مأخذ جزو کار و آموزش
© 2024 Watch Tower Bible and Tract Society of Pennsylvania
۳-۹ مارس
گنجهایی در کلام خدا | امثال ۳
توکّلتان را به یَهُوَه نشان دهید
مقالهٔ اینترنتی ۱۴ ¶۴-۵
امثال ۳:۵، ۶—«بر عقل خود تکیه منما»
«با تمامِ دلِ خود بر خداوند توکل کن.» اگر راهنمایی یَهُوَه را دنبال میکنیم نشان میدهیم که به او اعتماد داریم. ما باید با تمام دلمان به او اعتماد کنیم. در کتاب مقدّس دل اغلب به احساسات، نیّتها و افکار شخص اشاره دارد. در نتیجه توکل کردن به خدا با تمام دل فقط یک حس نیست، بلکه به او توکل داریم چون متقاعد شدهایم که آفریدگارمان بهترین زندگی را برای ما در نظر دارد.—رومیان ۱۲:۱.
«بر عقل خویش تکیه منما.» ما باید به خدا توکل کنیم چون طرز فکر و طریق استدلالمان تحت تأثیر ناکاملی قرار دارد. اگر تنها به خود تکیه کنیم یا مطابق احساساتمان تصمیمگیری کنیم شاید تصمیماتی بگیریم که در دید ما خوب باشند ولی عاقبت بدی دارند. (امثال ۱۴:۱۲؛ اِرْمیا ۱۷:۹) حکمت و دانش خدا بسیار بالاتر از حکمت انسانها است. (اِشَعْیا ۵۵:۸، ۹) اگر دیدگاه ما مانند دیدگاه خدا باشد به موفقیت خواهیم رسید.—مزمور ۱:۱-۳؛ امثال ۲:۶-۹؛ ۱۶:۲۰.
مقالهٔ اینترنتی ۱۴ ¶۶-۷
امثال ۳:۵، ۶—«بر عقل خود تکیه منما»
«در همهٔ راههای خود او را در نظر داشته باش.» هر قدمی که در زندگی برمیداریم و هر تصمیم مهمی که میگیریم باید هماهنگ با دید خدا باشد. اگر مرتباً برای راهنمایی او دعا کنیم و کلامش را بخوانیم میتوانیم موفق باشیم.—مزمور ۲۵:۴؛ ۲تیموتائوس ۳:۱۶، ۱۷.
«او طریقهایت را راست خواهد گردانید.» خدا به ما کمک میکند تا مطابق معیارهایش زندگی کنیم و از این طریق راههای ما را راست میگرداند. (امثال ۱۱:۵) در نتیجه بیجهت در مشکلات نمیافتیم و از زندگی شادی برخوردار میشویم.—مزمور ۱۹:۷، ۸؛ اِشَعْیا ۴۸:۱۷، ۱۸.
همچنان در راه پیشرفتتان بکوشید
شخصی که در زندگی تجربیات بسیار داشته است، شاید به خود بگوید: ‹پیش از این با چنین موقعیتی روبرو شدهام، پس میدانم که چگونه باید عمل کنم.› آیا چنین طرز فکری عاقلانه است؟ امثال ۳:۷ به ما هشدار میدهد: «خویشتن را حکیم مپندار.» تجربههای زندگی یقیناً به ما کمک میکند که بدانیم در موقعیتی خاص چه جنبههایی را در نظر بگیریم. اما وقتی ما از لحاظ روحانی پیشرفت میکنیم، تجربههایمان بهخوبی به ما نشان میدهد که برای موفقیت در زندگی همچنین نیاز به برکت یَهُوَه داریم. پس هنگام رویارویی با موقعیتهای مختلف، هر چه بیشتر به یَهُوَه و راهنماییهای او روی آوریم و به خود کمتر تکیه کنیم، پیشرفتمان آشکارتر میشود. آری، باید اطمینان داشته باشیم همه چیز به اجازهٔ او انجام میشود و تلاش کنیم که همچنان اعتماد خود را به پدر آسمانیمان حفظ کنیم و با او رابطهای نزدیک و گرم داشته باشیم.
گوهرهای روحانی
نکاتی از کتاب امثال
۳:۳. خصوصیات رحمت و راستی را باید طوری دوست داشته باشیم که ثمرات آن در اَعمال ما به وضوح دیده شود، درست مثل یک گردنبند گرانبها و چشمگیر که آشکارا در معرض دید دیگران قرار دارد. در ضمن این خصوصیات را باید آنچنان بر دل خود نقش بندیم که جزوی از وجود ما شوند.
۱۰-۱۶ مارس
گنجهایی در کلام خدا | امثال ۴
«از دلت محافظت کن»
چگونه دل خود را محفوظ نگاه داریم؟
۴ منظور از واژهٔ «دل» که در امثال ۴:۲۳ بکار رفته است، ‹باطن› یا شخصیت درونی ماست. (مزمور ۵۱:۶ خوانده شود.) «دل» یا باطن ما شامل افکار، احساسات، نیات و امیالمان میشود. بنابراین آنچه که در دل داریم، از روی ظاهرمان قابل رؤیت نیست.
چگونه دل خود را محفوظ نگاه داریم؟
۱۰ برای این که بتوانیم از دل خود مراقبت کنیم، باید از خطرات آگاه بوده و آمادهٔ مقابله با آنها باشیم. واژهای که در امثال ۴:۲۳، «مراقبت» ترجمه شده است، ما را به یاد کار دیدهبانان میاندازد. در روزگار سلیمان پادشاه، دیدهبانان روی دیوارهای شهر میایستادند و به محض دیدن خطر، اعلام خطر میکردند. این تصویر به ما کمک میکند تا بدانیم چگونه از ذهنمان در برابر حملات شیطان محافظت کنیم.
۱۱ در دوران باستان، وظیفهٔ دیدهبان و دربان با یکدیگر در ارتباط بود. (۲سمو ۱۸:۲۴-۲۶) آنان با همکاری هم، اطمینان مییافتند که هنگام نزدیک شدن دشمنان، دروازههای شهر بسته است و به این شکل از شهر محافظت میکردند. (نح ۷:۱-۳) شیطان همواره تلاش میکند که به دل ما نفوذ کند و بر افکار، احساسات، نیات و امیال ما تأثیر گذارد. وجدانی تعلیمیافته مطابق اصول کتاب مقدّس، همچون دیدهبانان دوران باستان، میتواند ما را از تأثیرات شیطان محفوظ نگاه دارد. زمانی که وجدانمان زنگِخطر را به صدا در میآورد، باید هوشیار باشیم و دروازههای دلمان را ببندیم!
