-
یَهُوَه اوّل ما را محبت نمودبه یَهُوَه نزدیک شویم
-
-
فصل ۲۳
یَهُوَه اوّل ما را محبت نمود
۱-۳. مرگ عیسی از چه جهاتی در تاریخ بیسابقه بوده است؟
حدود دو هزار سال پیش در یک روز بهاری، مردی بیگناه را به اتهامات دروغین محاکمه و محکوم کردند. سپس او را آنقدر شکنجه دادند تا جان سپرد. این اعدام، نخستین اعدام بیرحمانه و ظالمانهٔ تاریخ نبود و متأسفانه آخرین آن نیز نبوده است. با این همه، مرگ این مرد تفاوتی بزرگ با مرگ انسانهای دیگر داشت.
۲ در طی آخرین ساعات پر از عذاب زندگیاش، آسمان اهمیت این رویداد را نشان داد. با اینکه ظهر بود، ناگهان تاریکی و ظلمت بر محل اعدام او مستولی شد. به نوشتهٔ تاریخنگاری «نور خورشید دیگر نمیتابید.» (لوقا ۲۳:۴۴، ۴۵) سپس، در لحظات آخر زندگیاش این عبارت فراموشنشدنی را به زبان آورد: «تمام شد!» او با فدا کردن زندگی خود موضوع بسیار مهمی را ثابت کرد. هیچ انسان دیگری تا کنون چنین محبت عظیمی از خود نشان نداده است.— یوحنّا ۱۵:۱۳؛ ۱۹:۳۰.
۳ آن مرد عیسی مسیح بود. رنج و عذاب و مرگ وی در روز حزنانگیز چهارده نیسان سال ۳۳ م. رویدادی است که معروفیت تاریخی دارد. اما یک نکتهٔ پراهمیت غالباً از نظرها دور میماند. درست است که عیسی در آن روز عذاب کشید اما یَهُوَه بیش از او رنج دید. در واقع، فداکاری یَهُوَه در آن روز از فداکاری عیسی نیز عظیمتر بود. عمل محبتآمیزی که او انجام داد در طول هستی عالَم بیهمتاست. او چه کرد؟ پاسخ این پرسش مقدّمهٔ خوبی است بر مهمترین مبحث عالَم یعنی محبت یَهُوَه.
محبتآمیزترین عمل تاریخ
۴. چه عواملی سبب شد تا افسری رومی دریابد که عیسی انسانی عادی نبود، و سرانجام در مورد هویت عیسی به چه نتیجهای رسید؟
۴ افسر رومی که بر مراسم اعدام عیسی نظارت میکرد از ظلمتی که پیش از مرگ او و زمینلرزهای که پس از آن رخ داد حیرتزده شد و گفت: «حتماً این مرد پسر خدا بود!» (متّیٰ ۲۷:۵۴) او دریافت که در واقع در قتل پسر خدای تعالی شرکت داشته است نه اعدام انسانی عادی. حال ببینیم که این پسر تا چه حد برای پدرش عزیز بود؟
۵. با چه مثالی میتوان مدت زمان طولانیای را که یَهُوَه و پسرش در آسمان در کنار یکدیگر به سر بردهاند نشان داد؟
۵ کتاب مقدّس عیسی را «نخستزادهٔ تمام آفرینش» میخواند. (کُولُسیان ۱:۱۵) تصوّرش را بکنید، پسر یَهُوَه پیش از آفرینش کائنات وجود داشته است. برخی از دانشمندان سن کائنات را سیزده میلیارد سال تخمین میزنند. چنین مدت زمانی حتی در تصوّر انسان نیز نمیگنجد! در یک نمایشگاه نجوم برای آنکه بازدیدکنندگان تجسّم بهتری از سن کائنات پیدا کنند یک جدول زمانی افقی به طول ۱۱۰ متر ساخته شده است. هر قدمی که بازدیدکننده در طول این جدول برمیدارد برابر است با ۷۵ میلیون سال از عمر کائنات. در آخر این جدول، تمام تاریخ پیدایش بشر با خطی به نازکی یک موی سر نمایش داده شده است! اما، عمر کائنات هر چه باشد باز هم از عمر پسر یَهُوَه کوتاهتر است! او در طی این زمان طولانی به چه کاری مشغول بوده است؟
۶. الف) پسر یَهُوَه پیش از آنکه به صورت انسان درآید به چه کاری مشغول بود؟ ب) چه پیوندی بین یَهُوَه و پسرش وجود دارد؟
۶ این پسر به عنوان «معمار» با خشنودی به پدرش خدمت میکرد. (امثال ۸:۳۰) در کتاب مقدّس آمده است: «همه چیز از طریق او به وجود آمد و بدون او حتی یک چیز هم به وجود نیامد.» (یوحنّا ۱:۳) پس یَهُوَه و پسرش در کنار یکدیگر همه چیز را پدید آوردند. در نظر بسیاری از مردم مهری که بین پدر و پسر وجود دارد، از استواری حیرتانگیزی برخوردار است و به گفتهٔ کتاب مقدّس محبت عامل اتحاد کامل است. (کُولُسیان ۳:۱۴) کدام یک از ما میتواند همبستگی و محبتی را که در طی چنین مدت طولانیای پدید میآید پیش خود مجسم کند؟ یقیناً محبتی که یَهُوَه خدا و پسرش را به یکدیگر پیوند میدهد و متحد میسازد از استحکامی بینظیر برخوردار است.
۷. یَهُوَه هنگام تعمید عیسی چگونه احساساتش را در مورد او ابراز کرد؟
۷ با این همه، یَهُوَه پسرش را به زمین فرستاد تا به صورت یک انسان متولّد شود. در تمام مدتی که عیسی به صورت انسان بر روی زمین میزیست یَهُوَه از مصاحبت نزدیک با او چشمپوشی کرد ولی با علاقهٔ تمام، از آسمان ناظر رشد و تبدیل شدن او به انسانی بالغ و کامل بود. عیسی در حدود سی سالگی تعمید یافت. لزومی ندارد که در مورد احساس یَهُوَه نسبت به عیسی به حدس و گمان متوسل شویم زیرا یَهُوَه گفت: «این پسر من و عزیز من است که از او راضی و خشنودم.» (متّیٰ ۳:۱۷) عیسی با وفاداری هر آنچه نبوّت شده و هر آنچه از او درخواست شده بود به انجام رسانید، و با این کار پدرش را بسیار خشنود ساخت!— یوحنّا ۵:۳۶؛ ۱۷:۴.
۸، ۹. الف) عیسی در روز چهارده نیسان سال ۳۳ م. چه مرارتهایی را تحمّل کرد، و این همه چه تأثیری بر پدرش داشت؟ ب) چرا یَهُوَه اجازه داد که پسرش رنج بکشد و بمیرد؟
۸ احساس یَهُوَه را در روز چهارده نیسان سال ۳۳ م. تصوّر کنید. به پسرش خیانت شد و جمعی اوباش او را شبانه دستگیر کردند. دوستان پسرش او را تنها گذاردند. او را به طور غیرقانونی محاکمه کردند، مورد تمسخر قرار دادند، به رویش آب دهان انداختند و کتک زدند. او را آنقدر تازیانه زدند که پشتش پاره پاره شد. دستها و پاهایش را به تیری چوبین میخکوب کردند و در حالی که به آن تیر آویزان بود به او ناسزا گفتند و تحقیرش نمودند. احساس یَهُوَه را در حالی که پسرش از شدّت درد ناله و فریاد میکرد و از او کمک میطلبید تجسّم کنید. سرانجام لحظهٔ واپسین فرا رسید و پسرش جان سپرد. آیا میتوانید احساس یَهُوَه را در آن لحظه تصوّر کنید؟ برای نخستین بار از بدو آفرینش، پسرش از هستی باز ایستاد.— متّیٰ ۲۶:۱۴-۱۶، ۴۶، ۴۷، ۵۶، ۵۹، ۶۷؛ ۲۷:۳۸-۴۴، ۴۶؛ یوحنّا ۱۹:۱.
۹ انسان از بیان احساسات یَهُوَه عاجز است. دردی را که او به خاطر مرگ پسرش تحمّل کرد نمیتوان با کلمات توصیف کرد ولی انگیزهٔ او را از این کار میتوان توضیح داد. یَهُوَه خود، در یوحنّا ۳:۱۶ موضوع بسیار پراهمیتی را برایمان نقل میکند. اهمیت این آیه به قدری است که «انجیل کوچک» لقب گرفته و متن آن چنین است: «خدا آنقدر مردم این دنیا را دوست داشت که پسر یگانهاش را داد تا هر کسی که به او ایمان داشته باشد نابود نشود، بلکه به زندگی ابدی دست پیدا کند.» بنابراین انگیزهٔ یَهُوَه را میتوان در یک کلمه خلاصه کرد: محبت. یَهُوَه پسر خویش را فرستاد تا به خاطر ما رنج بکشد و جانش را فدا سازد. این هدیهٔ یَهُوَه، محبتآمیزترین عملی است که تا به حال در طول تاریخ صورت پذیرفته است.
«خدا . . . پسر یگانهاش را داد»
تعریف محبت یَهُوَه
۱۰. انسان چه نیازی دارد و چه بر سر مفهوم مهر و محبت آمده است؟
۱۰ معنای محبت چیست؟ محبت مهمترین نیاز انسان شمرده میشود. بشر از بدو تولّد تا دم مرگ همیشه در جستجوی محبت است. او در گرمای مطبوع محبت شکفته و در نبود محبت پژمرده میگردد و گاهی حتی جان میسپارد. با این همه، جای تعجب است که تعریف این واژه کار آسانی نیست. در بارهٔ محبت به فراوانی سخن میرود. کتابها، آهنگها و اشعار بسیاری در بارهٔ مهر و محبت نگاشته و سروده میشود. اما اغلب آنها نه تنها معنای محبت را روشن نمیسازد بلکه به دلیل تکرار بیش از حد، به ابهام آن افزوده و مفهومش را مغشوشتر ساختهاند.
۱۱، ۱۲. الف) در کجا میتوانیم مطالب بسیاری در مورد محبت بیابیم و چرا؟ ب) در زبان یونانی باستان چند کلمه برای انواع مختلف محبت وجود داشت و کدام یک از این کلمات از همه بیشتر در بخش عهد جدید به کار رفته است؟ (به پاورقی مراجعه شود.) پ) «آگاپه» چیست؟
۱۱ اما کتاب مقدّس معنای محبت را به وضوح به ما میآموزد. یک فرهنگ کتاب مقدّس آمده است: «محبت را فقط میتوان از روی اَعمالی که از آن سرچشمه میگیرد شناخت.» آنچه کتاب مقدّس در مورد اَعمال یَهُوَه نقل میکند، مطالب بسیاری را در مورد محبت و دلبستگی او به مخلوقاتش، به ما میآموزد. به عنوان مثال قربانی کردن پسرش بهترین نمونه برای توصیف محبت اوست. در فصلهای بعدی نمونههای بسیار دیگری از محبت یَهُوَه را در عمل خواهیم دید. مضاف بر این، در مورد واژههایی که در زبانهای اصلی کتاب مقدّس برای «محبت» استفاده میشود نیز مطالبی خواهیم آموخت. در زبان یونانی باستان چهار واژه برای «محبت» به کار میرفت.a واژهٔ «آگاپه» بیش از سه واژهٔ دیگر در بخش عهد جدید کتاب مقدّس به کار رفته است. یک فرهنگ کتاب مقدّس این واژه را «قویترین شکل محبت» میخواند. به چه دلیل؟
۱۲ واژهٔ «آگاپه» به مفهوم محبتی است تابع اصول نه احساسات. این نوع محبت وسیعتر، سنجیدهتر و آگاهانهتر از انواع دیگر محبت است. از همه مهمتر، نقطهٔ مقابل خودخواهی است. برای مثال دوباره به یوحنّا ۳:۱۶ توجه کنید. منظور از ‹دنیایی› که خدا آنقدر دوستش دارد که پسر یگانهٔ خود را به خاطر آن داده است، چیست؟ منظور از جهانِ انسانهای محتاج رهایی است. بسیاری از آنان زندگی گناهآلود را در پیش گرفتهاند. آیا یَهُوَه یکایک آنان را مانند ابراهیم باایمان دوست صمیمی خویش میشمارد؟ (یعقوب ۲:۲۳) خیر. اما در کمال مهربانی به همه نیکویی میکند حتی اگر برای خود او گران تمام شود. خواست او آن است که همهٔ انسانها توبه کنند و راه خطا را ترک نمایند. (۲پِطْرُس ۳:۹) بسیاری از آنان چنین میکنند و یَهُوَه به گرمی ایشان را به عنوان دوست خود میپذیرد.
۱۳، ۱۴. چه نکتهای نشان میدهد که «آگاپه» اغلب با مهر و دلبستگی همراه است؟
۱۳ اما گاهی مفهوم «آگاپه» درست درک نمیشود. برخی گمان میکنند که این واژه به معنای محبتی خشک و بیاحساس است. واقعیت آن است که «آگاپه» معمولاً با مهر و دلبستگی همراه است. برای مثال، هنگامی که یوحنّا نوشت: «پدر، پسر را دوست دارد،» از یکی از اَشکال واژهٔ «آگاپه» استفاده کرد. محبت یَهُوَه به پسرش مملوّ از مهر و دلبستگی بود. در جای دیگر عیسی در جملهٔ «پدر پسر را دوست دارد،» یکی از اَشکال واژهٔ «فیلِئو» را به کار برد. (یوحنّا ۳:۳۵؛ ۵:۲۰) محبت یَهُوَه اغلب با مهر و دلبستگی همراه است. ولی در عین حال هیچ گاه تابع احساسات محض نیست بلکه همیشه تابع اصول حکیمانه و پرعدل اوست.
۱۴ همان طور که دیدیم همهٔ خصوصیات یَهُوَه عالی، کامل و گیراست. اما محبت از همهٔ این خصوصیات گیراتر است. هیچ چیز به اندازهٔ محبت یَهُوَه، ما را به سوی او جلب نمیکند. جای بسی خوشحالی است که محبت خصوصیت اصلی اوست. در ادامه به این موضوع میپردازیم که چرا محبت خصوصیت اصلی اوست.
«خدا محبت است»
۱۵. کتاب مقدّس چه نکتهای را در مورد محبت یَهُوَه بیان میکند، و این گفته از چه نظر استثنایی است؟ (به پاورقی مراجعه شود.)
۱۵ در کتاب مقدّس نکتهای در مورد محبت ذکر شده که در مورد هیچ یک از خصوصیات دیگر یَهُوَه عنوان نشده است. در هیچ جای کتاب مقدّس نیامده است که خدا قدرت یا عدالت است و یا حتی حکمت است. او دارای این خصوصیات است و سرچشمهٔ اصلی آنها میباشد و از این جهات بینظیر است. اما در مورد خصوصیت چهارم در کتاب مقدّس مطلبی عمیقتر عنوان شده است، اینکه «خدا محبت است.»b (۱یوحنّا ۴:۸) مفهوم این جمله چیست؟
۱۶-۱۸. الف) چرا کتاب مقدّس میگوید که «خدا محبت است»؟ ب) چرا از میان همهٔ موجودات روی زمین، انسان مناسبترین سمبل برای خصوصیت محبت در یَهُوَه است؟
۱۶ عبارت «خدا محبت است» را نمیتوان مانند یک معادلهٔ سادهٔ ریاضی تلقّی کرد و گفت پس «خدا برابر است با محبت.» زیرا عکس این گفته یعنی «محبت خدا است» صادق نیست. یَهُوَه را نمیتوان در حد یک خصوصیت ناملموس پایین آورد. او علاوه بر محبت دارای احساسات و خصوصیات بسیار گوناگون و وسیع است. با این همه، محبت در عمق وجود او جای دارد. در یک کتاب مرجع در مورد این آیه آمده است: «محبت جوهر یا ذات خداست.» به طور کلّی میتوان موضوع را بدین شکل بیان کرد: قدرت یَهُوَه او را قادر میسازد که دست به عمل بزند. عدالت و حکمت او طرز عمل او را تعیین میکند. اما محبتش است که او را برمیانگیزد تا دست به عمل بزند و همیشه هنگامی که خصوصیات دیگرش را به کار میگیرد حاضر است.
۱۷ غالباً گفته میشود که یَهُوَه مظهر محبت است. از این رو، اگر بخواهیم آگاپه، یا محبتِ اصولی را بیاموزیم باید یَهُوَه را بشناسیم. البته، شاید این خصوصیت دلپذیر را در انسانها نیز بتوان مشاهده کرد. اما سرچشمهٔ آن چیست؟ یَهُوَه هنگام آفرینش جملهٔ زیر را ظاهراً خطاب به پسر خود اظهار داشت: ‹انسان را شبیه خودمان بسازیم.› (پیدایش ۱:۲۶) در میان مخلوقات روی زمین فقط انسانها هستند که میتوانند مانند پدر آسمانی خویش به اختیار خود محبت کنند. به خاطر آورید که یَهُوَه از مخلوقات گوناگونی به عنوان سمبل خصوصیات اصلی خویش استفاده کرد. اما انسان را که اشرف مخلوقات روی زمین است به عنوان سمبل بارزترین خصوصیت خود یعنی محبت انتخاب کرد.— حِزْقِیال ۱:۱۰.
۱۸ اگر ما با ازخودگذشتگی و به شکل اصولی به دیگران محبت کنیم در واقع بارزترین خصوصیت یَهُوَه را از خود نشان دادهایم. درست همان طور که یوحنّای رسول نوشت: «ما محبت میکنیم، چون او اول به ما محبت کرد.» (۱یوحنّا ۴:۱۹) حال بپردازیم به اینکه یَهُوَه از چه راههایی در محبت نمودن به ما پیشقدم شده است؟
یَهُوَه ابتدا به ما محبت ورزید
۱۹. چرا میتوان گفت که محبت نقش اصلی را در کار آفرینش بر عهده داشت؟
۱۹ محبت چیز تازهای نیست. مگر نه اینکه انگیزهٔ یَهُوَه از آفرینش محبت بود؟ او از روی تنهایی یا نیاز به همنشین، خلقت را آغاز نکرد. چرا که کامل و خودکفاست و محتاج کسی نیست. اما محبتش او را برانگیخت تا شادیهای زندگی را با مخلوقات باهوشی که بتوانند ارزش چنین هدیهای را درک کنند، شریک شود. او ابتدا پسر یگانهٔ خود را خلق کرد. (مکاشفه ۳:۱۴) سپس از این مخلوق خود به عنوان معمار برای به وجود آوردن فرشتگان و بعد از آن، همهٔ چیزهای دیگر استفاده کرد. (ایّوب ۳۸:۴، ۷؛ کُولُسیان ۱:۱۶) این موجودات روحی قدرتمند که از نعمت آزادی، شعور و احساسات برخوردار هستند فرصت یافتند که خود به فرشتگان دیگر و از همه مهمتر به یَهُوَه خدا محبت ورزند. (۲قُرِنتیان ۳:۱۷) پس میتوان گفت که چون یَهُوَه خدا نخست به آنان محبت کرد، آنان محبت کردن را از او آموختند.
۲۰، ۲۱. آدم و حوّا چه نشانههایی از محبت یَهُوَه را به چشم میدیدند، با این حال چگونه به محبت او پاسخ گفتند؟
۲۰ این موضوع در مورد بشر نیز صدق میکند. یَهُوَه آدم و حوّا را از ابتدا غرق محبت کرد. در عدن یعنی خانهٔ بهشتیشان به هر سو که مینگریستند نشانههایی از محبت پدرشان را میدیدند. توجه کنید که کتاب مقدّس در این باره چه میگوید: «یَهُوَه خدا همین طور باغی در عدن، در سمت شرق درست کرد و آدم را که آفریده بود، در آنجا گذاشت.» (پیدایش ۲:۸) وقتی به باغ یا پارکی زیبا میروید چه چیزی بیش از همه برایتان دلپذیر است؟ نوری که از لابلای برگهای درختان میگذرد؟ رنگهای حیرتآور گلهای باغچهها؟ نوای دلنشین جویبار، آواز پرندگان و زمزمهٔ زنبورها؟ عطر درختان و میوهها و شکوفهها؟ با این همه، هیچ باغی در دنیای حاضر را نمیتوان با باغ عدن مقایسه کرد.
۲۱ باغ عدن را یَهُوَه به دست خود کاشته بود! زیبایی آن بیشک وصفناپذیر بود. گیاهان خوشنما و درختانی با میوههای لذیذ این باغ را زینت میبخشید. حیوانات گوناگون بسیاری در آن باغ وسیع و پرآب به سر میبردند. آدم و حوّا زندگیای شاد و غنی داشتند زیرا از همهٔ امکانات منجمله کاری رضایتبخش و بهترین همنشین، برخوردار بودند. یَهُوَه بود که اوّل به آنان ابراز محبت نمود، پس آنان نیز باید به محبت او پاسخ میگفتند، اما در عوض قدر آن را ندانستند و به جای آنکه با مهربانی از پدر آسمانی خویش اطاعت کنند، با خودخواهی از او نافرمانی نمودند.— پیدایش، باب ۲.
۲۲. واکنش یَهُوَه در مقابل نافرمانی آدم و حوّا در عدن چگونه به ما نشان میدهد که محبت او با وفاداری همراه است؟
۲۲ بیشک این عمل آدم و حوّا برای یَهُوَه بسیار دردناک بود! اما، آیا نافرمانی آنان دل او را سخت ساخت؟ خیر! زیرا «او نیکوست و محبت پایدارش جاودانی است» (مزمور ۱۳۶:۱) از این رو، بیدرنگ و با مهربانی ترتیباتی داد تا همهٔ انسانهای حقیقتجو بتوانند نجات پیدا کنند. همان طور که دیدیم، او برای نجات ما پسر عزیزش را قربانی ساخت. کاری که برای یک پدر بسیار دشوار است.— ۱یوحنّا ۴:۱۰.
۲۳. یکی از دلایل شادی خدا چیست، و پاسخ چه پرسش مهمی را در فصل آینده خواهیم یافت؟
۲۳ آری، یَهُوَه از همان ابتدا پیشقدم شد و از طرق بیشماری به بشر محبت نشان داد. محبت پدیدآورندهٔ همبستگی و شادی است، پس تعجبی ندارد که یَهُوَه «خدای شاد» خوانده میشود. (۱تیموتاؤس ۱:۱۱) اما یک پرسش مهم هنوز بیپاسخ مانده است و آن این که آیا یَهُوَه واقعاً به یکایک ما علاقه دارد؟ در فصل آینده به این موضوع خواهیم پرداخت.
a فعل «فیلِئو» که بارها در بخش عهد جدید به کار رفته است، به معنی «دلبستگی داشتن به، علاقهمندی، یا دوست داشتن (احساسی که انسان نسبت به دوستی نزدیک یا برادر خود دارد)» میباشد. یک شکل از واژهٔ «ستُرگِه» که به معنای محبت بین اعضای یک خانواده است، در دوّم تیموتاؤس ۳:۳ استفاده شده است و نشان میدهد که چنین محبتی در روزهای آخر بشدّت نایاب خواهد بود. واژهٔ «اِرُس» یا عشق بین زن و مرد، در بخش عهد جدید به کار نرفته است اما در بخش عهد عتیق به این نوع محبت اشاره شده است.— امثال ۵:۱۵-۲۰.
b عبارات دیگری در کتاب مقدّس وجود دارد که از لحاظ ساختمان جمله مشابه این عبارت میباشد. برای مثال، «خدا نور است،» و «خدای ما آتشی سوزان است.» (۱یوحنّا ۱:۵؛ عبرانیان ۱۲:۲۹) اما این عبارات حالت استعاره دارند زیرا یَهُوَه را به چیزهای مادی تشبیه میکنند. مفهوم این عبارات آن است که خدا شبیه نور است زیرا مقدّس و شریف است و در او هیچ «ظلمت» و یا به عبارت دیگر ناپاکی وجود ندارد. همچنین میتوان او را به آتش تشبیه کرد زیرا قادر است از قدرت خود برای نابودی دشمنانش استفاده کند.
