یایروس به او گفتند: «دیگر لازم نیست به استاد زحمت بدهی!» شاید یایروس حس میکرد که دستش از همه جا کوتاه شده، اما عیسی تشویقش کرد که اطمینانش را از دست ندهد و به او گفت: «نترس! فقط ایمان داشته باش.»—مَرقُس ۵:۳۵، ۳۶.
۶ اتفاقی که بعد افتاد، بدون شک ایمان و توکّل یایروس را به یَهُوَه بیشتر کرد. وقتی عیسی به خانهٔ یایروس رسید، دختر او را رستاخیز داد. طبیعی است که پدر و مادر آن دختر با دیدن این صحنه «از شادی زیاد به وجد آمدند.» (مَرقُس ۵:۳۸-۴۲) از آن روز به بعد، هر بار که چشم یایروس به دخترش میافتاد، حتماً یادش میآمد که یَهُوَه چه لطفی در حقش کرده است!
یَهُوَه از کسانی که به او توکّل میکنند حمایت میکند
۷. چرا مطمئنیم که یَهُوَه در هر شرایطی کمکمان میکند؟ (اِرْمیا ۱۷:۷، ۸)
۷ یَهُوَه از قومش حمایت میکند. او تکتک خادمانش را دوست دارد و به فکرشان است. (مزمور ۱۱۵:۱۲-۱۵) او قول داده که حتی وقتی با مخالفت شدید روبرو شویم، از ما حمایت کند. (اِرْمیا ۱۷:۷، ۸ را بخوانید.) سرگذشت خادمان یَهُوَه، چه در زمان باستان و چه در دوران ما، ثابت میکند که دست یَهُوَه هیچ وقت کوتاه نیست.
۸. بعد از این که ابراهیم و سارا شهر اور را ترک کردند، یَهُوَه چطور از آنها محافظت کرد؟ (تصویر)
۸ نمونهٔ ابراهیم و سارا را در نظر بگیرید. بعد از این که آنها شهر حصاردار اور را ترک کردند، چادرنشین شدند و در مناطقی زندگی میکردند که مردمش یَهُوَه را نمیپرستیدند. به همین دلیل بارها جانشان به خطر افتاد، اما هر بار یَهُوَه سپر بلایشان شد. (پیدایش ۱۵:۱) مثلاً، یک بار وقتی در سرزمینشان قحطی شدیدی شد، آنها راهی مصر شدند. سارا زن جذاب و زیبایی بود و توجه فرعون را جلب کرد. فرعون او را به قصرش برد تا با او ازدواج کند. (پیدایش ۱۲:۱۰-۱۵) اما یَهُوَه سارا و ابراهیم را در این موقعیت سخت تنها نگذاشت؛ او وارد عمل شد و اجازه نداد که فرعون با سارا ازدواج کند.—پیدایش ۱۲:۱۶-۲۰.
یَهُوَه از ابراهیم و سارا محافظت کرد. این موضوع چه اطمینانی به ما میدهد؟ (بند ۸)
۹. تجربهٔ ولادیمیر چطور ثابت میکند که وقتی با مخالفتهای شدید روبرو میشویم، یَهُوَه کمکمان میکند؟
۹ امروزه هم یَهُوَه به ما کمک میکند تا در هر موقعیت سختی وفادار بمانیم. تجربهٔ برادری به اسم ولادیمیر از گرجستان این را ثابت میکند. وقتی او ۱۵ سالش بود و با خانوادهاش زندگی میکرد، یک گروه تندروی مذهبی خانهٔ آنها را به آتش کشیدند. خانوادهٔ ولادیمیر، از این که خانهشان با خاک یکسان شد، شوکه شدند. با این حال، شکرگزار بودند که هنوز زندهاند. آیا آنها بعد از آن فاجعه، از خدمت به یَهُوَه دست کشیدند؟ به هیچ وجه! ولادیمیر میگوید: «همهٔ ما به خدمت پیشگامی ادامه دادیم.» در آن شرایط سخت، ولادیمیر و خانوادهاش از طریق همایمانانشان کمکهای لازم را دریافت کردند و به این شکل دست یَهُوَه را دیدند.
