فوریه
دوشنبه، ۱ فوریه (۱۲ بهمن)
حالا لطفاً برو و به تمام ساکنان یهودا و اورشلیم بگو که یَهُوَه چنین میگوید: «من همین الآن در فکر این هستم که بلایی بر سرتان بیاورم و به ضدّتان نقشه بکشم. پس لطفاً از کارهای بدتان دست بکشید و راهها و اعمالتان را اصلاح کنید.»—اِرْمیا ۱۸:۱۱
ما هم مثل عیسی در درجهٔ اول به خاطر محبت عمیقمان به یَهُوَه او را میپرستیم. (مَتّی ۲۲:۳۷ خوانده شود.) وقتی دربارهٔ خصوصیات یَهُوَه یاد میگیریم به او نزدیکتر میشویم. برای مثال، صبر او را در نظر بگیرید. وقتی اسرائیلیان از یَهُوَه نافرمانی کردند، او به آنها گفت: «لطفاً از کارهای بدتان دست بکشید.» (ار ۱۸:۱۱) یَهُوَه به یاد دارد که ما ناکامل و از خاک هستیم. (مزمور ۱۰۳:۱۳، ۱۴ خوانده شود.) وقتی روی صبر یَهُوَه و خصوصیات خوب دیگرش تعمّق میکنید، آیا نمیخواهید تا ابد به او خدمت کنید؟ ب۲۵/۰۴ ص ۴ ¶۱۰
سهشنبه، ۲ فوریه (۱۳ بهمن)
خدا در شورای مقدّسان پرابهت است؛ همهٔ اطرافیانش او را خدای بزرگ میدانند و به او احترام میگذارند.—مزمور ۸۹:۷
به گزارشی که فروتنی فرشتگان را برجسته میکند توجه کنید. حدود سال ۹۶ م. فرشتهای که نام او را نمیدانیم رؤیای حیرتانگیزی را به یوحنا نشان داد. (مکا ۱:۱) یوحنا با دیدن آن رؤیا چه کرد؟ او میخواست آن فرشته را بپرستد. اما آن فرشته به سرعت مانع او شد و گفت: ‹چه کار میکنی؟ این کار را نکن! من هم مثل تو و برادرانت فقط یک خدمتگزار هستم. خدا را پرستش کن!› (مکا ۱۹:۱۰) چه نمونهٔ خوبی از فروتنی! آن فرشته دنبال جلال و تحسین نبود. او بلافاصله به یوحنا گفت که فقط باید یَهُوَه را بپرستد. با این وجود، او یوحنا را تحقیر نکرد. با این که آن فرشته از یوحنا قدرتمندتر بود و مدت زمان بیشتری به یَهُوَه خدمت کرده بود خود را مثل یوحنا فقط یک خدمتگزار میدانست. درست است که آن فرشته یوحنا را اصلاح کرد، اما رفتار تندی با آن رسول سالخورده نداشت و با مهربانی با او صحبت کرد. آن فرشته تشخیص داد که واکنش یوحنا از روی حیرت است. ب۲۵/۰۵ ص ۳ ¶۵
چهارشنبه، ۳ فوریه (۱۴ بهمن)
حواستان جمع باشد! هوشیار باشید! دشمنتان ابلیس مثل شیر غرّانی همه جا میگردد و دنبال کسی است تا او را ببلعد.—۱پِطرُس ۵:۸
شیطان میخواهد که ما علاوه بر احساس ناتوانی، ناامید هم باشیم و تصوّر کنیم که یَهُوَه ما را به خاطر داشتن تمایلات نادرست محکوم میکند. اما این شیطان است که باید ناامید باشد، چون طبق حکم یَهُوَه او لایق زندگی ابدی نیست و هیچ امیدی برایش وجود ندارد. (پیدا ۳:۱۵؛ مکا ۲۰:۱۰) شیطان میخواهد که ما هم ناامید باشیم، چون خودش از برکاتی که پیش روی ماست محروم شده است. اما واقعیت این است که برای ما امیدی وجود دارد، چون یَهُوَه میخواهد به ما کمک کند، نه این که محکوممان کند. او «نمیخواهد کسی نابود شود، بلکه میخواهد همه فرصت توبه داشته باشند.»—۲پطر ۳:۹.
اگر در مبارزه با تمایلات نادرست احساس ناتوانی یا ناامیدی کنیم، به شیطان اجازه دادهایم تا بر طرز فکرمان نفوذ پیدا کند. پی بردن به این موضوع کمکمان میکند تا در برابر او ایستادگی کنیم.—۱پطر ۵:۸، ۹. ب۲۵/۰۸ ص ۲۲ ¶۶-۷
پنجشنبه، ۴ فوریه (۱۵ بهمن)
وقتی اسرائیل در آن سرزمین زندگی میکرد، یک روز رِئوبین با بِلهه، زن دیگر پدرش همخواب شد و اسرائیل از این موضوع باخبر شد. یعقوب ۱۲ پسر داشت.—پیدایش ۳۵:۲۲
یعقوب اول با رِئوبین حرف زد و گفت: ‹تو نخستزادهٔ من هستی.› (پیدا ۴۹:۳) رِئوبین به عنوان نخستزاده احتمالاً انتظار داشت که ارثش دو برابر برادرانش باشد. همچنین شاید انتظار داشت که بعد از مرگ پدرش، سرپرست خانواده شود و این افتخار در آینده به فرزندانش برسد.