-
-
هیچ چیز نمیتواند ‹ما را از محبت خدا جدا کند›به یَهُوَه نزدیک شویم
-
-
فصل ۲۴
هیچ چیز نمیتواند ‹ما را از محبت خدا جدا کند›
۱. چرا گاهی بسیاری از انسانها، منجمله مسیحیان حقیقی دچار تردید و ناامیدی میشوند؟
آیا یَهُوَه خدا به فرد فرد ما محبت دارد؟ برخی انسانها موافقند که خدا کلّ افراد بشر را دوست دارد همان طور که در یوحنّا ۳:۱۶ ذکر شده است. اما با خود میگویند: «خدا هیچ وقت نمیتواند به شخص من علاقه و محبت داشته باشد.» حتی مسیحیان حقیقی نیز گاهی در این مورد شک میکنند. مردی ناامید در این باره اظهار داشت: «نمیتوانم باور کنم که خدا توجهی به من داشته باشد.» آیا شما نیز گاهی دچار تردید میشوید؟
۲، ۳. چه کسی میخواهد به ما بقبولاند که خدا برای ما ارزش قائل نیست و ما را دوست ندارد، و چگونه میتوانیم چنین افکاری را از ذهن خود برانیم؟
۲ شیطان طوری وانمود میکند که گویی یَهُوَه خدا ما را دوست ندارد و برایمان ارزش قائل نیست. درست است که شیطان در اغلب موارد از تکبّر و غرور ما برای اغوا و فریبمان استفاده میکند. (۲ قُرِنتیان ۱۱:۳) اما یکی دیگر از ترفندهای او خرد کردن شخصیت ما انسانهاست. (یوحنّا ۷:۴۷-۴۹؛ ۸:۱۳، ۴۴) این موضوع بخصوص در این ایّام سخت آخر مشهود است. امروزه بسیاری از انسانها از مهر و الفت خانوادگی محرومند. برخی دائماً مورد بدرفتاری افرادی خشن، خودخواه و مغرور قرار دارند. (۲تیموتاؤس ۳:۱-۵) اگر با کسی سالها بدرفتاری شود و مورد تنفر قرار گیرد و یا طعم تلخ نژادپرستی را بچشد، سرانجام ممکن است خود را بیارزش بداند و گمان کند که شایستهٔ محبت نیست.
۳ اگر چنین حالتهای مأیوسکنندهای در شما پدید آید، ناامید نشوید. بسیاری از ما گاهی بیجهت خودمان را محکوم میکنیم. اما به خاطر داشته باشید که کلام خدا برای اصلاح معایب ماست و برای فرو ریختن «چیزهای قلعهمانند» یا به عبارت دیگر از میان بردن عقاید نادرست و ریشهدار. (۲تیموتاؤس ۳:۱۶؛ ۲قُرِنتیان ۱۰:۴) کتاب مقدّس میگوید: «حتی اگر وجدانمان احساس خطا کند، میتوانیم به حضور خدا بیاییم و اطمینان حاصل کنیم، زیرا او از وجدان ما بزرگتر است و به همه چیز واقف میباشد.» (۱یوحنّا ۳:۱۹، ۲۰، ترجمهٔ تفسیری) در ادامه میپردازیم به اینکه چگونه کتاب مقدّس به چهار طریق ما را از محبت یَهُوَه مطمئن میسازد.
یَهُوَه برای شما ارزش قائل است
۴، ۵. مَثَل عیسی در مورد گنجشکها چگونه ارزشی را که ما در نظر یَهُوَه داریم نشان میدهد؟
۴ اوّل آنکه کتاب مقدّس صریحاً میگوید که خدا ارزش یکایک خادمانش را میداند. برای مثال، عیسی گفت: «قیمت دو گنجشک چقدر است؟ خیلی ناچیز. ولی حتی یک گنجشک نیز بدون اطلاع پدر آسمانی شما بر زمین نمیافتد. تمام موهای سر شما نیز حساب شده است. پس نگران نباشید. در نظر خدا شما خیلی بیشتر از گنجشکهای دنیا ارزش دارید.» (متّیٰ ۱۰:۲۹-۳۱، تفس.) به تأثیر این گفتهٔ عیسی بر کسانی که در قرن اوّل سخنان او را میشنیدند توجه کنید.
در نظر خدا ما خیلی بیشتر از گنجشکها ارزش داریم
۵ شاید خریدن گنجشک در روزگار ما معمول نباشد. اما در روزگار عیسی گنجشک ارزانترین پرندهای بود که برای خوراک فروخته میشد و با یک سکهٔ کمارزش میشد دو گنجشک خرید. وانگهی عیسی بعدها گفت اگر کسی دو سکه میپرداخت میتوانست به جای چهار گنجشک، پنج گنجشک بخرد. گنجشک پنجم را همچون چیزی بیارزش به بقیه اضافه میکردند. این پرندگان در نظر انسانها بیارزش بودند. ولی، آیا در نظر آفرینندهشان نیز بیارزشند؟ عیسی در این باره گفت که «خدا حتی یکی از آن گنجشکها را هم فراموش نمیکند.» (لوقا ۱۲:۶، ۷) حال کمکم میتوانیم منظور عیسی را درک کنیم. اگر یَهُوَه چنین ارزشی برای یک گنجشک قائل است پس چقدر باید برای یک انسان ارزش قائل باشد! همان طور که عیسی گفت یَهُوَه با همهٔ جزئیات شخصیت و وجود ما آشناست. تا جایی که حتی تعداد موهای سر ما را نیز میداند!
۶. چرا میتوانیم اطمینان داشته باشیم که گفتهٔ عیسی در مورد اینکه یَهُوَه حتی تعداد موهای سر ما را نیز میداند، از واقعیت دور نیست؟
۶ آیا امکان دارد که یَهُوَه تعداد موهای سر ما را بداند؟ شاید گفتهٔ عیسی به نظرمان اغراقآمیز باشد. اما برای مثال امید به رستاخیز را در نظر بگیرید. یَهُوَه برای این که بتواند یک انسان را بازآفرینی کند باید دقیقاً او را بشناسد! او به قدری برای ما ارزش قائل است که همهٔ جزئیات وجود ما را میداند منجمله کُد ژنتیک بسیار پیچیدهٔ ما و خاطرات و تجربیات تمام عمرمان را.a در مقایسه با چنین کار عظیمی شمردن موهای سر ما که به طور متوسط حدود ۱۰۰٬۰۰۰ عدد است کار دشواری نیست.
یَهُوَه چه چیز باارزشی در ما میبیند؟
۷، ۸. الف) هنگامی که یَهُوَه دلهای انسانها را تفتیش مینماید از یافتن چه خصوصیاتی خرسند میشود؟ ب) برخی از کارهای ما که در نظر یَهُوَه ارزشمندند کدامند؟
۷ دوّم آنکه کتاب مقدّس به ما میآموزد که یَهُوَه برای کدام یک از صفات ما ارزش قائل است. به طور خلاصه میتوان گفت که او خصوصیات خوب ما و زحماتی را که میکشیم ارج مینهد. داود پادشاه به پسرش سلیمان گفت: «یَهُوَه همهٔ دلها را جستجو میکند و هر تمایل و فکر را در شخص تشخیص میدهد.» (۱تواریخ ۲۸:۹) وقتی که خدا دل میلیاردها انسان را در این دنیای پر از خشونت و تنفر تفتیش میکند، بیشک از یافتن دلی که عاشق صلح و حقیقت است بسیار خرسند میگردد! حال وقتی دلی را مییابد که سرشار از محبت به اوست و تلاش میکند او را بهتر بشناسد و آموختههای خویش را به دیگران نیز بیاموزد، چه میکند؟ یَهُوَه خود میگوید که ایشان را هرگز فراموش نخواهد کرد. او حتی کتابی دارد که در آن اسم خداترسان و کسانی را که نامش را گرامی میدارند ثبت میکند. (مَلاکی ۳:۱۶) چنین صفاتی در نظر یَهُوَه پرارزشند.
۸ برخی از کارهایی که مورد پسند یَهُوَه است، چیست؟ یکی از آنها بیشک تلاشهای ما برای سرمشق قرار دادن پسرش عیسی مسیح است. (۱پِطْرُس ۲:۲۱) علاوه بر این، بشارت پادشاهی اوست. در کتاب مقدّس آمده است: «چه زیباست پاهای کسانی که خبر خوش را اعلام میکنند!» (رومیان ۱۰:۱۵) منظور در اینجا تلاشهایی است که خادمان یَهُوَه در راه موعظهٔ بشارت انجام میدهند. او برای همهٔ این تلاشها ارزش فراوان قائل است.— متّیٰ ۲۴:۱۴؛ ۲۸:۱۹، ۲۰.
۹، ۱۰. الف) چرا میتوانیم اطمینان داشته باشیم که تحمّل و بردباری ما در مقابل مصایب برای یَهُوَه ارزش بسیار دارد؟ ب) یَهُوَه چه شیوهٔ نگرش نادرستی را هیچ گاه در مورد خادمان وفادارش به کار نمیگیرد؟
۹ علاوه بر این، یَهُوَه برای بردباری و تحمّلی که از خود نشان میدهید نیز ارزش قائل است. (متّیٰ ۲۴:۱۳) به یاد داشته باشید که مقصود شیطان آن است که شما به یَهُوَه پشت کنید. هر روزی که به یَهُوَه وفادار بمانید در واقع کمک کردهاید که نادرستی ملامتها و اتهامات شیطان روشنتر گردد. (امثال ۲۷:۱۱) گاهی تحمّل و بردباری بسیار دشوار است زیرا بیماری، مشکلات اقتصادی، مسائل عاطفی، و یا مصایب دیگر عرصه را بر ما تنگ میکند. امیدها و آرزوهای بر باد رفته نیز موجب دلسردی و ناامیدی شخص میگردند. (امثال ۱۳:۱۲) اما اگر چنین دشواریهایی را تحمّل کنیم یَهُوَه برای ما ارزش بیشتری قائل خواهد شد. به همین دلیل است که داود پادشاه از یَهُوَه میخواهد که حساب اشکهایش را نگاه دارد و آن را در دفتر خود ثبت کند. (مزمور ۵۶:۸) آری، یَهُوَه اشکهای شما را میبیند و غم و غصههایتان را به خاطر میسپارد. او میبیند که چگونه با وفاداری همهٔ مصیبتها را تحمّل میکنید و به همین خاطر برایتان ارزش بسیار قائل است.
یَهُوَه بردباری و تحمّل ما را در مقابل مشکلات ارج مینهد
۱۰ با این حال گاهی احساس پوچی و بیارزشی میکنیم و با خود میگوییم: ‹خیلیها بهتر از من هستند. یَهُوَه وقتی من را با آنها مقایسه میکند حتماً ناراحت میشود!› باید به خاطر داشته باشیم که یَهُوَه هیچ گاه ما را با دیگران مقایسه نمیکند و با خشکی و بیملاحظگی در مورد ما قضاوت نمینماید. (غَلاطیان ۶:۴) او با موشکافی دلهای ما را میکاود و برای هر چیز نیکویی که در آن مییابد، حتی اگر بسیار ناچیز باشد، ارزش قائل میشود.
یَهُوَه نیکوییها را جدا میکند
۱۱. از طرز رفتار یَهُوَه با ابیا چه نکتهای را در مورد یَهُوَه میآموزیم؟
۱۱ سوّم آنکه یَهُوَه دل ما را تفتیش میکند و با دقت نیکوییهای آن را جدا میسازد. برای نمونه، هنگامی که فرمان داد که کلّیهٔ اعضای خاندان مرتدِ یَرُبْعام پادشاه معدوم شوند گفت که یکی از پسران او به نام ابیا باید با احترام دفن گردد. به چه علّت؟ به علّت اینکه دل این جوان را تفتیش کرده و «چیز خوبی» در آن یافته بود. (۱پادشاهان ۱۴:۱، ۱۰-۱۳) صفت نیکویی که یَهُوَه در او یافته بود شاید بسیار ناچیز بود اما یَهُوَه شایسته دید که آن را در کلام خود ذکر کند و پاداش دهد. بدین سان نشان داد که تا چه حد حتی به یکی از اعضای خاندانی مرتد رحمت نشان میدهد.
۱۲، ۱۳. الف) آنچه برای یَهُوشافاط پادشاه رخ داد چگونه نشانگر آن است که وقتی ما گناه میکنیم یَهُوَه در ما به دنبال نیکویی میگردد؟ ب) چرا میتوان گفت که وقتی یَهُوَه خصوصیات و کارهای نیکوی ما را میبیند مثل پدری پرمحبت عمل میکند؟
۱۲ نمونهٔ بارزتر این موضوع را میتوان در مورد یَهُوشافاط، پادشاه وفادار مشاهده کرد. وقتی از این پادشاه عملی نابخردانه سر زد، نبی یَهُوَه به او گفت: «به دلیل کاری که کردهای، مورد غضب خداوند قرار گرفتهای.» اما پیام یَهُوَه به اینجا ختم نشد. او در ادامه اضافه کرد: «البته کارهای خوبی نیز انجام دادهای.» (۲تواریخ ۱۹:۱-۳، تفس.) پس میبینیم که غضب یَهُوَه سبب نشد که خوبیهای یَهُوشافاط را فراموش کند. ما انسانهای ناکامل درست عکس این عمل میکنیم! وقتی از کسی ناراحت میشویم، معمولاً خوبیهای او را فراموش میکنیم. و همچنین اگر خودمان مرتکب گناه شویم، ناامیدی، شرم و احساس گناه سبب میشود که خوبیهای خودمان را فراموش کنیم. اما باید به خاطر داشته باشیم که اگر توبه کنیم و سعی کنیم گناهانمان را تکرار نکنیم، یَهُوَه ما را میبخشد.
۱۳ یَهُوَه همان طور که جویندهٔ طلا سنگریزههای بیارزش را دور میریزد به هنگام کاوش در درون ما، چنین گناهانی را دور میریزد. اما با خصوصیات و کارهای نیکوی ما چه میکند؟ آری، اینها قطعههای طلایی است که نگاه میدارد! آیا تا به حال دیدهاید که چگونه پدر و مادری پرمحبت نقاشیها یا کاردستیهای فرزندانشان را گاهی چندین سال، پیش خود نگاه میدارند، حتی پس از آنکه فرزندانشان آن را فراموش کردهاند؟ یَهُوَه پرمحبتترین پدر دنیاست. تا وقتی ما به او وفادار بمانیم، هیچ گاه کارها و خصوصیات نیکوی ما را فراموش نمیکند. در واقع، در نظر او فراموش کردن اینها بیانصافی است و یقیناً نمیتوان هیچ گونه بیانصافی در او یافت. (عبرانیان ۶:۱۰) او به شکل دیگری نیز در وجود ما کاوش میکند.
۱۴، ۱۵. الف) چرا میتوان گفت که ناکاملیهای ما به هیچ وجه خوبیهای ما را از چشم یَهُوَه مخفی نمیدارد؟ با ذکر مثال توضیح دهید. ب) یَهُوَه با خوبیهایی که در ما مییابد چه خواهد کرد، و به چه چشمی به خادمان وفادارش مینگرد؟
۱۴ یَهُوَه فقط ناکاملیهای ما را نمیبیند بلکه تواناییهای ما را برای پیشرفت نیز مد نظر دارد. مثالی میزنیم: دوستداران هنر گاهی برای ترمیم نقاشیها یا آثار هنری دیگر که صدمهٔ فراوان دیدهاند به خود زحمت بسیار میدهند. برای مثال، وقتی شخصی با شلیک گلوله به یکی از طراحیهای لئوناردو داوینچی در گالری ملی لندن صدمه وارد ساخت، هیچ کس به این فکر نبود که این طراحی سی میلیون دلاری را به دور اندازد. بلکه کار ترمیم این شاهکار هنری که قریب به ۵۰۰ سال قدمت دارد فوراً آغاز شد. چرا؟ زیرا در نظر دوستداران هنر دارای ارزش بسیار بود. آیا ما بیش از یک شاهکار که با گچ و ذغال طراحی شده است ارزش نداریم؟ در نظر خدا ما بسیار ارزشمندیم؛ حتی اگر ناکاملی موروثی صدمهٔ فراوانی به ما وارد آورده باشد. (مزمور ۷۲:۱۲-۱۴) یَهُوَه خدا، آفریدگار چیرهدست بشر، برای کسانی که محبتهای او را بپذیرند، هر آنچه را که برای ترمیم بشر و برگرداندن او به کمال لازم است انجام خواهد داد.— اَعمال ۳:۲۱؛ رومیان ۸:۲۰-۲۲.
۱۵ آری، یَهُوَه خصلتهای خوبی در ما میبیند که خود ما شاید متوجه آنها نباشیم. و مادامی که به او خدمت میکنیم آنها را در ما رشد میدهد تا جایی که سرانجام کامل شویم. او برای خادمان وفادارش ارزش فراوانی قائل است و آنان را فضیلت ملتها میداند، و از نظر او فرقی نمیکند که دنیای شیطان به چه چشمی به آنان مینگرد.— حَجَّی ۲:۷.
یَهُوَه محبتش را در عمل نشان میدهد
۱۶. محکمترین گواهی که از محبت یَهُوَه به بشر در دست داریم چیست، و از کجا میدانیم که این هدیه به شخص ما نیز عطا شده است؟
۱۶ چهارم آنکه یَهُوَه برای اثبات محبتش به ما دست به کارهای زیادی میزند. یقیناً قربانی شدن عیسی، محکمترین پاسخی بود که میشد به دروغ شیطان مبنی بر اینکه ما ارزش محبت را نداریم، داد. هیچ گاه نباید فراموش کنیم که مرگ عیسی بر روی چوبهٔ شکنجه و درد عظیمی که یَهُوَه از مشاهدهٔ مرگ پسر محبوبش متحمّل شد، همگی گواهی هستند بر محبت آنان نسبت به ما. متأسفانه بسیاری از مردم نمیتوانند براحتی باور کنند که این هدیه به شخص آنان نیز عطا شده است زیرا خود را قابل نمیدانند. اما به خاطر داشته باشید که پولُس رسول با اینکه پیروان مسیح را آزار و شکنجه داده بود نوشت: ‹پسر خدا مرا دوست داشت و جانش را برای من فدا کرد.›— غَلاطیان ۱:۱۳؛ ۲:۲۰.
۱۷. یَهُوَه از چه طریقهایی ما را به سوی خود و پسرش جذب میکند؟
۱۷ یَهُوَه یکایک ما را یاری میکند تا از موهباتی که قربانی شدن مسیح فراهم آورده است، بهرهمند شویم و بدین سان محبتش را به ما ثابت مینماید. عیسی در این باره گفت: «هیچ کس نمیتواند پیرو من شود، مگر این که پدری که مرا فرستاد او را جذب کند.» (یوحنّا ۶:۴۴) آری، یَهُوَه شخصاً ما را به سوی پسرش و امید زندگی جاودانی جذب میکند. از چه طرقی؟ اوّل آنکه به یکایک ما امکان میدهد تا بشارت را بشنویم و دوّم آنکه روحالقدس را در اختیارمان قرار میدهد تا بتوانیم پیام بشارت را با وجود آنکه ناکامل هستیم درک کنیم و در زندگی به کار گیریم. بدین سان او میتواند گفتهاش را خطاب به اسرائیل در مورد ما نیز به زبان آورد: «با محبت جاودان تو را دوست داشتهام. به همین دلیل، تو را با محبت پایدار به سوی خودم جذب کردهام.»— اِرْمیا ۳۱:۳.
۱۸، ۱۹. الف) عمیقترین طریقی که یَهُوَه محبتش را به ما نشان میدهد کدام است، و چه چیزی نشانگر آن است که به تک تک ما توجه دارد؟ ب) کلام خدا به چه شکلی نشان میدهد که یَهُوَه با دلسوزی به دعاهای ما گوش فرا میدهد؟
۱۸ شاید بتوان گفت که از طریق موهبت دعاست که ما میتوانیم محبت یَهُوَه را عمیقاً حس کنیم. کتاب مقدّس فرد فرد ما را دعوت میکند تا همیشه به خدا دعا کنیم. (۱تَسّالونیکیان ۵:۱۷) یَهُوَه به دعاهای ما گوش فرا میدهد. (مزمور ۶۵:۲) او اختیار گوش کردن به دعا را حتی به پسر خود نیز واگذار نکرده است. تصوّرش را بکنید که آفریدگار کائنات از ما دعوت میکند تا براحتی به او دعا کنیم. اما، آیا او شنوندهای بیاحساس و بیعاطفه است؟ به هیچ وجه.
۱۹ یَهُوَه با ما همدلی و همدردی میکند. همدلی را چگونه میتوان تعریف کرد؟ یکی از برادران سالخورده و باایمانمان در این باره میگوید: «همدلی یعنی اینکه درد و رنجی را که در دل دیگری است در دل خود حس کنم.» آیا یَهُوَه واقعاً درد ما را حس میکند؟ در مورد رنجهای قومش، اسرائیل در کتاب مقدّس چنین آمده است: «در همهٔ مشکلاتشان با ایشان بود.» (اِشَعْیا ۶۳:۹، تفس.) یَهُوَه نه تنها ناظر ناراحتیهای آنان بود بلکه به حالشان دل میسوزاند. عمق احساسات او را میتوان در سخنانش خطاب به خادمانش دید: ‹هر کس شما را لمس کند، مردمک چشم مرا لمس کرده است.›b (زَکَرِیّا ۲:۸) آری، یَهُوَه با ما همدردی میکند. وقتی ما احساس ناراحتی میکنیم او نیز درد ما را حس میکند.
۲۰. اگر بخواهیم از اندرزی که در رومیان ۱۲:۳ ذکر شده است پیروی کنیم باید از چه طرز فکر نامعقولی خودداری نماییم؟
۲۰ هیچ مسیحی معقولی از محبت و احترامی که یَهُوَه به این شکل به ما نشان میدهد به عنوان بهانهای برای غرور و خودپسندی استفاده نمیکند. پولُس رسول در این باره نوشت: «از آنجایی که خدا لطفش را نصیب من کرده، به همهٔ شما میگویم که خودتان را بزرگتر از چیزی که باید ندانید، بلکه متناسب با مقدار ایمانی که خدا به شما داده، دید معقولی نسبت به خودتان داشته باشید.» (رومیان ۱۲:۳) در ترجمهٔ تفسیری این آیه به این شکل آمده است: «به عنوان پیامآور خدا، از جانب او شما را نصیحت میکنم که خود را بزرگتر از آنچه که هستید به حساب نیاورید، بلکه خود را با آن مقدار ایمانی بسنجید که خدا به شما عطا کرده است.» پس بیایید در حالی که از محبت عمیق پدر آسمانیمان برخوردار میشویم، معقول باشیم و به یاد داشته باشیم که ما نه میتوانیم محبت خدا را بخریم و نه استحقاق آن را داریم.— لوقا ۱۷:۱۰.
