مأخذ جزوهٔ کار و آموزش
© 2025 Watch Tower Bible and Tract Society of Pennsylvania
۷-۱۳ ژوئیه
گنجهایی در کلام خدا امثال ۲۱
اصولی حکیمانه برای ازدواجی موفق
ب۰۳ ۱۵/۱۰ ص ۴ ¶۵
چگونه میتوان تصمیمات عاقلانه گرفت؟
تصمیمهایی که با عجله گرفته شوند، ممکن است ناعاقلانه باشند. در کتاب امثال ۲۱:۵ آمده است: «برنامهریزیهای آدم سختکوش به موفقیت میرسد، ولی عجولانه عمل کردن به فقر منجر میشود.» برای مثال، نوجوانانی که شیفتهٔ هم شدهاند، باید قبل از تصمیم به ازدواج، زمان کافی برای فکر کردن بگذارند. در غیر این صورت، این گفتهٔ ویلیام کانگریو، نمایشنامهنویس انگلیسی قرن هجدهم دربارهٔ آنها صدق میکند که گفت: «اگر برای ازدواج عجله کنیم، جز پشیمانی ثمری نمیبینیم.»
بیدا ۷/۰۸ ص ۷ ¶۲
چگونه یک ازدواج موفق بسازیم؟
فروتن باشید. در کتاب فیلیپیان ۲:۳ آمده است: «هیچ کاری را از روی جاهطلبی و خودپسندی نکنید، بلکه با فروتنی دیگران را از خودتان بهتر بدانید.» بسیاری از مشکلات در زندگی زناشویی به این دلیل به وجود میآید که هم زن و هم شوهر با غرور تلاش میکنند تقصیر را به گردن همدیگر بیندازند و سعی نمیکنند با فروتنی به دنبال راهی برای بهتر کردن اوضاع باشند. فروتنی به شما کمک میکند که هنگام اختلاف، اصرار نکنید که حق با شماست.
‹از زن جوانی خویش مسرور باشید›
۱۳ در بعضی موارد طرز رفتار زن و شوهر با یکدیگر زندگی زناشویی آنها را دچار تنش و استرس میکند. در چنین وضعیتی چه میتوانند بکنند؟ برای یافتن راهحل باید زحمت بکشند. مثلاً ممکن است سخنان دردآور و نیشدار زندگی زن و شوهری را پر کرده باشد. (امثال ۱۲:۱۸) در مقالهٔ قبلی چند نکته را در این زمینه بررسی کردیم و دیدیم که این گونه طرز صحبت تأثیری بسیار مخرّب بر روابط زناشویی دارد. یکی از مَثَلهای کتاب مقدّس میگوید: «در زمین بایر ساکن بودن بهتر است از بودن با زن ستیزهگر و جنگجوی.» (امثال ۲۱:۱۹) اگر شما چنین زنی هستید، از خود بپرسید: ‹آیا خودسری و اخلاق ناسازگار من است که شوهرم را از من میراند؟› از طرفی دیگر، کتاب مقدّس میگوید: «ای شوهران، زوجههای خود را محبت نمایید و با ایشان تلخی مکنید.» (کُولُسیان ۳:۱۹) اگر شما شوهری هستید که تلخی میکند از خود بپرسید: ‹آیا سردی و بیاعتنایی من است که زنم را از من دور و احیاناً وسوسه میکند مهر و گرمی زناشویی را در جایی دیگر بجوید؟› با این حال، زن یا شوهر نباید هیچ یک از اینها را بهانه قرار داده، مرتکب فساد اخلاقی و زنا شود. ولی حتی احتمال چنین انحرافی باید زنگ خطر را برای زوجها به صدا درآورد تا به محضی که مشکلی در زندگی زناشوییشان پیش آمد برای حل آن صریحاً با هم گفتگو کنند.
گوهرهای روحانی
رؤیای ملکوت خدا به حقیقت پیوست
۹ عیسی دیگر بر کره الاغی سوار نیست. وی هماکنون پادشاهی قدرتمند سوار بر اسبی سفید است که به طور مجازی نشانهٔ جنگ میباشد. (امثال ۲۱:۳۱) در کتاب مکاشفه ۶:۲ آمده است: «دیدم که ناگاه اسبی سفید که سوارش کمانی دارد و تاجی بدو داده شد و بیرون آمد، غلبهکننده و تا غلبه نماید.» به علاوه در رابطه با عیسی، داود نوشت: «خداوند عصای قوّت تو را از صهیون خواهد فرستاد. در میان دشمنان خود حکمرانی کن.»—مزمور ۱۱۰:۲.