رِئوبین حق نخستزادگیاش را از دست داد. (۱توا ۵:۱) چرا؟ چون چند سال قبل از آن، با یکی از زنهای پدرش بِلهه، کنیز راحیل همخواب شده بود. راحیل، همسر مورد علاقهٔ یعقوب فوت کرده بود. (پیدا ۳۵:۱۹، ۲۲) ممکن است رِئوبین از روی شهوت با بِلهه همخواب شده بود؛ یا شاید هم به زور این کار را کرده بود، چون او پسر لیه زن دیگر یعقوب بود و نمیخواست که بِلهه جای مادرش لیه را در قلب یعقوب بگیرد. به هر حال، کاری که او کرد یَهُوَه و پدرش را به شدّت رنجاند.—پیدایش ۴۹:۳، ۴ خوانده شود. ب۲۵/۰۶ ص ۳-۴ ¶۵-۶
جمعه، ۵ فوریه (۱۶ بهمن)
ای یَهُوَه، هر وقت شکایتم را به حضورت میآورم، و دربارهٔ امور قضایی با تو صحبت میکنم، عادلانه رفتار میکنی. پس چرا شریران در زندگی موفق میشوند، و خیانتکاران هیچ نگرانیای ندارند؟—اِرْمیا ۱۲:۱
اِرْمیا ۱۲:۱ خوانده شود. اِرْمیا با دیدن موفقیتهای شریران اذیت میشد. او همچنین به خاطر تمسخر اسرائیلیان دلسرد شد. (ار ۲۰:۷، ۸) ما احساسات اِرْمیا را درک میکنیم، چون ما هم مثل او مورد تمسخر قرار میگیریم و شاهد بدرفتاری شریران هستیم. با این که اِرْمیا ناراحتیهایش را به یَهُوَه گفت، هیچ وقت عدالت او را زیر سؤال نبرد. وقتی او دید که یَهُوَه چطور قومش را تأدیب کرد، بدون شک اطمینانش به عدالت یَهُوَه بیشتر شد. (ار ۳۲:۱۹) ما هم میتوانیم مثل اِرْمیا ناراحتیهایمان را در دعا به یَهُوَه بگوییم و اطمینان کامل داشته باشیم که او در زمان معین همهٔ بیعدالتیها را جبران میکند. ب۲۵/۱۰ ص ۲۱ ¶۱۵
شنبه، ۶ فوریه (۱۷ بهمن)
دل انسان از هر چیز دیگری فریبندهتر و بسیار خطرناک است. کیست که بداند در آن چه میگذرد؟—اِرْمیا ۱۷:۹
فرض کنید به برادری پیشنهاد کاری پردرآمد داده شده است. اما او قبل از پذیرش آن با یکی از پیران جماعت مشورت میکند. برادرمان به او میگوید که شاید مجبور شود بعضی وقتها برای چند هفته به جایی دور سفر کند و از خانوادهاش دور شود. آن پیر جماعت به برادرمان میگوید که طبق کتاب مقدّس مسئولیت اصلی او برآورده کردن نیازهای روحانی خانوادهاش است. (افس ۶:۴؛ ۱تیمو ۵:۸) حالا فرض کنید آن برادر فوراً از گفتهٔ او ایراد بگیرد و با برادران دیگر مشورت کند و بالاخره چیزی را که باب میلش است بشنود. آیا میتوان گفت که آن برادر واقعاً دنبال پند و نصیحت بوده است؟ یا آیا تصمیمش را از قبل گرفته بوده و فقط دنبال کسی میگشته است که آن را تأیید کند؟ هیچ وقت نباید فراموش کنیم که دل ما فریبنده است. (ار ۱۷:۹) گاهی اوقات نصیحتی که بیش از همه به آن نیاز داریم، همان چیزی است که کمترین علاقهای به شنیدنش داریم. ب۲۵/۰۷ ص ۵-۶ ¶۱۴
یکشنبه، ۷ فوریه (۱۸ بهمن)
اگر کسی بین شما بیمار است، از پیران جماعت بخواهد که پیش او بیایند؛ آن وقت آنها برایش دعا کنند و به اسم یَهُوَه به سرش روغن بمالند. آن دعا که از روی ایمان است، شخص بیمار را شفا میدهد و یَهُوَه او را بلند خواهد کرد. به علاوه، اگر گناهی کرده باشد، بخشیده خواهد شد.—یعقوب ۵:۱۴، ۱۵