۲۱. ما باید مرتباً در مقابل کدام دروغهای شیطان مقاومت کنیم، و باید همیشه به کمک کدام حقیقت الٰهی دلهایمان را آرام سازیم؟
۲۱ همهٔ ما باید هر آنچه در توان داریم به کار بریم تا همهٔ دروغهای شیطان، منجمله این دروغ که ما حقیریم و ارزش محبت را نداریم، بکلّی رد کنیم. اگر به دلیل شرایط سابق زندگیتان حس میکنید که حتی محبت عظیم خدا نیز برای دوست داشتن شما کافی نیست، یا اینکه کارهای نیکویتان آنقدر ناچیز است که حتی چشمان بسیار دقیق او نیز نمیتواند آنها را ببیند، و یا گناهانتان آنقدر عظیم است که حتی مرگ پسر گرانقدر او نمیتواند آنها را کفّاره کند، اطمینان داشته باشید که به شما تعالیم دروغ دادهاند. با تمام وجود از پذیرفتن چنین دروغهایی خودداری کنید! بیایید دلهایمان را با حقیقتی که پولُس به وحی الٰهی به قلم آورده است آرام سازیم که مینویسد: «مطمئنم که نه مرگ، نه زندگی، نه فرشتگان، نه حکومتها، نه چیزهای حال، نه چیزهای آینده، نه قدرتها، نه پستیها، نه بلندیها و نه هیچ چیز دیگری که آفریده شده نمیتواند ما را از محبت خدا که در سَرورمان عیسی مسیح است جدا کند.»— رومیان ۸:۳۸، ۳۹.
a کتاب مقدّس بارها نشان میدهد که یَهُوَه کسانی را که به یاد سپرده است رستاخیز میدهد. برای مثال ایّوب باایمان خطاب به یَهُوَه گفت: «ای کاش زمانی برایم تعیین کنی و مرا به یاد بیاوری.» (ایّوب ۱۴:۱۳) عیسی نیز به رستاخیز «کسانی که در قبرها میباشند» اشاره کرد. واژهٔ یونانی که عیسی در یوحنّا ۵:۲۸ برای «قبرها» به کار برده است با یک واژهٔ لاتین به معنای «یادبود» همخانواده است.— یوحنّا ۵:۲۸، ۲۹.
b در برخی ترجمهها این آیه به شکلی برگردانده شده است که گویی کسی که قوم خدا را لمس نماید چشم خود یا چشم اسرائیل را لمس نموده است، نه چشم خدا را. دلیل وارد شدن این اشتباه به بعضی متون آن است که برخی کاتبان این آیه را بیحرمتی به خدا میدانستند و به این خاطر آن را تغییر دادند. این عمل نادرست آنان سبب شد که عمق دلسوزی یَهُوَه مشخص نشود.
-
-
دلسوزی خدای مابه یَهُوَه نزدیک شویم
-
-
فصل ۲۵
دلسوزی خدای ما
۱، ۲. الف) گریهٔ نوزاد، مادر را به طور طبیعی به چه کاری وامیدارد؟ ب) چه احساسی حتی از احساسات مادرانه عمیقتر و شدیدتر است؟
مادری را تصوّر کنید که در نیمههای شب از صدای گریهٔ نوزادش بیدار میشود. او از روی گریهٔ فرزندش میتواند تشخیص دهد که چه میخواهد؛ گاهی شیر میخواهد. گاهی میخواهد او را در آغوش بگیرند. دلیل گریهٔ نوزاد هر چه باشد مادرش به آن پاسخ میگوید زیرا دلش نمیآید نیازهای نوزادش را نادیده بگیرد.
۲ مهربانی و دلسوزی مادر نسبت به نوزادش جزء لطیفترین احساسات بشری شمرده میشود. اما احساس دلسوزی خدای ما، یَهُوَه حتی از احساسات مادرانه نیز بینهایت لطیفتر و عمیقتر است. بررسی این خصوصیت دلنشین یَهُوَه ما را به او نزدیکتر میسازد. بیایید با هم مفهوم دلسوزی را بررسی کنیم و ببینیم که خدا چگونه این خصوصیت را از خود نشان میدهد.
دلسوزی چیست؟
۳. معنای فعل عبری که به صورت «رحمت نشان دادن» یا «ترحّم کردن» ترجمه شده است، چیست؟
۳ کتاب مقدّس رابطهٔ نزدیکی بین دلسوزی و رحمت قائل میشود. در زبانهای عبری و یونانی کلمات متعددی معنی دلسوزی را میرساند. برای مثال فعل عبری «رَخَم» را در نظر بگیرید. این فعل غالباً به صورت «رحمت نشان دادن» یا «ترحّم کردن» ترجمه میشود. در یک فرهنگ لغت فعل «رَخَم» بدین شکل توضیح داده شده است: «ابراز دلسوزی عمیق و مهرآمیز، مانند احساسی که از مشاهدهٔ ضعف یا رنج عزیزی یا شخص محتاجی در انسان ایجاد میشود.» این واژهٔ عبری که یَهُوَه برای توصیف خود به کار میبرد، با واژهٔ «رَحِم» همخانواده است و میتوان آن را به صورت «دلسوزی مادرانه» نیز توصیف کرد.a— خروج ۳۳:۱۹؛ اِرْمیا ۳۳:۲۶.
«آیا یک مادر جگرگوشهٔ خود را فراموش میکند؟»
۴، ۵. در کتاب مقدّس عمق دلسوزی یَهُوَه به چه تشبیه شده است؟
۴ کتاب مقدّس از مهر مادر به نوزادش برای تعلیم معنای دلسوزی یَهُوَه استفاده میکند. در کتاب اِشَعْیا آمده است: «آیا یک مادر جگرگوشهٔ خود را فراموش میکند؟ یا بر پسر خود رحم نمیکند؟ حتی اگر مادری طفلش را فراموش کند، من شما را فراموش نخواهم کرد!» (اِشَعْیا ۴۹:۱۵، ترجمهٔ تفسیری) این تشبیه زیبا بخوبی نشانگر عمق دلسوزی یَهُوَه نسبت به قومش است. چگونه؟
۵ نمیتوان تصوّر کرد که مادری فراموش کند به نوزادش شیر دهد یا از او مراقبت کند. نوزاد کاملاً ناتوان است و به مراقبت و توجه شبانهروزی مادرش نیاز دارد. با این همه، متأسفانه باید اذعان کرد که بویژه در این «زمانهای سخت» که ‹بیالفتی› و بیمهری رواج دارد، مادران بیعاطفه نیز یافت میشوند. (۲تیموتاؤس ۳:۱، ۳) اما یَهُوَه اعلام میکند: «من شما را فراموش نخواهم کرد.» یَهُوَه هیچ گاه از دلسوزی نشان دادن به خادمانش دست بر نمیدارد. دلسوزی او حتی از لطیفترین عواطف طبیعی یعنی مهر مادری بیشتر است. تعجبی ندارد که مفسّری در مورد اِشَعْیا ۴۹:۱۵ مینویسد: «شاید بتوان گفت که در تمام متون عهد عتیق این آیه به عمیقترین نحوی بیانگر محبت خداست.»
۶. بسیاری از انسانهای ناکامل دلسوزی را به چه چشمی مینگرند، اما یَهُوَه در این مورد چه اطمینانی به ما میدهد؟
۶ آیا دلسوزی نشانهٔ ضعف است؟ بسیاری از انسانها از روی ناکاملی چنین نظری دارند. برای مثال، فیلسوفی رومی به نام سِنِکا، که از معاصران عیسی و روشنفکران برجستهٔ روم بود، تعلیم میداد که «دلسوزی نشانهٔ ضعف ذهنی است.» سِنِکا از رَواقیان بود. رَواقیان معتقد بودند که انسان باید آرامش و متانتی عاری از احساسات داشته باشد. به گفتهٔ سِنِکا خردمند کسی است که به ستمدیدگان یاری رساند اما دلسوزی نداشته باشد زیرا دلسوزی آرامش و متانت را از او سلب میکند. چنین دیدگاه خودخواهانهای جایی برای همدردی و غمخواری باقی نمیگذارد. اما یَهُوَه به هیچ وجه چنین نیست! او در کلام خود به ما اطمینان میدهد که «بسیار رحیم و مهربان» است. (یعقوب ۵:۱۱، تفس.) همان طور که خواهیم دید، دلسوزی نه تنها نشانهٔ ضعف نیست بلکه در واقع نشانهٔ قدرت است. حال با هم بپردازیم به اینکه یَهُوَه چگونه همچون پدری مهربان به حال ما دل میسوزاند.
دلسوزی یَهُوَه نسبت به یک ملت
۷، ۸. اسرائیلیان در مصر باستان چه محنت و فلاکتی میکشیدند و واکنش یَهُوَه در مقابل وضعیت اسفناک آنان چه بود؟
۷ دلسوزی یَهُوَه را براحتی میتوان در شیوهٔ رفتار او با قوم اسرائیل مشاهده کرد. حدود ۳۶۰۰ سال پیش، میلیونها اسرائیلی زیر بار اسارت مصر باستان کمر خم کرده بودند. کار خشتسازی تاب تحمّل را از آنان گرفته و جانشان را به لبشان رسانده بود. (خروج ۱:۱۱، ۱۴) آنان از فرط رنج و اندوه از یَهُوَه طلب کمک کردند و او دعایشان را مستجاب ساخت.
۸ دل یَهُوَه به حال ایشان سوخت و گفت: «من رنج و مصیبت بندگان خود را در مصر دیدم و نالهشان را برای رهایی از بردگی شنیدم.» (خروج ۳:۷، تفس.) او نمیتوانست رنج قومش و فریاد استغاثهٔ ایشان را نادیده بگیرد. در فصل ۲۴ کتاب حاضر دیدیم که یَهُوَه خدایی است که با ما همدلی میکند. همدلی یا به عبارت دیگر درد دیگران را احساس کردن، خصوصیتی است که به دلسوزی بسیار نزدیک است. اما یَهُوَه نه تنها درد قومش را حس میکرد بلکه برای کمک به آنان دست به عمل نیز میزد. در کتاب مقدّس آمده است: «او با محبت و دلسوزی آنان را رهانید.» (اِشَعْیا ۶۳:۹، تفس.) یَهُوَه با «دست قدرتمند» اسرائیلیان را از مصر نجات بخشید. (تثنیه ۴:۳۴) پس از آن، با معجزه به آنان غذا رسانید و ایشان را به سرزمینی پربار راهنمایی کرد که سرانجام متعلق به آنان شد.
۹، ۱۰. الف) چرا یَهُوَه بارها اسرائیلیان را پس از استقرارشان در سرزمین موعود رهایی بخشید؟ ب) در روزگار یَفْتاح، یَهُوَه اسرائیلیان را از چه وضعیتی نجات بخشید، و دلیل این عمل او چه بود؟
۹ دلسوزی و شفقّت یَهُوَه به اینجا ختم نمیشود. اسرائیلیان پس از استقرار در سرزمین موعود بارها نافرمانی کردند و طعم تلخ عواقب بد آن را نیز چشیدند. اما هر بار که به خود میآمدند و به یَهُوَه روی میآوردند، او آنان را نجات میبخشید. چرا؟ ‹چون دلش به حال قوم خود میسوخت.›— ۲تواریخ ۳۶:۱۵؛ داوران ۲:۱۱-۱۶.
۱۰ ببینید در روزگار یَفْتاح چه اتفاقی روی داد. در آن زمان اسرائیلیان کمر به خدمت خدایان دیگر بسته بودند. از این رو، یَهُوَه اجازه داد که عَمّونیان هجده سال به ایشان ستم کنند. سرانجام، اسرائیلیان توبه کردند و در کتاب مقدّس آمده است: «خدایان بیگانهٔ خود را ترک گفته، تنها خداوند را عبادت نمودند و خداوند به سبب سختیهای اسرائیل اندوهگین شد.»b (داوران ۱۰:۶-۱۶، تفس.) یَهُوَه به محض اینکه دید قومش از صمیم دل توبه کردهاند دیگر نمیتوانست ستمی را که به آنان میشد تحمّل کند. از این رو، از روی دلسوزی به یَفْتاح قدرت بخشید تا اسرائیلیان را از چنگ دشمنانشان رهایی دهد.— داوران ۱۱:۳۰-۳۳.
۱۱. از رفتار و نحوهٔ برخورد یَهُوَه با قوم اسرائیل چه نکاتی را در مورد دلسوزی میآموزیم؟
۱۱ از رفتار و نحوهٔ برخورد یَهُوَه با قوم اسرائیل چه نکاتی را در مورد دلسوزی میآموزیم؟ از یک سو، میبینیم که دلسوزی فقط آگاهی از ناراحتیهای دیگران و همدردی با آنان نیست. مثال مادری را که به دلیل دلسوزی به گریهٔ نوزادش توجه میکند به یاد آورید. یَهُوَه نیز مانند آن مادر به تمناهای قومش بیتوجه نیست. دلسوزیاش او را برمیانگیزد تا به رنج آنها پایان دهد. از سوی دیگر، شیوهٔ رفتار یَهُوَه با اسرائیلیان به ما میآموزد که دلسوزی به هیچ وجه ضعف محسوب نمیشود زیرا این خصوصیت لطیف سبب میشود که او به خاطر قومش دست به کارهای عظیم و قاطعانه بزند. اما، آیا یَهُوَه نسبت به خادمانش فقط به طور گروهی دل میسوزاند یا نسبت به فرد فرد آنان نیز همین احساس را دارد؟
دلسوزی یَهُوَه نسبت به افراد
۱۲. شریعت چگونه دلسوزیای را که یَهُوَه نسبت به فرد فرد اسرائیلیان داشت نشان میداد؟
۱۲ شریعت خدا به قوم اسرائیل نشانگر دلسوزی او برای یکایک افراد قوم بود. برای مثال، توجهش را به وضع فقرا در نظر بگیرید. یَهُوَه میدانست که ممکن است کسی دارایی خویش را از دست بدهد و فقیر گردد. او برای کمک به فقرا در شریعت به قوم اسرائیل اکیداً فرمان داده بود: «اگر در بین شما اشخاص فقیری باشند نسبت به آنان دست و دل باز باشید. باید آنچه نیاز دارد از صمیم قلب به او بدهید و خداوند هم به خاطر این امر شما را در هر کاری برکت خواهد داد.» (تثنیه ۱۵:۷، ۱۰، تفس.) یَهُوَه علاوه بر این فرمان داده بود که اسرائیلیان در هنگام درو نباید حاشیهٔ مزرعهٔ خود را تماماً درو کنند و یا پس از درو باقیماندههای محصول را جمعآوری نمایند. آنچه باقی میماند برای مصرف تهیدستان بود. (لاویان ۲۳:۲۲؛ روت ۲:۲-۷) تا وقتی که قوم این قانون نیکو را رعایت میکرد، نیازمندان مجبور نمیشدند برای غذا گدایی کنند. آیا چنین قانونی مظهر دلسوزی یَهُوَه نیست؟
۱۳، ۱۴. الف) سخنان داود چگونه به ما اطمینان میدهد که یَهُوَه به فرد فرد ما توجه عمیق دارد؟ ب) چگونه میتوان نزدیک بودن یَهُوَه به دلشکستگان و ناامیدان را شرح داد؟
۱۳ امروزه نیز خدای مهربانمان به یکایک ما توجه دارد. میتوانید مطمئن باشید که او بخوبی از دشواریهای زندگیتان باخبر است. داود مزمورنویس در این زمینه نوشت: «خداوند از نیکوکاران مراقبت میکند و به فریاد ایشان گوش میدهد. خداوند نزدیک دلشکستگان است؛ او آنانی را که امید خود را از دست دادهاند، نجات میدهد.» (مزمور ۳۴:۱۵، ۱۸، تفس.) یکی از مفسّران کتاب مقدّس در بارهٔ مخاطبان این آیه مینویسد: «اینان افراد نادم و دلشکستهای هستند که زیر بار گناه کمر خم کرده، خود را حقیر و بیارزش میپندارند.» چنین افرادی شاید گمان کنند که یَهُوَه از ایشان دور است و خود را شایستهٔ توجه او ندانند. اما ابداً چنین نیست. سخنان اطمینانبخش داود نشان میدهد که یَهُوَه کسانی را که ‹خود را حقیر میپندارند› ترک نمیکند. خدای دلسوز و غمخوار ما میداند که بویژه در چنین اوقاتی به او نیاز داریم، و نزدیک ماست.
۱۴ مادری پسر دو سالهاش را به دلیل نَفَستنگی شدید با عجله به بیمارستان رساند. پزشکان پس از معاینهٔ کودک به او اطلاع دادند که باید فرزندش را آن شب در بیمارستان نگاه دارند. او که سخت نگران بود و نمیتوانست از جگرگوشهاش دور شود شب را روی صندلی بیمارستان کنار تخت پسرش به صبح رساند. اگر ما انسانها این چنین توجه و احساسی نسبت به فرزندانمان نشان میدهیم، تصوّرش را بکنید که پدر آسمانی ما چه احساسی نسبت به ما دارد! (پیدایش ۱:۲۶) کلمات زیبای مزمور ۳۴:۱۸ بیانگر آن است که وقتی ما دلشکسته و ناامید میشویم، یَهُوَه همچون پدری مهربان نزدیک ماست؛ پدری همیشه دلسوز و آمادهٔ کمک.
۱۵. یَهُوَه به چه شکلهایی به ما کمک میکند؟
۱۵ یَهُوَه به چه شکل به ما کمک میکند؟ او همیشه عامل ناراحتیهای ما را از میان نمیبرد. اما اگر از او یاری بطلبیم به طرق مختلف به ما کمک میرساند. کلام او، کتاب مقدّس توصیههای مفید و کارسازی ارائه میدهد. او در جماعت، سرپرستان روحانی باصلاحیتی تعیین کرده است که تلاش میکنند همانند او غمخوارِ همایمانان خود باشند. (یعقوب ۵:۱۴، ۱۵) یَهُوَه دعاهایمان را میشنود و روحالقدس را به طالبان آن میدهد. (مزمور ۶۵:۲؛ لوقا ۱۱:۱۳) تا وقتی که پادشاهی خدا همهٔ مصایب را از میان بردارد، روحالقدس او «قدرت خارقالعاده» به ما میدهد تا بتوانیم مشکلات و سختیها را تحمّل کنیم. (۲قُرِنتیان ۴:۷، هزارهٔ نو) آیا شایسته نیست که به خاطر این برکات از یَهُوَه سپاسگزار باشیم؟ نباید فراموش کنیم که اینها همه نشانهٔ مهربانی و دلسوزی یَهُوَه است.
۱۶. بزرگترین نمونهٔ دلسوزی یَهُوَه چیست و چه تأثیری بر فرد فرد ما دارد؟
۱۶ البته بزرگترین نشانهٔ دلسوزی یَهُوَه آن است که حاضر شد عزیزترین مخلوقش را برای ما انسانها قربانی سازد. این عمل او فداکاری و مهربانی بزرگی بود که راه را برای نجات ما هموار ساخت. به خاطر داشته باشید که عیسی مسیح جانش را برای شما فدا کرد. بیجهت نبود که زَکَرِیّا پدر یحیای تعمیددهنده پیشگویی کرد که قربانی شدن عیسی مسیح جلوهگر رحمت و دلسوزی خدای ما است.— لوقا ۱:۷۸.
چه وقت یَهُوَه دلسوزی نشان نمیدهد؟
۱۷-۱۹. الف) کتاب مقدّس چگونه نشان میدهد که دلسوزی یَهُوَه حد و مرزی دارد؟ ب) چه عاملی سبب شد که یَهُوَه دیگر به حال قومش دلسوزی نکند؟
۱۷ آیا دلسوزی یَهُوَه بیحد و مرز است؟ خیر، کتاب مقدّس بوضوح نشان میدهد که یَهُوَه برای کسی که قوانین او را زیر پا گذارد، دلسوزی نمیکند. (عبرانیان ۱۰:۲۸) برای مثال قوم اسرائیل را در نظر بگیرید.
۱۸ یَهُوَه بارها اسرائیلیان را از چنگ دشمنانشان رهایی بخشید، اما سرانجام زمانی فرا رسید که از دلسوزی نشان دادن به آنان دست کشید. این قوم خودسر به بتپرستی روی آورده و بتهای نفرتانگیز خود را حتی به داخل معبد یَهُوَه آورده بودند! (حِزْقِیال ۵:۱۱؛ ۸:۱۷، ۱۸) علاوه بر این، در کتاب مقدّس آمده است: «بنیاسرائیل انبیای خدا را مسخره کرده، به پیام آنها گوش ندادند و به ایشان اهانت نمودند تا اینکه خشم خداوند بر آنها افروخته شد به حدّی که دیگر برای قوم چارهای نماند.» (۲تواریخ ۳۶:۱۶، تفس.) نافرمانی اسرائیلیان به جایی رسید که خشم یَهُوَه برانگیخته شد و عواقب وخیمی برای ایشان به بار آورد.
۱۹ یَهُوَه دیگر نمیتوانست به حال قومش دل بسوزاند. از این رو، اعلام کرد: «هیچ چیز مرا از هلاک کردن آنها باز نخواهد داشت نه دلسوزی، نه ترحّم و نه شفقّت.» (اِرْمیا ۱۳:۱۴، تفس.) در نتیجه، بابلیان اورشلیم و معبدش را نابود ساختند و اسرائیلیان را به اسارت گرفته با خود به بابل بردند. براستی چقدر جای تأسف است، وقتی انسانهای گناهکار نافرمانی را به حدّی میرسانند که دیگر جایی برای دلسوزی الٰهی باقی نمیماند!— مراثی ۲:۲۱.
۲۰، ۲۱. الف) وقتی در روزگار ما دلسوزی یَهُوَه به انتها رسد چه روی خواهد داد؟ ب) در فصل آینده به کدام هدیهٔ یَهُوَه که نشانهٔ دلسوزی اوست خواهیم پرداخت؟
۲۰ در حال حاضر وضع چگونه است؟ شخصیت یَهُوَه تغییر نیافته است. او از روی دلسوزی به شاهدانش مأموریت داده است تا «خبر خوش پادشاهی خدا» را در تمام دنیا موعظه کنند. (متّیٰ ۲۴:۱۴) هنگامی که انسانهای راستدل برای دانستن پیام پادشاهی خدا تمایل نشان میدهند یَهُوَه آنان را یاری میکند تا مفهوم آن را درک کنند. (اَعمال ۱۶:۱۴) اما زمانی فرا خواهد رسید که کار موعظه متوقف میشود. زیرا خلاف طبع دلسوز یَهُوَه است که اجازه دهد این دنیای ظالم با همهٔ رنجها و فلاکتهایی که به بار آورده است، تا ابد ادامه پیدا کند. وقتی دلسوزی یَهُوَه به انتها رسد، سیستم کنونی دنیا را نابود خواهد ساخت. حتی این کار او نیز از روی شفقّت و دلسوزی است؛ دلسوزی برای نام مقدّس و خادمان وفادارش. (حِزْقِیال ۳۶:۲۰-۲۳) یَهُوَه شرارت را از میان خواهد برد و دنیای جدیدی پر از عدل و داد بر پا خواهد کرد. او در مورد شریران میگوید: «پس من نیز بر ایشان رحم نخواهم کرد و از سر تقصیراتشان نخواهم گذشت. آنها را به سزای همهٔ اَعمالشان خواهم رساند.»— حِزْقِیال ۹:۱۰، تفسیری.