چگونه دل خود را محفوظ نگاه داریم؟
۱۴ برای محافظت از دل خود نه تنها باید از تأثیرات منفی دوری کنیم، بلکه باید تأثیرات مثبت را نیز بپذیریم. دوباره به نمونهٔ شهرهای حصاردار در زمان باستان توجه کنید. دربانان باید دروازههای شهر را میبستند تا شهر از حملهٔ دشمن در امان بماند. با این حال، گاه لازم بود دروازهها را باز کنند تا مواد غذایی و اجناس دیگر وارد شهر شود. اگر دروازهها همیشه بسته میماند، ساکنین شهر از گرسنگی میمردند! بطور مشابه، ما نیز باید بطور مرتب دروازههای دلمان را باز کنیم تا افکار یَهُوَه وارد آن شود.
ب۱۲-E ۱/۵ ص ۳۲ ¶۲
«از دلت محافظت کن»
چرا باید از دلمان محافظت کنیم؟ خدا به سلیمان پادشاه الهام کرد که بنویسد: «بیشتر از هر چیز، از دلت محافظت کن، چون زندگیات به آن وابسته است.» (امثال ۴:۲۳) زندگی امروزمان و آیندهمان به وضعیت دلمان بستگی دارد، چون خدا دلمان را میبیند. (۱سموئیل ۱۶:۷) آنچه در دل ما میگذرد یعنی «شخصیت باطنی» ما برای یَهُوَه مهم است.—۱پِطرُس ۳:۴.
گوهرهای روحانی
آیا منتظر یَهُوَه میمانید؟
۴ در امثال ۴:۱۸ آمده است: «طریق پارسایان همچون طلوع سپیدهدمان است، که تا روشنایی نیمروز، نور آن هر دم فزونی میگیرد.» مطابق این آیه، یَهُوَه به خادمانش کمک میکند تا بهتدریج مقاصدش را درک کنند. این آیه همچنین به پیشرفت روحانیمان اشاره میکند. ما میدانیم که این پیشرفت، زمانبر است و یکشبه اتفاق نمیافتد. اگر بر اصول کتاب مقدّس و راهنماییهای سازمان یَهُوَه تعمّق کنیم و مطابق آنها عمل کنیم، بهتدریج از لحاظ روحانی رشد میکنیم و به یَهُوَه نزدیکتر میشویم. در ادامه، مَثَل عیسی را در این باره بررسی میکنیم.
۱۷-۲۳ مارس
گنجهایی در کلام خدا | امثال ۵
از اعمال نامشروع جنسی دوری کنید
ب۰۰-E ۱۵/۷ ص ۲۹ ¶۱
در دنیای ناپاک، پاک بمانید
وقتی امثال باب ۵ به «زنی فاسد» اشاره میکند، منظور یک فاحشه است. او دیگران را با ‹چربزبانی› و ‹حرفهای فریبندهای مثل عسل› وسوسه میکند. اغلب اعمال غیراخلاقی با چنین رفتاری شروع میشود. برای نمونه، به حرفهای خواهری به اسم ایمی که ۲۷ سال داشت و منشی شرکتی بود، توجه کنید: «سر کارم مردی بود که به من توجه زیادی نشان میداد و در هر موقعیتی از من تعریف میکرد. از علاقه و توجهاش خوشم میآمد. اما میدانستم که او میخواهد با من رابطه داشته باشد. نمیخواستم به هیچ وجه تسلیمش بشوم.» اگر متوجه قصد یک مرد یا یک زن نشویم، شاید چربزبانی و حرفهای فریبندهٔ او برایمان جذاب و گیرا باشد.
همواره از احترام عمیق به خدا فایده ببرید
۹ ما دلایل خوبی داریم که باید از امور نامشروع جنسی دوری کنیم. «زن احمق» میگوید که «آب دزدی شیرین است.» «آب دزدی» چیست؟ کتاب مقدّس رابطهٔ جنسی بین زن و شوهر را به «آب شیرین» تشبیه میکند. (امث ۵:۱۵-۱۸، پاورقی) زن و شوهر میتوانند از آن لذّت ببرند. پس این آب با «آب دزدی» تفاوت دارد. «آب دزدی» به رابطهٔ جنسی نامشروعی اشاره میکند که معمولاً مخفیانه اتفاق میافتد. مثل یک دزد که مخفیانه دزدی میکند، «آب دزدی» مخصوصاً زمانی میتواند شیرین به نظر بیاید که گناه مخفیانهٔ شخص برملا نشود. این خودفریبی است، چون یَهُوَه همه چیز را میبیند. چیزی تلختر از این نیست که لطف یَهُوَه را از دست بدهیم. پس در عمل نامشروع جنسی هیچ چیز شیرینی وجود ندارد. (۱قر ۶:۹، ۱۰) اما عواقب دیگری وجود دارد.
۱۰ اعمال نامشروع جنسی میتواند باعث خجالتزدگی، احساس بیارزشی، بارداری ناخواسته و از هم پاشیدگی خانواده بشود. بنابراین عاقلانه است که دعوت به ‹خانهٔ زن احمق› را رد کنیم. خیلی از کسانی که مرتکب اعمال نامشروع جنسی میشوند، علاوه بر از دست دادن رابطهٔ دوستیشان با یَهُوَه، دچار بیماری و مرگ زودرس میشوند. (امث ۷:۲۳، ۲۶) آیهٔ ۱۸ از باب ۹ میگوید: «مهمانانش در اعماق گور هستند.» اما چرا عدهٔ زیادی چنین دعوتی را که عواقب بدی دارد میپذیرند؟—امث ۹:۱۳-۱۸.
ما میتوانیم پاک بمانیم
۸ امثال ۵:۸ به ما چنین هشدار میدهد: «راه خویش از [زن زناکار] دور نگاه دار و به درِ خانهاش نزدیک مشو.» در امثال باب ۷ خطر نادیده گرفتن این پند روشن میشود. آنجا در مورد جوانی میخوانیم که در نزدیکی خانهٔ زنی زناکار پرسه میزند. شامگاه است. در گوشهٔ خیابان زنی با لباسی تحریککننده به آن جوان نزدیک میشود، او را میگیرد و میبوسد. سخنان آن زن وسوسهانگیز است و در او امیال نابجایی به وجود میآورد. با آن که آن جوان برای چنین قصدی از خانه بیرون نرفته بود، با آن زن زنا میکند. جوان سادهلوح به نتیجهٔ کارش فکر نکرده است؛ پس طعم تلخ عواقب عملش را نیز میچشد. کاش از آن زن دور مانده بود!—امث ۷:۶-۲۷.