اگر کسی مرتکب گناهی شده که ممکن است به خاطر آن اجازه نداشته باشد در جماعت بماند، باید پیش پیران برود. (۱قر ۵:۱۱-۱۳) کسی که مرتکب چنین گناه جدیای شده، نیاز به کمک دارد تا دوباره رابطهاش را با یَهُوَه قوی کند. برای این که یَهُوَه از طریق بهای رهایی ما را ببخشد باید ‹در عمل نشان دهیم که واقعاً توبه کردهایم.› (اعما ۲۶:۲۰) یک راه نشان دادن توبه این است که پیش پیران جماعت برویم. ب۲۵/۰۹ ص ۴ ¶۶
دوشنبه، ۸ فوریه (۱۹ بهمن)
دل شاد، چهره را شاداب میکند، اما دل غمگین، انسان را افسرده میکند.—امثال ۱۵:۱۳
چطور میتوانیم دوباره شادیمان را به دست بیاوریم؟ باید واقعبین و قدردان باشیم. دنیای امروز این طرز فکر را ترویج میدهد که برای شاد بودن باید یک زندگی ایدهآل داشته باشیم. اما این حقیقت ندارد. برای مثال، یَهُوَه از یهودیان تبعیدی در بابِل خواست که شرایط جدیدشان را در سرزمینی دیگر بپذیرند و سعی کنند با وجود سختیها، به روال عادی زندگیشان ادامه دهند. (اِرْمیا ۲۹:۴-۷، ۱۰ خوانده شود.) ما از نمونهٔ آنها چه درسی میگیریم؟ باید سعی کنیم شرایطمان را بپذیریم و بابت نعمتهایی که در زندگی داریم قدردان باشیم. مطمئنیم که یَهُوَه در این راه کمکمان میکند. (مز ۶۳:۷؛ ۱۴۶:۵) خواهری به اسم عِفی که در یک تصادف فلج شد، میگوید: «یَهُوَه، خانواده و جماعتم خیلی از من حمایت کردند. احساس میکردم که اگر تسلیم مشکلات بشوم، در واقع از حمایتهای آنها قدردان نیستم. من میخواهم بابت کمکهای یَهُوَه و دوستانم قدردان باشم، پس تمام تلاشم را میکنم که شاد بمانم.» ب۲۵/۱۰ ص ۸-۹ ¶۹
سهشنبه، ۹ فوریه (۲۰ بهمن)
همهٔ ما خیلی وقتها خطا میکنیم. اگر کسی در حرف زدن خطا نکند، شخص کاملی است که میتواند بر تمام بدنش تسلّط داشته باشد.—یعقوب ۳:۲
در هر سنی که باشیم، اگر حالمان خوب نباشد بیشتر احتمال دارد حرفی بزنیم یا کاری کنیم که بعداً پشیمان شویم. (جا ۷:۷؛ یعقو ۳:۲) برای مثال، ایّوب که مردی باایمان بود، وقتی رنج میکشید «از روی بیفکری» حرف میزد. (ایو ۶:۱-۳) سالمندان هم شاید به دلیل بیماری یا داروهایی که مصرف میکنند، حرفی بزنند یا کاری بکنند که با شخصیت واقعیشان هماهنگ نیست. البته هیچ کدام از ما نمیخواهیم سن یا سلامتیمان را بهانهای بدانیم تا نامهربان یا طلبکار باشیم. اگر متوجه شویم که به کسی حرف نسنجیدهای زدهایم، باید بلافاصله معذرتخواهی کنیم.—مت ۵:۲۳، ۲۴. ب۲۵/۱۱ ص ۴ ¶۸
چهارشنبه، ۱۰ فوریه (۲۱ بهمن)
بعد عیسی به شاگردانش گفت: «اگر کسی بخواهد پیرو من باشد، دیگر نباید دنبال خواستههای خودش باشد، بلکه باید تیر شکنجهاش را بردارد و همیشه از من پیروی کند.»—مَتّی ۱۶:۲۴
ما در دوران حساسی زندگی میکنیم. پولُس رسول نوشت: ‹بعد از مدتی کوتاه کسی که باید بیاید خواهد آمد و تأخیر نخواهد کرد.› (عبر ۱۰:۳۷) این موضوع چه چیزی را نشان میدهد؟ اول این که زمان زیادی برای مردم باقی نمانده که تصمیم بگیرند به یَهُوَه خدمت کنند. (۱قر ۷:۲۹) دوم، اگر پرستندهٔ یَهُوَه هستیم میدانیم که با سختیهایی روبرو خواهیم شد، ولی فقط برای «مدتی کوتاه.»