چطور میتوانیم نشان دهیم که به یَهُوَه توکّل داریم؟
۱۰. والدین با چه تصمیم سختی روبرو هستند؟
۱۰ وقتی برای آینده برنامهریزی میکنیم. یَهُوَه از والدین انتظار دارد که از فرزندانشان مراقبت کنند. (۲قُرِنتیان ۱۲:۱۴؛ ۱تیموتائوس ۵:۸) بخشی از مسئولیت والدین این است که به فرزندانشان کمک کنند تصمیمات عاقلانهای بگیرند. فرزندان باید تصمیم بگیرند که هدفشان در زندگی چیست، پیدا کردن شغلی پردرآمد یا خدمت تماموقت. با توجه به وضعیت اقتصادی این دنیا که روزبهروز بدتر میشود، شاید والدین ندانند که چطور فرزندشان را راهنمایی کنند. در بعضی فرهنگها، والدین انتظار دارند که وقتی پا به سن میگذارند، فرزندشان نیازهای مالی آنها را تأمین کند. طبیعی است که والدین نگران آیندهٔ خودشان و فرزندشان باشند، اما چطور میتوانند نشان دهند که به یَهُوَه توکّل کامل دارند.
۱۱. اسحاق و رِبِکا چطور نشان دادند که به وضعیت روحانی پسرشان اهمیت میدهند؟ (تصاویر)
۱۱ نمونهٔ اسحاق و رِبِکا را در نظر بگیرید. آنها پسرشان یعقوب را ترغیب کردند که به سفر دوری برود و از بین پرستندگان یَهُوَه همسری انتخاب کند. به این شکل، نشان دادند که به یَهُوَه توکّل دارند. (پیدایش ۲۸:۱-۳، ۷) راهنمایی آنها همین طور نشان میداد که به وضعیت روحانی پسرشان اهمیت میدهند. امروزه وقتی والدین به مسائل روحانی اولویت میدهند، فرزندانشان هم معمولاً با چنین ایمان و توکّلی بزرگ میشوند.—مَتّی ۶:۳۳.
پدر و مادرها چطور میتوانند با سرمشق گرفتن از اسحاق و رِبِکا به فرزندانشان کمک کنند؟ (بند ۱۱)
۱۲. در چه مواقعی شاید سخت باشد که صبور باشیم؟
۱۲ وقتی مشکلی را به یَهُوَه میسپاریم. شاید بعضی وقتها با مشکلی دست و پنجه نرم کنیم و از خودمان بپرسیم که چرا یَهُوَه کمکمان نمیکند. مثلاً ممکن است قربانی یک بیعدالتی شده باشیم! با این که مطمئنیم یَهُوَه به وقتش مشکلمان را حل میکند، شاید گاهی سخت باشد که منتظر او بمانیم. (مزمور ۳۳:۲۰) به گزارشی از کتاب مقدّس توجه کنید.
۱۳. از اتفاقی که بعد از مرگ اَخَزیای پادشاه افتاد، چه یاد میگیریم؟ (میکاه ۷:۷)
۱۳ بعد از مرگ اَخَزیای پادشاه، مادرش عَتَلیا تقریباً تمام خاندان سلطنتی را نابود کرد و خودش به زور بر تخت نشست. (۲تواریخ ۲۲:۱۰-۱۲) آن زن شریر برای شش سال سلطنت کرد و طی حکمرانیاش خشونت و بتپرستی بیداد میکرد. (۲تواریخ ۲۴:۷) در آن دوران شاید خیلی از اسرائیلیها فکر میکردند که یَهُوَه قومش را ترک کرده، اما کارهای عَتَلیا از چشم یَهُوَه پنهان نبود. یَهُوَه میدانست که یِهویاداعِ کاهن و همسرش، یِهوآش را که تنها بازماندهٔ خاندان سلطنتی بود مخفی کرده بودند. بعد اتفاق ناگهانی و غیرمنتظرهای افتاد؛ عَتَلیا کشته شد و یِهوآش که فقط هفت سالش بود بر تخت پادشاهی نشست. (۲تواریخ ۲۳:۱-۳، ۸-۱۵) ما از این گزارش چه یاد میگیریم؟ وقتی برای حل مشکلی منتظر یَهُوَه میمانیم، نشان میدهیم که به او توکّل داریم و مطمئنیم که او در زمان مناسب و به روش مناسب مشکل را حل میکند.—میکاه ۷:۷ را بخوانید.