۹ گاه ممکن است ما نیز خطر را از پیش نبینیم و تصمیمات بدی بگیریم که موجب بیدار شدن امیال نادرست شود. برای مثال، شبها برخی از کانالهای تلویزیونی برنامههای غیراخلاقی به نمایش میگذارند. حال اگر ما در چنین وقتی بیهدف کانالها را عوض کنیم، چه میتواند پیش آید؟ یا اگر بیهدف سایتهای اینترنتی را باز کنیم و به سایتهایی که شامل آگهیهای غیراخلاقی و تصاویر زننده است برخورد کنیم یا وارد اتاقهای گپ و گفتگو شویم، چطور؟ در چنین مواقعی ممکن است با تصاویر یا متنی روبرو شویم که تمایلی نادرست را در ما بیدار کند و ما را به گناه بکشاند.
۱۰ پندهای کتاب مقدّس به ما در رفتارمان با جنس مخالف نیز کمک میکند. (۱تیموتائوس ۵:۲ خوانده شود.) پند کتاب مقدّس در این رابطه هر گونه رفتار یا سخنی را که به وضوح یا به صورت ضمنی برای جلبتوجه یا علاقهٔ نابجا به شخصی از جنس مخالف ابراز شده باشد، منع میکند. برخی شاید هر رفتار یا عملی را تا زمانی که شامل تماس بدنی نباشد بیضرر بشمارند؛ اما ایما و اشارات و نگاههایی برای جلبنظر جنس مخالف نیز میتواند احساسات شخص را برانگیزد. در واقع چنین رفتارهایی و حتی عکسالعمل مثبت به آن نشان دادن نیز میتواند افکار ناپاک را به وجود آورد و به اعمال غیراخلاقی بینجامد. متأسفانه چنین اتفاقهایی رخ داده است و نباید این موضوع را نادیده گرفت.
گوهرهای روحانی
ارزشهای اخلاقی را به فرزندتان بیاموزید
کتاب مقدّس برای ما راهنمای خوبیست؛ زیرا که اغلب عواقب اعمال نادرست را نیز ذکر میکند. برای نمونه، امثال ۵:۸، ۹ را در نظر گیرید. این آیه به مردان جوان توصیه میکند که از زنا دوری کنند، ‹مبادا آبروی خود را از دست دهند.› (ترجمهٔ دری) آیاتی از این قبیل نشان میدهد که آنانی که پیش از ازدواج روابط جنسی دارند، بدنام میشوند، عزّت نفسشان را از دست میدهند و رابطهشان را با خدا خدشهدار میسازند. چنین کسانی ممکن است برای شریک زندگی آیندهشان که معیارهای اخلاقی بالاتری دارد، دیگر جذاب نباشند. نادیده گرفتن معیارهای خدا سبب میشود که نوجوانان از نظر جسمی و عاطفی آسیب بینند و به رابطهٔ خود با خدا صدمه زنند. پس اگر نوجوانتان به عواقب روابط جنسی نامشروع فکر کند، راحتتر میتواند بر طبق معیار خدا زندگی کند.
۲۴-۳۰ مارس
گنجهایی در کلام خدا | امثال ۶
از مورچه چه یاد میگیریم؟
it-۱-E ص ۱۱۵ ¶۱-۲
مورچه
«حکمت غریزی.» مورچهها خود به این حکمت نرسیدهاند. آفریدگارمان به مورچهها این حکمت غریزی را داده است. کتاب مقدّس به این اشاره میکند که مورچهها «در تابستان خوراکشان را جمع میکنند، و در فصل برداشت انبارشان را پر میکنند.» (ام ۶:۸) در فلسطین، یک نوع مورچه به نام مورچهٔ دروگر وجود دارد که در فصل بهار و تابستان دانه جمعآوری میکند تا در زمانی که غذا کمیاب است، مثلاً در زمستان از آن استفاده کند. این مورچه اغلب در محل خرمنکوبی پی غذا میگردد؛ جایی که دانه و غلّه فراوان است. اگر باران باعث شود که غذا و آذوقهشان نم بکشد، مورچهها آن را زیر آفتاب خشک میکنند. گاه دیده شده است که مورچهٔ دروگر برای جلوگیری از رشد دانه آن قسمت از دانه را که جوانه میزند، میخورد. مورچههای دروگر را میتوان از راههایی که درست میکنند و پوستهٔ غلّهها که جلوی لانهشان جمع میشود، تشخیص داد.
خصوصیتهای مورچه. رفتار مورچه این گفتهٔ کتاب مقدّس را تأیید میکند که میگوید: «ای شخص تنبل، به مورچهها نگاه کن! به کارهایشان دقت کن و از آنها درس بگیر.» (ام ۶:۶) مورچهها نه فقط آیندهنگرند، بلکه اراده و پشتکار دارند. آنها اغلب بارهایی را حمل میکنند یا میکشند که دو برابر وزن خودشان یا بیشتر است. مورچهها تمام تلاششان را میکنند تا وظیفهشان را انجام دهند، حتی اگر از ارتفاع بیفتند. آنها در همکاری با هم نمونهاند، لانهشان را تمیز نگه میدارند و به مورچههای مجروح کمک میکنند تا به لانه برگردند.
حکمت عظیم یَهُوَه در پس آفرینش
۹ ما از مورچهها چه درسهایی میآموزیم؟ برای مثال، میآموزیم که برای به دست آوردن حاصلی نیکو باید تلاش کنیم. کتاب مقدّس میگوید: «ای شخص کاهل نزد مورچه برو، و در راههای او تأمّل کن و حکمت را بیاموز، که وی را پیشوایی نیست و نه سَروَر و نه حاکمی. اما خوراک خود را در تابستان مهیا میسازد و آذوقهٔ خویش را در موسم حصاد جمع میکند.» (امث ۶:۶-۸) یَهُوَه و عیسی نیز سخت کار میکنند. عیسی میگوید: «پدر من تا کنون کار میکند و من نیز کار میکنم.»—یو ۵:۱۷.