۱۴-۲۰ ژوئیه
گنجهایی در کلام خدا امثال ۲۲
اصولی حکیمانه برای تربیت فرزندان
آیا فرزندانتان وقتی بزرگ شدند خدا را خدمت خواهند کرد؟
۷ اگر شما ازدواج کردهاید و میخواهید صاحب فرزند شوید، از خود بپرسید: ‹آیا من و همسرم عمیقاً یَهُوَه را دوست داریم و با فروتنی از راهنماییهای او اطاعت میکنیم؟ آیا یَهُوَه ما را لایق پدر یا مادر شدن میداند؟› (مز ۱۲۷:۳، ۴) اگر صاحب فرزند هستید، از خود بپرسید: ‹آیا به فرزندم سختکوش بودن را یاد میدهم؟› (جا ۳:۱۲، ۱۳) ‹آیا در حد توانم فرزندم را از وسوسهها و خطرات جانی دنیای شیطان محافظت میکنم؟› (امث ۲۲:۳) واضح است که شما نمیتوانید هر مشکلی را از سر راه فرزندتان بردارید. این کار غیرممکن است. اما میتوانید با مهربانی و بهتدریج به او بیاموزید که برای مقابله با مشکلات زندگی از کتاب مقدّس راهنمایی بگیرد. (امثال ۲:۱-۶ خوانده شود.) برای مثال، اگر یکی از خویشاوندانتان از خدمت به یَهُوَه دست بکشد، از روی آیات کتاب مقدّس به فرزندتان بیاموزید که چرا وفادار ماندن به یَهُوَه اهمیت دارد. (مز ۳۱:۲۳) یا اگر یکی از عزیزانتان را از دست بدهید، به فرزندتان آیاتی را نشان دهید که در این شرایط به او تسلّی و آرامش میدهد.—۲قر ۱:۳، ۴؛ ۲تیمو ۳:۱۶.
والدین، محبت به یَهُوَه را به فرزندانتان بیاموزید
۱۷ فرزندانتان را از کودکی تعلیم دهید. اگر والدین فرزندانشان را از کودکی تعلیم دهند، نتایج بهتری خواهند گرفت. (امث ۲۲:۶) برای مثال، تیموتائوس در سنین جوانی با پولُس رسول همسفر بود. زیرا مادر او، اِفنیکی و مادربزرگش لوئیس، او را «از طفولیت» تعلیم داده بودند.—۲تیمو ۱:۵؛ ۳:۱۵.
۱۸ ژانکلاد و پیس زوجی دیگر از ساحل عاج، شش فرزند خود را طوری تربیت کردند که رابطهٔ نزدیکی با یَهُوَه داشته باشند. این زوج از نمونهٔ اِفنیکی و لوئیس سرمشق گرفتند. آنان میگویند: «ما اندکی پس از تولّد فرزندانمان تلاش کردیم تعالیم کلام خدا را به آنان بیاموزیم.»—تث ۶:۶، ۷.
۱۹ «آموزش» کلام خدا به فرزندان به چه مفهوم است؟ ریشهٔ عبری واژهای که در تَثنیه ۶:۶، ۷ «آموزش» ترجمه شده است به معنی «تعلیم و یادآوری مرتب» است. بدین منظور، والدین باید به طور مرتب با فرزندانشان وقت صرف کنند. شاید تکرار برخی تعالیم، گاه باعث دلسردی والدین شود. با این حال، آنان باید همواره به یاد داشته باشند که از این طریق میتوانند به فرزندانشان کمک کنند تا کلام خدا را درک کرده، آن را به کار گیرند.
ای والدین عزیز، نمونهٔ خوبی برای فرزندان خود به جا بگذارید
بچهها به خاطر سن و سالشان ممکن است لجباز یا حتی سرکش باشند. (پیدایش ۸:۲۱) والدین در این شرایط چه کار میتوانند بکنند؟ کتاب مقدّس میگوید: «حماقت در دل بچه است، اما چوب تنبیه، آن را از دلش بیرون میکند.» (امثال ۱۵:۲۲) بعضیها میگویند که این کار سختگیری و قدیمی است. اما باید به یاد داشته باشیم که کتاب مقدّس هر نوع خشونت و بدرفتاری را محکوم میکند. کلمهٔ «چوب» هرچند گاهی به معنای واقعی کلمه است، در این آیه نشانهٔ این است که والدین اختیار دارند بچههایشان را تأدیب و تنبیه کنند. آنها این کار را با قاطعیت اما در عین حال با مهربانی انجام میدهند.—عبرانیان ۱۲:۷-۱۱.
گوهرهای روحانی
از آنچه میتوانید برای یَهُوَه انجام دهید شاد باشید
۱۱ به طور مشابه، اگر شما هم با سعی و تلاش، بر مسئولیتی که دارید تمرکز کنید، شادیتان بیشتر میشود. خود را «تماماً وقف» موعظه کنید و در جماعت فعال باشید. (اعما ۱۸:۵؛ عبر ۱۰:۲۴، ۲۵) خود را بهخوبی برای جلسات آماده کنید تا بتوانید جوابهایی تشویقکننده بدهید. تکالیفی را که در جلسات میانهفته دریافت میکنید جدّی بگیرید. اگر کسی برای انجام کاری از شما کمک میخواهد، وقتشناس باشید و اعتماد او را جلب کنید. تکالیفتان را بیاهمیت ندانید و به اندازهٔ کافی برای آنها وقت بگذارید. تلاش کنید که مهارتهایتان را بالا ببرید. (امث ۲۲:۲۹) هر چه بیشتر برای انجام مسئولیتهایتان تلاش کنید، سریعتر پیشرفت میکنید و شادیتان بیشتر میشود. (غلا ۶:۴) همچنین اگر دیگران مسئولیتی را دریافت کنند که شما آرزوی آن را داشتید، خوشحال میشوید.—روم ۱۲:۱۵؛ غلا ۵:۲۶.