۲۱ تا فرا رسیدن آن روز، یَهُوَه برای انسانها دل خواهد سوزاند حتی برای کسانی که با خطر نابودی روبرو هستند. انسانهای گناهکاری که از صمیم قلب توبه کنند میتوانند از بارزترین نمونهٔ دلسوزی یَهُوَه یعنی بخشایش گناه برخوردار شوند. در فصل بعدی به بخشندگی یَهُوَه و برخی از تشبیهات زیبای کتاب مقدّس که بیانگر کامل بودن این خصوصیت اوست، خواهیم پرداخت.
a جالب اینجاست که در مزمور ۱۰۳:۱۳، فعل عبری «رَخَم» بیانگر رحمت و رأفتی است که پدر به فرزندانش نشان میدهد.
b عبارت «اندوهگین شد» به طور تحتاللفظی به معنای «جان او کوتاه شد؛ تحمّلش تمام شد» میباشد. در ترجمهٔ دیگری این عبارت به این صورت آمده است: «او دیگر نمیتوانست وضع اسفناک اسرائیل را تحمّل کند.» در ترجمهٔ تاناخ به این شکل آمده است: «او دیگر طاقت مشاهدهٔ سیهروزی اسرائیل را نداشت.»
-
-
یَهُوَه، خدای بخشندهبه یَهُوَه نزدیک شویم
-
-
فصل ۲۶
یَهُوَه، خدای بخشنده
۱-۳. الف) داوود مزمورنویس چه بار سنگینی بر دوش داشت، و دل پریشانش چگونه تسلّی یافت؟ ب) هنگامی که گناه میکنیم چه غصهای بر دلمان مینشیند، اما یَهُوَه چه اطمینانخاطری به ما میدهد؟
داوود مزمورسرا نوشت: «گناهانم از سرم گذشته؛ مثل بار سنگینی شده که دیگر تاب تحمّلش را ندارم. خرد و خمیر شدهام و دیگر حسی در من نمانده؛ آنقدر دلم به درد آمده که با صدای بلند مینالم.» (مزمور ۳۸:۴، ۸) آری، داوود طعم تلخ عذاب وجدان را میچشید. اما دل پریشانش آرامش و تسلّی یافت. او دریافت که یَهُوَه از گناه متنفر است نه از شخص گناهکار؛ البته به شرطی که حقیقتاً توبه کند و طریق گناه را ترک نماید. از این رو، با اطمینان کامل به تمایل یَهُوَه برای بخشش توبهکاران نوشت: ‹تو آمادهای که ما را ببخشی.›— مزمور ۸۶:۵.
۲ ما نیز وقتی گناه میکنیم ممکن است دچار عذاب وجدان شویم. احساس پشیمانی و ندامت از یک سو مفید است زیرا میتواند ما را به جبران خطاهایمان وادارد. اما از سوی دیگر ممکن است ما را خرد کند. شاید پیش خود فکر کنیم که هر چه توبه کنیم باز هم یَهُوَه ما را نخواهد بخشید. اگر احساس گناه ما را در خود فرو برد، شیطان دست به کار میشود تا ما را بکلّی مأیوس و ناامید سازد و یا کاری میکند که احساس کنیم یَهُوَه برایمان ارزش قائل نیست و ما را شایستهٔ خدمت به خود نمیداند.— ۲قُرِنتیان ۲:۵-۱۱.
۳ آیا یَهُوَه چنین نظری دارد؟ به هیچ وجه! بخشش یکی از جنبههای محبت عظیم یَهُوَه است. او در کلام خود به ما اطمینان میدهد که اگر از صمیم قلب توبه کنیم، حاضر است ما را ببخشد. (امثال ۲۸:۱۳) هیچ گاه نباید گمان کنیم که آنقدر گناه کردهایم که یَهُوَه دیگر حاضر نیست ما را ببخشد.
چرا یَهُوَه آمادهٔ بخشش است؟
۴. یَهُوَه چه نکتهای را در مورد طبیعت ما انسانها در نظر میگیرد، و این موضوع چه تأثیری بر شیوهٔ رفتار او با ما دارد؟
۴ یَهُوَه از ناتواناییها و محدودیتهای ما باخبر است. در کتاب مقدّس آمده است: «او خوب میداند که ما چطور ساخته شدهایم و به یاد دارد که ما خاک هستیم.» (مزمور ۱۰۳:۱۴) او همیشه در نظر دارد که ما موجوداتی خاکی هستیم و ناکاملی، ما را ناتوان و ضعیف ساخته است. این آیه یادآور این مطلب است که در کتاب مقدّس یَهُوَه به کوزهگر و ما به ظروف گلی در دست او تشبیه شدهایم. (اِرْمیا ۱۸:۲-۶) این کوزهگر اعظم ضعفهای طبیعت گناهکارمان را در نظر میگیرد و مطابق واکنشمان در مقابل راهنماییهایش با ما رفتار مینماید.
۵. کتاب رومیان چگونه قدرت گناه را توصیف میکند؟
۵ یَهُوَه به نیروی گناه واقف است. کلامش گناه را به صورت نیرویی قوی توصیف میکند که بشر را در چنگال مرگبار خود گرفتار ساخته است. در کتاب رومیان، پولُس رسول در بارهٔ میزان قدرت گناه نکات زیر را به قلم میآورد: ما گرفتار گناهیم همانند سربازی که مطیع فرماندهٔ خود است (رومیان ۳:۹)؛ گناه همچون یک پادشاه بر بشر سلطنت میکند (رومیان ۵:۲۱)؛ گناه ما را در چنگال خود اسیر نگاه داشته است (رومیان ۷:۱۷، ۲۰)؛ قانونِ گناه همواره در ما عمل میکند و در واقع میخواهد اَعمال ما را تحت فرمان خود درآورد. (رومیان ۷:۲۳، ۲۵) براستی گناه با چه قدرتی بر جسم ناکامل ما چنگ انداخته است!— رومیان ۷:۲۱، ۲۴.
۶، ۷. الف) یَهُوَه کسانی را که با دلی نادم و پشیمان از او طلب رحمت میکنند به چه چشمی مینگرد؟ ب) چرا نباید از رحمت خدا سوءاستفاده کنیم؟
۶ یَهُوَه میداند که حتی اگر ما با خلوص نیّت سعی کنیم از او اطاعت نماییم، باز هم نمیتوانیم کاملاً مطیع او باشیم. او با مهربانی به ما اطمینان میدهد که اگر با دلی نادم و پشیمان از او طلب رحمت کنیم، ما را خواهد بخشید. مزمورنویسی در این باره میگوید: «خدایا دل شکسته، قربانی مورد قبول توست و کسی را که دلش شکسته و خرد شده، رد نمیکنی.» (مزمور ۵۱:۱۷) یَهُوَه هیچ گاه دلی را که زیر بار عذاب وجدان خوار گشته، از خود نمیراند.
۷ آیا این امر بدین معناست که میتوانیم از رحمت خدا سوءاستفاده کنیم و طبیعت گناهکارمان را بهانهای برای ارتکاب گناه قرار دهیم؟ یقیناً خیر! یَهُوَه از روی احساسات عمل نمیکند. رحمت وی حد و مرزی دارد. او کسانی را که با سنگدلی و عمداً گناه میورزند و هیچ نشانی از توبه در آنان نیست، به هیچ وجه نمیبخشد. (عبرانیان ۱۰:۲۶) اما وقتی دلی نادم و پشیمان میبیند حاضر به بخشیدن اوست. حال میپردازیم به برخی از تشبیهات زندهای که در کتاب مقدّس برای توصیف این جنبهٔ محبت یَهُوَه به کار رفته است.
حد بخشش یَهُوَه
۸. یَهُوَه هنگامی که گناهان ما را میبخشد در واقع چه میکند، و این کار وی چه اطمینانخاطری به ما میدهد؟
۸ داوود توبهکار خطاب به یَهُوَه گفت: «گناهم را به تو اعتراف کردم و خطایم را پنهان نکردم . . . پس تو خطاها و گناهانم را بخشیدی.» (مزمور ۳۲:۵) واژهٔ «بخشیدی» ترجمهٔ یک کلمهٔ عبری است که به معنای «برداشتن» یا «حمل کردن» است. این واژه در اینجا به معنای دور ریختن «تقصیر، شرارت، و خطا» است. پس در واقع میتوان گفت که یَهُوَه گناهان داوود را برداشت و دور ریخت. یقیناً این کار یَهُوَه از بار گناهی که داوود تحمّل میکرد کاست. (مزمور ۳۲:۳) ما نیز میتوانیم اطمینان کامل داشته باشیم که وقتی بر اساس ایمانمان به قربانی عیسی، از خدا طلب بخشش میکنیم، گناهانمان را از ما دور میسازد.— متّیٰ ۲۰:۲۸.
۹. یَهُوَه گناهان ما را در چه فاصلهای از ما قرار میدهد؟
۹ داوود از تشبیه گویای دیگری نیز برای توصیف بخشش یَهُوَه استفاده کرد و نوشت: «به اندازهای که مشرق از مغرب دور است، به همان اندازه خدا گناهانمان را از ما دور کرده است.» (مزمور ۱۰۳:۱۲) مشرق چقدر از مغرب فاصله دارد؟ در پاسخ میتوان گفت که مشرق درست نقطهٔ مقابل مغرب است، و این دو نقطه در واقع هیچ گاه به هم نمیرسند. محققی نوشت که این عبارت یعنی «بیشترین فاصلهٔ ممکن؛ دورترین فاصلهای که بتوان تصوّر کرد.» این سرودههای داوود که وحی الٰهی است، گویای آن است که وقتی یَهُوَه گناهان ما را میبخشد، آنها را بسیار دور از ما قرار میدهد؛ دورترین فاصلهای که بتوان تصوّر کرد.
«گناهان شما . . . به سفیدی برف خواهد شد»
۱۰. چرا میتوان گفت که وقتی یَهُوَه گناهان ما را میبخشد، دیگر مجبور نیستیم لکهٔ ننگ چنین گناهانی را تا آخر عمر تحمّل کنیم؟
۱۰ آیا تا به حال برایتان پیش آمده است که بخواهید لکهٔ تیرهای را از روی لباسی به رنگ روشن پاک کنید؟ گاهی حتی بعد از تلاش فراوان باز هم لکه کاملاً پاک نمیشود. توجه کنید که یَهُوَه چگونه توانایی خود را برای بخشش توصیف میکند: «با این که لکههای گناهانتان به قرمزی خون است، به سفیدی برف خواهد شد.» (اِشَعْیا ۱:۱۸) عبارت «قرمزی خون» در زبان اصلی به معنای رنگ قرمز تند استa و در اینجا به یکی از رنگهای تند پارچههای رنگشدهٔ آن زمان اشاره دارد. (ناحُوم ۲:۳) ما هیچ گاه نمیتوانیم فقط با تلاشهای خود لکهٔ گناه را پاک کنیم. اما یَهُوَه میتواند گناهان ما را که به رنگ ارغوانی و قرمز است همچون برف و پشم خام سفید نماید. وقتی او گناهانمان را میبخشد دیگر نیازی نیست که لکهٔ ننگ چنین گناهانی را تا آخر عمر تحمّل کنیم.
۱۱. از چه جهت میتوان گفت که یَهُوَه گناهان ما را پشت سر خود انداخته است؟
۱۱ پس از آن که یَهُوَه حِزْقِیّا را از یک بیماری مهلک نجات بخشید، او شعری زیبا به سپاسگزاری از یَهُوَه سرود و در آن گفت: «همهٔ گناهانم را پشت سرت انداختی.» (اِشَعْیا ۳۸:۱۷) یَهُوَه در اینجا به صورت کسی تصویر شده است که گناهان خطاکار توبهکار را برمیدارد و به پشت سر خود میاندازد جایی که از چشمش دور باشد و دیگر آن را نبیند. در کتابی آمده است که منظور از این عبارت را میتوان به این شکل بیان کرد: «تو با [گناهان من] طوری عمل کردی که گویی هرگز اتفاق نیفتادهاند.» آیا این گفته امیدبخش نیست؟
۱۲. میکاه نبی با چه تشبیهی نشان داد که یَهُوَه گناهان ما را برای همیشه میبخشد؟
۱۲ میکاه نبی در نبوّتی اطمینان کامل خویش را از اینکه یَهُوَه توبهکاران را میبخشد اظهار داشت و گفت: «خدایا، تو تمام گناهان ما را به اعماق دریا خواهی انداخت.» (میکاه ۷:۱۸، ۱۹) آیا میتوانید تصوّر کنید که این عبارات برای مردم آن روزگار چه معنایی داشت؟ آیا چیزی را که «به اعماق دریا» افکنده شده بود میشد دوباره یافت؟ سخنان میکاه بخوبی نشان میدهد که وقتی یَهُوَه گناهانمان را میبخشد، آن را برای همیشه از میان میبرد.
۱۳. مفهوم این گفتهٔ عیسی که «قرضهای ما را ببخش» چیست؟
۱۳ عیسی بخشندگی یَهُوَه را به رابطهٔ بین طلبکار و بدهکار تشبیه میکند. او گفت که این چنین دعا کنید: «ما را به خاطر قرضهایمان ببخش.» (متّیٰ ۶:۱۲، پاورقی) و بدین شکل گناهان ما را به قرض تشبیه میکند. (لوقا ۱۱:۴) وقتی ما گناه میکنیم، در واقع به یَهُوَه مقروض یا بدهکار میشویم. فعل یونانیای که در اینجا «بخشیدن» ترجمه شده است، به نقل از یک فرهنگ لغت به معنای «دست کشیدن یا گذشتن از یک قرض یا به عبارت دیگر مطالبه نکردن آن است.» در حقیقت وقتی یَهُوَه گناهان ما را میبخشد بدهیای را که باید قاعدتاً از حساب ما کم میشد، خط میزند. از این رو، گناهکاران توبهکار میتوانند آسودهخاطر باشند زیرا یَهُوَه هیچ گاه بدهیای را که خط زده است مطالبه نخواهد کرد!— مزمور ۳۲:۱، ۲.
۱۴. عبارت «تا گناهانتان پاک شود» چه تصویری را در ذهن القا میکند؟
۱۴ بخشندگی یَهُوَه را در اَعمال ۳:۱۹ نیز میتوان مشاهده کرد. در این آیه آمده است: «توبه کنید و به سوی خدا برگردید تا گناهانتان پاک شود.» عبارت «پاک شود» ترجمهٔ یک فعل یونانی است که میتواند به معنای «باطل یا نابود کردن» باشد. به نقل از برخی محققان، این عبارت کنایه از پاک کردن مطلبی دستنوشته بوده است. آیا چنین کاری ممکن بود؟ در آن زمان عموماً از جوهری استفاده میشد حاوی دوده، صمغ و آب. اندکی پس از استفاده از این جوهر، شخص میتوانست با کمک اسفنجی نمدار نوشته را پاک کند. در اینجا تصویری زیبا از رحمت یَهُوَه ارائه شده است. وقتی او گناهان ما را میبخشد، گویی اسفنجی برمیدارد و آنها را پاک و محو میکند.
۱۵. یَهُوَه میخواهد چه نکتهای را در بارهٔ خود به ما بیاموزد؟
۱۵ وقتی در مورد این تشبیهات گوناگون تعمّق میکنیم تمایل قوی یَهُوَه را به بخشش گناهانمان میبینیم؛ البته در صورتی که از صمیم قلب توبه کنیم. نباید به هیچ وجه نگران باشیم که او ممکن است در آینده به دلیل چنین گناهانی دوباره ما را محکوم کند. کتاب مقدّس در مورد رحمت عظیم یَهُوَه میگوید که وقتی گناهی را میبخشد آن را فراموش میکند.
یَهُوَه همیشه آمادهٔ بخشش گناهان ماست
«گناه ایشان را دیگر به یاد نخواهم آورد»
۱۶، ۱۷. منظور کتاب مقدّس از اینکه میگوید یَهُوَه گناهان ما را به یاد نمیآورد چیست، و چرا چنین پاسخ میدهید؟
۱۶ یَهُوَه در مورد کسانی که در عهد جدید شرکت دارند وعده داده است: «خطاهایشان را میبخشم و گناهانشان را دیگر به یاد نمیآورم.» (اِرْمیا ۳۱:۳۴) آیا این گفته بدین معناست که وقتی یَهُوَه گناهان ما را میبخشد دیگر قادر نیست آنها را به یاد آورد؟ چنین چیزی ممکن نیست زیرا در کتاب مقدّس گناهان افراد بسیاری که بخشیده شدهاند، از جمله داوود، نقل شده است. (۲سموئیل ۱۱:۱-۱۷؛ ۱۲:۱۳) بدیهی است که یَهُوَه هنوز از خطاهایی که آنان مرتکب شدند آگاه است. شرح گناهان آنان و همین طور توبه و بخشوده شدنشان، برای ما نوشته شده است. (رومیان ۱۵:۴) پس منظور کتاب مقدّس از اینکه میگوید یَهُوَه گناهان کسانی را که بخشیده است ‹به یاد نخواهد آورد› چیست؟
۱۷ فعل عبری که ‹به یاد آوردن› ترجمه شده است مفهومی وسیعتر از به خاطر آوردن وقایع گذشته دارد. در یک کتاب لغت آمده است که این فعل «علاوه بر به یاد آوردن به معنی واکنش مناسب نشان دادن» نیز میباشد. بنابراین ‹به یاد آوردن› گناه به معنای مجازات گناهکار است. (هوشَع ۹:۹) اما وقتی خدا میگوید «گناهانشان را دیگر به یاد نمیآورم،» در واقع به ما اطمینان میدهد که وقتی گناهکاران توبهکار را میبخشد دیگر در آینده به دلیل آن گناهان، ایشان را مجازات نمیکند. (حِزْقِیال ۱۸:۲۱، ۲۲) آیا مایهٔ تسلّیخاطر نیست که خدا علاوه بر اینکه گناهان ما را میبخشد، آنها را فراموش نیز میکند؟
عواقب گناه
۱۸. چرا بخشایش به معنای آن نیست که گناهکار توبهکار از همهٔ عواقب خطاکاریهایش مصون خواهد ماند؟
۱۸ آیا آمادگی یَهُوَه برای بخشش گناهان به معنای آن است که گناهکار توبهکار از همهٔ عواقب خطاکاریهایش مصون میماند؟ به هیچ وجه. اگر گناه کنیم جزایش را میبینیم. پولُس در این باره نوشت: «انسان هر چه بکارد، همان را درو خواهد کرد.» (غَلاطیان ۶:۷) ما با عواقب اَعمالمان روبرو خواهیم شد. اما این امر بدین معنا نیست که یَهُوَه پس از بخشیدن گناهمان ما را دچار فلاکت میسازد. فرد مسیحی نباید هنگام رودررویی با مشکلات گمان کند که یَهُوَه او را به خاطر گناهان گذشتهاش تنبیه میکند. (یعقوب ۱:۱۳) ولی در عین حال باید در نظر داشت که یَهُوَه از ما در مقابل عواقب خطاهایمان محافظت نمیکند. طلاق، بارداری ناخواسته، بیماریهای مقاربتی، از دست رفتن آبرو و حیثیت؛ همگی ممکن است عواقب اندوهبار و گریزناپذیر گناه باشد. به یاد آورید که یَهُوَه پس از آن که داوود را به دلیل گناهانش در رابطه با بَتْشَبَع و اوریا بخشید، از او در مقابل عواقب فاجعهآمیز اَعمالش محافظت نکرد.— ۲سموئیل ۱۲:۹-۱۲.
۱۹-۲۱. الف) چرا قانونی که در لاویان ۶:۱-۷ آمده است هم به نفع مظلوم است هم به نفع خطاکار؟ ب) اگر با گناهمان به دیگران آسیب رسانیده باشیم، چگونه میتوانیم یَهُوَه را خوشنود سازیم؟
۱۹ گناهان ما ممکن است عواقب دیگری نیز داشته باشد، بویژه اگر به دیگران آسیب رسانده باشیم. برای مثال، مطلبی را که در لاویان باب ششم آمده است در نظر بگیرید. شریعت موسی در این آیات در مورد فرد اسرائیلی سخن میگوید که اموال اسرائیلی دیگری را دزدیده یا با زور و کلاهبرداری غصب کرده است. اما تقصیر را به گردن نمیگیرد و حتی با گستاخی قَسَم دروغ میخورد. در این حالت مشخص نیست که چه کسی راست میگوید. اما بعداً خطاکار دچار عذاب وجدان شده به گناهش اعتراف میکند. حال بخشودگی او سه شرط دارد: او باید اموال غصبی را پس دهد، بیست درصد ارزش آن را به عنوان جریمه بپردازد، و قوچی به جهت قربانی جرم تقدیم نماید. سپس مطابق شریعت، «کاهن باید با این قربانی در حضور یَهُوَه گناه او را کفّاره کند و گناهش هر چه باشد، بخشیده میشود.»— لاویان ۶:۱-۷.
۲۰ این قانون موهبتی بود از جانب خدا. زیرا مظلوم و خطاکار هر دو از آن بهره میبردند. مظلوم اموال خویش را باز پس میگرفت و خیالش آسوده میشد، چون خطاکار بالأخره گناه خویش را به گردن گرفته بود. خطاکار نیز چون تحت تأثیر شریعت به عذاب وجدان دچار میشد به گناه خود اقرار میکرد و خطایش را جبران مینمود، و در نتیجه یَهُوَه او را میبخشید.
۲۱ ما دیگر تحت شریعت موسی نیستیم، اما شریعت، طرز فکر یَهُوَه را در مورد مسائل مختلف از جمله بخشندگی برای ما روشن میسازد. (کُولُسیان ۲:۱۳، ۱۴) اگر آسیبی را که گناهمان به دیگران رسانیده است تا حدّ ممکن جبران کنیم خدا را خوشنود خواهیم کرد. (متّیٰ ۵:۲۳، ۲۴) این امر شاید مستلزم آن باشد که گناهکار بودن خود را تشخیص دهیم، تقصیر را به گردن گیریم، و از شخص آسیبدیده عذرخواهی کنیم. سپس میتوانیم بر پایهٔ قربانی عیسی از یَهُوَه تمنای بخشش نماییم و مطمئن باشیم که ما را خواهد بخشید.— عبرانیان ۱۰:۲۱، ۲۲.
۲۲. بخشندگی یَهُوَه ممکن است با چه همراه باشد؟
۲۲ یَهُوَه نیز مانند هر پدر مهربانی ممکن است بخشودگی را با کمی تأدیب همراه سازد. (امثال ۳:۱۱، ۱۲) مسیحی توبهکار ممکن است مجبور شود از امتیازات خود همچون خدمت به عنوان پیر یا خادم کمکی جماعت و یا مبشّر تماموقت دست بکشد. از دست دادن موقتی این امتیازات باارزش بیشک تلخ و ناگوار است. اما باید در نظر داشت که چنین تأدیبی به معنای آن نیست که یَهُوَه او را نبخشیده است. باید به خاطر داشته باشیم که یَهُوَه از روی محبتش ما را تأدیب میکند. به همین خاطر پذیرفتن و تن دادن به تأدیب به صلاح ماست.— عبرانیان ۱۲:۵-۱۱.