۱۰ ما نیز باید همچون یَهُوَه و عیسی کوشا باشیم و در انجام وظایفی که در خدمت به یَهُوَه به ما واگذار شده است از خود پشتکار نشان دهیم. کتاب مقدّس به ما میگوید: «در کار و خدمت خداوند مشغول باشید.» (۱قر ۱۵:۵۸، انجیل شریف) چقدر بجاست که مطابق پند پولُس به قُرِنتیان ‹در خدمت به خداوند تنبلی و سستی به خود راه ندهیم، بلکه با علاقه و با شور و شوق او را خدمت کنیم.› (روم ۱۲:۱۱، ترجمهٔ تفسیری) میتوانیم مطمئن باشیم تلاشهایی که در به جا آوردن خواست یَهُوَه به خرج میدهیم بیحاصل نخواهد بود. کتاب مقدّس به ما چنین اطمینان میدهد: «خدا بیانصاف نیست که عمل شما و آن محبت را که به اسم او از خدمت مقدّسین که در آن مشغول بوده و هستید ظاهر کردهاید، فراموش کند.»—عبر ۶:۱۰.
گوهرهای روحانی
ب۰۰-E ۱۵/۹ ص ۲۷ ¶۳
نام نیکتان را حفظ کنید
امثال به هفت چیز اشاره میکند که باعث اکثر خطاهاست. «چشمان مغرور» و «دلی که نقشههای پلید میکشد» گناهانی هستند که از افکار ما شروع میشود. «زبان دروغگو» و «شاهدی که مرتب شهادت دروغ میدهد» گناهانی هستند که شخص به زبان میآورد. «دستانی که خون بیگناه را میریزد» و «پاهایی که برای انجام کارهای شریرانه میدود» اعمالی شریرانه است. یَهُوَه به خصوص از تفرقه و جدایی نفرت دارد که مانع صلح و آرامش بین برادران و خواهرانمان میشود. در کتاب مقدّس آمده: «شش چیز هست که یَهُوَه از آنها نفرت دارد.» اما بعد آمده: «حتی هفت چیز هست که از آنها بیزار است.» یعنی اعمال بد فقط به این هفت مورد محدود نمیشود، بلکه دائماً بیشتر و بیشتر میشود.
۳۱ مارس–۶ آوریل
گنجهایی در کلام خدا | امثال ۷
از وسوسه دوری کنید
همواره با وسوسهها مقابله کنید
۸ ما چطور میتوانیم از خودمان محافظت کنیم؟ توجه کنید از مرد جوانی که در امثال باب ۷ به او اشاره شد، چه درسی میگیریم. او با زنی فاسد مرتکب اعمال نامشروع جنسی شد. در آیهٔ ۲۲ آمده که آن مرد جوان «بلافاصله» به دنبال آن زن رفت. اما در آیات قبلی میبینیم که او تصمیمات ناعاقلانهای گرفته بود که به تدریج او را به سمت گناه کشاند.
۹ چه تصمیماتی آن مرد جوان را به سمت گناه کشاند؟ اول، موقع غروب بود که او «از سر کوچهٔ آن زن میگذشت.» بعد تصمیم گرفت که به طرف خانهٔ او برود. (امثال ۷:۸، ۹ خوانده شود.) همین طور وقتی چشمش به آن زن افتاد، راهش را تغییر نداد. در عوض به آن زن اجازه داد که او را ببوسد. به علاوه، به حرفهای او در مورد قربانیهای شراکتی که تقدیم کرده بود، گوش داد. شاید آن زن میخواست با حرفهایش وانمود کند که انسان خوبی است. (امثال ۷:۱۳، ۱۴، ۲۱ خوانده شود.) اگر مرد جوان به موقع از آن موقعیت خطرناک دوری میکرد، تسلیم وسوسه و گناه نمیشد.
۸ امثال ۵:۸ به ما چنین هشدار میدهد: «راه خویش از [زن زناکار] دور نگاه دار و به درِ خانهاش نزدیک مشو.» در امثال باب ۷ خطر نادیده گرفتن این پند روشن میشود. آنجا در مورد جوانی میخوانیم که در نزدیکی خانهٔ زنی زناکار پرسه میزند. شامگاه است. در گوشهٔ خیابان زنی با لباسی تحریککننده به آن جوان نزدیک میشود، او را میگیرد و میبوسد. سخنان آن زن وسوسهانگیز است و در او امیال نابجایی به وجود میآورد. با آن که آن جوان برای چنین قصدی از خانه بیرون نرفته بود، با آن زن زنا میکند. جوان سادهلوح به نتیجهٔ کارش فکر نکرده است؛ پس طعم تلخ عواقب عملش را نیز میچشد. کاش از آن زن دور مانده بود!—امث ۷:۶-۲۷.
همواره از احترام عمیق به خدا فایده ببرید
۱۰ اعمال نامشروع جنسی میتواند باعث خجالتزدگی، احساس بیارزشی، بارداری ناخواسته و از هم پاشیدگی خانواده بشود. بنابراین عاقلانه است که دعوت به ‹خانهٔ زن احمق› را رد کنیم. خیلی از کسانی که مرتکب اعمال نامشروع جنسی میشوند، علاوه بر از دست دادن رابطهٔ دوستیشان با یَهُوَه، دچار بیماری و مرگ زودرس میشوند. (امث ۷:۲۳، ۲۶) آیهٔ ۱۸ از باب ۹ میگوید: «مهمانانش در اعماق گور هستند.» اما چرا عدهٔ زیادی چنین دعوتی را که عواقب بدی دارد میپذیرند؟—امث ۹:۱۳-۱۸.
گوهرهای روحانی
ب۰۰-E ۱۵/۱۱ ص ۲۹ ¶۱
«به فرمانهایم عمل کن تا عمر طولانی داشته باشی»
فرمانهایم «را دور انگشتانت ببند، و روی لوح دلت بنویس.» (امثال ۷:۳) همان طور که میتوانیم همیشه دستهایمان را ببینیم و با استفاده از آنها کارهای زیادی انجام دهیم، درسهایی که طی مطالعهٔ کتاب مقدّس یا از کودکی از کتاب مقدّس یاد میگیریم، باید همیشه در نظرمان باشد و ما را در انجام هر کاری راهنمایی کند. آموختههایمان از کتاب مقدّس را باید ‹روی لوح دلمان› بنویسیم یعنی اجازه دهیم شخصیتمان را شکل دهد.