عیسی شاگردانش را تشویق کرد که نه تنها پیرو او باشند، بلکه پیرو او بمانند. (مت ۱۶:۲۴) پس اگر سالهاست که یَهُوَه را میپرستید، دست از تلاش نکشید، بلکه مصمم باشید که همچنان به خدمتتان ادامه دهید. شاید این کار همیشه آسان نباشد، ولی شادی و برکات زیادی به همراه دارد!—مز ۳۵:۲۷. ب۲۵/۰۴ ص ۶-۷ ¶۱۷-۱۸
پنجشنبه، ۱۱ فوریه (۲۲ بهمن)
حکمت خدا بلندتر از آسمانهاست؛ در برابر آن چه کار میتوانی بکنی؟ عمیقتر از قبر است؛ از آن چه میدانی؟—ایّوب ۱۱:۸
طی دورانی که اسرائیلیان در مصر بردگی میکردند، مردی به اسم ایّوب در سرزمین عوص زندگی میکرد که احتمالاً در شمال عربستان و شرق سرزمین موعود بود. برخلاف اسرائیلیانی که در مصر بتپرست شده بودند، ایّوب با وفاداری یَهُوَه را میپرستید. (یوش ۲۴:۱۴؛ حز ۲۰:۸) یَهُوَه در مورد ایّوب گفت: «روی زمین کسی مثل او پیدا نمیشود.» (ایو ۱:۸) ایّوب بیشتر از هر کسی در مشرقزمین، ثروت داشت و مورد احترام دیگران بود. (ایو ۱:۳) مطمئناً شیطان با دیدن این مرد سرشناس و بانفوذ که وفادارانه به خدا خدمت میکرد، عصبانی شد! ب۲۵/۱۲ ص ۳ ¶۴
جمعه، ۱۲ فوریه (۲۳ بهمن)
به هم دروغ نگویید. شخصیت کهنهتان را با همهٔ کارهایش مثل لباس از تنتان درآورید.—کولُسیان ۳:۹
برای این که یَهُوَه را خوشحال کنیم، علاوه بر غذای روحانی باید از تدارک دیگری هم که او برایمان فراهم کرده فایده ببریم؛ یعنی لباس روحانی. منظور از لباس روحانی چیست؟ پولُس رسول نوشت که ما باید ‹شخصیت کهنه را مثل لباس از تنمان درآوریم و شخصیت نو را بپوشیم.› (کولُسیان ۳:۸-۱۰ خوانده شود.) این کار همیشه آسان نیست. برای مثال، پولُس خودش از جوانی تلاش میکرد مورد قبول خدا باشد. (غلا ۱:۱۴؛ فیلیپ ۳:۴، ۵) اما شناخت دقیقی از خواست خدا نداشت. در نتیجه از نظر روحانی در مسیر اشتباهی بود. غرور او و عدم آگاهیاش از تعالیم مسیح، او را به شخصی «گستاخ» تبدیل کرده بود؛ کسی که خصوصیات منفی را مثل لباسی به تن داشت.—۱تیمو ۱:۱۳. ب۲۶/۰۱ ص ۵ ¶۱۰
شنبه، ۱۳ فوریه (۲۴ بهمن)
بگذارید همه ببینند که چقدر معقول هستید. خداوند از ما دور نیست.—فیلیپیان ۴:۵
ما چطور میتوانیم از یَهُوَه سرمشق بگیریم؟ باید سعی کنیم با فروتنی از طرز فکر و رفتار معقولانهٔ یَهُوَه سرمشق بگیریم. (یعقو ۳:۱۷) برای مثال، والدین معقول برای فرزندانشان حدّومرز تعیین میکنند، ولی از آنها بیش از توانشان انتظار ندارند. یعقوب در این زمینه نمونهٔ خوبی برای پدر و مادرهاست. (پیدا ۳۳:۱۲-۱۴) والدین فروتن و معقول همچنین فرزندانشان را غیرمنصفانه با یکدیگر مقایسه نمیکنند. پیران جماعت هم باید معقول باشند. مثلاً آنها با انعطافپذیری نظر اکثریت را در هیئت پیران قبول میکنند، البته به شرطی که نظر آنها برخلاف اصول کتاب مقدّس نباشد. (۱تیمو ۳:۲، ۳) همهٔ ما باید سعی کنیم دیدگاه دیگران را درک کنیم، حتی اگر طرز فکرشان با ما متفاوت باشد. (روم ۱۴:۱) بله، تمام اعضای جماعت باید تلاش کنند تا ‹همه ببینند که چقدر معقول هستند.›—فیلیپ ۴:۵. ب۲۵/۱۲ ص ۱۶-۱۷ ¶۹
یکشنبه، ۱۴ فوریه (۲۵ بهمن)
یک بدن و یک روحالقدس وجود دارد و شما هم برای رسیدن به یک امید دعوت شدهاید. همین طور یک سَرور، یک ایمان و یک تعمید وجود دارد.—اِفِسُسیان ۴:۴، ۵
اگر قبلاً به عنوان پیرو دین دیگری تعمید گرفتیم، لازم است دوباره به عنوان یکی از شاهدان یَهُوَه تعمید بگیریم. چرا؟ چون آن موقع شناخت دقیقی از یَهُوَه خدا و عیسی مسیح نداشتیم. حتی اگر در دعا خودمان را به خدا وقف کرده بودیم، وقفمان بر اساس درک درستی از خواست او نبود. پولُس در اِفِسُس با مردانی آشنا شد که بدون شناخت دقیق از تعالیم مسیحی تعمید گرفته بودند. پس او ترتیبی داد که آنها دوباره تعمید بگیرند. (اعما ۱۹:۱-۵) به طور مشابه، تعمید ما هم فقط زمانی مورد قبول خداست که بر اساس شناخت دقیق از خواستش باشد. ب۲۶/۰۲ ص ۱۱ ¶۱۰