۲۳. چرا هیچ گاه نباید تصوّر کنیم که رحمت یَهُوَه شامل حالمان نمیشود، و چرا باید از بخشندگی او سرمشق بگیریم؟
۲۳ براستی دانستن اینکه خدا بخشنده است چه آرامشخاطری در انسان پدید میآورد! حتی وقتی مرتکب اشتباه بزرگی شده باشیم نیز هیچ گاه نباید گمان کنیم که رحمت یَهُوَه شامل حالمان نمیشود. اگر حقیقتاً توبه کنیم، در راه اصلاح خطای خود بکوشیم، و از صمیم قلب بر پایهٔ خون ریختهشدهٔ عیسی از یَهُوَه طلب بخشش کنیم، میتوانیم اطمینان داشته باشیم که یَهُوَه ما را میبخشد. (۱یوحنّا ۱:۹) بیایید تا بخشش یَهُوَه را سرمشق قرار دهیم و یکدیگر را نیز ببخشیم. اگر یَهُوَه که خود گناه نمیکند با مهربانی ما را میبخشد، پس چقدر بیشتر ما انسانهای گناهکار باید یکدیگر را ببخشیم.
a به گفتهٔ محققی این رنگ «رنگی ثابت بود که شبنم، باران، شستوشو و استفادهٔ مکرّر آن را از بین نمیبرد.»
-
-
«چه عظیم است نیکویی او»به یَهُوَه نزدیک شویم
-
-
فصل ۲۷
«چه عظیم است نیکویی او»
۱، ۲. نیکویی خدا چقدر است، و کتاب مقدّس چگونه بر این خصوصیت خدا تأکید میکند؟
چند دوست قدیمی زیر آفتاب طلایی و دلچسب، سرمست از زیبایی مناظر اطراف، مشغول صرف غذا و خنده و صحبت هستند. در سرزمینی دیگر، زارعی از پنجرهٔ اتاقش ابرهای تیره و قطرات باران را که بر مزرعهٔ تشنهاش میبارد با لبخند رضایت مینگرد. در جایی دیگر، پدر و مادری از اینکه کودکشان نخستین قدمهای لرزانش را برمیدارد از خوشحالی در پوست نمیگنجند.
۲ انسانها چه دانسته چه ندانسته، همگی از نیکویی و حسن یَهُوَه خدا بهرهمند هستند. کتاب مقدّس میگوید: «چه عظیم است نیکویی او!» (زَکَریا ۹:۱۷) اما در روزگار ما ظاهراً تعداد کمی از انسانها به معنای واقعی این گفته واقفند. مفهوم واقعی نیکویی یَهُوَه چیست، و این خصوصیت چه تأثیری بر فرد فرد ما دارد؟
یکی از جنبههای برجستهٔ محبت خدا
۳، ۴. نیکویی چیست، و چرا بهترین توصیفی که میتوان از نیکویی یَهُوَه نمود آن است که شکلی از ابراز محبت اوست؟
۳ در بسیاری از زبانهای امروز کلمهٔ خوبی یا «نیکویی» معنای واقعی خود را از دست داده است. اما در کتاب مقدّس این خصوصیت معنایی بسیار عمیق دارد. نیکویی اساساً به مفهوم شرافت و پاکی اخلاقی است. پس میتوان گفت که تمام وجود یَهُوَه مملوّ از نیکویی است. همهٔ خصوصیات او از جمله قدرت، عدالت و حکمتش همگی کاملاً نیکو و خوب است. با این همه، بهترین توصیفی که میتوان از نیکویی یَهُوَه نمود آن است که شکلی از ابراز محبت اوست. به چه دلیل؟
۴ نیکویی با عمل همراه است. پولُس رسول اظهار داشت که برای انسان نیکو بودن از عادل بودن بهتر است. (رومیان ۵:۷) انسان عادل و درستکار با دقت و وفاداری به مقرّرات عمل میکند، اما انسان نیکو فقط به این کار اکتفا نمیکند بلکه پیشقدم میشود و به یاری دیگران میشتابد. بر طبق این گفته، یَهُوَه یقیناً نیکوست و این نیکویی از مهر و محبت لایزال او سرچشمه میگیرد.
۵-۷. چرا عیسی اجازه نداد که او را «استاد خوب» بخوانند، و با این کار بر چه نکتهٔ عمیقی تأکید کرد؟
۵ نیکویی یَهُوَه بینظیر است. اندکی پیش از مرگ عیسی، مردی نزد او آمد و پرسشی مطرح ساخت و در آن عیسی را «استاد خوب» خواند. عیسی پاسخ گفت: «چرا به من میگویی خوب؟ هیچ کس غیر از خدا خوب نیست.» (مَرقُس ۱۰:۱۷، ۱۸) پاسخ عیسی شاید موجب حیرت ما شود. چرا گفتهٔ مرد را به این شکل تصحیح کرد؟ مگر عیسی حقیقتاً ‹استادی خوب› نبود؟
۶ روشن است که آن مرد عنوان «استاد خوب» را به قصد چاپلوسی به زبان آورده بود. اما عیسی با فروتنی گفت که فقط پدر آسمانیاش باید خوب و نیکو خوانده شود زیرا او نیکوترین وجود عالَم است. (امثال ۱۱:۲) در عین حال به نکتهای بسیار عمیق نیز اشاره کرد؛ اینکه یَهُوَه تنها معیار نیکویی در عالَم است. فقط اوست که در مقام سلطان عالَم حق تعیین نیک و بد را دارد. آدم و حوّای نافرمان با خوردن میوهٔ درختِ معرفت نیک و بد، این حق را از آن خود دانستند. اما عیسی برخلاف آنان با فروتنی تعیین معیارها را همیشه به پدرش واگذار میکرد.
۷ علاوه بر این، عیسی میدانست که یَهُوَه سرچشمهٔ همهٔ نیکوییهای حقیقی است. «همهٔ نعمتها و هدیههای کامل» از اوست. (یعقوب ۱:۱۷) بگذارید با هم سخاوتمندی یَهُوَه را که یکی از مظاهر نیکویی اوست بررسی کنیم.
گواه نیکویی لایزال یَهُوَه
۸. یَهُوَه چگونه در حق همهٔ افراد بشر نیکویی کرده است؟
۸ هر انسانی که تا به حال پا به عرصهٔ وجود گذارده، از نیکویی یَهُوَه بهرهمند گشته است. در مزمور ۱۴۵:۹ آمده است: «یَهُوَه به همه خوبی میکند.» برخی از مظاهر نیکویی و احسان عالمگیر او کدام است؟ کتاب مقدّس در این باره میگوید: «برای اثبات وجود خود، همواره دلیل کافی به ایشان میداد و از رحمت خود به موقع باران میفرستاد، محصول خوب و غذای کافی میداد و دل همه را شاد میساخت.» (اَعمال ۱۴:۱۷، تفسیری) خوردن غذایی لذیذ موجب شادی انسان است. اگر یَهُوَه با نیکویی خود زمین را که دارای چرخهٔ دائمی آب تازه و فصلهای پربار است طراحی نکرده بود، هیچ سفرهٔ رنگینی وجود نداشت. یَهُوَه این نیکویی را فقط در حق دوستداران خود نکرده، بلکه در حق همه کرده است. عیسی در این باره گفت: «آفتابش را بر همه میتاباند، چه بر خوبان، چه بر شریران؛ او بارانش را هم بر همه میباراند، چه بر درستکاران، چه بر بدکاران.»— متّیٰ ۵:۴۵.
۹. چگونه میتوانیم نیکویی یَهُوَه را در میوهای همچون سیب مشاهده میکنیم؟
۹ بسیاری از انسانها به حرکت خورشید، و باران و فصول پربار که نشانگر سخاوتمندی شگرف یَهُوَه به آنهاست، توجه خاصّی ندارند. برای مثال، سیب را در نظر بگیرید. این میوه در سراسر مناطق معتدل روی زمین به بار میآید. اما با وجود فراوانی، میوهای است زیبا و لذیذ و مغذی و مملوّ از عصارهای نیروبخش. در جهان حدود ۷۵۰۰ نوع سیب وجود دارد با رنگهای گوناگون، قرمز، طلایی، زرد و سبز و اندازههای مختلف، از سیبهایی کمی بزرگتر از گیلاس گرفته تا سیبهایی به اندازهٔ گریپفروت. وقتی به دانهٔ سیب نگاه میکنیم به نظر کوچک میآید اما از همین دانهٔ کوچک یکی از زیباترین درختان روی زمین رشد میکند. (غزلهای سلیمان ۲:۳) هر ساله در فصل بهار درخت سیب تاج زیبای شکوفه بر سر میگذارد و در فصل پاییز میوه به بار میآورد. این درخت سالیانه به طور متوسط بیست صندوق و هر یک به گنجایش نوزده کیلوگرم میوه تولید میکند و گاهی عمرش به هفتاد و پنج سال میرسد!
یَهُوَه از آسمان باران بارانیده و به ما فصول پربار عطا میکند
از این دانهٔ کوچک درختی دلپذیر به وجود میآید که دهها سال میوه میدهد
۱۰، ۱۱. چگونه میتوانیم نیکویی و احسان خدا را در حواس پنجگانهٔ انسان مشاهده کنیم؟
۱۰ یَهُوَه با نیکویی لایزالش به ما بدنی «شگفتانگیز و حیرتآوری» عطا کرده است. به کمک حواس پنجگانه میتوانیم آفریدههای او را درک کنیم و از آنها لذّت ببریم. (مزمور ۱۳۹:۱۴) صحنههایی را که در بند اوّل این فصل بدانها اشاره کردیم به یاد آورید: گونههای گلگون کودکی شادمان، دانههای باران بر مزرعهٔ تشنه و رنگهای سرخ و طلایی و بنفش غروب آفتاب. چشم انسان طوری طراحی شده است که میتواند ۳۰۰٬۰۰۰ رنگ مختلف را از یکدیگر تشخیص دهد! و به کمک حس شنوایی تفاوتهای ظریف صوتی را در لحن عزیزانمان، در زمزمهٔ باد در میان درختان و در خندهٔ از ته دل کودکی نوپا ادراک میکنیم. چرا میتوانیم از چنین مناظر و صداهایی لذّت ببریم؟ کتاب مقدّس در این باره میگوید: «گوش شنوا و چشم بینا، هر دو را یَهُوَه آفریده است.» (امثال ۲۰:۱۲) اما ما از حواس دیگری نیز برخورداریم.
۱۱ حس بویایی گواه دیگری است بر نیکویی یَهُوَه. بینی انسان قادر است ۱۰٬۰۰۰ نوع بوی گوناگون را تشخیص دهد. برای نمونه، عطر غذای مورد علاقهمان، رایحهٔ گلها و برگهای پاییزی و بوی مطبوع هیزم بخاری را در نظر بگیریم. به کمک حس لامسه میتوانیم نوازش نسیم بر چهرهمان، گرمای آغوش کسی را که دوست داریم و لطافت پوست میوهها را احساس کنیم. وقتی میوهای را میخوریم، حس چشایی ما به کار میافتد. ساختار شیمیایی پیچیدهٔ میوه مجموعهٔ دلپذیری از طعمهای گوناگون پدید میآورد و غدد چشایی با ظرافت تمام، آن را حس میکند. براستی که باید از یَهُوَه به خاطر برکات بیشمارش سپاسگزار باشیم و بگوییم: «خدایا، . . . به همهٔ کسانی که به تو پناه آوردهاند، نیکویی کردهای!» (مزمور ۳۱:۱۹) چرا میتوانیم بگوییم که نیکویی یَهُوَه در حق خادمانش عظیم است؟
نیکویی و فواید دائمی آن
۱۲. کدام نعمتها اهمیت بیشتری دارد، و چرا؟
۱۲ عیسی گفت: «نوشته شده که ‹زندگی انسان نه فقط به نان، بلکه به هر کلمهای که از دهان یَهُوَه بیرون میآید هم وابسته است.» (متّیٰ ۴:۴) یقیناً میتوان گفت که نعمتهای روحانی از نعمتهای جسمانی سودمندتر است زیرا به کمک نعمتهای روحانی است که میتوان به زندگی جاودانی دست یافت. در فصل هشت کتاب حاضر دیدیم که یَهُوَه در این روزهای آخر نیروی خود را برای بنای بهشتی روحانی به کار گرفته است. یکی از ویژگیهای مهم این بهشت فراوانی خوراک روحانی در آن است.
۱۳، ۱۴. الف) حِزْقِیال نبی در رؤیا چه دید، و مفهوم این رؤیا در روزگار کنونی برای ما چیست؟ ب) یَهُوَه چه مواهب روحانی زندگیبخشی در اختیار خادمان وفادارش قرار میدهد؟
۱۳ در یکی از نبوّتهای مهم در کتاب مقدّس، به حِزْقِیال نبی رؤیایی وحی شد در مورد معبدی بازسازیشده و پرجلال. از آن معبد جویباری روان بود که بتدریج وسیعتر و عمیقتر میگشت تا اینکه به صورت ‹نهری› بزرگ درمیآمد و در هر جا که جاری میشد با خود برکت به همراه میآورد. بر کنارههای آن درختانی رشد میکرد که میوههایشان هم مغذی بود و هم شفابخش. این نهر حتی دریای مرده را زنده و بارور ساخت! (حِزْقِیال ۴۷:۱-۱۲) معنای این رؤیا چه بود؟
۱۴ این رؤیا به معنای آن بود که یَهُوَه پرستش پاک را که معبد مذکور مظهر آن است، دوباره برقرار میسازد. موهبتهای زندگیبخش خدا همچون نهری که در این رؤیا میبینیم به شکلی روزافزون برای قومش جاری است. از هنگام برقراری مجدّد پرستش پاک در سال ۱۹۱۹، یَهُوَه به قومش موهبتهای زندگیبخش فراوانی عطا کرده است. چاپ و توزیع کتاب مقدّس و نشریات مبتنی بر کتاب مقدّس، برگزاری جلسات، و کنگرهها همگی چندین میلیون نفر را با واقعیات مهم آشنا ساخته است. یَهُوَه بدین وسیله قومش را از مهمترین موهبتی که در اختیار ایشان قرار داده آگاه نموده است. این موهبت، قربانی شدن مسیح به عنوان بهای رهایی ما از چنگال گناه و مرگ میباشد. به یمن آن همهٔ دوستداران و ترسندگان حقیقی یَهُوَه میتوانند با وجدانی پاک در مقابل او بایستند و چشم امید به زندگی جاودانی بدوزند.a بدین سان، در این روزهای آخر، در حالی که جهان به قحطی روحانی دچار است، قوم یَهُوَه از ضیافتی روحانی برخوردار است.— اِشَعْیا ۶۵:۱۳.
۱۵. در طی سلطنت هزارسالهٔ مسیح، چگونه نیکویی یَهُوَه شامل حال انسانهای باایمان خواهد شد؟
۱۵ نهری که حِزْقِیال در رؤیا دید با نابودی سیستم کهنه و پوسیدهٔ کنونی از جریان باز نخواهد ایستاد. بلکه در طی حکومت هزارسالهٔ مسیح با شدّت بیشتری جریان خواهد داشت. در آن زمان، یَهُوَه به وسیلهٔ حکمرانی هزارسالهٔ مسیح، ارزش قربانی عیسی را به طور کامل به کار خواهد گرفت و بشر را بتدریج کامل خواهد ساخت. تصوّرش را بکنید که در آن وقت نیکویی یَهُوَه چقدر ما را به وجد خواهد آورد!
جوانب دیگر نیکویی یَهُوَه
۱۶. کتاب مقدّس چگونه نشان میدهد که نیکویی یَهُوَه شامل خصوصیات دیگری نیز میشود، و برخی از آن خصوصیات را نام ببرید؟
۱۶ نیکویی و احسان یَهُوَه به غیر از سخاوتمندی جوانب دیگری نیز دارد. او به موسی گفت: «من تمام نیکوییام را به تو نشان میدهم و نامم یعنی یَهُوَه را به تو اعلام میکنم.» سپس در آیات بعدی میخوانیم: «یَهُوَه از جلوی او گذشت و گفت: ‹یَهُوَه، یَهُوَه، خدای رحیم و دلسوز، خدایی که سرشار از محبت پایدار و منشأ حقیقت است.›» (خروج ۳۳:۱۹؛ ۳۴:۶) بنابراین میبینیم که نیکویی یَهُوَه شامل خصوصیات زیبای دیگر نیز میشود. حال با هم دو تا از این خصوصیات را بررسی میکنیم.
۱۷. دلسوز بودن به چه معناست و یَهُوَه چگونه این خصوصیت را نسبت به انسانهای ناکامل نشان میدهد؟
۱۷ «دلسوز.» این خصوصیت مطالب بسیاری در مورد چگونگی رفتار یَهُوَه با مخلوقاتش به ما میآموزد. یَهُوَه برخلاف بسیاری از انسانهای صاحب قدرت که خشن و مستبدند، ملایم و مهربان است. برای مثال، او به اَبرام گفت: «لطفاً به اطرافت نگاه کن و از جایی که ایستادهای نگاهت را به سمت شمال و جنوب و شرق و غرب بینداز.» (پیدایش ۱۳:۱۴) در بسیاری از ترجمههای کتاب مقدّس کلمهٔ «لطفاً» حذف شده است. اما محققان کتاب مقدّس دریافتهاند که از لحاظ دستوری این کلمهٔ عبری دارای اداتی است که این گفته را از حالت فرمان به درخواستی مؤدبانه تبدیل میکند. در آیات دیگر کتاب مقدّس نیز به این ساختار دستوری برمیخوریم. (پیدایش ۳۱:۱۲؛ حِزْقِیال ۸:۵) ببینید که سلطان عالَم چقدر به یک انسان احترام میگذارد. در دنیای امروز که تندخویی، گستاخی، و بیادبی امری عادی است، براستی تفکّر در مورد رأفت و بزرگواری یَهُوَه خدا چقدر دلنشین است!
۱۸. چرا میتوان یَهُوَه را «خدای امین» نامید، و چرا امین بودن یَهُوَه به انسان اطمینانخاطر میدهد؟
۱۸ «منشأ حقیقت است.» عدمصداقت یک خصوصیت بارز دنیای امروز است. اما کتاب مقدّس به ما یادآوری میکند: «خدا مثل انسان نیست که دروغ بگوید.» (اعداد ۲۳:۱۹) در تیتوس ۱:۲ آمده است: «خدا که غیرممکن است دروغ بگوید.» نیکویی او چنین کاری را روا نمیداند. وعدههای یَهُوَه کاملاً قابلاطمینان است و کلامش همیشه جامهٔ عمل میپوشد. او در کتاب مقدّس «خدای حقیقت و راستی» نامیده میشود. (مزمور ۳۱:۵) سخن ناحق به زبان نمیآورد اما در عوض حقایق بسیاری را آشکار میسازد. او مرموز و پنهانکار نیست، بلکه با بزرگواری حکمت بیپایانش را در اختیار خادمان وفادارش میگذارد.b علاوه بر این به آنان میآموزد که چگونه مطابق حقایقی که برایشان آشکار میسازد زندگی کنند تا بتوانند مطابق حقیقت رفتار کنند. (۳یوحنّا ۳) به طور کلّی، نیکویی یَهُوَه باید چه تأثیری بر یکایک ما داشته باشد؟
‹از برکات الٰهی غرق شادی شوید›
۱۹، ۲۰. الف) شیطان چگونه سعی کرد کاری کند که حوّا به نیکویی یَهُوَه شک کند، و نتیجهٔ این عمل او چه بود؟ ب) نیکویی یَهُوَه حقاً چه تأثیری باید بر ما بگذارد، و چرا؟
۱۹ هنگامی که شیطان حوّا را در باغ عدن وسوسه کرد، در نخستین جملههای خود با زیرکی سعی کرد کاری کند که حوّا به نیکویی یَهُوَه شک کند. یَهُوَه به آدم گفته بود: «تو میتوانی از میوهٔ تمام درختان باغ هر چقدر که بخواهی بخوری.» از هزاران درختی که باغ عدن را زینت میبخشید، یَهُوَه فقط یکی را ممنوع کرده بود. اما توجه کنید که شیطان نخستین سؤالش را از حوّا چگونه بیان میکند: «آیا واقعاً درست است که خدا اجازه نداده از میوهٔ تمام درختان باغ بخورید؟» (پیدایش ۲:۹، ۱۶؛ ۳:۱) شیطان طوری سخنان یَهُوَه را تحریف کرد که حوّا گمان نمود یَهُوَه چیزی خوب و نیکو را از او دریغ داشته است. متأسفانه، ترفند او کاری بود. حوّا با وجود آنکه همه چیز خود را مدیون یَهُوَه بود، همانند بسیاری از مردان و زنان دیگر که پس از او تولّد یافتند، به نیکویی خدا شک کرد.
۲۰ ما به عمق اندوه و فلاکتی که چنین شک و تردیدهایی پدید میآورند، واقفیم. پس بگذارید آنچه را که در کلام خدا آمده است به خاطر بسپاریم و از برکات و نیکویی یَهُوَه ‹غرق شادی شویم.› (اِرْمیا ۳۱:۱۲، تفس.) یَهُوَه مملوّ از نیکویی است و صلاح و خوبی ما را میخواهد. از این رو، نباید به نیّتهای او شک کنیم.
۲۱، ۲۲. الف) از چه راههایی میتوانید به نیکویی یَهُوَه پاسخ گویید؟ ب) در فصل بعدی به کدام خصوصیت یَهُوَه خواهیم پرداخت، و تفاوت آن با نیکویی چیست؟
۲۱ علاوه بر این، همیشه از اینکه بتوانیم با دیگران در مورد نیکویی خدا سخن گوییم، شادمان میشویم. کتاب مقدّس در بارهٔ قوم یَهُوَه میگوید: «در وصف نیکویی بیحد و مرز تو صحبت خواهند کرد.» (مزمور ۱۴۵:۷) ما هر روز، به نوعی از نیکویی یَهُوَه بهرهمند میشویم. پس بیایید هر روز از یَهُوَه به خاطر نیکوییاش سپاسگزاری کنیم. اگر در مورد نیکویی یَهُوَه تفکّر کنیم و به خاطر آن هر روز شکرگزار باشیم و علاوه بر این، با دیگران در بارهٔ آن صحبت کنیم میتوانیم خدای خوبمان را بهتر سرمشق قرار دهیم. و هر چه بیشتر مانند یَهُوَه به دیگران نیکویی کنیم، به او نزدیکتر میشویم. یوحنّای رسول در سنین پیری نوشت: «برادر عزیز، از بدکاران سرمشق نگیر، بلکه از نیکوکاران سرمشق بگیر. کسی که کارهای خوب میکند، از خداست، ولی کسی که کارهای بد میکند، خدا را ندیده است.»— ۳یوحنّا ۱۱.