۷-۱۳ آوریل
گنجهایی در کلام خدا | امثال ۸
به حکمت عیسی گوش دهید
«پدر را دوست میدارم»
۷ در امثال ۸:۲۲ حکمت چنین میگوید: «خداوند مرا در آغازِ راه خویش تولد بخشید، پیش از کارهای خود در زمانهای قدیم.» (ترجمهٔ هزارهٔ نو) آیا این آیه به این معنی است که خصوصیت حکمت در آن زمان به وجود آمد؟ خیر. از آنجا که یَهُوَه همواره وجود داشته و همواره از حکمت برخوردار بوده است، پس این آیه به یکی از آفریدههای یَهُوَه اشاره دارد. (مزمور ۹۰:۲) کتاب مقدّس پسر خدا را «فرزند ارشد بر تمامی آفرینش» میخواند. (کولُسیان ۱:۱۵) او پیش از دیگر کارهای خلقت «تولد» یافت، یعنی آفریده شد. آری، پسر خدا پیش از خلقت زمین و آسمان آفریده شد. او همان طور که کلمه، یعنی سخنگوی خدا بود، آینهٔ تمام نمای حکمت یَهُوَه خدا نیز بود.—یوحنا ۱:۱.
«پدر را دوست میدارم»
۸ پسر خدا پیش از آمدن به زمین، طی اعصاری که در آسمان بود، چه میکرد؟ امثال ۸:۳۰ اشاره میکند که او نزد خدا «معمار» بود. این امر به چه مفهوم است؟ کولُسیان ۱:۱۶ چنین توضیح میدهد: «همه چیز بهواسطهٔ او آفریده شد: آنچه در آسمان و آنچه بر زمین است، . . . همهٔ موجودات بهواسطهٔ او و برای او آفریده شدند.» یَهُوَه به واسطه، یعنی با استفاده از نخستین مخلوق خود همهٔ چیزهای دیگر را آفرید—از فرشتگان گرفته تا اجرام عظیم کیهانی و از گیاهان و جانوران گرفته تا اشرف مخلوقات زمین، یعنی انسان. همکاری این پسر را با پدرش میتوان از جهتی به همکاری یک کارگر ماهر با یک طراح مبتکر مقایسه کرد؛ کارگری که قادر است طرحهای مبتکرانهٔ طراح را جامهٔ عمل بپوشاند. بنابراین، هر گاه جنبهای در آفرینش، شگفتی ما را برانگیزد، در واقع باید طراح اعظم، یَهُوَه خدا را تحسین و تمجید کنیم. (مزمور ۱۹:۱) شاید همچنین تأمّل بر شگفتی آفرینش، همکاری آفریدگار اعظم و «معمار» او و پیوند شادیبخش و قدیمی آن دو را در نظرمان آورد.
۹ گاه برای دو انسان ناکامل که همکاری نزدیک با یکدیگر دارند کنار آمدن با هم دشوار است. اما برای یَهُوَه خدا و پسر او چنین نبود. پسر مدتی بسیار طولانی با پدرش همکاری میکرد و «همیشه به حضور او اهتزاز» یعنی شادی مینمود. (امثال ۸:۳۰) آری، او حقیقتاً از بودن با پدرش لذّت میبرد و البته این احساس متقابل بود. طبعاً، همچنان که زمان میگذشت، شخصیت پسر به شخصیت پدرش نزدیکتر میشد و او میآموخت که چگونه خصوصیات پدرش را سرمشق خود سازد. جای تعجب نیست که رشتهٔ پیوند این پدر و پسر چنین استوار گشت. به راستی میتوان گفت که پیوند محبت این دو، قدیمیترین و قویترین پیوند محبت در عالم است.
ارزش والای عیسی در نقش داود و سلیمان بزرگتر
۱۴ تنها حکمت عیسی مسیح بود که به نحوی روشن و بارز از حکمت سلیمان پیشی گرفت. عیسی در مورد خود میگوید: «شخصی بزرگتر از سلیمان در اینجا است.» (مت ۱۲:۴۲) او «کلمات حیات جاودانی» را بیان مینمود. (یو ۶:۶۸) برای مثال، عیسی در موعظهٔ بالای کوه جزئیات و اصول دیگری را به اصولی که سلیمان در امثالش بیان کرده بود افزود. سلیمان در مثلهایش به اموری اشاره میکند که عمل به آن سعادت و شادی پرستندگان یَهُوَه را به همراه دارد. (امث ۳:۱۳؛ ۸:۳۲، ۳۳؛ ۱۴:۲۱؛ ۱۶:۲۰) عیسی تأکید نمود که خوشحالی و سعادت واقعی تنها از طریق پرستش یَهُوَه و تحقق وعدههای او امکانپذیر است. او میگوید: «خوشا به حال آنان که نیاز خود را به خدا احساس میکنند، زیرا ملکوت آسمان از آن ایشان است.» (مت ۵:۳، ترجمهٔ تفسیری) کسانی که اصولی را که در تعالیم عیسی نهفته است بکار میگیرند به یَهُوَه، «چشمهٔ حیات» نزدیکتر میشوند. (مز ۳۶:۹؛ امث ۲۲:۱۱؛ مت ۵:۸) مسیح مظهر «حکمت خدا» بود. (۱قر ۱:۲۴، ۳۰) عیسی مسیح به عنوان پادشاه حکومت خدا «روح حکمت» را در خود دارد.—اشع ۱۱:۲.
گوهرهای روحانی
حکمت واقعی فریاد میزند
۱ ما در خیلی از کشورها میتوانیم ببینیم که مبشّران در خیابانهای شلوغ به مردم نشریه میدهند. شاید شما هم در این نوع موعظه شرکت کردهاید. در این صورت شاید این موضوع شما را یاد آیهای در کتاب امثال بیندازد که اشاره میکند حکمت در عموم و خیابانها آوازش را بلند میکند. (امثال ۱:۲۰، ۲۱، هن خوانده شود.) کتاب مقدّس و نشریات ما شامل حکمت واقعی یعنی حکمتی است که از یَهُوَه میآید. مردم این حکمت را برای رسیدن به حیات جاودان نیاز دارند. وقتی کسی نشریات ما را قبول میکند، خوشحال میشویم. اما همه آن را قبول نمیکنند؛ بعضیها علاقه ندارند بدانند کتاب مقدّس چه میگوید. بعضیها هم به ما میخندند؛ آنها فکر میکنند کتاب مقدّس خیلی قدیمی شده و به درد نمیخورد. برخی دیگر معیارهای کتاب مقدّس در مورد امور اخلاقی را زیر سؤال میبرند و فکر میکنند آنهایی که طبق این معیارها زندگی میکنند نامهربان و سختگیر هستند. با وجود این یَهُوَه همچنان حکمتش را در دسترس همه قرار میدهد. چطور؟
۲ یَهُوَه از طریق کتاب مقدّس حکمتش را در دسترس دیگران قرار میدهد. تقریباً همه به این کتاب دسترسی دارند. نشریاتمان چطور؟ این نشریات با پشتیبانی یَهُوَه به بیش از ۱۰۰۰ زبان موجود است. کسانی که این نشریات را میخوانند و به تعالیم آنها عمل میکنند فایده میبرند. با این حال اکثر مردم انتخاب کردهاند که به ندای حکمت گوش ندهند. آنها ترجیح میدهند که در تصمیمگیری به خودشان یا دیگران تکیه کنند. ممکن است حتی ما را تحقیر کنند چون به پندهای کتاب مقدّس عمل میکنیم. در این مقاله دلیل این رفتارهای مردم بررسی میشود. اول بیایید ببینیم چطور میتوانیم از یَهُوَه حکمت بگیریم.