۲۱-۲۷ ژوئیه
گنجهایی در کلام خدا امثال ۲۳
اصولی حکیمانه دربارهٔ مصرف مشروبات الکلی
در مصرف مشروبات الکلی محتاط باشید
۵ در مورد اشخاصی که الکل مصرف میکنند ولی نه تا حدّی که دیگران متوجه مستی آنان شوند چه میتوان گفت؟ بعضی با وجود اینکه مقدار زیادی الکل مینوشند، علائم مستی به وضوح در آنها مشاهده نمیشود. اگر تصوّر کنیم چنین رفتاری بیضرر است، خود را فریب دادهایم. (اِرْمیا ۱۷:۹) فراموش نکنیم که اعتیاد به الکل به مرور ایجاد میشود و با این عمل به تدریج «بندهٔ شراب زیاده» خواهیم شد. (تیطُس ۲:۳) در رابطه با اعتیاد به الکل نویسندهای به نام کارولین نَپ میگوید: «اعتیاد به الکل چنان تدریجی و آهسته صورت میگیرد که شخص خود متوجه آن نمیشود.» واقعاً که افراط در مصرف مشروبات الکلی دامی است مرگبار!
۶ عیسی به ما در این خصوص چنین تذکر داده است: «پس خود را حفظ کنید مبادا دلهای شما از پرخوری و مستی و اندیشههای دنیوی سنگین گردد و آن روز ناگهان بر شما آید. زیرا که مثل دامی بر جمیع سکنهٔ تمام روی زمین خواهد آمد.» (لوقا ۲۱:۳۴، ۳۵) آیا عیسی در اینجا فقط مستی را محکوم کرده است؟ حال اگر مصرف الکل باعث سستی و کم شدن فعالیتهای مسیحی شخص شود چطور؟ آیا چنین شخصی در روز خداوند رستگار خواهد شد؟
-it۱ ص ۶۵۶
مستی
مستی در کتاب مقدّس محکوم شده است. استفادهٔ بیش از حد از الکل در کتاب مقدّس کاملاً محکوم شده است. نویسندهٔ کتاب امثال به زبانی شاعرانه و با استفاده از تشبیهاتی که از لحاظ علمی دقیق هستند دربارهٔ مستی چنین مینویسد: «چه کسانی دچار مصیبت میشوند؟ چه کسانی نگرانی دارند؟ چه کسانی دعوا و مرافعه میکنند؟ چه کسانی از همه چیز ناراضی هستند؟ چه کسانی بیدلیل زخمی میشوند؟ چه کسانی چشمانشان کِدِر و بیحال میشود؟ کسانی که ساعتها مینشینند و شراب میخورند، و به دنبال شرابی میگردند که با ادویه مخلوط شده. شیفتهٔ رنگ قرمز شراب نشو؛ شرابی که در لیوان به تو چشمک میزند و بهراحتی از گلویت پایین میرود؛ چون در آخر مثل مار نیش میزند، و مثل افعی زهرش را میریزد. (مثلاً باعث بیماری کبد میشود) همین طور چیزهای عجیب و غریب میبینی، [مستی باعث اختلال مغزی میشود؛ دیدگاههای منفی که شخص در حالت عادی بر آنها کنترل دارد، خودشان را نشان میدهند؛ شخص دچار توهم میشود؛ مستی حتی میتواند خاطرات ساختگی و نادرست را در ذهن شخص به وجود آورد و حتی باعث بیبندوباری میشود] و دلت باعث میشود که حرفهای بد و ناشایست بزنی [شخص دیگر بر افکار و گفتههایش کنترل ندارد].»—ام ۲۳:۲۹-۳۳؛ هو ۴:۱۱؛ مت ۱۵:۱۸، ۱۹.
نویسنده در ادامه میگوید: «مثل کسی میشوی که در وسط دریا شناور است، [یعنی مثل کسی که در حال غرق شدن است، سردرگم میشوی تا این که از هوش بروی] کسی که روی دکل کشتی دراز کشیده. [کسی که روی دکل کشتی باشد تکانهای کشتی را بیشتر از همه حس میکند، پس این عبارت نشانگر این است که مستی خطراتی مثل تصادف، سکته، دعوا و غیره را با خود به همراه میآورد] با خودت میگویی: ‹کتکم زدند، ولی من چیزی حس نکردم. [کسی که مست میکند درک نمیکند که چه بلاهایی بر سر خودش میآورد] مرا زدند، ولی نفهمیدم. کی بیدار میشوم تا دوباره مشروب بخورم؟›» بله، مستی باعث فقر میشود، چون کسی که مرتب مست میکند، تمام پولش را خرج الکل میکند و در محل کارش دیگر یک شخص قابل اعتماد محسوب نمیشود و اغلب به همین دلیل کارش را از دست میدهد.—ام ۲۳:۲۰، ۲۱، ۳۴، ۳۵.
گوهرهای روحانی
سؤالات خوانندگان
برای مثال، چاقی بیش از حد ممکن است نشانهٔ پرخوری محسوب شود. ولی این موضوع همیشه صادق نیست. چون چاقی میتواند موروثی باشد و همین طور بیماری نیز میتواند منجر به اضافهوزن شود. نباید فراموش کرد که چاقی یک عارضهٔ جسمی است در حالی که پرخوری ضعف شخصیتی و رفتاری است. چاقی، انباشته شدن چربی بیش از حد در بدن است در صورتی که پرخوری، حرص و زیادهطلبی است. به این دلیل پرخوری یا شکمپرستی به چاقی و لاغری شخص نیست بلکه به برخورد وی نسبت به غذا است. ممکن است شخصی لاغر باشد ولی پرخور و شکمپرست. به علاوه معیار برای اندام متناسب یا وزن ایدهآل در جاهای مختلف متفاوت است.