۲۲ نیکویی یَهُوَه با خصوصیات دیگری از جمله «محبت پایدار» نیز ارتباط دارد. (خروج ۳۴:۶) نیکویی یَهُوَه به طور کلّی شامل حال همهٔ انسانهاست در حالی که محبت پایدارش را بخصوص متوجه خادمان باایمانش میباشد. در فصل بعدی به بررسی محبت پایدار یَهُوَه خواهیم پرداخت.
a یَهُوَه با پرداختن بهای رهایی ما انسانها بزرگترین نیکویی را انجام داده است. او از میان میلیونها موجود روحی، پسر محبوب و یگانهٔ خویش را انتخاب کرد تا جانش را برای ما فدا سازد.
b بیجهت نیست که کتاب مقدّس حقیقت و راستی را با نور مقایسه میکند. مزمورنویسی چنین میسراید: «نور و حقیقت خودت را بفرست.» (مزمور ۴۳:۳) یَهُوَه نور روحانی را به فراوانی بر کسانی که پذیرای آموزشها و روشنگریهای او هستند میتاباند.— ۲قُرِنتیان ۴:۶؛ ۱یوحنّا ۱:۵.
-
-
وفاداری بینظیر یَهُوَهبه یَهُوَه نزدیک شویم
-
-
فصل ۲۸
وفاداری بینظیر یَهُوَه
۱، ۲. چرا میتوان گفت که داوود پادشاه طعم تلخ خیانت را چشیده بود؟
داوود پادشاه طعم تلخ خیانت را چشیده بود. یک بار در طی دوران حکومت پرتلاطمش چند تن از اعضای قوم بر ضدّش توطئه کردند. گذشته از این، برخی از نزدیکترین کسانش به او خیانت نمودند. برای مثال، نخستین همسرش که میکال نام داشت، در ابتدا ‹عاشق او بود،› و بیشک به او کمک میکرد تا وظایفش را به عنوان پادشاه به جا آورد. اما بعدها داوود را حقیر شمرد و حتی او را «آدمی بیعقل» نامید.— ۱سموئیل ۱۸:۲۰؛ ۲سموئیل ۶:۱۶، ۲۰.
۲ مشاور خصوصی داوود، اَخیتُوفَل به قدری مورد احترام بود که نصایحش را مثل کلام یَهُوَه میپذیرفتند. (۲سموئیل ۱۶:۲۳) اما بعدها همین شخص که محرم راز داوود بود به او خیانت کرد و در توطئهای که بر ضدّ او سازمان یافته بود شرکت نمود. طراح این توطئه چه کسی بود؟ اَبشالوم، پسر داوود! این جوان فرصتطلب و دسیسهچین «دل مردم اسرائیل را به دست میآورد،» و ادعای پادشاهی میکرد. شورش اَبشالوم به قدری بالا گرفت که داوود پادشاه برای نجات جانش مجبور به فرار شد.— ۲سموئیل ۱۵:۱-۶، ۱۲-۱۷.
۳. داوود از چه موضوعی اطمینان کامل داشت؟
۳ داوود با وجود خیانتهای اطرافیانش اطمینان کامل داشت که یَهُوَه در تمام مصیبتهایش به او وفادار باقی میماند و گفت: «تو به کسی که وفادار است، وفاداری.» (۲سموئیل ۲۲:۲۶) منظور از امین و وفادار چیست، و چرا میتوان گفت که یَهُوَه والاترین نمونهٔ وفاداری است؟
وفاداری چیست؟
۴، ۵. الف) «وفاداری» چیست؟ ب) وفاداری موجودات بیجان چه تفاوتی با وفاداری انسان دارد؟
۴ «وفاداری» در زبان عبری کتاب مقدّس به معنای مهر فرد به چیزی یا کسی است و تا وقتی مقصودی را که برای آن چیز یا شخص در نظر دارد برآورده نشود، این مهر قطع نمیشود. چنین وفاداریای فقط از روی حس وظیفهشناسی نیست بلکه از روی مهربانی و محبت است. مزمورنویسی ماه را «شاهدی امین در آسمان» مینامد زیرا هر شب در آسمان ظاهر میشود. (مزمور ۸۹:۳۷) اما ماه هیچ گاه نمیتواند مانند انسان وفادار باشد زیرا وفاداری انسان از روی محبت است و محبت خصوصیتی است که اجرام بیجان فاقد آن هستند.
ماه شاهد امین نامیده شده است، اما فقط مخلوقات هوشمند میتوانند حقیقتاً مانند یَهُوَه از خود وفاداری نشان دهند
۵ وفاداری به تعریف کتاب مقدّس خصوصیتی است که با مهر و صمیمیت همراه است. وفاداری یک شخص نسبت به شخص دیگر نشانگر آن است که بین آن دو پیوند و رابطهٔ عاطفی وجود دارد.a چنین وفاداری و محبت پایداری مانند موج دریا که باد آن را به هر سو میکشاند، ناپایدار نیست بلکه با استواری و ثبات در مقابل سختترین دشواریها مقاومت میکند.
۶. الف) آیا وفاداری در دنیای امروز به چشم میخورد، و کتاب مقدّس چگونه این نکته را نشان میدهد؟ ب) بهترین راه درک وفاداری چیست و چرا؟
۶ چنین وفاداریای در دنیای امروز بسیار کمیاب است. بسیاری از اوقات، دوستان نزدیک آمادهاند تا یکدیگر را به نابودی بکشند. و تعداد کسانی که همسر خویش را ترک میکنند رو به فزونی است. (امثال ۱۸:۲۴؛ مَلاکی ۲:۱۴-۱۶) خیانت به قدری رواج پیدا کرده است که گاهی سخنان میکاه را به یادمان میآورد که گفته است: «هیچ شخص درستکاری بین مردم دیده نمیشود.» (میکاه ۷:۲) انسانها اغلب وفادار نیستند، اما یَهُوَه نمونهٔ ممتاز این خصوصیت است. در حقیقت، بهترین راه درک وفاداری بررسی وفاداری یَهُوَه است که خود یک جنبهٔ والای محبت اوست.
وفاداری بیهمتای یَهُوَه
۷، ۸. چرا میتوان گفت که فقط یَهُوَه وفادار است؟
۷ وفاداری یَهُوَه بینظیر است. (مکاشفه ۱۵:۴) به چه علّت؟ مگر برخی انسانها و فرشتهها به نحو چشمگیری از خود وفاداری نشان ندادهاند؟ (ایّوب ۱:۱؛ مکاشفه ۴:۸) مگر عیسی مسیح وفادارترین و امینترین مخلوق یَهُوَه نیست؟ (اَعمال ۱۳:۳۵) پس چرا میتوان گفت که وفاداری یَهُوَه بینظیر است؟
۸ باید به خاطر داشت که وفاداری یکی از جنبههای محبت است. از آنجایی که «خدا محبت است» یا به عبارت دیگر وجودش مملوّ از محبت است، چه کسی بهتر از او میتواند کاملاً وفادار باشد؟ (۱یوحنّا ۴:۸) فرشتگان و انسانها شاید بتوانند خصوصیات یَهُوَه را از خود نشان دهند اما فقط اوست که به والاترین شکل ممکن وفادار است. او که «وجود ازلی» خوانده میشود، در مقایسه با مخلوقات آسمانی و زمینیاش مدت زمان بسیار طولانیتری از خود محبت نشان داده است. (دانیال ۷:۹) از این رو، مظهر والای وفاداری است و هیچ یک از مخلوقاتش نمیتواند مانند او وفادار باشد. در زیر به چند نمونه از وفاداریهای او اشاره میکنیم.
۹. چرا میتوان گفت که یَهُوَه به قومش وفادار بود؟
۹ «یَهُوَه در تمام راههایش عادلانه رفتار میکند و در تمام کارهایش وفادار است.» (مزمور ۱۴۵:۱۷) به چه شکل؟ مزمور ۱۳۶ پاسخگوی این پرسش است. در این مزمور تعدادی از اَعمال نجاتبخش یَهُوَه منجمله نجات شگفتانگیز اسرائیلیان از میان دریای سرخ، ذکر شده است. جالب است که در تک تک آیات این مزمور برای تأکید، عبارت ‹محبت پایدارش جاودانی است،› تکرار میشود. این مزمور در میان آیاتی است که در کادر «پرسشهایی برای تعمّق» در صفحهٔ ۲۸۹ قید شده است. خواندن این مزمور ما را تحت تأثیر قرار میدهد زیرا میبینیم که یَهُوَه از راههای گوناگون محبت پایدار خویش را به قومش نشان داده است. آری، یَهُوَه به فریادهای کمک خادمان امینش با وفاداری گوش میدهد و در وقت معین، ایشان را نجات میبخشد. (مزمور ۳۴:۶) تا وقتی که آنان وفادار بمانند یَهُوَه نیز محبت و وفاداری خویش را از ایشان دریغ نخواهد کرد.
۱۰. یَهُوَه در مورد معیارهای خویش چگونه از خود وفاداری نشان میدهد؟
۱۰ علاوه بر این، نشانهٔ دیگر وفاداری یَهُوَه آن است که معیارهای خویش را زیر پا نمیگذارد. او مانند بعضی از انسانهای خودسر، تابع هوسها و امیال خود نیست و دیدگاهش در مورد خوب و بد هیچ گاه تغییر نمیکند. به عنوان مثال، هزاران سال است که دیدگاه او در بارهٔ اَعمالی همچون فالگیری و رابطه با ارواح، بتپرستی، و قتل هیچ تغییری نیافته است. او از زبان نبی خود اِشَعْیا میگوید: «تا وقتی که پیر شوید من همان خدایی هستم که همیشه بودم.» (اِشَعْیا ۴۶:۴) از این رو، با اطمینان میتوان گفت که اصول اخلاقی قید شده در کلام خدا واضح و روشن بوده، و پایبندی به آنها مفید است.— اِشَعْیا ۴۸:۱۷-۱۹.
۱۱. با ذکر مثال نشان دهید که یَهُوَه خوشقول است.
۱۱ جنبهٔ دیگر وفاداری یَهُوَه را میتوان در خوشقولی او دید. او وقتی رویدادی را پیشگویی میکند بیشک به وقوع میپیوندد. از این رو میگوید: «کلام من هم که از دهانم بیرون میآید، بدون نتیجه پیش من برنمیگردد، بلکه حتماً خواستهٔ مرا عملی میکند.» (اِشَعْیا ۵۵:۱۱) خوشقولی یَهُوَه نشانگر وفاداری او به قومش است. او هیچ گاه آنان را چشمانتظار چیزی نگاه نمیدارد که قصد انجام آن را ندارد. سابقهٔ یَهُوَه از این نظر به قدری خوب است که خادمش یوشَع گفت: «او به تمام وعدههای نیکویی که به قوم اسرائیل داده بود وفا کرد.» (یوشَع ۲۱:۴۵، تفس.) پس میتوانیم اطمینان داشته باشیم که یَهُوَه هیچ گاه بدقولی نخواهد کرد.— اِشَعْیا ۴۹:۲۳؛ رومیان ۵:۵.
۱۲، ۱۳. از چه جهاتی میتوان گفت که محبت پایدار یَهُوَه ابدی است؟
۱۲ همان طور که پیش از این اشاره شد، به گفتهٔ کتاب مقدّس محبت پایدار یَهُوَه ابدی است. (مزمور ۱۳۶:۱) از چه جهاتی؟ به عنوان مثال، او گناهان انسانها را تا ابد میبخشد. همان طور که در فصل ۲۶ دیدیم، یَهُوَه اشتباهات گذشتهٔ ما را که بخشیده است دوباره مطرح نمیسازد. از آنجایی که «همهٔ انسانها گناه کردهاند و نمیتوانند جلال خدا را به طور کامل منعکس کنند،» باید سپاسگزار باشیم که محبت پایدار یَهُوَه ابدی است.— رومیان ۳:۲۳.
۱۳ محبت پایدار یَهُوَه را از یک جهت دیگر نیز میتوان ابدی نامید. در کلام او آمده است که شخص عادل «مثل درختی است که کنار نهرهای آب کاشته شده، درختی که میوهاش را در فصلش میدهد و برگهایش پژمرده نمیشود. چنین کسی در همهٔ کارهایش موفق است.» (مزمور ۱:۳) درخت سرسبز و بزرگی را تصوّر کنید که برگهایش هیچ گاه پژمرده نمیگردد! ما نیز اگر حقیقتاً به کلام خدا دلبستگی داشته باشیم، عمری طولانی، و زندگیای پرثمر و همراه با آرامش خواهیم داشت. برکاتی که یَهُوَه با وفاداری به خادمان امینش میدهد همیشگی و ابدی است. آری، در دنیای پرعدلی که یَهُوَه برپا خواهد ساخت، انسانهای مطیع تا ابد از محبت پایدار او برخوردار خواهند شد.— مکاشفه ۲۱:۳، ۴.
یَهُوَه خادمانش را ترک نمیکند
۱۴. یَهُوَه وفاداری خادمانش را چگونه پاسخ میدهد؟
۱۴ یَهُوَه بارها وفاداری خویش را ثابت کرده است. از آنجایی که او کاملاً تغییرناپذیر است، وفاداریاش نسبت به خادمانش نیز هرگز متزلزل نمیگردد. مزمورنویسی در این باره میگوید: «از جوانی تا به امروز که پیر شدهام، ندیدهام که خدا شخص درستکار را ترک کرده باشد و یا فرزندان او به دنبال نان باشند؛ یَهُوَه عدالت را دوست دارد و وفادارانش را ترک نمیکند.» (مزمور ۳۷:۲۵، ۲۸) درست است که او آفریدگار ما و به همین دلیل شایستهٔ پرستش است. (مکاشفه ۴:۱۱) اما چون وفادار است همهٔ اَعمالی را که ما از روی وفاداری برای او انجام میدهیم گرامی میدارد.— مَلاکی ۳:۱۶، ۱۷.
۱۵. توضیح دهید که رفتار یَهُوَه با اسرائیل باستان چگونه نشانهٔ وفاداری اوست.
۱۵ یَهُوَه بارها از روی محبت پایدارش به یاری قوم درماندهاش شتافته است. مزمورنویسی در این باره میگوید: «او از جان کسانی که به او وفادارند محافظت میکند.» (مزمور ۹۷:۱۰) به عنوان مثال، طرز رفتارش با قوم اسرائیل را در نظر بگیریم. اسرائیلیان پس از آن که با معجزه از طریق دریای سرخ نجات یافتند، در سرودی به یَهُوَه گفتند «به خاطر محبت پایدارت، قومی را که نجات دادی هدایت کردی.» (خروج ۱۵:۱۳) رهایی اسرائیلیان از طریق دریای سرخ بیشک نشانهٔ محبت پایدار یَهُوَه بود. به همین خاطر، موسی به اسرائیلیان گفت: «شما در میان قومها کوچکترین قوم بودید، اما یَهُوَه به شما محبت نشان داد و انتخابتان کرد. پس دلیل کارش این نبود که شما بزرگترین قوم بودید، بلکه دلیلش این بود که یَهُوَه شما را دوست داشت و میخواست به قَسَمی که برای اجدادتان خورده بود وفا کند. به همین دلیل، یَهُوَه شما را با قدرت عظیمش از بردگی و از دست فرعون، پادشاه مصر نجات داد.»— تثنیه ۷:۷، ۸.
۱۶، ۱۷. الف) اسرائیلیان چگونه از خود بیشرمانه ناسپاسی نشان دادند، اما یَهُوَه چگونه به آنان رحمت کرد؟ ب) چگونه اغلب اسرائیلیان نشان دادند که دیگر «راه علاجی» برایشان نماند، و این امر چه درس عبرتی است برای ما؟
۱۶ قوم اسرائیل به طور کلّی قدر محبت پایدار یَهُوَه را ندانست، زیرا پس از رهاییشان از مصر «آنها مدام به خدای متعال گناه کردند و در صحرا بر ضدّ او سرکشی کردند.» (مزمور ۷۸:۱۷) آنان در طی صدها سال بارها سر به شورش برداشتند، و به یَهُوَه پشت کرده به خدایان کاذب و بتپرستی روی آوردند که جز ابتذال و فساد حاصلی برایشان نداشت. با این همه، یَهُوَه نه تنها پیمان خویش را با ایشان نشکست بلکه از طریق اِرْمیای نبی از آنان درخواست نمود: «ای اسرائیل عهدشکن، پیش من برگرد! من که یَهُوَه هستم با خشم به تو نگاه نمیکنم، چون وفادارم.» (اِرْمیا ۳:۱۲) اما همان طور که در فصل ۲۵ بدان اشاره کردیم اغلب اسرائیلیان به درخواست او پاسخ مثبت ندادند. و حتی «آنها پیامرسانان خدای حقیقی را مسخره میکردند، . . . تا جایی که خشم یَهُوَه به قدری بر قومش شعلهور شد که دیگر راه علاجی نبود.»— ۲تواریخ ۳۶:۱۵، ۱۶.
۱۷ ما از این موضوع چه میآموزیم؟ اینکه وفاداری یَهُوَه کورکورانه و از روی سادهلوحی نیست. او «سرشار از محبت پایدار» است و تا جای ممکن رحمت خود را از کسی دریغ نمیکند، اما وقتی که شخص خطاکار به هیچ وجه نخواهد دست از شرارت بردارد، مطابق معیارهای عادلانهاش او را مجازات مینماید، زیرا همان طور که به موسی گفت: «شخص گناهکار را بدون مجازات نمیگذارد.»— خروج ۳۴:۶، ۷.
۱۸، ۱۹. الف) چرا میتوان گفت که یَهُوَه با مجازات شریران وفاداری خویش را ثابت میکند؟ ب) یَهُوَه از چه طریقی وفاداری خویش را به خادمانش که در راه خدمت به او به قتل رسیدهاند نشان خواهد داد؟
۱۸ مجازات شریران خود نشانهٔ وفاداری یَهُوَه است. به چه دلیل؟ یک دلیل آن را میتوان در فرمانهایی که یَهُوَه در کتاب مکاشفه به هفت فرشته میدهد یافت: «بروید و خشم خدا را که در آن هفت کاسه است روی زمین بریزید.» هنگامی که فرشتهٔ سوّم پیالهٔ خود را «در رودخانهها و چشمهها» میریزد آنها به خون تبدیل میشوند. سپس فرشته به یَهُوَه میگوید: «ای خدای وفادار، ای کسی که هستی و بودی، تو واقعاً خدای عادلی هستی که فرمان دادهای این داوریها اجرا شوند؛ چون آنها خون مقدّسان و پیامبران را ریختند و تو هم به آنها خون دادهای که بنوشند. واقعاً که حقشان است!»— مکاشفه ۱۶:۱-۶.
۱۹ توجه کنید که فرشتهٔ یَهُوَه در اینجا محکومیت شریران را اعلام میکند. یَهُوَه با نابود ساختن شریران وفاداری خود را به خادمانش نشان میدهد. بسیاری از ایشان در راه خدمت به او به دست شریران به قتل رسیدهاند. یَهُوَه با وفاداری تمام چنین خادمان امینی را در خاطر زنده نگاه میدارد و مشتاق است که آنان را دوباره ببیند. از این رو، در کتاب مقدّس آمده است که قصد دارد ایشان را رستاخیز دهد. (ایّوب ۱۴:۱۴، ۱۵) یَهُوَه خادمان وفادار خویش را پس از مرگ ایشان فراموش نمیکند بلکه همه نزد او زنده هستند. (لوقا ۲۰:۳۷، ۳۸) او با رستاخیز دادن کسانی که در خاطر دارد، به نحو بارزی وفاداری خویش را به اثبات میرساند.
یَهُوَه کسانی را که به دلیل وفاداری به او کشته شدهاند به خاطر میسپارد و رستاخیز میبخشد
برنارد لُمِس (بالا) و وُلفگانه کوسِرُ (وسط) توسط نازیها اعدام شدند
موزِز نیاموسوآ توسط افراد یک گروه سیاسی با نیزه به قتل رسید
محبت پایدار یَهُوَه راه نجات را میگشاید
۲۰. منظور از «ظروف رحمت» چه کسانی است، و یَهُوَه چگونه وفاداری خویش را به ایشان نشان میدهد؟
۲۰ یَهُوَه در سراسر تاریخ بشر، وفاداری شگرف خویش را به انسانهای باایمان نشان داده است. هزاران سال است که او ‹با صبر زیاد با کسانی که مثل «ظروف غضب» سزاوار نابودیاند مدارا کرده است.› به چه دلیل؟ «تا شکوه و جلال فراوانش را به کسانی نشان دهد که مثل ‹ظروف رحمت› هستند.» (رومیان ۹:۲۲، ۲۳) منظور از «ظروف رحمت» کسانی است که پذیرای حقیقت هستند و توسط روحالقدس مسح شدهاند تا در کنار مسیح پادشاهیاش را به میراث ببرند. (متّیٰ ۱۹:۲۸) یَهُوَه با گشودن راه نجات برای این افراد، به ابراهیم وفادار ماند زیرا در عهدی که با او بسته بود وعده داده بود: «تمام قومهای زمین از طریق نسل تو برکت خواهند گرفت، چون تو به سخنان من گوش کردی.»— پیدایش ۲۲:۱۸، تفسیری.
وفاداری یَهُوَه امکان برخورداری از آیندهای مطمئن را برای خادمانش فراهم ساخته است
۲۱. الف) یَهُوَه چگونه وفاداری خویش را به «گروه عظیم» که امید دارند از «مصیبت عظیم» نجات یابند، نشان میدهد؟ ب) وفاداری یَهُوَه شما را به چه کاری برمیانگیزد؟
۲۱ یَهُوَه وفاداری خویش را به «گروه عظیم» نیز نشان داده است. اینان کسانی هستند که از «مصیبت عظیم» نجات خواهند یافت و تا ابد در بهشت روی زمین زندگی خواهند کرد. (مکاشفه ۷:۹، ۱۰، ۱۴) یَهُوَه با وجود ناکاملی خادمانش با وفاداری به ایشان فرصت میدهد تا در بهشت روی زمین تا ابد زندگی کنند. از چه طریقی؟ از طریق والاترین مظهر وفاداری یَهُوَه یعنی فرستادن عیسی مسیح و نجات ما از چنگال گناه و مرگ. (یوحنّا ۳:۱۶؛ رومیان ۵:۸) وفاداری یَهُوَه تشنگان عدالت را به سوی او میکشد. (اِرْمیا ۳۱:۳) آیا وفاداری عمیقی که یَهُوَه به ما نشان داده و میدهد ما را به او نزدیکتر نمیسازد؟ آرزوی همهٔ ماست که به او نزدیکتر شویم. پس بیایید قدر محبت او را بدانیم و با وفاداری و عزمی راسخ به او خدمت کنیم.
a جالب توجه است که واژهای که در ۲سموئیل ۲۲:۲۶ «وفادار» ترجمه شده، در برخی از آیات کتاب مقدّس به صورت «محبت پایدار» برگردانده شده است.
-
-
به محبت مسیح پی ببریمبه یَهُوَه نزدیک شویم
-
-
فصل ۲۹
به محبت مسیح پی ببریم
۱-۳. الف) چه عاملی سبب شد که عیسی پدرش را سرمشق خود قرار دهد؟ ب) کدام جنبههای محبت عیسی را بررسی خواهیم کرد؟
آیا تا به حال دیدهاید که پسربچهای از طرز راه رفتن، سخن گفتن، حرکات و یا حتی ارزشهای اخلاقی و معنوی پدر خود تقلید کند. آری، پسرک پدرش را سرمشق خود قرار میدهد زیرا او را دوست دارد و به او افتخار میکند.