۱۴-۲۰ آوریل
گنجهایی در کلام خدا | امثال ۹
حکیم باش و پند و نصیحت را بیارزش نشمار
پندپذیر باشیم
۴ اغلب پذیرش پندی که مستقیم به ما گوشزد میشود سخت است، حتی شاید از آن ناراحت شویم. اما چرا؟ همه اعتراف میکنیم که ناکاملیم، اما وقتی کسی مستقیم روی نقطه ضعف یا خطای ما انگشت میگذارد، برایمان ناخوشایند است. (جامعه ۷:۹ خوانده شود.) شاید خود را توجیه کنیم، انگیزهٔ بد به پنددهنده نسبت دهیم یا از شیوهای که ضعفمان را به ما گوشزد کرده، دلخور شویم. شاید حتی از او ایراد بگیریم و ضعفهایش را بشماریم و بگوییم: ‹چطور به خودش اجازه داده به من پند بده؟ خودش هم از من بهتر نیست؟› در آخر هم شاید آن پند را نادیده بگیریم، یا دنبال پندی دیگر برویم که به مِذاقمان سازگار است.
پندپذیر باشیم
۱۲ چگونه میتوانیم پذیرش پند را برای خود آسان کنیم؟ با تواضع. هیچوقت نباید فراموش کنیم که چهقدر ناکاملیم و گاه چهقدر نادرست و ناعاقلانه عمل میکنیم. پیشتر به ایّوب اشاره کردیم که طرز فکری اشتباه داشت، اما آن را تغییر داد و یَهُوَه به او برکت داد. چه چیز به ایّوب کمک کرد؟ ایّوب پند اِلیهو را با این که بسیار جوانتر از او بود، پذیرفت. این نشانهٔ تواضع ایّوب بود. (ایو ۳۲:۶، ۷) تواضع به ما نیز کمک میکند. چون برای پذیرش پند از شخصی جوانتر یا پذیرش پندی که احساس میکنیم مستحق آن نبودهایم، تواضع لازم است. یکی از پیران جماعت در کانادا میگوید: «دیگران چیزهایی در ما میبینند که ما در خود نمیبینیم. پس اگر کسی به ما پند و تذکر ندهد، چطور پیشرفت کنیم؟» واقعاً مگر کسی در میان ما هست که نیاز به پیشرفت در پرورش ثمرهٔ روح یا پیشرفت در انجام مسئولیتهای مسیحیاش نداشته باشد؟—مزمور ۱۴۱:۵ خوانده شود.
۱۳ پند نشانهٔ محبت خدا به ما. یَهُوَه خدا بهترین زندگی را برای ما میخواهد. (امث ۴:۲۰-۲۲) این که از طریق کلامش، نشریات مسیحی یا همایمانی باتجربه پند میگیریم، همه نشانهٔ ابراز محبت خدا به ماست. در عبرانیان ۱۲:۹ و ۱۰ آمده «خدا برای منفعت ماست» که به ما پند میدهد.
۱۴ تمرکز بر محتوای پند، نه شیوهٔ ارائهٔ آن. گاه احساس میکنیم پند و تذکر به شیوهٔ درست به ما گفته نشده. مسلّم است که پنددهنده باید طوری پند دهد که پذیرش آن آسان باشد. (غلا ۶:۱) اما به عنوان پندگیرنده نباید به شیوهٔ ارائهٔ پند تمرکز کنیم، بلکه باید به محتوای پند توجه کنیم. بجاست از خود بپرسیم: ‹هر چند که شیوهٔ پند دادن برایم سنگین بود، اما آیا نکتهای در آن پند بود که از آن چیزی یاد بگیرم؟ آیا میتوانم به ناکاملی پنددهنده فکر نکنم و از پیامش فایده ببرم؟› بجاست همیشه به دنبال راهی باشیم که از هر پندی فایده ببریم.—امث ۱۵:۳۱.
ب۰۱-E ۱۵/۵ ص ۳۰ ¶۱-۲
‹از طریق حکمت، روزهای عمرت زیاد میشود›
شخص دانا توبیخ را میپذیرد، اما «مسخرهکننده» آن را رد میکند. سلیمان پادشاه گفت: «اگر شخص دانا را توبیخ کنی، تو را دوست خواهد داشت. اگر شخص دانا را آموزش بدهی، داناتر میشود.» (امثال ۹:۸ب، ۹الف) شخص دانا میداند که «هیچ تأدیبی موقعی که انجام میشود خوشایند نیست، بلکه دردناک است. اما نتیجهٔ آن برای کسانی که از طریق آن تربیت میشوند، درستکاری و آرامش است.» (عبرانیان ۱۲:۱۱) شاید یک پند برایمان خوشایند نباشد، اما میدانیم که پذیرش پند ما را حکیمتر میکند. پس وقتی به ما پندی داده میشود، نمیخواهیم خودمان را توجیه کنیم یا با پنددهنده بدرفتاری کنیم.
سلیمان در ادامه میگوید: «اگر شخص درستکار را تعلیم بدهی، دانش او بیشتر میشود.» (امثال ۹:۹ب) هر کس با هر سن و استعدادی همچنان میتواند آموزش ببیند. دیدن کسانی که در سالخوردگی تعالیم کتاب مقدّس را میآموزند و خود را به یَهُوَه وقف میکنند، چقدر شادیآور است! ما میخواهیم میل به یادگیری را در خودمان تقویت کنیم و ذهنمان را همچنان فعال نگه داریم.
ب۰۱-E ۱۵/۵ ص ۳۰ ¶۵
‹از طریق حکمت، روزهای عمرت زیاد میشود›
هر کدام از ما وظیفه داریم که در راه کسب حکمت تلاش کنیم. سلیمان در این مورد گفت: «اگر حکمت داشته باشی، خودت فایده میبری، اما اگر دیگران را مسخره کنی، دودش به چشم خودت میرود.» (امثال ۹:۱۲) شخص حکیم به خودش فایده میرساند، اما تمسخرگر به خودش زیان میرساند. در واقع هر کس نتیجهٔ بد یا خوب کارش را میبیند. پس بجاست که «به حرفهای حکیمانه» توجه کنیم.—امثال ۲:۲.