۲۸ ژوئیه–۳ اوت
گنجهایی در کلام خدا امثال ۲۴
خودتان را برای شرایط سخت آماده کنید
-it۲ ص ۶۱۰ ¶۸
آزار و اذیت
کسانی که پایداری میکنند برای پاداشی که در انتظارشان است ارزش قائلند. عیسی دربارهٔ این پاداش گفت: «شاد و سعادتمندند کسانی که به خاطر کارهای خوب و درستشان آزار میبینند، چون پادشاهی آسمانها به آنها تعلّق دارد.» (مت ۵:۱۰) این افراد پایدار میمانند، چون از امید رستاخیز برخوردارند و خدایی را که سرچشمهٔ این امید است میشناسند. این امید تقویتشان میکند تا به خدا وفادار بمانند، حتی اگر به قیمت جانشان تمام شود. آنها از طریق ایمانشان به رستاخیز، از افتادن به دست مخالفانی که قصد جانشان را دارند نمیترسند. (عب ۲:۱۴، ۱۵) طرز فکر ما مسیحیان این است که با وجود مخالفت وفادار بمانیم. به گفتهٔ کتاب مقدّس، «همان طرز فکری را داشته باشید که عیسی مسیح داشت. او آنقدر مطیع بود که حاضر شد جانش را فدا کند و روی تیر شکنجه اعدام شود.» (فی ۲:۵-۸) «عیسی چون میدانست شادی زیادی در آینده نصیبش میشود، تیر شکنجه را تحمّل کرد و برایش مهم نبود که تحقیر شود.»—عب ۱۲:۲؛ ۲قر ۱۲:۱۰؛ ۲تس ۱:۴؛ ۱پط ۲:۲۱-۲۳.
در سختیها شادی خود را حفظ کنیم
۱۲ در کتاب امثال آمده است: «اگر در روز سختی دلسرد شوی، قوایت تحلیل میرود.» (امث ۲۴:۱۰، ترجمهٔ دنیای جدید) در یکی دیگر از آیات این کتاب میخوانیم: «تلخی دل، روح را افسرده میکند.» (امث ۱۵:۱۳، ترجمهٔ تفسیری) هستند مسیحیانی که به قدری دلسرد و خستهخاطر میشوند که دیگر نمیخواهند کتاب مقدّس را بخوانند و در آن تعمّق کنند. همچنین دعاهایشان حالت سرسری و سطحی پیدا میکند و اغلب از همایمانان خود دوری میکنند. آنچه مسلّم است، ماندن در چنین حالتی بسیار زیانآور است.—امث ۱۸:۱،۱
۱۳ داشتن نگرش مثبت، به ما کمک میکند که روی جنبههایی تمرکز کنیم که به ما شادی میبخشد. داود نوشت: «در به جا آوردن ارادهٔ تو ای خدای من رغبت میدارم.» (مز ۴۰:۸) هنگام بروز مشکلات بدترین کار ممکن این است که فعالیتهای مسیحیمان را متوقف کنیم. در واقع، پادزهر یأس و دلمردگی فعالیتهایی است که به ما شادی میبخشد. یَهُوَه به ما میگوید که خواندن مرتب کلامش و تفکّر در آن در ما شادی و نشاط به وجود میآورد. (مز ۱:۱،۲؛ یعقو ۱:۲۵) سخنانی که در کتاب مقدّس میخوانیم و در جلسات مسیحی میشنویم «سخنان پسندیدهای» است که به ما روحیه و نشاط میبخشد.—امث ۱۲:۲۵؛ ۱۶:۲۴.
سؤالات خوانندگان
امثال ۲۴:۱۶ میگوید: «شخص درستکار حتی اگر هفت بار زمین بخورد، باز هم بلند میشود.» آیا این آیه به شخصی اشاره میکند که بارها مرتکب گناه میشود و خدا او را میبخشد؟
خیر، این آیه چنین مفهومی ندارد. بلکه به شخصی اشاره میکند که با مشکلات بسیاری روبرو میشود، اما پایدار میماند.
بنابراین امثال ۲۴:۱۶ به «گناه کردن» اشاره نمیکند، بلکه منظور این آیه روبرو شدن با مشکلات و سختیهاست که شخص ممکن است بارها آن را تجربه کند. در این دنیای شریر، انسانهای درستکار ممکن است با بیماری یا مشکلات دیگری روبرو شوند. حتی ممکن است به دلیل ایمانشان، از طرف حکومتها شدیداً مورد آزار و اذیت قرار گیرند. اما آنان به خدا توکل میکنند و با کمک و حمایت او با شرایط کنار میآیند و پایدار میمانند. آیا تا به حال با خود فکر کردهاید که چرا خادمان یَهُوَه اغلب از مشکلات سربلند و پیروز بیرون میآیند؟ زیرا اطمینان دارند که «خداوند دست همهٔ کسانی را که در حال افتادن هستند، میگیرد، و همهٔ خمشدگان را بر پا میدارد.»—مز ۴۱:۱-۳؛ ۱۴۵:۱۴-۱۹.