دوشنبه، ۱۵ فوریه (۲۶ بهمن)
پس حالا که قرار است همهٔ اینها به این شکل ذوب و نابود شوند، حواستان باشد که چه جور انسانهایی باید باشید! شما باید در رفتارتان مقدّس باشید و با کارهایتان نشان دهید که زندگیتان را به خدا وقف کردهاید.—۲پِطرُس ۳:۱۱
پِطرُس در دومین نامهٔ الهامیاش توضیح داد که چطور میتوانیم برای آمدن روز یَهُوَه آماده باشیم. برای مسیحیان قرن اول، روز یَهُوَه خیلی دور بود. با این حال پِطرُس به آنها گفت که ‹آن روز را مدّ نظر داشته باشند› یا ‹مشتاق آمدن آن روز باشند.› (۲پِطرُس ۳:۱۰-۱۳، پاورقی خوانده شود.) شما هم اگر «در رفتارتان مقدّس باشید و با کارهایتان نشان دهید که زندگیتان را به خدا وقف کردهاید،» در واقع اشتیاقتان را برای آمدن روز یَهُوَه نشان میدهید. تصوّر کنید که یَهُوَه با دیدن کارهایتان که نشانهٔ وقفتان به اوست، چقدر خوشحال میشود! بدون شک وقتی خودتان را به یَهُوَه وقف میکنید و تعمید میگیرید، دل او را شاد میکنید. ب۲۶/۰۲ ص ۱۸-۱۹ ¶۱۵
سهشنبه، ۱۶ فوریه (۲۷ بهمن)
میدانم که چطور در زندگی با کم و زیاد سر کنم. همین طور در هر شرایطی، چه گرسنه باشم چه سیر، چه زیاد داشته باشم چه کم، رمز قانع بودن را یاد گرفتهام.—فیلیپیان ۴:۱۲
قانع نبودن میتواند، عواقبی جدی داشته باشد. کسانی که هرگز به داشتههای خود راضی نیستند، ممکن است ساعتهای طولانی کار کنند تا چیزی را که واقعاً نیاز ندارند به دست آورند. متأسفانه، عدهٔ کمی از مسیحیان حتی پول یا چیزهایی را که آرزویش را داشتهاند دزدیدهاند. آنها شاید با خود چنین فکر کردهاند: ‹این حق من است،› ‹به اندازهٔ کافی منتظر ماندهام› یا ‹بعداً پول را سر جایش برمیگردانم.› با وجود این، هر نوع دزدیای باعث ناخشنودی و بیاحترامی یَهُوَه میشود. (امث ۳۰:۹) عدهای هم از دریافت نکردن مسئولیتی که انتظارش را داشتهاند، آنقدر دلسرد شدهاند که کلاً خدمت به یَهُوَه را کنار گذاشتهاند. (غلا ۶:۹) چطور ممکن است که یک خادم وقفشده یَهُوَه حتی به این موضوع فکر کند؟ شاید او برای قانع بودن دست از تلاش کشیده است. ب۲۵/۰۷ ص ۲۰ ¶۲
چهارشنبه، ۱۷ فوریه (۲۸ بهمن)
مهماننوازی را فراموش نکنید، چون بعضیها با این کار، ندانسته از فرشتهها پذیرایی کردند.—عبرانیان ۱۳:۲
ما چه درسی میگیریم؟ محبت به همایمانانمان باعث میشود که بخواهیم به نیازهایشان رسیدگی کنیم. خیلی از شاهدان یَهُوَه به همایمانانشان که به خاطر جنگها و فجایع طبیعی پناهنده شدهاند کمک کردهاند. خواهری که خانهاش را در اوکراین به خاطر جنگ ترک کرد، گفت: «ما دیدیم که یَهُوَه چطور از طریق برادران، ما را کمک و هدایت کرده است. آنها در اوکراین، مجارستان و آلمان به گرمی از ما استقبال کردند.» در واقع کسانی که از برادران و خواهران نیازمندشان مهماننوازی میکنند، ابزاری در دستان یَهُوَه هستند.—امث ۱۹:۱۷؛ ۲قر ۱:۳، ۴.
بدون شک در آینده بیشتر به کمک همدیگر نیاز خواهیم داشت. (حب ۳:۱۶-۱۸) یَهُوَه به ما کمک میکند تا محبت و مهماننوازی را در خود پرورش دهیم؛ خصوصیاتی که برای آینده حیاتی است. ب۲۵/۰۵ ص ۱۸-۱۹ ¶۱۶-۱۷
پنجشنبه، ۱۸ فوریه (۲۹ بهمن)
سرانجام، گناهم را به تو اعتراف کردم، و خطایم را پنهان نکردم. گفتم: «گناهانم را به یَهُوَه اعتراف میکنم.» پس تو خطاها و گناهانم را بخشیدی.—مزمور ۳۲:۵
داوود پادشاه میدانست که احساس گناه به خاطر اشتباهات گذشته چقدر سخت است. (مز ۴۰:۱۲؛ ۵۱:۳؛ سرآغاز) او در زندگی مرتکب اشتباهات جدیای شده بود. اما از ته دل توبه کرد و یَهُوَه او را بخشید. (۲سمو ۱۲:۱۳) در نتیجه داوود توانست آرامشی را تجربه کند که از بخشش یَهُوَه به دست میآید.—مز ۳۲:۱.