گوهرهای روحانی
نکاتی از کتاب امثال
۹:۱۷—«آبهای دزدیده شده» چیست و چرا «شیرین است»؟ از آنجایی که کتاب مقدّس لذّت رابطهٔ جنسی شخص با همسرش را به لذّت نوشیدن آب گوارا از چاه آب تشبیه میکند، رابطهٔ جنسی نامشروع در خفا نیز مانند نوشیدن از آبی است که از چاهی دزدیده شده باشد. (امثال ۵:۱۵-۱۷) رسوا نشدن در چنین خطایی برای زناکار لذّتبخش یا به عبارت دیگر «شیرین» است.
۲۱-۲۷ آوریل
گنجهایی در کلام خدا | امثال ۱۰
چطور ثروت واقعی را به دست آوریم؟
ب۰۱-E ۱۵/۷ ص ۲۵ ¶۱-۳
«بر سر درستکاران برکت میبارد»
شخص درستکار، برکت دیگری هم میگیرد. «آدم تنبل فقیر میشود، اما آدم سختکوش به ثروت میرسد. پسری که از روی بینش عمل میکند، در تابستان محصول را برداشت میکند، اما پسری که موقع برداشت بخوابد، شرمنده میشود.»—امثال ۱۰:۴، ۵.
سخنان سلیمان برای یک کشاورز مفهوم خاصّی دارد. او در فصل برداشت باید زحمت بکشد و ساعتهای زیادی کار کند، چون وقت زیادی ندارد و باید محصول را درو کند.
عیسی وقتی به فصل درو اشاره کرد، منظورش دروی انسانها بود. برای همین او به شاگردانش گفت: «محصول فراوان است، اما کارگر کم. پس با التماس از صاحب محصول [یَهُوَه خدا] بخواهید که برای جمعآوری محصولش، کارگران بیشتری بفرستد.» (مَتّی ۹:۳۵-۳۸) در سال ۲۰۰۰ بیشتر از ۱۴ میلیون نفر در مراسم یادبود مرگ عیسی شرکت کردند که بیشتر از دو برابر تعداد شاهدان یَهُوَه بود. پس شکی نیست که «مزرعهها آمادهٔ درو هستند.» (یوحنا ۴:۳۵) پرستندگان یَهُوَه از صاحب محصول میخواهند که کارگر بیشتری بفرستد و هماهنگ با دعایشان در فعالیت شاگردسازی سخت تلاش میکنند. (مَتّی ۲۸:۱۹، ۲۰) یَهُوَه هم تلاشهای آنها را برکت داده است. طی سال خدمتی ۲۰۰۰ بیشتر از ۲۸۰٬۰۰۰ نفر تعمید گرفتند. آنها هم سعی میکنند که کتاب مقدّس را به دیگران آموزش دهند. همهٔ ما میتوانیم در فصل درو با شرکت در فعالیت شاگردسازی رضایت و شادی بیشتری داشته باشیم.
ب۰۱-E ۱۵/۹ ص ۲۴ ¶۳-۴
در راههای راست قدم بردارید
سلیمان به اهمیت درستکاری اشاره کرد و گفت: «دارایی شخص ثروتمند برایش مثل شهری مستحکم است، اما فقیران به خاطر فقر از پا درمیآیند. کارهای درستکاران آنها را به طرف زندگی هدایت میکند، اما کارهای شریران آنها را به گناه میکشاند.»—امثال ۱۰:۱۵، ۱۶.
ثروت مثل دیوارهای شهر که تا حدّی از ساکنان آن محافظت میکند، از ما محافظت میکند. اما شخص فقیر ممکن است در اتفاقات غیرمنتظره زیان ببیند. (جامعه ۷:۱۲) با این حال، سلیمان پادشاه احتمالاً هم به ثروتمندان و هم به فقیران هشدار میداد. شاید شخص ثروتمند کاملاً به داراییاش تکیه کند و فکر کند ثروتش مثل «دیوارهای بلندِ» یک شهر از او محافظت میکند. (امثال ۱۸:۱۱) همچنین شاید شخص فقیر به اشتباه فکر کند که هیچ امیدی برایش وجود ندارد. بنابراین هم فقیر و هم ثروتمند نمیتوانند پیش یَهُوَه نام خوبی داشته باشند، چون به او توکّل نمیکنند.
it-۱-E ص ۳۴۰
برکت
برکت یَهُوَه به انسانها. «برکت یَهُوَه انسان را ثروتمند میکند، و او هیچ درد و رنجی به آن اضافه نمیکند.» (ام ۱۰:۲۲) یَهُوَه به تمام کسانی که از آنها خشنود است، برکت میدهد. چطور؟ او از آنها محافظت میکند، رفاه و آسایش برایشان فراهم میکند، آنها را راهنمایی میکند، باعث موفقیتشان میشود و به نیازهایشان رسیدگی میکند.
گوهرهای روحانی
شادیهای گام برداشتن در کمال وفاداری
۱۸ چیست که به قوم یَهُوَه چنین سعادت و موفقیت روحانی بخشیده است؟ «برکت خداوند.» و نیز فراموش نمیکنیم که وی با برکاتش «هیچ زحمت بر آن نمیافزاید.» (امثال ۱۰:۲۲) پس چرا مؤمنان و وفاداران به خدا باید متحمّل سختیها و آزمایشهای پیدرپی شوند و درد و محنت بکشند؟ مشکلات و سختیها عمدتاً از سه عامل منشأ میشوند: (۱) تمایل فطری ما به گناه. (پیدایش ۶:۵؛ ۸:۲۱؛ یعقوب ۱:۱۴، ۱۵) (۲) شیطان و دیوهایش. (اَفَسُسیان ۶:۱۱، ۱۲) (۳) دنیای شریر. (یوحنّا ۱۵:۱۹) اگر یَهُوَه اجازه میدهد برایمان اتفاقات بد رخ دهد دلیل نمیشود که او منشأ آنهاست. نمیتوانیم انکار کنیم که «هر بخشندگی نیکو و هر بخششِ کامل از بالا است و نازل میشود از پدر نورها.» (یعقوب ۱:۱۷) برکات یَهُوَه هیچ زحمت و دردی به همراه ندارند.
۲۸ آوریل–۴ مه
گنجهایی در کلام خدا | امثال ۱۱
حواستان باشد که چه میگویید!