۲ رابطهٔ صمیمانهٔ بین عیسی و پدر آسمانیاش نیز به همین شکل است. عیسی گفت: «من پدر را دوست دارم.» (یوحنّا ۱۴:۳۱) هیچ موجودی نمیتواند بیش از او به یَهُوَه محبت داشته باشد، زیرا او مدتها پیش از آفرینش موجودات دیگر در کنار پدرش به سر میبرد. محبت این پسر وفادار به پدرش سبب میشود که او را سرمشق خود قرار دهد.— یوحنّا ۱۴:۹.
۳ در فصلهای پیشین کتاب حاضر، نشان دادیم که عیسی چگونه قدرت، عدالت، و حکمت یَهُوَه را به طور کامل سرمشق خود قرار میدهد. حال میپردازیم به اینکه چگونه مانند پدرش به دیگران محبت میکند. به این منظور سه جنبهٔ مختلف محبت عیسی را که عبارتند از ایثارگری، دلسوزی و آمادگیاش برای بخشیدن دیگران، مورد بررسی قرار خواهیم داد.
«کسی محبتِ بزرگتر از این ندارد»
۴. چرا میتوان گفت که هیچ انسانی به اندازهٔ عیسی از خود محبت ایثارگرانه نشان نداده است؟
۴ محبت ایثارگرانهٔ عیسی سرمشق بسیار خوبی است برای ما انسانها. ایثارگری به معنای آن است که نیازها و علایق دیگران را با از خودگذشتگی بر نیازها و علایق خود مقدّم بدانیم. عیسی چگونه چنین محبتی از خود نشان داد؟ او خود در این باره میگوید: «بزرگترین محبتی که کسی میتواند از خودش نشان دهد این است که جانش را برای دوستانش فدا کند.» (یوحنّا ۱۵:۱۳) عیسی با میل و رغبت زندگی کاملش را برای ما فدا کرد. هیچ انسانی تا این حد محبت نکرده است. علاوه بر این، عیسی به شکلهای دیگری نیز از خود محبت و ایثارگری نشان داده است.
۵. چرا میتوان گفت که پسر یگانهٔ خدا با ترک کردن آسمان محبت و ایثارگری خود را نشان داد؟
۵ پسر یگانهٔ خدا پیش از آن که به صورت انسان تولّد یابد، در آسمان از موقعیت بینظیر و والایی برخوردار بود. او با یَهُوَه و تعداد بسیاری از مخلوقات روحی دیگر معاشرت نزدیک داشت. با وجود این همه مزایا، «از همهٔ چیزهایی که داشت چشمپوشی کرد و حاضر شد غلام شود و به شکل انسان درآید.» (فیلیپیان ۲:۷) عیسی با میل و رغبت آمد تا در میان انسانهای گناهکار و در دنیایی زندگی کند که «زیر سلطهٔ آن شریر است.» (۱یوحنّا ۵:۱۹) این عمل او از روی محبت و ایثارگری بود.
۶، ۷. الف) عیسی به چه شکلهایی در طی خدمت روحانیاش بر روی زمین از خود محبت ایثارگرانه نشان داد؟ ب) چه ابراز محبت خالصانهای در یوحنّا ۱۹:۲۵-۲۷ آمده است؟
۶ عیسی در طی خدمت روحانیاش بر روی زمین محبتش را به شکلهای گوناگون نشان داد و با ازخودگذشتگی تمام، همهٔ توجهش را معطوف به خدمتش کرد و حتی از رفاهی که معمولاً انسانها از آن برخوردارند چشم پوشید. او خود در این باره میگوید: «روباهها برای خودشان لانه دارند و پرندهها آشیانه؛ ولی پسر انسان خانهای برای خودش ندارد.» (متّی ۸:۲۰) عیسی نجّاری قابل بود و میتوانست مقداری از وقت خویش را صرف بنای خانهای راحت کند و یا به ساختن اسباب و اثاثیهٔ زیبا برای مردم بپردازد و از فروش آنها پول بیشتری برای خود فراهم آورد. اما از مهارتها و استعدادهای خود برای کسب مال و ثروت استفاده نمیکرد.
۷ یک نمونهٔ بسیار زیبای محبت ایثارگرانهٔ عیسی در یوحنّا ۱۹:۲۵-۲۷ ذکر شده است. تصوّر کنید که در ساعات آخر زندگی چه در دلش میگذشت. با وجود آن که بر چوبهٔ شکنجه زجر میکشید نگران رسولانش، کار موعظه و بخصوص به فکر حفظ وفاداری به پدرش و تأثیر این کار بر نام یَهُوَه بود. آری، او در آن لحظات مسئولیت نجات بشر را بر دوش داشت! با این همه، درست پیش از مرگ نگران وضعیت مادرش، مریم هم بود که ظاهراً بیوه شده بود. عیسی از یوحنّا خواست تا از مریم مانند مادر خود مراقبت کند؛ در نتیجه یوحنّا مریم را به خانهٔ خود برد. بدین سان عیسی اطمینان حاصل کرد که نیازهای مادرش از لحاظ جسمانی و روحانی تأمین است.
دل عیسی به حال مردم میسوخت
۸. معنی واژهٔ یونانیای که در کتاب مقدّس برای توصیف دلسوزی عیسی به کار رفته است، چیست؟
۸ عیسی مانند پدرش دلسوز و رحیم است. شخصیت او در کتاب مقدّس به صورت کسی تصویر شده است که از روی ترحّم و دلسوزی به کمک درماندگان میشتابد. واژهٔ یونانی که در کتاب مقدّس برای توصیف دلسوزی عیسی به کار رفته در فارسی «ترحّم» ترجمه شده است. محققی در این باره میگوید: «این واژه توصیفکنندهٔ احساسی عمیق و قویترین واژهٔ یونانی برای توصیف دلسوزی است.» در ادامه به برخی از مواقعی که عیسی از روی دلسوزی عمیق به کمک مردم شتافت اشاره میکنیم.
۹، ۱۰. الف) چرا عیسی و رسولانش در پی یافتن جایی آرام و خلوت بودند؟ ب) با اینکه حضور جمعیت به عیسی امکان استراحت نمیداد چگونه با آنان برخورد کرد، و چرا؟
۹ عیسی از روی دلسوزی به نیازهای روحانی مردم رسیدگی میکرد. در مَرقُس ۶:۳۰-۳۴ دلیل اصلی آن که عیسی از خود ترحّم و دلسوزی نشان میداد عنوان شده است. صحنه را پیش خود مجسم کنید. رسولان پس از موعظه در مناطق گوناگون، هیجانزده نزد عیسی بازگشته بودند و با شور و شوق بسیار همهٔ دیدهها و شنیدههای خود را برایش تعریف میکردند. در همان وقت جمعیت عظیمی اطراف آنان گرد آمد و برای عیسی و رسولانش دیگر حتی وقتی برای صرف غذا نیز باقی نماند. عیسی با هوشیاری همیشگی خود متوجه خستگی رسولانش شد و به آنان گفت: «بیایید تنها به جایی خلوت و دورافتاده برویم تا کمی استراحت کنید.» سپس همگی سوار بر قایق، رأس شمالی دریای جلیل را به قصد یافتن محلی خلوت و آرام طی کردند. اما جمعیت متوجه عزیمت آنها شدند و ساحل شمالی را دوان دوان طی کردند و پیش از رسیدن قایق عیسی و رسولانش، به ساحل مقابل رسیدند!
۱۰ آیا عیسی از اینکه دیگر فرصتی برای استراحت برایشان باقی نمانده بود، ناراحت و خشمگین شد؟ به هیچ وجه! او از مشاهدهٔ آن جمعیت چند هزار نفری که چشمانتظارش بودند تحت تأثیر قرار گرفت. مَرقُس حالت او را چنین توصیف میکند: «دلش به حال آنها سوخت، چون مثل گوسفندان بیشبان بودند. پس شروع به تعلیم دادن آنها کرد.» عیسی میدید که تک تک این افراد به کمک روحانی نیاز دارند. زیرا همچون گوسفندانی گمشدهاند که شبانی ندارند تا آنان را هدایت یا از آنان حمایت کند. عیسی میدانست که رهبران سنگدل مذهبی به مردم توجهی ندارند؛ در حالی که وظیفه داشتند برایشان در حکم شبانانی مهربان باشند. (یوحنّا ۷:۴۷-۴۹) او به حال مردم دل میسوزاند و به همین خاطر «دربارهٔ پادشاهی خدا» با ایشان صحبت میکرد. (لوقا ۹:۱۱) نکتهٔ جالب توجه آن است که عیسی حتی پیش از آن که واکنش مردم را نسبت به تعالیمش ببیند برایشان دل میسوزاند. به عبارت دیگر، دلسوزی انگیزهٔ او از تعلیم دادن به مردم بود نه نتیجهٔ آن.
«دستش را دراز کرد و او را لمس کرد»
۱۱، ۱۲. الف) در روزگار باستان با جذامیان چگونه رفتار میشد، اما عیسی وقتی مردی جذامی به او نزدیک شد چگونه با او رفتار کرد؟ ب) عیسی با لمس کردن مرد جذامی به احتمال زیاد چه تأثیری بر او گذارد، و تجربهٔ یک پزشک متخصص در این مورد چیست؟
۱۱ عیسی از روی دلسوزی به درد و رنج افراد پایان میداد. کسانی که به بیماریهای مختلف مبتلا بودند میدانستند که عیسی دلسوز است. از این رو، به سوی او میآمدند. این نکته را بویژه میتوان در مورد مردی جذامی دید که با وجود جمعیتی که به دنبال عیسی بود به او نزدیک شد. (لوقا ۵:۱۲) در روزگار باستان جذامیان قرنطینه میشدند تا از شیوع آن بیماری جلوگیری شود. (اعداد ۵:۱-۴) اما بعدها خاخامها رفتاری غیرانسانی با جذامیان در پیش گرفتند و مقرّرات سختی برای آنان وضع نمودند.a اما ببینیم که عیسی چگونه به مرد جذامی پاسخ گفت: «در آنجا یک جذامی پیش عیسی آمد و جلویش زانو زد و با التماس به او گفت: ‹میدانم که اگر بخواهی، میتوانی مرا شفا دهی.› عیسی دلش برای او سوخت. پس دستش را دراز کرد و او را لمس کرد و گفت: ‹البته که میخواهم! شفا پیدا کن!› جذام آن مرد بلافاصله از بین رفت و او شفا پیدا کرد.» (مَرقُس ۱:۴۰-۴۲) عیسی میدانست که حضور مرد جذامی در آنجا برخلاف شریعت است. اما به جای اینکه او را از خود براند با دلسوزی تمام کاری بسیار غیرعادی کرد و مرد جذامی را لمس نمود!
۱۲ آیا میتوانید تصوّر کنید هنگامی که عیسی مرد جذامی را لمس کرد، به آن مرد بینوا چه احساسی دست داد؟ برای توضیح موضوع به نکتهای که دکتر پُل بْرَند، متخصص بیماری جذام نقل کرده است، اشاره میکنیم. او میگوید که یک بار در هندوستان هنگام معاینهٔ یک بیمار جذامی دستش را روی شانهٔ مرد جذامی گذارد و به کمک یک مترجم شیوهٔ مداوا را برای بیمار توضیح داد. ناگهان مرد جذامی شروع به گریه کرد. دکتر با تعجب پرسید: «حرفهای من شما را ناراحت کرد؟» مترجم سؤال دکتر را برای مرد جوان ترجمه کرد و به دکتر گفت: «نه آقای دکتر، گریهٔ او به خاطر آن است که شما دستتان را روی شانهاش گذاشتید. چون چندین سال است که کسی او را لمس نکرده.» عیسی با لمس کردن مرد جذامی نه تنها آن مرد بینوا را تسلّی داد بلکه او را شفا بخشید و از شرّ بیماریی که او را مطرود جامعه ساخته بود رها کرد!
۱۳، ۱۴. الف) عیسی وقتی به شهر نایین نزدیک شد با چه کسانی روبرو شد، و چرا این منظره بسیار اندوهناک بود؟ ب) عیسی از روی دلسوزی برای بیوهزن اهل نایین چه کرد؟
۱۳ عیسی از روی دلسوزی به اندوه دیگران پایان میبخشید. اندوه دیگران دل عیسی را به درد میآورد. برای مثال، میتوان واقعهای را که در لوقا ۷:۱۱-۱۵ آمده است نمونه آورد. عیسی در اواسط خدمت روحانیاش به شهر نایین واقع در منطقهٔ جلیل نزدیک میشد. وقتی نزدیک دروازهٔ شهر رسید با جمعی عزادار روبرو شد. صحنهٔ بسیار اندوهناکی بود زیرا جوان مرده تنها پسر زنی بیوه بود. زن درمانده که شاید مدتی پیش، جسد شوهرش را تشییع کرده بود حال تابوت پسرش را تشییع میکرد. پسری که شاید تنها نانآور خانهاش بوده است. احتمالاً در میان جمعیت نوحهسرایان و نوازندگانی بودند که با نوایی غمانگیز جسد را تشییع میکردند. (اِرْمیا ۹:۱۷، ۱۸؛ متّیٰ ۹:۲۳) عیسی به زن درمانده چشم دوخته بود که بیشک نزدیک تابوت پسرش قدم برمیداشت.
۱۴ دل عیسی به حال مادر عزادار سوخت و با لحنی آرامبخش به او گفت: «گریه نکن!» سپس بدون آن که کسی از او بخواهد به تابوت نزدیک شد و آن را لمس کرد. حاملان تابوت و احتمالاً همهٔ جمعیت ایستادند. سپس عیسی با لحنی آمرانه خطاب به جسد بیجان پسر گفت: «ای جوان، به تو میگویم بلند شو!» در آن وقت، جوان طوری که گویی از خواب برخاسته است راست نشست و شروع به سخن گفتن کرد! به دنبال آن این عبارت زیبا آمده است: «عیسی او را به مادرش سپرد.»
۱۵. الف) از روی مطالبی که در کتاب مقدّس در بارهٔ دلسوزیهای عیسی میخوانیم به چه رابطهای بین دلسوزی و عمل پی میبریم؟ ب) چگونه میتوانیم عیسی را از این نظر سرمشق خود قرار دهیم؟
۱۵ از این آیات چه میآموزیم؟ اینکه دلسوزی عیسی همیشه با عمل همراه بود. عیسی وقتی مصیبت دیگران را میدید دلش به حالشان میسوخت و همین دلسوزی سبب میشد که به کمک آنان بشتابد. اما ما چگونه میتوانیم او را سرمشق قرار دهیم؟ ما مسیحیان ملزم هستیم که بشارت را به مردم موعظه نماییم و آنان را شاگرد عیسی سازیم. در درجهٔ اوّل محبت به یَهُوَه ما را به این کار برمیانگیزد. ولی در نظر داشته باشید که موعظه باید با دلسوزی نیز همراه باشد. اگر مثل عیسی با مردم همدردی کنیم، دلمان میخواهد هر آنچه در توان داریم برای بشارت دادن به آنان انجام دهیم. (متّیٰ ۲۲:۳۷-۳۹) چگونه میتوانیم برای همایمانانمان که بیمار یا سوگوارند دلسوزی کنیم؟ درست است که ما قدرت انجام معجزه نداریم و نمیتوانیم بیماریهای آنان را شفا دهیم یا عزیزشان را دوباره زنده سازیم، اما میتوانیم با آنها همدردی کنیم یا هر کمکی که از دستمان برمیآید برایشان انجام دهیم.— اَفَسُسیان ۴:۳۲.
«ای پدر، اینان را ببخش»
۱۶. چگونه میتوان آمادگی عیسی را برای بخشیدن دیگران حتی وقتی بر چوبهٔ شکنجه بود مشاهده کرد؟
۱۶ خصوصیت دیگری که نشان میداد عیسی نمونهٔ کامل محبت پدرش است، آمادگی او برای بخشیدن دیگران بود. (مزمور ۸۶:۵) این خصوصیت را حتی هنگامی که بر چوبهٔ شکنجه بود نیز میشد در او مشاهده کرد. وقتی مجبور شد متحمّل مرگی شرمآور شود و دستها و پاهایش را به چوبهٔ شکنجه میخکوب کردند، چه گفت؟ آیا فریاد برآورد و از یَهُوَه خواست تا اعدامکنندگانش را تنبیه کند؟ خیر، بلکه در میان آخرین سخنانش گفت: «پدر، آنها را ببخش، چون نمیدانند چه کار میکنند.»— لوقا ۲۳:۳۴.b
۱۷-۱۹. عیسی به چه شکلهایی نشان داد که پِطْرُس رسول را پس از آن که سه بار او را انکار کرد، بخشیده است؟
۱۷ نمونهٔ بسیار پراحساس دیگری که از بخشش عیسی وجود دارد شیوهٔ رفتار او با پِطْرُس رسول است. تردیدی وجود ندارد که پِطْرُس بشدّت به عیسی علاقهمند بود. او در شب ۱۴ نیسان که آخرین شب زندگی عیسی بود به او گفت: «سَرور، من حاضرم با تو به زندان بروم و حتی با تو بمیرم.» اما چند ساعت بعد سه بار بکلّی منکر شد که عیسی را میشناسد! کتاب مقدّس برایمان نقل میکند که وقتی پِطْرُس برای سوّمین بار عیسی را انکار کرد چه روی داد: «همان لحظه عیسای سَرور رویش را برگرداند و مستقیم به پِطرُس نگاه کرد.» پِطْرُس که زیر بار گناه خویش کمر خم کرده بود «بیرون رفت و زارزار گریه کرد.» وقتی چند ساعت بعد عیسی فوت کرد پِطْرُس شاید با خود اندیشید: ‹آیا سَروَرم عیسی مرا بخشید؟›— لوقا ۲۲:۳۳، ۶۱، ۶۲، تفسیری.
۱۸ چیزی نگذشت که پِطْرُس پاسخ پرسش خویش را گرفت. عیسی در صبح روز ۱۶ نیسان رستاخیز یافت و ظاهراً همان روز پِطْرُس را به تنهایی ملاقات نمود. (لوقا ۲۴:۳۴؛ ۱قُرِنتیان ۱۵:۴-۸) چرا عیسی به این رسول خویش که با شدّت تمام او را انکار کرده بود، توجهی خاص نشان داد؟ شاید به این خاطر که میخواست به پِطْرُس توبهکار نشان دهد که هنوز دوستش دارد و برایش ارزش قائل است. اما عیسی به پِطْرُس دلگرمیهای دیگری نیز داد.
۱۹ کمی بعد، عیسی در کنار دریای جلیل به شاگردانش ظاهر شد. در آنجا سه بار از پِطْرُس (که سه بار او را انکار کرده بود) پرسید که آیا دوستش دارد. پس از بار سوّم پِطْرُس پاسخ گفت: «سَرورم، تو از همه چیز باخبری؛ تو میدانی که دوستت دارم.» عیسی که قادر بود دل انسانها را ببیند بخوبی میدانست که پِطْرُس دوستش دارد. اما به این شکل به پِطْرُس فرصت داد تا محبتش را ابراز کند. علاوه بر این، به او مأموریت داد تا گوسفندانش را خوراک دهد و شبانی کند. (یوحنّا ۲۱:۱۵-۱۷) پیش از آن، پِطْرُس را موظف ساخته بود که به موعظه بپردازد. (لوقا ۵:۱۰) اما حالا، در حالی که اطمینان خویش را به شکل بارزی به او نشان میداد، مسئولیت سنگین مراقبت از پیروان آیندهٔ خود را بر عهدهاش نهاد. اندکی بعد، عیسی به پِطْرُس در میان شاگردانش وظیفهٔ مهمی عطا کرد. (اَعمال ۲:۱-۴۱) آیا میتوانید آسودگی خاطر پِطْرُس را هنگامی که فهمید عیسی او را بخشیده است و هنوز به او اعتماد دارد تصوّر کنید؟
آیا به محبت مسیح پی بردهایم؟
۲۰، ۲۱. چگونه میتوانیم به طور کامل به محبت مسیح پی ببریم؟
۲۰ کلام یَهُوَه با زیبایی تمام محبت مسیح را توصیف میکند. حال این پرسش مطرح میشود که ما چگونه باید به محبت او پاسخ گوییم؟ کتاب مقدّس چنین تأکید میکند: «به محبت مسیح که فراتر از درک انسانهاست پی ببرید.» (اَفَسُسیان ۳:۱۹) همان طور که دیدیم، شرح زندگی و خدمت روحانی عیسی که در انجیلها آمده است مطالب زیادی را در مورد محبت مسیح به ما میآموزد. اما درک کامل «محبت مسیح» فقط با آموختن آنچه در کتاب مقدّس آمده است میسر نیست.
۲۱ عبارت یونانی که ‹پی بردن› ترجمه شده است به معنی «در عمل و از روی تجربه» موضوعی را فهمیدن است. اگر محبت عیسی را از خود نشان دهیم، یعنی با ازخودگذشتگی با دیگران رفتار کنیم، با دلسوزی نیازهای آنان را برطرف کنیم و آنان را از ته دل ببخشیم حقیقتاً احساسات او را درک کردهایم. بدین سان، از روی تجربه محبت مسیح را دریافتهایم اگرچه مافوق فهم بشر است. هیچ گاه نباید فراموش کنیم که هر چه بیشتر به مسیح شبیه شویم، به خدای مهربانمان یَهُوَه نزدیکتر میگردیم، زیرا مسیح کاملاً از او سرمشق میگیرد.
a در مقرّرات خاخامها آمده بود که هیچ کس حق ندارد بیشتر از چهار ذراع (حدود دو متر) به شخص جذامی نزدیک شود. اما اگر باد میآمد جذامی باید حداقل ۱۰۰ ذراع (حدود ۴۵ متر) از دیگران فاصله میگرفت. در «میدراش رَبهَ» آمده است که یک خاخام خود را از عدهای جذامی پنهان میکرد و خاخامی دیگر به جذامیان سنگ پرت میکرد تا آنان را دور سازد. پس میبینیم که جذامیان طعم تلخ راندهشدگی و تنفر را چشیده بودند.
b قسمت اوّل آیهٔ لوقا ۲۳:۳۴ در بعضی دستنوشتههای باستانی حذف شده است. اما چون در بسیاری از دستنوشتههای معتبر ذکر شده، در ترجمهٔ دنیای جدید و بسیاری از ترجمههای دیگر کتاب مقدّس گنجانده شده است. عیسی به احتمال زیاد در اینجا راجع به سربازان رومی که او را اعدام نمودند سخن میگوید. آنان نمیدانستند که چه میکنند زیرا از هویت واقعی عیسی باخبر نبودند. همچنین ممکن است عیسی یهودیانی را در نظر داشت که در ابتدا خواستند اعدام شود، ولی بعدها به او ایمان آوردند. (اعمال ۲:۳۶-۳۸) اما رهبران مذهبی که ترتیب اعدام عیسی را دادند تقصیر خیلی بیشتری بر گردن داشتند زیرا دانسته و از روی بدخواهی عمل کردند. برای بسیاری از آنان امکان بخشش وجود نداشت.— یوحنّا ۱۱:۴۵-۵۳.
-
-
«همیشه محبت نشان دهید»به یَهُوَه نزدیک شویم
-
-
فصل ۳۰
«همیشه محبت نشان دهید»
۱-۳. اگر محبت یَهُوَه را سرمشق خود قرار دهیم چه نتایجی خواهیم گرفت؟
«دادن از گرفتن شادیبخشتر است.» (اَعمال ۲۰:۳۵) این گفتهٔ عیسی بر اهمیت این موضوع که محبت ایثارگرانه بیپاداش نمیماند، تأکید میکند. درست است که محبت دیدن موجب شادی انسان میگردد اما محبت کردن شادی عظیمتری به همراه دارد.