گوهرهای روحانی
سؤالات خوانندگان
در زمان قدیم، وقتی مرد جوانی تصمیم به ازدواج و تشکیل خانواده میگرفت یا به عبارت دیگر قصد داشت ‹خانهٔ خویش را بنا نماید› باید میدید که آیا میتواند معاش همسر و احتمالاً فرزندان آیندهٔ خود را تأمین کند؟ پس پیش از هر اقدامی باید نخست به مزرعه و محصول خود سروسامان میداد. جالب آن که در ترجمه مژده برای عصر جدید به نکتهٔ اصلی این آیه اشاره شده است. در آنجا میگوید: ‹اوّل به کسب و کار خود سروسامان بده، آنگاه خانه و خانواده تشکیل بده.› آیا این پند الٰهی امروزه نیز کاربرد دارد؟
بله. مردی که میخواهد ازدواج کند باید قادر باشد معاش خانوادهٔ خود را تأمین کند. اگر نقص عضو یا ناراحتی دیگری ندارد باید کار کند. البته تلاشهای مرد خانه به تأمین معاش محدود نمیشود. کتاب مقدّس میگوید که مرد نه تنها به نیازهای مادی بلکه به نیازهای عاطفی و روحانی خانواده نیز باید رسیدگی کند، وگرنه از فردی بیایمان نیز بدتر است! (۱تیمو ۵:۸) از این رو، مردی که تدارک ازدواج میبیند باید از خود سؤال کند: ‹آیا میتوانم تا حد لازم نیازهای مادی خانوادهام را فراهم کنم؟ آیا قادرم از لحاظ روحانی سرپرستی یک خانواده را بر عهده بگیرم؟ آیا میتوانم مطالعهٔ خانوادگی کتاب مقدّس را با همسر و فرزندانم اداره کنم؟› کلام خدا روی اهمیت این مسئولیتها تأکید بسیار کرده است.—تث ۶:۶-۸؛ افس ۶:۴.
بنابراین مردی که در فکر ازدواج است بجاست روی اصلی که در امثال ۲۴:۲۷ آمده است، تأمّل کند. این اصل برای زنان نیز صدق میکند. یک زن جوان میتواند از خود سؤال کند که آیا برای بر دوش گرفتن مسئولیتهای خود در حکم همسر و مادر خانواده آمادگی دارد؟ زوجهای جوان نیز هنگام تصمیم به داشتن فرزند باید به مسئولیتهای آن بیندیشند. (لو ۱۴:۲۸) مسیحیانی که مطابق این راهنماییهای الٰهی زندگی میکنند نه تنها مانع بروز بسیاری از مشکلات خانوادگی میشوند، بلکه در زندگی از سعادت بیشتری برخوردار خواهند شد.
۴-۱۰ اوت
گنجهایی در کلام خدا امثال ۲۵
اصولی حکیمانه در مورد طرز بیان و صحبت کردن
از زبانتان برای نیکویی استفاده کنید
۶ در امثال ۲۵:۱۱ چنین آمده است: «حرفی که بهموقع زده شود، مثل سیبهای طلا در ظرف نقره زیباست!» این گفته نشان میدهد که تشخیص زمان مناسب برای سخن گفتن، بسیار مهم است. سیب طلا زیباست اما اگر در سینی نقرهای گذاشته شود، جلوهای دیگر خواهد داشت. مشابهاً اگر ما نیز در وقت مناسب سخن بگوییم، سخنانمان مؤثرتر و دلنشینتر خواهد بود.
۷ اگر سخن ما در وقت مناسب نباشد، ممکن است مردم آن را نپذیرند یا منظور ما را درک نکنند. (امثال ۱۵:۲۳ خوانده شود.) برای مثال، در مارس ۲۰۱۱ زمینلرزه و سونامیای در شرق ژاپن رخ داد که برخی از شهرهای آن نواحی را کاملاً ویران کرد و بیش از ۱۵٬۰۰۰ نفر جان خود را از دست دادند. با این که شاهدان یَهُوَه خود نیز اعضای خانواده و دوستانشان را از دست داده بودند، از هر فرصتی استفاده کردند تا پیام تسلّیبخش کتاب مقدّس را به همسایگان سوگوارشان اعلام کنند. اما بسیاری از مردم آن نواحی بودیستهای معتقد بودند و اطلاعات کمی از کتاب مقدّس داشتند. از این رو، برادرانمان مناسب دیدند که در آن زمان برای تسلّی آنان در مورد امید رستاخیز صحبت نکنند، بلکه برایشان توضیح دهند که چرا چنین مصیبتهایی بر سر انسانهای خوب میآید.
از زبانتان برای نیکویی استفاده کنید
۱۵ همان طور که بررسی کردیم، مهم است دقت کنیم چه میگوییم. اما همچنین چگونگی سخن گفتن ما نیز اهمیت دارد. وقتی عیسی در کنیسهٔ شهر خود در ناصره صحبت کرد، مردم از «سخنان دلنشینِ دهانِ او» شگفتزده شدند. (لو ۴:۲۲) هنگامی که با مردم با مهربانی صحبت کنیم، سخنانمان برایشان دلپذیرتر و پذیرش آن آسانتر خواهد بود. (امث ۲۵:۱۵) در واقع، اگر ما نیز همچون عیسی به مردم احترام بگذاریم و به احساساتشان توجه کنیم، میتوانیم با مهربانی با آنان صحبت کنیم. برای مثال، وقتی عیسی جمعیتی بزرگ را دید که برای شنیدن سخنان او آمده بودند، دلش به حال آنان سوخت و «تعالیمی بسیار به آنان داد.» (مرق ۶:۳۴) حتی وقتی مردم به او ناسزا میگفتند، در پاسخ به آنان ناسزا نمیگفت.—۱پطر ۲:۲۳.