۱۴. از نمونهٔ سِرگِئی و ماریا چه یاد میگیریم؟
۱۴ برادری به اسم سِرگِئی از روسیه به خاطر ایمانش پنج سال زندانی بود. او و همسرش ماریا، طی آن مدت نشان دادند که چقدر به یَهُوَه توکّل دارند. آنها چطور توانستند دوری یکدیگر را تحمّل کنند؟ ماریا میگوید: «بعد از ۲۰ سال زندگی مشترک، احساس میکردیم مثل پرندههایی هستیم که پر و بالمان را چیدهاند. اما در آن دوران سخت یَهُوَه هیچ وقت ما را تنها نگذاشت. او مدام از طریق همایمانانم، محبت و توجهاش را به من نشان میداد. هر وقت به کمک نیاز داشتم برادران و خواهرانم کنارم بودند.» سِرگِئی هم در زندان از طریق دعا نیرو میگرفت و همه او را آدم مؤمن و خداترسی میدانستند. نمونهٔ این زن و شوهر نشان میدهد که ما هم با کمک یَهُوَه میتوانیم هر سختیای را تحمّل کنیم.—کولُسیان ۱:۱۱.
۱۵. در چه موقعیتهایی شاید احساس ناتوانی کنیم؟
۱۵ وقتی به نظر میرسد مشکلمان قابلحل نیست. بعضی وقتها با مشکلاتی روبرو میشویم که از کنترلمان خارج است. مثلاً شاید بیماری لاعلاجی داریم یا پا به سن گذاشتهایم و دیگر توان سابق را نداریم. در این صورت ممکن است احساس ناتوانی کنیم یا ترس ما را فلج کند. در چنین شرایطی چطور میتوانیم کاملاً به یَهُوَه توکّل کنیم؟
۱۶. از تجربهٔ داوود چه یاد میگیرید؟ (مزمور ۳۷:۵)
۱۶ داوود نمونهٔ خوبی برای ماست. وقتی او جوان بود، با توکّل کامل به یَهُوَه، با یک سرباز غولپیکر فِلیسطی به اسم جُلیات روبرو شد. جُلیات فکر میکرد شکستناپذیر است و حتی به لشکر اسرائیل توهین میکرد. (۱سموئیل ۱۷:۱۰) اما داوود کاملاً مطمئن بود که یَهُوَه در این جنگ به او کمک میکند. او به قدرت خودش و قلابسنگش تکیه نکرد، بلکه به جُلیات گفت: «من به نام یَهُوَه خدای لشکرها به جنگ تو آمدهام.» (۱سموئیل ۱۷:۳۷، ۴۵) داوود با کمک یَهُوَه در آن جنگ پیروز شد. او با اعتمادی که به یَهُوَه داشت، با اولین سنگ، دشمن شکستناپذیرش را نقش بر زمین کرد. ما هم مثل داوود شاید با مشکلی روبرو شویم که حلنشدنی به نظر بیاید. اما اگر به یَهُوَه توکّل کنیم و هر چه در توانمان است انجام دهیم، شاید نتیجهٔ کار از چیزی که انتظارش را داریم خیلی بهتر شود. (مزمور ۳۷:۵ را بخوانید؛ فیلیپیان ۴:۱۳) تا وقتی «آفرینندهٔ آسمان و زمین» کنار ماست، هیچ مشکلی نمیتواند ما را از پا درآورد!—مزمور ۱۱۵:۱۵.