ب۰۲-E ۱۵/۵ ص ۲۶ ¶۴
وفاداری اشخاص درستکار راهنمای آنهاست
وفاداری اشخاص درستکار و شرارت بدکاران روی دیگران تأثیر میگذارد. سلیمان، پادشاه اسرائیل گفت: «مرتدان با حرفهایشان باعث نابودی دیگران میشوند.» (امثال ۱۱:۹) ما میدانیم که تهمت، غیبت، حرفهای زننده و توخالی چقدر به دیگران آسیب میزند. اما در عوض شخص درستکار از روی خلوص و فکرشده صحبت میکند و ملاحظهٔ حال دیگران را میکند. او با شناخت و دانشی که دارد میتواند نادرستی تهمتهای دیگران را ثابت کند.
ب۰۲-E ۱۵/۵ ص ۲۷ ¶۲-۳
وفاداری اشخاص درستکار راهنمای آنهاست
مردم شهری که قانونمندند، آرامش و آسایش را در میان اطرافیانشان به وجود میآورند. برای همین، شهر رونق پیدا میکند. کسانی که به دیگران تهمت میزنند، باعث رنجش آنها میشوند و کارهایی نادرست انجام میدهند مشکلات، ناآرامی، نارضایتی و تفرقه به وجود میآورند. افراد مشهور و پرنفوذ به خصوص به این موارد دامن میزنند. چنین کسانی باعث میشوند که شهر دچار بینظمی، بیقانونی، فساد و شاید مشکلات اقتصادی شدید شود.
اصلی که در امثال ۱۱:۱۱ آمده است، به قوم خدا هم مربوط میشود. آنها در جماعتهای شهرمانند با هم معاشرت میکنند. در هر جماعت، برادران و خواهران به خاطر وفاداریشان روی دیگران تأثیر مثبت میگذارند و جمعی شاد، فعال و مهربان را ایجاد میکنند که باعث جلال خداست. یَهُوَه به چنین جمعی برکت میدهد و آنها از لحاظ روحانی رشد میکنند. گاه ممکن است در جماعت چند نفر ناراحت و ناراضی باشند و از هر تصمیمی ایراد بگیرند. آنها مثل «ریشهٔ سمی» میمانند که با سم خود کسانی را که در ابتدا تحت تأثیر قرار نگرفته بودند، مسموم میکنند. (عبرانیان ۱۲:۱۵) چنین افرادی اغلب در پی شهرت و مقامند. آنها شایعاتی را در مورد جماعت و پیران پخش میکنند. شاید بگویند که بیعدالتی، پیشداوری، تبعیضنژادی و چیزهایی از این قبیل در جماعت وجود دارد. در واقع، حرفهای آنها میتواند باعث تفرقه و جدایی در جماعت شود. هر یک از ما باید گوشش را روی چنین حرفهایی ببندد و تلاش کند که از لحاظ روحانی قوی بماند. به این شکل، صلح و اتحاد در جماعت حفظ میشود.
دل خود را به فطانت مایل گردان
۳ فطانت به ما کمک میکند تا پی ببریم که «وقتی برای سکوت و وقتی برای گفتن» وجود دارد. (جامعه ۳:۷) این خصوصیت همچنین باعث میشود تا مواظب آنچه که میگوییم باشیم. امثال ۱۱:۱۲، ۱۳ میگوید: «کسیکه همسایهٔ خود را حقیر شمارد ناقصالعقل [یا، «بیدل»، دج] میباشد، امّا صاحب فطانت ساکت میماند. کسیکه بنمامی گردش میکند سرّها را فاش میسازد، امّا شخص امینْدلْ امر را مخفی میدارد.» بله، مرد یا زنی که شخص دیگری را حقیر شمارد، «ناقصالعقل» است. بر طبق گفتهٔ فرهنگنویسی به نام ویلهلمگِزِنیوس، چنین فردی «فاقد درک» است. او فاقد قضاوتی درست است، و استفاده از واژهٔ ‹دل› نشان میدهد که خصوصیات مثبت درون شخص، ناقص هستند. اگر کسی که ادعای مسیحی بودن میکند، تا آن حد یاوهگویی کند که به تهمت یا ناسزاگویی بینجامد، پیران منصوب باید اقدام نموده، به این وضعیت نامطلوب در جماعت خاتمه بخشند.—لاویان ۱۹:۱۶؛ مزمور ۱۰۱:۵؛ ۱قرنتیان ۵:۱۱.
۴ برخلاف کسانی که «ناقصالعقل» هستند، افرادی که «صاحب فطانت» میباشند، زمانی که بجا باشد ساکت میمانند. آنها راز را فاش نمیکنند. (امثال ۲۰:۱۹) افراد فهیم با علم به اینکه گفتار نسنجیده آزار میرساند «امینْدلْ» هستند. آنها نسبت به همایمانان خود وفادارند و امور خصوصی را که ممکن است فرد همایمان را به مخاطره اندازد، برملا نمیکنند. چنانچه مسیحیان فهیم از هر گونه اطلاعات خصوصی که مربوط به جماعت شود آگاهی یابند، آن را نزد خود حفظ میکنند تا اینکه سازمان یَهُوَه مناسب ببیند که آن را از طریق اعلامیهای به اطلاع عموم برساند.
گوهرهای روحانی
بیدا۲۰/۱ ص ۱۱، کادر
راههایی برای کاهش استرس
«با اسلحهٔ مهربانی استرس را در خود بکشید»
«مرد مهربان به خویشتن نفع میرساند، مرد بیرحم، زیان.»—امثال ۱۱:۱۷
مهربانی عنوان یکی از فصلهای کتاب خودیاری «غلبه بر استرس» چنین است: «با اسلحهٔ مهربانی استرس را در خود بکشید.» به گفتهٔ دکتر کانتوفور نویسندهٔ این کتاب، رفتار پرمهر با دیگران میتواند سلامتی و شادی به وجود آورد. از سوی دیگر، شخص بیمهر و بیرحم با رفتار خود دیگران را از خود دور میکند و همین در او نارضایتی و ناخشنودی به وجود میآورد.
همچنین اگر با خود مهربان باشیم از استرسمان میکاهیم. برای مثال، نباید از خود توقع انجام کاری سخت و غیرواقعبینانه داشته باشیم. همچنین نباید نسبت به خود بیرحم باشیم و خود را تحقیر کنیم. عیسی مسیح گفته است: «همسایهات را همچون خویشتن، دوست بدار.»—مَرقُس ۱۲:۳۱.