۱۶ گاه ممکن است به دلیل داشتن رابطهای نزدیک با اعضای خانواده و دوستانمان، برای ما مشکل باشد که با نرمی و مهربانی با آنان صحبت کنیم. شاید فکر کنیم که لحن صحبتمان زیاد مهم نیست. اما عیسی هرگز با تندی با شاگردان یا دوستانش صحبت نکرد. وقتی که برخی از شاگردان او در مورد این که چه کسی در میان آنان بزرگتر است با یکدیگر بحث میکردند، عیسی با مهربانی رفتار کودکی را برایشان مثال زد و به آنان کمک کرد تا طرز فکرشان را اصلاح کنند. (مرق ۹:۳۳-۳۷) پیران جماعت میتوانند با سرمشق قرار دادن عیسی، با ملایمت به دیگران پند دهند.—غلا ۶:۱.
چگونه محبت و اعمال نیکو را ترغیب نماییم؟
۸ همهٔ ما در خدمت به خدایمان میتوانیم با سرمشق بودن، یکدیگر را ترغیب کنیم. عیسی به طور حتم شنوندگان خویش را ترغیب میکرد. او به خدمت روحانی مسیحی عشق میورزید و از آن تجلیل میکرد. به گفتهٔ او خدمت روحانی برایش در حکم غذا بود. (یوحنا ۴:۳۴؛ رومیان ۱۱:۱۳) چنین اشتیاقی میتواند مسری باشد. آیا تو نیز میتوانی خوشی خود را در خدمت روحانی نمایان سازی؟ بدون آنکه لحن خودپسندانهای به خود بگیری، تجربیات شیرین خود را با دیگران در جماعت در میان بگذار. هنگامی که دیگران را برای همکاری دعوت میکنی، ببین چگونه میتوانی به آنان کمک کنی تا در صحبت با دیگران در مورد آفریدگار بزرگمان، یَهُوَه، لذت واقعی را بیابند.—امثال ۲۵:۲۵.
گوهرهای روحانی
-it۲ ص ۳۹۹
ملایمت
ایمان این توانایی را به شخص میدهد که ملایم باشد. چنین شخصی تعادل را حفظ میکند و رفتارش عاقلانه است. عدم ملایمت نتیجهٔ بیثباتی، ناکامی، بیایمانی و ناامیدی است. کسی که ملایم نیست در این مَثَل سلیمان به تصویر کشیده میشود که میگوید: «کسی که نمیتواند خشمش را کنترل کند، مثل شهری بیدیوار است که به آن نفوذ کرده باشند.» (ام ۲۵:۲۸) او در برابر تمام افکار نادرست بیدفاع است و همین افکار باعث میشود دست به کارهای اشتباه بزند.
۱۱-۱۷ اوت
گنجهایی در کلام خدا امثال ۲۶
داشتن دوست واقعی چه فایدهای دارد؟
-it۲ ص ۷۲۹ ¶۶
باران
فصلها. دو فصل اصلی در سرزمین موعود وجود داشت؛ تابستان و زمستان. این فصلها را میتوان به عنوان فصل خشک و فصل بارانی در نظر گرفت. (با مزمور ۳۲:۴ و غزل غزلها ۲:۱۱ مقایسه شود.) از اواسط آوریل تا اواسط اکتبر باران بسیار کمی میبارید. در این دوره که برداشت محصول انجام میشد، به ندرت باران میبارید. طبق امثال ۲۶:۱، معلوم است که بارش باران هنگام برداشت محصول معمول نبود. (با ۱سموئیل ۱۲:۱۷- ۱۹ مقایسه شود.) طی فصل بارانی، باران به طور مداوم نمیبارید و گاهی هم آفتابی بود. از آنجا که این دوره سرد هم بود، قرار گرفتن در معرض باران بسیار سرد بود. (عز ۱۰:۹، ۱۳) بنابراین، داشتن یک پناهگاه راحت بسیار ارزشمند بود.—اش ۴:۶؛ ۲۵:۴؛ ۳۲:۲؛ ای ۲۴:۸.
ب۸۷ ۱/۱۰ ص ۱۹ ¶۱۲
تأدیب، ثمرات خوبی به بار میآورد
۱۲ در کتاب مقدّس به تنبیه سخت اشاره شده، مثلاً در امثال ۲۶:۳ آمده است: «شلاق برای اسب است، افسار برای الاغ، و چوب هم برای زدن به پشت آدمهای احمق.» گاهی یَهُوَه اجازه داد که قوم اسرائیل دچار بلاهایی شوند که خودشان باعث آنها بودند. دربارهٔ اسرائیلیان آمده که آنها «از کلام خدا سرپیچی کردند، و با بیاحترامی پند و اندرز خدای متعال را رد کردند. به همین دلیل، خدا آنها را زیر بار سختیها فروتن کرد؛ آنها لغزش خوردند و کسی نبود که به دادشان برسد. وقتی گرفتار سختیها شدند، با آه و ناله از یَهُوَه کمک خواستند؛ او آنها را از مصیبتشان نجات داد.» (مزمور ۱۰۷:۱۱-۱۳) اما بعضیها آنقدر نادان بودند که تأدیب را کاملاً رد کردند. عاقبت چنین شخصی در این آیه به تصویر کشیده شده: «کسی که بارها توبیخ میشود و باز هم لجبازی میکند، ناگهان طوری از پا درمیآید که دیگر شفا پیدا نمیکند.»—امثال ۲۹:۱.