ما هم حتی اگر مرتکب گناه جدّیای شدهایم، میتوانیم مثل داوود مورد رحمت یَهُوَه قرار بگیریم و آرامشی را که از آن حاصل میشود تجربه کنیم. اگر از ته دل توبه کنیم، به گناهانمان اعتراف کنیم و مصمم باشیم که دیگر آنها را تکرار نکنیم یَهُوَه آمادهٔ بخشش ماست. دانستن این موضوع واقعاً دلگرمکننده است! (امث ۲۸:۱۳؛ اعما ۲۶:۲۰؛ ۱یو ۱:۹) وقتی یَهُوَه ما را میبخشد میدانیم که دیگر هیچ وقت به خاطر آن گناه ما را سرزنش نخواهد کرد.—حز ۳۳:۱۶. ب۲۵/۰۸ ص ۱۴ ¶۱-۲
جمعه، ۱۹ فوریه (۳۰ بهمن)
چون خشم انسان نمیگذارد او کارهایی را که از دید خدا درست است انجام دهد.—یعقوب ۱:۲۰
عیسی هم مثل یَهُوَه عدالت را دوست دارد و از بیعدالتی بیزار است. یک روز که عیسی موعظه میکرد مردی را دید که دستش از کار افتاده بود. دل عیسی به حال او سوخت و شفایش داد، اما رهبران مذهبی با سنگدلی از کار عیسی ایراد گرفتند. آنها قانونهای شَبّات را تفسیر میکردند و اجرای افراطی آن قانونها برایشان مهمتر از کمک کردن به آن مرد ناتوان بود. عیسی نسبت به واکنش آنها چه احساسی داشت؟ او از «سنگدلیشان واقعاً ناراحت شد.»—مرق ۳:۱-۶.
از آنجا که یَهُوَه و عیسی با دیدن بیعدالتی عصبانی میشوند، اشتباه نیست که ما هم چنین احساسی داشته باشیم. (افس ۴:۲۶) با این حال، باید به یاد داشته باشیم که حتی اگر عصبانیتمان بجا باشد، بیعدالتیها را از بین نمیبرد. همین طور اگر به مدت طولانی عصبانی بمانیم، ممکن است از لحاظ عاطفی و جسمانی صدمه ببینیم. (مز ۳۷:۱، ۸؛ یعقو ۱:۲۰) پس وقتی با بیعدالتی روبرو میشویم یا شاهد بدرفتاری دیگران هستیم، چه کار میتوانیم بکنیم؟ در این مورد از نمونهٔ عیسی درسهای زیادی میگیریم. ب۲۵/۰۹ ص ۹ ¶۴-۵
شنبه، ۲۰ فوریه (۱ اسفند)
عیسی در جواب آنها گفت: «چیزی که به شما تعلیم میدهم از خودم نیست، بلکه از طرف خدایی است که مرا فرستاد.»—یوحنا ۷:۱۶
عیسی به حکمت خودش تکیه نکرد، بلکه بر اساس کلام خدا تعلیم میداد. او تعالیمش را طوری بیان میکرد که مردم به آسانی آنها را درک کنند و به یاد بسپارند. کتاب مقدّس میگوید که عیسی «با اقتدار تعلیم میداد، نه مثل عالمان دین.» به همین دلیل مردم از نحوهٔ تعلیمش «شگفتزده شدند.» (مَرقُس ۱:۲۲) در روزگار عیسی، عالمان دین با نقلقول از حرفهای رهبران مذهبیِ برجسته سعی میکردند به تعالیمشان اعتبار دهند. برخلاف آنها، عیسی از نوشتههای مقدّس نقلقول میکرد. او پسر خدا بود و قبلاً در آسمان زندگی میکرد. پس میتوانست با استفاده از دانش زیادش مردم را تحت تأثیر قرار دهد. اما این کار را نکرد. بلکه، کلام یَهُوَه و خواست او را پایهٔ اصلی تعالیمش قرار داد. (یوحنا ۷:۱۴-۱۶ خوانده شود.) عیسی نمونهٔ خوبی برای پیروانش به جا گذاشت. ب۲۶/۰۳ ص ۵ ¶۷
یکشنبه، ۲۱ فوریه (۲ اسفند)
پس شما این طور دعا کنید: «ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدّس باشد. پادشاهی تو بیاید و خواست تو همان طور که در آسمان انجام میشود، روی زمین هم انجام شود.»—مَتّی ۶:۹، ۱۰
در مورد آنچه میخواهید بگویید فکر کنید. قبل از دعا میتوانیم چند سؤال از خودمان بپرسیم. برای مثال: ‹در حال حاضر با چه مشکلاتی روبرو هستم؟ آیا باید کسی را ببخشم؟ آیا با چالش جدیدی مواجه شدم که برای غلبه بر آن به کمک یَهُوَه نیاز دارم؟› (۲پاد ۱۹:۱۵-۱۹) همچنین میتوانیم از عیسی سرمشق بگیریم و در مورد نام یَهُوَه، پادشاهیاش و خواستش دعا کنیم.—مت ۶:۹، ۱۰. ب۲۵/۱۰ ص ۱۹ ¶۸