۲ پدر آسمانی ما بهتر از هر کسی به این موضوع واقف است. همان طور که در بخش پیش دیدیم، یَهُوَه نمونهٔ عالی و ممتاز محبت است. محبتهای هیچ کس عظیمتر و پردوامتر از محبتهای یَهُوَه نیست. پس تعجبی ندارد که در کتاب مقدّس «خدای شاد» نامیده میشود.— ۱تیموتاؤس ۱:۱۱.
۳ پدر مهربانمان میخواهد که ما رفتار او را بخصوص در مورد ابراز محبت سرمشق خود قرار دهیم. در کتاب مقدّس آمده است: «شما مثل فرزندانی عزیز، از خدا سرمشق بگیرید، و همیشه محبت نشان دهید، درست همان طور که مسیح به ما محبت نشان داد.» (اَفَسُسیان ۵:۱، ۲) اگر محبت یَهُوَه را سرمشق خود قرار دهیم به شادی عظیمی که حاصل از بخشندگی است دست خواهیم یافت و مورد رضایت او قرار خواهیم گرفت. او در کلامش به ما توصیه میکند که به یکدیگر محبت نماییم. (رومیان ۱۳:۸) اما برای ابراز محبت دلایل دیگری نیز وجود دارد.
چرا محبت اهمیت دارد؟
محبت سبب میشود که به برادرانمان اطمینان کنیم
۴، ۵. چرا ابراز محبت کردن به همایمانانمان اهمیت دارد؟
۴ چرا محبت کردن به همایمانانمان پراهمیت است؟ پاسخ این سؤال را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: زیرا محبت اساس مسیحیت حقیقی است. بدون محبت برقراری رابطهٔ نزدیک با مسیحیان دیگر امکانپذیر نیست و مهمتر از آن اگر محبت نداشته باشیم در نظر یَهُوَه بیارزشیم. در ادامه میپردازیم به اینکه چگونه کلام خدا بر این حقایق تأکید میکند.
۵ عیسی در آخرین شب زندگیاش بر روی زمین، به پیروانش چنین گفت: «حال، دستوری تازه به شما میدهم: یکدیگر را دوست بدارید همان گونه که من شما را دوست میدارم. محبت شما به یکدیگر، به جهان ثابت خواهد کرد که شما شاگردان من میباشید.» (یوحنّا ۱۳:۳۴، ۳۵، ترجمهٔ تفسیری) توجه کنید که عیسی میگوید: «همان گونه که من شما را دوست میدارم،» پس میبینیم که به ما فرمان داده است تا محبت او را سرمشق قرار دهیم. در فصل بیست و نه دیدیم که عیسی نمونهٔ عالی محبت و ازخودگذشتگی است زیرا نیازها و منافع دیگران را بر نیازها و منافع خود مقدّم میشمرد. ما نیز باید محبت و ایثارگری داشته باشیم. چنین محبتی باید به قدری در ما آشکار باشد که حتی کسانی که عضو جماعت مسیحی نیستند نیز آن را مشاهده کنند. آری، محبت برادرانه و ایثارگرانه علامت مشخصهٔ پیروان حقیقی مسیح است.
۶، ۷. الف) چرا میتوان گفت که کتاب مقدّس برای ابراز محبت اهمیت بسیار قائل است؟ ب) سخنان پولُس در اوّل قُرِنتیان ۱۳:۴-۸ بر چه جنبهای از محبت تأکید دارد؟
۶ شخصی که محبت ندارد را چگونه میتوان توصیف کرد؟ پولُس رسول در این باره میگوید: ‹اگر در وجود خود نسبت به انسانها محبت نداشته باشم، همچون طبلی توخالی و سنجی پرسروصدا خواهم بود.› (۱قُرِنتیان ۱۳:۱، تفس.) براستی که چه تشبیه خوبی! انسان بیمحبت مانند یک ساز موسیقی است که از خود صدایی بلند و گوشخراش تولید میکند. صدایی که نه تنها جذابیت ندارد بلکه بیزارکننده است. چگونه چنین کسی میتواند رابطهای نزدیک با دیگران داشته باشد؟ پولُس همچنین میگوید: ‹اگر چنان ایمانی داشته باشم که به فرمان من کوهها جابهجا گردند، اما انسانها را دوست نداشته باشم، باز هیچ ارزشی نخواهد داشت.› (۱قُرِنتیان ۱۳:۲، تفس.) تصوّرش را بکنید، انسان بیمحبت، با وجود دستآوردهایش، ‹هیچ ارزشی ندارد›! بوضوح میتوان دید که کلام یَهُوَه اهمیت بسزایی برای ابراز محبت قائل میشود.
۷ چگونه میتوانیم به دیگران محبت کنیم؟ برای پاسخگویی به این پرسش با هم سخنان پولُس در اوّل قُرِنتیان ۱۳:۴-۸ را بررسی خواهیم کرد. در این آیات پولُس بر محبت خدا به ما یا محبت ما به خدا تأکید نمیکند بلکه بر محبتی که باید به یکدیگر ابراز کنیم تأکید دارد و به ما نشان میدهد که محبت شامل چه خصوصیاتی است و چه خصلتهایی را در خود ندارد.
محبت چیست؟
۸. صبر و بردباری چگونه میتواند در رفتار ما با دیگران تأثیر مثبت داشته باشد؟
۸ «محبت صبور است.» شخص صبور کسی است که رفتار دیگران را با صبر و بردباری تحمّل میکند. (کُولُسیان ۳:۱۳) آیا ما به چنین بردباری و صبری نیاز داریم؟ آری، زیرا همهٔ ما مخلوقات ناکاملی هستیم که در کنار یکدیگر به خدمت مشغولیم و طبعاً پیش میآید که گاهی یکدیگر را میرنجانیم. اما با صبر و گذشت میتوان کدورتهای کوچک را قبل از آن که به آرامش جماعت لطمه بزند، از میان برداشت.
۹. به چه صورتهایی میتوانیم به دیگران مهربانی کنیم؟
۹ «محبت مهربان است.» مهربانی به صورت اَعمال مفید و سخنان پرمهر نمودار میشود. محبت ما را وا میدارد تا ببینیم چگونه میتوانیم به دیگران، بخصوص نیازمندان مهربانی کنیم. برای مثال، شاید یکی از برادران و خواهران سالخوردهمان تنهاست و دلش میخواهد به دیدنش برویم. شاید خواهری که به تنهایی فرزندانش را بزرگ میکند و یا خواهری که شوهرش از لحاظ مذهبی با او همعقیده نیست، نیاز به کمک داشته باشند. شاید کسی بیمار یا دچار مصیبت و گرفتاری است و احتیاج دارد که دوستی باوفا دلداریاش دهد. (امثال ۱۲:۲۵؛ ۱۷:۱۷) اگر بدین صورت مهربانی کنیم، نشان میدهیم که محبتمان صادقانه است.— ۲قُرِنتیان ۸:۸.
۱۰. چگونه محبت ما را یاری میکند تا راستگو و هوادار حقیقت و راستی باقی بمانیم، حتی اگر آسان نباشد؟
۱۰ «محبت . . . از حقیقت و راستی شاد میشود.» در ترجمهٔ دیگری آمده است: «محبت . . . با شادمانی جانب حقیقت را میگیرد.» محبت سبب میشود که راستگو و هوادار حقیقت و راستی باشیم. (زَکَرِیّا ۸:۱۶) اگر یکی از عزیزانمان مرتکب گناهی بزرگ شود، محبتی که به یَهُوَه داریم و همین طور علاقهمان به شخص خطاکار، سبب میشود که پایبند ضوابط الٰهی باقی بمانیم و گناه او را پنهان یا توجیه نکنیم و یا به خاطر او دروغ نگوییم. البته باید اذعان کرد که انجام این کار آسان نیست. اما چون میدانیم که به صلاح عزیزمان است، باید بخواهیم که تأدیب محبتآمیز یَهُوَه را ببیند و بپذیرد. (امثال ۳:۱۱، ۱۲) علاوه بر این، محبت سبب میشود که ما مسیحیان صداقت خویش را حفظ کنیم.— عبرانیان ۱۳:۱۸.
۱۱. از آنجایی که محبت «با همه چیز مدارا میکند» ما باید در مقابل کوتاهیهای همایمانانمان چه واکنشی از خود نشان دهیم؟
۱۱ «محبت با همه چیز مدارا میکند.» این عبارت به طور تحتاللفظی به معنای آن است که «محبت همه چیز را میپوشاند.» در اوّل پِطْرُس ۴:۸ آمده است: «محبت خیلی از گناهان را میپوشاند.» آری، مسیحیای که تابع محبت است، عیوب و کوتاهیهای برادران مسیحیاش را با آبوتاب پیش همه برملا نمیکند. در بسیاری موارد، اشتباهات و لغزشهای همایمانانمان آنقدر کوچک و ناچیز است که میتوان آنها را با محبت پوشانید.— امثال ۱۰:۱۲؛ ۱۷:۹.
۱۲. پولُس رسول چگونه نشان داد که به فیلیمون خوشبین است، و چگونه میتوانیم از پولُس سرمشق بگیریم؟
۱۲ «محبت . . . به همه چیز اعتماد دارد.» در ترجمهٔ دیگری آمده است که محبت «همیشه مشتاق خوشبینی است.» مسیحی واقعی بیش از حد به همایمانانش بدبین نیست و مرتب به آنان نیّت بد نسبت نمیدهد. به یاری محبت «خوشبینی» خود را حفظ میکند و به آنان اعتماد دارد.a به عنوان مثال میتوان به نکتهای در نامهٔ پولُس به فیلیمون اشاره کرد. مقصود پولُس از نوشتن این نامه آن بود که فیلیمون را تشویق کند تا غلام فراری خود، اُنِیسِیمُس را که به مسیحیت گرویده بود، دوباره با آغوش باز بپذیرد. پولُس به جای اینکه فیلیمون را تحت فشار قرار دهد، درخواست خود را با مهربانی و محبت بیان نمود. او ابراز اطمینان کرد که فیلیمون واکنش درست از خود نشان خواهد داد، و گفت: «من این نامه را برایت مینویسم، چون از همکاری تو اطمینان دارم و میدانم که حتی بیشتر از چیزی که از تو خواستم انجام میدهی.» (آیهٔ ۲۱) اگر از روی محبت به برادرانمان اعتماد کنیم، شخصیت مسیحی آنان شکوفا میگردد.
۱۳. چگونه میتوانیم نشان دهیم که به برادرانمان امیدواریم؟
۱۳ «محبت . . . به همه چیز امیدوار است.» محبت علاوه بر اعتماد با امیدواری نیز همراه است. ما نیز چون به برادرانمان محبت داریم به آنان امیدواریم. برای مثال، اگر برادری پیش از آن که خود متوجه باشد قدم اشتباهی بردارد، امیدواریم که توصیههای مهرآمیزی را که به او میشود بپذیرد. (غَلاطیان ۶:۱) علاوه بر این، امید داریم کسانی که ایمانشان ضعیف شده است بهبود یابند. در عین حال با تحمّل و بردباری هر آنچه در توان داریم برای تقویت ایمانشان انجام میدهیم. (رومیان ۱۵:۱؛ ۱تَسّالونیکیان ۵:۱۴) حتی اگر یکی از عزیزانمان به راه خلاف کشیده شود، امیدواریم که روزی به خود آید و مانند پسر گمشدهٔ حکایت عیسی به سوی یَهُوَه باز گردد.— لوقا ۱۵:۱۷، ۱۸.
۱۴. تحمّل ما به چه شکلهایی ممکن است در جماعت مورد آزمایش قرار گیرد، و در این رابطه محبت چه کمکی به ما میکند؟
۱۴ «محبت . . . همه چیز را تحمّل میکند.» تحمّل و استواری ما را قادر میسازد تا در مقابل ناامیدیها و مشکلات ایستادگی کنیم. به غیر از عوامل خارجی گاهی در خود جماعت وضعیتی پیش میآید که تحمّل و بردباری ما را محک میزند. علّت آن شاید ناکاملی برادرانمان باشد که در بعضی موارد موجب یأس و دلسردی ما میشوند. شاید کسی از روی بیفکری حرفی بزند و ما را برنجاند. (امثال ۱۲:۱۸) شاید مسئلهای در جماعت به شکلی که ما توقع داریم فیصله نیابد. شاید رفتار برادری که مورد احترام همه است، طوری باشد که از خود بپرسیم، «مگر ممکن است یک مسیحی این طور رفتار کند؟» در چنین مواقعی آیا باید از جماعت کنارهگیری کنیم و دست از خدمت به یَهُوَه برداریم؟ خیر، اگر محبت داشته باشیم چنین نمیکنیم! محبت اجازه نمیدهد که اشتباهات یک نفر باعث شود خوبیهای او یا خوبیهای کل جماعت را نادیده بگیریم. گفتار و کردار آدمهای ناکامل هر چه باشد، محبت باید سبب شود که ایمان به خدا را از دست ندهیم و حامی جماعت باقی بمانیم.— مزمور ۱۱۹:۱۶۵.
چه خصوصیاتی برخلاف محبت است؟
۱۵. حسادت چیست، و چگونه به یاری محبت میتوانیم جلوی تأثیرات مخرّب آن را بگیریم؟
۱۵ «محبت حسادت نمیکند.» حسادت ممکن است سبب شود که به اموال، امتیازات، یا استعدادهای دیگران رشک بورزیم. اگر جلوی این خصوصیت خودخواهانه و مخرّب را نگیریم ممکن است آتش آن دامنگیر جماعت شود. چگونه میتوان بر حسادت غلبه کرد؟ با محبت. این خصوصیت ارزشمند سبب میشود که وقتی کسی مزایایی در زندگی دارد که ما از آن بیبهرهایم، به جای آن که به او حسادت کنیم برایش خوشحال شویم. (رومیان ۱۲:۱۵) وقتی کسی به خاطر استعدادی فوقالعاده یا موفقیتی چشمگیر مورد تحسین قرار میگیرد، محبت به یاریمان میآید تا نسبت به او احساس خصومت نکنیم.
۱۶. چرا محبت حقیقی به برادرانمان سبب میشود که در مورد خدمتمان به یَهُوَه خودستایی نکنیم؟
۱۶ ‹محبت مغرور نمیشود و کینه به دل نمیگیرد.› محبت مانع از آن میشود که ما در بارهٔ استعدادها یا موفقیتهایمان خودستایی کنیم. اگر واقعاً برادرانمان را دوست داشته باشیم، مدام در مورد موفقیتهایمان در موعظه یا امتیازاتی که در جماعت داریم گزافهگویی نمیکنیم. چنین خودستاییهایی ممکن است دیگران را مأیوس و ناامید کند چون سبب میشود که خود را در مقابل ما حقیر حس کنند. محبت مانع از آن میشود که در مورد امتیازاتی که خدا در خدمت به ما عطا کرده است به خود ببالیم. (۱قُرِنتیان ۳:۵-۹) زیرا محبت غرور ندارد یا همان طور که در ترجمهٔ دیگری آمده است هیچ گاه «در مورد اهمیت خود اغراق نمیکند.» محبت مانع از آن میشود که خودمان را بالاتر از دیگران بدانیم.— رومیان ۱۲:۳.
۱۷. چگونه محبت سبب میشود که ملاحظهٔ دیگران را بکنیم و در نتیجه از چه نوع رفتاری پرهیز میکنیم؟
۱۷ «محبت با بیاحترامی رفتار نمیکند.» منظور از «بیاحترامی» رفتار زشت یا توهینآمیز است. چنین رفتاری از روی محبت نیست زیرا نشانگر نهایت بیملاحظگی نسبت به احساسات و آرامش دیگران است. کسی که محبت دارد بزرگوار است و همین بزرگواری سبب میشود که ملاحظهٔ دیگران را بکند. محبت با رفتار خداپسندانه، ادب و نزاکت، و احترام به دیگران همراه است. از این رو، انسان را از ارتکاب اَعمال قبیح باز میدارد، بدین معنا که شخص را از هر نوع رفتاری که حالت اهانتآمیز دارد و یا موجب انزجار و رنجش برادران مسیحیاش میشود دور نگاه میدارد.— اَفَسُسیان ۵:۳، ۴.
۱۸. چرا شخص بامحبت اصرار ندارد که همه چیز مطابق میل او انجام گیرد؟
۱۸ «محبت . . . دنبال منافع خودش نیست.» در ترجمهٔ دیگری این عبارت به شکل «محبت بر طریق خود اصرار نمیورزد،» ترجمه شده است. شخص بامحبت اصراری ندارد که همه چیز مطابق میل او انجام گیرد، طوری که گویی نظرات او همیشه درست است. او سعی نمیکند دیگران را زیر نفوذ خود قرار دهد بدین صورت که اگر با او همعقیده نباشند آنقدر برایشان دلیل و برهان بیاورد که بالاخره خسته شوند و نظراتش را بپذیرند. چنین لجبازی و یکدندگی نشانهٔ تکبّر و غرور است و به گفتهٔ کتاب مقدّس: «غرور به سقوط منجر میشود.» (امثال ۱۶:۱۸) اگر واقعاً برادرانمان را دوست داشته باشیم، به نظرات آنان احترام میگذاریم و تا جای ممکن از خود انعطافپذیری نشان میدهیم. طبع انعطافپذیر با این گفتهٔ پولُس هماهنگی دارد که میگوید: «هیچ کس دنبال نفع خودش نباشد، بلکه دنبال نفع دیگران باشد.»— ۱قُرِنتیان ۱۰:۲۴.
۱۹. محبت چگونه به ما کمک میکند تا در مقابل رفتار ناراحتکنندهٔ دیگران واکنش درست نشان دهیم؟
۱۹ «محبت به آسانی خشمگین نمیشود و کینه به دل نمیگیرد.» شخص بامحبت با کوچکترین حرف یا عمل دیگران به خشم نمیآید. البته طبیعتاً وقتی کسی به ما توهین میکند ناراحت میشویم. اما حتی در این صورت نیز محبت نمیگذارد خشمگین و ناراحت باقی بمانیم. (اَفَسُسیان ۴:۲۶، ۲۷) نباید گفتهها و اَعمال ناراحتکنندهٔ دیگران را به خاطر بسپاریم، طوری که گویی آنها را به حسابشان نوشتهایم. بلکه به عکس محبت ما را وا میدارد تا خدای مهربانمان را سرمشق قرار دهیم. همان طور که در فصل بیست و شش دیدیم، یَهُوَه هر جا که دلیلی محکم برای بخشش وجود داشته باشد، آن را از ما دریغ نمیکند. و هنگامی که ما را میبخشد، گناهمان را فراموش میکند، بدین معنا که دیگر ما را به دلیل این گناهان محکوم نمیکند. آیا جای سپاسگزاری نیست که یَهُوَه کینه به دل نمیگیرد؟
۲۰. اگر همایمانی در چنگال گناه گرفتار و در نتیجه دچار مصیبت شود، باید چه واکنشی از خود نشان دهیم؟
۲۰ «محبت از بدی و بیعدالتی خوشحال نمیشود.» در ترجمهٔ دیگری این عبارت به صورت «محبت . . . از گناهان انسانهای دیگر خوشنود نمیشود،» برگردانده شده است. در ترجمهٔ دیگری آمده است: «محبت هیچ گاه از کجروی دیگران خوشحال نمیگردد.» از آنجایی که محبت از ناراستی شاد نمیگردد، ما نیز از کنار هیچ گونه بیعفتی و فسادی بیاعتنا نمیگذریم. حال اگر یکی از همایمانانمان در چنگال گناه گرفتار و در نتیجهٔ آن دچار مصیبت شده باشد، چه واکنشی از خود نشان میدهیم؟ آیا خوشحال میشویم و میگوییم: «خوب شد! حقش بود!»؟ خیر، محبت ما را از خوشحالی در این مورد باز میدارد. (امثال ۱۷:۵) در عوض هنگامی خوشحال میشویم که ببینیم برادری خطاکار تلاش میکند دوباره از لحاظ روحانی روی پای خود بایستد.
«بهترین راه»
۲۱-۲۳. الف) منظور پولُس از اینکه گفت «محبت هرگز از بین نخواهد رفت» چه بود؟ ب) آخرین فصل این کتاب به چه موضوعی اختصاص دارد؟
۲۱ «محبت هیچ وقت از بین نخواهد رفت.» منظور پولُس از این عبارت چیست؟ موضوع بحث پولُس در این باب، عطایایی است که از طریق روحالقدس به مسیحیان اوّلیه داده شده بود. این عطایا نشانگر آن بود که این جماعت نوپا مورد لطف و عنایت خداست. اما همهٔ مسیحیان اوّلیه قادر به شفا بخشیدن، نبوّت کردن، یا سخن گفتن به زبانها نبودند. این امر اهمیتی نداشت چون این عطایای اعجازآمیز سرانجام روزی خاتمه مییافت. لیکن محبت باقی میماند؛ خصوصیتی که همهٔ مسیحیان قادر بودند آن را در خود پرورش دهند و از هر هدیهٔ معجزهآسایی چشمگیرتر و پردوامتر بود. پولُس حتی آن را ‹راهی بهتر› خواند. (۱قُرِنتیان ۱۲:۳۱) آری، راه محبت، بهترین راه است.
۲۲ محبت مسیحی که پولُس توصیف کرد «هرگز از بین نخواهد رفت،» بدین معناست که هیچ گاه پایان نمیگیرد. حتی در روزگار ما نیز پیروان حقیقی عیسی را میتوان از روی محبت برادرانه و ایثارگرانهشان شناخت. چنین محبتی را میتوان در جماعتهای پرستندگان یَهُوَه در سرتاسر دنیا یافت. این محبت تا ابد باقی میماند، زیرا یَهُوَه به خادمان وفادارش وعدهٔ زندگی جاودان را داده است. (مزمور ۳۷:۹-۱۱، ۲۹) بیایید تمام تلاش خود را بکنیم تا ‹همیشه محبت نشان دهیم.› بدین سان، بزرگترین سعادت و فرخندگی که از بخشش و سخاوتمندی به دست میآید نصیبمان خواهد شد. علاوه بر این، میتوانیم همچون خدای مهربانمان یَهُوَه تا ابد زندگی و محبت کنیم.
قوم یَهُوَه را میتوان از روی محبتی که به یکدیگر دارند شناخت
۲۳ در این فصل کتاب که به بخش مربوط به محبت پایان میدهد، در بارهٔ چگونگی ابراز محبت به دیگران سخن گفتیم. اما از آنجایی که محبت یَهُوَه همچون قدرت، عدالت و حکمتش، از راههای بسیار به ما فایده میرساند، بجاست که از خود بپرسیم، ‹من چگونه میتوانم به یَهُوَه نشان دهم که حقیقتاً دوستش دارم؟› پاسخ این پرسش را در آخرین فصل این کتاب مورد بررسی قرار خواهیم داد.
a البته باید در نظر داشت که محبت مسیحی به هیچ وجه با سادهلوحی و زودباوری همراه نیست. کتاب مقدّس به ما هشدار میدهد: «از کسانی که تفرقه ایجاد میکنند و باعث لغزش دیگران میشوند دوری کنید، چون کارهایشان برخلاف تعالیمی است که یاد گرفتهاید.»— رومیان ۱۶:۱۷.
-