-it۲ ص ۱۹۱ ¶۴
لنگ
استفاده از کلمهٔ «لنگ» در مَثَلهای سلیمان. سلیمان چنین نوشت: «کسی که کاری را به دست آدم احمق میسپارد، مثل کسی است که پای خودش را لنگ میکند و به خودش آسیب میرساند.» دقیقاً همان طور که سلیمان میگوید، اگر کاری را که خودمان باید انجام بدهیم به شخصی احمق بسپاریم، [کلمهٔ «احمق» در کتاب مقدّس به کسی اشاره دارد که قوانین خدا را کاملاً نادیده میگیرد] قطعاً موفق نمیشویم و برایمان گران تمام میشود.—ام ۲۶:۶.
گوهرهای روحانی
-it۱ ص ۸۴۶
شخص احمق
اگر به شخص احمق طبق حرفهای احمقانهٔ خودش جواب بدهیم، مثل او میشویم و رفتار و حرفهای ما بازتابی از نادانی او خواهد بود. بنابراین در امثال ۲۶:۴ و ۵ این هشدار به ما داده شده است: «به شخص احمق طبق حرفهای احمقانهٔ خودش جواب نده.» از طرف دیگر در آیهٔ ۵ آمده که به شخص احمق طبق حرفهای احمقانهٔ خودش جواب بدهیم. این گفته به چه معناست؟ منظور این است که اگر نادرستی حرفها و نتیجهگیریهای چنین شخصی را با آوردن دلایل منطقی ثابت کنیم، کار مفیدی انجام دادهایم.
۱۸-۲۴ اوت
گنجهایی در کلام خدا امثال ۲۷
داشتن دوستان واقعی چه فایدهای دارد؟
یَهُوَه برای فروتنان ارزش بسیاری قائل است
۱۲ شخص فروتن بابت پندی که دریافت میکند قدردان است. مثالی را در نظر بگیرید. تصوّر کنید که شما در یکی از جلسات مسیحی هستید. پس از صحبت با چند نفر از همایمانان، یکی از آنان در خلوت به شما میگوید که مقداری غذا بین دندانهایتان باقی مانده است. بدون شک، شما خجالتزده میشوید. با این حال، آیا از همایمانی که شما را از این موضوع آگاه ساخته است قدردانی نمیکنید؟ حتی شاید با خود بگویید که ای کاش شخص دیگری زودتر شما را از این موضوع آگاه میساخت! به طور مشابه، ما باید فروتن باشیم و بابت پندهای بهموقعی که از برادران و خواهرانمان دریافت میکنیم قدردان باشیم. ما باید شخص پنددهنده را دوست خود بدانیم، نه دشمنمان!—امثال ۲۷:۵، ۶ خوانده شود؛ غلا ۴:۱۶.
-it۲ ص ۴۹۱ ¶۳
همسایه
کتاب امثال توضیح میدهد که داشتن دوستی نزدیک و قابل اعتماد به خصوص هنگام روبرو شدن با سختیها برای ما خیلی مهم است. در آنجا آمده است: «دوست خود و دوست پدرت را ترک نکن، و در زمان سختی به خانهٔ برادرت نرو؛ همسایهٔ نزدیک بهتر از برادری است که از تو دور است.» (ام ۲۷:۱۰) از قرار معلوم منظور این است که داشتن دوستی صمیمی واقعاً باارزش است، به خصوص اگر همسایهٔ ما باشد، چون خیلی راحتتر میتوانیم از چنین شخصی کمک بگیریم تا از برادری که شاید از ما خیلی دور زندگی میکند.
جوانان، در زندگی چه تصمیماتی میگیرید؟
۷ تصمیم بد یِهوآش نشان میدهد که باید دوستانی انتخاب کنیم که تأثیر خوبی بر ما میگذارند؛ دوستانی که یَهُوَه را دوست دارند و میخواهند او را خوشحال کنند. ما نباید فقط از میان همسنوسالانمان دوست انتخاب کنیم. یِهوآش خیلی جوانتر از دوست خود یِهویاداع بود. ما میتوانیم در رابطه با دوستانمان از خود بپرسیم: ‹آیا به من کمک میکنند ایمانم به یَهُوَه قویتر شود؟ آیا تشویقم میکنند طبق معیارهای خدا زندگی کنم؟ آیا در مورد یَهُوَه و تعالیم باارزش او صحبت میکنند؟ آیا به معیارهای خدا احترام میگذارند؟ آیا وقتی کار اشتباهی میکنم شجاعت دارند که به من پند بدهند؟› (امث ۲۷:۵، ۶، ۱۷) شما به کسانی که یَهُوَه را دوست ندارند نیازی ندارید. اما دوستداران یَهُوَه را همیشه کنار خود نگه دارید، چون فایده میبرید.—امث ۱۳:۲۰.