دوشنبه، ۲۲ فوریه (۳ اسفند)
عیسی دلش به حالشان سوخت و چشمهایشان را لمس کرد. همان لحظه، چشمهای آنها بینا شد و دنبال او رفتند.—مَتّی ۲۰:۳۴
عیسی هر چه بزرگتر میشد شاهد مصیبتها و سختیهای زیادی بود. او از دست دادن عزیزانش را تجربه کرد که احتمالاً پدر ناتنیاش یوسِف یکی از آنها بود. وقتی عیسی موعظه میکرد، با افراد جذامی، نابینا، فلج و والدین داغدار روبرو میشد و دلش به حال آنها میسوخت. (مت ۹:۲، ۶؛ ۱۵:۳۰؛ ۲۰:۳۴؛ مرق ۱:۴۰، ۴۱؛ لو ۷:۱۳) او از آسمان شاهد سختیها و مصیبتهای زیادی بود، اما وقتی به زمین آمد، توانست درد و رنج مردم را بهتر درک کند. (اشع ۵۳:۴) تجربهٔ عیسی روی زمین به او کمک کرد تا با احساسات و دردهای انسانها به خوبی آشنا شود. او مثل انسانهای دیگر اضطراب، درماندگی و غم و اندوه را تجربه کرد. ب۲۵/۱۱ ص ۱۷-۱۸ ¶۵
سهشنبه، ۲۳ فوریه (۴ اسفند)
خدا حتی پسرش را از ما دریغ نکرد و اجازه داد که او جانش را برای ما فدا کند. پس آیا همهٔ چیزهای دیگر را هم با مهربانی به ما نخواهد داد؟—رومیان ۸:۳۲
مطالعهٔ شخصیتان بر اساس نیازتان باشد. گاهی اوقات خوب است که دربارهٔ جنبهٔ خاصّی از شخصیت یَهُوَه مطالعه کنیم. برای مثال، میتوانیم مثل پولُس رسول با تعمّق روی فدیهٔ عیسی و بخشش یَهُوَه فایدهٔ زیادی ببریم. از راهنمای تحقیق برای شاهدان یَهُوَه و ابزارهای مطالعهای دیگر استفاده کنید تا دربارهٔ موضوعاتی مثل رحمت، بخشش و محبت پایدار یَهُوَه تحقیق کنید. لیستی از مقالات مفیدی که پیدا میکنید تهیه کنید و جایی بگذارید که جلوی چشمتان باشد. هر موقع دلسرد میشوید آن مقالات را بخوانید و ببینید که چه کاربردی برای شما دارد.—فیلیپ ۴:۸. ب۲۶/۰۱ ص ۱۲ ¶۱۷
چهارشنبه، ۲۴ فوریه (۵ اسفند)
غرور به سقوط منجر میشود، و تکبّر به لغزش میانجامد. بهتر است که شخص فروتن باشد و با فروتنان همنشینی کند، تا این که در میان متکبّران باشد و در ثروت آنها سهیم شود.—امثال ۱۶:۱۸، ۱۹
از نمونهٔ داوود پادشاه چه یاد میگیریم؟ این احتمال وجود داشت که او به خاطر دستاوردهای زیادش مغرور شود. داوود قبل از این که به پادشاهی برسد، در زمینهٔ موسیقی استعداد زیادی داشت و حتی از او خواسته شد که برای پادشاه ساز بزند. (۱سمو ۱۶:۱۸، ۱۹) یَهُوَه داوود را به عنوان پادشاه بعدی انتخاب کرد و با روحالقدس خود به او قدرت داد. (۱سمو ۱۶:۱۱-۱۳) به علاوه، داوود به دلیل پیروزیهایش معروف شد؛ مثلاً او توانست یک مرد غولپیکر به اسم جُلیات را از پا درآورد. (۱سمو ۱۷:۳۷، ۵۰؛ ۱۸:۷) اگر یک شخص مغرور به چنین دستاوردهایی برسد، احتمالاً فکر میکند که به پند و نصیحت نیاز ندارد، ولی داوود این طور نبود. ب۲۵/۰۷ ص ۳ ¶۵
پنجشنبه، ۲۵ فوریه (۶ اسفند)
چشم، چراغ بدن است. پس اگر چشمت روی یک چیز متمرکز باشد، تمام وجودت روشن خواهد بود.—مَتّی ۶:۲۲
آخرین باری که حواستان پرت شد و ممکن بود تمرکزتان به هم بخورد، چه زمانی بود؟ شاید مشغول کاری بودید، اما یکدفعه چیزی حواستان را پرت کرد و باید تصمیم میگرفتید که روی کدام یک تمرکز کنید. برای مثال، تصوّر کنید که هنگام رانندگی تلفنتان زنگ میخورد. شاید آن تماس مهمی باشد، اما میدانید که جواب دادن در آن لحظه تمرکزتان را به هم میزند. پس تصمیم میگیرید که به جای جواب دادن به تلفن، روی رانندگی تمرکز کنید.