۱۷. از نمونهٔ پائولا چه یاد میگیریم؟
۱۷ نمونهٔ خواهری از کانادا به اسم پائولا را در نظر بگیرید. او و همسرش ۲۵ سال در خدمت سیّاری مشغول بودند. پائولا از بدو تولّد مشکلی در ستون فقراتش داشت که فعالیتهای او را خیلی محدود میکرد. اما او نگذاشت که این محدودیت جلوی موعظهاش را بگیرد. پائولا میگوید: «روشهای مختلف موعظه مثل موعظهٔ تلفنی و غیررسمی به من خیلی کمک کرده که به خدمتم ادامه دهم. سعی میکنم با توجه به توانم، برنامهٔ معقولی برای خودم بگذارم. اما توکّلم به یَهُوَه است. مطمئنم او کمکم میکند که به بهترین شکل به او خدمت کنم.»—مزمور ۱۴۳:۸.
۱۸-۱۹. از نمونهٔ شَمعون چه درسی میگیریم؟ (تصویر)
۱۸ وقتی انتظاراتمان برآورده نمیشود. توکّل کردن به یَهُوَه کمکمان میکند که معقول و واقعبین باشیم. مثلاً همهٔ ما مشتاق روزی هستیم که یَهُوَه به سختیهایمان پایان بدهد. (مکاشفه ۲۱:۴) اما هر چه سنمان بالاتر میرود، شاید با خودمان بگوییم، ‹آیا عمرم قد میدهد که آن روز را ببینم؟› در این صورت نمونهٔ شَمعون کمکمان میکند.
۱۹ شَمعون مرد سالخورده و وفاداری در اورشلیم بود. روحالقدس به او آشکار کرده بود که مسیح موعود را میبیند. (لوقا ۲:۲۵، ۲۶) احتمالاً او آرزو داشت که مسیح شدن عیسی و معجزاتش را ببیند. اما وقتی عیسی را دید، او تازه به دنیا آمده بود. شَمعون میدانست که عمرش قد نمیدهد بزرگ شدن عیسی و خدمتش را ببیند. اما اجازه نداد این موضوع دلسردش کند، بلکه از این که میتوانست تحقق بعضی از وعدههای یَهُوَه را ببیند راضی و خوشحال بود. (اِشَعْیا ۴۹:۶؛ لوقا ۲:۲۷-۳۲) در زمان ما هم پیشگوییهای زیادی در حال تحققند. اگر روی آنها تمرکز کنیم و با تمام توانمان به یَهُوَه خدمت کنیم، میتوانیم شادی و آرامش داشته باشیم.—۲پِطرُس ۱:۱۹.
شَمعون در معبد عیسی را بغل کرده. او میداند که عمرش قد نمیدهد بزرگ شدن عیسی و خدمت او را ببیند، اما خوشحال است که توانسته طبق وعدهٔ یَهُوَه مسیح موعود را ببیند(بندهای ۱۸-۱۹)
توکّلتان را به یَهُوَه بیشتر کنید
۲۰. تعمّق روی گزارشهای کتاب مقدّس چطور کمکمان میکند تا بیشتر به یَهُوَه توکّل کنیم؟ (کادر «با خواندن کتاب مقدّس توکّلتان را به یَهُوَه بیشتر کنید»)
۲۰ یَهُوَه همیشه یاور و سپر کسانی بوده که به او توکّل کردهاند. (مزمور ۲۸:۷) ما چطور میتوانیم دستش را در زندگیمان ببینیم؟ مثلاً میتوانیم در کتاب مقدّس سرگذشت کسانی را بخوانیم که با مشکلاتی شبیه مشکلات ما روبرو بودند و ببینیم یَهُوَه چطور به آنها کمک کرده است. به این شکل میفهمیم که یَهُوَه بارها، طوری که حتی خودمان متوجه نشدهایم، از ما هم حمایت کرده است. تعمّق روی این موضوع به ما اطمینان میدهد که تنها نیستیم و اگر مطابق آیهٔ سال ۲۰۲۷ ‹به یَهُوَه توکّل کنیم،› از پس هر مشکلی برمیآییم.—مزمور ۱۱۵:۱۱.
سرود ۱۶۴ پناه من