گوهرهای روحانی
نکاتی از کتاب امثال
۲۷:۲۱. وقتی دیگران ما را تحسین میکنند ماهیت خود را نشان میدهیم. فروتنی ما را برمیانگیزد تا اعتراف کنیم که همه چیز را مدیون یَهُوَه هستیم و نیز ما را ترغیب میکند که همچنان مطیعانه به خدمت او ادامه دهیم. عدم فروتنی خواهد بود اگر با شنیدن تحسین به خود ببالیم و نسبت به دیگران احساس برتری کنیم.
۲۵-۳۱ اوت
گنجهایی در کلام خدا امثال ۲۸
فرق بین شخص درستکار و آدم شریر
ب۹۳ ۱۵/۵ ص ۲۶ ¶۲
آیا کاملاً از یَهُوَه پیروی میکنید؟
در کتاب مقدّس آمده است: «درستکاران مثل شیر، شجاع و بیباکند.» (امثال ۲۸:۱) آنها ایمان قوی دارند و توکّلشان به کلام خداست و با وجود خطرات، در راه خدمت به یَهُوَه پیش میروند.
-it۲ ص ۱۱۳۹ ¶۳
درک و فهم
کسی که از خدا، که سرچشمهٔ درک و فهم است رو برمیگرداند و به گناه دست میزند، هنگام برنامهریزی و تصمیمگیری خدا را نادیده میگیرد. (ای ۳۴:۲۷) چنین شخصی متوجه نمیشود که کارش اشتباه است و دیگر از خودش بینش نشان نمیدهد. (مز ۳۶:۱-۴) حتی اگر او ادعای خداپرستی کند، واقعیت این است که او بیشتر به نظرهای انسان اهمیت میدهد تا به افکار و دیدگاههای خدا. (اش ۲۹:۱۳، ۱۴) او برای خطاهایش بهانه میآورد یا آنها را توجیه میکند. (ام ۱۰:۲۳) همچنین، خودش را فریب میدهد و با استدلالهای غلط، تصوّر میکند که خدا کارهای نادرستش را نمیبیند. (مز ۹۴:۴-۱۰؛ اش ۲۹:۱۵، ۱۶؛ ار ۱۰:۲۱) به این ترتیب، او وجود یَهُوَه را انکار میکند. (مز ۱۴:۱-۳) به علاوه، او نمیگذارد اصول کتاب مقدّس راهنمایش باشند، پس قدرت تشخیص خود را از دست میدهد و نمیتواند درست تصمیم بگیرد.—ام ۲۸:۵.
-it۱ ص ۱۲۱۱ ¶۴
وفاداری
وفادار ماندن به عزم و توانایی خودمان وابسته نیست، بلکه اگر بخواهیم به یَهُوَه وفادار بمانیم، لازم است به او ایمان و توکّل داشته باشیم، طوری که کاملاً مطمئنیم او میتواند ما را نجات دهد. (مز ۲۵:۲۱) یَهُوَه وعده داده که برای وفادارانش مثل سپر و قلعه باشد و از آنها محافظت کند. (ام ۲:۶-۸؛ ۱۰:۲۹؛ مز ۴۱:۱۲) تلاشهای مدام آنها برای جلب رضایت یَهُوَه، به زندگیشان ثبات میدهد و کمکشان میکند به هدفشان برسند. (مز ۲۶:۱-۳؛ ام ۱۱:۵؛ ۲۸:۱۸) ایّوب به چشم دید که گاهی اشخاص درستکار به دلیل حکمرانی شریران رنج میکشند و حتی جانشان را از دست میدهند. با این حال، یَهُوَه به ما اطمینان داده که از زندگی درستکاران باخبر است و تضمین میکند که میراثی ابدی به چنین افرادی بدهد، یعنی آیندهای صلحآمیز و برکتهای فراوان. (ای ۹:۲۰-۲۲؛ مز ۳۷:۱۸، ۱۹، ۳۷؛ ۸۴:۱۱؛ ام ۲۸:۱۰) نمونهٔ ایّوب به ما نشان میدهد که وفاداری شخص است که او را در چشم خدا باارزش میکند، نه ثروتمندی او. (ام ۱۹:۱؛ ۲۸:۶) فرزندی که پدر و مادرش جزو وفاداران خدا محسوب میشوند، واقعاً از برکتی بزرگ برخوردار است، (ام ۲۰:۷) چون میتواند مثل آنها از اسم و شهرت خوبی برخوردار باشد.
گوهرهای روحانی
مواظب باشید از نظر روحانی سلامتیتان را از دست ندهید!
اعتماد بیش از حد. خیلی از کسانی که دچار سکتهٔ قلبی میشوند، مطمئن بودند که از نظر سلامتی هیچ مشکلی ندارند. بعضیها حتی نخواستند آزمایش بدهند یا پیش دکتر بروند. به طور مشابه، بعضیها فکر میکنند که چون مدتهاست از مسیح پیروی میکنند، هیچ اتفاقی برایشان نمیافتد. آنها دیگر از نظر روحانی خودشان را محک نمیزنند و اغلب به طور ناگهانی دچار بلا و مصیبت میشوند. پولُس دربارهٔ داشتن اعتمادبهنفس بیش از حد چنین هشدار داد: «هر کسی که فکر میکند محکم ایستاده است، مراقب باشد که نیفتد.» ما نباید فراموش کنیم که انسانهای ناکاملی هستیم و لازم است هر چند وقت یک بار خودمان را محک بزنیم.—۱قُرِنتیان ۱۰:۱۲؛ امثال ۲۸:۱۴.