ما در زندگی کارهای مهم زیادی داریم، اما میدانیم که تمرکزمان باید روی فعالیتهای روحانی باشد. (مَتّی ۶:۳۳) یک پرستندهٔ یَهُوَه، مثل رانندهای محتاط تشخیص میدهد که چه چیزهایی ممکن است هنگام رانندگی در جاده حواسش را پرت کند.—امثال ۴:۲۵؛ مَتّی ۶:۲۲. ب۲۶/۰۳ ص ۱۴ ¶۱-۲
جمعه، ۲۶ فوریه (۷ اسفند)
افسانههای کفرآمیزی را که بعضی از پیرزنان میگویند رد کن. به جای آن، هدف تو این باشد که با تلاش و تمرین، طبق وقف خودت به خدا زندگی کنی؛ چون تمرین بدنی تا حدّی فایده دارد، ولی اگر طبق وقفت به خدا زندگی کنی، از هر لحاظ فایده میبری و این کار، هم برای زندگی الآن و هم برای زندگی آیندهات برکتهایی به همراه دارد.—۱تیموتائوس ۴:۷، ۸
‹با تلاش و تمرین، طبق وقف خودت به خدا زندگی کن.› (۱تیمو ۴:۷ب) وقف ما به خدا به چه معناست؟ به این معناست که به یَهُوَه وفادار بمانیم و خواست او را انجام دهیم. البته طبق گفتهٔ پولُس، این کار نیاز به تلاش زیادی دارد. واژهٔ یونانی که «تلاش و تمرین» ترجمه شده، اغلب برای ورزشکارانی به کار میرفت که برای مسابقهای آماده میشدند. آنها باید خویشتنداری نشان میدادند و یک برنامهٔ مرتب را برای تمرین دنبال میکردند. ما هم باید خویشتندار باشیم تا بتوانیم عادتهایی در زندگیمان داشته باشیم که رابطهمان را با یَهُوَه قویتر میکند. ب۲۵/۰۴ ص ۲۹-۳۰ ¶۱۳
شنبه، ۲۷ فوریه (۸ اسفند)
پس هر چیزی که در تاریکی بگویید در روز روشن شنیده خواهد شد و هر چیزی که پشت درهای بسته در گوش هم بگویید، از روی پشتبامها اعلام خواهد شد.—لوقا ۱۲:۳
عیسی به شاگردانش فرمان داد که خبر خوش را همه جا اعلام کنند. (مَتّی ۱۰:۲۷ خوانده شود.) شاگردتان هر چه زودتر در خدمت موعظه شرکت کند، زودتر یاد میگیرد که به یَهُوَه توکّل کند. چطور میتوانید به شاگردتان کمک کنید که موعظه با جماعت را هدف خود سازد؟ وقتی جماعتتان دعوت میشود تا در یک فعالیت ویژه شرکت کند، برای شاگردتان توضیح دهید که چطور میتواند مبشّر تعمیدنیافته شود. به او بگویید که برای خیلیها آسانتر بوده که طی یک فعالیت ویژه موعظه را شروع کنند. شاگردتان همین طور با انجام تکلیفهایی در جلسهٔ میانهفته میتواند برای موعظه آمادگی پیدا کند. به این شکل یاد میگیرد که عقایدش را با اطمینان توضیح دهد. ب۲۵/۰۶ ص ۲۴ ¶۱۸
یکشنبه، ۲۸ فوریه (۹ اسفند)
پس چون به سَرورمان عیسی مسیح ایمان آوردهاید، همیشه طبق الگوی او زندگی کنید. همان طور که تعلیم گرفتهاید، در او ریشه بگیرید و بنا شوید و در ایمان پابرجا بمانید. به علاوه، دلتان لبریز از شکرگزاری باشد.—کولُسیان ۲:۶، ۷
از روش تعلیم عیسی سرمشق بگیرید و با شاگردتان صبور و باملاحظه باشید. از او سؤالاتی نپرسید که معذّبش میکند. اگر لازم باشد، از نکاتی که درک یا پذیرفتن آن برای شاگردتان سخت است زودتر عبور کنید و بعداً به آنها برگردید. به جای این که او را مجبور به پذیرفتن تعلیمی کنید، اجازه دهید حقیقت به مرور زمان در دلش ریشه کند. (یو ۱۶:۱۲؛ کول ۲:۶، ۷) کتاب مقدّس تعلیمات کاذب را به قلعهای تشبیه میکند که باید فرو بریزد. (۲قُرِنتیان ۱۰:۴، ۵ خوانده شود.) ولی ما نمیخواهیم آن تعالیم قلعهمانند روی سر شاگردمان فرو بریزد، بلکه میخواهیم کمکش کنیم تا یَهُوَه را قلعه و پناهگاه خودش بسازد.—مز ۹۱:۹. ب۲۵/۰۹ ص ۲۴ ¶۱۳